ابعاد انسانی – محیط – ماشین

ارگونومی یا مهندسی فاکتورهای انسانی از دو واژه یونانی به معنای کار وبه معنای قانون گرفته شده است، ارگونومی یک علم است که بر تطبیق نیازهای انسان با محیط کارو زندگی وی تاکید می ورزد، به عبارت دیگر آرگونومی بر آن است که شرایط محیطی را مساعد شرایط فیزیکی انسان سازد تا انسان مجبور نشود خود را باشرایط احتمالا نامناسب محیط کار سازگار کند، ارگونومی دانشی را در اختیار انسان قرار می دهد که دامنه آن بسیار وسیع است و طیف وسیعی از دانش های دیگر چون، آناتومی، فیزیولوژی و روانشناسی را در بر می گیرد
ارگونومی کوششی است در جهت تناسب کار با انسان، هدف اساسی از این علم، بهبود بخشیدن به نحوه کار، روش های کار و وسایل کار و انطباق بخشیدن آن ها با خصوصیات روانی و بدن انسان است، یکی از اصول ساده ارگونومی به این مطلب اشاره داردکه تمام فعالیت ها در محیط کار باید به گونه ای انجام شود که سبب کاهش میزان استرس های جسمی و روحی و روانی شود. اگر این استرس ها در محیط کاری بیش از اندازه و از حد عادی خود تجاوز کند نتایج نامطلوبی چون اشتباهات کاری، ایجاد حوادث و کاهش سلامتی

جسمی و روانی افراد خواهد داشت، با رعایت اصول ارگونومی، فشار کار و خستگی های بی مورد کاهش پیدا می کند، به عبارت دیگر ارگونومی یا همان مهندسی فاکتورهای انسانی علمی نسبتا جدید است که با علوم مختلف در ارتباط است. ارگونومی در حقیقت علم به کار گیری بهینه از ابزار کار در محیط کاری است به نحوی که حداکثر بازدهی در تولیداتی که انسان در آن نقش دارد به دست آید در حالی که کارگر یا کاربر حداکثر رضایت را از کاربرد ابزار مزبور و همچنین از محیط کاری دارد و میزان ایمنی لازم در کار برای کارگران و کاربران فراهم شده است.

با توجه به این تعریف، علم ارگونومی از رشته های علمی نظیر پزشکی، فیزیولوژی، آمار، روانشناسی، مردم شناسی، آناتومی بیومکانیک و سنجش ابعاد و اجزای بدن انسان برای طراحی ماشین و محیط کار سود می برد. در واقع ارگونومی یک علم چند رشته ای است که ارتباط متقابل تکنولوژی محیط و نیازهای روحی و جسمانی انسان را برقرار می کند.
تاریخچه پیدایش ارگونومی به انقلاب صنعتی (اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم) بر می گردد. کارهای پژوهشی فرانک ولیلیان گیلبرت در زمینه کارسنجی و مدیریت کارگاهی

سرآغازی بر مطالعات ارگونومیک بود. پس از جنگ جهانی دوم و با آشکار شدن مشکلات و تلفات ناشی از عدم توجه به ارگونومی، نیاز به این علم بیش از گذشته احساس شد.
اشتباهات احتمالی در زمینه هایی چون رادار، هواپیماهای جنگی، هم جنبه رفتاری داشت هم جنبه مهندسی، و در نتیجه گروه هایی شامل، مهندسان، روانشناسان و فیزیولیست ها تلاش هایی را جهت حل مشکلات آغاز کردند، این تلاش ها در خلال جنگ جهانی دوم در آمریکا باعث رشد و توسعه علم ارگونومی گردید.

حوادث و فجایع تکنولوژی تاسف باری که در دهه ۱۹۸۰ روی داد. باعث شناخته شدن هر چه بیشتر این دانش در بین مردم شد و به مرور کارخانه داران، کارگران، دولتمردان و در نهایت عامه مردم به طراحی ارگونومیک روی آورند.
ارگونومی (انسان.محیط.ماشین)

• طراحی تغییر، جایگزینی و نگهداری تجهیزات برای ارتقاء بهره وری، زندگی کار و کیفیت تولید
• طراحی و تغییر فضاهای کاری و جانمایی کاری برای سهولت و سرعت عملیات خدمات و نگهداری
• طراحی و تغییر روش های کاری شامل اتوماسیون و تخصیص وظیفه بین اپراتور و ماشین

• کنترل فاکتورهای فیزیکی در محل کار برای تولید بهتر و ایمنی کارکنان از اصول اولیه ارگونومی در صنعت هستند.
موارد زیر از نتایج درخشان به کارگیری اصول ارگونومی در محل کار است:
• ارزیابی تناسب محل کار و ابزارها برای کارگران برای انجام امور محوله
• پیش بینی پتانسیل اثرات طولانی مدت کار بر جسم کارکنان

• درک تاثیر مخصوص نوع کار بر جسم و کارایی شغلی کارکنان
• بهبود بهره وری و آسایش کارگران توسط تطبیق کار برای شخص یا تطبیق شخص برای کار که نتیجه این تلاش ها دستیابی به بهترین هماهنگی بین قابلیت های کارمند و نیازهای شغلی است

جویس مریلین، رئیس موسسه جویس در سیاتل آمریکا اعتقاد دارد هم اکنون باور عمومی بر این اساس شکل گرفته است که شرکت هایی که بهره وری و کنترل کیفیت را سر لوحه اهداف خود قرار داده اند، دخالت دادن ارگونومی را در برنامه هایشان به عنوان یک شم تجاری به کار گرفته اند و آن را با ایمنی، کنترل کیفیت و برنامه های تولیدی برای دستیابی به حداکثر سود تلفیق کرده اند و در نظر گرفتن اصول ارگونومی نه تنها باعث حفظ سلامت نیروی انسانی و کارآمد در جوامع شده است بلکه مانع تحمل بسیاری از هزینه های مالی بر اقتصاد کشورهای فقیر شده است.

ارگونومی از نظر اهداف کاربردی به شاخه هایی تقسیم می شود که عبارتند از اهداف بهداشتی و صنعتی که هدف شاخه بهداشتی تضمین سلامت جسمی و روحی افراد و هدف شاخه صنعتی افزایش سوددهی و بهره وری است. پس از انقلاب صنعتی، تحلیل مکانیکی حرکات و وضعیت بدن در طول کار، طراحان و ارگونومیست ها را بر آن داشت تا اعمال و شرایط غیر ایمن را تشخیص و در جهت رفع آن ها اقدام نمایند. مقارن با جنگ جهانی دوم هم زمان با پیشرفت های بزرگی که در حمل و نقل، کشاورزی و صنعت صورت گرفت پیشرفت های بزرگی در ارگونومی صورت پذیرفت و تکنولوژی بشر معطوف به مشکلاتی شد که در اثر کاربرد وسایل پیچیده نظامی به وجود آمده بود و بالاخره در دوره جدید یعنی دهه ۱۹۷۰ به بعد تقریبا در تمام کالاهایی که به وسیله بشر به کار می رود تاثیر ارگونومیست ها مشاهده می شود. این ها شامل ساختمان ها، محصولات مصرفی، بهداشتی، لوازم پزشکی دقیق و غیر دقیق، تجهیزات کامپیوتری و وسایل مربوط به تولید می باشد.

همان طور که گفته شد هدف ارگونومی عبارت است از تقلیل فشار، خستگی و فرسودگی که در اثر کار کردن ایجاد می شود و تطبیق و تغییر دستگاه ها و تجهیزات با وضع صحیح بدن که به حفظ سلامت و افزایش بهره وری منجر می گردد. مثلا استرس یک فاکتور فراگیر در ایجاد خطا و اشتباه به هنگام استفاده از ابزار و تجهیزات پزشکی است. یک شخص مضطرب هنگام استفاده از این تجهیزات می تواند با استفاده نادرست باعث افزایش خطا گردد. به عنوان نمونه گلوکومتر دستگاهی کوچک برای اندازه گیری قند خون بیماران دیابتی است. فرد دیابتی یک قطره از خون انگشت خود را بر روی یک نوار باریک می ریزد و این دستگاه میزان قند خون را به بیمار نشان می دهد. حال اگر این اندازه گیری درست خوانده نشود در رژیم

غذایی بیمار و میزان ورزش او تاثیر سوء گذاشته و حتی میزان خطر تا بدانجا است که می تواند باعث مرگ وی شود. این یک مثال واضح از خطای مصرف کننده است البته آموزش افراد میزان خطا را کم می کند ولی تجربه نشان داده است که آموزش نتوانسته به طور قابل توجهی مشکل را کاهش دهد. مثال دیگر علامت هایی است که در سرنگ انسولین کنار هم قرار گرفته اند. این علائم آن قدر ریز هستند که باعث خطا در خواندن می شوند. برای رفع این مشکل، استوانه باریک را به وسیله یک استوانه بزرگ تر احاطه کردند و شماره های روی آن را بزرگ تر نوشتند تا درجات به راحتی خوانده شوند. این مثالی بسیار ساده برای طراحی ارگونومیک است که احتمال خطا را کاهش می دهد.

طراحی ارگونومیک به معنی طراحی محصولات یا خدمات بر اساس نیازه های جسمی و روحی مصرف کنندگان است که متاسفانه اغلب اوقات نادیده گرفته می شوند. در این روش طراحان باید نکات لازم و ضروری را در بطن کار خود مورد توجه قرار دهند به طوری که در هنگام استفاده کارایی، سهولت و لذت را برای مصرف کننده پدید آورند. طراح باید شاخص ها و اطلاعات آنتروپومتری مربوطه را مورد توجه قرار دهد. اندازه های ساختاری بدن انسان برای کلیه افراد و گروه های سنی شناخته شده است. این اطلاعات برای طراحی تجهیزات و نیز طراحی محل های کار مفید می باشند.

مشخصات سه بعدی نیروی مردان و زنان از جهت کشش، فشار، بالا و پایین آوردن و نیز فضای حداقل وحداکثر مورد نیاز برای فعالیت اندازه گیری شده اند. این اندازه ها نشان می دهند که بدن انسان چگونه به ابعاد و زوایای عمودی و افقی دسترسی پیدا می کند. بدیهی است عدم رعایت اصول آنتروپومتری در توسعه تجهیزات با اصول غیر ارگونومیک می تواند منجر به ایجاد ارتباطات غلط و یا حتی شکست در طراحی گردد، هر چند که یک طراح ممکن است دانش و آموزش لازم را برای کاربری داشته باشد ولی ممکن است که او نیز در اجرای طرح به جای آن که به موضوع «کاربر» بپردازد به سمت تجارت فردی متمایل گردد.

یک طراح ممکن است خودش از اتومبیل و سایر تجهیزات مشابه استفاده کرده باشد که در این صورت می تواند برخی از تجارب شخصی (کاربردی) را درون طرح خود انعکاس دهد اما احتمال این که تجربه ای در استفاده از تجهیزات پزشکی داشته باشد تقریبا منتفی است با این وجود وسایل و امکاناتی وجود دارند که می توانند به او کمک کنند. استانداردهای منطقه ای و بین المللی، معیارها و خدمات توصیه شده و مرتبط با موضوع تجهیزات پزشکی می تواند در معیارهای طراحی هر چند به طور محدود مورد استفاده قرار گیرند. با وجود این که این معیارها می توانند در اجرای طرح مفید باشند اما اغلب به جای آن که بر پایه شواهد باشند معمولا غیر دقیق و نسبی هستند. تکیه زیاده از حد بر این معیارها بدون در نظر گرفتن نقش فعال کاربران می تواند منجر به نادیده گرفتن ملاحظات اساسی برای کاربران گردد. چنین سهل انگاری می تواند منجر به تولید وسیله ای گردد که خطاها و نتایج نادرست زیادی به بار آورد.

در طراحی یک وسیله پزشکی تیم طراحی با پیشرفت طرح رشد می کند. ایده هایی که توسط پرسنل درمانی ارائه می شوند بسیار جالب توجه هستند زیرا نیازهای بالینی در بخش های درمانی بسیار دقیق اند. بنابراین پزشکان، پرستاران و مهندسان بالینی منابع ایده و نظر خوبی هستند. در مورد بسیاری از وسایل کمکی که امروزه مورد استفاده قرار می گیرند به ندرت درمان گران این وسایل را طراحی و تولید می کنند و افرادی با زمینه های تخصصی دیگر مثل مهندسان کامپیوتر و مکانیک و طراحان صنعتی در این امر فعال هستند. بنابراین برای اشخاصی که می خواهند ایده جدیدی را پیشنهاد دهند مهم است که در تماس با شخصی باشند که بتواند ایده خوب را بفهمد.

طراحی محصولات پزشکی از آنجا تکامل پیدا نمود که از خود کاربران و استفاده کنندگان در طراحی تجهیزات استفاده شد. ابداغ گر این روش Moray در سال ۱۹۹۴ بود که روش خود را رهیافت سیستم (System approach) نامید. عوامل زیادی طراحی دستگاه های پزشکی را تحت تاثیر قرار می دهند. عواملی که محدودیت هایی را بر طراحی اعمال می کنند، برای هر نوع دستگاه متفاوت هستند. اما برخی از احتیاجات عمومی را می توان به صورت عوامل سیگنال محیطی، پزشکی و اقتصادی مطابق شکل ۳ گروه بندی کرد. این شکل نشان می دهد که چگونه این عوامل در طراحی اولیه و توسط یک دستگاه دخالت دارند.

یک طراح باید به ضرورت ها و نیازهای انسان قدرت شناخت داشته باشد و پایگاه های اطلاعاتی و کاربرد آن ها را بشناسد و سودمندی آن ها را جهت طراحی تجهیزات درک نماید. کسانی که دست اندرکار طراحی، تولید و خرید محصولات پزشکی هستند لازم است افرادی آگاه به دانش ارگونومی باشند، زیرا وظیفه آن ها در مورد تجهیزاتی است که کاربرد واقعی دارند و محصول خریداری شده باید خالی از اشکال باشد. چون اشکال در این تجهیزات می تواند نتایج وخیمی برای سلامتی افراد داشته باشد.
به طور کلی برای تسهیل در کار و کم کردن احتمال خطا باید به نکات زیر توجه جدی داشت:
این تجهیزات برای سلامتی به کار می روند و شامل شیوه های مراقبت و رسیدگی هستند. اعمال علاقه و توجه در طراحی تجهیزات شناسایی نتایج قبلی در توسعه تجهیزات مشابه…. شناسایی قابلیت ها و توانایی ها در انجام آزمایش های مربوط به تجهیزات در مورد طراحی
موضوع محيط كار در سازمانها يا مراكز توليدي و صنعتي از موضوعات مهمي است كه پيوسته در نشست ها و مقالات مطرح و بر اهميت وچگونگي ايجاد محيطي مناسب و كارا براي نيروهاي انساني تاكيد مي شود؛ مي دانيم كه يك محيط خوب، مي تواند بر رشد ارزشهاي پرسنل، افزايش توان و بهره وري آنان اثرگذار باشد به همين دليل علم مديريت انساني يا ارگونومي براي رهبران و مديران سازمانهاي بزرگ از اهميت بالايي برخوردار شده است
امروز با پيچيده تر شدن ساختار و عملكرد سازمانها، سازماندهي محيط كار و ايجاد محيطي آرام و بهره ور در سازمانها يا كـــارخانه ها طوري كه منجر به فعال شدن بيشتر نيروي انساني، شادابي آنها، حذف خطرات احتمالي، افزايش كيفيت در كار و كالا، كاهش افسردگي ها، رشد توليد، رشد خدمات مثبت و در نهايت دستيابي به بهره وري مورد نظر شود، از دغدغه هاي مديران اجرايي و سرپرستان سازمانها يا مراكز توليدي است
نتايج حاصل از مطالعات مربوط به نيروهاي انساني، نشان مي دهد كه توسعه نيروهاي انساني بهره ور به طور مستقيم در دستيابي به بسياري از اهداف سازماني نقش بسزايي دارد.
كاهش هزينه ها، رسيدن به پيشرفتهاي اقتصادي، رقابت بيشتر، فروش، خدمات موثر به مشتريان، همگي اهداف و نتايج مثبتي هستند كه براثر ايجاد فضا و محيطهاي بسيار مناسب و سالم به دست مي آيند. اينكه اين فضا و محيط در سازماني دولتي باشد يا خصوصي و يا فضاي باز باشد يا بسته، مهم نيست.
انسان در توسعه فروش
آنچه اهميت دارد ايجاد خشنودي و رضايتمندي در نيروي انساني است تا بتواند با روحيه اي شاد و احساس امنيت در شغل خود به فكر يا تلاش در انجام هرچه بهتر وظايف خود بپردازد و نتايج ارزنده اي را نصيب سازمان خود كند.
آيا ساماندهي فضا و محيط كار براي نيروي انساني مي تواند در رشد خلاقيت ها و خلق فرايندها و محصولات با كيفيت موثر باشد؟ نقش مديران و سرپرستان در ساماندهي محيط كار مناسب و مثبت براي نيروي انساني چقدر است؟ مديريت سازمانها با ساده انگاري مشكلات كاركنان خود و بي توجهي به نيازهاي آنها، چقدر در افزايش خطاهاي شغلي آنها و برهم خوردن محيط كار در سازمانها يا كارخانه هايشان نقش دارند؟ اين ها پرسشهاي مهمي هستند كه پيوستـه در مباحث مربوط به مديريت منابع انساني مطرح مي شود. آنچــه كه اين گزارش ويژه در پي آن است معرفي ويژگـــــي هاي يك محيط كار مناسب چه از نظر فيزيكي و چه رواني براي كاركنان است و اينكه چگونه مي توان فرهنگ ساماندهي محيط و فضاهاي كار را در مديران، سرپرستان و كاركنان رشد و توسعه داد. به همين دليل پرسشهاي خود را با برخي از صاحبنظراني كه درباره روشهاي كاربردي ساماندهي محيط كار مطالعات و تحقيقاتي انجام داده اند، مطرح كرده و در قالب مصاحبه نظريات آنها را جويا شديم كه باهم مي خوانيم.
بزرگواراني كه مصاحبه ما را پذيرفتند عبارتند از: – آقاي بابك اسماعيلي، مدرس دانشگاه و فوق ليسانس مديريت آموزشي.
– آقاي دكتر ايرج سلطاني، مديرتحقيقات نيروي انساني فولاد مباركه و مدير گروه كارشناسي ارشد مديريت صنعتي دانشگاه آزاد – نجف آباد
– آقاي هژير حومئي، عضو هيأت علمي موسسه آموزش عـالي شيخ بهايي، مديـر بخش آمار و اطلاعات شركت بين المللي فولاد تكنيك، دانشجوي دوره دكترا و بورس وزارتخانه و عضو هيأت علمي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري.

 

ويژگي هاي محيط كار خوب
– معمولاً براي آنكه كاركنان در محيط كار خود به راحتي و با بازدهي بالا به كار بپردازند و نتايج خوبي را متوجه سازمانهايشان كنند لازم است تا در محيطي سالم و مناسب چه از نظر فيزيكي و چه از نظر رواني قرار گيرند. چنين محيطي داراي ويژگي هايي است كه مي بايست به آن پرداخته شود.

به همين دليل نخستين پرسش خود را به بررسي ويژگي هاي محيطهاي كار خوب و ايده آل براي كاركنان اختصاص داديم و نظر آقاي اسماعيلي را در اين باره جويا شديم، ايشان اين ويژگي ها را چنين برشمرد: ويژگي هاي يك محيط كار خوب و مطلوب را مي توان از سه جنبه مورد بررسي قرار داد:
۱ – از لحاظ فيزيكي: محيط كار بايد امكانات اوليه را دارا باشد مثلاً از لحاظ نور، تهويه، دوري از سروصداي محيطي و… مناسب باشد و ابزار و وسايل ابتدايي و مناسب كار در اختيار كاركنان قرار گيرد.

۲ – از لحاظ حقوقي و انگيزشي: به طور مسلم همه انسانها در درجه اول براي به دست آوردن پول كار مي كنند و اگر در يك محيط كار همه امكانات فراهم باشد اما حقوق مكفي و مناسبي وجود نداشته باشد آن محيط را نمي توان محيط كار مطلوب ناميد و بايستي در حد متعارف و متوسط جامعه به كاركنان حقوق و دستمزد مكفي پرداخت شود تا از ايجاد حس نارضايتي جلوگيري به عمل آيد. به علاوه يك محيط كار مطلوب بايد داراي يك سيستم دقيق و عادلانه پرداخت پاداش و پرداختهاي انگيزشي باشد.
۳ – از لحاظ سبك مديريتي. نحوه اداره سازمانها و ايجاد ارتباط سالم بين همكاران با هم و با رده هاي مديريتي مي توانند يك محيط كار سالم را بوجود آورد و مديريت سازمان بايد سعي نمايند كه كاركنان از كار خود احساس رضايتمندي شغلي داشته باشند.

اصولاً كاركردهاي مهم مديريت منابع انساني: جذب، نگهداري و ارتقاء مي باشد. اگر مديريت سازمان بتواند افراد سالم و متخصص را جذب و استخدام نموده و در مرحله بعدي به وسيله عوامل انگيزشي و حقوقي آنها را به نحو احسن در سازمان نگهدارد و سپس در جهت ارتقاي دانش و پست سازماني آنها برآيد، دقيقاً يك محيط كار مطلوب را ايجاد نموده است.
همين پرسش را با آقاي سلطاني در ميان گذاشتيم. وي اين محيط ايده آل را از دو منظر فيزيكي و رواني مورد بررسي قرار داد و چنين گفت:

باتوجه به نظريه هاي انگيزشي محيط كار، بايستي انگيزه هاي كاري فرد را تقويت و پايدار نگه داريم زيرا قسمت اعظم وقت كاركنان در محيط كار سپري مي شود و بهتر است به جاي محيط كار آن را محيط زندگي بناميم و اين به خاطر آن است كه مسايل و مشكلات محيط كار دايماً به محيط زندگي منتقل مي شود و كاركنان هر سازمان با محيط كار و زندگي پيوسته سروكار دارند پس تعيين مرز بين آنها كار مشكلي است. براين اساس محيط كار بايستي همانند محيط زندگي خانوادگي باشد. به طور كلي مي توان شاخص هاي محيط كار خوب را در دو مقوله زير بيان نمود:

الف – شاخص هاي محيط كار مناسب از نظر فيزيكي در اين زمينه بايستي مطلوبيت لازم در محيط كار ايجاد شود. از جمله مي توان به شاخص ها يا مطلوبيتهاي زير اشاره نمود:
پايين بودن ميزان آلاينده هاي انساني نظير سروصدا، گردوغبار و…
ايمن بودن محيط كار از نظر كاري؛
نبودن زمينه هاي بالقوه بروز حوادث كاري؛

آراستگي و منظم بودن ابزار كار؛
حاكم شدن نظامهاي زيست محيطي نظيرISO 14000 و… .

ب – شاخص هاي محيط رواني و اجتماعي كار
شايد قسمت اعظم و مهم ترين بخش محيط كار، بستگي به شرايط رواني و فضاي حاكم بر محيط كار داشته باشد، امروز براي ايجاد سازمانهاي برتر(EXCELLENCE ORGANIZATION) نياز است كه چنين محيطهايي در سازمان خلق شود و محيط برتر در گرو پرداختن به مسايل رواني و اجتماعي كاركنان مي باشد، براي محيط برتر كاري، شاخص هايي تعريف شده كه اين شاخص ها مي تواند معيار تدارك يك محيط كاري خوب و مطلوب باشد در اين باره نيز مي توان به شاخص هاي زير اشاره نمود:

۱ – يكي از شاخص هاي محيط كاري خوب اين است كه كاركنان از بودن با هم و كار با يكديگر احساس لذت كنند و همواره يار و ياور هم باشند در اين صورت خستگي هيچ گاه به سراغ آنها نمي آيد.

۲ – از شاخص هاي محيط كاري خوب وجود اعتماد متقابل بين كاركنان و مديران مي باشد و اين امر مهم با شعار حاصل نمي شود بلكه بايستي برپايه عمل استوار باشد.
۳ – در يك محيط كاري خوب راستي و درستي ملاك اساسي است و ارزش آن به شكل عملياتي مورد توجه همه سازمان مي باشد.
۴ – محيط برتر و مناسب كاري شرايطي را فراهم مي كند كه كليه كاركنان به كاري كه انجـــام مي دهند احساس غرور و افتخار كنند.
۵ – ويژگي يك محيط كاري خوب وجود تفاوت و نبودن تبعيض يا احساس تبعيض است زيرا وجود تبعيض و احساس تبعيض به عنوان يكي از عوامل منفي موجب افت انگيزه، خستگي رواني و دل زدگي از كار و سازمان شده و پس از مدتي سازمان از نظر رواني بيمار مي شود.

باتوجه به مطالب گفته شده به طور كلي در يك محيط كاري خوب لازم است كيفيت زندگي كاري كاركنان همواره ارتقاء يابد و كاركنان احساس عدالــــت نمايند تا در تصميم گيري ها مشاركت داده شوند و از اهميت شغلي لازم و معقولي برخوردار باشند.

تدبير: آقاي اسماعيلي، به نظر شما تفاوت مديريت سنتي بــــا مديريت جديد براي مناسب سازي محيط كار به منظور افزايش خشنودي و انگيزه در كاركنان چيست؟
مديريت سنتي همان مديريت دستوري، آمرانه، از بالا به پايين است كه در آن مدير كاركنان را زيردستان خود مي داند و نگاهي از بالا به پايين دارد او فقط توقع اطاعت محض از زيردستان خود را دارد. ميان آنها باب مذاكره و گفتگو و مشاركت بسته است و كاركنان فقط مي بايست دستورات را بدون چون و چرا اطاعت كنند درنتيجه كاركنان، سازمان را از آن خود نمي دانند و احساس بيگانگي دارند و درنهايت اينكه خود را در قبال امور سازمان پاسخگو نمي دانند.

اما در سبك مديريت جديد مدير به كاركنان خود به عنوان همكار نگاه مي كند نه زيردست و انتظار اطاعت بدون چون و چرا از پرسنل ندارد. اين سبك دقيقاً در نقطه مقابل سبك مديريت سنتي قرار دارد. در اين فضا كاركنان در امور سازمان مشاركت دارند و تصميم هاي سازماني با حضور آنان اتخـــاذ مي شود و آنان سازمان را از آن خود مي دانند و نسبت به سرنوشت و سود و زيان آن احساس مسئوليت مي كنند.
مسلماً در چنين مدلي و فضايي كاركنان احساس خشنودي و انگيزه بيشتري براي كاركردن دارند.
ارگونومي، روشي علمي

آقاي سلطاني، در پاسخ به اين پرسش كه ارگونومي، چقدر و چگونه مي تواند در افزايش توان و بهره وري نيروي انساني سازمانها و مراكز توليدي – صنعتي موثر باشد، چنين گفت:
قبل از اين كه به اهميت علم ارگونومي در كار و بهره وري پرداخته شود لازم است تعريف مختصري از علم ارگونومي ارايه تا بهتر بتوان از مولفه هاي آن در كار استفاده نمود. به طور كلي ارگونومي علم هماهنگ كردن توان فيزيكي، توان رواني و محيط كار و تكنولوژي است. براساس اين تعريف زماني كاركنان داراي عملكرد مطلوبي هستند كه بتوان در سازمان بين ابعاد و توان فيزيكي، رواني و محيط كار سازگاري و تعادل ايجاد نمود. به همين علت در مدل عملياتي توسعه منابع انسـاني براي افزايش كارآيي و بهره وري عمدتاً از ارگونومي استفاده مي شود و اين به خاطر آن است كه ارگونومي به مقدار زيادي موجب صرفه جويي در وقت و انرژي شده و كاركنان با حداقل صرف انرژي فيزيكي و رواني، حداكثر كار يدي و فكـــــري را براي سازمان به ارمغان مي آورند.