هر ساله تعداد کثیری از ایرانیان به خارج از کشور مهاجرت می کنند و برای یک زندگی بدون دغدغه راهی دیار غربت می گردند. بر حسب یک آمار حداقل هر ساله ۲۰۰,۰۰۰ نفر بعنوانین مختلف از کشور خارج می گردند به امید آینده ای روشن و بهتر. این سئوال که چه درصدی موفق می گردند و یا شکست می خورند سئوالی جدا که برای مطالعه جدی ان ابتدا باید به چرایی خارج شدن از کشور پرداخت.

واقعیت های بارز و مسلم در رابطه با فرار مغر ها از ایران را می توان در مورد زیر مشاهده کرد.
کمبود و یا عدم مدیریت موفق و صحیح
کمبود و یا عدم ایجاد بازار کار متناسب با نیازها
فشار های فزاینده مالی و مذهبی
کمبود و یا عدم مدیریت موفق و صحیح

اظطراب و دغدغه فردا در مورد پرداخت هزینه خانه و زندگی، پیدا کردن کار و یا کار های مناسب که بتواند پاسخگو نیاز های مالی فرد و خانواده او باشد. مشکل اکثر جوانان ایرانی است که در گوشه خانه ها تنها به پر کردن فرم مهای استخدام مشغول اند. عدم مدیرت کارآمد و موفق یکی از مسائل اساسی و ریشه ای در جامعه ایرانی است. حسن دانشجو رشته روانشناسی می گوید با تمام سخت کوشی و مطالعات جانبی و فعالیت های عملی جهت رسیدن به شغل مورد علاقه ام موفق به دست یافتن به کار نمی شوم زیرا صلاحیت مرا فردی تعیین می کند که بر مسند قردت نشسته و آنطور که دوست دارد عمل می کند نه برحسب تخصص و کفایت شغلی. حسن می گوید با داشتن خانواده و فرزند پس از اینهمه تحصیل و کوشش حال می بینم که کار من اشتباه محض بوده است زیرا دوستانی که تحصیل را به کنار گذاشتند و به کارهای سیاه دست زندن الحال از زندگی لذت می برنند و یا حداقل همچون هر روز مثل من ۱۰۰ فرم استخدامی را بریا هر چیز و هر جا پر نمی کنند.

کمبود و یا عدم ایجاد بازار کار متناسب با نیازها
بارها دولتمردان ایرانی و رهبران دولتی صحبت از اشتغال زدایی کرده اند و برای جلب نظر نسل جوان خصوصا در دورههای انتخاباتی شعار های زیبا داده اند ولی متاسفانه در عمل موقعیت های چندانی بوجود نیامده است. چرا؟ علی دانشجوی تهرانی می گوید این عمل تیشه بر ریشه گذاشتن اعتبار تحصیل و دانش آموزی در ایران است. در جاییکه دختران و پسران ایرانی در سن پایین دست به خود فروشی می زنند (بر حسب یک امار سن خود فروشی در شهرستان ها به ۱۳ سال می رسد) و پس از مدتی این طرز تفکر را الگو خود می کنند که اگر می توان یک شبه درآمد یک ماه کار را بدست آورد چرا باید رفت و خود را به دردسر انداخت.

فشار های فزاینده مالی و مذهبی
ساده انگاری و ترویج فرهنگ قدرت مداری و فشارهای مذهبی عامل دیگر دربرون راندن جوانان ایرانی به خارج از کشور می باشد. یکی از معضلات جامعه ایرانی باور مداری و تظاهر بیش از حد به آن می باشد. محسن ازاصفان می گوید دیگر از همه چیز خسته شدم و حالم از همه چیز بهم می خوره. هر کاری که برای آن پاسخی نیست یک توجیه برای آن متصور است. خواست خداست، اراده خدا در حق تو این هست. اگر بخواهی حرف بزنی می گن کفر نگو سنگ می شی. اخه اگر این خدا را نخواهیم به چه کسی باید شکایت کرد.متاسفانه در کشورهای همانند ایران زندگی جزیی از باورهای مذهبی است در صورتیکه در اورپا و امریکا باورهای مذهبی جزیی از زندگی هستند. این موضوع یعنی ترویج فرهنگ قدرت مداری و فشارهای مذهبی در کشور ما نه تنها باعث تخریب باورهای مذهبی است بلکه تخریب کننده نیروی نسل جوان است که زندگی را زمانی پوچ و گذار می داند. در نتیجه این طرز تفکر فرد هیچ مسئولیتی را در قبال عملکرد و رفتارهای خود نمی بیند.

چگونه می توان در صدد حل این مشکل برآمد
یقینا برای حل این مشکل یک فرد و یا گروه نمی تواند کافی باشد بلکه هر فردی باید دخیل گردد تا بتوان پلی ساخت به جهت عبور و گره گشایی این معضل اجتماعی که در ذهن و قلب بسیاری ریشه کرده است. برای این منظور باید اصول اساسی را شناخت و انها را پایه ریزی کرد. اصولی چون :تغییر ذهنین خود نسبت به زندگی و دنیای اطراف و دانستن اینکه ارزش و توانایی های فرد بیش از مشکلات او می باشد. بدنبال هدف زندگی باشیم، توانایی های خود را بشناسیم و عملا از آنها استفاده کنیم. درک مشکلات بعنوان راه حلی برای بالا رفتن در زندگی نه زجر کشیدن. عاملی که ما را وامی دارد تا از خود خلاقیت به خرج دهیم و به ان جایی برسیم که می بایست باشیم. شما می توانید نظرات خود را با دیگران در میان بگذارید و دنیای اطراف خود را تغییر دهید ولی برای این کار اول احتیاج دارید که دنیای دورن خود را تغییر دهید. انسان با شناخت توانایی های خود و سپردن آنچه که در کنترل او نیست به دست خالق نیکو که از آسمانها به جهت دستگیری از من و تو دوست عزیز درگذشته است تقدیم کنیم. بله عیسی مسیح قادر است که مارا به زندگی هدفمند و بالنده برساند. امروز تمایل و توانایی شماست که می تواند سازنده فردای شما باشد پس بیایید برای آن تلاش کینم و آنچه که متلعق به ماست را بدست آوریم.

نگاهی به معضل بیکاری جوانان از دریچه آمار و ارقام
بیکاری از جمله معضلات دردناکی است که جامعه جوان کشور بیش از پیش با آن روبه‌روست. هجوم بیکاران برای پیوستن به بدنه دولت و فقدان ارائه امکانات سرمایه گذاری سازماندهی شده برای ایجاد اشتغال، از جمله مسائلی است که کمتر در بودجه‌ریزی به آن توجه می شود .در این راستا، ارائه آمارهایی در مورد میزان بیکاری در کشور حائز اهمیت است. با وجود خدمات انکار نشدنی دولت خاتمی در بحث مربوط به اشتغال، هنوز هم به نظر می رسد که برنامه های محدودی برای حل این مشکل وجود دارد.

یکی از آثار اقتصادی ناشی از اجرای بودجه ۸۴ این است که بیکاری جوانان از جامعه ریشه کن خواهد شد یا حداقل بر آمار بیکاری جوانان افزوده نخواهد شد؟
به نظر می رسد که مطرح کردن بحث ریشه کنی به لحاظ واقعیت، کمتر عینی باشد. در پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا نیز درصد اندکی از میزان بیکاری به صورت پیش بینی نشده وجود دارد که در نهایت با بر نامه ریزی های اقتصادی موثر به حد اقل ممکن کاهش می یابد.

شهاب پرورخواه یک فارغ التحصیل بیکار در اینباره می گوید: ما نیز امیدواریم که بودجه ریزی به صورتی انجام شود که معضل بیکاری در جامعه حل شود .
سعیدی یکی دیگر از فارغ‌التحصیلان رشته اقتصاد و بیکار در اینباره می گوید: از بودجه ریزی امسال اطلاع چندانی ندارم، اما می دانم میانگین رشد سرمایه گذاری در ۴ سال اول برنامه سوم چندان چشمگیر نبوده است و نتوانسته تمام جمعیت بیکار را در برگیرد.
اما برپایه نتایج طرح آمارگیری از ویژگی‌های اشتغال و بیکاری خانوار مرکز آمار ایران در بهار سال ۸۳، نرخ بیکاری و مشارکت نیروی کار به ترتیب ۴/۱۰ درصد و ۲/۳۸ درصد بوده که بهبود قابل ملاحظه‌ای نسبت به سال گذشته را نشان می‌دهد.

بر مبنای برآوردهای دولت، پیش‌بینی می‌شود شاخص‌های اساسی بازار کار در سال ۸۴ بهبود یابد، به گونه ای که نرخ مشارکت به ۸/۳۹ درصد افزایش پیدا کند و نرخ بیکاری حدود ۴/۰ کاهش یابد. البته کاهش نرخ بیکاری در سال ۸۴ مستلزم تحقق رشد اقتصادی به میزان ۱/۷ درصد و رشد بهره‌وری نیروی کار به میزان ۳/۱ درصد است.
گسترش سرمایه گذاری جدید توسط بخش غیردولتی، کاهش هزینه‌های بیکاری و بودجه واقعی استفاده از نیروی کار، توانمند سازی نیروی کار و استفاده از ظرافت‌های بازار کار خارجی، در محقق شدن اهداف مربوط به شاخص‌های اساسی بازار کار موثر هستند که در بودجه سال ۸۴ مورد توجه قرار گرفته است.
میانگین رشد سرمایه گذاری در ۴ سال اول برنامه سوم، ۱۰ درصد است که به عبارتی ۳ درصد از رشد پیش‌بینی شده در برنامه بیشتر است. براساس پیش‌بینی صورت گرفته، اگر رشد اقتصادی سال جاری نیز بالاتر از حد مصوب برنامه سوم باشد و در سال شروع اجرای برنامه چهارم توسعه یعنی سال ۸۴، سرمایه گذاری با نرخ ۳/۱۱ درصد رشد یابد، رشد اقتصادی به ۱/۷ درصد بالغ می‌شود.

محمد باقر بهرامی، نماینده اسد آباد در مجلس شورای اسلامی می گوید: دوستان در کمیسیون تلفیق مجلس باید بودجه را اصولگرایانه برنامه‌ریزی کنند و برای مشکل بیکاری جوانان بیش از پیش بودجه اختصاص دهند.
رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی می‌افزاید: کمیسیون تلفیق باید تمام پروژه‌های عمرانی کشور را شفاف سازی کند و ردیف‌های بودجه را مشخص کند تا به مناطقی که بودجه لازم اختصاص نیافته، بودجه بیشتری اختصاص یابد.

این نماینده مجلس اظهار داشت: باید مشکلات شهرستان‌های مختلف و اقشار محروم ریشه‌یابی و براساس ریشه‌های مشکلات، بودجه‌ریزی صورت گیرد.
بهرامی پیشنهاد کرد که اختصاص بودجه به مناطق مختلف کشور براساس آرای افراد هر حوزه انتخابیه صورت گیرد. نماینده مردم شهرکرد نیز گفت: رقم ۴/۱۰ درصد که از سوی بانک مرکزی به عنوان نرخ بیکاری اعلام شده مورد اشکال است.
تمدن در اینباره می گوید: در حالی بانک مرکزی نرخ بیکاری را ۴/۱۰ درصد اعلام می کند که در گزارش اقتصادی دولت که از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی منتشر شده است نرخ بیکاری در حدود ۵/۱۴ درصد است.

به گفته وی درصد نرخ بیکاری در گزارش اقتصادی دولت که در ۴ جلد سازمان مدیریت و برنامه ریزی منتشر شده، درست و صحیح است.
تمدن تاکید کرد: باید در خصوص نرخ بیکاری و صحت آن دولت تجدید نظر کند و شواهد و استنادات را در این زمینه بررسی کند تا حق بیکاران کشور ضایع نشود.
این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: دولت اعلام کرده است که در سال آینده ۴۵/۰ درصد نرخ بیکاری را کاهش می‌دهد که این امر با توجه به بالا بودن میزان بیکاری بسیار پایین است و باید تمام بخش های اقتصادی و غیراقتصادی دولت بر آن اهتمام بیشتری کند. البته باید مجلس وقت بیشتری برای بیکاری می گذاشت، اما مجلس هم در این امر کوتاهی کرده است.

حالا با توجه به ارائه این آمار و ارقام فکر می کنید معضل بیکاری جوانان تا چه زمانی ریشه کن می شود؟

یافتن« شغل مناسب» هدف ۲۳درصدی جوانان ایرانی
مهمترین هدف و خواسته جوانان یافتن شغل مناسب است.
افزایش درصد حضور دختران به پسران در دانشگاه‏ها موکد این مطلب است.

وی مهمترین دغدغه‏های جوانان را به ترتیب اشتغال با ۴۰درصد، مسائل مالی با ۵/۱۶ درصد و ادامه تحصیل و کنکور با ۱۷/۹ درصد ذکر کرد. خلیلی افزود: براساس یک نظرسنجی، ۶۵ درصد جوانان ایرانی رابطه را به ضابطه در کشور حاکم می‏دانند که این رقم در آذربایجان شرقی ۷۶ درصد است. به گفته وی، سطح مطالعه مجله و کتاب در کشور ۵/۵۳ درصد و در آذربایجان شرقی ۵/۵۸ درصد است. معاون برنامه ریزی و توسعه سازمان ملی جوانان با بیان این که براساس نظرسنجی‏ها تنها ۵۵/۱۷ درصد مردم از فعالیت نهادهای دولتی راضی بوده‏اند گفت: ۳۳ درصد مردم از فعالیت نهادهای دولتی ناراضی هستند. این درحالی است که میزان نارضایتی از فعالیت‏های تشکل‏های غیردولتی تنها ۴درصد است. وی در ادامه افزود: جوانان آذربایجان شرقی بیشتر از میانگین کشوری به خانواده خود اعتماد دارند و گرایش آنها به خانواده بیشتر است. به طوری که در کل کشور۲۲درصد جوانان معتقدند که خانواده، آنها را درک می‏کند در حالی که این رقم در آذربایجان شرقی ۲۴درصد است.

کاهش ۵/۱۲درصدی نرخ بیکاری جوانان؛ ۵سال دیگر
رئیس سازمان ملی جوانان با بیان این که نرخ بیکاری جوانان در کشور ۲۵درصد است گفت درصدد هستیم این نرخ را تا پایان برنامه چهارم توسعه به ۵/۱۲درصد کاهش دهیم..

این درحالی است که بیکاری به سوی افراد تحصیلکرده و با افزایش ترکیب جمعیتی به سمت افراد بالای ۱۹ و ۲۰ سال می‏رود، اما در این میان، نرخ بیکاری جوانان ۲برابر نرخ بیکاری کل و نرخ بیکاری زنان ۲برابر جوانان است.
وی چالش‏های عرصه اشتغال جوانان را بیکاری افراد تحصیلکرده و به ویژه دختران، شفاف نبودن قوانین بازار کار، بهره‏وری پایین کار به علت نبود مهارت، نامتناسب بودن بستر بخش خصوصی و سرمایه‏گذاری خارجی و نگاه غیر واقعی به فرهنگ کار برشمرد و کاهش نرخ بیکاری و افزایش سهم اشتغال جوانان به ۸۰درصد در طول برنامه چهارم توسعه را از اهداف کمی موجود دانست.

رابطه اقتصاد با بیکاری
امروزه جهت ایجاد بستر مناسب برای رشد و توسعه فعالیتهای اقتصادی اقتصاددانان برجسته مهار تورم را اصلی اساسی تلقی نموده اند حتی در رابطه با کاهش نرخ بیکاری در اثر افزایش تورم بر اساس نظریه ارائه شده در منحنی فلیپس نیز این نظریه مورد اصلاح قرار گرفته و گفته می شود در بلند مدت تورم و بیکاری نه اینکه رابطه معکوس ندارند که رابطه آنها رابطه ایی مستقیم است یعنی در بلند مدت در اثر افزایش قیمتها بیکاری نیز افزایش خواهد یافت و دیگر نمی توان با افزایش قیمتها منتظر بود تا فعالیتهای اقتصادی گسترش یابد زیرا مردم فقط یکبار فریب خواهند خورد و بعد از افزایش قیمتها بدنبال افزایش فعالیتهای اقتصادی خود می افتند و این پروسه در کوتاه مدت امکان پذیری معکوس عمل نمودن تورم و بیکاری را قابل انجام می سازد در میان مدت در اثر آگاه شدن مردم و فعالان اقتصادی در اثر افزایش قیمتها بعلت عدم ثبات در بخش تولید ُ تجارت و بازرگانی و خدمات بیکاری فعالان اقتصادی و حتی ورشکستگی فعالان در بخش های مختلف اقتصادی شدت می یابد اقتصاد ایران در دهه اخیر از جمله مورادی است که به عنوان نمونه می توان برای ثابت شدن ااین تفسیر جدید از منحنی فلیپس به ان اضاره ننمود یا اقتصاد آرزانتین در دهه منتهی به سال ۲۰۰۰ که در حالی که تورم نزدیک صفر درصد بود با توجه به سیاستهای ریاضت طلبانه صندوق بین المللی پول بیکاری در این کشور در این دوره افزایش یافت در سالهای اخیر کشورهای زادی با اهمیت قائل شدن برای مهار تورم توانسته اند بر بسیاری از مشکلات خود فائق آیند از جمله تجربه برزیل یا ترکیه که تورم ۶۰ درصدی اینک به کمتر از ۶ درصد کاهش یافته و با این سیاست جدید ضمن رشد صاردات و افزایش تولیدات و صادرات این کشور در ابعاد گونا این کشور شاهد شکوفایی اقتصادی در بخش مختلف اقتصادی خود می باشد متاسفانه در کشور عزیزمان ایران در دو دهه گذشته علیرغم تاکمیدات برنامه های دوم ُ سوم و چهارم توسعه مهار تورم بصورت مقطعی و حاشیه ایی مد نظر قرار گرفت و در هیچ دوره ایی به عنوان یک هدف اصلی برای رشد و توسعه اقتصادی هدف گذاری نشد موضوعی که در ان نقش سیاستمدارن برجسته تر از اقتصاددانان بود به همین علت در یک دهه گذشته علیرغم افزایش در آمدهای نفتی تخصیص بهینه منابع در کشور صورت نگرفته است و حتی این موضوعه باعث شده است علیرغم افزایش در آمدهای نفتی و تورم دو رقمی کشور نرخ رشداقتصادی کشور به این میزان افزایش نیافته و با توجه به پرداخت یارانه های سنگین بخصوص در بخش انرزی توسط دولت بصورت عملی عدم تخصیص بهینه مختلف در بخش های مختلف اقتصادی نمو.د یابد و با تو جه به عدم توجه دولت به عواقب عدم تعدیل قیمت انرزی و تولید خودروهایی با مصرف بالای سوخت در کشور و با افزایش تسهیلات خرید خودرو و افزایش تولید خودرو در کشور مسابقه افزاش مصرف سوخت در کشور کار رابجایی برساند که در سال اخیر به سیاق دهه ۶۰ باید منتظر کوپنی شدن بنزین باشیم به هر حال عدم توجه به سازو کار بازار یکی از عواقبش هنمین مصرف بی رویه انرزی در کشور است .
به لحاظ اهمیت کنتر ل تورم در کشور شاید مهمترین هدف دولت بایستی کنترل تورم باشد زیرا در صورتیکه این شاخص مهم اقتصادی در کشور ما با سابقه دو دهه تورم دو رقمی مورد هدفگداری قرار نگیرد و مهار آن تنها برای کنترل اعتراضات مردمی ناشی از فشار هزینه زندگی باشد و دولت با گسترش اعطای تسهیلات بانمکی و افزایش هزنه های جاری و عمرانی خود تنا بخواهد با چاپ اوراق مشارکت توسط بانک مرکزی تورم را مهار نماید این موضوع در میان مدت امری محال خواهد بود موردی که در اسل گذشته توسط دولت محترم مورد توجه جدی بوده و با تکالیفی که دولت برای اعطای تسهیلات به کارگاههای زود بازده ( نه کارگاههای پر بازده ) برای بانکها در نظر گرفته است علیبرغم انکه بنابر گفته مدیران این بانکها به علت بدهکار بودن حساب این بانکها نزد بانک مرکزی آنها قادر به اعطای این تسهیلات از طریق منابع داخلی خود نبوده و بدهکار شدن حساب این بانکها نزد بانک مرکزی نیز با افازاش منابع پایه پولی مالا افزایش نقدینگی و تورم را بدنبال خواهد داشت .