مقدمه

امروزه دیدگاههاي وجودي و شناختی، نقش مهمی براي هستیشناسی، که افراد در نگرشها و باورهـاي خود دارند، قائل هستند. هستیشناسی یا همان فلسفه فرد در زنـدگی و دیـد او بـه پدیـدههـاي هسـتی، چارچوبی به باورهاي فرد میدهد که وي را به سمت رفتارهـاي خاصـی هـدایت مـیکنـد (محمـدپور، ۱۳۸۹، ص .(۵۳ هستیشناسی علم به وجود است، آگاهی انسان به وجود خـود، جهـان و ویژگـیهـاي آن. هستیشناسی تا اندازه زیادي تحت تأثیر فرهنگ و مذهب قرار دارد. جوامع غربـی تعـاریف خـاص خود از هستیشناسی را ارائه کردهاند، اما برخی افراد، حتی غیرمسـلمانان، در نگـرشهـاي خـود تحـت تأثیر هستیشناسی قرار دارند که باورهاي مذهبی خاصی به آنها میدهـد. الگوهـاي رفتـاري در جوامـع غربی مانند فردگرایی، عدم تأکید محوري بر خانواده، نگرشهاي سرمایهداري و غیـره، همگـی ناشـی از نوع هستیشناسی هستند که امروزه در غرب بهوجود آمده است که البته برخی از تبعات منفی آن را نیـز شاهد هستیم .(Palermo, 2007, p. 544) اما هستیشناسی اسلامی، ماهیتی منحصر به فرد دارد و به دلیـل اینکه از آموزههاي قرآنی برگرفته شده و از سوي خداوند به عنوان آفریـدگار و آگـاه بـه تمـامی مسـائل انسان مطرح شده است، میتواند انسان را به کمال دنیوي و اخـروي هـدایت کنـد، بـهطـوريکـه مـا در زندگی پیامبر اکرم و ائمه معصومین شاهد آن هستیم.

هستیشناسی اسلامی، شـامل افـق وسـیعی از گذشـته تـا آینـده اسـت کـه در مقابـل دیـدگاههـاي روانشناختی گذشتهنگر، مانند فروید و یا حالنگر مانند پـرز و یـا آینـدهنگـر ماننـد آدلـر قـرار دارد. در هستیشناسی اسلامی، نظام هستی شامل تمام عوالمیاست که حظی از وجود دارند. ازاینرو، این جهـان هستی بسیار گسترده است و ابعاد گوناگون دارد و از عالم خاك، که اخس مراتب هستی است تـا عـوالم بالاتر امتداد دارد (ممدوحی، ۱۳۸۲، ص ۱۸نفس). جسمانیهالحدوث و روحانیه البقاء است و با اصـطیاد

امور شخصی از مجراي حواس و استعداد سیر جوهري از درون، حرکت بهسـوي عـالم مثـال را شـروع کرده و سرانجام، به تجرد عقلی، که همان مقام کلییابی است، میرسد (جـوادي آملـی، ۱۳۷۸، ص .(۵۰ در هستیشناسی اسلامی، هستیشناسی وابسته به جهانبینی الهی است؛ زیرا در جهانبینـی الهـی معلـوم میگردد که در نظام هستی یک موجود واجب به نام خدا هسـت و سـایر موجـودات همگـی بـهعنـوان فیض خدا از او نشأت گرفتهاند. پس مسیر شناخت انسـان از جهـانبینـی الهـی بـه هسـتیشناسـی و از هستیشناسی به انسان شناسی منتهی میگردد (جوادي آملـی، ۱۳۸۸، ص .(۲۲ فـردي کـه نگـرشهـا و رفتارهایش براساس هستیشناسی اسلامی است، براساس آموزههاي اسلام و قرآن نیـز عمـل مـیکنـد و بنابراین، رفتارهاي بسیار متفاوتی نسبت به فردي دارد که از هستیشناسی غیردینی پیروي میکند.

اثربخشی آموزههای هستیشناسی اسلامی بر رضایت زناشویی زنان متأهل  ۷

در روابط زناشویی نیز مانند سایر جنبههاي زندگی، برخی افراد تحت تـأثیر هسـتیشناسـی مـذهبی قرار دارند که میتواند موجب افـزایش تـداوم ارتبـاط آنهـا و رضـایت زناشـویی بیشـتر در آنهـا شـود. نتایج یک مطالعه، که با ۹۷ زوج – که انعکاسی از مذاهب گونـاگون در آمریکـا بودنـد – انجـام گرفـت، نشان داد زوجین به ازدواجشان یک ماهیت »مقدس« میدهند؛ به این معنا که ازدواج اغلب داراي معنـاي معنــوي ادراك مــیشــود و افــراد متأهــل عمــدتاً ازدواج را مقــدس تعریــف مــیکننــد و مــاهیتی الهی به آن میدهند و معتقدند که خداوند ازدواج آنها را حفظ میکنـد .(Mahoney & et al, 2003, p. 7)

اگر زوجین عمیقاً به این باور معتقد باشند که هدف اصـلی یـک ازدواج عاشـقانه پـی بـردن بـه ماهیـت خداوند است (Lauer, 1985, P. 221)، آنگاه تعارضات شدیدي کـه منجـر بـه قطـع ارتبـاط بـا همسـر میشود، به مثابه از دست دادن ارتباط با خداوند خواهد بـود و انگیـزش بیشـتري بـراي حـل آنهـا پیـدا میکنند .(Mahoney, 2005, p. 697) مباحث زیـادي در اسـلام دربـارة هسـتیشناسـی دینـی در ازدواج وجود دارد، بهطوريکه برخی از آیات قرآن بهطور مستقیم نکاتی را دربارة جنبـههـاي گونـاگون ازدواج بیان داشتهاند. خداوند در قـرآن ازدواج را مایـه آرامـش انسـان مـیدانـد (روم: (۲۱، زن و شـوهر را بـه گذشت و حل اختلافاتشان تأکید میکند (نساء: (۱۹ و زوجین را به پیشگیري از طـلاق تأکیـد مـیکنـد (نساء: .(۳۵ مطالعات نیز نشان میدهند آموزههاي اسلامی بر افزایش رضایت زناشویی تأثیرگـذار اسـت (منجزي و همکاران، ۱۳۹۱؛ حمیـد و همکـاران، ۱۳۹۱؛ فقیهـی و رفیعـیمقـدم، (۱۳۸۸، امـا ارتبـاط یـا اثربخشی هستیشناسی اسلامی بر افزایش رضایت و عملکرد زناشـویی زوجـین، تـاکنون چنـدان مـورد توجه قرار نگرفته است (رضاپور، ۱۳۹۲، ص ۱۷۶؛ اسمعیلی، .(۱۳۸۹

مطالعات زیادي دربارة نقش هستیشناسی دینی در ازدواج در سایر مکتـبهـاي دینـی انجـام شـده است. براي مثال، مطالعات نشـان مـیدهنـد هسـتیشناسـی مـذهبی در مسـیحیان، افـرادي کـه درگیـر تعارضهاي زناشویی هستند را به خودشناسی، تأیید اشتباهات، رها کـردن تـرس از طـرد و نشـان دادن آسیبپذیري خود، بخشیدن خطاهاي یکدیگر، جلوگیري از بروز خشم، صبور بـودن، عشـق ورزیـدن و مهربانی ترغیب میکنند .(Giblin, 1993, P. 319) اهداف معنوي ازدواج، همگی خارج از محـدودة نظـام معنایی سکولار هستند. براي مثال، در دیدگاه سنتی مسیحی به ازدواج بهعنـوان یـک رویـارویی مقـدس نگاه میشود که در آن عشق و برکت مقدس تجربه مـیشـود .(Stanley & et al, 1998, P. 83) از سـوي دیگر، مسیحیان اغلب خداوند را بهعنوان شخص سومی در ازدواج میبینند که مراقـب رابطـه زناشـویی آنهاست و به حل مشکلات زناشویی کمک میکنـد .(Butler & Harper, 1994, P. 281) هسـتیشناسـی

۸  ، سال ششم، شماره دوم، تابستان ۲۹۳۱

مذهبی پیشبینیکنندة برتري مدل »رسومی« ازدواج است که بر فداکاري فردي و تعهد کامـل بـه ازدواج تأکید میکند تا یک مدل »قراردادي« ازدواج، کـه مشخصـه آن تقـدم نیازهـاي افـراد بـر قیـد و بنـدهاي زناشویی و تأکید بر مذاکره بین زوجین است .(Sanchez & et al, 2002, P. 101)
نتایج یک مطالعهاي کیفی، که به بررسـی معنـاي زنـدگی در ۵۷ زوج مسـیحی، یهـودي و مسـلمان پرداخت، نشان داد که موضوع عمده (خارج از سنتهاي دینی) در تمام زوجین این بود که ازدواج یـک امر مقدسی است که »چیزي بیشتر« دارد: چیزي بیشتر از خود، چیزي بیشتر از زوجـین و چیـزي بیشـتر از واحد خانواده. براي این زوجین، ازدواج یک رابطه الهی و رسمی بود و یک حمایت مهم بـراي رابطـه آنان محسوب میشد. این یافتهها، یک نقطه مقابلی براي مباحث پژوهشهاي کنـونی دربـاره غیررسـمی شدن ازدواج (مانند زندگیهاي هـمخانـهاي) و فردگرایـی در ازدواجهـاي کنـونی محسـوب مـیشـود. محققان این پژوهش تأکید کردند که اَشکال رسمی ازدواج ممکن است قدرت خود را در جامعه کنـونی براي بسیاري از زوجین مذهبی حفظ کرده باشند و شاید بسیاري از زوجین دیگر نیـز معتقـد باشـند کـه ازدواج چیزي بیشتر از یک رابطه غیررسمی و خصوصی است که بیشتر محققان امروزه به آن مینگرنـد

.(Dollahite & et al, 2012, P. 353)

در یکی از معدود مطالعات تجربـی کـه تـاکنون در ایـران دربـاره هسـتیشناسـی اسـلامی و رابطـه زناشویی انجام شده است، رضاپور و همکاران (۱۳۹۲) به بررسی ابعاد هسـتیشناسـی اسـلامی زوجـین مذهبی داراي سازگاري زناشویی بالا پرداختند. هدف نهایی آنها، تدوین الگوي مفهـومی هسـتیشناسـی اسلامی در زوجین مذهبی داراي سازگاري زناشویی بالا بود تا از طریـق آن بتواننـد بـه طراحـی برنامـه درمانی بپردازند که به آنها در افزایش رضایت زناشویی زوجـین، از طریـق ارائـه آمـوزههـاي مبتنـی بـر هستیشناسی اسلامی کمک کند. نتایج مطالعه کیفی آنان نشان داد که هستیشناسی مـذهبی در زوجـین موجب میشود آنها رابطه زناشویی خود را یک نهاد مقدسـی تلقـی کننـد کـه از سـوي خداونـد بـراي رسیدن به اهداف خاصی (کمال دنیوي و اخروي) تعیین شده است. آنـان دریافتنـد کـه هسـتیشناسـی مذهبی در زوجین، که شامل این باور محـوري در آنهـا مـیشـد، بـه سـه شـیوة مسـتقیم و یـک شـیوة غیرمستقیم منجر به پیامدهاي مثبت زناشویی در آنها میشود. شیوههاي مستقیم هستیشناسی مـذهبی در زوجین عبارت بود از: ادراك حضور و نظارت خداوند بر زندگی زناشویی، انجام اعمـال و نیـایشهـاي مذهبی و ادراك کمکهاي خداوند در زندگی زناشویی. شیوة غیرمستقیم تأثیر هستیشناسـی مـذهبی در زوجین نیـز الهـام گـرفتن از احادیـث و سـبک زنـدگی زناشـویی پیـامبر و ائمـه معصـومین بـود.

اثربخشی آموزههای هستیشناسی اسلامی بر رضایت زناشویی زنان متأهل  ۹

هستیشناسی مذهبی در زوجین، از طریق این شیوهها و فرآیندها منجر به آرامـش و رضـایت، بخشـش، وفاداري و رسیدن به کمال مادي و معنوي در زوجـین مـیشـد (رضـاپور و همکـاران، .(۱۳۹۲ الگـوي مفهومی آنها از نقش هستیشناسی مذهبی در ازدواج در شکل ۱ آورده شده است.

شکل :۱ هستیشناسی مذهبی و نقش مستقیم و غیرمستقیم آن بر زندگی زناشویی (رضاپور و همکاران، (۱۳۹۲

همانطور که در شکل ۱ مشاهده میشود، هستیشناسی مذهبی زوجین بهگونهاي در باورها و رفتارهـاي آنها در زندگی زناشویی تأثیر میگذارد که منجر به پیامدهاي مطلوبی در رابطه زناشویی آنها میشـود. بـا این وجود، علیرغم برخی مطالعات نظري انجام شده، مطالعات تجربی اندکی هستیشناسـی اسـلامی و تأثیرات آن را در زندگی زناشویی زوجین مسلمان ایرانی، بخصوص با توجه به بافت مـذهبی حـاکم بـر جامعه ایران، مورد بررسی قرار دادهاند. درحالیکه میتوان بـا گسـترش برنامـههـاي آموزشـی مبتنـی بـر هستیشناسی اسلامی در ارتقاء روابط زوجین بسیار مؤثر بود و گامی در جهت بومیسازي علوم انسـانی

۰۱  ، سال ششم، شماره دوم، تابستان ۲۹۳۱

در ایران برداشت. اهمیت این مسئله هنگامی بیشتر میشود که برخی از زوجین ایرانـی، پـیش و پـس از ازدواج، تحت تأثیر القائات هستیشناسی غربی درباره رابطه زناشویی هسـتند و جامعـه شـاهد تأثیرهـاي منفی آن است (کاظمی و نیازي، .(۱۳۸۹ این پژوهش، با در نظر گرفتن اهمیت این موضوع، بـه بررسـی تأثیر آموزههاي مبتنی بر هستیشناسی اسلامی (براساس طـرح درمـانی ارائـهشـده در مطالعـه رضـاپور، (۱۳۹۲ بر افزایش رضایت زناشویی زنان مراجعهکننده به مرکز مشـاوره خیریـه بـابالحـوائج شهرسـتان میبد میپردازد و بهدنبال پاسخ به این سؤال است که آیا آموزههاي هسـتیشناسـی اسـلامی، بـر افـزایش رضایت زناشویی زنان متأهل مؤثر است؟

روش تحقیق

پژوهش حاضر، از نوع طرحهاي نیمهتجربی، پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل همـراه بـا پیگیـري است. پس از تقسیم تصادفی آزمودنیهاي شرکتکننـده در ایـن پـژوهش در گـروه آزمـایش و کنتـرل، طرح درمانی مبتنی بر آموزههاي هستیشناسی اسلامی در ۱۰ جلسـه ۹۰ دقیقـهاي، بـه شـرکتکننـدگان گروه آزمایش ارائه شد. در گروه کنترل هیچگونه مداخلهاي صورت نگرفت. هر دو گروه، یکبـار پـیش از مداخله آزمایشی و دوبار پس از مداخله – یکبار به محض پایان مداخلات و یکبار یک مـاه بعـد از پایان جلسات – آزمون رضایت زناشویی انریچ را تکمیل کردند. نتایج با اسـتفاده از آزمـون کوواریـانس چندمتغیرة مانکوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. شرح جلسات در پیوست آورده شده است.

جامعه، نمونه و روش نمونهگیري؛ جامعه آمار این پژوهش شامل کلیه مراجعان زن مراجعـهکننـده بـه مرکز مشاوره خیریه بابالحوائج (وابسته به اداره بهزیستی) شهرستان میبد بود کـه از میـان آنهـا، ۲۴ نفـر بهصورت تصادفی انتخاب شدند. رضایت هریک از مراجعان بـراي شـرکت در پـژوهش جلـب شـد و افرادي که براي شرکت در پژوهش رضایت یا آمادگی نداشتند، به شـیوه تصـادفی جـایگزین شـدند. در مرحله بعد، آزمودنیهاي انتخابشده به شیوة تصادفی در گروه کنترل و آزمـایش جـایگزین شـدند. بـه شرکتکنندگان گروه کنترل، اطمینان داده شد که برنامه آموزشی پس از انجام آزمایش براي آنها نیز ارائـه خواهد شد. در پایان مداخلات، با یک نفر افت در گروه آزمایش مواجه شدیم.