مقدمه

ایالات متحده امریکـا، بـهعنـوان بزرگتـرین مصـرفکننـده و وارد کننـده و نیـز دومـین تولیدکننده نفتخام جهان و به عنوان بزرگترین اقتصـاد ملـی جهـان بـا بـیش از ١٠تریلیـون دلار تولید ناخالص داخلی، بزرگترین بازیگر عرصه انرﮊی جهان بهشـمار مـیرود. بنـابراین سیاستها و اقدامات ایـن ابرقـدرت اقتصـادی جهـان، تـأثیرات قابـل تـوجهی بـر بازارهـای جهانی انرﮊی و نیز تولیدکنندگان و مصرفکننـدگان عمـده انـرﮊی جهـان برجـای خواهـد گذاشت.

یکی از اقدامات قابل توجه امریکا، تحریمهای اقتصادی یک یا چند جانبهای اسـت کـه این کشور برکشورهای عمده تولیدکننده نفـت عضـو اوپـک (ایـران، عـراق و لیبـی) وضـع نمودهاست. در این مقاله بدنبال اثبات این فرضیه هستیم که اعمال این تحریمهـا (هرچنـد بـا جهانیشدن اقتصاد، کارایی تحریمهای یـکجانبـه، کـاهش یافتـهاسـت)، اثـرات بلندمـدتی

(حتی پس از لغو این تحریمها) بر بازارهای جهانی انرﮊی برجـای خواهندگذاشـت و باعـث کاهش ظرفیت تولیـد جهـانی نفـتخـام و درنتیجـه، افـزایش غیرمنطقـی سـطح قیمـتهـای نفتخام خواهد شد و درنهایت، هزینههای سیاسی، امنیتـی و اقتصـادی گسـتردهای را بـرای کشور وضعکننده تحریمها، درپیخواهد داشت.

١. ادبیات موضوع

بـرای ایـن کـه بخـواهیم تعریفـی از واﮊه تحـریم بـه دسـت دهـیم، بایـد تعـاریف فنــی و تشریحی این عبارت را از هم تفکیک کنیم. مقررات تجـاری عبـارت از محـدودیتهـایی است که دولتهای ملی بر تجـارت بـینالمللـی اعمـال مـیکننـد کـه بـه ظـاهر همـان تـأثیر تحریمهای اقتصادی را دارند اما اهداف دیگری را دنبال میکنند. این گونه محدودیتهـای تجاری، اهداف تعریف شده سیاست تجاری یک دولت میباشند، در حالی که تحریمهـای اقتصادی، بهعنوان ابزاری برای نیل به اهداف سیاست خارجی اسـتفاده مـیشـوند. بـه همـین علت دولت امریکا در پیشبرد سیاسـت خـارجی خـود بـه تحـریمهـای اقتصـادی روزافـزون

۸۹۱ پژوهشنامه بازرگانی

متوسل میشود١.

از نظر »باری ای کارتر«٢، تحریمهای اقتصادی به معنی »تـدابیر قهرآمیـز اقتصـادی علیـه یک یا چنـد کشـور بـرای ایجـاد تغییـر در سیاسـتهـای آن کشـور اسـت و یـا دسـت کـم بازگوکننده نظر یک کشور درباره این قبیل سیاست هاست«٣.

هافبوئر٤، اسکات٥ و الیوت٦، تحریم اقتصـادی را بـه معنـی توقـف عمـدی یـا تهدیـد بـه توقف روابط معمول تجاری یا مالی از سوی یک دولت میدانند٧.

تحریمهای اقتصادی به عنوان ابزاری برای ارتقاﺀ منافع سیاست خارجی یک کشـور، در میانه طیفی قرارمیگیرد که در یک سوی آن سختترین اقدامات قهرآمیـز از جملـه توسـل به نیروی نظامی، اقدامات سری و یا تهدید به توسل به نیروی نظامی است و در سـوی دیگـر طیف، تدابیر دیپلماتیک، اخراج دیپلمـاتهـا، احضارسـفیر، اعتـراض رسـمی دیپلماتیـک و بهتعلیق درآوردن مبادلات فرهنگی است. به تعبیری میتوان گفت که برقراری تحریمهـای اقتصادی در میانه این طیف از اقدامات قرار میگیرد و اغلب به جـای اقـدامات فـوقالـذکر بهکار بردهمیشود. تدابیر سیاسی ممکن است چنان کـه بایـد و شـاید مـؤثر و کـارآ نباشـند، درعینحال توسل به راهحـلهـای نظـامی ممکـن اسـت افراطـی بـه نظـر برسـد. بـه عبـارتی، تحریمها »دندان دیپلماسی بینالمللی را تیزتر میکند.« ٨.

بدین ترتیب، عبارت »تحریمهای اقتصادی« بـه معنـی اقـدامات غیرنظـامی اسـت کـه بـر انتقال کالا، خدمات و یا سرمایه به یک کشور خاص، تأثیر نامطلوبی میگـذارد و هـدف از برقراری آن، تنبیه یا مجازات و یا وادارساختن آن کشور به تطبیـق خـود بـا اهـداف سیاسـی دولت تحریم کننده و یا بیـان ناخرسـندی کشـور تحـریمکننـده از اقـدامات و رفتارهـای آن کشور است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.۱ علیخانی (۰۸۳۱).

۲٫ Barry E. Carter.
3. Carter, (1992).
4. Hufbauer.

۵٫ Schott.
6. Elliott.
7. Hufbauer,… (۱۹۹۹).
۸٫ Hufbauer,… (۱۹۹۹).

اثرتحریمهای یکجانبه امریکا بر اقتصاد … ۱۹۹

٢. بررسی تاریخی تحریمها

١ـ٢. تاریخچه تحریم ها قبل از پایان جنگ دوم جهانی

اگرچه تحریمها و محاصره اقتصادی بیشتر به سیاست جهـان معاصـر مربـوط اسـت، امـا اسـتفاده از ایــن شـیوه در تــاریخ سـابقه طــولانی دارد. شــاید اولـین مــورد مسـتند، بــه فرمــان مگارین١ در عصر یونان باستان بازگردد که در سال ٤٣٢ قبل از میلاد صادر شد٢.

تا سال ١٩١٨، تحریمهای اقتصادی، مکملی برای اقدامات نظامی بود. تنها بعد از جنـگ جهانی اول بود که موضوع استفاده از تحریم به جای اقدامات نظامی مورد توجه جدی قـرار گرفت.

یک دوره مهم در تاریخ تحریمهای اقتصادی، تشکیل جامعه ملل پس از جنـگ جهـانی اول میباشد. کشورهای عضو که تحت تأثیر نتـایج ظـاهری تحـریمهـای برقـرار شـده علیـه قدرتهای محور (آلمان و متحدانش) در جریان جنگ بودنـد، موضـوع توسـل بـه »سـلاح اقتصادی« را بهعنـوان سـلاحی غیرنظـامی بـرای برقـراری صـلح در مـتن میثـاق جامعـه ملـل گنجاندند.

در مراحــل اولیــه، جامعــه ملــل در دو مــورد کشــورهای ضــعیفتــر را تحــریم کــرد و طرفــداران تحــریم از ایــن کــار اســتقبال کردنــد. در ســال ١٩٢١، تهدیــد بــه تحــریم بــرای مجابکردن یوگسلاوی به کنار گذاشتن تلاشهای خود برای تصرف قلمـرو آلبـانی مـؤثر افتاد. در سال ١٩٢٥، یونان نیز بر اثر همین فشارها مجبور شد از ادعاهای ارضی خود دربـاره قلمرو بلغارستان صرف نظر کند.

در عین حال، این تصویر درباره کشورهای قدرتمندتر کاملاﹰ متفاوت بـود. تجـاوز ﮊاپـن به منچـوری در سـال ١٩٣١ و تجـاوز ایتالیـا بـه اتیـوپی در سـال ١٩٣٥ دو نمونـه از شکسـت جامعه ملل در استفاده از تحریم برای مجاب کردن متجاوزان به عقب نشینی از سرزمینهای اشغالیبود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Megarian.

.۲ علیخانی (۰۸۳۱).

۰۰۲ پژوهشنامه بازرگانی

بین دو جنگ جهانی، بیشتر تحریمها به نوعی با اقـدام نظـامی مـرتبط مـیشـد. حتـی در جریان جنگ دومجهانی، برخی هدفها که با توسل به تحریم دنبال میشد، ماهیـت نظـامی داشتند.
در عین حال، تحریمهایی که در زمان جنگ دوم جهانی برقرار شـد بـه نظـر مـؤثر بـود.

محاصــره دریــایی اروپــا و ﮊاپــن و تــلاش متفقــین در قطــع ارســال کالاهــای اســتراتژیک از کشورهای بیطرف، در شکست جبهه متحد آلمان (هـر چنـد محـدود) مـؤثر بـود. ﮊاپـن کـه وابستگی زیادی به واردات از آن سوی اقیانوس ها داشت، بیش از دیگران از ایـن تحـریمهـا آسیب دید.

٢ـ٢. تحریمها پس از جنگ جهانی دوم

از آن جا که هماهنگی سیاست متفقین، عامل مهمی در پیروزی آنـان در جنـگ جهـانی دوم بود، منطق حکم میکرد کـه از همـین رویکـرد بـرای حفـظ صـلح پـس از جنـگ نیـز استفاده شود. با این ملاحظه منشور سازمان مللمتحد در دوم ﮊوئن ١٩٤٥ بـه امضـاﺀ رسـید و بر مبنای آن، پنج کشور قدرتمند به عنوان اعضای اصلی شورای امنیت این اختیـار را یافتنـد که از طرف دیگر اعضا تصمیم بگیرند و تعیین کننـد کـه تحـریمهـا درچـه زمـان و چگونـه اعمال شود. در منشور از عبارت »تحریم« استفاده نشده، اما در مقررات، از اجـرای تـدابیری یاد میشود که در واقع به مفهوم تحریم است. اختیار برقراری تحریمهای اقتصادی اجباری، به شورای امنیت واگذار شده است. براساس ماده ٣٩ منشور، زمانی که شـورا بـه ایـن نتیجـه برسد که صلح تهدید یا نقض شده است، به تحریم مبادرت میکند.١

گرچه این ماده صرفاﹰ درخصوص تحـریمهـای اقتصـادی اسـت، امـا حیطـه آن در عمـل بسـیار گسـترده اسـت. عـلاوه بـر تدابیراقتصـادی از قبیـل ممنوعیـت واردات و صـادرات یــا مسدودکردن و توقیف داراییهای نقدی، این تدابیر میتواند برقراری محدودیت یا متوقـف کردن ارتباطات و مبادلات فرهنگی مانند مبادلات دانشگاهی و مراودات ورزشی و نیز قطـع مناسبات دیپلماتیک و سیاسی را نیز شامل شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.۱ علیخانی (۰۸۳۱).

اثرتحریمهای یکجانبه امریکا بر اقتصاد … ۲۰۱

شورای امنیت در ٤٥ سـال اولیـه عمـر خـود، تنهـا دوبـار اعمـال تحـریم را تجربـه کـرد

(برقـــراری محـــدودیت هـــای مـــالی، اقتصـــادی و سیاســـی برعلیـــه حکومـــت نژادپرســـت ردزیایجنوبی و نیز تحریم تسـلیحاتی آفریقـای جنـوبی). در هـر دو مـورد، علـت برقـراری تحریم، نقض حقوق بشر و سوﺀ استفاده مقامات کشورهای یاد شده از قدرت ذکرشده بـود.

البته گاهی محدودیت هایی در برابر نقش سازمان ملل برای برقراری تحریم وجود داشـت و باعــث مــیشــد کــه برقــراری تحــریمهــای اجبــاری ســازمان ملــل، امکــانناپــذیر شــود. ایــن محدودیتها شـامل مـواردی چـون عـدم دسـتیابی بـه اجمـاع و توافـق آراﺀ در زمینـه رفتـار غیرقابل قبول و یا نداشتن اراده مشترک برای مقابله بـا خطاهـا و نقـضهـا و اسـتفاده از حـق وتوی اعضای دائم شورای امنیت بود.

پس از پایان جنگ سرد، شورای امنیت تا حدود زیادی ساز و کارهـای تحـریم را فعـال کرده است. از سـال ١٩٩٠ تـاکنون کشـورهای عـراق، یوگسـلاوی، سـومالی، لیبـی، لیبریـا، هائیتی، جبهه یونتیا درآنگولا، رواندا و افغانستان تحریم شده اند.

شورای امنیت در اولین اجلاس سـران کشـورهای عضـو پـس از فروپاشـی شـوروی، در یک بیانیه مشترک در سال ١٩٩٢ اعلام داشت: “نبـود جنـگ و مناقشـات مسـلحانه در میـان کشورهای عضو، فی نفسه صلح و امنیت بینالمللی را تضـمین نمـیکنـد. عوامـل غیرنظـامی چون بیثباتی اقتصادی و اجتماعی و مسائل حقوق بشر و محیطزیست نیز صـلح و امنیـت را تهدید میکنند. اعضای سازمان ملل به طور کلی بایستی برای حل این گونه مسائل، اولویت قائل شوند.” ١

امریکا سردمدار استفاده از تحریمهای اقتصادی در تعقیب اهـداف سیاسـت خـارجی در سراسر جهان بهشمار میرود. این کشور در دوره بعد از جنگ جهانی دوم با هدف محـدود کردن افزایش قدرت نظامی شوروی سابق، تحریم هـایی را بـر علیـه برخـی کشـورها برقـرار نمود. در سالهای اولیه شروع جنگ سرد در دهه ١٩٥٠ و دهه١٩٦٠، امریکا در تلاش برای کنترل نفوذ کمونیسم، کشـورهای کمونیسـتی و کشـورهایی کـه بـا آنهـا مناسـبات تجـاری داشتند را تحـریم کـرد. در دهـه ١٩٧٠، حقـوق بشـر بـه یکـی از اهـداف سیاسـت خـارجی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Chenery (1995).

۲۰۲ پژوهشنامه بازرگانی

امریکا تبدیل شد. از اواخر دهه ١٩٨٠، خطر تروریسم، مواد مخدر و اشاعه تسلیحات کشتار جمعی از زمینههای برقراری تحریم بـوده اسـت. در کـل از ١٠٣ تحـریم اقتصـادی سـالهای ١٩٤٥ تا ١٩٩٠، امریکا در ٧٩ مورد آن شرکت داشته است. در همین دوره زمانی، انگلستان ١٣ و شوروی ١١ مرتبه به برقراری تحریم مبادرت کردهاند.

اگرچه تحریم اقتصادی همواره ابزار قدرتمندی در سیاسـت خـارجی امریکـا بـوده، امـا اکنون که جنگ سرد بهپایان رسیده، اهمیت بیشتری یافته و بیشـتر بـه کـار گرفتـه مـیشـود.
امریکا از سال ١٩٩٣ تا سال ١٩٩٦، ٦١ قانون و دستور اجرایی برای تحریم ٣٥ کشور جهـان تصویب کرد و با توسل به ماده ٤٢ قانون فدرال راجع به تحریم دیگر کشورها، تاکنون ١٤٢ بار به تحریم مبادرت کرده است.

٣. دلایل و اهداف کاربرد تحریم

در توجیه تحریم، دلایل فراوانی ذکر میشود که عبارتنـد از: تمایـل بـه تأثیرگـذاری در سیاستها یا حتی تغییر نظام یک کشور، تنبیه و یا مجازات یک کشور به علت سیاستهـای آن. صرف نظر از این دلایل، در برخی موارد تحریمهـا بـه ایـن دلیـل برقـرار مـیشـوند کـه کشور تحریمکننده احساس میکند بایسـتی بـرای جلـب نظـر دیگـران اقـدامی بکنـد و ایـن تحریمها میتواند کمتر جنجال برانگیز باشد. در این حالت، به نظر میرسد اقدام سیاسـی بـه اندازه کافی مؤثر نباشد، در عین حال توسل به نیروی نظـامی نیـز اقـدامی افراطـی محسـوب میشود.

منطق دیگری که در برقراری تحـریمهـای اقتصـادی از آن یـاد شـده اسـت، نشـان دادن تصمیم و اراده برای اقدام است. اغلب برای این که یک کشـور تصـمیم و اراده خـود را بـه منصه ظهور برساند، به برقـراری تحـریم مبـادرت مـی ورزد. ایـن مـورد بـویژه در خصـوص امریکا صادق است، زیرا این کشور برای این که بخواهد رهبری خـود را در عرصـه جهـانی نشان دهد، به تحریم متوسل میشود.

“به نظر میرسد آنان (رؤسای جمهور امریکا) احساس میکنند که لازم اسـت بـه نـوعی مخالفت خود را با رفتارهای نامناسب خارجی نشان دهند، حتی اگر احتمـال ایـن کـه اقـدام

اثرتحریمهای یکجانبه امریکا بر اقتصاد … ۲۰۳

علیه کشور هدف در رفتار آن کشور تغییری پدید نیاورد. در این موارد، تحریم به این علـت اعمال میشود که اقدام نکردن، بیش از برقراری تحریم هزینـه دارد، زیـرا درصـورت اقـدام نکردن، سیاستمداران این کشور، اعتماد عمومی داخلـی و خـارجی را از دسـت مـیدهنـد و متهم میشوند که تمایلی به استفاده از نفوذ خود ندارد.”١

بهطور خلاصه، دلایل و اهداف وضع تحریم را میتوان بهصورت ذیل ارائه نمود:

• تمایل به تأثیرگذاری در سیاستها یا حتـی ایجـاد تغییـر در نظـام سیاسـی یـک کشور؛

• تنبیه و مجازات یک کشور به علت سیاستهای آن کشور؛

• نشان دادن مراتب مخالفت نمادین با سیاستهای کشور هدفتحریم به دلایـل مختلف؛

• دادن اطمینان خاطر به مخاطبان مورد نظردر کشور تحریمکننده کـه دولـت آن کشور با سیاستهای کشور هدف مخالف است؛

• ایجاد بیثباتی در کشور هدف عموماﹰ به قصد ایجاد تغییـر در نظـام سیاسـی آن کشور،

• کاهش توان نظامی کشور هدف؛

• ارتقاﺀ حقوق بشر، مقابله با تروریسم و جلوگیری از اشـاعه سـلاحهـای کشـتار جمعی؛

• برحذر داشتن کشور تحریم شده از تعقیب برخـی سیاسـتهـای ناخوشـایند در آینده (بازدارندگی)؛

• بــه کشــور تحــریم شــده نشــان داده شــود کــه کشــور تحــریم کننــده اقــدامات آنکشور را تقبیح میکند؛

• به کشورهای متحد گفته شود که آنچه که به نام موضعگیـری اظهـار مـیشـود توأم با برخی اقدامات عملی است (نشان دادن تصمیم و اراده برای اقدام)؛

• برای برخی محافل داخلـی کشـور تحـریم کننـده مسـجل شـود کـه دولـت آن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Hufbauer,… (۱۹۹۹).

۴۰۲ پژوهشنامه بازرگانی

کشور در صورت اقتضا برای تعقیب منافع ملی خود اقدام میکند١.

٤. چالشهای فراروی بازارهای جهانی انرﮊی

علیرغم تمامی مسـاعی بـهکارگرفتـه شـده بـرای کـاهش وابسـتگی اقتصـاد جهـانی بـه نفتخام و فرآوردههای نفتی، با توجه به تمـامی برآوردهـای انجـام شـده توسـط مؤسسـات معتبر بینالمللی، روند صعودی مصرف نفتخام همچنان ادامه خواهد یافت.

دبیرخانه اوپک پیشبینی نموده است که تقاضـای جهـانی نفـت خـام در سـالهای ٢٠٠٥، ٢٠١٠، ٢٠١٥، ٢٠٢٠ و ٢٠٢٥ بــه ترتیــب معــادل ٨١، ٧/٨٨، ١/٩٧، ٨/١٠٥ و ٦/١١٤ میلیــون بشکه در روز خواهد بود که از این حجم تقاضا، کشورهای عضو اوپـک بـه ترتیـب ١/٢٩ ، ١/٣٤ ، ٦/٤٠ ، ٩/٤٨ و ٣/٥٨ میلیون بشکه در روز را عرضه خواهند نمود٢.

بنابراین برخی از مهمترین چالشهای عمده درحال رشدی که بازارهای جهـانی انـرﮊی در حال حاضر با آن روبهرو هستند، عبارتند از: اولاﹰ بایستی طـی دو دهـه آتـی، حجـم قابـل توجهی ظرفیت جدید تولید نفت ایجاد شود تا رشد پایدار اقتصاد جهانی را تضـمین نمایـد، ثانیاﹰ این افزایش ظرفیت بایستی به اندازهای باشد که ظرفیـت مـازاد تولیـد قابـل اتکـایی نیـز برای بازارهای جهانی ایجاد نمایـد، زیـرا در صـورت نبـود ظرفیـت مـازاد تولیـد قابـلاتکـا، بازارهای جهانی انرﮊی با نوسانات شدیدی روبرو خواهند بود. باتوجه به تمامی برآوردهـا و وجود ذخائر عظیم کشورهای عضو اوپک، قسمت عمده این افزایش ظرفیت تولیـد بایسـتی در کشورهای عضو اوپک رخ نماید که در نتیجه سـهم بـازار ایـن سـازمان افـزایش خواهـد یافت.

علیرغم وجود برخی نااطمینانیها، تقریباﹰ این اطمینـان وجـود دارد کـه در صـورت عـدم تحقق چنین افزایش ظرفیتـی، هزینـههـای بلندمـدت قابـلتـوجهی متوجـه اقتصـاد جهـانی و بالاخص ایالات متحده خواهد شد و طلایههای چنـین وضـعیتی طـی ٢ تـا ٤ سـال آتـی رخ خواهد نمود، هرچند نتایج اولیه آن در اواخر تابستان و اوایل پاییز ٢٠٠٤ (با گذشـتن قیمـت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.۱ علیخانی (۰۸۳۱).

۲٫ OPEC (2004).

اثرتحریمهای یکجانبه امریکا بر اقتصاد … ۲۰۵

نفت WTI از مرز ٥٠ دلار درهربشکه) مشاهده شد.

در حالی که ایالات متحده بـیش از ٢٥درصـد نفـت خـام تولیـدی و حـدود ٢٤ درصـد انرﮊی اولیه جهان را مصرف مـینمایـد١، بـه عنـوان بزرگتـرین مصـرفکننـده و واردکننـده انرﮊی با این چالشها روبرو می باشد، ولی کنترل مستقیم اندکی بر این چالشها دارد. یکـی از مهمترین راهکارهای ایـالاتمتحـده، تشـویق تجـارت آزاد و سـرمایهگـذاری در منـاطق عمــده تولیدکننــده انــرﮊی جهــان و تشــویق شــرکتهــای امریکــایی در ایــن تجــارت و سـرمایهگــذاری در حـد ممکــن مــیباشـد. امــا سیاسـتهــای ایــالات متحـده و بــهخصــوص تحریمهای اقتصادی بر علیه برخی از تولیدکنندگان عمده نفت، این فرصتها را بر بـاد داده است.