مقدمه

در این پژوهش به بررسی تأثیر شاخصهاي مهم بیمهاي بر رشد اقتصادي، در کشورهاي اوپک و در دوره زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۹ پرداخته میشود. کسبوکار صنعت بیمه، نقش مهمی در رشد اقتصادي کشورها دارد؛ به گونهاي که در سال ۲۰۱۱، این رقم ۴۵۹۷ بیلیون دلار و به اندازه %۶/۶ تولید ناخالص داخلی جهانی بوده است. همچنین %۵۷/۱ از این مبلغ مربوط به بیمههاي زندگی و %۴۲/۹ آن مربوط به بیمههاي غیر زندگی است. میزان کل حقبیمههاي جهانی، از ۴۶۷ بیلیون دلار در سال ۱۹۸۰، به ۴۵۹۷ بیلیون دلار در سال ۲۰۱۱ رسیده است که نشاندهنده نرخ رشد سالانه ۸/۸۴ درصدي حقبیمه است .(Sigma, 2013) با این وجود، موضوع بیمه در مطالعات علمی، اغلب نادیده گرفته میشود، درحالیکه در مقالات علمی توجه بسیار زیادي به سایر بخشهاي مالی (مانند بازارهاي سهام و بانکی) میشود.

صنعت بیمه، بخش مالی ارائهدهنده خدمات مربوط به مدیریت ریسک است. در واقع فعالیتهاي شرکتهاي بیمه براي توسعه صنعت بانکداري و به ویژه براي امنیت فرایند وامدهی بسیار مهم و حیاتی است. بیمه همچنین تجارت و بازرگانی را در بین کشورها تقویت میکند و از این طریق موجب ایجاد درآمدهاي بانکی میگردد. به همین ترتیب ممکن است شرکتهاي بیمه به وسیله جریان حق بیمههاي بلندمدت خود، براي یک دوره بلندمدتتر سرمایهگذاري کنند و بنابراین منجر به بهبود توسعه بازار اوراق قرضه محلی و مبادلات سهام شوند. تمام این فعالیتها باعث ترقی رشد اقتصادي میشود؛ به همین دلیل در این پژوهش اثر شاخصهاي مهم بیمهاي بر رشد اقتصادي بررسی میگردد.

شرکتهاي بیمه محصولات زیادي را ارائه میدهند. این محصولات به دو گروه بیمههاي زندگی و غیر زندگی تقسیم میشوند (به عنوان بیمه عمومی نیز شناخته می شوند). بیمه زندگی در شکل عام خود به معنی تضمین پرداخت یک مبلغ معین به

اثر شاخصهاي مهم بیمهاي بر رشد اقتصادي در ۳ /…

یک ذينفع به دلیل مرگ بیمهشده، یا پرداخت به بیمهشدگانی است که بیشتر از یک سن معین به زندگی ادامه میدهند. در مقابل، بیمه غیر زندگی شامل سایر انواع بیمه میشود؛ مانند بیمه اموال و مسئولیت، بیمه وسایل نقلیه موتوري، بیمه دریایی و … .

براي بررسی اثرات بیمه بر رشد اقتصادي، در این پژوهش از دو شاخص نفوذ بیمه (حقبیمه به عنوان درصدي از تولید ناخالص سرانه) و تراکم بیمه (حقبیمه سرانه واقعی) استفاده میشود.

به منظور بررسی رابطه بیمه و رشد اقتصادي، از دادههاي پانل و مدلهاي پانل پویا براي کشورهاي عضو اوپک و دوره زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ بهره گرفته میشود. بدین منظور از روش گشتاورهاي تعمیمیافته۱ استفاده میشود که آرلانو و باند۲، و آرلانو و باور۳ ارائه کردهاند.

.۲ نقش بیمه در بازارهاي مالی

فعالیتهاي اقتصادي در دو بخش مالی و واقعی صورت میپذیرد. متغیرهایی نظیر مصرف، سرمایهگذاري و تولید ناخالص داخلی بیانگر فعالیتهایی هستند که در بخش واقعی اقتصاد در جریان است. ازسويدیگر بخش مالی به عنوان مکمل بخش واقعی، به مجموعهاي از ابزارهاي مالی نظیر اوراق سهام و سپردههاي دیداري و همچنین نهادهاي مالی از قبیل بانکها، بورس و شرکتهاي سرمایه اطلاق میشود که نقش مهم و محوري در تجهیز منابع و هدایت و تخصیص بهینه این منابع به سمت فعالیتهاي مولد دارد (ختایی، .(۱۳۷۸

بخش مالی روي دیگر سکه اقتصاد است که در واقع مکمل بخش واقعی اقتصاد استاصولاً. عملکرد بهینه نظام اقتصادي در جامعه، منوط به وجود دو بخش حقیقی و مالی کارا، مکمل، قدرتمند و تحت نظارت است. فعالیت این دو بخش در

۱٫ Generalized Method of Moments(GMM) 2. Arellano and Bond, 1991 3. Arellano and Bover, 1995

/ ۴ پژوهشنامه بیمه/ سال بیستونهم/ شماره /۱ بهار /۱۳۹۳ شماره مسلسل ۱۱۳

کنار همدیگر شرط لازم و کافی براي یک نظام اقتصادي مطلوب محسوب میشود. چون عملکرد غیر بهینه یکی از این دو بخش، بر کارکرد بخشهاي دیگر اثر منفی خواهد گذاشت. بنابراین، تعادل باثبات و بلندمدت هر نظام اقتصادي هنگامی بهدستمیآید که دو بخش مذکور با ارتباطات درونی خویش در شرایط تعادلی عمل کنند. برایناساس توسعه مالی، در حقیقت توسعه سیستم یا بخش مالی یعنی بازارها، نهادها و ابزارهاي مالی است.

یک بازار مالی یکپارچه داراي سه عنصر اساسی سرمایه کوتاهمدت، بلندمدت و اطمینان است. سرمایههاي کوتاهمدت در بازار پول و به طور خاص، بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباري مبادله میشوند. بازار سرمایه و به طور خاص بورسهاي اوراق بهادار نیز محل دادوستد سرمایههاي بلندمدت است. هر دو بازار مذکور نیازمند به عنصر سومی هستند که بتوانند به حیات خود ادامه دهند. اطمینان به عنوان رکن سوم بازارهاي مالی، توسط صنعت بیمه ارائه میشود.

بازار سرمایه براساس طبیعت و کارکرد اولیه خود، ابزارهاي مورد نیاز براي تأمین سرمایه لازم و امکانات سرمایهگذاري براي ادامه فعالیت اقتصادي شرکتهاي بیمه را فراهم میکند. به طور متقابل صنعت بیمه و شرکتهاي بیمهاي طبق کارکرد اصلی خود اطمینان را به بازار سرمایه ارائه میکنند. هر چند کارکرد اصلی بازار سرمایه مبادله سرمایه است، ولی امروزه کارکرد این بازار از این حد بسیار فراتر است. این بازار هم اکنون یکی از اساسیترین ارکان مدیریت ریسک و ارائه پوشش در مقابل انواع ریسکهاي مالی است که با استفاده از ابزارهاي نوین و مهندسی مالی انجام میشود. ازسويدیگر شرکت هاي بیمه نیز به ویژه با توجه به ماهیت بلندمدت بیمههاي عمر، از سرمایهگذاران سنتی بازار سرمایه محسوب میشوند.

تجربه جهانی حاکی از آن است که صنعت بیمه همانند جزئی از صنعت مالی باید رابطه صحیحی با مجموعه بازار سرمایه داشته باشد. این رابطه در عصر جهانیشدن به دو صورت تبلور مییابد: ازیکسو کسبوکار بیمه به بازار سرمایه

اثر شاخصهاي مهم بیمهاي بر رشد اقتصادي در ۵ /…

مستحکم نیازمند است و ازسويدیگر، بازار سرمایه خود مبتنی بر مشارکت فعال وجوه بیمه در این بازار است. ازاینرو، شتاب بخشیدن به اصلاحات، توسعه دو بخش و ارتقاي رابطه متقابل این دو، شرط لازم براي توسعه سیستم مالی است (حسنزاده و کاظمنژاد، .(۱۳۸۷

به طورخلاصه، بیمه در کلیه شاخهها و رشتههاي فعالیتهاي اقتصادي به گسترش اطمینان کمک میکند. یکی از این زمینهها بازار مالی است که بیمه در آن نقش فعالی دارد. به عبارت دقیقتر، بازار مالی متشکل از بیمه، بورس و بانک را میتوان مثلث توسعه مالی نامید که این مثلث بدون بیمه کمرنگ و ناکارآمد خواهد بود. در مثلث توسعه مالی، بانک پایگاه پول، بورس پایگاه سرمایه و بیمه پایگاه اطمینان است که با ارتباط دو سویه به توسعه مالی کمک میکند (کدخدایی، .(۱۳۸۰

.۳ بیمه و رشد اقتصادي

امروزه این باور وجود دارد که بخش مالی و به ویژه صنعت بیمه نقش بسیار زیادي در رشد اقتصادي دارند. اما با این وجود، بیان چگونگی تأثیر بیمه بر رشد اقتصادي و شناسایی مکانیزم ارتباط دقیق میان بیمه و رشد اقتصادي داراي اهمیت بسیار زیادي است.

بحث در خصوص رابطه بین بیمه و رشد اقتصادي ضروري بهنظرمیرسد. بیمه ازیکسو نهادي مالی است که در تقویت بنیه اقتصادي جامعه نقش دارد و ازسويدیگر، با ایجاد امنیت و اطمینان، زمینه گسترش فعالیتهاي تولیدي و خدماتی را فراهم میکند. بهبیاندیگر، شرکتهاي بیمه، ثبات مالی ایجاد میکنند و اضطراب را از طریق جبران خسارت کاهش میدهند. همچنین جانشینهاي نزدیکی براي برنامههاي تأمین اجتماعی دولت هستند. نکته دیگر اینکه شرکتهاي بیمه از طریق فعالیتهاي سرمایهگذاري باعث تخصیص بهینه منابع میشوند (جعفري صمیمی و کاردگر، .(۱۳۸۵

/ ۶ پژوهشنامه بیمه/ سال بیستونهم/ شماره /۱ بهار /۱۳۹۳ شماره مسلسل ۱۱۳

توسعه مالی از طریق کانالهاي مختلف، رشد اقتصادي را تحت تأثیر قرار میدهد. این کانالها عبارتاند از تنوع بخشیدن به ریسک، کاهش ریسک نقدینگی و همچنین کمکردن اطلاعات نامتقارن پیش از وقوع و پس از وقوع بین قرضدهندگان و قرضگیرندگان .(Pietrovito, 2009)