اثر شوري بر گياهان زراعي و راههاي مقابله با آن

فصل اول
مقدمه:
در جهان، پديده هاي متعددي وجود دارد كه باعث مي شود اطراف خود را به تحليل برد. به عنوان مثال وقتي آب باران روي خاك ها جريان پيدا مي كند، نمك هاي سديم، كلسيم، منيزيم، كلر، سولفات، كربنات و تعدادي ديگر از عناصر در جريان آب وارد شده و به درون رودخانه ها، درياچه ها و سرانجام درياها و اقيانوس ها وارد مي شود. فرآيندهاي زمين شناسي نيز به حل شدن كند پوسته زمين و آزاد نمودن مقدار قابل ملاحظه اي از يون هاي سديم، كلسيم، منيزيم، كلر،

سولفور، كربنات ها وتركيبات غير آلي ديگر به داخل اقيانوس ها كمك نموده است. آب و نمك‌هاي حل شده براي رشد گياه ضروري مي باشند اما استفاده مجدد آب و ميزان تبخير بالاي آن در نواحي خشك و نيمه خشك باعث تجمع نمك شده كه به عنوان يك پديده عمومي شوري تلقي مي شود. شوري خاك به دليل

جلوگيري از جذب آب و عناصر به درون گياه يكي از مهم ترين محدوديت هاي رشد گياهان زراعي محسوب مي شود و به عنوان مشكل بزرگ كشاورزي، بالاخص در كشاورزي آبي درمنابع گزارش شده است (۷).

افزايش جمعيت جهان ايجاب مي كند كه مساحت بيشتري از زمين به امر خانه سازي و فعاليت هاي صنعتي تخصيص يابد و در اين شرايط، گسترش مزارع كشاورزي به زمين هاي واقع در حاشيه حاصلخيزي يعني مرزهاي نهايي زمين هاي قابل كشت، اجتناب ناپذير مي گردد، در چنين وضعيتي، مسموميت،

شوري، دماهاي فوق العاده، آلودگي ها و آثار حاصل از دخالت هاي شيميايي استرس هايي هستند كه غالباً بروز مي‌كنند. همچنين تغيير محيط ها و اقليم ها كه از فعاليت هاي انسان نتيجه مي شوند، شرايط استرسي را كه گياهان بايد تحت آن شرايط رشد كرده و زنده بمانند پديدار و يا تشديد مي كنند.علم به اثرات استرس هاي گوناگون روي فيزيولوژي گياهان براي شناخت مكانيسم هاي مقاومت و بقاياي گياهان و انتخاب روش هاي اصلاح به منظور افزايش مقاومت گياهان در مقابل استرس ضرورت دارد (۳).

شوري عامل مهم در تاريخ بشر و سيستم هاي كشاورزي بوده، كه بشر بر آنها تكيه داشته است. تمدن هاي بسياري در اثر عدم اعمال مديريت صحيح درامر آبياري و نتيجتا” دراثر تجمع نمك در سطح خاك، نابود شده اند. هر گاه بارندگي محدود باشد، نمك در خاكي كه گياهان درآن ريشه دوانيده اند، شسته نمي شود و بهنگام افزايش شوري ( نمك ) مقدار محصول كاهش مي يابد.

مناطق وسيعي از سطح زمين بدليل تحمل كم گياهان زراعي نسبت به نمك، و نبود اطلاعات كافي در مورد مكانيسم هاي تحمل دردسترس اصلاح كنندگان گياه در ارتباط با فزايندهاي گزينش، براي كشاورزي غير قابل استفاده مي باشند. در بعضي از مناطق مستعد براي كشاورزي در ارتباط با موضوع، دو ديدگاه وجود دارند كه مي توانند موردتوجه واقع شوند :

۱- كوشش در پيداكردن راههاي موثر و كم هزينه در امر شيرين كردن آب درياها براي اهداف آبياري.
۲- گزينش گياهان زراعي كه قادر به رشد و نمو در شرايط شديدا” شور باشند.

مقداري از زمينها با قابليت استفاده مجدد به دليل شور بودن در جايي قراردارند كه انرژي خورشيدي فراوان وجود دارد كه مي تواند بوسيله گياهان براي توليدمحصول بيشتر مورد استفاده قرار گيرد. از اين رو لازم است راههايي كه گياهان مي توانند شوري را تحمل كنند، بهتر دانسته شود تا از آنها استفاده بيشتري به عمل آيد، در شرايطي كه نياز به غذا و الياف با افزايش جمعيت ازدياد مي يابد. در خاكهاي با مقدار نمك بالا، گياهان به دو صورت تحت استرس قرار

مي گيرند، افزون بر استرس تحميل شده در اثر كاهش پتانسيل اسمزي در محيط ريشه كه نتيجه وجود مقدار بالا از مواد محلول است، ضمنا” يك اثر سمي از غلظت هاي بالا از يونها، ناشي مي شود. تعدادي از گياهان مكانيسم هايي را براي مقابله با اين گونه استرس‌ها دارا مي باشند و عده ديگر از گياهان به صورت سازش يافته نسبت به آنها در مي آيند، ولي اكثر گياهان زراعي حساس هستند و نمي توانند در شرايط شوري بسيار حاد، زنده بمانند و درصورت زنده ماندن مقدار محصول اندكي خواهند داشت (۳)

 

فصل دوم

۱-۲ شوري و تمدن هاي بشري:
مدارك تاريخي ۶۰۰۰ سال قبل از تمدن نشان مي هد كه انسان به دليل تخريب پايه‌هاي منابع تجديد شونده در مناطق خاص، هيچ گاه نتوانسته است بيش از ۸۰۰ تا ۲۰۰۰ سال يك تمدن پيشرفته را در يك مكان معين توسعه دهد. به عنوان مثال عملكرد گياه در طول يك دوره ۷۰۰ ساله در يك محل معين بالغ بر ۶۵ درصد كاهش داشته است. اين مشكل به دلايل مختلف و در نتيجه از بين رفتن مداوم زمين هاي قابل كشت در زمان هاي قديم پديد آمده و به عنوان يكي از مشكلات عمده تهديد كننده كشاورزي در وسعت بين المللي و بالاخص درعرض هاي پائين از مشكلات عمده تهديد كننده كشاورزي در وسعت بين المللي و بالاخص

درعرض هاي پائين جغرافيايي مطرح است. گفته مي شود فقط حدود ۶ درصد از سطح زمين هاي دنيا، داراي پتانسيل توليد محصولات زراعي هستند. يكي از دلائل از بين رفتن بسياري از زمين ها در زماني كوتاه و خسارت ميليون ها دلار به محصولات كشاورزي، تنش شوري است. در اكثر مقالات مربوط به مقاومت به شوري گياهان، از شوري به عنوان فاكتوري مهم در كشاورزي جهان نامبرده شده است و لي با اين حال وسعت زمين هاي تحت تاثير شوري نامعلوم بوده، به

طور دقيق مشخص نشده است. افزايش نمك در خاك باعث ايجاد مشكلات فراواني براي مردم جهان مخصوصا” در نواحي خشك و نيمه خشك كه محصولات كشاورزي از طريق آبياري رشد مي كنند شده است (۷ ).

۲-۲ : وسعت اراضي شور در سطح دنيا :
مطالعات انجام شده براي تخمين ميزان واقعي زمين هاي داراي مشكل شوري توسط گذشتگان متفاوت بوده، عددي بين ۶ ۱۰ *۳۴۰ تا ۶ ۱۰ * ۹۵۰ هكتار را در سطح جهان ثبت نموده اند. اين بر آورد همچنان در حال افزايش است. كريستينس در سال ۱۹۸۲ بر آورد نموده است كه از ۱۴ بيليون هكتار از زمين هاي كشاورزي مورد استفاده زارعين در دنيا، حدود ۴/۱ بيليون هكتار داراي مشكل شوري و ۶ بيليون هكتار در مناطق خشك و نيمه خشك واقع هستند. و تنها ۴/۱

بيليون هكتار از كل اراضي براي كشاورزي مساعداست. با كوشش هاي انجام شده اعداد جديدي را از بانك اطلاعاتي برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد در مورد زوال زمين ها ارائه نمودند. از كل ۶ ۱۰ * ۵۱۶۹ هكتار زمين در جهان حدود ۶ ۱۰ *۱۰۳۵ هكتار به عنوان زمين هاي مستعد خشكي شناخته شده، تحت عنوان زمين هاي تحث تاثير تخريب شيميايي طبقه بندي شده است. اگر چه اين تخمين شامل چندين جنبه از تخريب شيميايي است ولي در هر صورت به عدد ۱۰ * ۹۵۰ هكتار نزديك و وسعت زمين‌هاي شور را مشخص مي كند (۷ ).

شكل (۱- ۲ )
آبهاي موجود در كره زمين داراي غلظت متفاوت نمك مي باشند. تقريبا۲/۷۷ درصد آبهاي سطحي زمين در مناطق يخچالي است و ۲۲ % از آبهاي كره زمين به صورت آبهاي زير زميني است. و هر دو از نظر اقتصادي قابل بهره برداري نمي باشند. در نتيجه كمي از آب قابل استفاده باقي مي ماند. سطح اراضي كره زمين ۲/۱۳ ميليارد هكتار است كه هفت ميليارد هكتار، اراضي قابل كشت و ۵/۱ ميليارد هكتار تحت كشت مي باشد. از اراضي تحت كشت ميزان ۳۴ % ميليارد

هكتار (۲۳ درصد ) اراضي شور و ۵۶ % ميليارد هكتار ( ۳۷ درصد ) خاكهاي سديمي مي باشند. خاكهاي شور نه تنها در مناطق خشك و نيمه خشك به وفور يافت مي شوند، بلكه در ساير شرايط آب وهوايي، به دليل حمل نمكها توسط سيلابها و رسوبات بادي نيز يافت مي شوند. (۱ )
جدول (۱-۲ ) گسترش خاكهاي شور را درقاره هاي مختلف نشان مي دهد. اعداد به ميليون هكتار مي باشد.

قاره شور ( ميليون هكتار )
آمريكاي شمالي ۷۵۵ /۱۵
آمريكاي مركزي و مكزيك ۹۶۵ /۱
آمريكاي جنوبي ۱۶۳ /۱۲۹
افريقا ۴۳۸ /۸۰

جنوب آسياي مركزي ۱۱ / ۸۵
آسياي مركزي و شمالي ۶۸۶ /۲۱۱

آسياي جنوب شرقي ۹۸۳ /۱۹
استراليا ۳۳۰ / ۳۵۷
جمع كل زمينهاي شور در جهان ۴۳۰ /۹۰۱ ميليون هكتار

۳-۲٫ بررسي اراضي شور در ايران :
ايران بين ۲۵ تا ۳۸ درجه عرض جغرافيايي شمال واقع شده است. متوسط ارتفاع كشور بيش از ۱۵۰۰ متراست. ميانگين ميزان تبخير از ۲۰۰۰ ميلي متر در سال تجاوز مي كند كه به حركت محسوس نمك هاي محلول به طرف بالا منتهي مي شود. برآورد شده است كه تقريبا ۱۵ % تمام سطح اراضي ايران، با ۲۵ ميليون هكتار، تحت تاثير نمك با درجات مختلف قرار گرفته است. شوري خاكها و آب هاي طبيعي به تركيبات مخصوص عوامل جغرافيايي و محيطي كشور كه مركب از ته

نشين هاي نمكي سنگي، نوع حوضه هاي بسته و نيمه بسته، پادگانه هاي ساحلي دريا محتواي نمك زياد خليج فارس و آب هاي سطحي است، وابسته مي باشد. تركيب اين عوامل به تشكيل زمين هاي وسيع با خاك هاي شور و قليايي منجر شده كه به آبهاي زير زميني داراي نمك مرتبط مي شوند. شوري خاك ها و آبهاي زير زميني توسط اعمال انسان از طريق چراي بيش از حد، در آوردن زمينهاي از حالت جنگلي وآبياري كردن با آب هاي شور بدن زهكشي و آبشويي

كافي، تسريع داده مي شود. بزرگترين تمركز خاك هاي شور – در بيابان هاي مركزي يافت مي شود اما اين مناطق از نظر كشاورزي اهميت كمي دارند، بعداز بيابان هاي مركزي مناطق ساحلي در طول خليج فارس و درياي عمان كه به اراضي پست استان خوزستان مي رسند، دومين و بزرگترين تمركز خاك هاي نمكي را از نظر جغرافيايي تشكيل مي دهند.

عموما” وقتي كاهش بارندگي از شمال غرب تا جنوب غربي اتفاق مي افتد، تبخير افزايش يافته و خاكهاي شور و قليايي افزايش مي يابند. گسترش آبياري در ميزان وسيع، مقادير وسيعي شوري را در آب، در اكثر اراضي به همراه دارد اين گسترش يك خطر جديد را به همراه دارد كه به مديريت دقيق خاك و منابع آب از طريق زهكشي كافي و شستشوي متناوب نياز دارد (۲ ).

فصل سوم

 

اثرات شوري بر گياه
در اين قسمت، روي غلظت و تركيبات املاح محلول و رابطه آن با گياهان زراعي بحث شده آن را از لحاظ مقاومت گياه، تاثير روي نمو، در مراحل مختلف بررسي قرار مي دهيم (۲).
۱-۳- آثار عمومي :
وقتي خاكي شور باشد و گياه نتواند در برابر شوري مقاومت كند، عوارض گوناگوني چون پژمردگي و خشكي نمايان مي گردد و نيز دربعضي از گياهان، افزايش برگ هاي گوشتي يا در بعضي ديگر نقصان ضخامت برگ را، در گياهي مثل جو، با افزايش غلظت املاح بايد نام برد. در مقابل گياهان زراعي، گروه هالونيت ها ( گياهان نمك دوست ) براي رشد و نمو خود نياز مبرم به نمك كلرورسديم دارند ولي گياهان معمولي ( غيرهالونيت ) در برابر شوري از خود حساسيت نشان مي دهند. گياه زراعي قادر نيست خود را مثلا”از يون كلر محلول خاك دور نگه دارد و با وجود اينكه حساسيت زيادي از خود نشان مي دهد. با اين وجود به ميزان

زيادي از كلرور سديم را جذب مي كند. وجود اين يون ها در محيط زندگي، از يك طرف با جذب تحميلي باعث مسموميت گياه مي شود و از طرف ديگر فشار اسمزي خاك را بالا برده كه سبب خشكي گياه مي گردد. گياه زراعي طبق خواص فيزيولوژيكي هالوفيت ها، در برابر املاح محلول خاك مقاوم است، در اين صورت گياهان بايد تحمل و قدرت ذخيره نمك را در اندام‌هاي خود داشته باشند تا اختلاف پتانسيل بين فشاراسمزي موجود در خاك و شيوه سلولي خود را متعادل سازند. (۲).

گياهان را مي توان بر اساس عكس العمل آنها به غلظت هاي زياد نمك به دو گروه وسيع تقسيم كرد. هالوفيت ها، كه گياهان بومي خاكهاي شور هستند و چرخه زندگي خود را درآن شرايط كامل مي كنند و گياهان شيرين يا غير هالوفيت ها كه به نسبت هالوفيت ها قادر به تحمل شوري نيستند. معمولا” يك آستانه غلظت نمك وجود دارد كه غير هالوفيت ها علائم شروع جلوگيري از رشد، بي رنگي برگ و كاهش وزن خشك را نشان مي دهند.
در ميان گياهان : ذرت، پياز، مركبات، كاهو، لوبيا حساسيت زيادي به شوري دارند.

پنبه و جو به طورمتوسط شوري را تحمل كرده و چغندرقند و خرما تحمل زيادي به آن نشان مي دهند (۴)
۲-۳- تاثير شوري روي جوانه زدن :
گياهان زراعي در موقع جوانه زدن در برابر شوري حساستر از ساير مراحل زندگي خود مي باشند درجه مقاومت براي گياهان مختلف متفاوت است. گلومينوزها ( باستثناي يونجه ) ذرت، چغندر قند، گندم، يونجه، چاودار، جو دوسر و جو به ترتيب از كمترين تا بيشترين مقاومت را دارا بوده و واريته هاي مختلف هر كدام نوسانات شديدي را نشان مي دهد.اگر يك گياه عموما” در برابر شوري مقاوم است، هيچ دليلي نيست كه اين خاصيت شامل مرحله جوانه زدن آن هم بشود. ميزان در صد املاح محلول قابل مقاومت درخاك، در صورتي كه گياه بتواند صد در صد جوانه بزند و به نمو عادي و خوب ادامه دهد.(۲)
جدول ۱-۳

نوع گياه جوانه زدن : صد درصد نمو جوانه ها: خوب و عادي مقاومت گياهان
جو ۶/۱ ۲/۱ خيلي خوب
گندم ۹/۰ ۳/۰ كم

ذرت ۶/۱ ۶/۰ كم
چغندر قند ۱/۰ ۱/۰ خوب

چه عاملي باعث حساسيت مرحله رشد سبزينگي گياهان غير شور پسند به شوري ميشود؟
رشد ساقه معمولا” بيش از رشد ريشه متاثر از شوري است اين موضوع در مورد جو و سورگوم نشان داده شده است (۱).
از تفاوت‌هاي مرتبط با ارزيابي و اندازه گيري تحمل به شوري نسبت به ساير تنش ها، تنوع موجود درانتوژني يا يك مرحله رشدي خاص مي باشد. در گياهان كه با بذر تكثير مي‌شوند، مرحله جوانه زني به خاطرتاثير غير مستقيم بر روي تراكم گياهان بسيار مهم و حساس مي باشد.

يون هاي موجود درخاك يا آب زراعي مي توانند در اين مرحله به صورت تحريك كننده، باز دارنده و يا خنثي كننده درجوانه زني عمل كنند. تنش شوري عموما” باعث تاخير در جوانه زني، كاهش درصد جوانه زني، كاهش سرعت جوانه زني و كاهش رشد گياهچه مي شود.

برنج گياهي است كه درمرحله جوانه زني به شوري مقاوم است ولي درمراحل اوليه رشد ( اوايل مرحله گياهچه اي ) و مرحله گلدهي به شوري حساس است. چغندر قند در مراحل بعدي رشدي خود متحمل، اما درمرحله جوانه زني حساس مي باشد. ذرت در مرحله جوانه زني متحمل ولي در مرحله رشد گياهچه بيش از مرحله خوشه دهي و علمكرد دانه حساس است. گندم و ذرت نيز در مرحله ظهور گياهچه و مراحل اوليه رشد بيشتر از مراحل بعدي رشد به شوري حساس هستند و اين حساسيت در ارقام مختلف متفاوت است بعضي گياهان مثل آفتابگردان در مرحله جوانه زني بيشتر از ساير مراحل رشد به شوري خاك حساس مي باشد. تلاش هاي انجام گرفته براي ارزيابي تحمل به شوري در يك گونه بر اساس تحمل در مرحله جوانه زني و ظهور گياهچه به طور كلي موفقيت آميز

نبوده است و تحمل به شوري در يك مرحله خاص رشدي به مراحل ديگر ربطي ندارد. شوري معمولا” زمان نمو را تحت تاثير قرار مي دهد. در بين گياهان مختلف و حتي بين واريته هاي مختلف يك گونه از نظر مقاومت به شوري درمرحله جوانه زني تفاوت هاي زيادي وجوددارد.علاوه براين جوانه زني بذرها در محيط شور

تحت تاثير فشاراسمزي و سميت نمك قرارمي گيرد.با كاهش پتانسيل آب سر عت جذب آب به وسيله بذر تحت تاثير قرار مي گيرد. ولي براي كاهش درصد جوانه زني پتانسيل آب بايد از حد معيني كه براي هرگونه خاص متفاوت است پائين تر رود. عموما ” كاهش جوانه زني بذر در محيط شور عمدتا” ناشي از كاهش جذب آب و افزايش يون ها در اطراف بذرها به علت غلظت بالاي نمك مي باشد. صفت مقاومت به شوري در مرحله جوانه زني ، وراثت پذيري بالايي دارد. آلن و همكارانش گزارش نمودند كه وراثت پذيري عمومي براي تحمل به شوري در يونجه ۵۰درصد مي باشد وبعد از پنج انتخاب متوالي درحضور كلريد سديم با

پتانسيل ۳/۱ مكاپاسكال جوانه زني از ۳ درصد به ۸۶ درصد افزايش يافته است. (۷ )
۳-۳- تاثيرشوري روي رشد گياه

افزايش غلظت املاح محلول، مقاومت گياه نيز كاهش مي يابد، اما اين همبستگي به صورت يك رابطه مستقيم نبوده بلكه، بخصوص در ابتداي امر، يك ضربه شديد بر رشد گياه وارد مي شود كه درصورت غلبه گياه، ادامه آن متناسب با غلظت املاح مي تواند پيش رود كه در اينجا عكس العمل گياهان مختلف متفاوت است. نقصان رشد گياه علاوه بر تاثير غلظت املاح، به يون هاي قابل تعويض سديم و غلظت آن در محيط رشد نيز بستگي دارد. اگر نمو گياه به حداقل برسد يا به حالت عادي خود باشد، رابطه بين افزايش غلظت املاح و عكس العمل گياه در هر حال با شدت كم و بيش برقراراست (۲ )

اگر چه غلظت مواد محلول دراغلب محلولها خاك آن قدر كم است كه پتانسيل اسمزي شان فقط چند بار منفي است. موارد استثنايي قابل توجه وجود دارد. مهمترين آنها خاكهاي باتلاقي شور و خاكهاي شور قليايي است كه پتانسيل اسمزي محلول آنها ممكن است به دهها يا صدها بار برسد.

محلول خاك با پتانسيل اسمزي تا لااقل ۱۰ بار نيز ممكن است دربرخي شرايط زراعي معين وجود داشته باشد. نمونه آن خاكهايي است كه با آب حاوي نمك به غلظت نسبتا ” زياد آبياري شود يا خاكهايي كه بيش از اندازه كود پاشي گردد. وضع اخير در گلخانه ها پيش مي آيد. افزايش منفي بودن پتانسيل اسمزي محلول خاك منجر به كاهش جذب آب و بدين ترتيب توقف رشد مي شود (۵ )

اولين اثر شوري در رشد گياهان كاهش پتانسيل اسمزي مي باشد.دومين اثر شوري در رشد گياهان از طريق به هم خوردن تعادل بين عناصر غذايي مورد نياز گياه مي باشد. مثلا” زيادي سديم باعث بروز كمبود عناصري مثل پتاسيم و كلسيم مي شود. به علاوه بعضي از يونها همچون كلرايد و بر ممكن است

مسموميت يوني در گياهان بوجود آورند.قليائيت بر پتانسيل اسمزي اثر ندارد ولي اثر آن بر به هم خوردن تعادل بين عناصر غذايي و يا مسموميت ويژه يوني شبيه اثر شوري هستند. البته بعضي اوقات شوري ممكن است اثر مثبت در رشد بعضي از گياهان شور پسند داشته باشد. همچنين شوري متوسط باعث افزايش عملكرد، وزن ماده خشك و همچنين افزايش تحمل به سرما مي شود (۱)
۴-۳- تاثير شوري بر ساير مراحل رشد :

حساسيت گياهان طي مراحل مختلف رشد متفاوت است. مراحل رشد گياه از نظر حساسيت به شوري شامل سه مرحله جوانه زدن،رشد سبزينگي و مرحله باروري است. اطلاعات زيادي وجود دارد كه نشان مي دهد كه بسياري از گياهان در مرحله رشد سبزينگي نسبت به شوري حساس مي باشند.الگوي حساسيت گياهان به شوري در مرحله جوانه زدن كمي پيچيده است حتي بسياري از گياهان حساس به شوري مي توانند در غلظت زياد املاح خاك مرحله جوانه زدن را با موفقيت انجام دهند. اين موضوع براي گوجه فرنگي و ذرت نشان داده شده است.بر عكس گياهاني همچون پنبه و چغندر قند كه تقريبا ” نيمه متحمل به شوري هستند، در مرحله جوانه زدن به شوري حساس مي باشند. همچنين بعضي از گياهان شور پسند كه در مرحله رشد سبزينگي به شوري متحمل هستند، در مرحله جوانه زدن متحمل به شوري نيستند. اگر چه بسياري از گياهان غير شور پسند در مرحله رشد سبزينگي

به شوري حساس هستند. ولي بعضي از آنها به طور قابل ملاحظه اي در مرحله باروري به شوري مقاوم مي باشند. پنبه نمونه اي از اين گونه گياهان است ولي مكانيزم افزايش مقاومت پنبه به شوري در مراحل پاياني رشد كاملا”مشخص نيست. علاوه بر نوع گياه و رقم در عكس العمل گياهان به شوري حتي نژادهاي مختلف ممكن است عكس العمل متفاوتي نشان دهند.(۱).

گونه ها و واريته هاي مختلف گياهان زراعي، تحت شرايط مساوي از نظر شوري، در يك مرحله خاص رشدي خود مقاومت هاي متفاوتي نشان مي دهند. ميزان غلظت زيان آور نمك براي گياهان به تركيب نمك ها، خواص خاك، آب وهوا، رطوبت و واريته گياهي بستگي دارد. ايجاد سازگاري هاي فيزيولوژيك و آناتوميك باعث بقاي گياهان و در هالوفيت ها باعث ارتقاي رشد آنها تحت شرايط شوري مي شود. ريشه تنها اندام گياهي است كه به طور مستقيم با محيط شور در تماس

است. بنا براين ساختمان و عمل آن مي تواند در تنظيم، جذب و انتقال يون ها نقش داشته باشد. ريشه اولين مانع براي حركت يون ها به درون گياه مي باشد ودر نتيجه غلظت هاي يوني انتقال داده شده به اندامهاي هوايي با ميزان آن در محيط هاي بيرون كاملاً متفاوت مي باشد. دو راه جهت حركت املاح از محيط خارج (املاح موجود درخارج ) به درون ريشه وجوددارد. مسير بين سلولي همان مسير انتشار آزاد محلول خارجي يا محتويات آن است كه از طريق ارتباط كانال هاي ديواره هاي سلولي با همديگر وانتقال مواد از بين ديواره هاي سلولي صورت مي پذيرد. در اين حركت بارهاي منفي ديواره سلولي داراي نقش هستند.

درتمام سلول هاي زنده، سيتو پلاسم هاي سلول ها از طريق پلاسمودسماتا به هم پيوسته اند، اين همان مسير درون سلولي ( سيم پلاستي ) است كه به عنوان مهم ترين نقطه كنترل ورود نمك به داخل گياه شناخته شده است. آب وارد شده به مسير سيم پلاست، بايد از غشاي پلاسمايي سلول پوست يا اپيدرم ريشه عبور نمايد تا به اندام هاي هوايي برسد. سيم پلاست از طريق مسير سيتو پلاسمي سلول هاي ريشه كه ازاپيدرم شروع وتا مغز ريشه ادامه مي يا بند در حركت آب و مواد درگياه دخالت دارد.

نتايج آزمايش هاي گلخانه اي روي گياه سورگوم و گندم نشان مي دهد كه مرحله رويش گياه ومراحل اوليه زايش، مراحل بسيار حساسي بوده در حالي كه دوره گلدهي و مرحله پر شدن دانه به تريب كمترين حساسيت را دارند.شوري در برخي از مواقع روي زمان مراحل رشد گياهي برخي از غلات تاثير مي گذارد، به گونه اي كه جوانه زني، ظهور خوشه ها، گلدهي و رسيدگي دانه زودتر اتفاق مي افتد. اين واكنش براي گياهان گندم، سورگوم و يولاف گزارش شده است ولي گفته مي شود جو و چاودار ازاين قانون مستثني هستند.در پنبه گلدهي در شرايط شوري زودتراتفاق مي افتد امادر گوجه فرنگي آن را به تاخير مي اندازد. اجزاي

عملكرد و پارامترهاي رشد نيز واكنش هاي متفاوتي را به تنش شوري نشان مي دهند. توليد بذر جو و گندم كمتر از وزن خشك ساقه به وسيله شوري كاهش مي يابد. همين طور درشوري هاي پائين رشد ريشه غالبا” كمتركاهش مي يابد و حتي گاهي اوقات به وسيله شوري در مقايسه با ساقه تحريك مي شود ( ۷ ).