پیشگفتار

موضوع تحقیق بررسی حرفه های قدیمیان همانند آجر پزی و کاشی کاری است. دلیل انتخاب این موضوع این بوده که از کودکی به این نوع حرفه ها علاقه ی بسیاری داشته و چون حالا زمینه ای پیدا شد که بتوانیم در مورد این حرفه ها تحقیق و بررسی نماییم چه بهتر دیدیم که این موضوع را بررسی و دنبال کنیم.
برای انجام این تحقیق که یک تحقیق میدانی بود به کارگاه های آجرپزی و کاشی کاری جاهای مختلفی از جمله شهرستان داراب استان فارس سر زدیم تا بتوانیم هر چند مختصر در مورد این موضوع مطالبی را جمع آوری نماییم و امیدوارم که در آینده ما و هم چنین کسانی که این رشته را دنبال می کنند بیشتر به این حرفه ها اهمیت بدهند که این حرفه ها و صنایع دستی نقشی بسزا در زندگی گذشتگان داشته است

آجرپز
بابلیها در هزاره ی چهارم پیش از میلاد آجر می ساختند. در ایران در شوش و سیلک کوره های آجرپزی مربوط به هزاره ی یکم پیش از مسیح از زیر خاک بیرون آورده شده است.
محل کار آجرپز ، که نام های دیگر آن خشتمال، خستیز، خشتگر، و خشتزن و فخار است. قالب زدن آجر درست همانند خشتزنی است با تفاوت های جزئی. چون فرآورده ای که وی تولید می کند در قسمت بیرونی ساختمان به کار برده می شود باید خاک رس وی انتخاب شده و آن را خوب آب دیده و یا باصطلاح کشته کنند. و مواد ناخالص آن را بگیرد. خاک رس را از چال یا گودالی که به دست می آورند با الاغ به محل کار آورده و آن را در گودال خاکشویی میریزند و یک پنجم حجم آن، ماسه ی خاکستری یا خاک سیاه، که آن نیز از معادن نزدیک با الاغ آورده می شود، اضافه می کنند. خاک سیاه را از آن جهت اضافه می کنند که خاک رس تمیز شده و پس از پختن رنگ روشنی داشته باشد وگرنه رنگ آجرها سرخ خواهد شد. از

چاه آب کشیده و در گودال خاک شویی می ریزند (تصویر ۱۷۰) و یا اینکه از جوی آب یا محل دیگری به آنجا آب می رسانند و ۲۴ ساعت خاک رس را درآب قرار می دهند تا خوب شسته شود. فردای آن روز کارگران با پاروی چوبی آن را خوب به هم می زنند تا آمیخته مزبرو تا حدودی آبگون گردد. آن را با دلو بیرون آورده و در جوی میریزند که از آن جا به گودال مجاور می رود. در آن جا یکی کارگر دیگر آن را از الک (غربال) می گذارند و به این ترتیب ریگ و سایر ناخالصی ها ی درشت از آن جدا می شود. پس از اینکه چاله خاک شویی تهی گردید گل

 

ته نشین می شود. و در ۲۴ ساعت آب آن را با دلو خارج می کنند و پس از ۴ روز خاک رس خشک می شود و آن را با بیل بیرون می آورند. خشتمال نزدیک گل رس چنباته می زند و مقداری خاک سیاه در کنار خود دارد. هر دفعه مشتی از خاک سیاه را توی قالب که از جعبه ی چدنی و از دو قسمت کوچک و بزرگ تشکیل شده می ریزد. قالب را تکان می دهد که خاک سیاه به دیوار نمناک آن بچسبد و هر خانه از قالب را با چونه (مشته) گل پر کرده با دست روی آن می زنند و قسمت های اضافی آن را با شمشه یا سیم می برد. سپس تو پایه ی قالب را گرفته و بر میگرداند و خشت را خالی می کند. خشت خام ۲۴ ساعت می ماند تا خشک شود. سپس آن ها را بلند کرده به پهلو قرار می دهند و سه روز می ماند تا همه

جای آن خشک شود، خم نشده و ترک بر ندارد. پیش از آنکه خشت ها را جمع کرده و به کوره ببرند یک کارگر با دست خود کناره های آن را صاف می کند و یا به اصطلاح خودشان واکو می کند. کوره آجر پذیری در حومه همدان است و روشی که در بالا برای ساختن آجر گفتیم در آنجا به کار برده می شود. پی کوره در حدود ۵/۲ متر زیر زمین است و آتش خانه ی آن را تشکیل می دهد و چند پله می خورد تا به آن برسند. روی آتشخانه طاق کوره است که سوراخ های زیادی به نام زنبورک دارد. خشت ها را با الاغ به کوره آورده و روی زنبورک می چینند. قسمت اول خشت ها را از سوراخ جلو کوره داخل می کنند در پست کوره سوراخ دیگری است که از زمین بالا است و پلکانی به آن تکیه داده اند و بقیه ی خشت ها را از این دربچه به

درون کوره می فرستند. آجرها طوری چیده می شود که دود و گاز سوخته از توی آنها بیرون برود. آخرین ردیف آجرها که در بالا قرار گرفته خیلی نزدیک به هم چیده می شود غیر از سوراخی که در وسط قرار دارد و به قطر یک متر می باشد تا دود از آن خارج شود. بقیه شکاف ها را در ردیف آخر با گل رس می گیرند. دریچه ها را نیز می گیرند. کوره ای که شحر دادیم در حدود ۵۰۰۰۰ آجر به اندازه های ۵×۱۰×۲۰ و یا ۲۵ هزار آجر به اندازه ی ۵×۲۰×۲۰ سانتی متر گنجایش دادرند. پیش از جنگ جهانی دوم سوخت کوره ها بته های بیابانی به نام چار – (ترخاویاترخان) و – درمنه بود.

چندین هفته پیش از روشن کردن کوره آن ها را گردآورده و نزدیک آتشگاه می گذاشتند. این چارها و درمنه ها با شعله های گرم بلند می سوزند و وقتی که بته ها در حال سوخت هستند با چنگال بلندی سوخت به آتشخانه می ریزند و به واسطه ی گرمای زیادی که دارد کارگرانی که این کار را می کنند به نوبت عوض می شوند. امروزه به جای این روش از نفت سیاه استفاده می کنند که آن هم از فراورده های فرعی پالایشگاه هاست. نفت سیاه را با کاه و یا پوشش خشک چغندر درهم می آمیزند و با بیل به درون آتشخانه می فرستند.

سوختن این کوره بزرگ ۷۲ ساعت طول می کشد. در پایان این مدت مقدار زیادی آمیخته ی نفت و کاه به آتشخانه وارد می کنند و بدین ترتیب ناگهان جریان هوا قطع می شود و اتمسفر احیا کننده ای درست می شود که برای رنگ کرم آجر بسیار مناسب است. پس از آنکه آخرین قسمت سوخت به کوره داده شد سوراخ آتشگاه و خروجی دود بی درنگ با گل رس گرفته می شود و پس از ۷۲ ساعت کوره سرد می شود. سپس آجرها را از کوره بیرون آورده و بار الاغ کرده و به محل ساختمان می برند و یا در حیاط روی هم می چینند تا به فروش رود. معمولاً آجرهایی که روی زنبورک قرار دارد زیاد پخته شده است. آن ها را کنار می گذارند و برای ساختن حوض و آب انبار که یکی از سنت های دیرین ایران است به کار می برند.

روش آجرپزی مانند هر چیز دیگری در هر استانی فرق می کند. در خوزستان که بیشتر ساختمان ها از آجر است کوره ها بزرگتر و معمولاً گنجایش ۱۵۰۰۰۰ آجر دارند. در آباده مرکز ایران روش عجیبی برای ساختن آجر معمول است. در آن جا کوره دائمی عبارتست از آتشگاه و زنبورک (شبکه) بالای آن. وقتی آجرها را می چینند مقداری سنگ آهک در وسط آن کومه می کنند و آجرهای خام را به دور این کومه طوری می چینند که هوای سوخته شده از درون آن ها به بیرون راه یابد ولی کوره دیوار خارجی ندارد. گازهای سوخته شده از اطراف آن بیرون

می آید. پس از ۲۴ ساعت کوره را خاموش می کنند و تمام آجرها به جز آن هایی که در قسمت خارج قرار گرفته اند خوب پخت شده اند. آجر و سنگ آهک پخته شده را به محل ساختمان می برند و از این آهک جهت ساختن ملات برای همین آجرها استفاده می کنند. آجرهای نیم پز را برای سوخت دوم کنار می گذارند. وقتی که درباره ی غیر اقتصادی بودن این روش آجر پزی با سرکارگر این کوره ها سخن گفتم وی معتقد بود که درست است که کاراریی آن زیاد نیست ولی ساختن کوره های دیوار دار خرج دارد و آن ها از عهده بر نمی آیند و همیشه از این روش استفاده کرده اند.

 

کاشیکار و آجرکار
بین قرون ده و دوازده میلادی، در زمان سلجوقیان روش تزیین ساختمان با آجر در ایران متداول شد و از آن تاریخ به بعد جزو خصوصیات معماری ایرانی شده است. این روش که عبارت از تزیین با آجر است و آن را هزار باف می نامند در سده ی هشتم میلادی در عراق متداول بود.

کهنترین ساختمانی که این نوع تزیینات به کار برده شده است دروازه ی بغداد در رقد است، کاخ دژ آسای اخیضر در ۱۸۰ کیلومتری جنوب بغداد قدری جدیدتر است، و کاروانسری عطشان نزدیک کوفه مربوط به همین دوره است. آثار معماری ساسانی در تمام ساختمان های اسلامی که در عراق قرار گرفته اند دیده می شود. اما از آنجایی که کارهای هزار بافی در دوره ساسانیان معمول نبود اختراع و ابتکار آن در عراق قدری تردید آمیز است.

گنبد علویان در همدان
روش جدید با متداول کردن انواع و اقسام شیوه های به هم پیوستن آجرها آغاز گردید، بعضی از آن ها دارای آجرهای است برجسته و بدین ترتیب اثر سایه روشن ایجاد کرده و سبب شد که برای تزیینات کتیبه های آجری بوجود می آید. دیدین ترین نمونه این نوع کار، گنبد کوچک مسجد جامع اصفهان است که در زمان وزیر بزرگ سلجوقیان، نظام الملک و به فرمان او ساخته شده است.

کوره آجر

در این زمان بندهای گچی متداول گردید و علاقه ها به تزیین با گچ سبب شد این بند گچی را کنده کاری کنند و سپس بین آجرها، گچ کنده کاری شده به کار برده شد و بالا خره به جای این گچ بین دو سر آجر به کار برند تمام آن سطح را گچکاری و روی آن را گچبری کردند. این روش تزیین با گچ در طاق گنبد مسجد الجایتو خدا بنده در سلطانیه که در حدود سال ۱۳۲۰ میلادی ساخته شد به آخرین درجه تکامل خود رسید. در سال ۱۱۰۴ همین روش در مسجد گلپایگان به کار برده شد و در قسمت های کهنه مسجد جمعه اصفهان این شیوه گچ بری به چشم می خورد. در سال ۱۳۲۶ میلادی که مسجد جمعه ورامین ساخته شد هنوز این روش متداول بود. در ساختمان هایی که بنا گردید دیده می شود که دیگر گچ بین آجرها کنده کاری نمی شد بلکه با قالب های مختلفی آن را درست می کردند.

استفاده از آجرهای رنگین (لعابی) یکی دیگر از اقداماتی بود که در بهبود وضع معماری صورت گرفت و سبب رواج نوعی کاشیهای زیبا گردید که در آغاز دارای اشکال هندسی به تناسب بزرگی و اندازۀ رویۀ کاشی بودند. آغاز کاربرد آجرهای لعابی در ساختمان هنوز هم مشخص نیست. به طور کلی می توان آنها را تا زمان بابلیان به عقب برد و در هزارۀ دوم پیش از میلاد مسیح در عیلام نیز به کار برده می شده است. آجرهای رنگی در زمان هخامنشیان در ساختمان هایی که در فلات ایران به ویژه شوش و تخت جمشید بر پا شده، دیده می شود

(سدۀ پنجم پیش از میلاد مسیح). به نظر می رسد که کاربرد آجرهای رنگی و لعابی در زمان سلوکی ها و پارت ها و ساسانیان معمول نبوده است، ولی در زمان خلافت بنی عباس در بغداد بار دیگر احیا گردید. در سال ۹۰۳ میلادی که ابن رُسته دربارۀ مسجد بزرگ بغداد می نویسد می گوید که تمام مسجد با آجرهای لعابی لاجوردی تزیین شده بود. یعقوبی نویسنده سده دهم از مناره سبز رنگ مسجد بخارا (که در آن وقت در خاور ایران بود) سخت تعریف می کند. به نظر می رسد که در دوره سلجوقیان (۱۰۳۷ تا ۱۱۵۷) این شیوه تزیین مساجد به اوج خود رسیده باشد، معهذا نظام الملک آجرهای ساده را به کاشی های رنگی برای ساختن مسجد جمعه اصفهان ترجیح داد. در بخش اختراع و پیشرفت لعاب ها نشان داده خواهد شد که در سده دهم کوزه گران ایرانی دانش بسیار ارزنده و وسیعی درباره لعاب آجرها و کاشی های ساختمانی داشتند.

آرتورپوپ دربارۀ پیشرفت کاشی کاری در ساختمان می نویسد: «نخستین بار، کاشی های لعابی در سدۀ دوازدهم میلادی در گنبد مسجد جامع قزوین پدید آمد، اما به محض اینکه این روش اغاز گردید به تندی و شتاب توسعه یافت و در چند نسل، تمام ساختمان ها با کاشی کاری های بسیار زیبا گوهرنشان شده بودند و این خود عصر جدیدی در تزیین هنر معماری ایرانی بود».

مصرف نخستین کاشی های رنگی، قرار دادن منظم آجرهای کوچک با رویۀ لعاب دار، در بستری از آجرهای معمولی برای تزیین بود. رنگ های اصلی آن فیروزه ای، آبی آسمانی و نارنجی ملایم بود. بیشتر طرح ها اشکال هندسی مثل پنجرۀ مشبک و چند ضلعی و پیچ و خم دار بودند. ولی تمام نوشته ها به صورت مستطیل بود. مثال بارز این نوع طرح ها در برج آرامگاه مؤمنه خاتون در نخجوان آذربایجان است که تاریخ آن ۱۱۵۸ میلادی می باشد.

در پایان سدۀ دوازدهم نوع جدیدی از تزیین دیوارهای سفالی در ایران پدید آمد و آن کاشی های نقش دار بود. این نوع کاشی ها در سدۀ نهم در عراق به ویژه بغداد و سامره به کار برده می شد و آنجا به مصر، شمال آفریقا و اسپانیا از یک سو و ایران از سوی دیگر گسترده شد. این کاشی های منقش اغلب در مراکز کاشی سازی کاشان، در مرکز ایران ساخته می شد و از آنجا به سایر قسمت های خاور نزدیک و میانه فرستاده می شد. دو نوع مختلف از این کاشی ها به چشم می خورد. نخست کاشی هایی که روی آن صاف رنگ آمیزی

شده و طرح و نقش آن صلیب و ستاره بود، دوم کاشی های بزرگ تر که رویۀ آن برجسته بود و بیشتر در ساختمان محراب ها، یعنی محل نیایش رهبران مذهبی، در مسجد به کار برده می شد. هر دو نوع این کاشی ها در کوره هایی پخته می شد که اتمسفر آنها احیا کننده بود و در آن بعضی از اکسیدهای فلزات را به شکل لعاب و به صورت فلزی روی سطح کاشی ها می نشاندند و سطح آنها را براق و درخشان چون فلزات می کردند. بسیاری از این کاشی های برجسته و الوان محراب ها امضاء هنرمندان کوزه گر کاشانی را دارد. یکی از نام آورترین آنها ابوزید است که محراب مهمترین زیارتگاه ایرانیان را در مشهد به سال ۱۲۱۵ میلادی ساخت. یکی دیگر از استاد کاران کاشی به نام یوسف محمد، محراب زیارتگاه علی بن جعفر را در قم در سال ۱۳۳۳ میلادی خود به شخصه طرح ریزی کرده، با کمال غرور آن را ساخته و امضاء کرده است. کاشان تا میانۀ سدۀ چهاردهم در هنر ساختن کاشی های برجسته و الوان سخت استاد است.

در این زمان شیوۀ دیگری در کاشی کاری در خاور ایران پدید آمد و آن کاربرد کاشی های معرق بود. این نوع کاشی کاری عبارت از پهلوی هم قرار دادن قطعات ریز و مختلف الشکلی از کاشی های یک رنگ است که بر طبق طرح و نقشی که قبلاً کشیده شده است آنها را بریده اند. مزیت آن بر کاشی های درخشان زیاد است:
۱٫ کاشی های یک رنگ معمولی را هر کوزه گر محلی که لعاب خوب و رنگ زیاد در اختیار داشت می توانست بسازد. گرچه کاشان قرن ها انحصار فروش سنگ لاجورد را در اختیار داشت، ولی مقدار کمی اکسید کبالت (سنگ لاجوردی) مورد نیاز این کاشی ها را می شد در همه جا از طریق خرید و فروش و داد و ستد به دست آورد.
۲٫ هزینه حمل و نقل گران و خطر شکستن کاشی ها به هنگام باربری نیز بدین طریق، یعنی با تولید کاشی های محلی، برطرف گردید.

۳٫ پیشه وران با تولید کاشی های یک رنگ موفق شدند که از شیوۀ پرهزینۀ ساخت کاشی های درخشان صرف نظر کنند.
۴٫ کاشی کاری های معرق در معماری ساختمان با اندازه های متنوع و مختلف قابل استفاده است. با این کاشی ها می توان از گل سرخ کوچکی که قطر آن به اندازۀ ۳۰ سانت باشد گرفته تا تزیینات داخلی و خارجی گنبدهای عظیم مساجد را پوشانید،.

این کاشی کاری ظاهراً نخست در خاور ایران پدید آمد و در زمان تیموریان در هرات (افغانستان امروزی) به آخرین درجه از تکامل خود رسید. طرح های کاشی کاری هرات در سدۀ چهاردهم بسیار خوش و زیبا و ساختمان آنها محکم بود. نمونۀ بارز کاشی کاری هرات در ایران مسجد جمعۀ اصفهان و یزد است. مسجد جمعۀ یزد مربوط به سال ۱۳۷۵ میلادی است. در سدۀ پانزدهم در هنر و سبک کارگذاری کاشی ها ظرافت خاصی اعمال گردید. در این زمان کاشان روش جدید را نیز متداول ساخت. مسجد میدان کاشان امضاء حیدر کاشی تراش را به سال ۱۴۶۳ میلادی نشان می دهد.

انتقال دربار تیموری از هرات به تبریز سبب گردید که کاشی کاری نیز به آن محل منتقل گردد و به کیفیت مرغوبتری درآید. بهترین مثال آن مسجد آبی است (مسجد علی که در ۱۵۲۲ میلادی به پایان رسیده است). در این مسجد نوشته شده «مصدق کاشی تراش این مسجد را طرح کرده است». از جمله کارهایی که استادان تبریزی در کارهای مساجد انجام دادند این بود که نوشته های خود را به صورت برجسته در آورده و روی آن لعاب نمی دادند. آجرهای نارنجی رنگ در قبال زمینۀ آبی سیر بسیار درخشان می نمود.