احزاب زمان محمد رضا شاه

حزب سياسي به مفهوم جمعيتهاي خاص داراي اهدافي ويژه كه منتج از شرايط عيني و ذهني ساختار نظام سياسي جامعه خويش باشند در سرزمين ما پيشينه‏اي چندان قوي ندارد و تنها به بعد از دوران مشروطيت برمي‏گردد و آن هم به صورت منقطع و پاره پاره به طوري كه هرگاه استبداد مطلقه به اوج خود مي‏رسيد و يا بحران سياسي به وجود مي‏آمد اين احزاب متلاشي شده و يا تجزيه مي‏گشتند.

در دوران استبداد پهلوي دوم به ويژه پس از شهريور ۱۳۲۰ما به گونه‏اي از احزاب برمي‏خوريم كه از هيچ بستر عقيدتي و ايدئولوژيكي برخوردار نبوده و بدون اتكا به حمايت مردم تنها به دستور عوامل قدرت از بالا تشكيل مي‏شدند و وظيفه‏اي جز حفظ و تقويت قدرت سياسي حاكم نداشتند. اين احزاب از اجزاي ساختار سياسي و حكومتي عصر بودند كه به دفاع همه جانبه از قدرت و حكومت مركزي مي‏پرداختند و خود از وسايل استبداد داخلي بودند. اين دسته از احزاب در تاريخ معاصر ايران به احزاب دولتي معروف شده‏اند. اين احزاب همه در سه چيز درباري، فرمايشي و غيرمردمي بودن اشتراك داشتند و در سه دوره در تاريخ معاصر ايران خودنمايي كردند.

دوره اول (حزب وطن يا ارادة ملي)
اولين حزب دولتي در ايران حزب وطن بود كه در سال ۱۳۲۲ش توسط سيدضياءالدين طباطبايي يكي از مسببين كودتاي ۱۲۹۹ش و از عوامل انگليس تشكيل شد. مكان حزب خيابان سعدي، نزديك مخبرالدوله در ساختمان باشكوهي كه از طرف صراف‏زاده، كارخانه‏دار معروف يزدي به او اهدا شد قرار داشت. از اعضاي اين حزب مظفر فيروز، سيدكاظم يزدي، برادران رشيديان، كورس بازرگان و حجازي مدير روزنامه وظيفه را مي‏توان نام برد.

روزنامه رعد امروز ارگان اين حزب بود كه توسط مظفر فيروز اداره مي‏شد. اين حزب تا اواسط سال ۱۳۲۴ش به فعاليت ادامه داد.

بعد از يك سال اين حزب در بهمن ۱۳۲۳ش به حزب اراده ملي تبديل شد و تا سال ۱۳۲۵ ش به فعاليت ادامه داد. اين حزب با قدرت گرفتن قوام دشمن ديرين سيد ضياءالدين طباطبايي منحل شد.
حزب آريا
دومين حزب از احزاب دولتي حزب آريا بود كه توسط حكومتگران لشگري ايجاد شد. اين حزب شديداً به انگليس وابسته بود. از اعضاي مهم آن مي‏توان به سرلشگر حسن ارفع، محمدهادي سپهر، سرلشكر محمود ارم، سرلشكر امين‏زاده، حسن اخوي، سرهنگ حسن منوچهري (بهرام آريانا) اشاره نمود. اين حزب به دليل تمايلات شديد ناسيوناليستي و ضدكمونيستي كه داشت تا دهة ۳۰ به فعاليت ادامه داد.

حزب دموكرات ايران سومين حزب از اين دسته از احزاب است كه در ۸ تير ۱۳۲۵ش توسط احمد قوام (قوام‏السلطنه) نخست‏وزير وقت با شركت رجال و اشراف تشكيل شد. از افراد اين حزب مي‏توان به مظفر فيروز، علي اميني، ابوالقاسم اميني، محمدولي فرمانفرما، سردار فاخر حكمت، ملك‏الشعراي بهار، حسن ارسنجاني… اشاره نمود. هدف اين حزب بازگرداندن آذربايجان به خاك كشور بود. با سقوط كابينه قوام اين حزب نيز منحل شد.

نمره ۳۰۴
۷۰۰ كلمه
شهرضا نمره ۳۰۵
اصفهان ـ كميته حزب دموكرات ايران رونوشت شهرضا
كميته حزب دموكرات. به طوري كه قبلاً هم اعلام شده آقاي ابوالفتح قهرمان كانديد حزب در حوزه شهرضا مي‏باشد. لازم است از طرف افراد حزب نهايت جديت را در جهت پروپاگاند و تبليغ درباره ايشان به عمل آورند. دبيركل تشكيلات حزب دموكرات ايران موسوي‏زاده
۲۲/۱۱/۲۵
عودت شود

۵-۵۲۲-۶۱۳۳ الف
اصفهان ـ جناب آقاي حاج امين‏التجار رونوشت آقاي صفا امامي
لازم مي‏دانم در عالم ارادت اين نكته را عرض كنم به ملاحظات زيادي كه انشااله حضوراً عرض خواهم كرد و مذاكراتي كه به عمل آمده بايستي كانديدهاي حزب دموكرات ايران در همه جا موفق شوند و تا حال هم موفق شده‏اند در اصفهان هم پيش از ساير نقاط اين نكته بايد رعايت شود.

لذا مصلحت آنست با دو نفر آقايان اعزاز و صفا امامي كه كانديد رسمي حزب هستند بدون ترديد تشريك مساعي نموده جداً مشغول كار شودي با اشخاص ديگر كمك كردن ابداً صلاح نيست با آقاي صفا امامي هم نظر بنده را نيز ابلاغ فرمايند.
عبدالحسين نيك‏پور
شماره ۶-۵۲۲-۶۱۳۳ الف

حزب دموكرات ايران تاريخ ۱۳۲
دبيرخانه كل
اصفهان كميته حزب دموكرات ايران
برحسب تصميم كمتيه مركزي حزب دموكرات ايران آقايان اعزاز نيك‏پي، حبيب‏اله امين، صفا امامي در شهر اصفهان كانديد هستند. لازم است از طرف كميته اصفهان به كليه افراد حزب آنجا سفارش و توصيه شود كه با نهايت جديت و علاقمندي براي موفقيت و انتخاب شدن آقايان نامبرده اقدام نمائيد. رئيس كل تشكيلات حزب دموكرات ايران موسوي‏زاده

دوره دوم احزاب دولتي
فکر ايجاد حزب دولتي در عصر پهلوي دوم، پس از کودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش و ايجاد حکومت مطلقه محمدرضا شاه در ايران شکل گرفت. قصد حکومت از تشکيل چنين احزابي، در دست گرفتن نبض فعاليت‏هاي سياسي جامعه و پر کردن خلاء ناشي از نبودن احزاب آزاد بود. اما اين فکر تا سال ۱۳۳۵ش همچنان در اذهان باقي ماند تا اينکه به دستور شاه اسدالله علم يار ديرينه‏اش مسئول تاسيس حزب مردم گشت.

اين حزب در ارديبهشت ۱۳۳۶ش موجوديت خود را اعلام کرد. سران اين حزب غالباً چهره‏هاي علمي و دانشگاهي و شخصيت‏هاي سياسي و حکومتي بودند. رهبر عملي اين حزب تا پايان حيات سياسي آن اسدالله علم بود. از ديگر بنيانگذاران اين حزب مي‏توان از پرفسور يحيي عدل، دکتر پرويز ناتل خانلري، دکتر موسي عميد، دکتر حسن ستوده تهراني و دکتر احمد فرهاد نام برد.

گوشه اي از کنگره حزب مردم ۱٫ يحيي عدل ۲٫ کاظم جفرودي ۳٫ هلاکو رامبد محمدرضا پهلوي به هنگام ملاقات با جمعي از اعضاي کميته مرکزي حزب مردم در سال ۱۳۵۲
يک سال بعد دومين حزب دولتي توسط نخست‏وزير وقت منوچهر اقبال تاسيس شد (۱۳۳۷ش) اعضاي اين حزب بيشتر از ميان وزرا، نمايندگان مجلس، مقامات وقت و رجال سياسي اداري رژيم بودند. هيئت مؤسسه حزب از آقايان محمود جم، عزالممالک اردلان، حاج سيد اسدالله موسوي، دکتر محمدعلي هدايتي، حسام دولت‏آبادي، محمد حجازي و دکتر شاهکار تشکيل مي‏شد. اين هيئت رياست و دبيرکلي حزب مليون را به نخست‏وزير وقت و مؤسس حزب دکتر منوچهر اقبال واگذار کردند. دکتر اقبال در اولين جلسة حزبي خود عنوان کرد که:

در دنياي امروز حکومت دموکراسي! بدون احزاب و تشکيلات اجتماعي معني ندارد. شاهنشاه دستور فرموده‏اند که سيستم در حزب در مملکت برقرار شود. پس حزب مليون در مقابل حزب مردم تاسيس مي‏گردد.

اوج فعاليت حزبي احزاب مردم و مليون در سال ۱۳۳۹ مقارن با انتخابات دوره بيستم مجلس شوراي ملي متجلي مي‏شود. در اين دوره از انتخابات تقلبات فراوان و تبايز و زد و بند بسياري صورت گرفت. با آشکار شدن اسناد تقلبات انتخاباتي و تبايز و زد و بند حزب مردم به عنوان اقليت و حزب مليون به عنوان حزب اکثريت انتخابات باطل اعلام شد و هر دو حزب اعتبار خود را از دست دادند.

بدين ترتيب دکتر اقبال نخست‏وزير وقت از سويي و اسدالله علم از سويي ديگر از دبيرکلي حزب مليون و مردم استعفا دادند. و حزب مليون عملاً با برکناري نخست‏وزير از ميان رفت. اما حزب مردم به صورتي کمرنگ با رهبري دکتر يحيي عدل و سپس علينقي کني، ناصر عاملي و محمد فضائلي تا سال ۱۳۵۳ در صحنه بود و در دوره ۲۱ مجلس در سال ۱۳۴۲ و ۲۲ در سال ۱۳۴۶ و بيست و سه در سال ۱۳۵۰ در رقابت با حزب ايران نوين همچنان به ايفاي نقش اقليت پرداخت.

حزب مردم در دوران حيات خود با جناح‏بنديها و اختلافات بسياري روبه‏رو بود و سرانجام در سال ۱۳۵۳ با برقراري نظام تک حزبي از ميان رفت.

کانون مترقي
اين تشکيلات نه به عنوان حزب بلکه به صورت جمعيت در سال ۱۳۴۰ش توسط گروهي از جوانان طرفدار اصلاحات امريکايي و پاره‏اي از وزرا و رجال دولتي چون حسنعلي منصور و اميرعباس هويدا تشکيل گشت. و با از ميان رفتن حزب مليون در نقش حزبي در مقابل حزب مردم ظاهر شد و در انتخابات ۲۱ مجلس شوراي ملي در سال ۱۳۴۲ش شرکت جست. تاسيس اين کانون در واقع پيش درآمد حزب ايران نوين بود که يک سال و اندي بعد از اين کانون توسط همين اعضا ايجاد گشت. شايان ذکر است که نمايندگان اکثريت حزب ايران نوين در مجلس اکثريت را در دست داشتند.

حزب ايران نوين
اين جزب در واقع با تغيير نام کانون مترقي در آذر سال ۱۳۴۲ش به وجود آمد. حزب ايران نوين بزرگ‏ترين و ماندگارترين حزب دولتي در عصر پهلوي بود که همواره تا تاسيس نظام تک حزبي، اکثريت را در دست داشت و بيش از يک دهه در فضاي خالي از فعاليت‏هاي حزبي به حيات خود ادامه داد. نخستين دبيرکل اين حزب حسنعلي منصور بود که در اسفند ۱۳۴۲ش به نخست‏وزيري رسيد.

با قتل منصور معاون دبيرکل حزب ايران نوين، اميرعباس هويدا نخست‏وزير و دبيرکل حزب شد. حزب ايران نوين در انتخابات دوره ۲۲ و ۲۳ مجلس شوراي ملي در سالهاي ۱۳۴۶ش و ۱۳۵۰ش اکثريت را در مجلس داشت و در سال ۱۳۵۳ بزرگ‏ترين و پرطرفدارترين حزبي بود که در حزب رستاخيز ادغام شد. فعاليت حزب ايران نوين بسيار وسيع بود و کميته‏هاي متعددي را علاوه بر کميته مرکزي دربرمي‏گرفت. اين کميته‏ها شامل: کميته اجرايي و دفتر سياسي، سازمان جوانان، زنان، کشاورزان، کارگران، بازرگانان،

سنديکاهاي کارگري، اتحاديه‏هاي اصناف و تشکيلات وابسته ديگر بود. حزب نشرياتي نيز در سراسر کشور منتشر مي‏ساخت و روزنامه نداي ايران نوين ارگان آن محسوب مي‏شد. حزب ايران نوين براي آموزش کادر خود اقدام به تاسيس مدرسه عالي علوم سياسي و امور حزبي نمود که پس از ادغام آن در حزب رستاخيز، به آن حزب متعلق گشت.

تهران ـ جناب آقاي نخست‏وزير رونوشت جناب آقاي علاء وزير دربار شاهنشاهي رونوشت وزارت کشور، انجمن نظارت انتخابات بيستمين دوره تقنينيه شهر مراغه با رعايت بيطرفي کامل از محترمين و معتمدين تشکيل و شروع به کار نموده و مورد تاييد قاطبه اهالي شهر مي‏باشد. چون آقاي احمد حميديه در دوره گذشته بر اثر اعمال بي‏رويه و سوءاستفاده از مراغه طرد گرديده بود و اکنون نيز با تشبثات واهن مي‏خواهد بار ديگر خود را به مردم مراغه تحميل نمايد

ليکن در مقابل افکار عمومي شکست قطعي خود را احساس و مشاهده مي‏کند که فاقد آراء مردم است ايادي و اقوام خود را با چند نفر اجير و با طومارهاي جعلي به تهران اعزام داشته و تصور مي‏کند که مي‏تواند حقايق را وارونه جلوه دهد. لذا مراتب عرض و استدعا دارد به اعتراضات و شکايات بي‏اساس نامبرده ترتيب اثر داده نشود تا اهالي اين شهرستان با خاطري آسوده دعاگو باشند.

آرم شيرو خورشيد ايستاده
شماره کتاب ۵۹۱
شماره‏هاي ۲۸۵۱ و ۲۸۵۲ وزارت پست و تلگراف و تلفن
جناب آقاي وزير محترم کشور رونوشت جناب آقاي علم دبيرکل محترم حزب مردم رونوشت انديشة مردم رونوشت جناب آقاي فرود نماينده منفردين، رونوشت جناب آقاي دکتر اميراصلان افشار، رونوشت اطلاعات به پيروي از منويات ملوکانه انتخابات شهر مراغه در نهايت آزادي و آرامش آغاز و ديروز ۱۰/۵/۳۹ اخذ آرا خاتمه يافت.

متاسفانه در حين انتخابات که حزب مخالف شکست خود را قطعي مي‏دانست عوامل دولتي مخصوصاً استاندار آذربايجان شرقي شروع به کارشکني دخالت‏هاي غيرقانوني در امر انتخابات نموده چند دفعه وسيله تلفن فرماندار مراغه را به تبريز احصار و مي‏خواستند با اعمال نفوذ و دور نمودن فرماندار از حوزه انتخاباتي خود وقفه در کار انتخابات ايجاد نمايند و چون موفق به اين امر نشدند

آقاي احمد حميديه کانديداي حزب دولتي را تحريک به ايجاد اغتشاش و اختلال نظم عمومي نمودند که بدين وسيله اوضاع را غيرعادي نشان داده و باعث توقف امر انتخابات گردند خوشبختانه هم‏سلکان ما عموم راي‏دهندگان به نفع مردم پي به دسايس مخالفين برده کوچک‏ترين عکس‏العملي نشان نداده و بدون هيچگونه زد و خورد آرا خود راي دادند

اينک ديروز که اخذ آرا خاتمه يافته و مخالفين شکست خود را قطعي دانسته‏اند جناب آقاي وزير کشور بدون مجوز قانوني فرماندار مراغه را مرکز احضار عمل استخراج و قرائت آرا را متوقف نموده است اينک مراتب محض استحضار گزارش اقدام قانوني عاجلانه مورد استدعا است جريان امر به پيشگاه همايوني و مقامات دولتي نيز تلگرافاً عرض شد.

از طرف کميته حزب مردم مراغه هاشم فروزي.
وزارت دارايي
اداره
به تاريخ ….. ۱۳۴
شماره ۳۵۶۳۱- ۲۲/۴۳۹۱۰
پيوست ….
کميته تشکيلات مرکزي حزب ايران نوين
عطف به نامه شماره ۵۱۱۷-۲/۱۰/۴۲ موضوع فروش کالاي دخانيه مستقيماً وسيله مؤسسه انحصار دخانيات ايران به عاملين اشعار مي‏دارد.
در شهرستان‏هاي کشور سالها است که فروش کالاي دخانيه وسيله ادارات دخانيات محل و يا دارايي‏ها انجام مي‏گيرد و عاملين فروش کالاي مورد مصرف اهالي را مستقيماً و بدون واسطة از ادارات مزبور تحويل گرفته و به فروش مي‏رسانند.

فقط در مورد تهران که تا سال گذشته توزيع به وسيله شرکت پخش سيگار انجام مي‏شد و به واسطة انقضاء مدت قرارداد لازم بود در نحوة توزيع اتخاذ تصميم شود به رعايت سياست دولت در سپردن کار مردم به مردم مقرر شد که عمل توزيع تهران کماکان وسيله شرکتهاي خصوصي باشد و در نتيجه انتشار آگهي مناقصه و با رعايت کامل مقررات برنده مناقصه تعيين و همان منعقد گرديده است و در حال حاضر هم شرکت مزبور مشغول توزيع کالاي دخانيات تهران مي‏باشد.

وزير دارايي
سند ش : ۳۸۶۳۵
رده : ۶۸-۳۲۲-۸۹۷۵ هـ

کنگره حزب ايران نوين رديف اول از چپ: منوچهر شاهقلي، جواد منصور، حسن زاهدي، اميرعباس هويدا، اميرقاسم معيني، ناصر يگانه، هادي هدايتي دکتر منوچهر اقبال نخست وزير و مصطفي الموتي به هنگام تماشاي اسامي کانديداهاي حزب مليون
احزاب دولتي (دوره سوم) و ايجاد نظام تک حزبي

فکر ايجاد حزب واحد و فراگير از سوي ايرانيان تحصيل‏کرده در خارج کشور به ويژه طرفداران ساموئل هانتينگتون (استاد علوم سياسي دانشگاه هاروارد) مطرح شد. هدف از ايجاد چنين حزبي جلوگيري از بي ‏تفاوتي سياسي اکثريت مردم کشور بود تا از طريق علاقمند کردن آنان به امور سياسي مطلوب و عاملي مؤثر در جهت پيوند دولت و مردم ايجاد گردد.

بدين ترتيب تلاشهايي در جهت کسب موافقت محمدرضاشاه صورت گرفت و او را با اين عنوان که از اين پس با اجراي طرح نظام حزب واحد شاه رهبريت کل فعاليتهاي سياسي را برعهده خواهد گرفت، با خود هم‏آهنگ نمود. شاه در کتاب خود (پاسخ به تاريخ) در اين مورد مي‏گويد:

ما معتقد هستيم همه مردم ايران بايد براي رسيده به هدفهاي ملي که سعادت و آسايش فرد فرد ما را تامين خواهد کرد متحد باشند و در يک جهت حرکت کنند، همه کوششها بايد در راه پيشرفت کشور باشد. نه خنثي کردن تلاشهاي يکديگر. در نظام چند حزبي امکان تفرقه و تشتت بسيار است. هر گروه که در حزبي هستند

با ديگران بر سر کسب قدرت و به دست گرفتن حکومت ستيز و دعوا دارند. هر گروه مي‏خواهد حرفهاي خودش را به کرسي بنشاند و در نتيجه اختلافات به وجود مي‏آيد. در حالي که در حزب رستاخيز از جنگ گروهي خبري نيست. ۱