چکیده

اراضی بلاتکلیف وفضاهاي گمشده در میان بافت شهري علاوه بر بر هم زدن هارمونی ونظم محیط سبب ایجاد ناامنی وآلودگی زیست محیطی براي شهروندان شده است. با برنامه ریزي مناسب براي این فضاهاعلاوه بر ارتقاء کیفیت منظر شهري وکاهش اثرات منفی بر پیرامونشان می توان به عنوان منابع بالقوه جهت رفع نیاز ها واجراي طرح هاي توسعه شهري در بافت هاي میانی ومتراکم

شهرهاي بزرگ از آنها استفاده کرد. ازجمله دلایل ایجاد این فضاها تاکید بر جنبش نوگرایی و قرارگیري ساختمانها به صورت آزادانه در فضا است که سبب پراکندگی و کشیده شدن توسعه به حاشیه شهرها می شود.در این مقاله راهبرد رشد هوشمند به عنوان یکی از راهکارهاي مقابله با پراکندگی توسعه شهري و “ایجاد فضاهاي گمشده” مطرح شده که در نهایت با ارائه تکنیک هاي رشد هوشمند به حل معضلات شهري ناشی از فضاهاي گمشده پرداخته است.
کلید واژه ها : اراضی بلاتکلیف ،فضاي گمشده شهري ، رشد هوشمند، جنبش نوگرایی، پراکندگی توسعه شهري.

دومین همایش ملی

معماري و شهرسازي در گذر زمان

در جستجوي فضاهاي گمشده
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ، قزوین

-۱مقدمه

در کشورهاي جهان سوم و حتی کشورهاي صنعتی مردم در میان فضاهاي از هم گسسته زندگی می کنند فضاهایی که ممکـن نیست شکل و محتوا در پیوندي هماهنگ ، پیکري یگانه بسازند.میان مسکن یعنی فضاهاي بنا شـده و فضـاهاي ذهنـی و نیـز اقلیم، همسانی هاي ناگریزي وجود دارد به طوریکه نمی توان یکی را بدون دست بردن در دیگـري تغییـر داد.امـروزه معمـاري شهرها و حومه هاي آنها مبتنی بر فضاهایی ویران و بی محتوا با والاترین استعدادهاي بشري ؛ فضـاهایی کـه در گسـترش بـی پایان و رشد سریع و بی پایان دارند، است. که سبب هجوم زشتی ها به فضاي شهري شده است؛ژان-پل وله می گویـد:”زشـتی توهم نیست یک تجاوز واقعی است.”فرآیند توسعه شهري، تحت تاثیر دگرگونی هاي دوران نوگرایی، به ساختمان ها بـه ماننـد اشیاي منزوي درون یک منظر طبیعی می نگرد، نه همچون بخشی از یک بافت بزرگتر شامل خیابان ها، میدان هـا و فضـاهاي زنده. در چنین شرایطی تصحیح اثرات منفی پراکندگی هاي نامعقول ضرورتی اجتناب ناپذیر است لیکن راه حـل هـاي انـدکی براي مقابله با اثرات منفی این پدیده پیشنهاد شده استو در این راستا راهبرد”رشد هوشمند” براي حذف فضاهاي گمشده مورد

توجه قرار گرفته است.

-۲ فضاهاي گمشده شهري

-۱-۲تعریف و شناخت فضاهاي گمشده

امروزه اکثر مجموعه هاي شهري بی شکل و ضد فضا هستند و در آنها فضاهاي غیرقابل استفاده و رهـا شـده و فرامـوش شده به چشم می خورد؛ که فضاهاي گمشده نامیده می شود.مانند فضاهاي رهاشده ، حاشیه بزرگراه ها ، محوطـه هـاي باز و بی شکل و بیکران بین برجها و بلوك هاي مسکونی ، این فضاها عملا به عنـوان فضـاهاي عمـومی بـه حسـاب نیامـده و

فضاهاي دنجی به دور از دید شهروندان هستند که امکان وقوع هرگونه ناهنجاري و جرایم در آنها وجود دارد در حالیکه کشف و احیاء آنها می تواند فرصت هایی براي توسعه فضاهاي عمومی شهر به وجود آورد.

-۲-۱ مبانی نظري فضاهاي گمشده

راجر ترانزیک به عنوان نظریه پرداز شهري در دوره کم رنگ شدن رویکردهاي مدرن و شکل گیري نظریه هاي پست در سال ۱۹۸۶ توجه طراحان را به سوي فضاهایی از شهر سوق می دهد که Finding Lost Spaceمدرن با کتاب

در جریان رویکرد مدرنیستی؛ میان ساختمان ها ، بزرگراه ها و برج هاي بلند مرتبه رها شده و چهره ي شهر را مرده و نازیبا کرده اند.

راجر ترانزیک ۵ عامل اصلی را از عوامل به وجودآورنده فضاهاي گمشده می داند:

-۱افزایش روزافزون استفاده از خودروي شخصی: امروزه خیابان ها نقش خود را براي آفریدن فضاي شهري در خدمت پیـاده از دست داده به جاي آنکه فضاي همگانی را شکل دهد به مسیر رفت وشد خودرو تبدیل شده است. خیابان ها جایگاه اجتماعی

ف

دومین همایش ملی

ف معماري و شهرسازي در گذر زمان
در جستجوي فضاهاي گمشده

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ، قزوین

خود را از دست داده اند و از جمعیت تهی شده اند. میدان ها پارکینگ ها را در میان گرفته اند، بناها به ساختمان هاي گسسته از هم تبدیل شده اند و بزرگراه ها با بریدن بافت شهرها، زمین هاي وسیعی را در پیرامون خود به فضاي گمشده تبـدیل کـرده اند.

-۲ جنبش معماران مدرنیست گرا و رویکرد آنها به فضاهاي عمومی: جنبش نوگرایی بر قرارگیري ساختمان ها به صورت آزادانه در فضا پافشاري داشت، به تکذیب و انکار اهمیت فضاهاي شهري( خیابان، میدان، باغ ها و…) می

پرداخت. خیابان ها بیش از پیش کارکردهاي سنتی، اجتماعی و تجاري خود را از دست دادند و در این میان، فروشگاه هاي بزرگ جدید نیز عاملی شدند براي اینکه مراکز شهر به فراموشی سپرده شوند. این پدیده خرید کردن و جذابیت را از بستر خیابان ها به درون ساختمان ها کشانید.

-۳ منطقه بندي و سیاست هاي کاربري زمین در طرح هاي نوسازي شهري: سیاست هاي پهنهبندي و پروژه هاي نوسازي که در سال هاي ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ رخ داد، با ارائه نقشه هاي دوبعدي، بر آن بودند تا کیفیت هایی مانند سلامتی،

بهداشت، امنیت و آسایش را فراهم آورند. در حالی که این حرکت در واقعیت، به تقسیم شهر به بخش هاي هم جنس و هم شکل انجامید که با خطوط آمدو شد از هم جدا می شدند. از دیگر سو، زمین هاي بجا مانده میان این بخش ها نیز در ساختار شهري، عمده ترین فضاهاي گمشده را پدید آورد.

-۴ خصوصی سازي فضاي همگانی: با شکوفایی اقتصادي شهر ها تراکم ساختمان ها در مراکز شهري افزایش یافت؛ در این فرآیند، فضاهایی که به کاربري هاي همگانی اختصاص داشتند، به فضاهاي شخصی و خصوصی بدل شد. شهرها به جاي داشتن فضاهاي جمعی، به شهرهایی با نمادهاي فردگرایانه تبدیل شدند و با جایگیري ساختمان ها در مکان ها نامناسب ،

پیوستگی خیابان ها خدشه دار شد.

-۵ تغییر کاربري: رهاکردن مناطق صنعتی، نظامی و ایستگاه هاي حمل و نقل در هسته مرکزي شهرها حجم بزرگی از فضاهاي هدر رفته و بی استفاده را در مرکز شهرها پدید آوردند. به باور ترانسیک این در حالی است که چنین فضاهایی قابلیت هاي فراوانی را می توانند براي احیا و باز زنده سازي مراکز شهرها و تحقق اختلاط کاربري ها، در اختیار ما قرار دهند.

با توجه به آنچه که ترانزیک در تعاریف موردي خود از فضاهاي رها شده آورده است بسیاري از این نوع فضاها در شهر قابل شناسایی است :

شکل :۱ فضاي بجامانده میان ساتمان ها و معابر/ شهرنیویورك،۱۹۸۴۱

سخسبشفظشثچفقلشسلشح:منبع- ۱

دومین همایش ملی

معماري و شهرسازي در گذر زمان

در جستجوي فضاهاي گمشده
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ، قزوین

شکل: ۲ پیش فضاي مجتمع هاي تجاري مروارید و ستاره / خیابان صفاییه، قم، ۱۳۸۹

شکل :۳ زیر روگذرهاي درون شهري۲

فضاهایی نظیر پیش ورودي مجتمع هاي تجاري مروارید و ستاره که اکنون به عنوان پارکینگ موتور از آن استفاده می شود نیز قابلیت تبدیل به فضاهاي شهري سرزنده را به دلیل مجاورت با لبه فعال تجاري دارا می باشند.

-۳ رشد هوشمند

-۱-۳ تعریف رشد هوشمند

رشد هوشمند، اصطلاح رایجی براي یکپارچه سازي سیستم حمل ونقل و کاربري راضی مـی باشـد کـه از توسـعه هـاي فشرده و کاربري هاي مختلط در مناطق شهري حمایت کرده و در تقابل با توسـعه هـاي اتومبیـل محـور و پراکنـده در حاشیه شهر قرار می گیرد.رشد هوشمند به خلق الگوهاي کاربري اراضی قابل دسترس، بهبود فرصت هاي حمـل ونقلـی، خلـق

جوامع قابل زیست و کاهش هزینه هاي خدمات عمومی منجر می شود.

-۲-۳پیشینه رشد هوشمند

در سال ۱۹۷۰ ، برنامه ریزان شهري و حمل ونقل ، شروع به ترویج ایده جوامع و شهرهاي فشرده کردنـد؛ پـس از آن ، ایده پیتر کالتورپ ، با عنوان “روستا شهرها” که بر پایه ي حمل و نقل عمومی ، پیاده روي و دوچرخه سواري به جاي استفاده از اتومبیل بود، با استقبال عمومی روبرو شد. معمار دیگري به نام آندرز دوانـی ، ایـده ي تغییـر قـوانین طراحـی بـراي

ارتقاي مفهوم اجتماع و کاهش استفاده از اتومبیل را مطرح نمود.