۱ـ پيش فرضهاي فلسفي
انسان مركب از دو جوهر متمايز روان و تن است . بدن بستري براي رشد و سعادت و يا سقوط و شقاوت جان آدمي است . حقيقت وجودي انسان را روان او تشكيل مي دهد

۲ ـ مباني كلامي
حكيمانه بودن خلقت عالم و آدم از مباني كلامي اخلاق اسلامي است . هدفمند بودن خلقت و تفسير هدف آن ، در علم كلام صورت مي گيرد . هدفت خداوند از خلقت آدم ، رأس هرم اخلاق اسلامي را تشكيل مي دهد چنانكه از تعابير قرآن و روايات بر مي آيد انسان خليفه و جانشين خداوند در زمين است . در مظهر مهرباني مظهر رحمت الهي ، در سخاوت مظهر وجود خداوند ، در خشم و غضب مظهر انتقام حق و … اين همان مقصدي است كه گاه از آن به مقام « خليفه الهي » و برخي به مقام « لقا و فنا» و عده أي به مقام « قرب الهي» و امثال اينها تعبير مي كنند .

باور به جاودانگي انسان و اعتقاد به حسابرسي اخروي و در نتيجه پاداش و كيفر در آن جهان است . اثبات معاد چگونگي آن و شيوة حسابرسي و پاداش و كيفر در آن روز ، در علم كلام صورت مي گيرد و در علم اخلاق به عنوان يكي از پيش فرضهاي مسلم و يكي از بنيادهاي مستحكم آن است

.
۳ ـ ابعاد وجودي انسان
حوزة انديشه و صفات نفساني و رفتار ، جاي داد . بخش انديشه اي وجود انسان ، عهده دار كشف انواع حقايق و واقعيات است . صفات و ملكات نفساني آدمي نيروي محركه او در اعمال و رفتارش و در واقع بيانگر حقيقت و مرتبة وجودي او است . حوزة رفتاري نيز عبارت است از آن بخش از وجود انسان كه نمود و بروز خارجي و آشكار دارد .

۴ ـ رابطة متقابل ابعاد وجودي انسان
رسول خدا فرمود : « محبت تو نسبت به يك شي تو را نسبت به آن نابينا و گنگ مي كند » . امام علي فرمود : هركه عاشق چيزي شود ، ديده اش را كور سازد و دلش را رنجور . پس به ديدة بيمار بنگرد و به گوش بيمار بشنود . خواهش هاي جسماني پردة خردش را دريده ، دوستي دنيا دلش را ميرانده ، جان او شيفتة دنيا است و او بندة آن است و به سوي هركه چيزي از دنيا در دست دارد ، نگران است . هرجا كه برگردد در پي آن رود و هرجا روي آرد ، روي بدانجا كند .

ـ تأثير انديشه بر صفات نفساني : هر تغيير و تحول در صفات ملكوتي و نفساني محتاج علم و انديشه است .
ـ تأثير صفات نفساني بر انديشه : تأثير مثبت و شناخت صحيح ، انديشه ي درست ، فكر درست در سايه ي يك نظارت اخلاقي در زمينه ي مساعد نفساني ميسر خواهد بود . تأثير منفي محبت انسان نسبت به يك چيز روي فكر انسان اثر مي گذارد .

رابطه صفات نفساني با رفتارها :
هريك از حالات و ملكات نفساني رفتارهاي متناسب با خود را طلب مي كند و با اصلاح آنها ، رفتار آدمي نيز اصلاح خواهد شد . قرآن كريم در باب متأثر بودن ظاهر از باطن مي فرمايد :
اين است ( فرايض خدا ) و هركس شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت آن ( حاكي ) از پاكي دل ها است .

امام صادق فرمود : فساد ظاهر ناشي از فاسد بودن باطن است و كسي كه سرشت و باطن خويش را اصلاح كند خداوند ظاهر او را اصلاح خواهد نمود .
تكرار يك عمل و رفتار مي تواند در ايجاد صفت و ملكه نفساني متناسب با خود تأثير به سزايي

داشته باشد . رسول خدا مي فرمايد :
آنچه از مداومت بر كار نيك بر مي خيزد ، عبارت است از : ترك زشتي ها ، دور شدن از سبك سري ، بيرون آمدن از گناه ، يقين ، عشق به رهايي و رستگاري ، فرمان بردن از خداي بخشنده ، بزرگداشت برهان ، كناره گيري از شيطان ، پذيرش عدل و گفتار حق . اينها از پيگيري در كار نيك به خردمند مي رسد .

رابطه انديشه و عمل
تاثير عمل بر روي علم و انديشه تهذيب نفس و رياضت و تعلم و عمل خالصانه در كنار تعليم راهي براي رسيدن به حقيقت و معرفت بوده است .
از جمله در قرآن كريم آمده است :
و از خدا پروا كنيد و خدا ( بدين گونه ) به شما آمرزش مي دهد و خدا به هرچيزي دانا است . اي كسانيكه ايمان آورده ايد ، اگر از خدا پروا داريد ، براي شما (نيروي) تشخيص ( حق از باطل ) قرار مي دهد .

مفاهيم اخلاقي
مراد از مفاهيم اخلاقي آن دسته از فضايل يا رذايل اخلاقي اند كه به صورت صفت و ملكه اي نفساني بوده و اختصاصي به حوزة خاصي از حوزه هاي زندگي انسان ندارد ، بلكه بر همة حوزه ها تأثير گذار است .

صفات نفساني هدايت گر
اصلي ترين مفاهيمي كه به صورت يك صفت نفساني نيكو و ارزشمند مطرح اند مفاهيم يقين و ايمان اند كه يقين در خدمت ايمان عمل مي كند.
ايمان
در ساختار اخلاق اسلامي ، ايمان به عنوان عالي ترين صفت نفساني هدايت گر مورد تأكيد فراوان واقع شده و راه هايي كه مي تواند آدمي را به اين صفات نفساني ارزشمند برساند . همانند تفكر و خواطر و الهامات پسنديده . در مقابل صفات نفساني معارض و مانع پيدايش ايمان در آدمي ، از قبيل « جهل» اعم از بسيط و مركب « شك و حيرت» ، « جربزه» و « خاطرات نفساني نكوهيده» و « وسوسه هاي شيطاني» همواره مورد مذمت و نهي واقع شده اند .

۱ـ ارزش ايمان
پيامبر اسلام در نصايح خود به ابوذر مي فرمايد :
اي ابوذر ، هيچ چيز در نزد خداوند محبوب تر از ايمان به او و خودداري از آنچه نهي مي كند نيست .
امام صادق (ع) نيز در اين باره مي فرمايد :
خداوند دنيا را هم به كساني ميدهد كه دوستشان دارد و هم به كساني كه بر آنها غضبناك است ، ولي ايمان را نمي دهد مگر به آنان كه دوستشان مي دارد

.
و هم ايشان در توصيف منزلت و جايگاه مؤمن مي فرمايند :
هرگاه حجاب از چشمان مردم برداشته شد و به وصل ميان خداوند و بندة مومن او نظر كنند ، آنگاه گردن هاي آنها در مقابل مومنان خاضع ، امور مومنان براي آنان آسان و اطاعت از مؤمنان برايشان نرم و لطيف خواهد شد .
ايمان از يك سو آخرين حلقة وصل به مقام خليفه الهي و جوار قرب معنوي است و از سوي ديگر بر اساس آنچه در قرآن و روايات آمده است ، مبدأ و مفتاح همة صفات پسنديدة نفساني و نيكي هاي رفتاري ، ايمان است .

۲ ـ ماهيت ايمان
اولاً ، ايمان عبارت است از تصديق و اذعان قلبي كه نوعي صفت و حالت نفساني نسبت به يك امر است . ثانياً جايگاه تحقق ايمان نفس و قلب است . حقيقت آن متوقف بر قول يا عمل نيست . ثالثاً ، نسبت ميان اسلام و ايمان عام و خاص مطلق است .
۳ ـ اصناف و درجات ايمان
اولاُ ، در يك تقسيم ايمان به دو نوع « مستقر» و « مستودع و عاريه اي» تقسيم مي شود .
قرآن كريم مي فرمايد :
و او همان كسي است كه شما را از يك تن پديد آورد . پس (براي شما) قرارگاه و محل امانتي (مقرركرد) بي ترديد ما آيات خود را براي مردمي كه مي فهمند به روشني بيان كرده ايم .

امام كاظم (ع) در تفسير اين آيه مي فرمايد :
ايمان « مستقر» ايماني است كه تا روز قيامت ثابت و ماندگار است و ايمان « مستودع » ايماني است كه قبل از مرگ ، خداوند آن را از انسان باز مي ستاند .
امام علي (ع) نسبت به انواع ايمان مي فرمايد :
برخي از ايمان ها در دل برقرار است و برخي ديگر ميان دل ها و سينه ها عاريت و ناپايدار .
ثانياً ، حقيقت ايمان ، داراي مراتب و درجات و قابل نقصان و كاهش است .
مومنان همان كساني اند كه چون خدا ياد شود ، دلهاشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايند و بر پروردگار خود توكل مي كنند .

شيخ صدوق در كتاب خصال در پايان اين روايت مي افزايند كه مقداد در درجة هشتم و ابوذر در دجة نهم و سلمان در درجة دهم از ايمان بودند . البته بايد توجه داشت كه تعيين ده درجه براي ايمان در اين روايت به مفهوم انحصار در ده مرتبه نيست .
۴ ـ متعلقات ايمان
يك ، ايمان به عالم غيب :
قرآن كريم مي فرمايد : اين كتابي است كه در ( حقانيت ) آن هيچ ترديدي نيست . (و) هدايت تقوا پيشگان است آنان كه به غيب ايمان دارند و …
مراد از عالم غيب ، حقايقي است كه با حواس ظاهري قابل ادراك نيستند . بلكه با سير عقلاني و يا شهود باطني مي توان به آنها دست يافت .

دو ، ايمان به خداوند و يگانگي او
قرآن كريم مي فرمايد : پس به خدا و پيامبر او و آن نوري كه ما فرو فرستاديم ايمان آوريد و خدا به آنچه مي كنيد آگاه است .
رسول خدا در پاسخ كسي كه از علامت هاي ايمان پرسيد ، فرمود :
نشانه هاي ايمان چهار چيز است : اقرار به يگانگي خداوند ، و ايمان به او ، و ايمان به كتاب او ، و ايمان به رسولان الهي .

سه ، ايمان به معاد و چگونگي آن
از قبيل ايمان به سئوال در قبر ، عذاب در قبر ، روز رستاخيز ، حسابرسي در قيامت ، وجود ميزان براي سنجش اعمال ، عبور از صراط و باور به بهشت و دوزخ دارد .
قرآن كريم در اين باره مي فرمايد :
كساني كه ايمان آورده و كساني كه يهودي و صائبي و مسيحي اند ، هركس به خدا و روز بازپسين ايمان آورد و كار نيكو كند ، پس نه بيمي برايشان است و نه اندوهگين خواهد شد .
امام صادق مي فرمايد : ايمان آن است كه آدمي دين حق را به دل بشناسد و به زبان اقرار كند و به اعضاي تن وظايف آن را انجام دهد و به عذاب قبر و منكر و نكير و زنده شدن پس از مرگ و

حساب و صراط و ميزان اقرارداشته باشد و اگر بيزاري از دشمنان خداي عزوجل نباشد ، ايماني وجود ندارد .
بنابراين ايمان به معاد و اركان اساسي آن از مهم ترين پايه هاي هدايتگر در اخلاق اسلامي است