اخلاق پيامبر اعظم و ازدواج

چكيده : در اين مقاله مطالبي در مورد نظرات و سخنان پيامبر اعظم در مورد ازدواج خواهم خواند كه در چندين بخش مختلف جمع آوري و تفكيك شده است.
ابتدا و در شروع كار مطالبي را در تشويق و ترغيب جوان به ازدواج خواهيد خواند و فوايد ازدواج نيز در آن ذكر شده است و در ادامه به بحث ازدواج مي پردازيم و موارد لازم يك همسر خوب و مواردي كه در امر لازم است رعايت شود خواهيد خواند .

بعد از اقدام به اين امر فرخنده بايد به حفظ آن پرداخت زيرا به دست آوردن امري شايد آسان باشد اما حفظ آن مشكل است . كه در اين مقادير با توصيه هاي پيامبر (ص) در دوام ازدواح آشنا مي شويم و در ادامه مواردي در مورد حقوق و وظايف زن در ازدواج ذكر شده است .
در آخر مقاله هم روزنه اي تاريخي در ازدواج هاي پيامبر باز شده است و از نظر تاريخي نيز به اين مسائل پرداخته شده است .

۱) مقدمه:
در آغاز كلام مي خواهم از كسي صحبت كنم كه در تعريفش ظرف مكان وزمان نمي گنجد، همانطور كه در حيث آمده است كه اگر نور محمد (ص) نبود آسمان و زمين را نمي آفريدم. همانطور كه مي دانيد زمين با آن همه وسعت و پهناوريش تمام بركات و سرمايه هاي موجود در بدن دارد بالا سر آن آسمان وجود دارد كه اگر آسمان و خوردشيد با آن نور عالم تاب نباشد حتماً هيچ موجود زنده اي در كره خاكي قادر به اقدام زندگي نمي باشد. كسي كه خدا درباره اش چنين لطف كرده باشدو در

سوره اسراء آمده كه پيامبر(ص) در شب معراج به عرش فرا مي خواند كه حتي با وسيله پيشرفته امروزه و يا صد سال ديگر امكان پذير نباشد. چه بايد گفت، به قول شاعر اگر آب دريا نتوان كشيد- به قدر تشنگي بايد چشيد من هم در حد بضاعت قلمم چند سطري را در مورد اشرف مخلوقات به رشته تحرير در مي آورم. شايد بتوانم قطره اي از درياي بي كران را توصيف كرده باشد.

همانطوركه ميدانيد پيامر اكرم(ص) الگو و نمونه بشريت در تمام صفات مي باشد چه در خانواده و يا در مورد ازدواج. در مورد خانواده خيلي سفارش هاي فراوان دارد كه اگر به تمام سفارشات وي عمل شود افرادش سعادت مند مي شوند و حتي در مرد ازدواج نيز توصيه ها و سفارشات فراوان دارد كه جوانان و خانواده ها گرامي اگر به كار ببندند شايد هيچ گونه مشكلي در راه جوانان وجود نداشته باشد. ولي متأسفانه در عصر ما بعضي مسائل را تحريف كرده اند.

سپاس خداي را كه تير هاي انديشه درباره شگفتي هاي آفرينش اوبه جايي نرسد، و عقل و خرد به هنگام تفكر در بدايع نخستينش جز آنكه سرگردان و متحير بماند، راه به جايي نبرد، در صورتي كه همواره نعمتهاي لطيف اوبراي جهانيان يكي پس از ديگري، چه بخواهند و چه نخواهند استمرار دارد؛ و از جمله الطاف زيبايش آن است كه از آب بشري را آفريد و او را وابسته و خويشاوند قرار داد و بر مخلوقات شهوت را مسلط كرد تا بدان وسيله نا خواسته وادار به توليد مثل شوند واز اين راه به

حكم جبر و بدون اختيار نسلشان باقي بماند؛ وانگهي مسئله انساب را مهم شمرده و به آن اجر نهاده است و بدان وسيله زنا را حرام داشته و به خاطر منع وجلوگيري از آن اين عمل را سخت زشت شمرده و ارتكاب آن را هرزگي و كار زشت دانسته است و مردم را به ازدواج دعوت كرده و به صورت امري مستحب و فرماني الهي بر آن تشويق كرده است.

پاك ومنزه است خداوندي كه مرگ را بر بندگان مقرر فرموده و بدان وسيله آنان را محكوم به مرگ و در هم شكستگي كرده و از طرفي بذر نطفه ها در زمين رحم ها پراكنده ساخته و افراد جديدي از آن به وجود آورده و آن را وسيله جبران مرگ قرار داده است، تا آنان را آگاه كند كه درياي مقدرات او از لحاظ سود و زيان، خير و شر، دشوار و آسان، پيچيده و گسترده، براي جهانيان فيض بخش است. و درود بر محمد(ص) كه براي بيم و اميد دادن برانگيخته شده است و بر آل و اصحاب او، درودي كه حسابگران از عهده شمارش و اندازه آن بر نيايند وسلامي فراوان بر ايشان باد!

باري، براستي كه ازدواج پشتوانه دين و خوار كننده شياطين و در مقابل دشمن خدا دژ استواري است و وسيله زياد شدن افرادي است كه سرور انبياء(ص) بدان وسيله بر ديگر پيامبران مباهات مي كند.بنابر اين چقدر بجاست كه وسايل ازدواج را فراهم و آداب و سنن آن را حفظ كنند. از اين رو بايد اهداف و نيازمندي هاي آن را شرح و فصول و ابواب آن را تفضيل داد وآن مقدار از احكام نكاح را كه داراي اهميت است در پنج بخش بيان مي شود.

با توجه به اختلاف نظرها درباره ازدواج حقيقت روشن نخواهد شد، مگر اينكه نخست اخبار و آثاري را كه در تشويق ازدواج و يا منع از ازدواج رسيده، بيان كنيم وسپس فوايد و پيامدهاي ناهنجار آن را توضيح دهيم تا فضيلت ازدواج و يا ترك ازدواج درباره كسي كه از آفات آن در امان است و يا در امان نيست روشن شود.ترغيب به ازدواج:
اما از آيات؛ خداي متعال فرموده است: ﴿و انكهوا الايامي منكم﴾(۱) كه امر به ازدواج مي فرمايد، و نيز فرموده است:﴿فلاتعضلوا هن ان ينكحن ازواجهن،﴾(۲) كه از ازدواج نكردن نهي مي كند؛ ونيز در وصف و ثناي پيامبران مي فرمايد: ﴿و لقد ارسلنارسلاً من قبلك و جعلنا لهماازواجاو ذرِيه،﴾(٣) كه در معرض منت گذاري و اظهار فضل چنان فرموده است.

و نيز فرمود:
(ازدواج كنيد تا افزون شويد كه من روز قيامت به جمعيت شما افتخار مي كنم حتي به جنيني كه سقط شده است.)(٥)
و فرمود: (هركه از سنت من اعراض كند، از من نيست، براستي كه نكاح سنت من است وهر كه مرا دوست دارد بايد به سنت من عمل كند)
و نيز فرمود: (هر كه از ترس فقر و عائله منده ازدواج را ترك كند از ما نيست.)(۶)
آن حضرت فرمود: (هر كه از شما توان مالي دارد،بايد ازدواج كند كه ازدواج براي فروهشتن چشم و حفظ ناموس بهتر است و هر كه توان مالي ندارد بايد روزه بگيرد كه روزه داري مانع شهوت است. )(۷) اين حديث شريف دليل بر آن است كه علت ترغيب به ازدواج همان بيم از فساد در چشم و شهوت است.

در اين حديث روزه را باعث (رجاء) دانسته است. رجاء عبارتست از كوبيدن خصيتين جوان نر به منظور از بين بردن نري اوست، بنابر اين به طور استعاره براي ناتواني از آميزش- به وسيله روزه داري- آورده شده است.
پيامبر(ص) فرمود:
(هر گاه كسي كه دين و امانتداري اش مورد رضايت شما بود به خواستگاري آمد، با ازدواج با وي موافقت كنيد و اگر نكنيد روي زمين فتنه و فساد فراوان خواهد شد.)(۸) واين حديث شريف نيز علت و دليلي براي تشويق و ترغيب به ازدواج به دليل بيم از فساد است.
و نيز فرمود: (هر كه براي رضاي خدا ازدواج كند وبراي خدا امكانات ازدواج شخصي را فراهم آورد، استحقاق ولايت الهيه را پيدا مي كند.)(۹)

و آن بزرگوار فرمود: (هر كس ازدواج كند، در حقيقت بخشي از دينش را تأمين كرده است.بنابراين نسبت به بخش ديگر آن بايد از خدا بترسد.) (۱۰)
از طريق خاصه نيز روايتي در كافي با اسناد خود از امام صادق (ع)، به نقل از پدرانش(ع) نقل شده كه آن حضرت مي گويد : ( رسول خدا(ص) فرمود: تزويج كنيد و به همسري در آوريد! بدانيد كه از بهره مندي و خوشبختي انسان، ازدواج كردن ودادن هزينه دامادي است، وهيچ چيزي نزد خداي عز وجل محبوب ترا ز خانه اي نيست كه در اسلام به وسيله ازدواج آباد شود.) و هيچ چيزي در نزد خداي عز وجل مبغوض ترازخانه اي نيست كه در اسلام به وسيله جدايي- يعني طلاق- ويران گردد. سپس امام صادق (ع) فرمود: (خداي متعال درباره طلاق تأكيد فرموده و خشم خود را نسبت به زن و مرد چندين بار بيان كرده است. )(۱۱)

و نيزبه اسناد خود از آن بزرگوار نقل كرده است: (دو ركعت نمازي را كه شخص ازدواج كرده به جا آورد بهتر از هفتاد ركعتي است كه فرد مجرد به جا آورد.)(۱۲)
رسول خدا(ص) فرموده: ( تاهل اختيار كنيد كه روزي تان بيشتر مي شود.)
آورده اند كه در امتهاي سلف عابدي بود كه در عبادت سرآمد همه مردم زمان خود بود به پيامبر آن روزگار گفتند كه اين عابد چقدر خوب عبادت مي كند! پيامبر گفت: خوب مردي است اگر يك سنت را ترك مي كرد! وقتي كه عابد اين سخن را شنيد، بسيار غمگين شد و حضور آن پيامبر رسيد و سؤال كرد: آن سنت چيست؟ پيامبر فرمود: تو ازدواج را ترك كرده اي. گفت: من آن را حرام نمي دانم بلكه تهي دستم و خودم نان خور مردمم. پيامبر گفت: من دخترم را به همسري تو در مي آورم و

پيامبر دخترش را به وي تزويج كرد. بنابراين ازدواج سنتي است استوار و يكي از خصايل انبيا است. مردي به ابراهيم بن ادهم گفت: خوشا به حال تو كه به دليل نداشتن همسر به عبادت مشغولي! گفت: يك طپش قلب تو به دليل عيالمندي بالا تر از تمام عبادات من است.
رسول اكرم(ص) فرموده است: (بهترين مردم پس از سال دويست، شخص سبك بار كم ثروتي است كه زن و فرزند دارد.)

و چند حديث ديگر: (بدترين شما كساني هستند كه مجردند و بدترين و پست ترين مردگان شما كساني هستند كه مجرد بودند.) (نهج الفصاحه۱۸۰٥)
( به وسيله ازدواج روزي بيابيد.) (نهج الفصاحه٤۸۱)
(زن بگيريد كه زنان آورنده مال و توانگري هستند.) (نهج الفصاحه٤۸۱)

خلاصه آنكه از كسي درباره اعراض از نكاح به طور مطلق روايتي نقل شده است مگر اينكه به شرطي مقيد گرديده است؛ اما در مورد تشويق به ازدواج هم به گونه مطلق و هم مقرون به شرط، رواياتي آمده است. بنابراين با نقل موارد خاص آفات و فوايد نكاح، پرده ابهام را برطرف مي سازيم.

اما عقد و اركان و شرايط آن كه بايد مراعات شوند تا عقد،صحيح باشد و باعث حليت گردد چهار تاست:
البته اركان و شرايط لازم سه تاست، زيرا حضور دو شاهد از نظر ما- هرچند مستحب است شرط لازم نيست، آري در عقد منقطع ذكر مهر و تعيين مدت شرط لازم است. در روايت صحيح از امام صادق(ع) آمده است كه فرمود: (( عقد موقت ممكن نيست مگر با دو چيز: مدت معين و اجرت معين.)) (۱۳)

(( شرط اول اجازه ولي است، اگر ولي نبود، بايد سلطان اجازه دهد.))
(( شرط دوم، رضايت زن است، اگر زن غير دوشيزه بالغي باشد ويا دوشيزه بالغ باشد اما كسي غير از پدر و جد او را به شوهر دهد.))
احتياط آن است كه هر چند پدر ويا جد او را به شوهر داده باشند، رضايت آن را كسب كنند.
((شرط سوم، ايجاب و قبول است بدون آنكه بين اين دو لفظ فاصله شود، با لفظ انكاح يا تزويج و يا كلمه اي كه معناي مخصوص آنها را بدهد به هر زباني كه باشد از طرف دو شخص مكلف كه هيچ كدام زن نباشند، چه طرف عقد زوج يا ولي و يا وكيل انها باشد. ))

از نظر ما – شيعه- اجرا كننده صيغه عقد، زن باشد مانعي ندارد.
آداب ازدواج پيشنهاد و خواستگاري توسط ولي قبل از هر چيز انجام مي گيرد اگر زن عده باشد بايد پس از پايان عده باشد نه در حال عده همچنين در حالي كه ديگري خواستگاري كرده نمايد خواستگاري كند زيرا از اين كار نهي شده است .
از جمله اداب ازدواج خواندن خطبه پيش از نكاح و ضميمه كردن حمد الهي به ايجاب و قبول است ، به اين ترتيب كه تزويج كننده مي گويد: سپس خداي را و درود ب رسول خدا (ص) است ،فلان دختر را بر صداق معين به همسري تو در مي آورم آنگاه همسر مي گويد: سپاس خداي را و درود بر رسول خدا (ص) همسري او را با اين صداق قبول كردم .

زن صالح وديندار باشد. اين مسئله مهمي است و لازم است به آن توجه شود، زيرا اگر زن در خويشتن داري و حفظ عفت خود، دينداري اش سست باشد، همسرش را به چيزي نشمارد واو را در بين مردم رو سياه كند ودل او را با نخوت خود نگران كند و زندكي را بر او تيره گرداند. با اين حال اگر شوهر، راه حميت وغيرت پيش گيرد، بايد هميشه و گرفتاري و اندوه به سر برد و اگر بي تفاوت باشد نسبت به دين و ناموسش سهل انگار است وبه كم حميتي و بي غيرتي متهم خواهد شد.

اگر زن علاوه بر ناشايستگي زيبا هم باشد، گرفتاري بيشتر و سخت تر خواهد شد، زيرا براي شوهر جدا شدن از او دشوار مي شود و نمي تواند از او دل بكند و نمي تواند خطري كه او را تهديد مي كند تحمل كند.آنچه كه زني از ديگر همنوعان خود متمايز مي دارد دينداري اوست .
پيامبر (ص) بيشتر بر ازدواج با زن دين دار تأكيد مي كند و مي فرمايد: (( با زن، به خاطر مال، جمال فاميل و دينش ازدواج مي كنند تو فقط با ديندار ازدواج كن.))(۱۴)
در حديث ديگر گويد: (( هر كس با زني به خاطر مال و زيباييش ازدواج كند، از مال و زيبايي او محروم خواهد بود و هر كه با زني به خاطر دينداري اش ازدواج كند، خداوند مال و جمال او را نصيب وي گرداند.)) (۱۵)

پيلامبر (ص) فرمود: (( زني را به خاطر زيباييش تزويج نكنيد، زيرا شايد زيبايي او باعث هلاكت او شود، وبه خاطر مالش تزويج نكنيد كه شايد باعث سركشي او گردد، بلبكه زن را به خاطر دينش به همسري بگيريد)) (۱۶)؛ و تنها از اين جهت بيشتر بر ديانت زن تأكيد فرموده است كه چنان زني به دينداري مرد كمك مي كند. اما اگر زن ديندار نباشد خود از دين رو گردان است و باعث نابساماني دين همسر نيز مي شود.
زنان سه نوعند: زني كه اولاد آور و مهربان است، همسرش را در برابر مشكلات روزگار و در امور دنيا و آخرتش ياري مي كند، نه آنكه زمانه را در برابر شوهرش ياري كند؛ زني كه نه اولاد آور است و نه جمال و اخلاق دارد ونه شوهرش را دركار خير ياري مي كند؛ و زني كه اهل سر و صدا و پر رفت و آمد و عيبجوست، زياد را اندك مي شمارد و اندك را نمي پذيرد.(١۷)
از ابوعبدالله-امام صادق (ع) – نقل شده كه فرمود: (( رسول خدا (ص) فرمود: زنان چهار دسته اند: جامع مجمع، ربيع مربع، خرقاء مقمع و غل قمل.)) (١۸)

در تفسير اين حديث گفته اند: جامع مجمع يعني پر خير، عفيف و شوهردار؛ ربيع و مربع زني كه يك بچه در بغل و يكي هم در شكم دارد؛ خرقاء مقمع- و به روايتي كرب مقمع يعني زني كه با شوهرش بد خويي كند و غل مقمع، يعني زني كه نزد شوهرش مانند پاي بندي از پوست است كه شپش در آن افتاده و آن را خورده باشد ونتواند هيچ چيز را از خود بر حذر دارد كه اين جمله ضرب المثلي است عربي. (۱۹)
از ابو حمزه نقل كرده اند كه مي گويد: از جابربن عبد الله شنيدم كه مي گفت: خدمت پيامبر(ص) بوديم، فرمود: ((بهترين زنان شما، زني است كه اولاد آور، مهربان و پاكدامن، در ميان فاميل محترم و در برابر همسرش افتاده و فروتن، نزد شوهر بي حجاب و در برابر ديگران پوشيده باشد؛زني كه از همسرش حرف شنوايي دارد و مطيع فرمان اوست؛ در هنگام خلوت با او در اختيار اوست وبمانند اظهار اشتياق مرد، او اظهار نمي كند. آيا شما را از بدترين زنانتان آگاه نسازم، زني كه در بين

خانواده اش ذليل و در برابر شوهرش بزرگمنش، نا زا و كينه توز است؛ زني كه از كار زشت پرهيز ندارد؛ به هنگام نبودن شوهر بي حجاب و در حضور او در حجاب است؛ به حرف شوهر گوش نمي دهد و فرمان او را نمي برد و هنگامي كه همسرش با او خلوت كند از خواسته او سر باز زند چنان كه مركب نا هموار از سورا شدن سر باز زند و هيچ عذري را از شوهر پذيرا نباشد و هيچ گناهي را بر او نبخشد.)) (۲۰)

از ابو عبدالله(ع) است كه فرمود: ((رسول خدا (ص) فرموده است: بهترين زنان شما زني است كه پاكدامن و درعين حال شهوت انگيز شود.)) (۲۱)
از پيامبر(ص) نقل شده است كه فرمود: ((همانا بهترين زنان زني است كه به هنگام خلوت با همسرش پوشش حيا را به دور افكند و چون با ديگران باشد سپر حيا را در پوشد.))(۲۲)
از پيامبر(ص) نقل شده است كه فرمود: ((بدترين زنان شما زن نازاي آلوده، لجباز سركشي است كه در ميان فاميلش زبون و در نزد خود بزرگمنش، در برابر شوهرش عفيف و در برابر ديگران بي عفت باشد.)) (۲۳)

از امام صادق (ع) روايت است كه فرمود: ((از جمله دعاهاي پيامبر (ص) اين بود: خدايا به تو پناه مي برم از دست زني كه پيش از وقت پيري مرا پيركند.)) (۲۴)
زيبايي كه خود مطلوب و قابل توجه است، زيرا كه بدان وسيله مرد از گرايش به ديگران محفوظ مي ماند، چه آنكه بيشتر اوقات مرد به زن بدريخت بسنده نمي كند، چگونه اكتفا كند در صورتي كه غالباً خوشخويي با زيبايي همراه است. اما آنچه ما درباره دينداري تأكيد كرديم با زن نبايد براي زيباييش ازدواج كرد.

پيامبر(ص) فرمود: ((هرگاه محبت زني را به دل فردي از شما انداخت، بايد صورت آن زن را ببيندكه اين ديدن براي الفت مابين آنها بهتر است.)) (۲۵)؛ يعني از اينكه روبرو شدن دو طرف باعث انس و الفت مي گردد. در اين حديث كلمه ((يؤدم)) از ادمه به معني پوست باطن در برابر بشره كه به معني پوست ظاهر است، براي مبالغه بيشتر در انس گرفتن آمده است.

زني كه مهرش سبك باشد، رسول خدا (ص) فرموده : ((بهترين زنان شما زني است كه از همه زيبا تر و از همه مهرش كمتر باشد.)) (۲۶) پيامبر خدا (ص) براي بعضي از زنان خود ده درهم مهريه قرار داد و نيز وسايل خانه اش كه يك آسياي دستي و يك كوزه و بالشي از چرم بود و داخل بالش از ليف خرما پر شده بود؛ براي يكي از زنانش دو پيمانه جو و براي ديگري دو پيمانه خرما و دوپيمانه آرد سبوس گرفته، وليمه داد. در صورتي كه اگر زياد بودند مهريه زنان، يك ارزش بود، پيامبر خدا (ص) پيش از ديگران اين كار را كرده بود. درخبر است: ((از بركات زن آنست كه زود ازدواج كند و زود صاحب فرزند شود ومهرش كم باشد.)) (۲۷)

رسول خدا (ص) فرمود: ((با بركت ترين زنان آن زني است كه كمترين مهريه را داشته باشد.))(۲۸)
در كافي با اسناد صحيح به نقل از ابي عبدالله – امام صادق (ع)- آمده است كه فرمود: ((رسول خدا(ص) براي همسرانش دوازده اوقيه و نشّي تعيين كرد، هر اوقيه چهل درهم وهر نشّي نصف اوقيه يعني بيست درهم است. كه مجموع آن پانصد درهم مي شود. پرسيدند با همين واحد هاي وزني كه ما داريم؟ فرمود: آري با همين واحدهاي وزن.)) (۲۹)
و نيز به اسناد خود از امام باقر(ع) نفل كرده است كه فرمود: ((رسول خدا (ص) مهر هيچكدام از دختران خود را بيش از دوازده اوقيه و يك نشّ تزويج نكرد (اضافه كرد:)اوقيه چهل درهم و هر نشّي بيست درهم است. )) (۳۰)

از آن حضرت است كه فرمود: ((علي (ع) وقتي با فاطمه(س) ازدواج كرد، مهريه اش را يك جامه ساده و يك پيراهن و يك فرش از پوست گوسفند قرار داد.)) (۳۱)
زن بايد نسيبه، يعني از خانواده خير و صلاح باشد، زيرا چنين خانواده اي دختران و پسران خود را با ادب تربيت كند. و با ادب بار آورد. از اين رو، رسول خدا (ص) فرمود: ((بپرهيزيد از خضراء دمن، پرسيدند: يا رسول الله! خضراء دمن چيست؟ فرمود:زني زيبايي كه از رويشگاه (خانواده) بد، باشد.)) (۳۲)

و نيز فرمود: ((براي نطفه هايتان(همسري) گزينش كنيد،زيرا رگ وريشه ها نقش دارند.)) (۳۳)؛ و بعضي به جاي (دساس)كلمه (نزاع) آورده اند، يعني داراي گرايش مختلف و رغبت خاص.
زن از خويشاوندان نزديك نباشد، زيرا كه قرابت زياد باعث كم شدن ميل وشهوت مي شود. پيامبر(ص) فرمود: ((با خويشاوندان نزديك ازدواج نكنيد كه فرزند ضعيف و لاغر به دنيا مي آيد.))

(۳۴) ناتواني فرزند به خاطر آن است كه خويشاوندي در كم كردن شهوت تأثير دار، زيرا شهوت از قوه احساس به وسيله نگاه كردن و تماس گرفتن برانگيخته مي شود واحساس نيز به وسيله امر شگفت و تازه تقويت مي شود، اما چيزي كه مدتي در ديدگاه انسان بوده و باعث مي شود تا حس آدمي از ادراك كامل آن ناتوان گشته و كمتر تحت تأثير آن قرار گيرد و در ننتيجه ميل و كشش به آن برانگيخته نشود.

پيامبر(ص) فرمود: (( ازدواج نوعي بندگي است، پس بايد هركسي توجه كند كه دخترش را در چه خانواده اي قرار مي دهد.)) (۳۵)؛ و درباره حق زن جانب احتياط را بايد گرفت، زيرا زن با ازدواج كردن حالت وابستگي پيدا مي كند و راه نجات هم ندارد.
با خواندن اين احاديث و روايات انسان درمي يابدكه انتخاب همسر خوب بخش مهم ازدواج است و درست است كه بخود ازدواج بسيار تاكيد شده ولي بايد در انتخاب و گزينش همسر دقت كافي بعمل آيد .