چکیده

نحوه ي ادراك محیط یکی از مباحثی است که فقط در صورت برقراري بین انسان و محیط به وجود می آید در حقیقت حرکت در فضاي معماري امکان دریافت تجربیات جدید و ادراك فضاي معماري را به انسان منتقل می کند.

در این مقاله سعی شده ابتدا به ادراك محیطی در فضاي معماري پرداخته و بعد به شناخت مفهوم حرکت در معماري و چگونگی دریافت حرکت در فضاي معماري پرداخته می شود و در نهایت نتیجه می شود که اساس تمام تجربیات فضایی درك فضا بر حرکت است که این حرکت در دو قالب حرکت فیزیکی و حرکت معنایی در معماري سنتی ایران قابل شناسایی است که نمونه ي موردي بازارهاي سنتی ایران در نظر گرفته شده است. حرکت فیزیکی با معیارهایی چون جا به جایی در فضا و ایجاد حرکت در چشم و حرکت معنایی با تاثیرگذاري بر احساس مخاطب قابل تحلیل است.

این مفاهیم به عنوان معیارهاي طراحی در آثار تحلیل شده نیز قابل مشاهده است و نوعی پیوستگی میان مفهوم فیزیکی و معنایی حرکت در آن ها وجود دارد .روش جمع آوري اطلاعات، کتابخانه اي و میدانی است.

واژگان کلیدي: ادراك انسانها، فضاي معماري، حرکت، بازار

-۱ دانشجوي کارشناسی ارشد معماري
-۲ دکتراي معماري(استاد دانشگاه)

-۱ مقدمه

از آنجایی که فضاي معماري توسط حضور انسان ادراك می شود، سرشت فضا را می توان متأثر از سرشت انسانی در نظر گرفت، امري که توسط فهم نیازها و خواست هاي طبیعی و در عین حال نیازهاي متعالی انسان درك می شود. بنابراین این مفهوم به طور مستقیم یا غیرمستقیم به تجزیه و تحلیل خواست هاي متعالی انسان وابسته است.

در تعریف پدیدارشناختی، فضا به عنوان کیفیتی بینابینی میان انسان و آنچه که به ادراك او در می آید درك می شود و در قالب تجربه ي زندگی او در جهت بالا رفتن آگاهی او از فضا و عمق معنا مطرح می گردد. بنابراین با پذیرفتن این تعریف، سرشت فضا به حضور انسان، خواست هاي طبیعی انسان و نیز عناصر ذاتی ادراك شونده ي فضا مرتبط فرض می شود. درك سرشت فضا با این رویکرد به چگونگی انطباق این دو امر وابسته است.

هدف از انجام این پژوهش بررسی حرکت در فضاي معماري مانند بازار با توجه به عوامل درك شونده و تأثیر گذار بر انسان می باشد.

-۲بیان مسئله :

انسان جهت برقراري ارتباط و تعامل با محیط نیازمند کسب اطلاعات از محیط اطراف خود است .محیط اطراف، یا به عبارتی، جهان واقعی، همواره به عنوان فرستنده، اطلاعات مربوط به خود را در ابعاد و به روش هاي مختلف ارسال می کند .انسان نیز همواره، به عنوان گیرندة این

اطلاعات و همچنین بخشی از محیط، به دستگاه هاي دریافت کنندة دادههاي محیطی نیازمند است .بخش اصلی این دادهها توسط اندام هاي حسی انسان دریافت و جهت پردازش توسط سیستم اعصاب مرکزي به مغز منتقل میشود .براي دریافت اطلاعاتی که اندام هاي حسی قادر به

دریافت آنها نیست، انسان به سیستم هاي مصنوعی متوسل میشود که وظیفه تبدیل دادههاي غیرقابل احساس به دادههاي قابل احساس را بر عهده دارند .به این طریق دامنه حواس انسان گسترش پیدا می کند و ابعاد تازه تري

از جهان براي انسان آشکار میشود .در واقع، اطلاعات دنیاي اطراف به واسطه حواس به ما می رسد .بدون بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی مغز انسان در بی اطلاعی کامل از محیط بیرون قرار خواهد داشت؛ دنیایی که تاریکی، سکوت، بی مزگی، بی بویی و بیرنگی از مشخصه هاي غیرقابل تفکیک آن خواهد بود .به گفته تومان هابس هیچ مفهومی در ذهن انسان شکل نمیگیرد مگر آنکهتماماًیا بخشی از آن از راه اندام هاي حسی تشکیل شود ایروانی و خداپناهی، یکی از مهم ترین و ضروري ترین ابعادي که در طراحی محیط (طراحی شهري و معماري) باید به آن دقت شود؛ فرایند احساس ، ادراك و شناخت محیطی است که تجربه مکان را براي انسان هموار می سازد . در طراحی محیطی شناخت رابطه بین عناصر و شکل محیط و تأثیر آن بر سطوح مختلف رفتاري، احساسی و ادراکی استفاده کننده از محیط داراي اهمیت خاصی است .حال این سؤال پیش » انسان محیط مصنوع« می آید که تا چه اندازه کیفیت محیط بر انسان و رفتار وي اثر می گذارد

.پژوهش پیش رو تلاشی است که به بررسی چگونگی ادراك محیط توسط انسانها در فضاي معماري (نمونه موردي بازار) با توجه به حرکت در فضاي معماري.

-۳اهداف تحقیق :

تلاش می شود به این پرسش ها پاسخ گفته شود:

(۱حرکت در معماري ایران مانند بازار داراي چه مشخصاتی است و این حرکت چه ویژگی هایی دارد؟

(۲چه مولفه هایی براي انسانها قابل درك می باشد و بر آن مبنا فضا را طراحی کرد؟

-۴پیشینه فضا گرایی در معماري

می توان گفت آنچه توسط نظریی پردازان معماري معاصر با نگرش فضاگرایی در بین سالهاي ۱۹۴۰ تا کنون ارایه گردیده بیشترین تأثیر را بر معماري و دانشجویان معماري داشته است. هنوز هم، زبان اصلی گروههاي یاد شده زبانی است که از طرف معماران و محققانی چون زوي تعریف و ارایه شده است.

آغاز حرکت با نظرات بسیار کالبدي زوي همراه بود و تا حدي با نظرات کوارونی تکمیل می گردید. گیدئین فضاي معماري را عمیق تر بررسی نمود و از لابلاي تاریخ معماري به تصورات مختلف فضایی دست یافت. آنچه که در نوشته ها و نگرش این محققین دیده می شود نقش کم رنگ حضور انسان به عنوان باشنده یا مصرف کننده اصلی فضاي معماري است.(معماریان،(۱۳۸۶

-۵نوع روش تحقیق

بدیهی است هر پژوهش علمی نیاز به یک روش تحقیق متناسب با موضوع خود دارد . انتخاب روش تحقیق مناسب و تداوم آن در تمامی فرآیند و مسیرپژوهش از اصول راهبرد ي یک تحقیق علمی است.

در این تحقیق از روش مطالعه موردي استفاده شده، که با مطالعات انجام شده نمونه تناخاب شده مورد بررسی قرار می گیرد. در فرآیند تحقیق از نمونه به عنوان ابزار توصیف و تحلیل استفاده شده است و بر این مبنا روش تحقیق توصیفی_تحلیلی می باشد.

سعی پژوهنده بر پوشش مطالب موجود در منابع علمی کشور از طریق جستجو در کتابخانه ها و دریافت نقطه نظرات صاحبان امر از طریق مقالات معتبر علمی بوده است.

-۶روش گردآوري اطلاعات

گردآوري اطلاعات از طریق مطالعه اسناد کتابخانه اي و بررسی منابع اصلی مرتبط با موضوع ،جستجوي مقالات و نمونه هاي موجود در اینترنت،کنفرانس ها ، و مجلات صورت گرفت.

_۷_۱ادراك

از آنجایی که مراحل مختلف شکل گیري شهر و در پاسخگوي اش به نیازهاي انسان، موضوع نگرش انسان به موضوعات و ادراکی که از آنها در می یابد از جایگاه شایان توجهی برخوردار است، بی مناسب نیست تا در

تکمیل مباحث قبلی به نکاتی اشاره شود. تربیت ذهنی انسان و مبانی هستی شناسی و انسان شناسی وي به انضمام ساحتی از حیات که انسان بر آن متمرکز است، اصلی ترین عوامل شکل دهنده ي ادراك انسان از محیط و دریافتهاي او از پیرامون خود هستند.