مقدمه

استراب و بلاك۳، معتقدند فرآیند یادگیري میتواند فرآینـدي رفتـاري باشـد و رفتـار بـر سطوحی از ارتباط درونی۴ مشخّص تحقّق مییابد کـه رفتـار را بـه صـورت سلـسله مراتـب بازنمایی میکند.

۱- Specefic Learning Disabilities (S.L.D) 2- Alexia

۳- Strub and Black 4- interrelated Levels

١٥٠

به این ترتیب اختلال یادگیري اختلال در یک یا چند فرآیند اساسی روانشناختی است کـه در حیطههاي زبان اعم از شفاهی یا نوشتاري متجلی میشوند. از آن جا که غالباً مشاهده شـده که LD با اختلالهاي عصبشناختی از قبیل صرع و فلج مغزي، همراه و مرتبط است، فرضـیه

منشأ فیزیولوژیکال LD مورد حمایت قرار گرفته است. از طریق مطالعات بـرروي دو قلوهـا، معلوم شده اختلال LD مبنایی ژنتیکی نیز دارد؛ در بین انواع اختلالهاي یادگیري آلکـسیا بـه دو سطح نارساخوانی اکتسابی۱ ونارساخوانی تحولی۲ تقسیم میشود. اصطلاح »کوري کلمه«۳،

بیانی کلاسیک براي آلکسیا است. اختلال کلاسیک آلکسیا بر مبناي الگوهـاي مـشاهدهاي کـه

عصبشناسهاي بالینی ساختهاند، تعیین شده است. نگرش جدیدتري کـه بـه مطالعـه آلکـسیا میپردازد و از محبوبیت عمومی بیشتري هم برخوردار اسـت، نگـرش »روان زبـانشـناختی«۴

است، که به ویژه به وسیله روانشناسهاي شـناختی۵ و نوروپسیکولوژیـستهـا۶ رشـد کـرده است. آلکسیا به دو نوع بالینی اصلی مشتمل بر »آلکسیاي حروف«۷ و »آلکسیاي کلمه«۸ تقسیم میشود، با توجه به حضور یا عدم حضور اختلال نوشتاري بـه همـراه آلکـسیا، تقـسیمبنـدي دیگري مبنی بر آلکسیا بدون آگرفیا۹ وآلکسیا همراه آگرفیا۱۰ نیز خواهیم داشت. نگـرش سـوم اختلال را در اصطلاحات موضع عمومی نقص مورد توجه قرار میدهد، که یا در سیستم بینایی

اولیه و یا در سیستم زبانی اولیه است.

نقایصی در هیپوکامپال، پري فرونتال، مخچه، … و همچنین نقایـصی از نـوع عـدم تحقّـق غلبه طرفی و …، میتواند به نوعی از نارساییهاي ویژة یادگیري منجر شود. بر اساس مطالعـه پیشینه، نارساییهاي ویژة یادگیري، طبیعت عصبشناختی دارند، تمام عملکردهاي یادگیري در

مغز و نظام عصبی شکل میگیرند، نقص در کارکرد نظام عصبی مرکزي نیز به عنـوان یکـی از

۱- aqired dyslexia 2- developmental dyslexia 3- word blindness 4- psycho linguistic 5- cognitive Psychologist 6- neuoro Psychologist 7- literal alexia 8- verbal alexia

۹- alexia without agraphia 10- alexia with agraphia

١٥١

شایعترین علل نارساییهاي یادگیري مطرح میشوند (فیدورویکز۱، (۱۹۹۹، مشکلات خواندن نتیجهاي از فقدان تحول عصبشناختی مناسب در حیطه خاصی از مغز است، بـه ویـژه حیطـه اکسی پیتو تمپورال چپ۲، سیستم تمپو پاریتال۳، و حیطه قدامی شامل بروکـا کـه بـراي فعـال شدن زبان ضروري است. دیسلکسیا زمانی بروز مییابد که حیطههاي مغزي مـذکور در دامنـه کنشگري طبیعی به کار گرفته نمیشوند.

در طی دهههاي اخیر، شواهد علمی قاطعی از پژوهش در حـوزة ژنتیـک و مطالعـات در حوزة مغز به طور شناختی به این تشخیص رسیدهاند که ناتواناییهاي یادگیري مبنـاي عـصب

زیستشناختی دارند. در مطالعه دو قلوها نشان داده شده اگر یکی از دو قلوها ناتوانی خواندن دارد، احتمال این که دوقلوي دیگر ناتوانی خواندن داشته باشد براي دوقلوهاي یکسان۶۸% ۴ و

براي دو قلوهاي غیریکسان۴۰% ۵ است. در بررسی پیشینه خانوادگی مشخّص شده اگر یکی از افراد خانواده (اولیاء، خواهر یا برادر و …..) در گذشته ناتوانی یادگیري را تجربـه کـرده باشـد احتمال بروز ناتوانی یادگیري، به طور معناداري افزایش مییابد. احتمال اخـتلال یـادگیري بـه کروموزومهاي ۶ و ۱۵ مرتبط است، و نسبت بروز اختلال یادگیري بین مردان نسبت بـه زنـان

۱/۵ به ۱ است که این تفاوت شیوع، در دوجنس میتواند حکایـت از مبنـاي زیـستشـناختی مسأله داشته باشد (هیلمان و والنستین، .(۶۱۹۸۵

آلکسیا چیست؟

آلکسیا میتواند به عنوان ناتوانمندي اکتسابی در اکتساب زبان نوشتاري پس از یک ضـربه مغزي تعریف شود، اصطلاح دیسلکسیا را بعضی از نویسندگان به طور مترادف بـا آلکـسیا بـه
کار میبرند، اصطلاح » کوري کلمه«، بیانی کلاسیک براي آلکسیا است، و هنوز گاه و بیگاه در اروپـا بـه کـار مـیرود. نارسـاخوانی در دو سـطح نارسـاخوانی اکتـسابی۷ و نارسـا خـوانی

۱- Fiedorowiez, C. 2- left Occpitotempral Lobe 3- tempoparietal System 4- monozygotic 5- disygotic

۶- Kenneth M. Heilman & Edward valenstein (1985) 7- aquired alexia

١٥٢

تحولی۱ مطرح است. نارساخوانی اکتسابی در افرادي بروز مییابد که قبلاً یاد گرفته بودهاند به طور طبیعی بخوانند.

نارساخوانی تحولی به ناتوانمندي براي خواندن طبیعی از دوران کودکی اطلاق میگردد. در تعریف آلکسیا بر اختلال ادراکی تأکید میشـود. اخـتلالهـاي کلاسـیک آلکـسیک بـر مبنـاي الگوهاي مشاهدهاي که عصبشناسهاي بالینی ساختهاند، تعیین شده است. آلکـسیاي کلامـی، ناتوانایی در خواندن کلمه است و نسبتاً قابلیت خواندن حروف حفظ میشود. آلکسیاي کُلّـی، در مورد ناتوانایی خواندن حروف و کلمهها مطرح است (هیلمن و والنستین، .(۱۹۸۵