مقدمه

بیماريهاي قلبی – عروقی به عنوان عمدهترین علل مرگ و میر در کشورهاي توسعهیافته و در حال توسعه شناخته شده است (سل، واندر- گراف، گوئسنز و ویسرن۱، (۲۰۰۸
که از این میان، بیماري عروق کرونري به عنوان کشندهترین بیماري قلبی- عروقی مطرح شده است و بیش از ۵۰

درصد مرگهاي قلبی را به خود اختصاص میدهد (ریدکر، گنست و لیباي۲، .(۲۰۰۱ بیماري کرونر قلبی از رسوب چربی در جداره سرخرگهاي کرونر (سرخرگهایی که به قلب خونرسانی میکنند) ایجاد میشود (مجلسی، محبی و مجلسی، .(۱۳۷۷ این بیماري یکی از سه علت اصلی مرگ و میر در کنار سرطان و سکته مغزي در کشورهاي صنعتی به شمار میرود (سازمان جهانی بهداشت، به نقل از سارافینو۳، .(۲۰۰۲ از طرفی بیماري کرونر قلبی اولین عامل مرگ در کشورهاي مختلف است و در سال ۲۰۳۰ شایع-

ترین علت مرگ و میر در دنیا بیماريهاي قلب و عروق خواهد بود. علاوه بر مرگ و میر، این بیماري منجر به شیوع قابل توجه ناتوانی و کاهش تولید شده و علت عمدة هزینههاي بهداشتی بوده است (انجمن قلب امریکا، ۲۰۰۲؛

به نقل از اسکرودر و اسکاورزر۴، .(۲۰۰۵

شیوه و سبک زندگی نامناسب و بی توجهی به رفتارهاي بهداشتی از جمله عواملی هستند که میتوانند زمینه بروز بیماريهاي قبلی- عروقی به ویژه کرونر قلبی را فراهم آورند. سبک زندگی از طریق اعمال عوامل خطر زا در بروز و شدت بخشیدن به این بیماري به عنوان یک

عامل مهم و مؤثر به همراه عوامل دیگر در بیماري کرونر قلبی نقش دارد (بلاك و هواکس۵، .(۲۰۰۵

رفتارهاي بهداشتی در بیماران کرونر قلبی میتواند تحت تأثیر رفتارهاي فردي مانند عادات تغذیهاي نامناسب، فقدان فعالیت جسمانی و ورزش، استرسهاي جسمی و روانی، وزن، استراحت و خواب، استفاده از سیگار، مصرف نوشیدنیهاي الکلی و دیگر رفتارهاي خطرزا باشد

(گریگس و لوسکالزو۶، .(۲۰۰۵ با توجه به این که بیمارهاي قلبی- عروقی نیاز به کنترل مادامالعمر عوامل خطر (فشارخون بالا، کلسترول بالا، دیابت) و نیاز به تغییر سبک زندگی (ترك سیگار، کاهش وزن، انتخاب غذاي سالم، افزایش فعالیت جسمانی) دارند، و با توجه به این که خود تنظیمی عوامل خطر مانند پایبندي به دارو درمانی و سبک زندگی سالم در عمل بسیار دشوار است، پرداختن به این موضوع از اهمیت ویژهاي برخوردار است (فوسا و داهل۷، .(۲۰۰۲

اخیراً نقش بالقوه تیپ شخصیتی D به عنوان عامل تعیین کنندة آشفتگیهاي هیجانی در بیماران کرونر قلبی مورد تأیید قرار گرفته است. تیپ شخصیتی D داراي دو مؤلفه عاطفه منفی و بازداري اجتماعی میباشد. عاطفه منفی با تمایل به بیان هیجانات منفی مشخص میشود. افراد داراي عاطفه منفی بالا، بیشتر تمایل به تجارب عاطفه منفی در همه اوقات، صرف نظر از موقعیت دارند (دنولت،

.(۱۹۹۸ عاطفه منفی با درد قفسه سینه در غیاب بیماري کرونر قلبی مرتبط بوده است، اما با کرونر قلبی واقعی نیز ارتباط دارد. بنابراین عاطفه منفی ممکن است هم به عنوان یک متغیر مداخلهگر و هم به عنوان یک عامل خطر واقعی عمل کند (دنولت، واس و برت سیرت۸، .(۲۰۰۰ بازداري اجتماعی با تمایل پایدار به بازداري تجربیات هیجانی و رفتاري در تعاملات اجتماعی مشخص میشود. افراد داراي بازداري اجتماعی بالا بیشتر تمایل دارند که از طریق کنترل بیش از حد خود بیانگري (عدم ابراز و تصریح عقاید و خصوصیات خود) از واکنشهاي منفی دیگران جلوگیري کنند (ایمونسا، مجیر و دنولت۹، .(۲۰۰۷ دانی من،

ماستچکی، اینسل و ماکر و همکاران(۲۰۱۰) ۱۰ در پژوهشی درخصوص تیپ شخصیتی D، ۱۲۶ بیمار قلبی با عمل باي پس عروق کرونر و عمل دریچهاي قلب را قبل و ۶ ماه پس از عمل مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که ۲۶

درصد بیماران قبل از عمل جراحی داراي تیپ D بودند

۲۰۱۲SpringNo1/.Vol1ychology/PsHealth 1391 بهار ـ۱شماره /پژوهشی علمی فصلنامه سلامت شناسیروان
۷

۶٫ Grigs & Loskalzo
1. Sol, Vander-Graf, Goessens & Visseren
7. Fosa & Dahel
2. Ridker, Genset & Libby 8. Denollet, Vaes & Brautsaert
3. Sarafino 9. Emonsa, Mejier & Denollet
4. Schroder & Schwarzer 10 . Dannemann , Mastechky, Einsle, Smucker &
5. Black & Hawks etal.

عباس ابوالقاسمی، مریم تقیپور، محمد نریمانی

درحالی که ۱۱ درصد خصوصیات تیپ D را هم قبل و
هم بعد از عمل نشان دادند. در مطالعهاي ویلیامز، استارك،
شانون و فوستر(۲۰۰۸) ۱۱ دریافتند که افراد تیپ D
پایداري و ثبات کمتري در رفتارهاي مربوط به تندرستی و
سطوح حمایت اجتماعی پایینتري نسبت به افراد غیر تیپ
شخصیتی D داشتند. نتایج این مطالعه نیز نشان داد که تیپ
شخصیتی D پدیدآورنده عامل خطر براي بیماري قلبی-
عروقی میباشد که با پیش آگهی بد، حالات تندرستی
آسیب دیده و پریشانی هیجانی ارتباط دارد. پدرسون،
دنولت، آنگ، سریوس، اردمن و وان دونبرگ(۲۰۰۷) ۱۲ در
پژوهشی نشان دادند که ۱۸ درصد از بیماران تیپ
شخصیتی D دارند. تیپ شخصیتی D نسبت به بیماران غیر
تیپ D به صورت معنیداري نمرات زیادتري در مقیاس
وضعیت بهداشتی داشتند. در این مطالعه تیپ شخصیتی D
با بیش از ۳ تا ۶ برابر افزایش خطر کیفیت زندگی آسیب
روانشناسیسلامت فصلنامهعلمیپژوهشی/شماره۱ـبهار۱۳۹۱ HealthPsychology/Vol1.No1/Spring2012 دیده در بیماران قلبی ارتباط داشت. مطالعه ۱۰ ساله دنولت
اعتقاد نف (۲۰۰۸) سازه خود دلسوزي نمایانگر گرمی و
و همکاران (۲۰۰۰) نشان داد که تیپ شخصیتیD به
عنوان پیشبینی کننده آسیبزاي بالینی و پیامدهاي روانی
در بیماران قلبی میباشد. در این مطالعه، بیماران قلبی که در
ابتدا به عنوان تیپ شخصیتی D طبقهبندي شده بودند، در
مقایسه با بیماران غیر تیپ شخصیتی D بیشتر در معرض
خطر مرگ و میر قرار داشتند.
عامل روانشناختی دیگري که در رابطه با بروز و
پیشرفت بیماري قلبی ارتباط دارد، خود- دلسوزي است. به
۸ پذیرش جنبه هایی از خود و زندگی است که خوشایند
بوده و شامل سه عنصر اصلی میباشد. اول، هر زمان که

فرد متوجه ناکارآمدي خود میشود و از آن رنج میبرد،
موجودیت (بودن) خود را دوست دارد و آن را درك می-
کند. دوم، حسی است از ویژگی مشترك انسانی، و
تشخیص این امر که درد و شکست جنبههاي غیرقابل
اجتناب مشترك در تجربه همه انسانهاستنهایتاً.، خود-
دلسوزي معرف آگاهی متعادل نسبت به هیجانات خود
است و این شامل توانایی مواجهه با افکار و احساسات

& Foster 11. Williams, Stark, Shannon
Serruys, Erdman 12. Pedersen, Denollet, Ong,
& Van-donburg

رنجآور (به جاي اجتناب از آنها) بدون بزرگنمایی و یا احساس غم و تأسف براي خود میشود (نف، رود و کیرك پاتریک۱۳، .(۲۰۰۷ برودهید و همکاران(۱۹۸۳)۱۴ در پژوهشی در زمینه تأثیر محافظتی خود- دلسوزي در پیشگیري از بیماريها به این نتیجه رسیدند که فراهم بودن خود دلسوزي بیشتر ما را در برابر بیماري و حتی مرگ محافظت میکند. برومت و همکاران(۲۰۰۱) ۱۵ در پژوهشی نتیجه گرفتند که بیماران قلبی – عروقی که دلسوزي بیشتري دریافت مینمایند، طول عمر طولانیتري دارند. تادیوس، پیس، نگی، آدام، کول و همکاران۱۶

(۲۰۰۹) نیز در مطالعهاي تأثیر دلسوزي را بر پاسخهاي رفتاري و عصبی- درونریز در برابر استرس روانی-
اجتماعی نشان دادند. پاولی و مک فرسن(۲۰۱۰) ۱۷ در بیماران داراي اختلال افسردگی یا اضطراب خود دلسوزي را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که شرکت-

کنندگان دلسوزي را با داشتن دو کیفیت اصلی همراه می-

دانند: یکی مهربانی و دیگري عمل. آنها گزارش کردند که فکر میکنند داشتن خود- دلسوزي در ارتباط با تجربیات آنها مهم بوده و براي کمک به درمان افسردگی و اضطراب آنها مفید است، اگرچه شرکتکنندگان معتقد بودند که داشتن خود- دلسوزي، براي آنها دشوار است. شاپیرا ، لیه، مونگراین و مایرییام(۲۰۱۰) ۱۸ در پژوهشی دریافتند افرادي که تمرینات خوددلسوزي را انجام دادند در پیگیري ۳ ماه بعد، احساس افسردگی کمتر و شادي بیشتر در ۶ ماه بعد داشتند. کوزلی، مککوي، ساسلو و ایپل(۲۰۱۰)۱۹ در پژوهشی نقش دلسوزي براي دیگران و حمایت اجتماعی در واکنش هاي فیزیولوژیک به استرسورها را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد افرادي که دلسوزي براي دیگران

در آنها بالا بود در تعامل با حمایت اجتماعی در برابر استرس، واکنش فیزیولوژیکی متعادلتري داشتند. ورن، سمرز، وایت، گوئتز، لیري و همکاران(۲۰۱۲) ۲۰ در

۱۳٫ Neff, Rude & Kirkpatrick 14. Broadhead & et al 15. Brummett & etal

۱۶٫ Tadious, Paceg, Negi, Adame & Cole 17. Pauley & McPherson 18. Shapira, Leah , Mongrain & Myriam

۱۹٫ Cosley, McCoy, Saslow & Epel

۱۸٫ Wren, Somers, Wright, Goetz, Leary etal.

ارتباط تیپ شخصیتی D، خود- دلسوزي و حمایت اجتماعی با…

پژوهشی بر روي بیماران داراي نشانههاي اسکلتی – عضلانی به این نتیجه رسیدند که بعد از کنترل متغیرهاي جمعیت شناختی، خود- دلسوزي پیشبینی کنندة مهمی براي عاطفه منفی، عاطفه مثبت، فاجعهسازي درد و ناتوانی درد بود.

متغیر مرتبط دیگر با رفتارهاي بهداشتی، حمایت اجتماعی است. منظور از حمایت اجتماعی، قابلیت و کیفیت ارتباط با دیگران است که منابعی را در مواقع مورد نیاز فراهم میکنند. نتایج پژوهشها حاکی است که میزان آسیبپذیري روانشناختی افراد داراي حمایت اجتماعی بالا در مقایسه با افراد داراي حمایت اجتماعی پایین کمتر است

(علیپور، .(۱۳۸۵ در بیماران کرونر قلبی و سایر بیماريهاي مزمن، خود کنترلی وابسته به حمایت اجتماعی است

(دیماتو۲۱، .(۲۰۰۴ در برخی مطالعات نشان داده شده است که حمایت اجتماعیمستقیماً بر فرایندهاي فیزیولوژیک مرتبط با آرترواسکلروز تأثیر دارد. مردان با فشار خون بالا که حمایت اجتماعی سطح بالایی داشتند، سطح اپی نفرین خونشان مانند افراد گروه کنترل بود در حالی که در مردان مبتلا به فشارخون بالا، با حمایت اجتماعی پایین سطح اپی نفرین بالاتر بود (سل و همکاران، .(۲۰۰۸ کینگ ۲۲ و
همکاران((۲۰۰۱ نتیجهگیري کردهاند که حمایت اجتماعی با شدت و نتایج حمله قلبی و پذیرش و مشارکت در برنامه بازتوانی قلبی رابطه مستقیم دارد. شواهدي وجود دارد که انزواي اجتماعی و یا نقصان حمایت اجتماعی یک عامل خطرساز مستقل در بیماريهاي کرونر قلبی است (بونکر، اسلر، هیکی، هانت و همکاران۲۳، ۲۰۰۳؛ روزانسکی، بلامنتهال، دیدیسون، ساب و کابزانسکی و کاپلان۲۴،

.(۱۹۹۹ حمایت اجتماعی با بروز بیماري کرونر قلبی و میزان مرگ و میر ناشی از این بیماري ارتباط دارد. اثرات مفید حمایت اجتماعی نیز در پیش آگهی بیماران کرونر قلبی مورد توجه قرار گرفته است (رزنگرناُر،ث-گومر، و ویلهم سن۲۵، (۱۹۹۳ که این چالش نیاز به بررسی دارد.

۲۱٫ Dimatteo 22. King & et al
22.Bunker, Esler, Hickie, Hunt & etal. 23. Rozanski, Blumental, Davidson, Saab & Kubzansky 24. Rosengren, Orth-Gomer & Wilhelmsen

شواهد پژوهشی نیز حاکی است که کمبود حمایت اجتماعی یک عامل خطر مستقل در شدت و گسترش آرترواسکلروز در زنان میانسال تحت آنژیوگرافی میباشد.

این ارتباط از عوامل خطر طبی و سبک زندگی مانند سیگار کشیدن، رژیم غذایی و سبک زندگی بیتحرك مستقل بود

(انگ، برگمن و بیس کانتی۲۶، .(۲۰۰۶ حمایت اجتماعی ضعیف هم بهعنوان عامل خطر در عود مجدد وقایع بالینی در زنان شناسایی شده است (هورستن، میتلمن، وامالا، اسچنک، گوستافسون و ارث گومر۲۷، .(۲۰۰۰

با توجه به نقش تیپ شخصیتی D در بیماري کرونر قلبی، نقش محافظتی خود- دلسوزي و حمایت اجتماعی در این بیماري، نتایج متفاوت در این مورد و وجود تحقیقات معدود در مورد خود دلسوزي به ویژه در کشور، انجام این پژوهش ضروري به نظر میرسد. لذا هدف پژوهش حاضر تعیین ارتباط تیپ شخصیتی D، خود دلسوزي حمایت اجتماعی با رفتارهاي بهداشتی بیماران کرونر قلبی است.

روش

این پژوهش یک مطالعه همبستگی است. جامعه آماري

پژوهش کلیه بیماران کرونر قلبی مراجعه کننده به

بیمارستان شهید مدرس شهر تهران در ۶ ماهه اول (اول فروردین تا پایان مهر ماه) سال ۱۳۸۹ بود. نمونه پژوهش شامل ۸۴ بیمار کرونر قلبی مراجعهکننده به بیمارستان شهید مدرس شهر تهران بودند که به صورت داوطلبانه در این

پژوهش شرکت کردند ۴۰] بیمار داراي سابقه جراحی

پیوند عروق کرونر و ۴۴ بیمار داراي سابقه درمان

آنژیوپلاستی (ترمیم تنگی عروق به روش بدون جراحی).[

لازم به ذکر است که ۱۲۰ پرسشنامه در گروه بیماران توزیع شد که ۸۴ نفر آنان پرسشنامهها را تکمیل و عودت دادند.

علل عمدة ریزش در گروه بیمار ترخیص، عدم رعایت سطح تحصیلات ۱۰) مورد زیر دیپلم) و یا عدم تمایل بیماران به پاسخگویی در مواجهه با نوع سؤالات علیرغم رضایت اولیه بود. در مطالعات همبستگی حداقل تعداد

۲۵٫ Ong, Bergeman & Bisconti 27. Horsten, Mittleman, Wamala, Schenck-Gustafsson & Orth-Gomer

۲۰۱۲SpringNo1/.Vol1ychology/PsHealth 1391 بهار ـ۱شماره /پژوهشی علمی فصلنامه سلامت شناسیروان
۹

عباس ابوالقاسمی، مریم تقیپور، محمد نریمانی

نمونه ۳۰ نفر میباشد (دلاور، (۱۳۸۷ بنابراین براي افزایش
اعتبار بیرونی، نمونه ۸۴ نفرانتخاب شد. ملاكهاي ورود
براي بیماران عبارت بودند از: -۱ تشخیص بیماري عروق
کرونر (بیماران فاقد مشکلات دریچهاي و نارسایی قلبی و
بیماريهاي مادرزادي قلب)؛ -۲ سطح تحصیلات آنها از
دیپلم کمتر نباشد؛ -۳ از نظر بالینی در شرایط مطلوب باشند
تحت ( تأثیر داروهاي بیهوشی نباشند، درد نداشته نباشند) تا
بتوانند با هوشیاري به پرسشنامهها پاسخ دهند و -۴ با
رضایت کامل، داوطلب شرکت درطرح باشند. ملاكهاي
ورود براي افراد سالم عبارت بودند از: -۱ بررسی و تأیید
سلامتی فرد توسط پزشک معتمد مرکز تحقیقات قلب و
عروق بیمارستان تخصصی شهید مدرس؛ -۲ موجود بودن
جواب آزمایشهاي خون (لیپو پروتئینهاي خون و قند
خون در این طرح اندازه گیري میشد) و نداشتن سایر
عوامل خطرساز بیماري قلبی عروقی (فشارخون بالا، درد
روانشناسیسلامت فصلنامهعلمیپژوهشی/شماره۱ـبهار۱۳۹۱ HealthPsychology/Vol1.No1/Spring2012 قفسه سینه، چاقی و غیره) که از پرونده هر فرد استخراج
پاسخ میدهد. ضریب آلفاي کرونباخ خرده مقیاسهاي
میشد؛ -۳ سطح تحصیلات آنها از دیپلم کمتر نباشد و -۴
با رضایت کامل، داوطلب شرکت درطرح باشند. براي
جمعآوري دادهها از ابزارهاي زیر استفاده شد:
-۱ مقیاس تیپ شخصیتی :۲۸ D مقیاس تیپ
شخصیتیD توسط دنولت تدوین شده است و ۱۴ آیتم
دارد و مؤلفههاي عاطفه منفی و بازداري اجتماعی را می-
سنجد. هر آزمودنی به این مقیاس به صورت “هرگز”،
“بندرت”، “گاهی اوقات”، “اغلب اوقات”و “همیشه”