ارزشیابی داراییهای نامشهود و معنوی و نقش آن در بهبود وظیفه مباشرت مدیران شرکتها

در دهه های اخیر یکی از مباحث مهم در تئوری های حسابداری شرکتها، داراییهای نامشهود بوده است.چیزی که مشهود است، این است که داراییهای نامشهود دارای ارزش بالایی می باشند ولیکن این ارزش به دلیل ماهیت خاص و مشکل بودن ارزشیابی معمولا در صورتهای مالی قابل مشاهده نیست.به هر حال، بر اساس ارتباط آن با مقاصد تجاری خاص، اهمیت آن برای سهامداران انکار ناپذیر است. به نظر میرسدگزارش های مالی سنتی که

بر مبنای قواعد سنتی حسابداری، بازده های بالقوه را مستثنی می کند، جهت مقاصد تصمیم گیری نا مربوط باشد.

بنابر این، رویکردهای شناسایی و ارزیابی داراییهای نامشهود می تواند برای کمک به تصمیم گیری بهتر، سودمند باشد. در طی دو دهه انتهایی قرن بیستم تغییرات اساسی رخ داده است. بر این اساس شرکت ها نیاز دارند تا محرک هایی که به سطوح ارزش بیشتر منجر می شوند، شناسایی نمایند.سرمایه گذاری در داراییهای نامشهود و سرمایه های فکری احتمالا اولین گام برای نوآوری و در نتیجه جهت خلق ارزش است.مدیریت و گزارشگری سرمایه فکری می تواند، بر اساس یک مبنای منطقی، شکاف درک میان حسابداری و ارزش بازار را بر طرف نماید. هدف این مقاله تمرکز بر اهمیت داراییهای نامشهود در تمامی فرایند خلق ارزش می باش

د.در واقع شاید بتوان گفت هیچ اجماعی بر سر تعریف ” نامشهود “وجود ندارد.همچنین یک دارایی نامشهود نمی تواند در یک بازار منسجم به راحتی خری

داری شده و یا فروخته شود،تایید وجود آن ممکن است غیر ممکن باشد، ممکن است دارای یک عمر معین نباشد، ارزشش دارای نوسان باشد و گاهی اوقات با یک فعالیت، محصول، خدمت یا واحد تجاری مرتبط باشد.
داراییهای نامشهود:
شاید نتوان تعریفی واحد از داراییهای نامشهود انجام داد، ولیکن برای ارزشیابی هر عنصری ابتدا می بایست، آن را تعریف نمود. بر اساس نظر هیئت استانداردهای ارزشیابی(یادداشت راهنمای شماره ۴)، داراییهای نامشهود یک دارایی غیر پولی است که بوسیله مشخصه اقتصادی خود، تعریف و شناسایی می گردد. همچنین داراییهای نامشهود دارای ماهیت فیزیکی نبوده ولیکن دارای حقوق معین بوده که به مالک آن به طور معمول امتیاز کسب سود را می دهد. همچنین در استاندارد حسابدای شماره ۱۷ ایران، داراییهای نامشهود، یک دارایی قابل تشخیص غیر پولی و فاقد ماهیت عینی توصیف شده است.
چیرزی که از تعاریف فوق بر می آید، این است که داراییهای نامشهود می بایست قابلیت تفکیک از سایر دارایی ها را دارا باشند. به این معنا که داراییهایی که نتوان آنها را از سایر داراییهای واحد تجاری تفیک نمود در زمره داراییهای نامشهود قرارنمی گیرند.
انواع داراییهای نامشهود:

به طور کلی داراییهای نامشهود می توانند قراردادی یا غیر قراردادی باشند. در ادامه طبقه بندی کلی از داراییهای نامشهود ارائه می گردد که هریک شامل داراییهای نامشهود مرتبط با خود می باشند.
۱٫ داراییهای نامشهود مرتبط با بازار:
این نوع از داراییهای نامشهود، بدوا در بازاریابی یا ارتقا محصول یا خدمات مورد استفاده قرار می گیرند که نمونه های بارز آن شامل موارد زیر می شود:
 علائم تجاری، عناوین تجاری، علائم محصول/خدمات خاص، علائم گروهی، علائم تصدیق شده
 ظواهر یا شکل تجاری (رنگ منحصر به فرد، شک
 عناوین دامنه اینترنتی
 قراردادهای غیر رقابتی (انحصاری)

۲٫ داراییهای نامشهود مرتبط با مشتری یا عرضه کننده:
این نوع از داراییهای نامشهود، از ارتباط مشتری با عرضه کننده یا دانش آنان نشات می گیرد.که می توان به موارد زیر اشاره نمود:
 تبلیغات، مدیریت، قراردادهای ارائه خدمت یا عرضه
 مجوز، حق امتیاز و قراردادهای غیر قابل فسخ
 قراردادهای خدمت
 قراردادهای کارگری
 حق استفاده های بخصوص
 قراردادهای فرانشیز (فرانچایز)
 ارتباطات مشتریان
 فهرست مشتریان شرکت

۳٫ داراییهای نامشهود مرتبط با فن آوری:

این گونه از داراییهای نامشهود، از قراردادها و حقوقی معین جهت استفاده از فن آوری (انحصاری و غیر انحصاری)، پایگاه های داده، فرمول ها، طراح
۴٫ داراییهای نامشهود مرتبط با هنر:
این نوع از داراییهای نامشهود از حق بهره مندی از حق امتیازات کارهای هنری نظیر ایفای نقش، کتاب ها، فیلم ها و موسیقی، و از حق کپی رایت نانوشته ناشی می شوند.
دارایی های نامشهود خاص بوسیله خصوصیاتی نظیر کارکردآ نها، وضعیت بازار و … شناسایی و تعریف می شوند. این خصوصیات داراییهای نا مشهود را از یکدیگر متمایز می کند. برای مثال برند یک قنادی ممکن است به دلایلی نظیر طعم، مواد اولیه وکیفیت متمایز باشد.
اگرچه داراییهای نامشهود مشابه در یک طبقه یکسان خصوصیات مشترکی با هم دارند، ولیکن آنها علاوه بر اینکه می توانندخصوصیات متمایزی داشته باشند، که نوع آنها را تحت تاثیر قرار دهد، به علاوه ممکن است شامل فاکتورهایی به شرح زیر نیز باشند:
۱٫ کارکرد خاص
۲٫ طعم و مزه مشخص

۳٫ عمر مفید
۴٫ منطقه جغرافیایی مورد استفاده
۵٫ حقوق مالکیت، شامل توانایی به کارگیری جهت اهداف مختلف
ماهیت ناهمگن داراییهای نامشهود به این معنا است که به ندرت می توان شواهدی از مبادلات یک داراییهای نامشهود خاص مشاهده نمود. معمولا تنها شواهد در دسترس، در مورد داراییهای نامشهوداین است که آنها مشابه بوده ولیکن یک

سان نیستند.
یکی دیگر از عوامل مهم، تعیین عمر مفید داراییهای نامشهود است. این موضوع ممکن است بوسیله هرگونه قرارداد یا چرخه های عمر رایج تعیین شود. در حالیکه سایر داراییهای نامشهود ممکن است دارای عمر مفید نامعین باشند. محاسبه عمر مفید دارارییهای نامشهود شامل ملاحظات قانونی، تکنولوژیکی یا کارکردی و عوامل اقتصادی می باشد.
روش ها و رویکردهای ارزشیابی:
به طور کلی چهار مفهوم اصلی در ارتباط با ارزش وجود دارد، که عبارتند از ارزش مالکانه، ارزش بازار، ارزش منصفانه و ارزش مالیاتی.
تمامی روش های ارزشیابی داراییهای نامشهود به یکی از سه رویکرد بنیادی ارزشیابی تقسیم می شوند:

۱٫ رویکرد مبتنی بر بازار
۲٫ رویکرد مبتنی بر بهای تمام شده
۳٫ رویکرد مبتنی بر برآورد منافع اقتصادی آینده و گذشته
در یک شرایط ایده آل، یک متخصص مستقل همیشه ترجیح میدهد، ارزش بازار را برای تعیین ارزش دارایی استفاده نماید این روش بر مبنای قی

مت دارایی مشابه بازار مشخص می گردد. البته در استفاده از این روش، زمانی با مشکل مواجه می شویم که در بازار، دارایی مشابهی وجود نداشته باشد. در ارزش¬گذاری دارایی¬های فکری، جستجوی دارایی مشابه کار بیهوده¬ای است. این امر نه تنها به دلیل عدم وجود دارایی مشابه در بازار است، بلکه به دلیل آن است که هنوز دارایی فکری برای فروش آماده نیست ودر حد دانش فنی می باشد و کالای حاصل از آن هنوز ساخته نشده است علاوه بر آن معمولاً در هر معامله ای به دلیل جلوگیری از دسترسی رقبا به دارایی فکری، کل آن یکجا در معرض فروش گذاشته نمی شود و تنها بخش کوچکی از آن فروخته می¬شود. موانع دیگری نیز بر سر راه استفاده سودمندانه از این روش وجوددارد و آن¬هم وجود خریداران خاصی می¬باشد که مهارت¬های چانه زنی متفاوتی دارند و سعی می¬نمایند تا مدت زمان فروش دارایی فکری را طو لانی نمایند. به¬طور خلاصه می¬توان گفت که این امر، قاعده عملی بازار می باشد.
روشهای مبتنی بر بهای تمام شده، مانند بهای صرف شده برای تحصیل و یا جایگزینی دارایی فکری، فرض بر این دارد که فقط بین بهای تمام شده و ارزش دارایی ارتباط وجود دارد و دارایی فکری ارتباط اندکی با کاربردهای آن دارد. در این روش، ارزش زمانی پول و بهای نگهداری آن در نظر گرفته نمی¬شود.
و بالاخره روش های ارزشیابی نشات گرفته از یک برآورد منافع ا

قتصادی آینده و گذشته(همچنین این رویکرد به رویکرد سرمایه ای کردن سود نیز مشهور است) می تواند به چهار بخش تقسیم شود که عبارتند از ۱٫ سرمایه ای کردن منافع تاریخی ۲٫ روشهای تفاضلی منافع ناخالص ۳٫ روش سود مازاد ۴٫ روش درآمد حاصل از فروش حق¬الامتیاز.
۱٫ سرمایه ای کردن منافع تاریخی: ناشی ازارزش حقوق اموال معنو

ی است که با به کارگیری سودآوری تاریخی دارایی، پس از رتبه¬بندی نقاط قوت نسبی حقوق اموال معنوی مورد ارزیابی قرار می گیرد. برای مثال چندین عامل نظیر رهبری، ثبات، سهم بازار، بین¬المللی¬بودن، روند سودآوری، پشتیبانی و حمایت تبلیغاتی و بازراریابی در ارزیابی یک برند موثر است. اگرچه، فرایند ¬سرمایه¬ ای کردن، برخی از عواملی را که بایستی موردملاحظه قرار¬گیرند، موردشناسایی قرار می¬دهد، ولیکن ضعف اصلی آن در این است که اغلب با عایدی های تاریخی مرتبط است. این روش توجه اندکی به آینده دارد.

۲٫ روش¬های تفاضلی منافع ناخالص: اغلب مرتبط با ارزش یابی برند و علایم تجاری می¬باشند. این روش¬ها به¬نظر می¬رسند که در زمینه قیمت¬های فروش و مخارج بازاریابی با همدیگر تفاوت داشته¬باشند. این تفاوت مابین محصولات ثبت¬شده و یا دارای علامت تجاری و محصولات عمومی یا بدون علایم تجاری، می باشد. این فرمول از ارزش محاسباتی و ارزش جریانات نقدی به¬دست آمده¬است. یافتن برند معادل برای یک برند جدید و قیمت معین برای آن مشکل¬تر از یک برند موجود می¬باشد.

۳٫ روش سودمازاد: این روش، ارزش فعلی دارایی¬های مشهود خالص را به¬عنوان معیاری برای نرخ بازده برآوردشده در نظر می¬گیرد. این روش سابقاً برای محاسبه سودهایی به¬کار می¬رفت که برای تشویق سرمایه-گذاران برای سرمایه¬گذاری بر روی دارایی¬های مشهود خالص، موردنیازبود. هرگونه بازده بیشتر از این سودها که برای تشویق سرمایه¬گذاری مورد نیاز باشد، بازده¬های اضافی نسبت به حقوق اموال معنوی می باشد. در حالیکه از نظر تئوریکی تکیه بر سودهای اقتصادی آتی ناشی از استفاده از دارایی سودمند می¬باشد، این روش در مورد تعدیل از بابت بدیل های جایگزین از دارایی با مشکلاتی همراه است.

۴٫ درآمد حاصل از فروش حق¬الامتیاز: این روش بر مبنای توانایی خریداران و یا مبلغی که آنها می¬خواهند تا به حق امتیاز مشابه بپردازند، استوار است. سپس جری

ان حق¬الامتیاز که به سرمایه تبدیل شده¬است، ریسک و بازده ناشی از سرمایه¬گذاری بر روی دارایی را منعکس می¬سازد.
تجزیه و تحلیل جریانات وجوه نقد تنزیل شده در بین سه روش قبلی قرار می¬گیرد و احتمالاً جامع¬ترین روش ارزش¬گذاری دارایی¬ها می¬باشد. منافع بالقوه و جریانات نقدی بایستی به¬طور دقیق مورد ارزیابی قرار گرفته و سپس مجدداً به¬عنوان ارزش فعلی، با استفاده از نرخ و یا نرخ¬های تنزیل در نظر گرفته¬شوند. مدل¬سازی ریاضی جریانات وجوه نقد به این واقعیت اشاره می¬کند که یک ریال امروز در جیب شما با ارزش¬تر از یک ریال فردا می باشد. ارزش زمانی پول به¬وسیله تبدیل بازده¬های آتی موردانتظار به ارزش پولی امروز بااستفاده از نرخ¬های تنزیل به دست می¬آید. نرخ¬های تنزیل برای محاسبه ارزش اقتصادی مورداستفاده قرارمی¬گیرد و شامل پاداش ریسک و نرخ های موردانتظار تورم می¬باشد. از طرف دیگر کارشناسان ارزش¬گذاری بایستی محیط عملیاتی دارایی را برای تعیین پتانسیل رشد درآمدها

ی بازار مدنظر قرار دهند. پیش¬بینی(تجسم) درآمدهای بازار حساس¬ترین مرحله در ارزش گذاری دارایی می-باشد. پتانسیل رشد درآمد بازار به¬وسیله میزان دوام دارایی و قابلیت فروش آن موردارزیابی قرار می¬گیرد و این هزینه نیز به¬نوبه خود بایستی همراه با ارزش مازاد یا ارزش تصفیه دارایی مورد ملاحظه قرار گیرد. ای

ن روش ملاحظات بازار نظیر عملکرد و پتانسیل¬های بازار و ارزش زمانی پول را مورد شناسایی قرار می¬دهد. نرخ تنزیلی که برای جریانات نقدی مورد استفاده قرار می¬گیرد، می¬تواند از مدل¬های گوناگونی نظیر قضاوت صحیح، مدل¬های رشد سود سهام و مدل قیمت¬گذاری دارایی¬های سرمایه¬ای، که از میانگین موزون بهای سرمایه بهره می برند، باشد.
در مدل جریانات نقدی تنزیل¬شده، درنظرگرفتن جریانات نقدی برای کل دوره قانونی حق انحصاری اثر که ممکن است بیش از هفتاد

سال باشد- در حالیکه ارزشیابی مرتبط با نرم¬افزارهای کامپیوتری که طول عمرشان صرفا بین یک تا دو سال است- صحیح نمی باشد. به هر حال، این حقیقت که عمر قانونی یک اختراع بیست سال است، ممکن است از نظر اهداف ارزش یابی بسیار مهم ¬باشد. این بدان معنی است که در هنگام ارزش¬یابی دارایی¬های نامشهود با استفاده از مدل جریانات نقدی، هرگز نمی بایست عمر دارایی را بیش از طول عمر قانونی آن پیش¬بینی نمود.
بایستی تصدیق نمود که درنهایت انجام پیش¬بینی¬های مربوط به جریانات نقدی برای ۴ تا ۵ سال می¬تواند معتبر باشد. زمانی¬که همه پیش¬بینی¬ها غلط از آب در می¬آید، استفاده از مدل¬سازی¬های ریاضی می¬تواند در این زمینه مفید باشد. اما زمانی¬که ارزش تصفیه به¬وسیله نرخ رشد نسبتاً پایینی محاسبه می¬شود، می¬توان از جریانات نقدی در این مورد استفاده نمود.
در حالی¬که که برخی از روش¬های فوق¬الذکر به¬طور وسیعی به¬وسیله متخصصین مالی مورد استفاده قرار می¬گیرند، بایستی درنظر داشت که ارزش¬یابی قبل از آن که علم باشد، هنر است و مطالعه ای بین¬رشته¬ای محسوب می گردد که از حقوق، اقتصاد، مالیه، حسابداری و سرمایه¬گذاری بهره می برد. این اشتباه است که ارزش¬یابی دارایی بدون در نظرگرفتن قواعد تجاری/ صنعتی و با چشم¬پوشی از چهارچوب¬های بنیادی نظری انجام شود. زمانی¬که از روش ارزش-گذاری حقوق اموال معنوی استفاده می¬شود، کارشناس ارزشیابی بایستی زمینه فعالیت صنعت موردنظر را برای تعیین ارزش واقعی دارایی مورد ملاحظه قرار دهد.
داده های(ورودی های) مدل ارزشیابی

در این بخش هشت مورد از متداول ترین ورودی های ارزش یابی که در رویکردهای مختلف ارزش یابی کاربرد دارند را مورد بررسی قرار می دهیم. این موارد شامل:
۱٫ اطلاعات مالی مورد انتظار
۲٫ قیمت های مبادلات قابل مقایسه و ویژگی های ضمنی ارزشیابی
۳٫ نرخ های حق امتیاز

۴٫ منافع مازاد
۵٫ مخارج جانبی دارایی
۶٫ نرخ های تنزیل
۷٫ ویژگی های سرمایه ای
۸٫ بهای جایگزینی
میزان استفاده از این موارد به هدف ارزشیابی و دامنه عمل ارزشیابی بستگی دارد.
۱٫ اطلاعات مالی مورد انتظار
تمامی روشهای ارزشیابی دارایی نامشهود تحت رویکرد سرمایه ای کردن سود به اطلاعات مالی مورد انتظار برای برخی از ورودی های آن نیازمند می باشند. جریان سود سرمایه ای شده با پارامترهای مالی نظیر دوره گردش، منافع عملیاتی، جریان نقدی و سایر معیارها مرتبط خواهد بود. برآوردهای این پارامترهای مالی جهت پایایی نتایج ارزشیابی حیاتی است.
۲٫ قیمت های قابل مقایسه مبادلات
اگر در مواردی محدود، دارایی مورد نظر با سایر مبادلات در یک بازار فعال یکسان باشد، بدست آوردن یک قیمت بازار قابل اعتماد مناسب می باشد. قیمت بازار در بازار فعال تنها ورودی مورد نیاز در چنین مواردی به حساب می آید و هیچ گونه تعدیلی جهت قیمت بازار نیاز نیست. به دلیل ماهیت ناهمگناغلب دراییهای نامشهود، اطلاعات ناشی از مبادلات قابل مقایسه معمولا شامل داراییهای مشابه خواهد بود تا داراییهای یکسان.
۳٫ نرخ های حق امتیاز
تحت روش درآمد حاصل از فروش حق¬الامتیاز، یک ورودی کلیدی نرخ حق امتیاز فرضی است که می تواند بوسیله یک دارنده مجوز مایل وراضی به یک اعطا کننده مجوز استفاده از دارایی، در طول عمر مفید آن پرداخت نماید. نرخ های حق امتیاز ممکن است با مراجعه به هر گونه قراردادهای موجود یا پیشین در مورد دارایی دارای مجوز و یا با مراجعه به قراردادهای موجود داراییهای مشابه یا یکسان بدست آید.
۴٫ منافع مازاد
ورودی های کلیدی در روش ارزشیابی منافع مازاد منافع مازاد پیش بینی شده هستند، که نوعی از اطلاعات مالی مورد انتظار می باشند.
۵٫ مخارج جانبی دارایی
هنگام به کارگیری رویکرد عایدی های مازاد برای ارزش یابی یک دارایی بخصوص، مشلرکت سایر درایی ها برای جریان نقد تحلیل شده ح

ذف می شود که این عمل بوسیله کسر مخارج جانبی دارایی انجام می پذیرد.
۶٫ نرخ های تنزیل
هنگام به کارگیری یک روش سرمایه ای نمودن سود، پیش بینی مقادیر دوره ای چه برای مقدار سرمایه بوسیله افزودن مقدار ادواری

تنزیل شده برای ریسک و بهای زمانی پول ویا بوسیله به کارگیری یک خوصیت سرمایه ای یرای یک مقدار ثابت مورد نیاز است.
۷٫ ویژگی های سرمایه ای
هنگامی که جریانات نقدی با یک مقدار ثابت رشد می کنند، آنها می توانند برای یک مقدار سرمایه از طریق به کارگیری یک ویژگی سرمایه ای متناسب مورد استفاده قرار گیرند.
۸٫ بهای جایگزینی
ورودی های ارزشیابی مورد نیاز جهت به کارگیری روش بهای جایگزینی شامل بهای توسعه یا خرید یک دارایی یکسان و یا یک دارایی مشابه با همان پتانسیل ارائه خدمت یا تولید می باشد.
نتیجه گیری
به طور کلی مفاهیم دارایی نامشهود با بازده های آتی مورد انتظار مرتبط می باشد. آنها به عنوان یک دارایی غیر پولی قابل شناسایی بدون ماهیت فیزیکی، و تحت کنترل واحد تجاری شناخته می شوند. در واقع تفاوت میان ارزش دفتری و ارزش بازار دارایی های شرکت تحت عنوان سرمایه فکری تعبیر می گردد. مدیریت جهت ارزیابی بهتر عملیات شرکت می بایست ارزش داراییهای نامشهود و یا به تعبیری سرمایه فکری شرکت را مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار دهد تا بدین طریق بتواند به نحو صحیحح تری باعث افزایش ارزش واحد تجاری گردد. اگرچه ارزشیابی داراییهای نامشهود و سرمایه فکری ساده نمی باشد، ولیکن بسیار با اهمیت است. همچنین اینکار جهت نگهداشت و مدیریت مالی داراییهای نامشهود حیاتی می باشد. همچنین ارزشیابی صحیح می تواند باعث افزایش ارزش و جذب سرمایه گذاران نیز شود.

منابع:
۱٫ FASB Statement No. 141, Business Combinations (June 2001)
2.International valuation standards council(2009) “exposure draft of proposed revised.International valuation guidance note no.4, valuation of intangible assets “
3. King(2003), ” The Value of Intellectual Property, Intangible Assets and Goodwill
“, published by EMIS in June.
4. Lopez, Rodrigues(2007)”Intangible assets iden

tification and valuation- a theoretical framework approach to the portuguese airlines companies”.the electronic journal of knowledge management volume 5 issue 2,pp 193-202.
5. Reilly,Schweihs (2004), ” The Handbook of Business Valuation and Intellectual Property Analysis”, McGraw-Hill.