ارزیابی تاثیر آموزش حسابداری بر تصمیم گیری مدیران

چكيده
مدیریت فرایند تصمیم گيري است و تصمیم گيري نیازمند اطلاعات است . از ميان اطلاعات گوناگونی كه مدیران براي اخذ تصمیمات خود بدان نیازمندند ، اطلاعات مالي جایگاه ویژه ای دارد ، چرا كه اکثر تصمیمات مدیران یا مستقیم و یا بطور غير مستقیم پیامدها مالي دارند كه وضعیت مالي

مؤسسه را تحت تاثیر قرار میدهد .بنابراین مباحث و ابزارهای حسابداری بعنوان ابزاری مهم مي تواند مدیریت واحد اقتصادی را در تصمیمات مربوط به تامین ، تخصیص و کنترل منابع اقتصادی دراختیار مدیران قرار میدهد كه ارتقاء دانش و توانمندی بکارگیری این ابزار، خود مقوله ای بسیار مهم در آموزش مدیران است .

محور اصلی این تحقیق بررسی میزان تاثیر آموزش حسابداری بر تصمیم گيريهاي مدیران مي باشد و در واقع قصد بررسی نحوه آموزش این مباحث به مدیران و اینکه مباحث مربوطه تاچه حد متناسب با نیازهای مدیران در جهت استخراج نیازهای اطلاعاتی مرتبط با تصمیم گيريها يشان مي باشد. براساس نتایج ابن تحقیق در شرکتهای مورد بررسی مباحث مربوط به صورتها مالي،تجزیه و تحلیل بهای تمام شده و حجم و سود و بودجه بندي جامع مورد استفاده قرار میگیرد ولی در مورد سایر مباحث کاربردهای جزئی و محدود است .

در اين تحقیق سعی شده است براساس نتیجه مربوط به نظر سنجی از مدیرانی كه دوره مربوطه را گذرانده اند نسبت به شناسايي عوامل و موانع بکارگیری اين مباحث در شرکتهای مورد بررسی را مشخص نماييم و به ارائه پیشنهاداتی در جهت رفع موانع احتمالی موجود در سرراه استفاده از مباحث حسابداری مورد نیاز مدیران در شرکتهای تحت تابعه آنها مي باشد و انتظار میرود با استناد به نتایج این تحقیق زمینه های لازم جهت استفاده از مباحث حسابداری و بخصوص حسابداری مدیریت در کليه شرکتها ایجاد شود .
تحقیق حاضر همچنین میزان اهمیت هر يك از مباحث مطروحه را از دیدگاه مدیران شرکتهای تحت بررسی مشخص نموده و تغيير زود به زود مدیران،عدم آشنايی کارکنان قسمت حسابداری و عدم آشنايی مدیران با مباحث تكنيكهاي حسابداری را محدودیتهای اساسی در بکارگیری این موارد در عمل دانست .
مقدمه
سير تحول تاريخي تمدنهاي بشري نشان دهنده اين حقيقت است كه تمامي اجتماعات انساني به مرور و براثر پيشرفت درعلوم و فنون سطح زندگي خود را ارتقا بخشيده اند و اين مسئله از طريق ايجاد تكنولوژي هاي نوين صورت پذيرفته كه اين امر نيز به نوبه خودباعث ايجاد پيچيدگيهاي بسياري در امر هدايت و كنترل فعاليتهاي مربوط به اين صنايع گرديده است.

از سوي ديگر عواملي چون افزايش روز افزون جمعيت ، تغييرات الگوي مصرف و روشهاي توليد باعث مشكلات و پيچيدگيهاي عديده اي در اداره امور سازمانها و موسسات تجاري شده است. بنابر اين امروزه نيازبه مديريتي كارآمد در سطوح مختلف بيشتر احساس مي گردد . از سوي ديگر مديريت اين موسسات براي اداره مطلوب سازمانهاي تحت نظارت و سرپرستي و ايفاي وظايف اصلي ، برنامه ريزي ، سازماندهي ، هدايت و كنترل نيازمند اطلاعاتي هستند ، كه بطور موثر بااستفاده از منابع محدود موجود براي دستيابي به اهداف اساسي تعيين شده بكار گرفته شود .

هيچ مديري ولواينكه بسيار با هوش و دانا باشد نميتواند بدون اطلاع از حقايق كار و عمليات يك موسسه تصميم درست و مناسب اتخاذ نمايد و مديراني كه بر اساس فرضيات و اعتقادات شخصي و بدون توجه به واقعيتهاي موسسه، تصميماتي اتخاذ كرده اند نتايج نامطلوبي ببار آورده و موسسه خود را در تنگنا و فشار مالي و بحران اقتصادي قرار مي دهند .مجموعه اين شرايط ونياز به اطلاعات

مربوط ، صحيح و به موقع جهت برنامه ريزي ، سازماندهي و نهايتاكنترل، باعث گرديده است تاحسابداري (به ويژه حسابداري مديريت)بعنوان يك واحدستادي كه جهت تصميمات مختلف اطلاعات مساعدي به مديريت ارايه مي نمايد، مطرح گردد.بنابراين آشنا كردن مديران با مهمترين وضروري ترين مباحث حسابداري وارتقاء دانش آنها در جهت استفاده مطلوب تر از نتايج سيستم هاي اطلاعاتي حسابداري امري حياتي براي چرخه صنعت كشور محسوب مي شود .

واژه های کلیدی :
حسابداری مدیریت ؛ به آن بخش از حسابداری که اطلاعات مالی مورد نیاز مدیران جهت برنامه ریزی ٬ کنترل و تصمیم گیری را حاصل می نمایداطلاق می گردد . مباحث حسابداری مدیران ؛ در واقع تلفیقی از حسابداری مالی و حسابداری مدیریت و مدیریت مالی است و از مجموع مباحث فوق تکنیکهای زیر از اهمیت بیشتری برخوردارند : اقلام صورتها و گزارشات مالی ٬ هزینه یابی استاندارد ٬ هزینه یابی مستقیم٬ حسابداری سنجش مسولیت ٬ بودجه بندی سرمایه ای ٬ بودجه بندی جامع٬ تجزیه و تحلیل بهای تمام شده ٬ برنامه ریزی خطی و روشهای تامین مالی .

یافته های تحقیق و تجزیه و تحلیل اطلاعات :

در تحقیق حاضر از روش مطالعات میدانی استفاده شده است، برای این منظور از طریق پرسشنامه و مصاحبه فردی از مدیران شرکتهای تحت پوشش آموزشهای حسابداری اطلاعات مورد نیاز جمع آوری و سپس از تجزیه و تحلیل آماری برای بررسی فرضیات پژوهش مورد استفاده قرار گرفته شده است. در تحقیق حاضر از آنجائی که محقق قصد دارد تا تاثیر آموزش حسابداری را بر تصمیم گیری مدیران ارزیابی نماید ، لذا نمایان ساختن میزان آگاهی مدیران ٬،مدیران مالی و حسابداران جزء این روش تحقیق محسوب می شود .

در تحقیق حاضر محقق از پرسشنامه “پژوهش ساخته جهت گرد آوری اطلاعات استفاده می نماید . پرسشنامه تحقیق با توجه به اهداف تحقیق تهیه گردیده است . بطوری که محقق درآن سعی نموده است تا میزان استفاده از مباحث حسابداری را از جنبه های گوناگون مورد ارزیابی قرار داده و جایگاه این مباحث را در تصمیم گیریهای مدیران شرکتهای تحت بررسی مشخص نماید .

بخش اول ، تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها :

در این بخش محقق با توسل به روشهای مختلف آمار توصیفی سعی در توصیف داده های تحقیق خود دارد . برای این منظور از شاخص های مختلف گرایش مانند میانگین و برای شاخص پراکندگی مانند انحراف استاندارد استفاده می نماید و برای تحصیل در تفهیم مطالب از جداول و نمودارها سود می جوید .

همانطوری که از نتایج نمودار شماره ۱ بر می آید. مشخص می گردد که مدیران شرکتهای تحت بررسی دارای نظرات تقریبا متفاوتی در رابطه با مباحث حسابداری هستند، به طوری که به اعتقاد آنها تکنیک بودجه بندی جامع بیشتر مورد استفاده آنها قرار میگیرد. و آنها بیشتر از این تکنیک، استفاده می نمایند. همچنین ۸/۹۱ درصد از مدیران نمونه عنوان نموده اند که از اقلام صورتها و

گزارشهای مالی استفاده می نمایند و همچنین ۲/۸۸ درصد از مدیران نمونه عنوان نموده اند که تکنیک تجزیه و تحلیل بهای تمام شده در محل کار آنها مورد استفاده قرار میگیرد . و ۸/۵۸ % از مدیران نمونه عنوان کرده اند که هزینه یابی مستقیم در محل کار آنها به کار گرفته می شود.

همانطورکه از نمودار شماره ۲ بر مي آید، مشخص مي گردد كه میزان اهمیت بکارگیری مباحث از نظر مدیران متفاوت است . بطوری که ۶۱% از نمونه تحقیق عنوان نمودند که اقلام صورتها و گزارشات مالی دارای بیشترین میزان اهمیت است و ۸/۵۲% از مدیران معتقدند که “بودجه بندي جامع دارای اهمیت مي باشد و از نظر مدیران بکارگیری آن در شرکتها ضروری است . ۹/۵۲% از مدیران معتقدند كه مبحث هزينه يابي استاندارد و لزوم بکارگیری آن اهمیت زیادی دارد . ۷/۵۸% از مدیران بر اين اعتقادند كه اهمیت مبحث “حسابداری سنجش مسئولیت “در میزان متوسط قرار دارد و به نظر آنان بکارگیری آن ضروری نیست . ۷/۲۴% از مدیران معتقدند كه “برنامه ريزي خطي” كم اهمیت ترين مبحث حسابداری براي مدیران است .

همانطور که از نمودار شماره ۳ بر مي آید، مشخص مي گردد كه به اعتقاد مدیران خودشان شناخت متفاوتی از مباحث حسابداری مدیران دارند . بطوريكه ۷/۶۴% از آنان عنوان نمودند كه آشنايی خيلي زیاد با مبحث ” اقلام صورتها گزارشات مالي ” دارند. ۵/۵۶% آنان عنوان نمودند كه آشنايی خيلي زیاد با مبحث تجزیه و تحلیل بهای تمام شده دارند .۹/۵۲% آنان عنوان نمودند كه آشنايی خيلي زیاد با مبحث بودجه بندي جامع دارند. ۴۷% از مدیران مالي عنوان نمودند كه با مبحث هزينه های مستقیم آشنايی كاملي را دارند. ولی با مباحث برنامه ريزي خطی و هزینه يابي استاندارد آشنايی نسبتا ضعیف دارند .

همانطور که از جدول شماره ۴ بر مي آید، مشخص مي گردد كه به اعتقاد مدیران میزان آشنايی کارکنان مالي از مباحث حسابداری مدیران متفاوت است . بطوريكه به نظر آنان کارکنان هیچ يك از مباحث حسابداری مدیران را بغیر از مبحث ” اقلام صورتها و گزارشات مالي”خيلي زیاد نمي دانند و آشنايی كاملي با آنان ندارند . به عقیده آنان فقط ۴/۳۵% از کارکنان با مبحث ” اقلام صورتها و گزارشات مالي” تا حدود زيادي آشنايی دارند و آنان معتقدند فقط ۹/۵% از کارکنان با مبحث “بودجه بندي جامع تا حدود زيادي آشنايی دارند و اين مبحث را در محل كار خود به خوبی انجام میدهند. به عقیده مدیران ۶/۷۰% کارکنان با مبحث هزينه هاي مس

تقیم تا حدودی آشنايی دارند و بسیاری از مباحث دیگر حسابداری مدیران آشنايی كمتري دارند.

همانطور که از نمودار شماره ۵ برمي آید، مشخص مي گردد كه ۳/۳۵% از مدیران نمونه تحقیق ، عنوان نمودند كه يكي از عوامل بسیار اثر گذار بر عدم استفاده از مباحث حسابداری، تغيير زود به زود مدیران مي باشد . اين عامل باعث مي شود كه يك مدیر زمان لازم را براي ایجاد تكنيكهاي حسابداری مدیران را در محل كار خود نداشته باشد . ۲/۴۱% از نمونه تحقیق عنوان نمودند كه عدم ثبات اقتصادی تاثیر نسبتا زيادي بر روي عدم استفاده از مباحث حسابداری مدیران دارد و ۸/۵۸% از نمونه تحقیق بر اين باورند كه عدم آشنايی کارکنان مالي با مباحث حسابداری مدیران دارای اثر گذاری ، تا حدودی مي باشد . و ۸/۵۸% از مدیران بر اين باورند كه فقدان امکانات نرم افزاری تاثیر چندانی در عدم استفاده از مباحث مذکور ندارد .
جدول شماره ۱
نتایج آزمون t میزان آشنایی مدیران با مباحث حسابداری مدیران
متغيرها میانگین خطای انحراف از میانگین مقدار t
Sig سطح معناداری ۹۵%
۰۵/۰

۱- بودجه جامع
۲- اقلام صورتها و گزارشات مالي
۳- هزينه يابي استاندارد
۴- بودجه بندي سرمایه ای
۵- برنامه ريزي خطی

۶- تجزیه تحلیل بهای تمام شده
۷- مدلهای کنترل موجودی
۸- حسابداری سنجش مسئولیت

۹- هزينه يابي مستقیم
۱۰- روشهای تامین منابع مالي ۶۱/۴
۴۸/۴
۳۲/۴
۰۲/۴
۷۳/۳
۴۷/۳
۴۲/۳
۲۷/۳
۱۵/۳
۵۵/۲
۵۰/.
۵۸/۰
۶۷/۰
۶۱/۰
۸۱/۰
۶۰/۰
۹۰/۰
۹۳/۰
۴۳/۰
۲۳/۱
۱۶۳/۰
۲۰۴/۰
۰۵۵/۰
۰۰۰/۱
۲۰۴/۰
۷۴۸/۰
۰۵۶/۰
۲۱۴/۰
۱۰۴/۰
۶۶۶/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
همانگونه كه از جدول شماره ۱ برمي آید، مشخص مي گردد كه با اطمینان ۹۵% مي توان گفت كه مدیران با مباحث بودجه جامع ، اقلام صورتها و گزارشات مالی و تجزیه و تحلیل بهای تمام شده آشنايی كاملي دارند و به خوبی با اين مبحث آشنا هستند . همچنین با اطمینان ۹۵% مي توان گفت كه میزان آشنايی مدیران با مبحث بودجه بندی سرمایه ای در سطح بالايي مي باشد و مدیران مورد تحقیق در اين نمونه با سایر مباحث نيز آشنايی نسبتا خوبی دارند .
همانگونه كه از جدول شماره۲ که در زیر آمده بر مي آید . مشخص مي گردد كه مقدار t محاسبه شده از فرمول ، t دارای میزانهای متفاوتی است . در واقع مقدار میانگین مشاهده شده مباحث حسابداری نشان دهنده میزان اهمیت آنان است . از دیدگاه مدیران با اطمینان ۹۵% مي توان گفت كه مبحث ” بودجه بندي جامع از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از دیدگاه مدیران از مبحث فوق بايستي در اخذ تصمیمات استفاده نمود و همچنین از دیدگاه آنان مباحث بعدی از اهمیت خاصی برخوردارند .

جدول شماره ۲
نتایج آزمون t میزان اهمیت مباحث حسابداری مدیران در تصمیمات مدیران
متغيرها میانگین خطای انحراف از میانگین مقدار t
Sig سطح معناداری ۹۵%
۰۵/۰
۱- بودجه جامع
۲- هزينه يابي استاندارد
۳- اقلام صورتها و گزارشات مالي
۴- حسابداری سنجش مسئولیت
۵- تجزیه تحلیل بهای تمام شده
۶- هزينه يابي مستقیم
۷-بودجه بندي سرمایه ای
۸- برنامه ريزي خطی
۹- مدلهای کنترل موجودی
۱۰- روشهای تامین منابع مالي ۵۰/۴
۴۷/۴
۲۷/۴
۸۶/۳
۸۰/۳
۶۲/۳
۴۲/۳
۳۸/۳
۲۳/۳
۹۲/۲ ۶۰/۰
۶۳/۰
۱۷/۱
۶۲/۰
۵۸/۰
۶۵/۰
۶۲/۰
۷۳/۰
۵۹/۰
۷۱/۰
۵۴۱/۰
۱۶۳/۰
۷۴۸/۰
۴۹۴/۰
۱۶۳/۰
۴۲۸/۰
۱۰۴/۰
۷۱۶/۰
۴۵۳/۰
۰۰۰/۱
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰

جدول شماره ۳
نتایج آزمون t میزان آشنايی کارکنان مالي با مباحث حسابداری مدیران
متغيرها میانگین خطای انحراف از میانگین مقدار t
Sig سطح معناداری ۹۵%
۰۵/۰
۱- بودجه جامع
۲- اقلام صورتها و گزارشات مالي
۳- هزينه يابي استاندارد
۴- بودجه بندي سرمایه ای
۵- تجزیه تحلیل بهای تمام شده
۶- حسابداری سنجش مسئولیت
۷- هزينه يابي مستقیم
۸- برنامه ريزي خطی
۹- مدلهای کنترل موجودی
۱۰- روشهای تامین منابع مالي ۰۶/۴
۱۵/۳
۱۰/۳
۷۱/۲
۶۴/۲
۳۵/۲
۳۳/۲
۳۲/۲
۱۸/۲
۸۵/۱
۶۶/۰
۶۰/۰
۱۶/۱
۵۶/۰
۸۱/۰
۸۰/۰
۸۲/۰
۸۷/۰
۷۹/۰
۵۴/۰
۵۰۵/۰
۰۱۷/۰
۰۳۱/۰
۳۷۹/۰
۷۷۲/۰
۰۰۰/۰
۰۰۸/۰
۰۰۰/۰
۰۰۴/۰
۰۹۰/۰

۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
۰۵/۰
همانگونه كه از جدول ۳ بر مي آید ، مشخص مي گردد كه میزان آشنايی کارکنان مالي با اين مباحث بغیر از بودجه بندی جامع ضعیف است . چرا كه مقدار میانگین محاسبه شده در سطوح پائینی قرار مي گیرد ، و تمام مقدارهای میانگین محاسبه شده نشانگر عدم آشنايی کارکنان با مباحث حسابداری مدیران در حد قابل قبول جهت تهیه اطلاعات مورد نیاز مدیران مي باشد .
جدول شماره ۴
نتایج آزمون t عوامل مؤثر بر عدم بکارگیری مباحث حسابداری مدیران
متغيرها میانگین خطای انحراف از میانگین مقدار t
Sig سطح معناداری ۹۵%
۰۵/۰
۱-عدم آشنايی کارکنان قسمت حسابداری با مباحث حسابداری مدیران

۲- عدم ثبات اقتصادی

۳- تغير زود به زود مدیران

۴- پايين بودن كيفيت آموزش در مراکز علمی

۵-بالا بودن هزينه بکارگیری مباحث حسابداری مدیران

۶- فقدان امکانات نرم افزاری

۷- عدم آشنايی مدیران با مباحث حسابداری مدیران
۹۳/۳

۸۸/۳

۷۹/۳

۷۹/۳

۸۳/۲

۴۱/۲

۳۵/۲

۶۴/۰

۹۷/۰

۰۰/۱

۶۶/۰

۹۴/۰

۰۷/۱

۰۰/۱

۰۹۰/۰

۰۰۰/۱

۴۹۴/۰

۰۰۴/۰

۰۰۴/۰

۱۷۱/۰

۰۱۷/۰
۰۵/۰

۰۵/۰

۰۵/۰

۰۵/۰

۰۵/۰

۰۵/۰

۰۵/۰

همانگونه كه از جدول ۴ بر مي آید، مشخص مي گردد كه از بین مؤثر بر عدم بکارگیری مباحث حسابداری چهار عامل بیش از سایر عوامل دارای اثر گذاری هستند . چرا كه مقدار میانگین محاسبه شده نشان مي دهد عامل ” عدم آشنايی کارکنان قسمت حسابداری با مباحث حسابداری مدیران و “عدم ثبات اقتصادی ” و ” تغير زود به زود مدیران از عوامل مهم و اثر گذار بحساب مي آید و عامل ” عدم آشنايی مدیران با مباحث حسابداری مدیران نيز به عنوان کم اهمیت ترین عامل عدم بکارگیری مباحث به حساب مي آید . یافته هاي تحقیق نشان مي دهد كه مقدار میانگین محاسبه شده براي عوامل دیگر در حد فاصل نقاط بحرانی قرار گرفته بنابراین مي توان آنها را به عنوان عوامل مؤثر در نظر گرفت .

بخش دوم ، تجزیه و تحلیل استنباطي داده ها :
در اين بخش محقق با توسل به روشهای مختلف آمار استنباطي سعی در آزمون فرضیات تحقیق خود دارد . براي اين منظور از آزمون نسبت ها و آزمون همبستگی فريدمن استفاده مي نماید . نتایج حاصل از ده فرضيه تحقیق براي كميت آماره آزمون هر يك از آنها در جدول شماره ۵ خلاصه شده است .
جدول شماره ۵
نتایج آزمون فرضیات تحقیق
شماره فرضيه شرح تكنيك مقدارZ قبول یا رد فرضيه
فرضيه اول

فرضيه دوم

فرضيه سوم

فرضيه چهارم

فرضيه پنجم

فرضيه ششم

فرضيه هفتم

فرضيه هشتم

فرضيه نهم

فرضيه دهم