چکیده

در سالهاي اخیر، با ظهور کامپیوتر و بروز گونهاي متفاوت از تعاملات بشري، تکنولوژي دیجیتال تأثیرات عمیقی بر روي بسیاري از جنبههاي علمی و کاربردي علوم و فنون، هنر و معماري معاصر گذاشته است و بدین طریق راهی براي تغییر جهت تدریجی در افکار و ذهنیت معماران پدید آمده است تا با شفاف کردن نیازها و تطبیق آنها با خواستههاي انسان، در جهت پیشرفت به تعامل با تکنولوژي بپردازند. در این میان عدهاي از معماران و طراحان در پی آن بودهاند که در جهت معماري مرسوم در گذشته که برمبناي هندسه پایدار استوار بود، نوعی معماري براساس تکنولوژي دیجیتال خلق نمایند که رابطه فعال انسان و فضاي معماري را نشان دهد و نام معماري تعاملی را بر آن نهادهاند. معماري تعاملی طرح کلی دیدگاهی براي آینده، از طریق ترکیب و یکپارچهسازي تکنولوژي جدید میباشد. بطور کلی معماري تعاملی شامل سه موضوع تعامل انسان و محیط، ابزارهاي محرك فیزیکی و زیرساختهاي محاسباتی قابل ادغام میباشد. در این پژوهش، طراحی معماري با رویکرد تعاملی مورد تاکید قرار گرفته و با تشریح مراحل مختلف طراحی معماري تعاملی و سه موضوع اصلی مورد اشاره، سعی خواهد شد تا با معرفی ابزارهاي تکنولوژي دیجیتال در قالب سیستمهاي خAه، محیطهاي مجازي و ابزارهاي مشارکتی، نقش مثبت معماري تعاملی در پرنمودن فضاهاي خالی از پردازشهاي اتوماتیک در طراحی نشان داده شود. سپس استفاده از این ابزارها با هدف بررسی کمی بهینهسازي فرایند، نه به معناي درنظرگیري تمام قیود و مشکلات و رفع آنها، بلکه به معناي بهتر نمودن فعالیت تیم طراحی، با استفاده از تکنولوژي دیجیتال مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که چگونه معمار میتواند آنچه را که میبیند، میشنود و لمس میکند و یا اطلاعاتی را که دریافت مینماید، در رویکردي تعاملی فرآوري نموده تا استفادهکنندگان از طرح بتوانند زمان بیشتري را با محیط معماري اطرافشان درگیر شوند.

واژه هاي کلیدي: معماري تعاملی، رویکرد دیجیتال، تکنولوژي، سیستمهاي پویا

مقدمه

با ظهور کامپیوتر و بروز گونهاي متفاوت از تعاملات بشري در سالهاي اخیر، تکنولوژي دیجیتال تأثیرات عمیقی بر روي بسیاري از جنبههاي علمی و کاربردي علوم و فنون، هنر و معماري معاصر گذاشته است و بدین طریق راهی براي تغییر جهت تدریجی در افکار و ذهنیت معماران پدید آمده است تا با شفاف کردن نیازها و تطبیق آنها با خواستههاي انسان، در جهت پیشرفت به تعامل با تکنولوژي بپردازند. در این میان عدهاي از معماران و طراحان در پی آن بودهاند که در جهت معماري مرسوم در گذشته که برمبناي هندسه پایدار استوار بود، نوعی معماري براساس تکنولوژي دیجیتال خلق نمایند که رابطه فعال انسان و فضاي معماري را نشان دهد و نام معماري تعاملی را بر آن نهادهاند. معماري تعاملی طرح کلی دیدگاهی براي آینده، از طریق ترکیب و یکپارچهسازي تکنولوژي جدید میباشد. بطور کلی معماري تعاملی شامل سه موضوع تعامل انسان و محیط، ابزارهاي محرك فیزیکی و زیرساختهاي محاسباتی قابل ادغام میباشد. در این پژوهش، طراحی معماري با رویکرد تعاملی مورد تاکید قرار گرفته و با تشریح مراحل مختلف طراحی معماري تعاملی و سه موضوع اصلی مورد اشاره، سعی خواهد شد تا با معرفی ابزارهاي تکنولوژي دیجیتال در قالب سیستمهاي خAه، محیطهاي مجازي و ابزارهاي مشارکتی، نقش مثبت معماري تعاملی در پرنمودن فضاهاي خالی از پردازشهاي اتوماتیک در طراحی نشان داده شود. سپس استفاده از این ابزارها با هدف بررسی کمی بهینهسازي فرایند، نه به معناي درنظرگیري تمام قیود و مشکلات و رفع آنها، بلکه به معناي بهتر نمودن فعالیت تیم طراحی، با استفاده از تکنولوژي دیجیتال مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان خواهد داد که چگونه معمار میتواند آنچه را که میبیند، میشنود و لمس میکند و یا اطلاعاتی را که دریافت مینماید، در رویکردي تعاملی فرآوري نموده تا استفاده کنندگان از طرح بتوانند زمان بیشتري را با محیط معماري اطرافشان درگیر شوند .[۱]

در سالهاي اخیر، تکنولوژي دیجیتال تأثیرات عمیقی بر روي بسیاري از جنبههاي علمی و کاربردي علوم و فنون، هنر و معماري معاصر گذاشته است. در این میان عدهاي از معماران و طراحان در پی آن بودهاند که در جهت معماري مرسوم در گذشته که برمبناي هندسه

پایدار استوار بود، نوعی معماري براساس تکنولوژي دیجیتال خلق نمایند که رابطه فعال انسان و فضاي معماري را نشان دهد. معماري تعاملی طرح کلی دیدگاهی براي آینده، از طریق ترکیب و یکپارچه سازي تکنولوژي جدید میباشد. فضاي تعاملی، برپایه تقارب سیستم هاي هوشمند و دینامیکی ساخته شده است که این هماهنگی و سازگاري نهتنها در چارچوب بافت بشري و تعاملات محیطی، رضایتبخش است، بلکه بهوضوح بیانکننده این است که چرا سیستم هاي تعاملی مورد نیاز، بااهمیت و مفید هستند. به طور کلی معماري تعاملی شامل سه موضوع تعامل انسان و محیط، ابزارهاي محرك فیزیکی و زیرساختهاي محاسباتی قابل ادغام میباشد. در این پژوهش، طراحی معماري با رویکرد تعاملی به عنوان فرایندي پیچیده و چندمعیاره مورد تاکید قرار گرفته و با تشریح مراحل مختلف طراحی معماري تعاملی، سعی خواهد شد تا با معرفی ابزارهاي تکنولوژي اطلاعات و ابزراهاي دیجیتالی در قالب سیستمهاي خAه،

محیطهاي مجازي و ابزارهاي مشارکتی، نقش مثبت معماري تعاملی در پرنمودن فضاهاي خالی از پردازشهاي اتوماتیک در طراحی سازه نشان داده شود. سپس استفاده از ابزارهاي تکنولوژي اطلاعات با هدف بررسی کمی بهینهسازي فرایند، نه به معناي درنظرگیري تمام قیود و مشکلات و رفع آنها، بلکه به معناي بهتر نمودن فعالیت مهندسی تیم طراحی، با استفاده از تکنولوژي اطلاعات و از طریق حذف تنها برخی از اتلافات مورد مطالعه قرار گرفته است. در پایان براساس نتایج این پژوهش به عنوان یک جمع بندي کلی در زمینه کاربرد تکنولوژي اطلاعات در طراحی سازهها، می توان بیان نمود که، علیرغم فقدان آگاهی لازم و نیز موانع و مشکلات مختلف در برابر پیاده سازي این تکنولوژي، راهکارهایی جهت ارتقاء نسبی طراحی سازهها ارائه گردیده است.

روش پژوهش

در این مقاله، ترکیبی از روشهاي تحقیق کیفی و کمی به کار برده شده است. اصلیترین شیوه تحقیق در این رساله، روش تحلیل محتوایی کیفی متون و نیز روش اکتشافی یا به طور خلاصه روش تحلیلی- اکتشافی است. هدف اصلی این مقاله بررسی و ارزیابی معماري تعاملی و استفاده از فناوري دیجیتالی براي توسعه معماري

تعاملی و تغییر مفاهیم فضا و زمان در معماري معاصر است. در این راستا روش انجام پژوهش در این مقاله، روش کتابخانهاي و تحلیل محتوا میباشد. بر این اساس در قسمت اول پس از بررسی و مطالعه منابع و مأخذ مرتبط با موضوع پژوهش از جمله تکنولوژي دیجیتال، معماري دیجیتال و فضا و فضاي تعاملی، به جستجو، طبقهبندي و تحلیل این مباحث پرداخته میشود. در مرحله بعد با استفاده از روش استدلال منطقی، تأثیر تکنولوژي دیجیتال بر فضاي تعاملی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته و این فرضیه که تعاملی بودن یکی از ویژگیهاي فضاي مجازي است، با روش استدلال منطقی تاثیرات معماري دیجیتال بر طراحی فضاي تعاملی در معماري، اثبات گردیده است.

تاثیر عصر ارتباطات در توسعه معماري

در سالهاي اخیر، محیطهاي مجازي، توسعه بسیاري یافتهاند و در موارد مختلفی مورد استفاده قرار گرفتهاند. این محیطها، جهانی جدید را معرفی میکنند که توسط کامپیوترها و خطوط ارتباطی به موازات جهان فیزیکی ایجاد شده و مراقبت میشوند. در این محیط ما شاهد ترافیک دانش، اطلاعات، اسرار، سرگرمیها، نمادها، فرمها، صدا و نور هستیم که حاصل تجربه و دانش میلیاردها کاربر در سطح جهان هستند و بزرگترین فضاي تبادل اطلاعات و علایق میباشند؛ از این رو ما با حجم وسیعی از اطلاعات روبرو هستیم که بدون دستهس بندي، مرتبسازي و بخشبندي، قابل استفاده نیستند؛ براي تبادل اطلاعات، خواستهها، اخبار و دلمشغولیهاي کاربران، نیاز به معماري خاصی براي این محیطهاست (معماري مجازي) تا به وسیله آن بتوان این حجم وسیع اطلاعات را سامان داد و درنهایت این امر بتواند به توسعه دانش و فرهنگ کمک کند. معماري مجازي باید بتواند با تصاویر، نورپردازيها، بصريسازيها و … محیطی مناسب براي تبادل دانش و اطلاعات فراهم سازد و کاربر را در ارتباطی مناسب و دوسویه با دیگر کاربران قرار دهد . این نوع ارتباط -چند نفر با چند نفر- از طریق تکنولوژي ارتباطی در نوع خود کاملاً جدید است؛ در ابزارهاي ارتباطی قدیمیتر مثل تلفن و موبایل ارتباط به صورت یک نفر با یک نفر است و در تلویزیون و رادیو این ارتباط به صورت یک نفر با خیلیها میباشد؛ در حالی که در فضاي مجازي، این ارتباط از نوع خیلیها با خیلیهاست و این به خودي خود گویاي این مسئله است که ما به یک نوع فضاي ارتباطی کاملاً جدید با یک معماري خاص نیازمندیم تا بتوانیم این حجم وسیع ارتباطات عمومی خیلیها با خیلیها را سامان دهیم تا فرد از سرگشتگی ناشی از غوطهوري در محیطی با خیل عظیم کاربران رهایی یابد و نوعی ارتباط گزینشی با محیط و دیگر کاربران داشته باشد و همچنین بتواند در مشارکت و تعامل فرهنگی و اجتماعی با دیگر کاربران قرار گیرد. در اینجا به گفته استرهویس، ما به نسل جدیدي از معماران نیاز داریم که نه تنها ساختمانهایشان را طراحی میکنند، بلکه آنها را برنامهریزي

مینمایند و به جاي مهندسان سازه و مکانیک با مهندسین کامپیوتر و طراحان وبسایت کار میکنند. آنها معماران اطلاعات نسل آینده هستند .[۲]

این معماري از جایی شروع میشود که سنگ، بتن و آجر جاي خود را به خط و ضلع و بافت میدهد و کاملاً غیرمادي میشود؛ با وجود تفاوتهاي عمیق معماري مجازي و معماري جهان فیزیکی، هنوز تشابهات بسیاري بین این دو وجود دارد و تجربه معماري جهان فیزیکی میتواند براي طراحی محیطهاي مجازي بسیار مفید باشد، در این زمان ما به نسل جدیدي از معماران، معماران برنامهنویس نیاز داریم که به جاي آشنایی با اصول سازه و مکانیک، با برنامهنویسی کامپیوتري آشنا باشند. این معماري در عین حال میتواند تاثیرات عمیقی بر روي معماري جهان فیزیکی بگذارد که میتوان در کارهاي اخیر معمارانی همچون گرگ لین، جس هریزر و مارکوس نواك مشاهده کرد.