چکیده

سیاست ایجاد شهرهای جدید در ایران با برنامهریزی از قبل سنجیده به دلیل ظرفیت انعطافپذیر آن از نظر اجرایی با دو هدف اصلی کاهش بار جمعیتی و فعالیتهای اقتصادی پایتخت و دیگر کلانشهرهای کشور به عنوان راه حلی بهینه برای مدیریت سرزمین و رفع معضلات کلانشهرها مورد توجه سیاستگذاران و برنامهریزان شهری قرار گرفت. در همین راستا، به منظور سرریزپذیری جمعیت کلانشهر تهران، احداث چهار شهر جدید اندیشه، پرند، پردیس و هشتگرد در دستور کار قرار گرفت. لذا پس از گذشت بیش از دو دهه از تصویب آن، میزان موفقیتپذیری سکونتی و جمعیتی این شهرها حائز اهمیت است. بر همین اساس، محتوی و هدف اصلی این تحقیق ارزیابی میزان موفقیت شهر جدید پرند در جذب جمعیت مجموعه شهری تهران و به تبع آن، اتخاذ سیاستها و تدوین و طراحی راهکارهای مؤثر در جهت نیل به این هدف می باشد. روش تحقیق در مطالعه حاضر، روش توصیفی- تحلیلی میباشد. گردآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانهای و اسنادی و همچنین روش پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. شاخصهای پژوهش در ۵ گروه طبقه بندی و با استفاده از نرمافزارهای SPSS و Excel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان میدهد که برای شهرهای جدید تنها جذب جمعیت کافی نیست. بلکه حفظ مهاجرین در این شهرها اهمیت فراوانی دارد. در این میان قصد و تمایل ماندگاری در شهر و میزان احساس رضایت از وضعیت موجود شهر جدید از فاکتورهای تأثیرگذار بر جذب جمعیت میباشد. شهر جدید پرند نتوانسته بر اساس اهداف اولیه پیشبینی شده جمعیتی به موفقیت چندانی دست یابد. همچنین میزان رضایتمندی از شاخصهای مختلف در شهر جدید پرند، نشاندهنده عدم رضایت از وضعیت موجود شهر میباشد.

واژههای کلیدی: شهرهای جدید، جمعیت پذیری، رضایتمندی، مهاجرت، تمرکززدایی، شهر جدید پرند

-۱ کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری -۲ دانشجوی کارشناسی ارشد برنامهریزی منطقهای دانشگاه علم و صنعت ایران

-۳ کارشناس ارشد معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد و عضو هیئت علمی دانشکده سماء

-۱ مقدمه

در حال حاضر بیش از نیمی از جمعیت جهان در نواحی شهری زندگی میکنند(متکان و همکاران، .(۱۳۸۸ بر اساس تحقیقات به عمل آمده توسط سازمان ملل متحد، در هر ثانیه سه نفر و روزانه حدود ۲۵۰ هزار نفر به جمعیت جهان افزوده میشود که خود عاملی بر افزایش شهرنشینی است. بر پایه همین تحقیقات، حدود %۹۵ رشد جمعیت در کشورهای رو به توسعه اتفاق میافتد. در برابر الگوی گریز از مرکز تغییر جمعیت شهری در جوامع پیشرفته، فرایندهای مرکزگرای میل به شهرنشینی و رشد شهری به تسلط بر افزایش جمعیت شهری در جهان در حال توسعه ادامه میدهد. تداوم این روندها به این معنی است که تا سال ۲۰۲۵، حدود ۶۵ درصد جمعیت جهان ساکنان شهری خواهند شد(.(Pacione, 2005: 823 همین عامل باعث میشود که توان شهر با جمعیت آن تناسب نداشته و مشکلات بسیار متعددی را برای حال و آینده، بالاخص در کلانشهرها بوجود آورد. از مهمترین راهحلها در پاسخ به کاهش ظرفیت کلانشهرها برای جذب جمعیت بیشتر و کاهش آلودگی و تخریب محیط زیست، برنامهریزی و اجرای شهرهای جدید بوده است که در نیمه دوم قرن نوزدهم در کشورهای اروپایی بویژه انگلستان شروع گردید(.(Thomas & Potter, 1986

در ایران رشد شتابان شهرنشینی در سه دهه گذشته با توان تجهیز فضاهای شهری و گسترش زیرساختها متناسب نبود و مشاغل مولد مورد نیاز را ایجاد نکرد. از آنجا که توزیع فضاهای شهری و کنترل شده در چارچوب یک برنامه جامع که مبتنی بر هماهنگیهای بخشی و ناحیهای باشد صورت نگرفته است، مشکلات ناشی از رشد شتابان جمعیت شهرنشین ابعاد پیچیدهای یافته است، در نتیجه، مشکلاتی نظیر گرانی مسکن، بیکاری و اسکان غیر رسمی به شدیدترین شکل ممکن در سیمای جامعه شهری کشور ظاهر شده است که رفع آنها مستلزم تلاش همه جانبه و برنامهریزی شده است(.(Ziari, 2006 طرح احداث شهرهای جدید در ایران به عنوان یک طرح اساسی و فرهنگی ابتدا در قالب کمیته رفاهی کارکنان دولت، از طرف وزارت مسکن و شهرسازی پیشنهاد شد. که در نهایت منجر به مصوبه مورخ ۱۳۶۴/۱۲/۲۰ که مبتنی بر ایجاد شهرهای جدید در اطراف شهرهای بزرگ بود، گردید(نوریان و شایسته پایدار، .(۱۳۸۶ پس از گذشت دو دهه از مصوبه مذکور، ۱۴ شهر جدید در حال حاضر در حال احداث بوده و به مرحله جذب جمعیت رسیدهاند و ۱۱ شهر جدید دیگر در مراحل مطالعات و یا اجرای مقدماتی طرح قرار دارند(بزی و افراسیابی راد، .(۱۳۸۸ در همین راستا، به منظور سرریزپذیری جمعیت کلانشهر تهران، احداث چهار شهر جدید اندیشه، پرند، پردیس و هشتگرد در دستور کار قرار گرفت. مطالعات شهر جدید پرند به عنوان یکی از چهار شهر جدید پیرامون کلانشهر تهران، در فاصله سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ انجام و در سال ۱۳۷۷ تصویب گردید.

با توجه به مهاجرت گسترده روستائیان و همچنین شهرهای کوچک و میانی به کلانشهرها، بالاخص تهران و همچنین با توجه به کمبود مطالعات مربوط به عوامل بنیادی تأثیرگذار در عدم موفقیت اهداف پیشبینیشده اولیه شهر جدید پرند، به منظور جذب سرریز بخشی از جمعیت کلانشهر تهران و رسیدن به اهداف تعیین شده درسالهای آتی، این شهر می تواند نقش مهمی در نظام سلسله مراتب شهری استان تهران، جذب جمعیت، اشتغال و موارد دیگر داشته باشند. لیکن در مورد موفقیت یا عدم موفقیت در اهداف جمعیتی آن و عوامل مؤثر بر جذب جمعیت، اظهارات متفاوتی وجود دارد. در چنین شرایطی بررسی عملکرد این شهر جدید در جذب جمعیت و رضایتمندی جمعیت ساکن از وضعیت موجود، ضروری بنظر میرسد.
لذا میتوان گفت، با توجه به مسائل و مشکلات کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، محیطی و … کلانشهر تهران، محتوی و هدف اصلی این تحقیق “ارزیابی میزان موفقیت شهرهای جدید در جذب جمعیت کلانشهر تهران و به تبع آن، اتخاذ سیاستها

و تدوین و طراحی راهکارهای مؤثر در جهت نیل به این هدف در شهر جدید پرند” میباشد. در همین راستا چند هدف فرعی بیان میشوند که عبارتند از:
• استفاده از تجربه شهر جدید پرند برای بررسی نقش سایر شهرهای جدید بر کلانشهر تهران؛

• شناخت عوامل تأثیرگذار در جمعیت پذیری شهرهای جدید، بالخص شهرهای جدید پیرامون کلانشهر تهران؛
• تعیین و تشخیص مؤلفههای مؤثر بر رضایتمندی شهروندان شهر جدید پرند از آمدن به این شهر؛

با توجه به بیان مسئله و اهمیت موضوع تحقیق و همچنین اهدافی که در بالا ذکر گردید، این پژوهش در صدد است تا به این سؤال اساسی پاسخ دهد که چه عواملی بر جذب سرریز جمعیت منطقه کلانشهری تهران، توسط شهر جدید پرند، تأثیرگذار بوده که مشمول رضایتمندی جمعیت ساکن و دلایل مهاجرت آنها به این شهر جدید میباشد.

-۲ مبانی نظری

همزمان با افزایش درآمد و تولید در جهان، تقاضا برای خدمات شهری نیز افزایش یافت که به دنبال آن شهرکها و شهرها هم از نظر تعداد و هم از نظر اندازه جمعیتی رشد یافتند. چنین افزایشی در اندازه و تعداد شهرها، در طی دوره شهرنشینی سریع یعنی از اوایل قرن نوزدهم در کشورهای توسعه یافته و از اواسط قرن بیستم در کشورهای در حال توسعه به وقوع پیوست(.(Pumain, 2003: 22 اغلب کشورهای در حال توسعه از روند توسعه فضایی سکونتگاهها و نحوه توزیع منطقهای جمعیت و فعالیتهای اقتصادی خود ناراضی هستند(.(Mathur, 1997: 6 توسعه یافتگی وکاهش نابرابری میان سکونتگاهها و مناطق مختلف یک کشور از مهمترین دغدغههای دولتها و مجامع علمی بوده و همواره برای تحقق آن اندیشیده و راهبردهایی طراحی نمودهاند. به طوری که در سال های اخیر تأکید بر نابرابریهای ناحیهای و سازمان فضایی آن از اولویتهای اصلی تحقیقات جغرافیایی دراغلب کشورها بوده است(مرصوصی و همکاران، .(۱۳۸۸ تورم توسعه و تراکم رشد بویژه در کشورهای جهان سوم سبب بروز عدم تعادلهای ناحیهای شد که پیامد آن به سیل عظیم مهاجرتهای روستا – شهری، عقب ماندگی نقاط دیگر و نابرابریهای ناحیهای منجر شد. از جمله پیامدهای منفی نابرابریهای ناحیهای، به وجود آمدن نخست شهری است(جمالی و همکاران، .(۱۳۸۸ بر همین اساس در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در کشورهای مختلف جهان، برنامهریزیهای مختلف فضایی در جهت تمرکززدایی و تعادلهای ناحیهای به انجام رسید. این سیاستهای فضایی عبارتند از: -۱ تمرکز زدایی