چکیده
آنچه در تعبیر فضا به یک مکان ،نقش تعیین کننده ای در ایجاد احساس و یا ازآن مکان خواهدداشت تجربه فرد می باشد ، در نتیجه در این پژوهش دربررسی مراکز درمانی مورد بحث ما ایجاد حسی فرا تر و عمیق تر از حس یک مکان در تجربه ذهنی بیمار به کمک طراحی اهمیت ویژه ای دارد .بدین روی از اهداف اصلی این پژوهش می توان به بررسی و تحلیل مولفه های تاثیر گذاردر ایجاد حس تعلق به مکان در مراکز درمانی و میزان ارتباط این مولفه ها با تجربه بیمار اشاره کرد.با استناد بر اهداف ذکر شده در این پژوهش، باکمک گرفتن از اسناد کتابخانه ای و تدوین نظام نظری پژوهش و همچنین با استفاده از روش پژوهش کیفی و انجام مصاحبه بیماران و مراجعین و توزیع پرسشنامه اقدام به جمع آوری اطﻻعات بر اساس تجربه بیماران نموده وبرای تحلیل اطﻻعات از روش کدگذاری و مقیاس لیکرت مورد استفاده قرارگردیده است . بر اساس تحلیل این داده ها به این نتیجه می رسیم که حس تعلق درمراکز درمانی براساس تجربه بیماران در درجه اول به عوامل کالبدی، سپس به عوامل احساسی و درنهایت به عوامل اجتماعی بستگی خواهد داشت در حالی که این حس در مورد بیمارانی که تجربه حضور نداشته اند توسط عوامل کالبدی واجتماعی بستگی دارد و به نوعی عوامل احساسی حذف خواهند شد

.
واژه های کلیدی: تجربه، حس تعلق به مکان، مراکز درمانی، تجربه مکان

مقدمه
مولفه های تشکیل دهنده محیط ساخته شده توسط انسان شامل روابط متنوع مابین افراد با یکدیگر و با محیط می باشد ﻻزم به ذکر است که محیط زمانی برای انسان به مکان تبدیل می گردد که ارتباط انسان و محیط مبتنی بر تجربیات ویباشد. شاید ایده ایجاد یک تجربه حسی خوشایند در مراکز درمانی بیماران وبازگشت سﻻمتی در درجه اول الویت قرار داشته باشد از این رو بررسی و تحلیل مولفه های تاثیر گذار درشکل گیری حس تعلق در این اماکن موضوع مورد بحث این مقاله بوده، و در ابتدا به بررسی مفهوم حس تعلق از دیدگاه پدیدارشناسان و روانشناسان محیط می پردازیم و سپس بر اساس مدل مفهومی به دست آمده از این دیدگاه ها عوامل موثر در ایجاد این حس در بین جمعی از بیماران تجزیه و تحلیل شده است.((۴:۱۹۹۹,Ulric

روش پژوهش

بهره گیری از روشهای کیفی این مکان را برای پژوهشگران فراهم می سازد که در رویدادهای عادی که در زندگی واقعی اتفاق می افتد. هرچه بیشتر به عمق زندگی یک بیمار در دوره حضور در یک مرکز درمانی توجه کنیم ضرورت در نظرداشت هر چه بیشتر به نیازهای و یوایجاد حسی فراتر از یک مکان درمانی، به منظور روند سریع بهبود وی، بیشتر بر ما مشخص می شود که همین ضرورت ها اهداف این پژوهش را تشکیل می دهند تﻻش در این پژوهش بر آن است که در مرحله ی اول به کمک روش کتابخانه ای و رجوع به مبانی نظری مربوط به حس تعلق به مکان عوامل تاثیرگذار در ایجاد این حس بررسی شده و سپس با بهره گیری از پرسشنامه های بسته و مصاحبه با جمعی از بیماران عضو انجمن حمایت از بیماران، به جمع آوری اطﻻعات پرداخته شده است . با استفاده از روش پژوهش کیفی، در تحلیل داده ها از کدگذاری و مقیاس لیکرت استفاده گردیده است .

تعریف مکا ن
بنا بر تعریف مارتینهایدگرازمکان “مکان” و “رویداد” دریک سطح ازمعناقرار دارندومکان جایی است که بودند رآن اتفاق می افتد. Relph)،(۵: ۲۰۰۸ مبنی بر تعریف ارائه شده از طرف رلف از مکان می توانمکان را موقعیتی فراتر از فضا دانست که شامل سه مشخص اصلی کالبد، فعالیت و معنامی باشد و این سه مشخصه فضا را تبدیل به یک مکان بایک تجربه فردی میکنند. Relph))، (۹: ۱۹۷۶ تجربه های محیطی به همراه شناخت ها و رفتارهای افراد از آن محیط به وجود می آیند که معنای مکان را به فضا می بخشندو فضا را تبدیل به مکان می کنند.(Pretty ،(۲۷۵: ۲۰۰۳

کانتر نیز با تحلیل محیط های کالبدی و تاثیر بر رفتارهای فردی براساس نظری اتارایه شده توسط بارکرمعنا در یک مکان را حاصل تجربه های فردی اجتماعی فرهنگی ادراکی فرد از محیط می داند.((Canter ، (۱۱۲ : ۱۹۹۶

بدین روی در آفرینش یک مکان توجه به معنا به منظور ارتقای کیفیت و بالطبع تاثیر مثبت توجه به معنا بر رفتارهای انسانی همراه با ایجاد حسی در انسان خواهد بود که لزوم بازگشت وی به آن محیط را روشن می نماید .با تاکید بر دیدگاه استیل حس تعلق به مکان را در سطحی باﻻتر از حس مکان می داندکه برای بهره مندی وحضور ادامه دار انسان در مکان نقش موثری داشته و تعلق به مکان بر اساس حس مکان ایجاد می گردد و فراتر از آگاهی از حضور در یک مکان می باشد . Steele)، (۴۵ : ۱۹۸۱ در نتیجه مکان ها در افراد مختلف حس های متفاوتی ایجاد می کنند و شخصیت و تجارب گذشته افراد نیز در دریافت این حس نقش پررنگ و تاثیر گذاری دارند. (فﻻحت، (۳۷ : ۱۳۸۴

حس تعلق به مکان از دیدگاه پدیدارشناسان
پدیدارشناسی مطالعه ای است تفسیری از تجربه انسانی با هدف بررسی و شفاف سازی موقعیت فرد حوادث معانی و تجربیات وی در زندگی روزمره اما به طور معمول در این نوع مطالعه ﻻیه های زیرین و ناخودآگاه فرد مورد توجه قرار می گیرند.(Seamon ، (۷۸ : ۲۰۰۶ حس مکان از دیدگاه پدیدارشناسان به معنای ارتباط با مکان توسط درک نمادها و فعالیت های روزمره می باشد به گونه ای که این حس می تواند در مکان زندگی پدید آید و با گذر زمان عمیق تر گردد. Relph)، (۳۲ : ۱۹۷۶ همچنین وی این نوع ادراک از مکان که در طول زمان و بر اساس تجربه فرد ازمحیط حاصل می گردد را با در ارتباط با حس مکان تحت عنوان وابستگی و حس تعلق نام برده است و اعتار این حس را در گرو هویت مکانی که ریشه در عوامل اجتماعی و فرهنگی دارد می داند. Relph)، ( ۶۴ : ۱۹۷۶ او همچنین فضای کالبدی را در ایجاد این حس دخیل می داندو سه عامل ویزگی های کالبدی فعالیت و

معنا ایجاد شده از طریق تجربه فضاییرا در تداوم هویت موثر می داند(Relph، ( ۴۵ : ۱۹۷۶ و با عنوان نمودن ایجاد تمایز فضایی و قلمرو کالبدی درون و بیرون به نقاط امن اشاره نموده به عنوان عاملی جهت ایجاد حس مکان .

نوربرگ شولتز معمار پدیدار شناس نظریات خود را تخت تاثیر آرای هایدگر و هوسرل بیان کرده و ساختار مکان را بر اساس طبیعت و معنا براس اتسان تشریح می نماید. ( Norberg-Schulz، (۳۳ : ۱۹۸۵ بنا به دبدگاه شولنز ادراک با آگاهی بﻻواسطه از پدیده های جهان بوجود می آید. .( Norberg-Schulz، (۲۷ : ۱۹۶۶ نوربرگ شولتز چهار مرحله ی تصور مکان ساختار و ماهیت مکان را در شکل گیری تجربه فضایی موثر می داند. .( Norberg-Schulz، (۲۰۳ : ۱۹۸۰ همچنین در ارتباط با ماهیت مکان آن را شامل عناصر کالبدی اشیا می داند و ساختار مکان را شامل ظبیعت ساکن شدن فضا و شخصیت برشمرده است . .( Norberg-Schulz، (۲۵ : ۱۹۸۰ در یک محیط کالبدی معنا را هویت بخش و فضای موجود را عامل تعلق به محیط بیان می نماید .همچنین با اشاره به شهرها و ساختمان های کﻻ سیک هویت مکان را در ارتباط با معنا به کار برده است چیزی که در معماری مدرن دیده نمی شود. .( Norberg-Schulz، (۱۳۸۹

حس تعلق به مکان از دیدگاه روانشناسان محیطی
می توان روانشناسی محیط را مطالعه ارتباط افراد و محیط پیرامونشان دانست Gifford)). ، (۲۰۰۷ گیفورد روانشناسی محیط را در سطوح زیر بررسی کرده است:

-۱ادراک محیط شناخت فضایی و احساسات که در شکل گیری ساختار تجربه فرد و رفتار وی موثر می با شد. -۲ مدیریت فضاهای اجتمکاعی همچون فضای شخصی حفظ حریم خصوصی کنترل رفتارهای روزمره -۳تعامﻻت انسا نو محیط اطراف و تاثیر روانشناسی در اقلیم محیط.((Gifford ، (۲۰۰۸

عنوان قرارگاه رفتاریاولین بار توسط راجرزبارکر بر اساس نظریه کورت لوین در علم روانشناسی محیط گسترش یافت.براساس دیدگاه لوین به منظور تعبیر رفتارهای فرد ﻻزم است آن رفتار در مکان بروز نماید.(Ittelson ، (۶۹ : ۱۹۷۴ بارکر خصوصیات قرارگاه رفتار را فعالیت مستمر قلمرو کالبدی همسازی بین فعالیت و قلمرو زمان و عوامل کنترل کننده است.((Barker ، (۱۹۶۹ از این رو توجه به محرک های محیطی در شکل گیری رفتار فرد مورد توجه متخصصین این علم می باشد.