چکیده

در نظام حقوق بین الملل معاصر، حفاظت از محیط زیست به عنوان میراث مشترک بشریت به دلیل پیشرفت تکنولوژی و ظهور فن آوری های نوین و گسترش مشکلات زیست محیطی علی الخصوص توسط دولت ها، ضرورتی حیاتی است. بر این اساس، تالاب ها به لحاظ تنوع زیستی و آثار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اهمیت زیادی برای جامعه ی جهانی دارد که مصداق بارز آن دریاچه ی ارومیه می باشد. حقوق بین الملل برای حمایت از این نوع اکوسیستم ها، مقررات قابل توجهی را در چهارچوب قواعد عام و خاص وضع نموده است. دریاچه ی ارومیه به عنوان یک تالاب با اهمیت بین المللی در کنوانسیون رامسر که تنها سند خاص حاکم بر حفاظت از تالاب ها می باشد، به ثبت رسیدهاست. با تاسّی از قواعد عام و طبق این کنوانسیون، کشورها ملزم به استفاده ی معقول از تالاب ها و حفاظت آنها می باشند. اما در سال های اخیر، تالاب ارومیه به دلیل بهره برداری نامعقول از آن نظیر احداث سدها و انجام پروژه های اقتصادی و عمرانی مانند احداث پل میان گذر شهید کلانتری بدون ارزیابی موثر زیست محیطی و عدم ترویج کشاورزی نوین، در آستانه ی خشک شدن می باشد. به طوری که دوام این بحران ممکن است با تهدید حق بر محیط زیست سالم منجر به فاجعه ی زیست محیطی شده، و مسئولیت بین المللی ایران را مطرح نماید. بنابراین بر کشور ما حیاتی است که با به کارگیری ظرفیت های حقوق بین الملل محیط زیست و حقوق داخلی به ویژه اصل پنجاهم قانون اساسی با محوریت توسعه ی پایدار اقدامات مقتضی را برای احیای دریاچه ی ارومیه انجام دهد.

واژگان کلیدی: دریاچه ی ارومیه، حقوق بین الملل محیط زیست، تالاب های بین المللی، تعادل اکولوژیکال، استفاده ی معقول از تالاب ها.

۱

مقدمه

تالاب ها به دلیل داشتن تنوع بالای زیستی و جانوری، دارا بودن ارزش اقتصادی و اجتماعی و حتی فرهنگی یکی از مهمترین اکوسیستم های مورد حمایت و حفاظت حقوق بین الملل محیط زیست می باشند. تالاب ها مناطقی پوشیده از مرداب، باتلاق ، لجن زار یا آبگیرهای طبیعی و مصنوعی اعم از دائمی یا موقت می باشند که در آن آب های شور ،تلخ و یا شیرین به صورت راکد یا جاری یافت می شود، از جمله آبهای دریایی که عمق آنها در پایین ترین نقطه ی جزر از شش متر تجاوز نکند. این تعریف، تعریفی کلی از مفهوم تالاب و مصادیق آن است که در بند۱ ماده ی ۱ کنوانسیون ۱۹۷۱ حفاظت از تالاب ها (کنوانسیون رامسر) قید گردیده است. (farantouris , 2009, p33) تالاب ها اکوسیستم های بسیار حساسی هستند که عامل اصلی حیات و تعادل اکولوژیکال آن را آب ها تشکیل می دهند. از این رو هر گونه فعالیت که باعث مختل شدن چرخه ی طبیعی آب در تالاب ها گردد باعث تغییر در وضعیت اکولوژیکال آن و در نتیجه خشک شدن تالاب خواهد شد.((Sands ,2003 , p544 و به دلیل اینکه بیش از یک سوم جمعیت جهان در حاشیه ی تالاب ها اعم از رودخانه ها و برکه ها و سواحل زندگی می کنند، (نظری دوست ،۱۳۸۸ ، ص(۱ هرگونه تغییر در وضعیت تالاب ها باعث بروز مشکلات زیست محیطی برای مردم نیز خواهد شد. امری که در گذشته ی نه چندان دور و با خشک شدن ( دریاچه ی آرال ) واقع در مرز میان کشورهای قرقیزستان و ازبکستان شاهد آن بودیم .دریاچه ی ارومیه به عنوان یکی از تالاب های مهم بین المللی که متأسفانه در سال های اخیر به دلیل فعالیت های عمرانی وعدم رعایت مفهوم توسعه ی پایدار در این فعالیتها و بیشتر به دلیل منافع زود بازده اقتصادی از سوی دولت شروع به خشک شدن نمود.

در این مقاله ، سعی خواهیم کرد تا جایگاه حفاظت از تالاب ها را در حقوق بین الملل مورد ارزیابی قرار داده و بابررسی قواعد عام وخاص حاکم بر تالاب ها، تعهدات ایران را برای حفاظت از تالاب ارومیه تشریح کرده و عملکرد کشورمان را در این خصوص برسی نمائیم. همچنین با بررسی پیامدهای زیست محیطی خشک شدن تالاب ارومیه ضمن اشاره به علل ایجاد این مشکل، تلاش خواهیم کرد از منظر حقوق بشر و بخصوص حق بر محیط زیست سالم نیز مسئله ی مورد نظر را بررسی کرده ، ضمانت اجرا و راهکارهای حقوق بین الملل درباره ی چنین رویدادهایی را ارزیابی نمائیم.