چکیده

امروزه بیشتر صاحبنظران حوزه مدیریت شهری، تجربه مدیریت متمرکز شهر را شکست خورده دانسته و آن را بدون مشارکت شهروندان ناموفق ارزیابی می کنند. از این رو جلب مشارکت شهروندان یکی از دغدغه های اصلی مدیریت های نوین شهری محسوب می شود. روند فزاینده شهر شینی و گسترش شهر گرایی و پیچده شدن نظام جامعه شهری از جمله عواملی هستند که ضرورت مشارکت شهروندان در مدیریت شهری را بیش از پیش کرده است بنابرین بهره گیری از مشارکت مردمی و نقش آنان در فرآیند مدیریت شهری از جمله ضرورترین تغییراتی است که باید در نظام برنامه ریزی شهری مورد توجه قرار گیرد. لذا در این پژوهش با توجه به اهمیت و نقش انکارناپذیر مشارکت شهروندان در شکل گیری و حیات آنچه که شهر نامیده می شـود و ضرورت و مزایای جلب مشارکتهای مردمی در روند توسعه، به مطالعه الگوهای مشارکت و شیوه های سنجش افکار شهروندان در سطح ایران و جهان برای دستیابی به نظرات آنان در ارتباط با آنچه که هست و آنچه که مطالبه می کنند پرداخته می شود. این مقاله با هدف ارزیابی میزان مشارکت شهروندان در مدیریت شهری شهر یزد و نقش آن در توسعه مدیریت شهری انجام شده و با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به بررسی وضعیت مشارکت پرداخته است. در نهایت به ارائه راهکارهایی در جهت بهبود مشارکت شهروندان در مدیریت شهری یزد می پردازد. نتایج این پژوهش بیانگر متوسط بودن سطح مشارکت پذیری شهروندان یزدی بوده که تغییرات آن با استفاده از عواملی نظیر جنسیت، وضعیت شغلی، آگاهی و اطلاعات درباره امور شهری، انتظار پاداش از مشارکت، عضویت انجمنی، سابقه سکونت در محله و علاقه و تمایل به آن تبیین می شود. از راهبرد های آن می توان به استفاده از مشارکت جاری و مستمر افراد در پروژه ها و طرحهای توسعه، برگزاری جلسات مدیران شهری با شهروندان در زمان های خاص و مکان های جمعی، جلب مشارکت مردم از طریق آشکار نمودن مزایایی مشارکت و به فعلیت رساندن نظرات آنان در مدیریت شهری اشاره نمود.

کلمات کلیدی: مشارکت شهروندی، توسعه، مدیریت شهری، شهر یزد.

-۱ مقدمه

شهر به عنوان یک منبع توسعه مطرح است و جایگاه مدیریت شهری در روند توسعه شهر و بهبود سکونتگاه های شهری نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای دارد (فیروزبخت و ربیعی فر،.( ۹۲ : ۱۳۹۱ در سال های اخیر لزوم مشارکت مردمی در مراحل مختلف تکوین فرآیند توسعه مورد توجه جدی قرار گرفته است و توجه به فعالیت های مشارکتی مردم، راهبرد جدید توسعه عنوان شده است (حسینی و همکاران،.( ۳: ۱۳۹۱ مشارکت در کشور ما پدیده تازه ای نیست، اما با رشد شهرنشینی و به تبع آن تغییر الگوهای مشارکت، لزوم بازبینی در این مفهوم و ارائه الگوهای مشارکت پایدار مردم، متناسب با نیازهای امروزی شهروندان احساس می گردد. توجه دولت به مشارکت، فزونی آگاهی مردم نسبت به این امر خطیر و تلاش در جهت ایجاد جامعه مدنی گواه این مدعا است. نقش مشارکت مردمی در توسعه پایدار شهری از تازه ترین مباحث مشارکت می باشد. این مشارکت یکی از الزامات زندگی شهری است و هنگامی تحقق می یابد که شهرنشینان از حالت فردی کهصرفاً در مکانی به نام شهر زندگی می کنند درآیند و به شهروند بدل شوند (اسدی و اوتادی،.(۱۳۸۵

مشارکت شهروندان در امور شهری باعث افزایش درک و آگاهی شهروندان از مسائل مربوط به آنها و نیاز متقابل به یکدیگر می شود. به ایجاد جامعه بهتر کمک و توانایی های یک جامعه را برای هماهنگ کردن کنش های افراد به منظور توسعه و بهبود کالاهای جمعی ارزشمند تقویت و حکومت گری بهتری ایجاد می کند و فرصت های تدوین سیاست های هوشمندانه را افزایش می دهد (ساروخانی و امیرپناهی،.(۱۳۸۵ در واقع حضور مردم برای حل مشکلات خودشان امری لازم است. در صورتی که مردم نخواهند یا نتوانند برای کمک به اداره امور شهر یا محله خود گام بردارند احتمال این که مدیریت شهر نتواند مسائل حادی که شهر با آنها روبروست را حل کند، بسیار است. از طرف دیگر اگر برنامه ریزان و مدیران امور شهری خواستار اجرا و تحقق برنامه های خود هستند باید آنها را با محیط اجتماعی هماهنگ سازند و چنین امری تنها با مشارکت مردم به دلیل شناخت ژرف آنها از نیازها، خواسته ها و محیط اجتماعی خود امکان پذیر است (علوی تبار، .(۱۲ :۱۳۷۸

بررسی تجارب و نظریات موجود در عرصه مدیریت محلی حاکی از آن است، که حفظ تعادل بین نیازهای اجتماعی، اقتصادی و محیطی نسل حاضر و آینده، تغییر پارادایمی را در اداره امور ایجاد کرده است. این تغییر پارادایم به ورود مفاهیمی مانند مشارکت شهروندی، جامعه مدنی، شفافیت، پاسخگویی، عدالت و برابری در کنار کارایی و اثر بخشی مدیریت محلی انجامیده است و »حکمروایی محلی« را به عنوان پیش شرطی برای توسعه پایدار و الگوی مناسبی برای مدیریت شهری و روستایی معرفی می نماید (دربان آستانه و رضوانی،:۱۳۹۱ .(۱۸۰ آنچه تعیین کننده محلی بودن حکمروایی است، میزان مشارکت موثر شهروندان و بازیگران محلی در تعیین آرمان ها و خواسته های محلی و تلاش مشترک برای تحقق اهداف و خواسته های جامعه محلی است .(Margre & Xavier, 2004: 22) در شرایط کنونی مهم تر ین خصوصیاتی که جوامع را از هم متمایز می کند توجه و نگرش دولت به ایجاد و تقویت نهادها در تشکل های مردمی در قالب سازمان های غیر دولتی است .(Laughline & Andringa, 2007:70)
در ادبیات علوم سیاسی و اجتماعی، صاحب نظران» تحقق پایدار و یکپارچه« را مستلزم » مشارکت عمومی و گسترده مردم« می دانند و حضور نهادها و سازمان های محلی و به کارگیری راهبردها و سیاست هایی که مشارکت را فراهم نماید و تقویت نماید را ضروری می دانند

.(Davies, 2002:306)

-۲ بیان مسئله

در دنیای امروز یکی از اصلی ترین معیار های توسعه پایدار ملی، میزان توسعه یافتگی شهرهاست و به اعتقاد صاحب نظران تنها راه دستیابی به توسعه متوازن و پایدار شهری، اصلاح و ارتقای ساختار نظام مدیریت شهری می باشد. این در حالی است که امروزه واژه ی (مدیریت شهری) در کشور ما مفهوم ویژه ای ندارد که براسای آن جایگاه و نظام خاص اداره شهر را در ذهن تداعی کند. به عبارت دیگر در ایران، سامانه های مدیریتی شهرها از حداقل ساختار های نظام مند و متناسب با نیاز های امروزی شهرها برخوردارند. نیازهای وسیع شهروندان در همه زمینه ها از یک سوء و سیاست های متفاوت و گاه متضاد دستگاهها خدمات رسان شهری برای پاسخگویی به این نیاز ها از سوی دیگر، فضایی را فراهم آورده که به دلیل ناهماهنگی دستگاهها و چرخه معیوب اداره شهر، اثر بخشی سیاست ها را به حداقل ممکن کاهش داده است (ناظمی،. (۲ :۱۳۸۸ با روشن شدن مفهوم مشارکت و ضرورت آن در توسعه شهری، حال این سئوال مطرح است که مشارکت به چه میزانی می تواند پایداری توسعه و از جمله توسعه شهری را تضمین کند، چرا که هدف از مشارکت، پایدار کردن ابعاد توسعه، حوزه های توسعه از جهت توسعه شهری است (شوریابی،.(۳۳ :۱۳۸۶

مشارکت هر چه بیشتر شهروندان در حیطه ی مدیریت شهری، منجر به بهبود کیفیت مدیریت و مولفه های تاثیر گذار بر امر مدیریت شهری می شود از این رو، مدیریت شهری ناگزیر در مشارکت دادن شهروندان در امر مدیریت شهری است که از یک سو باعث بهبود مدیریت شهری و از سوی دیگر، به ارتقاء کیفیت خدمات شهری می انجامد. شهر یزد به عنوان یکی از قطب های صنعتی کشور که با رشد سریع شهرنشینی در چند دهه اخیر مواجه بوده است. مساله مدیریت شهر و چگونگی اداره شهر همواره به صورت مساله ای بحث انگیز در محافل علمی این شهر مطرح بوده است. بر این اساس، شهر یزد برای پاسخ گویی به نیازهای شهروندان خود نیازمند مدیریت منسجم و هماهنگی است که با حضور تمام سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی در تعاملی سازنده با شهروندان می توانند از اتلاف منابع محدود جلوگیری کرده و کاهش ناهماهنگی بین بخش های مختلف مدیریتی شهر و مشارکت بیشتر شهروندان در اداره امور شهری در جهت رسیدن به توسع ه را به همراه داشته باشد. این دیدگاه لزوم تحول در ساختار نظام مدیریت کشور را مشخص نموده و در مواد قانونی ۱۳۶ و ۱۳۷ برنامه سوم و چهارم توسعه به دولت اجازه داده شده تا وظایف مدیریت شهری را به شهرداری ها و نهادهای محلی واگذار کند.

وجود مشکلات و معضلات حاکم بر ساختار مدیریت شهری شهر یزد ، لزوم بررسی و اولویت بندی دیدگاههای نظری مدیران شهری در خصوص رفع و کاهش آن و تلاش برای ایجاد بستر مناسب برنامه ای برای هماهنگی و انسجام عملکردی بین سازمانها و دستگاههای دست اندر کار توسعه شهری را آشکار کرده است که پژوهش حاضر در جهت صرفه جویی در هزینه ها و افزایش کارآیی برنامه های توسعه شهر، به ارائه راهکار های مناسب برای مشارکت سازنده اکثریت شهروندان در اداره امور شهر می پردازد و در جهت کاهش خسارات مالی ناشی از ناهماهنگی دستگاههای اجرایی به دلیل عد م رعایت تقدم و تاخر پرو ژه ها و عدم مشارکت شهروندان در تدوین طرح و اجرای پروژه های شهری گام بر می دارد.

-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق

امروزه اهمیت و ضرورت مشارکت در انجام امور به منظور افزایش کیفیت، کاهش هزینه ها، افزایش بهره وری، سهیم کردن شهروندان در پذیرش مسئولیت، فراهم سازی نیروی انسانی و مالی برای شهرداریها، کاهش بار تصدی گری سطوح ملی نسبت به برنامه های محلی و افزایش شهروندان آگاه بر کسی پوشیده نیست. مشارکت مردم در روند تصمیم گیری شهری یکی از عناصر اصلی حکومت مردمی بوده و افزایش مشارکت مردم در امور شهری می تواند در ایجاد تعادل شهری نقش ارزنده ای را ایفا نماید. این موارد نشان می دهد که در جهان آشفته و زندگی پیچیده شهری، بدون همکاری و مساعدت های مردمی، نمی توان به توسعه شهری مطلوب و پایداری دست یافت . در واقع مشارکت شهروندان، موتور محرکه مدیریت شهری است. لذا ایجاب می کند که افراد جامعه در تمامی امور شهری، همکاری فعال و گسترده ای را دنبال کرده و با مشارکت فعال در جامعه، خواسته های مشروعشان را تحقق بخشند (ربانی و دیگران، ۴ :۱۳۸۶؛ حبیبی و سعیدی رضوانی، .(۱۵ :۱۳۸۴ اهمیت این امر در شهر یزد، با توجه به عدم هماهنگی بین بخش های مختلف شهر از یکسو و رشد فزاینده جمعیت شهر، لزوم مشارکت شهروندان و نقش آنان را در بهبود مدیریت شهری آشکار می سازد.

-۴ مفاهیم نظری تحقیق

-۱-۴ مشارکت

واژههای »مشارکت« و » مشارکتی« به مفهوم امروزی، برای اولین بار در اواخر دهه ۱۹۵۰ در ادبیات توسعه ظاهر شده است. علت رواج این واژه، شکست طرحهای توسعه و نسبت دادن این شکست به عدم حضور و مشارکت مردم در فرایند طراحی و اجرای این طرحها میباشد. از این رو، توسعه بر مبنای مشارکت مردمی از اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ به عنوان یک مفهوم کلیدی و به صورت گستردهای در ادبیات توسعه مطرح شد. از مفهوم مشارکت، تعاریف متعدد صورت گرفته است. مشارکت در معنای عام عبارت است از فعالیتهای ارادی داوطلبانه اعضای یک جامعه در امور محله و منطقه خود. به بیان کاملتر مشارکت، حضور و دخالت آگاهانه، داوطلبانه، خلاق و متعهدانه افراد و اقشار مختلف جامعه در تصمیم گیریها، برنامهریزیها و فعالیتهای انجمنها و تشکلهای حرفه ای و محلی و یا منطقه خود از یک سو، حضور و همکاری در تصمیم گیریها و فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه کلی از سوی دیگر است (اوکلی،.(۲۵ : ۱۳۸۰ در اینجا لازم است برای تفهیم واژه مشارکت”مشارکت شهروندی” به تعریف واژه

“مشارکت” پرداخته شود؛ مشارکت از نظر لغوی به معنی شرکت کردن است. مشارکت، نوعی رفتار با مردم است که آنان را قادر می سازد تا بر حوادث موثر بر زندگیشان تاثیر قاطع بگذارند.

آلن پیرفیت در دیباچه” اثر دسته جمعی و مشارکت چیست” می نویسد : مشارکت مورد مشورت قرار گرفتن قبل از تصمیم گیری را گویند به نحوی که اظهار نظر شخصی و اعمال مراقبت در جریان اجرایی این تصمیم و تحول نتایج آن امکان داشته باشد (نیرومند و دیگران،.(۲۲۳ :۱۳۹۰

-۲-۴ شهروند

معمولأ در مباحث روزمره هرکسی ر ا که در شهر زندگی می کند شهروند می نامیم. در عین صحت این تعریف اما از نظر علمی و عملی، دو تعریف را برای شهروند به کار می برند. مفهوم نظری شهروند : پایگاهی است که به تمام افراد که عضو تمام عیار اجتماع هستند داده شده است. این افراد همگی دارای جایگاه برابر و حقوق و وظایف و تکالیف مناسب با این پایگاه هستند. هیچ اصل فراشمولی نیز برای تعیین حقوق و وظایف شهروندی وجود ندارد و حقوق و وظایف شهروندی نیز به موجب قانون تثبیت و حمایت می شود. مفهوم عملی شهروند: برای معرفی صفت شهرنشین به کار می رود و هر فرد که مقیم شهر باشد را در واقع شهروند می گوییم (روشن،.(۴۰ :۱۳۸۷

-۳-۴ شهر و مدیریت شهری

شهر به صورت یک سیستم پویا و باز عمل می کند که ساختار این سیستم هر کدام دارای کارکردهای خاص خود بوده و در عین حال در ارتباط متقابل با سایر ساختارهای سیستم عمل می کنند. این عملکردها و کارکردها در پیوستگی زمانی و مکانی- فضایی در حال تغییر و تحول و همچنین در حال باز تولید اند (محمدی،.(۳۲ :۱۳۸۷

مدیریت شهری اولین بار زمانی مورد توجه واقع شد که در سال ۱۹۷۶ در کنار مفاهیمی چون برنامه توسعه پایدار شهری و پروژه شهر سالم در دستور کار یکی از برنامه های توسعه سازمان ملل(( UNDP با عنوان برنامه مدیریت شهری قرارگرفت. این برنامه که به منظور کمک به توسعه شهرهای جهان سوم مطرح گردید مجموعه سیاست های و برنامه هایی است که برای شهرهای کشورهای درحال توسعه به خصوص شهرهای بزرگ طراحی شده و در قالب کمک هایی اعم از فنی و مالی به این کشور ها ارائه می شود (طاهر خانی، .(۷۲ :۱۳۷۹ مدیریت شهری (Urban/City Mangement) فرآیندی است که موجب خدمات رسانی به ساکنین، شاغلین و گردشگران شهر در امور نیازمند اقدامات و بسیج منابع جمعی می شود. طی این فرایند می بایست اقدامات و بسیج منابع به شیوه ای کارا، اثر بخش و در برگیرنده همگان به کار گرفته شوند. مدیریت شهری مجموعه ای از ابزار، اقدامات و کارکردهائی را در بر می گیرد که تضمین نماید زندگی شهر و شهروندانش ادامه یابد و از این رو شامل برنامه ریزی، سازماندهی و بسیج منابع، اجرا،کنترل و هدایت می شود (صرافی،.(۸۰:۱۳۷۹ مفهوم مدیریت شهری در تعاریف کل نگر از مفهوم صرف اداره امور شهر فراتر می رود و با ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیوند می یابد و نقش فعالتری در توسعه شهر پیدا می کند. در این نگرش مدیریت شهری مسئولیتی استراتژیک تلقی می شود که ضرورتا با نتایج و پیامدهای عملیاتی نیز همراه است و به همین دلیل تعامل آن با حوزه های قدرت، سیاست، اجتماع و اقتصاد شهری اجتناب ناپذیر می شود

.(Mc Gill,Ronald,1998 )

-۴-۴ سیستم مدیریت شهری

هدف سیستم مدیریت شهری به مثابه جزئی از سیستم حکومتی، اداره امور شهرا ست . و نقشی که دولت برای این سیستم قائل می شود، تعریف این هدف را روش ن می سازد. تردیدی نیست که این تعریف، هرچه باشد، هدف سیستم مدیریت شهری در جهت اهداف ملی بوده و با آن همسوست و از کلیات آن تبعیت می کند. به همین دلیل است که برنامه های این سیستم برای ساماندهی امور شهر، به طور کلی در چارچوب برنامه های کلان و قوانین جاری کشور تدوین می گردد و اقدامات این سیستم ناقض مقررات قانونی کشور نیست (زاهدی فر،.(۱۴-۱۵ :۱۳۷۳

-۵-۴ ضرورت و مزایای جلب مشارکتهای مردمی در روند توسعه

در نظریه های نوین اقتصاد و مدیریت، مردم اصلی ترین عامل تولید و بزرگترین سرمایه اجتماعی در هر جامعه ای محسوب می شوند که اگر زمینه مشارکت، خلاقیت، بالندگی و توسعه برای آنها بوجود بیاید، می توانند نقش سازنده ای در پیشرفت و توسعه یافتگی جامعه ایفا نمایند. امروزه در کشورهای توسعه یافته دنیا که بیش از پیش به ضرورت و اهمیت تاثیر گذاری مردم در روند توسعه همه جانبه پی برده شده است، سیاست» شهروندان اولویت اول در تمامی امورند« را سیاست رایج خود قرار داده اند. این سیاست موجب شده تا مشارکت سازنده و مبتنی بر اعتمادی میان دولت و شهروندان بوجود آید و شهروندان نسبت به مسائل محیطی و دیگر شهروندان احساس مسئولیت کنند و همین طور دولتمردان و کارگزاران بوروکراسی این الزام را درک کنند که باید به انتظارات و خواسته های شهروندان گوش فرا داده و ارضاء نیازها و انتظارات شهروندان را اولویت نخست فعالیتها و اقدامات خود قرار دهند (الوانی و دانایی فرد،.(۱۳۸۰ به طور کلی استفاده از مدیریت مشارکتی و ایجاد زمینه مشارکت مردم در اداره امور جامعه در سطوح مختلف محلی، منطقه ای و ملی، می تواند پیامدها و فواید فراوانی را در روند توسعه و محرومیت زدایی به همراه داشته باشد.که در اینجا به چند مورد از آنها اشاره می کنیم:

-۱ مشارکت مردمی، باعث ایجاد تعهد، مسئولیت پذیری، همدردی، اعتماد و وفاداری در افراد جامعه نسبت به حکومت، دولت و جامعه شده و احساس مالکیت و تلاشگری را افزایش می دهد.

-۲ مشارکت باعث تقویت بنیانهای اعتقادی و عامل بروز و شکوفایی افکار و ایده های بدیع (خلاقیت و نوآوری) در عرصه جامعه می شود.

-۳ مشارکت، تضادها، تعارض ها و تنگ نظری ها را در درون جامعه کاهش می دهدو موجب افزایش وفاق، همدلی، همگرایی، انسجام و انتقادپذیری می شود.

-۴ مشارکت انگیزش را نیرومند می سازد و با ارضای نیازهای معنوی افراد جامعه، آنها را ترغیب می کند که بیش از پیش در راستای اهداف راهبردی و بلند مدت جامعه تلاش بکنند (نژاد ایرانی،.(۱۳۷۵

-۵ مشارکت، حاشیه نشینی را از بین می برد. یکی از دشواری های عمده اکثر کشورهای در حال توسعه این است که اکثریت بی تفاوت در کنار اقلیتی دست اندرکار و مسئول قرار دارند، فراهم آوردن شرایط مناسب برای مشارکت مردم در سرنوشت خویش، راهکارهای برای بدر آمدن از بی تفاوتی و مبارزه با حاشیه نشینی است.
-۶ مشارکت، فرهنگ سکوت را درهم می شکند و موجب به میدان کشیدن شدن گروهها و قشرهای محروم جامعه شده و باعث می گردد آنان نیز پای به میدان فعالیت بگذارند و علاوه بر یافتن کرامت خود دوشادوش دیگران به تولید بپردازند.

-۷ مشارکت، ناتوانان را توانمند می سازد. ناتوانی یک امر عرضی است و نا ماهوی؛ بسیاری از مردم در زندگی به ناتوانی گرفتارند چرا که بخت پروردن تواناییهای خود را نیافته اند. مشارکت انسان را به راه توانمندی هدایت کرده و تواناییهای بالقوه آنان را به شکوفایی می رساند (طوسی،.(۱۳۷۱

-۶-۴ شیوه های مدیریت مشارکتی
دو شیوه عمده مدیریت مشارکتی؛ روش فردی و مستقیم و روش گروهی و دسته جمعی (به صورت فردی و نمایندگی) است.
-۱-۶-۴ روش مشارکت فردی: دراین روش یک فرد،کارگر،کارمند یا یک شهروند می تواند به طور انفرادی و مستقیم در فعالیت بنگاهی که در آن مشغول است دقت، تامل و تفکر کند و دیدگاه خویش را در جهت بهبود اوضاع به شیوه های گوناگون به مدیریت اعلام نماید. در مدیریت ژاپنی استفاده از پیشنهادهای فردی شهروندان در بهبود مستمر امور بسیار نقش دارد. توجه به پیشنهاد ها ونظریات شهروندان، حتی اگر نتوان ازآنها در مدیریت بهره برداری کرد این اثر را دارد که آنان احساس کنند افراد مفیدی برای بنگاه خود هستند و این امر خود انگیزه ای خواهد شد که در آینده بهتر بیندیشند و پیشنهادهای مفیدتری ارائه دهند. این روش، روشی ساده وخود جوش است و به ابتکار شهروندان می انجامد . البته دراین روش شهروندان هیچ گونه دخالتی در امور مدیریت ندارند و فقط ازطریق پیشنهاد های مفید با مدیریت همکاری و در صورت ضرورت آن را هدایت و راهنمایی می نمایند.
-۲-۶-۴ روش گروهی و دسته جمعی: دراین روش،گروهی از شهروندان به طریق مختلف درامر مدیریت و اداره واحدها وبنگاهها مشارکت می کنند. روشی که مشارکت شهروندان به صورت فردی از جانب خود و باطرز فکر آنان انجام می شود و روشی که به صورت نمایندگی صورت می پذیرد، شیوه های اعمال مشارکت در این بخش هستند.

-۳-۶-۴ مشارکت به صورت نمایندگی: دراین روش افراد به نمایندگی از سوی دیگر شهروندان با مدیریت به شیوه های زیر مشارکت
ﻭ همکاری می نمایند :
– تشکیل کمیته ها و شورا هایی مرکب از نمایندگان دو طرف جهت بررسی و اتخاذ تصمیم درباره اداره شهر
– مشارکت نمایندگان شهروندان در مذاکرات دسته جمعی که نهایتا منجر به انعقاد پیمان دسته جمعی می شود و برشرایط بنگاه (شهر) و در نتیجه برروند کار تاثیر می گذارد.
– تشکیل شوراهای مختلف مانند شورای اسلامی کار، که نمایندگان شهروندان، مدیران مسائل مربوط به اداره امور واحد را بررسی می کنند
ﻭ تصمیمات لازم را اتخاذ می کنند.
– عضویت در هیئت مدیره شورای اسلامی شهر یا روستا نیز، در مواردی که واحدهایی از سوی دولت ملی معرفی می گردد، رخ می دهد.
– مشارکت از طریق مالکیت شهروندان؛ که ممکن است از طریق فروش سهام واحدهای اقتصادی باشد و موجب شود آنان نیز به شکل مالک در امر تولید و خدمات شرکتها مشارکت کنند (شیخی،.(۱۳۸۱

-۷-۴ روشها و مراحل مشارکت دادن مردم

در طول واقعه مشارکت اصیل، فرایند مشارکت همواره تداوم خواهد داشت. درواقع مادامی که واقعه مشارکت ادامه دارد، می توان مراحلی را قائل شد که این مراحل به صورت چرخه ای دائمی طی می شوند. در فرایند مشارکت مردمی چهار مرحله زیر طی می شود:
– مشارکت در تصمیم سازی: همه افراد با گروههای مشارکت کننده در یک برنامه یا فعالیت برای تصمیم سازی درباره انتخاب شیوه و عمل و چگونگی اجرای عملیات یعنی برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی برنامه، مشارکت دقیق داشته باشند.

– مشارکت در اجرای عملیات: همه افراد یا گروههای مشارکت کننده باید برای اجرای تصمیم های گرفته شده مشارکت جدی داشته باشند.
– مشارکت در ارزیابی: همه افراد یا گروههای مشارکت کننده باید برای بررسی نتایج، سیر فعالیتها و چگونگی تحقق و نیل به اهداف، مشارکت داشته باشند.
– مشارکت در منافع: همه افراد یا گروهای مشارکت کننده باید از منافع حاصل از اجرای برنامه ها یا طرح ها سهم منصفانه ای داشته

باشند. در واقع نتیجه تمامی تلاشهای مشارکت، منافعی است که به فرد یا گروه مشارکت تعلق می گیرد (فردرو ورضوانی ،.(۲۰۱ :۱۳۸۱

-۸-۴ بررسی و ارزیابی الگوهای مشارکت شهروندان در اداره امور شهرهای ایران
-۱-۸-۴ الگوهای سنتی مشارکت شهروندان

از میان شهرهایی که درباره آنها مدارک تاریخی درباره مشارکت مردمی به دست آمده می توان به شهر بابل اشاره کرد. در مرکز این شهر، معبد بزرگی قرار داشت و اداره امور آن را کاهنان بر عهده داشتند. معابد در آن روزگار نقش مهمی در شهرها داشتند و در کنار دخالت در اداره امور شهر ها به میزان زیادی سبب اتحاد مردم نیز می شدند (پیگولوسکایا،.(۵۰ :۱۳۶۷
-۲-۸ -۴ الگوهای جدید مشارکت شهروندان
در این قسمت در آغاز الگوی مشارکت شهروندان در اداره امور شهرهای کشور که پس از مشروطیت با برپایی انجمن های بلدی آغاز شده و در حال حاضر به شورای اسلامی شهر خاتمه یافته، بررسی و ارزیابی خواهد شد. اگر چه آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غربی به دوران صفویه باز می گردد، اما مهمترین تاثیرات و دگرگونی های ناشی از تماس میان جامعه ایران و فرهنگ و تمدن غرب در دوران قاجاریه و پس از آن اتفاق افتاده است. در این میان می توان انقلاب مشروطیت و بر پایی مجلس شورای ملی و تصویب قانون اساسی در ایران را شاخص این دگرگونی ها دانست. از این رو می توان نخستین الگوی مشارکتی جدید را که با الهام از تحولات کشور های اروپایی مانند فرانسه در ایران پیاده شد، مجلس شورای ملی دانست (احسن،.(۴۵ :۱۳۷۳

-۵ مشارکت و راهبردهای آن در مدیریت شهری

-۱-۵ مشارکت شهروندی در مدیریت شهری