چکیده
پروژه هاي بزرگ و پیچیده صنعتی همواره در معرض بروز ریسک هاي مختلف قرار داردکه موفقیت انجام آن ها در گرو مدیریت صحیح این ریسک هاست. در این مقاله به اهمیت بحث مدیریت ریسک در سازمان پرداخته میشود وبه کمک روش هاي شناسایی ریسک، ریسک هاي مؤثر در پروژه هاي طرح و توسعه شبکه آب و فاضلاب شناسایی نموده و سپس به کمک تکنیک آنالیز حالت بالقوه خرابی اقدام به کمی نمودن ریسک ها می شود. براي این منظور طبق مدل آنالیز حالات بالقوه خرابی سه ضریب وقوع، شدت تأثیر و درجه تشخیص را در نظر گرفته و به هر عامل ریسک عددي بین ۱ تا ۱۰ اختصاص داده می شود که با آن می توان عدد مربوط به هر ریسک را محاسبه و اولویت بندي نمود. در مرحله بعد جهت محاسبه نمره هر عامل ریسک و اولویت بندي آن ها از روش پیشنهادي سوخکیان استفاده شده و رتبه بندي ریسک ها در هر دو روش با یکدیگر مقایسه می شوند و نتایج بیان می گردد. همچنین جهت اعتبارسنجی نتایج ضریب همبستگی رتبه اي انجام گرفته است.

کلید واژه- اولویتبندي ریسک، تکنیک آنالیز حالت بالقوه خرابی، ریسک پروژه، ضریب همبستگی

-۱ مقدمه

به طور معمول فراگیري و پیاده سازي تکنولوژي جدید، نیازمند تلاش فراوان از طرف سازمان است زیرا باید با عواملی از قبیل پیچیدگی، نوآوري، منابع کمیاب(اعم از انسانی و مالی) در رقابت با دیگر سازمان ها مقابله کند. این عوامل چالش هاي مهمی هستند که سازمان ها براي روبرو شدن با آن هامعمولاً تکنولوژي هاي جدید را به عنوان پروژه هاي خاص اجرا می کنند. توسعه و پیاده سازي روش هاي مدیریت پروژه هاي موفق، به خصوص مکانیسم هاي مدیریت ریسک، اساس موفقیت پروژه هاي بزرگ می باشد.

وجود ریسک ها و عدم قطعیتها در طول مراحل مختلف انجام یک پروژه، یکی از عوامل اصلی شکست پروژه می باشد به نحوي که وقوع یک ریسک می تواند باعث تشدید اثر سایر ریسک ها گردد. [۱ ]

انجام موفقیتآمیز یک پروژه، به تحلیل دقیق ریسکهاي احتمالی در شرایط نامساعد در طول عمر اقتصادي پروژه وابسته است و تا زمانی که پروژه به بهرهبرداري نرسیده باشد، ریسکها می توانند در طول انجام هر یک از فازهاي پروژه طغیان کنند. بیشتر مواقع و پیش از آغاز پروژه، کلیه ریسکهائی که ممکن است در طول پروژه رخ دهند آنالیز میشوند، بنابراین ضروري است همه راه حلهایی که می توانند اثرات هر ریسک را محدود یا حذف کنند مورد شناسایی قرار گیرند.شناخت ریسک و ارزیابی آن از مهم ترین فازهاي مدیریت ریسک و زمینه ساز سایر فعالیت هاي آن است. چنانچه ریسک ها به درستی تعیین نشوند موجب گمراهی سیستم مدیریت ریسک و اتلاف منابع سازمان خواهد شد.

اغلب پروژه هاي بزرگ در یک محیط پویا و پیچیده اجرا می شوندبه نحوي که عدم اطمینان و ریسک جز ویژگی هاي ذاتی آن ها می باشد. این عدم اطمینان باعث گردیده که اغلب پروژه هاي کشور در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده موفقیت قابل توجهی کسب ننمایند. این موضوع منجر به مشکلاتی از قبیل عدم توجیه اقتصادي بهره برداري از پروژه ها، که شامل کارایی و بروز نارضایتی در ذي نفعان کلیدي شده است .[۲]

بعضی از پروژه ها و طرح ها به واسطه ریسک هایی که پیش بینی نشده اند، حتی چند برابر زمان پروژه به تأخیر می افتد که در حال حاضر در کشور ما عمده این مشکلات مالی و بودجه ناکافی می باشد. با طولانی شدن زمان پروژه ها بسیاري از پیمانکاران با توجه به تورم

موجود در کشور قادر به ادامه فعالیت خود با اعتبارات قبلی نیستند که این امر موجب افزایش هزینه پروژه ها و وارد آمدن خسارت به اقتصاد کشور می باشد. با بررسی هاي به عمل آمده، تأخیر در اجراي پروژه ها علاوه بر کاهش طول مفید آن ها می تواند ادامه ان ها را نیز غیر اقتصادي کند.[۳]

هدف مدیریت ریسک افزایش موفقیت پروژه است و اینکار از طریق شناسایی و ارزیابی سیستماتیک ریسک، ارائه روش هایی براي اجتناب یا کاهش آن ها و حداکثر سازي فرصت ها صورت می گیرد .[۴]

با توجه به تاخیر در اجراي پروژه ها و عدم تحویل آن ها در موعد مقرر، یکی از مسائل مهمی که امروزه مدیران باید به آن توجه کنند، شناسایی ریسک هایی است که اجراي موفقیت آمیز پروژه هاي شرکت آبفا را با مشکل مواجه می کند. پروژه ها در حیطه عوامل تاثیر گذاري قرار می گیرند که منجر به اجراي پروژه با ریسک بالا می گردد، به طوري که این عامل ریسک و انحراف تا حدي برنامه هاي مدیران ارشد را جهت تکمیل اهداف آتی دچار مشکل ساخته و در جاي خود ناهنجاري هایی را سبب گردیده است. از مسائل اساسی در پروژه عدم تطابق اجرا با برنامه می باشد.[۵]

پروژه هاي طرح و توسعه شبکه آب و فاضلاب در راستاي رسیدن به اهداف خود با عدم قطعیتهایی مواجه هستند که با اعمال روشهاي مدیریت ریسک می بایست تحت کنترل و پاسخگویی مناسب قرار گیرند. مدیریت پروژه از جمله مسائلی است که مدیران صنعتی همواره با آن مواجه هستند. مدیریت ریسک نیز یکی از فازهاي مدیریت پروژه بوده و با توجه به ماهیت نامطمئن پروژه ها و لزوم صرف بهینه منابع آنها، داراي اهمیت انکارناپذیري است.

-۲ مرور ادبیات تحقیق

منابع پیچیدگی درون یک شبکه بی نهایت هستند. این منابع پیچیدگی باعث می شوند که شبکه با سطح فزاینده اي از عدم قطعیت مواجه شود و این عدم قطعیت شبکه را با تعداد روبه ازدیاد ریسک ها مواجه می کند.[۶]

ریسکمعمولاٌ به عنوان مشکل و وضعیت مسئله ساز شناخته می شود که نتایج و پیامدهاي منفی دارد در حالیکه ریسک اثرات و پیامدهاي مثبتی هم دارد و مدیریت ریسک شامل فرایندهایی براي شناخت و سود جستن از فرصت ها و منافع آن ها نیز است.[۷]

امروزه ریسک در همه فرایندها و اعمال تجاري حضور دارد. این موضوع بدان معنی است که احتمال دارد هر فرایند یا عملی به شکل برنامه ریزي شده اش رخ ندهد و نتایج نامطلوبی را به دنبال داشته باشد به همین دلیل سنجش آن بسیار مشکل است.[۸]

ترنر معتقد است که ماهیت ریسک مخاطره آمیز است و می تواند سبب بروز نتایج منفی و یا از دست دادن فرصت ها شود. هال و هالت پیچیدگی را منشأ ریسک معرفی می کنند و معتقدند که پروژه هاي بزرگ و پیچیده که متشکل از چندین قرارداد، پیمانکار و عرضه کننده هستند بیشتر با آن مواجه می شوند. پیچیدگی هماهنگی بین پروژه هاي فرعی، ایجاد کننده ریسکی بالقوه است، زیرا تأخیر در یک پروژه اثري موجی بر سایر پروژه هاي فرعی و در نهایت پروژه اصلی خواهد داشت .[۹]

ریسک معانی مختلف براي افراد مختلف دارد. در واقع مفهوم ریسک بستگی به دیدگاهی دارد که به آن نگریسته می شود.مهندسان، طراحان و پیمانکاران به ریسک از دیدگاه تکنولوژیک نگاه می کنند. بنابراین ریسک مفهومی با جنبه هاي متعدد است به همین دلیل سنجش آن بسیار مشکل است نتایج ممکن است از چشم اندازهاي متنوعی بیان گردد. تأکید بر این نکته مهم است که نتایج فقط منفی نیستند و این که ضرورت پذیرش

ریسک و در معرض ریسک قرار گرفتن، فرصت بالقوه اي را براي تولید کردن خروجی هاي مثبت ایجاد می کند. بعد سوم مفهوم ریسک که به ویژه براي مدیریت ریسک مهم است به طبیعت رخداد منابع و علت هایی که آن را تولید می کنند، مربوط می گردد]١٠. [

۱-۲ تعریف پروژه

یک پروژه را می توان به صورت هاي زیر تعریف کرد:

á مجموعه اي از فعالیت ها که براي دستیابی به منظور یا هدفی خاص انجام می گیرد. پروژه ها شامل فعالیت هایی هستند که باید در تاریخ هاي معین، با هزینه هایی معین و کیفیتی تعیین شده، اجرا بشوند.ل ]١١[

á تلاشی که در آن منابع انسانی (یا ماشین)، مواد و منابع مالی به شکلی بدیع سازماندهی شده اند تا یک حوزه کاري واحد با مشخصاتی معلوم را با توجه به محدودیت هاي زمان و هزینه و اجراي تغییرات سودمند در جهت اهداف کیفی و کمی، به عهده بگیرند.ل ]١٢[

پروژه اغلب به عنوان ابزاري در جهت دستیابی به برنامه هاي استراتژیک سازمان ها به اجرا در می آیند. اختلاف میان عملیات ها و پروژه ها در درجه اول از آنجا نشأت می گیرد که عملیات ها تکراري و پاینده بوده، در حالیکه پروژه ها موقتی و منحصر به فرد می باشند. یک پروژه می تواند در قالب خصوصیات منحصر به فرد تعریف گردد. لپروژهل تلاش بر عهده گرفته شده ي موقتی با هدف ایجاد یک محصول و یا ارائه خدمتی منحصر به فرد می باشد. موقتی بودن به مفهوم آن است که هر پروژه داراي تاریخ شروع و پایان مشخص و معین است. یگانه بودن آن نیز در مفهوم آن است که این محصول و یا سرویس ارائه شده از برخی جنبه ها با سایر محصولات و سرویس هاي مشابه دیگر متفاوت می باشد. در بسیاري از سازمان ها پروژه ها ابزارهایی براي پاسخگویی به آن دسته از نیازها می باشند که از طریق اجراي عملیات هاي محدود و معمول سازمان، امکان دستیابی به آنها میسر نیست.

۲-۲ ویژگی هاي پروژه

پروژه ها با وجود تنوع و تفاوت در اندازه، موضوع و طبیعت، داراي مشخصات و ویژگی هاي عمومی و مشترکی هستند که می توان به شرح زیر از آنها نام برد]١٣.[

.پروژه هدفمند است.

.پروژه دوره حیات (آغاز و انجام) دارد

. پروژه، تجزیه و تحلیل و تامین منابع را می طلبد.
.پروژه نیازمند برنامه ریزي است.

پروژه نیازمند به سازمانی جهت کنترل و راهبري است.
.زمان پروژه یک ساختار موقت است.

حپروژه جهت ایجاد تغییر و تحول طراحی شده است.

۳-۲ مدیریت پروژه

مدیریت پروژه به کار بستن دانش ها، مهارت ها، ابزارها و تکنیک هاي مرتبط با فعالیت هاي یک پروژه در جهت رسیدن به نیازهاي آن می باشد. با بهره گیري از موارد فوق الذکر در خلال مراحل همچون مرحله آغازین، برنامه ریزي، اجرا، کنترل و اختتامیه (مرحله پایانی)، فرآیند مدیریت پروژه صورت می پذیرد. این نکته بسیار حائز اهمیت است که تعداد زیادي از فرآیندها در مدیریت پروژهطبیعتاً تکرارپذیرند. تا حدودي می توان شرح قدم به قدم جزئیات پیشرونده ي یک طرح را نیز به واسطه ي ماهیت و لزوم آن در تمام طول چرخه حیات پروژه، در زمره ي این دسته از فرآیندها به شمار آورد. به عبارت دیگر هر چه بیشتر در مورد پروژه خود بدانید، بهتر می توانید آن را مدیریت نمایید.

۴-۲ مدیریت ریسک پروژه

مدیریت ریسک پروژه فرآیند سیستماتیک شناسایی، تجزیه و تحلیل و پاسخگویی به ریسک پروژه می باشد. این مبحث به حداکثر نمـودن احتمال رخداد وقایع مثبت و نتایج و پیامد هاي حاصل از آن، همچنین حداقل نمودن احتمال رخـداد وقـایع ناخوشـایند و نتـایج و عواقـب ناشی از بروز آنها در رابطه با اهداف پروژه می پردازد.مدیریت ریسک به صورت فرایندي می باشد که طی آن تصمیمات لازم بـراي پـذیرش یک ریسک شناخته شده و یا تصمیمات مورد نیاز جهت پیاده سازي اقداماتی براي کاهش احتمال رخداد و اثرات ریسک گرفته می شوند.

فرآیندهاي اصلی مدیریت ریسک پروژه عبارتند از:

-۱ برنامه ریزي مدیریت ریسک (Risk Management Planning): به تصمیم گیري پیرامون نحوه رسیدگی و توجه به مقوله مدیریت ریسک، همچنین برنامه ریزي براي اجراي فعالیت هاي آن در هر پروژه می پردازد.

-۲ شناسایی ریسک (Risk Identification): به تعیین و احراز هویت ریسک هاي محتمل مؤثر بر پروژه و همچنین مستندسازي خصائص آنها می پردازد.
-۳ تجزیه و تحلیل کیفی ریسک (Qualitative Risk Analysis): به انجام یک آنالیز کیفی بر روي ریسک ها وموقعیت ها می پردازد تا میزان اثرات آنها را بر اهداف پروژه، اولویت بندي نماید.

-۴ تجزیه و تحلیل کمی ریسک (Quantitative Risk Analysis): به اندازه گیري میزان احتمال وقوع و تاثیر ریسک ها، همچنین برآوردي از پیامدهاي آنها در رابطه با اهداف پروژه می پردازد.
-۵ برنامه ریزي پاسخگویی به ریسک (Risk Response Planning): نسبت به ایجاد و توسعه رویه ها و تکنیک هایی اقدام می نماید که هدف از آنها، افزایش میزان فرصت ها و همچنین کاهش میزان تهدید اهداف پروژه از سوي ریسک ها است.

-۶ کنترل و بازبینی ریسک (Risk Monitoring and Control): به مواردي همچون پی گیري منظم و مستمر ریسک هاي شناسایی شده، بررسی و بازبینی ریسک هاي باقیمانده، شناسایی ریسک هاي جدید، حصول اطمینان از اجراي برنامه هاي مربوط به ریسک و همچنین ارزیابی کارایی برنامه هاي مذکور در کاهش میزان ریسک می پردازد .

۵-۲ شناسایی ریسک

شناسایی ریسک فاز بنیادي مدیریت ریسک است.در این مرحله تصمیم گیرندگان از عوامل و پدیده هایی که باعث ایجاد عدم قطعیت در شبکه می شوند آگاهی پیدا می کنند. تمرکز این فاز بر تشخیص عدم قطعیت هاي آینده است تا مدیران را در مدیریت فعالانه و اثرگذار بر شرایط یاري کند.

براي شناسایی ریسک هایی که پروژه ها با آن روبرو هستند، می توان از ابزارهایی مانند طوفان مغزي، بازدید فرایندها، تجزیه و تحلیل مدل کسب و کار، پرسش نامه و مصاحبه، مشاوره با افراد خبره و افرادي که آگاهی کاملی از محیط دارند، تهیه چک لیست و … استفاده کرد.

۱-۵-۲ روش هاي شناسایی ریسک عبارتند از:

-۱ بازنگري مستندات، انجام یک بازنگري سازمان یافته از برنامه هاي پروژه و فرضیات آن در سطوح کلی محدوده پروژه و سطوح جزئی تر آن، همچنین بازنگري بر بایگانی ها و سوابق پروژه هاي پیشین و اطلاعات دیگري از این دست، عموما گام آغازینی که توسط تیم هاي پروژه برداشته می شود.

-۲ تکنیک هاي جمع آوري اطلاعات: چند نمونه از تکنیک هاي جمع آوري اطلاعات که به منظور شناسایی ریسک مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از: تکنیک طوفان فکري، تکنیک دلفی، مصاحبه و بالاخره آنالیز قوت، ضعف، فرصت و تهدیدها .(SWOT) -3 چک لیست ها: چک لیست هاي شناسایی ریسک می توانند، بر مبناي اطلاعات گذشته، همچنین دانشی که از پروژه هاي پیشین و منابع اطلاعاتی دیگر فراهم آمده است، تهیه گردیده و توسعه داده شوند.از جمله مزایاي استفاده از چک لیست، شناسایی سریع و ساده ریسک هاي مختلف می باشد. لازم به ذکر است که ایجاد یک چک لیست کامل از ریسک ها غیر ممکن بوده و استفاده کنندگان آنها به صورت چشمگیري ممکن است به طبقات و دسته هاي موجود در لیست محدود گردند.

-۴ تجزیه و تحلیل فرضیات: هر پروژه بر مبناي مجموعه اي از فرضیات، حدس و گمان ها و سناریوها شکل گرفته و توسعه می یابد.

آنالیز فرضیات تکنیکی است که اعتبار و صحت فرضیات را با دقت، مورد بررسی و آزمون قرار می دهد. این آنالیز، ریسک هاي محتمل پروژه را از نقطه نظر بی دقتی، تضاد و یا نقصان در فرضیات شناسایی می نماید.

-۵ تکنیک هاي نموداري: شامل نمودارهاي علت و معلول که جهت شناسایی علل مرتبط با ریسک هاي مختلف مفید می باشد، روند نماهاي سیستم با فرآیند که به نمایش چگونگی ارتباطات درونی میان اجزاي مختلف یک سیستم و مکانیسم علت و معلول آن می پردازد، نمودارهاي نمایش تاثیر که علل تاثیرات، ترتیب زمانی رخداد وقایع و ارتباطات دیگر میان متغیرها و خروجی ها در آن به نمایش در می آید.

۶-۲ تجزیه و تحلیل ریسک

تجزیه و تحلیل ریسک، فرآیند ارزیابی میزان احتمال وقوع و تاثیر حاصل از رخداد ریسک هاي شناسایی شده است. این فرآیند، ریسک هاي شناسایی شده ي مختلف پروژه را بر اساس میزان تاثیرات بالقوه آنها بر اهداف پروژه اولویت بندي می نماید. تجزیه و تحلیل ریسک، یکی از روش هاي تعیین میزان اهمیت و ضرورت توجه به ریسک مشخص متقابلاًو ارائه رهنمودي جهت پاسخگویی به آنهاست. بحرانی بودن زمان اجراي فعالیت هاي مرتبط با یک ریسک ممکن است به خودي خود بر اهمیت آن بیفزاید. ارزیابی اطلاعات موجود به پروسه ارزیابی ریسک کمک می نماید. پروسه تجزیه و تحلیل کیفی و کمی ریسک با استفاده از شیوه ها و ابزارهاي شناخته شده مرتبط با آنالیز کیفی و کمی در پی سنجش میزان احتمال رخداد و ارزیابی پیامدهاي حاصل از تحقق ریسک هاي مختلف می باشد.

نکته حائز اهمیت در این مبحث، ارزیابی خسارت بالقوه در طول دوره برنامه ریزي شده مرتبط با این ریسک ها می باشد. این ارزیابی شامل تعیین احتمال یا شانس وقوع خسارت، اثري که این خسارت ها بر روي وضعیت مالی شرکت یا سازمان در صورت وقوع خواهد داشت و توانایی پیش بینی خسارت هایی که واقعا اتفاق خواهند افتاد، می باشد. فرآیند آنالیز و ارزیابی به دلیل نشان دادن ریسک هاي جدي تر و به تبع آن نشان دادن ریسک هایی که نیازمند توجه فوري می باشد بسیار مهم است]۴١.[

۷-۲ استراتژي هاي موجود در مقابله با ریسک

برنامه ریزي پاسخگویی به ریسک، فرآیند ایجاد و توسعه گزینه ها، همچنین تصمیم گیري پیرامون اجراي اقداماتی در جهت افزایش میزان فرصت ها و کاهش تهدید هاي وارده بر اهداف پروژه می باشد. این برنامه ریزي مشتمل بر شناسایی و تخصیص افراد یا گروه ها به هر یک از ریسک هاي شناسایی شده و مورد توافق بوده و با هدف قبول مسئولیت صورت می پذیرد. این فرآیند، تضمین می نماید که تمامی ریسک هاي شناسایی شده، به نحوه ي مناسب پی گیري شده و مورد رسیدگی قرار می گیرند. تعیین کننده ي مستقیم افزایش یا کاهش میزان ریسک هر پروژه، اثر بخشی و کارآمد بودن برنامه ریزي پاسخگویی به ریسک آن خواهد بود.

برنامه ریزي پاسخگویی به ریسک همواره می بایستی با شدت ریسک متناسب و روي هم رفته داراي بهترین بازدهی هزینه اي در برخورد با چالش ها باشد: به علاوه لازم است تا برنامه ریزي مذکور جهت حصول موفقیت، به موقع بوده و با توجه به شرایط پروژه، واقع گرایانه باشد.

در برخورد با انواع خطراتی که سازمان ها با آن مواجه هستند چهار راهبرد را می توان پیش بینی کرد:

-۱ امتناع از ریسک: در این شیوه مدیران با امید به اینکه مشکلات خود به خود و به آسانی حل خواهند شد، از مقابله و برخورد اصولی با خطرات خودداري می کنند.

-۲ پذیرش ریسک: یعنی تحمل زیان در هنگامی که با آن روبه رو می شوند. پذیرش ریسک یک استراتژي قابل قبول براي خطرات کوچکی که هزینه حفاظت از آن، بیشتر از زیان هاي وارده باشد، محسوب می شود.
-۳ انتقال ریسک: استراتژي انتقال ریسک عبارت است از پذیرش هزینه هاي کوچک براي جلوگیري از بروز زیان هاي بزرگ که غالبا از طریق پیش بینی اقدامات احتیاطی مانند انعقاد قرارداد با شرکت هاي بیمه محقق می شود.

-۴ کاهش ریسک: کاهش ریسک به طور معمول بر مدیریت آسیب پذیري و بهره برداري منطقی و مناسب از امکانات اجرایی و فنی و همچنین برقراري کنترل هاي داخلی بازدارنده متمرکز است.
در هر حال آن چه در این راهبرد ارزشمند بوده سنجش و ارزیابی نتایج کارهاي بر عهده گرفته شده و اطمینان از کارکرد دقیق ابزارهاي کنترل داخلی می باشد]۵١.[

۸-۲ تحقیقات پیشین

رفیعی و کوشا((۱۳۸۴ به بررسی نقش مدیریت ریسک در پروژه هاي فناوري اطلاعات پرداختند و اذعان داشتند که فن آوري اطلاعات در زمینه هاي سخت افزار، نرم افزار، حجم و نوع داده ها و شبکه هاي مخابراتی به سرعت در حال پیشرفت و دگرگونی است و بیشتر مدیران سازمان ها به اهمیت استفاده از این فن آوري در افزایش کارایی و اثر بخشی سازمان ها و رضایت بیشتر مشتریان واقف گردیده اند.آن ها عوامل مؤثر بر شکست پروژه هاي فناوري اطلاعات را به سه دسته: -۱ شکست فنی که شامل مواردي از این قبیل می باشد: طرح فنی ضعیف، راه حل فنی براي مسئله غیر فنی توسعه تکنولوژي مادر، نبود ابزار در چرخه عمر توسعه و … -۲ شکست انسانی که شامل موردي از قبیل: نبود روش توسعه سیستم ها، نبود روش مدیریت منافع، شکست در مدیریت خواسته ها، آزمایش ناکافی، طولانی شدن جدول زمانی پروژه و… می باشد و در نهایت نتیجه گیري کردند که قصور در سرمایه گذاري بر روي کیفیت، فقدان آزمایش و عدم پیشگیري از عیوب یکی از دلایل شکست پروژه هاي سیستم اطلاعاتی است.