ارگونومي

– مقدمه
از زمان پيدايش علم فاكتورهاي انساني تاكنون سه دوره متفاوت در حيات آن قابل تمايز مي باشد. دوره اول كه برخي آن را عصر «نسل اول» اين علم محسوب مي دارند، تقريبأ مقارن با سال هاي ۱۹۴۵ تا۱۹۶۰ است. در اين دوره كوشش بنيان گذاران علم فاكتورهاي انساني (و در آن زمان روانشنا سي مهندسي) منحصرأ معطوف و مصروف طراحي و بهبود ايستگاههاي كار تعبيه شده در سلاح هاي مختلف مثل هواپيما، تانك، كشتي و غيره، طراحي مشاغل و عمدتأ كارهاي يدي و

بدني، بهبود نمودارها و آلات و ادوات كنترل ماشين مثل اهرم، كليد و غيره و بطور كلي تسهيل روابط تعاملي انسان- ماشين در موارد بسيار اختصاصي، جزئي و در سطح «خرد» متمركز شد.
در فاصله سال هاي ۱۹۸۰ – ۱۹۶۰ كه در حقيقت «دوره دوم» حيات علم فاكتورهاي انساني است به لحاظ رواج استفاده از كامپيوتر در سطح جامعه و نيز افزايش ميزان مشاغلي كه بيشتر نيازمند كار فكري بوده تا فعاليت يدي و بدني، اين علم با اولين مرحله تكاملي خود مواجه شد. در مقطع

زماني مذكور محققان اين رشته بيشتر توجه خود را معطوف به مطالعه بر روي نحوه كسب و پردازش اطلاعات از جانب انسان كردند. در اين دوره علم فاكتورهاي انساني مقولاتي در ارتباط با ظرفيت و قابليت حواس شنوايي و بينايي جهت پذيرش و جذب و ضبط علايم و اطلاعات، طرز كار سيستم حافظه، توجه، ادراك، كارفكري تصميم گيري و غيره را مدنظر قرار داد. اين دوره را كه مصادف با پرتاب سفينه هاي با سرنشين به فضا توسط سازمان هوانوردي و فضايي امريكا (NASA) بود را مي توان

ترين كتب و مراجع اين علم مي باشد. البته لازم به يادآوري است كه يكي از مهم ترين حوادث در حيات علم فاكتورهاي انساني در اواخر اين دوره، يعني در سال ۱۹۷۹ ، به وقوع پيوست و آن حادثه اي در نيروگاه اتمي «تري مايل آيلند» واقع در ايالت پنسيلونيا در ايالات متحده امريكا بود. علت العلل اين حادثه كه منجر به تعطيل هميشگي يكي از را كتورهاي اين نيروگاه و تخليه موقت بيش از ۱۴۰۰۰۰ تن سكنه اطراف آن و ميلياردها دلار ضرر و زيان شد، همانا سر در گمي و اشتباه كاركنان اطاق كنترل عنوان شد. علت آن نيز به نوبه خود عدم ملحوظ داشتن ملاحظات اوليه فاكتورهاي

انساني در طراحي اطاق كنترل ذكر شد و اين امر در تمام گزارشات و تحقيقات بعدي به عنوان مهمترين نقص «فني»اين نيروگاه تشخيص داده شد. در هر صورت اين واقعه نقطه عطفي در تاريخ علم فاكتورهاي انساني محسوب مي شود، زيرا كه موجب آشنايي مقامات كشوري و افكار عمومي در امريكا با اثرات حياتي توجه به ملاحظات اين علم در بهره برداري سالم و صحيح از تكنولوژي گرديد.
در حقيقت از اين زمان بود كه علم مزبور به طور جدي به عنوان علمي موثر براي «پيشگيري» حوادث صنعتي با آسيب هاي جاني و مالي شناخته و مورد استفاده قرار گرفت . دوره سوم يا به عبارت ديگر «نسل سوم» علم فاكتورهاي انساني در آغاز دهه هشتاد (ميلادي) آغاز شد.در اين زمان تدريجا اين انديشه متبلور شد كه در رابطه انسان با ماشين، نه تنها بايد به بررسي تعامل اين دو

عامل در سطح بررسي ايستگاه هاي كاري و توانائي هاي رواني انسان ها پرداخت، بلكه در سطوح ديگر، از جمله آموزش و تحليل عملكرد انسانها در حوزه اي فراخ تر و فراتر از محيط كاري درون اتاق كنترل و يا كابين خلبان را بايد مورد بررسي قرار داد (علت تحت توجه قرار گرفتن اين مقولات كه شايد به ظاهر دور از عرصه هاي محيط كاري قلمداد شوند، همانا تاثير مستقيم و نهايي آنها بر رفتار و عملكرد انسان اپراتور در حال انجام كار مي باشد.) بدين ترتيب قلمروي «كلان» علم

فاكتورهاي انساني متولد شد و مقولاتي از قبيل تاثير تكنولوژي روي سازمان و مديرت واحدهاي صنعتي، نيازهاي خاص سازماني و اداري يك تكنولوژي مخصوص، نقش ساختار سازماني در عملكرد و ايمني يك تكنولوژي، تاثير فرهنگ نهادي و سازماني بر روي كارايي، كيفيت توليد و ايمني و بالاخره اثرات فرهنگ جامه بر روي كاردهي و عملكرد كل سيستم متشكل از مورد مطالعه قرار گرفت.
مداخله ارگونومي در كشورهاي در حال توسعه صنعتي
ارگونومي و كشورهاي در حال توسعه صنعتي:
در طول يك قرن گذشته توسعه صنعتي به مقدار بسيار زيادي به توسعه اقتصادي كشورها وپيشرفت اجتماعي در دنيا كمك كرده است. در اين مقوله سهم كشورهاي توسعه يافته صنعتي از سهم كشورهاي در حال توسعه صنعتي به مراتب بيشتر بوده است تا آنجا كه در حال حاضر يك وضعيت بسيار ناعادلانه در اين دهكده جهاني حكم فرماست.

از زمان جنگ جهاني دوم، صنايع به مقدار زيادي در جهت چند مليتي و جهاني شدن پيش رفته اند. در حال حاضر سرمايه گذاري خارجي بطور متوسط بيش از ۶۰ در صد كل سهم سرمايه گذاري در كشورهاي در حال توسعه صنعتي را تشكيل مي دهد.اين پيشرفت سريع جهاني شدن صنعت و انتقال تكنولوژي از كشورهاي صاحب صنعت به كشورهاي در حالت توسعه صنعتي هميشه نتايج مثبت نداشته است. انتقال سريع تكنولوژي و پيشرفت صنعتي در كشورهاي در حال توسعه صنعتي فشارهاي زياد جسمي و روحي بر طبقه كارگر و گروههاي فعال اين كشورها وارد نموده است و در بسياري از موارد مشكلات اجتماعي و زيست محيطي ايجاد نموده است.

در كشورهاي پيشرفته صنعتي كار برد علم ارگونومي به كاهش فشارهاي كار و ايمني نمودن محيط كار و در نتيجه افزايش بهره وري كار كمك نموده است. امروز علم ارگونومي در اين كشورها به عنوان هماهنگ كننده و ايجاد توازن ما بين عوامل مختلف و درگير سيستم هاي صنعتي و خدماتي جهت ايجاد توسعه پايدار و افزايش بهره وري و حفظ سلامت و رضايت افراد در گير بكار گرفته مي شود.
متاسفانه در كشورهاي در حال توسعه صنعتي به علت عدم آگاهي، نبودن مقررات ايمني، بهداشت و ارگونومي، نبودن سازمان هاي اجرايي متعهد و عدم علاقمندي و توجه كارفرمايان و سازمان هاي كارگري به اين اصول مشكلات زيادي محيط هاي كاري اين كشورها را در برگرفته ودر نتيجه بهره وري سيستم ها و كيفيت محصول اين كشورها قابل رقابت با كشورهاي پيشرفته صنعتي نيست.

عدم رعايت اصول ارگونومي در برنامه ريزي توسعه موجب زيان هاي بسياري در كشورهاي در حال توسعه صنعتي شده است. اتفاقات ناهنجار بوپال در كشور هندوستان مثالي است از صدها نمونه نا موفق توسعه صنعتي در كشورهاي در حال توسعه در مورد بوپال، قرار دادن محل كارخانه در كنار منازل مسكوني مردم و رعايت نكردن اصول ارگونومي در انتقال تكنولوژي دليل اصلي اين حادثه بوده است.

مورد ديگر كه در رابطه با توسعه صنعتي و ارگونومي مورد اهميت است توجه به فرهنگ ايمني در محل هاي كاري است. كمبود فرهنگ ايمني در ميان كارگران و مديران صنايع و عدم تعهد به اين اصول همراه با ضعف منابع انساني و مالي از دلايل ديگر عدم توجه به اصول ارگونومي در مراكز كاري اين كشورهاست.
كمبود دانش عمومي و گذر سريع از فرهنگ كشاورزي -روستايي به صنعتي- شهري باعث عدم جدي گرفتن اين اصول در صنايع كشورهاي در حال توسعه صنعتي شده است . اين ناديده گرفتن ها در صنايع كوچك كه بخش بزرگي از فعاليت هاي اقتصادي را در اين كشورها شامل مي گردد

بيشتر است. صنايع كوچك معمولأ شامل بازبيني هاي دوره اي موسسات دولتي مسئول قرار نمي گيرند. كمبود سرمايه و دانش نيز در اين صنايع كوچك باعث افزايش مشكلات و عدم توجه به اصول ايمني- ارگونومي است از عوامل ديگري كه در كشورهاي در حال توسعه صنعتي باعث كاهش سلامت و بهره وري نيروي انساني است، پايين بودن بهداشت عمومي، تغذيه ناكافي، عدم توجه دولت ها به نيازمندي هاي اوليه مردم و كمبود در آمد افراد و ديگر مشكلات اقتصادي -اجتماعي است كه به ويژه گروه كارگري با آن در گير است.

انتقال تكنولوژي و ارگونومي:
كشورهاي در حال توسعه صنعتي انتقال تكنولوژي را به عنوان سريع ترين راه پيشرفت اقتصادي و در نهايت بهبود كيفيت زندگي مردم ميدانند. تنها به علت مجموعه عوامل پيچيده فرهنگي – اجتماعي – زير بنائي – اقتصادي – صنعتي و انساني اين سياست هميشه منجر به بهبود اقتصاد و افزايش كيفيت زندگي اكثريت مردم نشده است.

اكنون بسياري از كشورهاي در حال توسعه به علت توسعه شتاب زده صنعتي و بي توجهي به اصول ارگونومي در وضعيتي به مراتب بدتر از قبل از توسعه صنعتي خويش قرار دارند.
از طرف ديگر شواهد متعددي نشان دهنده آنست كه انتقال تكنولوژي به كشورهاي در حال توسعه صنعتي براي برخي از صنايع فرار از مقررات ايمني- ارگونومي در كشورهاي صنعتي است. علاوه براين برخي از كشورهاي در حال توسعه صنعتي بخاطر ايجاد شغل و با بي توجهي به سلامت انسان ها و بي ارزش شناختن رفاه جامعه تن به وارد كردن صنايع نامتناسب و يا چشم پوشي از اصول ارگونومي مي كند.
افزايش موقت و كوتاه مدت سوددهي براساس كاهش هزينه هاي ضروري موقعي امكان پذير است كه نه مقررات دولتي وجود داشته باشد، نه آگاهي عمومي و نه مديريت مسئول و آينده نگر. متاسفانه در بسياري موارد توجه به سوددهي كوتاه مدت و ناديده گرفتن اصول يك توسعه پايدار باعث مشكلات زياد اجتماعي – اقتصادي شده و در نتيجه به افزايش فاصله مابين كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه صنعتي در عرصه رقابت جهاني منجر شده است.

مداخله ارگونومي در كشورهاي در حال توسعه صنعتي:
انتقال تكنولوژي نامناسب كه قابل تطابق با شرايط محلي نباشد و عدم توجه به اصول ارگونومي در برنامه توسعه صنعتي را بايد بع عنوان عوامل مهم عقب افتادگي در كشورهاي در حال توسعه صنعتي دانست. اين عدم توجه موجب ايجاد يك دوره باطل بيكاري، بدي سلامت، نرخ بالاي تصادفات، انگيزه پائين ، افزايش فشارهاي جسمي – رواني و كاهش بهره وري در محيط هاي

صنعتي خدماتي شده است. هدف از كاربرد ارگونومي شكستن اين دور باطل و ايجاد محيط كاري سالم، ايمن و بهره ور است. هدف ايجاد سيستم هايي است كه تمام اعضاي متشكله آن (شامل انسان- تكنولوژي – محيط فيزيكي و سازماني) در هماهنگي كامل جهت بهينه سازي و افزايش كمي و كيفي بازده سيستم بكار گرفته شوند.
متاسفانه منافع كاربرد ارگونومي در سيستم هاي صنعتي و خدماتي هنوز بخوبي براي مردم كشورهاي در حال توسعه صنعتي تفهيم نشده است. دلايل اين عدم موفقيت را مي توان در سه عامل اصلي زير جستجو كرد .

۱- كمبود دانش و آگاهي عمومي در مورد سهم ارگونومي در بهبود سلامت، رضايت و بهره وري انسان.
۲- عدم تعهد كارفرمايان و عدم در خواست اتحاديه هاي كارگري و كارگران و بي توجهي سازمان هاي مسئول دولتي به ارگونومي و كاربرد آن.
۳- كمبود علاقه ارگونوميست هاي كشورهاي پيشرفته صنعتي به مسايل و مشكلات كشورهاي در حال توسعه صنعتي.
ارگونومي در كشورهاي پيشرفته صنعتي از بعد از جنگ جهاني دوم به عنوان يك
علم متولد شده و بيشتر كارهاي پژوهشي و آموزشي در اين كشورها انجام مي شود و به همين خاطر ارگونومي در كشورهاي در حال توسعه صنعتي بسيار جوان و در موارد زيادي ناشناخته است.
اما كشورهاي در حال توسعه صنعتي حدود ۱۴۰ كشور از ۱۹۱ كشور سازمان ملل متحد را تشكيل مي دهند و جمعيت آنها شامل سه چهارم كل جمعيت جهان است. در مقايسه با كشورهاي پيشرفته صنعتي، كشورهاي در حال توسعه نيازمند بيشتر كاربرد ارگونومي مي باشند، زيرا اين

 

كشورها داراي مشكلات و مسايل بسيار زيادتري در محيط هاي كاري خود مي باشند مسايل و مشكلات در محيط هاي كار كشورهاي در حال توسعه صنعتي متفاوت از كشورهاي پيشرفته صنعتي است. دليل اين امر تفاوت بسيار مابين كليه فاكتور هاي تشكيل دهنده سيستم هاي كاري اين دو است . شرايط محيط كار، توانايي هاي نيروي انساني، نوع مديريت و سازمان، سطح

تكنولوژي مورد استفاده، عوامل فرهنگي و اجتماعي در اين سيستمها متفاوت است. به همين خاطر كشورهاي در حال توسعه صنعتي نيازمند روش هاي ارگونومي متناسب با شرايط خاص خود هستند. اما بعلت كمبود دسترسي به منابع و دانش ارگونومي در اين كشورها آنها نيازمند كمك و همكاري علمي و علمي با كشورهاي صاحب اين دانش هستند. اين همكاري البته منافع دو طرفه براي هر دوي گروههاي در گير در بر خواهد داشت. مهمترين كمك به كشورهاي در حال توسعه صنعتي همكاري در بخش آموزشي است.
تعليم و تربيت ضرورت كليدي براي افزايش صلاحيت و كار آئي مردم جهت كاربرد اصول ارگونومي در محيط هاي كاري است. آموزش ارگونومي بايد منجر به ايجاد يك پروسه اجرايي در محيط هاي كار بشود. هدف از آموزش ارگونومي ايجاد آگاهي و دانش در ميان كارگران در زمينه شناخت خطرهاي محل كار، ارزيابي و سنجش شرايط محيط كار، ارائه راه حل هاي قابل اجرا، اجرا و بهبود شرايط محيط كار بوسيله مشاركت همه افراد درگير است. بنابراين آموزش ارگونومي بايد منطبق با نيازمندي ها، فرهنگ و سطح تكنولوژي و دانش افراد باشد تا افراد بتوانند با استفاده از امكانات موجودشان مسائل خود را ارزيابي و مرتفع نمايند.
كارهاي آموزشي پژوهشي در ايران:

خوشبختانه ايران نسبت به ساير كشورهاي در حال توسعه صنعتي در زمينه
دانش ارگونومي مقام نسبتا بالائي دارد. ما خوشبختانه تعداد زيادي ارگونوميست صاحب نام در جهان داريم كه ظرفيت بالا و موثري براي ارتقاء دانش ارگونومي در كشور ما هستند.
خوشبختانه ارگونومي در چندين دانشگاه تدريس مي شود و علاقمندي به اين رشته بخصوص پس از تشكيل انجمن ارگونومي در ايران بسيار رو به افزايش است. در زمينه كاربرد ارگونومي در صنعت نيز ايران داراي مقام بالايي نسبت به بسياري از كشورهاي در حال توسعه صنعتي است. ارگونومي از سال ۱۹۹۳ بصورت جدي در داخل صنعت ايران بكار گرفته شد. فعاليت هاي مركز ارگونومي

كشورهاي در حال توسعه در ايران از تاريخ ۱۹۹۵ يعني ده سال پيش در ايران آغاز گرديد.در اين مدت بيش از ۴۸۵ نفر از مديران صنايع، كارمندان دانشگاهي و كارمندان سازمان هاي دولتي در كارگاه هاي آموزش مقدماتي ارگونومي گرفته اند. در دانشگاه لوليا ۹ نفر دختر و پسر ايراني موفق به اخذ فوق ليسانس ارگونومي شده اند و چهار دانشجوي ايراني مشغول پژوهش در زمينه هاي مختلف ارگونومي در ايران براي دوره دكترا هستند . علاوه براين با همكاري
CEDC دو دوره آموزشي دانشگاهي در دست آمادگي است تا در مراكز آموزشي ايران ارائه شوند.
مداخله ارگونومي در صنعت:
فلسفه مداخله ارگونومي در صنعت بر پايه اين اصل بنا شده است كه بهبود شرايط كار منجر به صرفه جويي در هزينه هاي جاري، بهبهود بهره وري و افزايش كيفيت محصول ميگردد.
براي اجراي موفق پروژه ارگونومي در صنعت توجه و اجراي مجموع روش هاي نامبرده در زير ضروري است:
۱-مشاركت كليه افراد و گروههاي در گير در كليه مراحل مداخله ارگونومي از آغاز پروژه تا اتمام پروژه Participation

۲- كارگروهي متشكل از مهارت هاي مختلف Team working
3-استفاده بهينه از كليه منابع و امكانات موجود در صنعت Resource utilization
4- تقدم به راه‌حل‌ها وبهينه‌سازي‌هاي كم‌خرج و يا بدون‌خرج low cost-no cost solutions
5- ايجاد يك فرآيند آموختن دانش Learning proces
6- تاكيد بر ايجاد فرآيند مداخله ارگونومي در صنعت ‌و نه اجراي چند مورد خاص Process Oriented
7- نقش متخصص ارگونومي به عنوان تسهيل كننده و مشاور علمي Facilitator
8- ايجاد فرهنگ ارگونومي در صنعت و آگاه ساختن كليه كارمندان و كارگران از اهداف پروژه
براي اينكه بتوان روش هاي نامبرده در بالا را بخوبي انجام داد، آماده ساختن سازمان و ايجاد اقدامات نامبرده در زير ضروري است.

۱- حمايت مديريت صنعت از پروژه ارگونومي و اعلام آن در سطح صنعت
۲- ايجاد يك نظام مديريتي فعال در داخل صنعت براي راهبري پروژه ارگونومي
۳- تشكيل گروه هاي فعال كاري براي اجراي پروژه ارگونومي
۴- پشتيباني علمي از گروه هاي فعال و افراد در گير پروژه توسط مشاور علمي پروژه
۵- ايجاد يك شبكه ارتباطي فعال و كار آمد در داخل صنعت
۶- استفاده از روش هاي استاندارد براي طراحي پروژه هاي ارگونومي در داخل گروههاي كاري و ارتباطات مانند LFA
7- ايجاد يك شبكه باز خورد كه مورد قبول گروه هاي كاري باشدFeed back system
8- ايجاد يك سيستم پاداش مورد قبول افراد براي كارهاي خوب انجام شدهReward system
9- ثبت كليه فعاليت هاي انجام شدهDocumentation

۱۰- ايجاد يك سيستم ارزيابي فعاليت هاي انجام شده
تجربه مداخله ارگونومي در كشورهاي در حال توسعه صنعتي و بافرهنگ هاي
متفاوت و بخصوص در ايران نشان داده است كه در گيري كارمندان در فعاليت هاي ارگونوميكي و مشاركت آنها در گروههاي كاري ارگونومي منجر به ايجاد يك فضاي مثبت و خلاق در داخل صنعت گرديده است.
در اين مقوله آموزش و آگاه سازي كارمندان به دانش ارگونومي معمولا حاصلي فراتر از ايجاد مهارت در زمينه خاص ارگونومي در افراد داشته است و منجر به نتايج سينرژي بيشتري براي صنعت شده است.
تجربه نشان داده است كه بخصوص در كشورهاي در حال توسعه صن

عتي كه فرهنگ سنتي قوي تر است توجه به فرهنگ ملي و فرهنگ خاص صنعت براي پيروزي پروژه ارگونومي و گرفتن نتيجه خوب از كار ضروري است. در اين رابطه بايد توجه خاص به نيازمندي ها و خواسته هاي گروه هاي مختلف ذي نفع داشت.
براي اينكه بتوان بهترين نتيجه را از مداخله ارگونومي در صنعت گرفت بايد پروژه ارگونومي با مشاركت كليه افراد در گير در مسير جامع و با توجه به كليه فاكتورها ي سيستم در جهت ايجاد فرآيند پويا ارگونومي در صنعت انجام شود.
دراين مسير بهتر است كه پروژه بصورت كوچك و در مخلي كه كمتر مقاومت با تغيير موجود است شروع شود و پس از پخش نتايج مثبت حاصله از اجراي پروژه و آگاه سازي و فرهنگ سازي پروژه تكامل و گسترش يابد.
از ديگر اقداماتي كه به ايجاد فرآيند ارگونومي در صنعت كمك مي كند ايجاد يك شبكه ارتباطي با مراكز و سازمان هاي داراي تخصص و مهارت در خارج از صنعت است. امروزه شركت و همكاري در شبكه هاي علمي و تخصصي مهمترين و مفيدترين راه كسب اطلاعات و مهارت ها و صرفه جويي در هزينه هاي صنعت و دسترسي به تازه ترين پيشرفت هاي علمي است.
بررسي وضعيت ارگونومي در ايران:
الف)آموزش:
ارگونومي در ايران در مقايسه با ساير علوم و فنون جديد مورد كم توجهي جدي قرار گرفته است. مقايسه دروس مرتبط با ارگونومي در رشته هاي مختلف آموزش عالي و مقايسه آن با ساير كشورها گواهي بر اين مدعاست.

آموزش ارگونومي دانشگاه هاي ايران تنها در رشته هاي ذيل ارايه مي شود:
– مهندسي صنايع كارشناس گرايش هاي توليد، تكنولوژي و ايمني صنعتي : سه واحد اجباري
– مهندسي صنايع كارشناسي ارشد: سه واحد اختياري
– طراحي صنعتي كارشناسي : ۶ واحد
– بهداشت حرفه اي – كارشناسي: ۴واحد اجباري
– بهداشت حرفه اي – كارشناسي ارشد: ۴ واحد
در ساير رشته هاي مهندسي حتي مهندسي مكانيك اين موضوع با همه اهميتي كه
در طراحي دارد ارايه نمي شود.

آموزش هاي كوتاه مدت در ارگونومي به ندرت ارايه مي شود. قابل توجه است كه در بسياري از رشته ها نظير كامپيوتر، عمران، مديريت، حسابداري و غيره مرتبا آموزش هاي كوتاه مدت توسط موسسات آموزش عالي، انجمن ها و موسسات خصوصي ارايه مي شود. انجمن ارگونومي بايد تقويت شود تا چنين دوره هاي آموزشي كوتاه مدت را مرتبا آموزش دهد. (حداقل دوره هاي ۳ تا ۵ روزه) قابل توجه است كه در كشور افريقايي جنوبي حداقل ۱۰ موسسه آموزشي و خدماتي چنين دوره هايي را ارايه مي دهند.

ب)اطلاع رساني:
به نظر مي آيد كه وجود يك سايت براي انتقال اطلاعات مربوط به ارگونومي در كشور ضرورت دارد.
از آنجا كه تعدادي از متخصصان ايراني در كشورهاي مختلف جهان دسترسي به اطلاعات پيش رفته در خصوص ارگونومي دارند، وجود چنين سايتي مي تواند نقش ارزنده اي در تبادل اطلاعات داشته و به مثابه پلي ميان متخصصين ايراني در داخل و خارج از كشور عمل كند.

ج)ارتقا فرهنگ ايمني:
آنچه حائز اهميت است، پايين تربودن سطح نسبي فرهنگ ايمني در ايران نسبت به توسعه صنعتي و اقتصادي است . در بسياري از كشورها اين فاصله يا وجودندارد يا اندك است، اما در ايران با وجود توسعه صنعتي و اقتصادي، تغيير در بهبود فرهنگ ايمني ملاحظه نمي شود يا بر اساس نظر برخي كارشناسان بدترمي شود. در مقايسه با كشورهاي در حال توسعه بايد اذعان شود كه ايران از

فرهنگ ايمني پايين تري برخودار است.حتي كشورهايي كه از نظر اقتصادي و فني به مراتب از ايران عقب تر هستند، مقررات ايمني را بيشتر رعايت مي كنند. معلوم چنين فرهنگي تلفات و تصادفات بالاي ناشي از حوادث رانندگي و ترافيك نامناسب موجود در كشور است.كمتر در كشورهاي در حال توسعه شاهد حركت اتومبيل ها در جهت غير مجاز در خيابان يك طرفه هستيم، كمتر بدينگونه خط عابر پياده مورد تخطي قرار مي گيرد و توجهي به رانندگي داخل خطوط نمي شود.

مداخله ارگونومي در بزرگترين شركت خود روسازي ايران: معرفي روشها و بيان تجربيات
با توجه به اهميت كاربرد اصول ارگونومي در صنعت و همچنين با تو جه به تجارب اندك مداخلات ارگونومي در محيط هاي صنعتي در كشور، مديريت پيشگيري درمان و رفاه شركت ايران خودرو بر آن شد تا با همكاري مركزCEDC (

Center for Ergonolics of Developing countries)) دانشگاه لوليا سوئد يك پروژه ارگونومي در سه فاز بصورت Participotory Ergonomics را براي آموزش تئوري ومداخله اي ارگونومي به اجرا در بياورد براي اينكار ۳۰ نفر از كارشناسان شركت در رشته هاي مختلف انتخاب شدندو پس از طي دوره هاي آموزشي با دو وظيفه اصلاح ايستگاههاي كاري و ترويج فرهنگ ارگونومي در ميان ساير پرسنل شركت مشغول بكار شدند. كه تاكنون ۶۰ پروژه در زمينه اصلاح ايستگاههاي كاري ازطرف آنها تعريف و ۳۰ پروژه بطور كامل انجام شده است. و همچنين در زمينه ترويج فرهنگ ارگونومي نيز موفقيت هاي مهمي بدست آمده است. با توجه به اندك بودن چنين تجاربي در سطح كشور، تجارت مثبت و منفي حاصل از اين پروژه ميتواند راهنما و الگوي ساير مراكز صنعتي قرار گيرد.
مقدمه و اهداف:
چندين سال است كه محافل دانشگاهي ايران با علم ارگونومي آشنا شده اند و در چندين رشته محدود دانشگاهي ارگونومي در قالب چند واحد درسي تدريس ميشود ولي متاسفانه شناخت روز افزون اين علم در محدوده بحثهاي تئوريك در ميان اساتيد و دانشجويان در محيط هاي علمي باقيمانده و به ساير نهادهاي اجتماعي گسترش پيدا نكرده است و مديران و شاغلين در مراكز صنعتي و اداري و همچنين توده مردم از فوايد و كاربرد اصول ارگونومي در بهبود شرايط كار و زندگي اطلاعاتي نداشته و با آن بيگانه هستند.

در زمينه آشنايي مديران و شاغلين مراكز مختلف فعاليتها محدود به برگزاري چند دوره كوتاه مدت آموزشي به شكل تئوري، و يا انجام پايان نامه هاي دانشجوئي بوده است كه در مراكز صنعتي انجام شده است ولي تاثيري بر ديدگاه مديريت و پرسنل و يا روند حركت آن موسسه نداشته است ولي در مورد تجربه مداخله ارگونومي يك مورد تجربه در شركت گلوكوزان وجود دارد. كه در سال ۱۹۹۵ انجام شده است.

شركت ايران خودرو يكي از بزرگترين صنايع كشور و بزرگترين صنعت خودرو سازي در ايران ميباشد. در اين شركت بيش از ۱۸۰۰۰ پرسنل در مشاغل مختلف توليدي و اداري مشغول بكار هستند و مركز بهداشت كار اين شركت بنام مديريت پدر (پيشگيري، درمان و رفاه) يكي از بزرگترين و مجهزترين مراكز بهداشت كار در بين صنايع ايران ميباشد.

در حدود ۵ سال قبل در اين مديريت تصميم گرفته شد تا در زمينه آموزش و فعاليتهاي عملي ارگونومي اقدامات جدي تري صورت گيرد و با انتخاب ۳۰ نفر از كارشناسان شركت در رشتههاي مختلف اقدام به برگزاري يك دوره آموزشي كوتاه مدت نمود و در كنار آن نيز يك كنفرانس جهت معرفي علم ارگونومي براي مديران ارشد شركت برگزار گرديد. پس از اتمام اين دوره، با فاصله

كوتاهي دوره ديگري براي همان افراد توسط يكي از اساتيد دانشگاه علم و صنعت ايران برگزار گرديد كه محتواي اين دو دوره آموزش مقدماتي و در واقع معرفي علم ارگونومي و زمينه هاي فعاليت آن بود. با وجود اثرات مثبت اين دو دوره براي شركت كنندگان آن از آنجائيكه برنامه هاي عملي مداخله ارگونومي در اين دوره ها گنجانده نشده بود، بعد از اتمام آموزش تئوري، فعاليتهاي عملي به دنبال آن انجام نگرفت. با توجه به تجربه دو دوره آموزشي مزبور، مديريت بهداشت كارشركت، تصميم گرفت كه يك دوره آموزشي كاملتر همراه با برنامه هاي عملي و مداخله جهت ايجاد تغييراتي

بمنظور بهبود شرايط كار و ارتقاء كيفيت محصول بصورت Participatory Ergonomics با آموزش تعدادي از كارشناسان و استفاده از ايده ها و همكاري ساير پرسنل شركت برگزار نمايد و بدنبال اين تصميم با همكاري مركز ارگونومي كشورهاي در حال توسعه Center for Ergonomics of ) CEDC Developing countries درد پارتمانHuman Work Science دانشگاه لوليا سوئد پروژه اي در سه فاز با اهداف زير به اجرا در آمد.
فاز اول با هدف:
اين فاز با تاكيد بر مشاركت پرسنل تعليم ديده شركت و عدم استفاده از مشاور اجرائي خارج از شركت با اهداف زير تدوين و شروع به اجرا گرديد:
۱- تربيت نيروي انساني متخصص
۲- گسترش فرهنگ و شناساندن مفاهيم ارگونومي در ميان مديران و پرسنل شركت
۳- انجام پروژه هاي اجرائي براي اصلاح ايستگاههاي كاري بر مبناي اصول ارگونومي

فاز دوم با هدف:
بكارگيري اصول ارگونومي در ساختار سازماني شركت و يا بعبارتي ديگر فعاليت در زمينه ماكروار گونومي
فاز سوم با هدف:
مداخله ارگونومي در طراحي و ساخت خودرو كه محصول نهايي شركت ميباشد.
تجارت مداخلات ارگونومي در مراكز صنعتي و غير صنعتي فقط محدود به يك مورد در شركت گلو كوزان ميباشد ولي با توجه به وسعت، تعداد پرسنل و اهميت توليدات شركت ايران خودرو اثرات آن در حيات اقتصادي كشور اين تجربه در نوع خود بي نظير بوده و موفقيت آن ميتواند الگوي مناسبي براي سايرمراكز صنعتي و غير صنعتي باشد.

مواد و روش ها:
در ابتدا مديريت پيشگيري، درمان و رفاه شركت به همراه ۴ نفر از مسئولين آن مديريت در قالب كميته اي بنام كميته راهبري(Steering committee)S.C. گرد آمده و كار برنامه ريزي هدايت و نظارت بر پروژه را به همراه مسئول فني پروژه بعهده گرفتند. حركت اوليه اين پزوژه بصورت يك Work shop بمدت ۴۰ ساعت توسط مسئول آموزشي پروژه شروع گرديد و بعد‌‌‌‌‌‌‌ از اتمام آن اين ۳۰ نفر در ۷ گرو‌ه كاريA.G.(Action groups)
تقسيم شدند و هر گروه از ميان خود يك نفر را بعنوان سر گروه تعيين نمودو قرار شد كه هر گروه در يك سالن توليدي به فعاليت عملي در دو زمينه به شرخ زير بپردازند.

۱-انجام پزوژه هاي عملي جهت اصلاح ايستگاههاي كاري
۲-ترويج فرهنگ ارگونومي و شناساندن فوايد آن به ساير پرسنل
تداوم كار به اينصورت طراحي شد كه با فواصل چند ماهه مجدداً دوره هاي آموزشي چند روزه براي اعضا تشكيل گردد كه در اين دوره ها علاوه بر تدريس تئوري مباحث جديد از ارگونومي، فعاليتهايA.G. ها توسط آنها براي تمامي افراد و همچنين اعضاء S.C. و مسئول آموزشي پروژه معرفي شود و مورد بحث و تبادل نظر قرار گيرد و نكات مثبت و منفي آنها مشخص گردند.

در فواصل Work shop ها همكاران مسئول فني پروژه با جلسات منظم هفتگي و يا ماهيانه بر روند كار گروهها نظارت داشته و تمامي اعضاء در اين جلسات با فعاليتهاي گروههاي ديگر آشنا شده و مشكلات خود را مطرح ميكردند و روند پيشرفت افراد و گروهها توسط پرسشنامه سنجيده و نتايج آن به اطلاع اعضاS.C.و مسئول آموزش پروژه مي رسيد. رئوس ابزار بكار رفته در آموزشهاي تئوريك و پروژه هاي عملي و ساير متدهاي بكار گرفته شده در اجراي اين پروژه بشرح زير ميباشد.

۱- آموزش
۱-۱- اولين كارگاه آموزشي بمدت ۴۰ ساعت كه در آن مباحث پايهاي ارگونومي از جمله آنتروپومتري، حمل باردستي، اختلالات اسكلتي- عضلاني، روشProductivity , OWAS
Nature of participatory Erogonomics, at company leveel ، تدريس شدو افراد با ابزارهاي زير جهت انجام پروژه هاي عملي خود آشنا شدند.
۱-۱-۱- شناسايي مشكل
۱-۱-۱-۱- آموزش چگونگي پيدانمودن سر نخ جهت شروع فعاليت ارگونومي در سالنها
۱-۱-۱-۲- استفاده از كتابEergonomic check points (2)
1-1-2- روشهاي حل مسئله
۱-۱-۲-۱-circle method
1-1-2-2-cause and effect Diagram
1-1-2-3- Future work shop
1-1-3- روشهاي تصميم گيري
-۱-۳-۱- استفاده از چارت مطلوبيت و امكان پذيري
-۱-۳-۲- استفاده از منحني بارتو
۱-۱-۴- برنامه ريزي جهت اجراي اقدامات اصلاحي
۱-۱-۴-۱- استفاده از فرمت Logical Framework Approach LFA
1-1-5- آموزش روشهاي ارزيابي اقدامات انجام شده

-۱-۲- برگزاري يك دوره آموزشي ۳۰ساعته با عنوان Ergonomic in work place and tool design
-1-3- برگزاري يك جلسه ۴ ساعته براي آموزشTeam working (3)
-1-4- برگزاري يك جلسه ۴ ساعته براي آموزش مجدد LFA
-1-5- برگزاري يك كارگاه آموزش بمدت ۴۸ ساعت در كشور هندوستان به منظور بازديد از فعاليتهاي مشابه در آن كشور و آموزش تئوري ارگونومي با عنوان
Workshop on ergonomics: Workstation design
-1-6- برگزاري يك سمينار يك روزه براي مديران ارشد شركت بمنظور آشنايي آنان با ارگونومي
-۱-۷- برگزاري يك دوره آموزشي سه روزه براي مديران مياني شركت (روساي كل، روساي ادارات و برخي كارشناسان) در مورد اصول پايه و فوايد بكار گيري اصول ارگونومي .

۲- انجام پروژه هاي اجرائي جهت اصلاح ايستگاههاي كاري و ترويج و آموزش ارگونومي به ساير پرسنل شركت
-۲-۱- طبق اصول آموزش داده شده كه قبلاً ذكر گرديده گروههاي كاري فعاليت خود را از پيدا نمودن سر نخ شروع كرده و با استفاده از ابزارهاي آموزش ديده در مورد روش حل مسئله، تصميم گيري نهايي . برنامه ريزي را انجام داده و نهايتاً براي شروع كار LFA را طراحي مي نمايند.
-۲-۲- ارائه LFA به S.C. جهت تصويب
-۲-۳- در صورت تصويب آن،LFA به افراد گروه عودت داده شده و يك نسخه از آن از طرف S.C. به مديريت مربوطه ارسال مي شود تا جهت اجراي پروژه امكانات لازم را در اختيار گروه قرار دهند.
-۲-۴- پس از انجام طرح، از روشهاي ارزيابي كه عمدتاً بر مبناي نظر End user ها ميباشد(۴) با روشهاي مصاحبه شفاهي و يا پرسشنامه طرح مزبور مورد ارزيابي قرار ميگيرد.
-۲-۵- بررسي اثرات طرح اجراشده از نظر اقتصادي و بهداشتي
-۲-۶- طراحي و اجراي برنامه هاي آموزشي جهت ارتقاء سطح آگاهي پرسنل توسط گروههاي كاري
-۲-۷- جذب افراد علاقمند براي شركت در جلسات گروه كاري و جذب همكاري آنان براي اجراي پروژه ها
-۲-۸- برگزاري جلسات توسط A.G. ها با مديران و ساير مسئولين مديريت محل فعاليت خود براي توجيه آنان در مورد پروژه ها ي اجرايي
-۲-۹- برقراري ارتباط با كميته هاي ايمني و بهداشت هر مديريت جهت تبادل نظر در مورد طرحهاي اجرايي و جلب همكاري و همفكري آنها.

-۳ برگزاري جلسات منظم هفتگي توسط اعضاء A.G. ها جهت بحث و تبادل نظر در مورد فعاليتهاي گروه و ارسال منظم صورت جلسات به ‌S.C.
-4- تشكيل جلسات همگاني كليه اعضاء شركت كننده گروههاي كاري، آشنايي گروهها با فعاليتهاي يكديگر و بحث و تبادل نظر در مورد مشكلات موجود.
-۵- از اواسط پروژه جلسهاي منظم و هفتگي با حضور سر گروهها به همراه مدير اجرايي پروژه جهت هماهنگي فعاليتها و بيان مشكلات تشكيل گرديد.
-۶- تشكيل كميتهاي بنام كميته فني كه بعنوان بازوي علمي- فنيS.C. عمل مي نمايد اين كميته دو وظيفه عمده به عهده دارد.
-۶-۱- مشاور علمي و فني S.C. و بررسي طرحهاي ارسالي ازA.G. ها، در صورت در خواست S.C.
-6-2- برنامه ريزي جهت ارتقاء سطح علمي افراد
نتايج بدست آمده از اجراي پروژه در قالب سه هدفي كه براي فاز اول پروژه در نظر گرفته شده بود بررسي شد.

۱- تربيت نيروي انساني متخصص
ساعات آموزشي پزوژه در جدول زير درج شده است.
رديف نام كارگاه آموزشي تعداد شركت كنندگان مدت دوره (ساعت) مجموع نفر ساعات آموزش
۱ كارگاه آموزشي اول در مورد مقدمات ارگونومي ۳۵ ۴۰ ۱۴۰۰
۲ كارگاه آموزشي دوم در مورد طراحي ابزار ۳۵ ۳۰ ۱۰۵۰
۳ كارعملي افراد گروه طبق گواهي مسئول فني پروژه ۳۵ ۱۱۰ ۳۸۵۰
۴ كارگاه آموزشي سوم در هندوستان در مورد طراحي ايستگاههاي كاري ۳۵ ۴۸ ۱۶۸۰
۵ كلاس آموزشي در موردTeam working 35 48 1680
6 كلاس آموزشي در مورد چگونگي تهيهLFA 35 4 140
جمع ۲۸۰ ۹۸۰۰

۲- گسترش فرهنگ و شناساندن مفاهيم ارگونومي در ميان مديران و پرسنل شركت
۱-۲- برگزاري سمينار آموزشي بمدت ۴ ساعت براي ۲۵ نفر از مديران ارشد شركت
۲-۲- برگزاري دور آموزشي بمدت ۲۴ ساعت براي ۴۰ نفر از مديران مياني(روساي كل، روساي ادارات) و برخي كارشناسان شركت

.
۳-۲- تهيه جزوات و تراكتهاي آموزشي براي آموزش پرسنل توسط گروههاي كاري
۴-۲- دعوت از كارشناسان و مسئولين مديريتهاي مختلف براي شركت در جلسات گروههاي كاري مديريت خود و همفكري و همكاري آنان جهت اجراي پروژه ها
۵-۲- طبق نظر كليه كارشناسان شركت كننده در اين دوره، آشنايي مديران، مسئولين، كارشناسان و كارگران، درباره علم ارگونومي و فوايد آن نسبت به زمان شروع پروژه ارتقاء پيدا كرده است.
۶-۲- دو نمونه از تاثير فعاليتهاي ارگونومي بر روند كار شركت به شرح زير ميباشد.
۱-۶-۲- طبق تصويب معاونت كيفيت شركت بعد از اين هر پروژه اي كه در شركت تعريف گردد لازم است از نظر ارگونومي نيز مورد بررسي قرار گيرد و مجوزهاي لازم را از S.C. كسب نمايد.

۲-۶-۲- در جداول مديريت تضمين كيفيت موضوع ارگونومي گنجانده شده است كه در سالنهاي توليدي براي گرفتن امتياز موضوع فوق اجراي آن به گروه كاري ارگونومي در آن سالن ارجاع داده ميشود.