ازادی در اندیشه امام خمینی

فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه ۱
معنی آزادی در ديدگاه استاد مطهری ۳

تعريف آزادی ۴
معنی آزادی در ديدگاه امام خمينی ۴
آزادی تکوينی و حقوقی ۵
انسان و آزادی در قرآن ۵
آزادی در انديشه امام خمينی ۷

آزادی انسان از جبر محيط ۷
آزادی وسيله خدمت به خلق و خالق ۸
آزادی مطلق ونسبی ۸
آزادی درجهت رشد انسان در انديشه امام خمينی ۸
آزادی بونی ودرونی ۹
انسان و ازادی فکر وانديشه ۹
آزادی انديشه وبيان از نظر امام خمينی ۱۰
آزادی سياسی ۱۱
آزادی فردی وسياسی درانديشه امام ۱۲

اقسام آزادی در ديدگاه استاد مطهری ۱۳
آزادی معنوی ۱۳
قلمرو آزادی در انيشه امام ۱۵
آزادی در بت های درونی ۱۷
آزادی نظرات در انديشه امام خمينی ۱۸
استقلال از ديدگاه امام خمينی ۱۸
نتيجه ۱۹
منابع ۲۰

مقدمه
آزادی که در ادبيات سياسی به صورت آميزه ی مبهمی از دو مفهوم freedom و liberty به کار می رود از زمره مفاهيم اسطوره ای دنيای ما ( عصرمدرن) است.کليت جذاب و پرشکوه اين اصطلاح ، اولين معنايي است که به ذهن ، متبادر می شود و همه گوناگونيها و اختلاف آرانيز از همين کليت شکوهمند آغاز گرديده است. استعاره ی مشهور ((آزادی منفی )) که تعريفی اصالتا فرد گرايانه مطرح کرده و به عبارتی مستقل فرآيند های فرهنگی ، اجتماعی (ملی) و نظام سياسی است . به طورکلی کار کرد تاريخی تفکر ليبرال ، از يک سوء بر تعارض ميان آزادی بانهاد دولت انگشت گذارده و از سوی ديگر برتعريف جامعه گزيرانه اين حق (آزادی ) تاکيد کرده است . خلق معنای منفی از آزادی در دوران مدرن ، حاصل همين تاکيدات است .

از آنجا که هر يک از مکتبها ، با توجه به ايدئولوژی مخصوص خود ، تفسيرها و برداشتها ی متفاوتی از آزادای را مطرح کرده اند ، تناقض ميان آزادی به عنوان حق يا قانون طبيعی و مالکيت مطلق به عنوان اراده ی فراتر از آزادی و قانون طبيعی چه به صورت حاکميت مطلق سلطان (استبداد فردی) و چه به صورت حاکميت مطلق مردم که ( استبداد دموکرانيک ) از مهم ترين مباحث دوران معصر درباره ی آزادی است . روشن است که مفهوم آزادی در مکتب اسلام ، با آنچه در مکتب ليبراليسم مطرح است کاملا متفاوت است.

حضرت امام ضمن انتقاد از آزادی به شکل غربی آن – که نوعی بی بند و باری ، بدون قيد و شرط ،و در راستای رويارويي با اختلاف و سنت های انسانی ، و بر خلاف شرع و عقل بوده است . آزادی در چارچوب تعاليم اسلام ، مصالح جامعه و قوانين مبتنی بر احکام ، نيازها و منافع عمومی مطلوب دانسته اند . ايشان معتقد ند که قوانين اسلام ، آزادی سالم و منطقی را برای همه ی انسان ها تضمين کرده است . آزادی در ادبيات حضرت امام (س) در نظام توحيدی معنا می شود و نقطه ی اوج آزادی در اين چهارچوب ، انقطاع الی الله است .

در انديشه ی امام (س) جهان بينی توحيدی نگاهی بس عميق و ژرف به آزادی دارد و منظری کاملا انسانی و مبتنی بر فطرت الهی انسان به آن توجه شده است . امام (س) ضمن پذيرش و جانبداری از آزادی ، به خصوصآزادی های سياسی ، اجتماعی ، آن را مثابه ی يکی از حقوق فطری و طبق مردم در عرصه های مختلف فردی و اجتماعی ، از جمله حقوق غير اکتسابی ، می شمارند ، زيرا آزادی از مقوله ی حقوق موضوعی نيست تا انسانی به انسان ديگر عطا کند . بلکه پاره ای از طبيعت آدمی و از جمله حقوق طبيعی اوست ، حتی اگر دولت و حکومت آن را به رسميت نشناسد . خلاصه آن که آزادی در ذات انسان است و انسان به اقتضای انسانيت خويش آزاد و آزادی طلب است . تاکيد امام بر حضور مردم در روند حاکميت و نقش آنان در ساختار قدرت اتخابات و گزينش حاکم ، نظارت و …. رامی تون از جمله مصادق تبلور آزادی در بيانات ايشان دانست. نگاه امام به واژه مدرن آزادی ، بيشتر به مضمون مثبت آن گرايش دارد .

واژه ی آزادی در کلام امام (س) در بسياری از موارد همزمان با استعمال اصطلاح ((ملت ما )) يا ((مردم ايران )) به کار رفته است . تجربه ی انقلاب اسلامی و تشکيل يک جمهوری دينی نوپا ، بستری است که امام در متن آن ، واژه آزادی را به کار گرفته اند . فايده ی تبيين نظری مفهوم آزادی از ديدگاه حضرت امام (س) در سهولت تبيين استراتژی نظام جمهوری اسلامی در خصوص آزاديها ، حقوق مردم و شيوه مردم سالارانه و در حکومت بسيار موثر است . (۱)

۱-آزادی در انديشه امام خمينی،تبيان دفتر بيست وهفتم.
معنی آزادی
معنی آزادی در ديدگاه استاد مطهری
آزادی يکی از لوازم حيات و تکامل است . يعنی يکی از نيازمندی های موجود زنده آزادی است. فرق نمی کند که موجود زنده از نوع گياه باشد يا از نوع حيوان و يا از نوع انسان ، به هر حال نيازمند به آزادی است . منتها آزادی گياه متانسب با ساختمان آن است ، آزادی حيوان طور ديگری است ، انسان به آزادی های ديگری ماورای آزادی های گياه ويا حيوان نياز دارد. هر موجود زنده خاصيتش اين است که رشد می کند ، تکامل پيدا می کند ، متوقف نيست . جمادات که رشدو تکامل ندارند ف نيازمند به آزادی هم نيستند . ولی گياه بايد آزاد باشد . موجودات زنده برای رشد و تکامل به سه چيز نياز دارد ۱- تربيت ۲- امنيت ۳- آزادی

تربيت عبارت است از : يک سلسله از عوامل که موجودات زنده برای رشدشان به آنها احتياج دارند مثلا يک گياه برای رشد و نموش به آب و خاک و نورو حرارت احتياج دارد . يک حيوان احتياج به غذا دارد و يک انسان علاوه بر تمام اين احتياجات يک سلسله احتياجات انسانی که همه ی آنها در کلمه ی تعليم و تربيت جمع است .
دومين چيزی که موجود زنده به آن امنيت است. امنيت يعنی چه؟
يعنی موجود زنده چيزی را در اختيار دارد ، حيات دارد ، بايد امنيت داشته باشد تا آنچه را دارد از او نگيرند . انسان هم به تعليم و تربيت احتطاج دارد و هم به امنيت، يعنی جان دارد . جانش را از او نگيرند ، ثروت دارد ، ثروتش را از او نگيرند به طورکلی آنچه را از او دارد از او نگيرند.
سومين چيزی که هر موجود زنده ای به احتياج دراد آزادی است . آزادی يعنی چه ؟

يعنی جلو راهش را نگيرند .ممکن است يک موجود زنده امنيت داشته باشد ، عومل رشد هم داشته باشد ولی در عين حال موانع جلو رشدش را بگيرند. اگر شما نهالی را در زمين بکاريد در حالی که بالای آن سقف بزرگی باشد . ولو اين نهال ، نهال چنار باشد امکان رشد برای آن نيست . هر موجود زنده ای که می خواهد راه رشد و تکامل را طی کند ، يکی از احتطاجاتش آزادی است . پس آزادی يعنی چه ؟ يعنی نبودن مانع . انسان های آزاد انسانهايي هستند که با موانعی که در جلو رشد و تکاملشان هست مبارزه می کنند و تن به وجود مانع نمی دهند . اين تعريف مختصری از آزادی است . (۲)

۲-آزادی معنوی،استاد مطهری(ص۱۵ ،۱۶)
تعريف آزادی :
بيان آزادی برای هر موجود بستگی به تعريف و شناخت ما نسبت به ان موجود دارد.انسان موجودی است مرکب از روح و جسم يعنی يک روی او حيوانی و روی ديگر او روحانی است و اينجا نقطه ی حساس بيان و تعريف و شناخت از انسان است که در قالب آن آزادی نيز تعريف می شود . بالزاک در جايي می گويد: در انسان ،حيوانيت به انتها رسيده وملک بودن شروع می شود . نکته مهم در بحث آزادی ، بيان حقيقت انسان و اثبات نفس مجرد برای انسان است ، شايد اين اشکال پيش آيد که وجود روح برای انسان چيزی نيست که کسی به آن شک داشته باشد ، اما چنين نيست بلکه بوده و هستند افرادی که يا به روح انسانی اعتقادی ندارند و يا آن را مجرد و روحانی نمی داند . (۵)

معنی آزادی در ديدگاه امام خمينی
آزادی يک مسئله ای نيست که تعريف داشته باشد . مردم عقيده شان آزاد است ، کسی الزامشان نمی کند که شما بايد حتما اين راه را برويد ، کسی الزام به شما نی کند که با يد اين رارا انتخاب کنيد ، در کجا مسکن داشته باشيد يا چه شغلی انتخاب کنيد . آزادی يک چيز واضحی است .آزادی در حدود قانون : دين کشور ما اسلام است ، آزادی در حدود اين است که به اسلام ضرر نخورد . قانون اساسی ما دين را اسلام می داند . ۴/۳/۱۳۵۸ (۱)

۱-آزادی در انديشه امام خمينی،تبيان دفتر بيست وهفتم
۵-ماه نامه سياسی فرهنگی اجتماعی،آذر ۸۴ (ص۱۳)
آزادی تکوينی و آزادی حقوقی
اين پرسش که آيا بشر آزاد است يا تحت سيطره اراده ای برتر، و نيز مباحث ((جبر و اختيار )) در حوزه ی فلسفه و کلام ، مربوط به آزادی تکوينی يا آزادی فلسفی است .

آزادی تکوينی عبارت است از امکان صدور يا ترک فعل از سوی فاعل به دور از تاثير الزام آور عوامل يا موانع عادی يا فرا عادی . اين آزادی همان اختيار فلسفی است . بدين ترتيب اين باور واعتقاد که انسان در آفرينش خود به گونه ای است در انجام يا ترک آنچه اراده می کند ، مهقور و مجبور اراده ديگری نمی باشد و موجودی گزينش گر و انتخاب کننده است ، اعتقاد به آزادی تکوينی انسان است و تنها پس از پذيرش اين قسم از آزادی است که می توان از آزادی تشريعی يا حقوقی سخن گفت . آيات فراوانی از قرآن کريم بر آزادی تکوينی انسان دلالت دارد.((در دين هيچ اجباری نيست و راه از بيره به خوبی آشکار شده است ))بقره (۲۵۶)
در انديشه اسلامی ، انسان باآزادی تکوينی به گزينش احسن توصيه شده است :
پس بشارت بده به آن بندگان من که به سخن گوش می دهند وبهترين آن را پيروی می کنند. (زمر آيه ۱۷ و ۱۸)
آزادی فلسفی و تکوينی انسان باآزادی حقوقی و تشريعی ملازم نيست . همين آزادی و اختيار برای او مسوليت آفرين است . از نظر اسلام در بعد تشريع و انتخاب عقيده وراه و روش و مقررات زندگی انسانها موظف به پذيرش دين خداوند می باشند ودر برابر قوانين الهی آزاد و رها بودن معنايي ندارد . آدميان گرچه تکوينا در گزينش هر مکتب و عقيده ای آزاد اند شرعا موظف به پيروی از دين حق و پذيرش اسلام می باشند . (۳)
انسان وآزادی در قرآن
اولين مسله ای که در بحث از آزادی اين است که آيا انسان آزاداست يامجبور ؟ به بيانی ديگر آيا اعمالی که انسان انجام می دهد مربوط به اراده و اختيار اوست يا آنکه انسان در اين ميان آلت بی ارداه ی فعل ديگری است ؟

در بحث از جبر و اختيارسه نظريه مطرح است که ابتدا اشاره ای اجمالی به هر يک از آنها کرده سپس به تفصيل در باره ی آنها از ديدگاه آيات شريفه قرآنی به بحث می پردازيم :
۱) گوهی می گويند که افعال انسان از روی اراده و اختيار انجام می گيرد وهيچ عاملی از بيرون و يااز درون او را وادار به فعاليت نمی کند .
طرفداران اين نظريه به آازادی مطلق انسان عقيده دارد . در فرهنگ اسلامی معتزله از معتقدين به اين نظريه هستند .

۲)گروهی ديگر معتقد اند که کارهای انسانی از روی جبر بوده،پديده های به نام اختيار مطلق وجود ندارد .يک سلسله عواملی خارج از اراده .انسان او را بر آن می دارد تا دست به کار و فعاليت بزندهر عملی که انسان انجام ميدهد همه وهمه جبری بوده واثری از اختيار در آنها وجود نداردشيطان پايه گذار مکتب جبر است،چرا که گمراهی خود را به خدا نسبت می دهد نه به خود(شيطان به خدا)گفت:حال که مرا گمراه ساختی من بر سر راه مستقيم تو در کمين آنها
مي نشينم(اعراف ۱۶)

اشاعره نيز در فرهنگ اسلامی از طرفداران جبر هستند
۳)نظريه سوم اين است که انسان نه مجبور مطلق است ونه مختار مطلق .
انسان دارای آزادی اراده واختيار است،اما اين آزادی واختيار آنچنان نيست که بتوان قايل به”تفويظ”شد،بلکه هستی او از خدا بوده وبه کار گيری آن نيرو وهستی به دست خود انسان می باشد.به اين نظريه امر بين الامرين می گويند که از جمع آيات قرآنی به دست می آيد وامامان شيعه آن را تعليم نموده اند.(۴)

۳-حقوق اجتماعی وسياسی در اسلام (ص۹۳،۹۴)
۴-مبانی انسان شناسی در قرآن ص(۳۵۳ ، ۳۵۴، ۳۵۵ ، ۳۷۶، ۳۷۷ )
آزادی در انديشه امام خمينی (س)
آزادی ،توصيه قرآن:قرآن کريمی که آزادی واستقلال را توصيه کرده است.ما همه طابع قرآن کريم وطابع موازين اسلام وقواعد اسلام هستيم ۱۹/۱۱/۵۷
با اسلام ميتوانيد آزاد باشيد:شما بدانيد که با اسلام ميتوانيد مستقل باشيد وبا اسلام ميتوانيد آزاد باشيد قرآن شما راآزاد قرار داده است وقرآن استقلال شما را بيمه کرده است۲۶/۱/۵۸ (۱)
آزادی انسان از جبر محيط

در بحث از آزادی انسان اين مسئله مطرح است که آيا انسان آزاد از جبر محيط مِي باشديا نه؟
در پاسخ به اين سوال برخي از متفکران فر هنگ بشری جواب منفي داده اند،تا جايي که افرادی چون اميل دورکِيم و طرفدارانش انسان را ساخته شده ی محيط دانسته اند.اينان تا آنجا پيش رفته اند که شخصيت انسانی را ناشی از عوامل اجتماعی دانسته اند وحتي گفته اند که اموری مانند دقت ويادگيریواستدلال واستنتاج،انديشه های اخلاقي واعتقادات مذهبي همه وهمه معلول اجتماع ميباشند.

آری جامعه در شخصيت فرد تاثير دارد،اما نه تاثيرمنحصر به فرد،به گونه ای که عواملی چون تعليم وتربيت وآگاهي واراده واختيار فرد را ناديده بگيريم.تاثير جامعه در اين است که استعدادهای انسانی را به کمک ديگر عوامل رشد داده يا متوقف سازد.(۴)
آزادی در انديشه امام
قدر دانستن آزادی:اين آزادی برای ما الان يک نعمتی است که بايد قدرش را بدانيم وهمه با هم حفظ کنيم اين را،اين نعمتی که خده به ما داده است ، شکر کنيم اين نعمت را ۳/۳/۵۸

آزادی نعمت خدايی است، خدا به شما نعمت آزادی داده و شما را در امتحان اين آزادی قرار داده است که ببيند که شما با اين آزادی چه ميکنيد.

۱- آزادی در انديشه ی امام خمينی تبيان دفتر بيست و هفتم
۴ – مبانی انسان شناسی در قرآن، ص ۳۷۷
آزادی وسيله ی خدمت به خلق وخالق
آيا ما با بندگان خدا – بطوری که خدای تبارک وتعالي امر فرموده است رفتار ميکنيم.حالا که آزاد شديم،آزادی را وسيله برای خدمت به خلق وخدمت به خالق قرار ميدهيم ،يا آزادی را برای مخالفت با خدا واستکبار مردم؟ ۱۶/۸/۵۷ (۱)
آزادی مطلق يا آزادی نسبی
لازمه زندگی اجتماعي انسان،تعامل وتعاون با همنوعان است. اين امر به ناچار بر ميزان آزادی او تاثير می گذارد و محدوديت هايي را بر آزادی وی تحميل می کند . اگر چيزی از جامعه می گيرد چيزی هم بايد بدهد همين امر او را وادار می کند که نتواند هر چه را می خواهد و به هر گونه که می خواهد انجام دهد . لازمه ی حرمت نهادن به قانون ، محروميت از بخشی از آزادی هاست . بدين تر تيب روشن می گردد که انسانها در ارتباط با يکديگر از ((آزادی نسبی برخودارند .)) اما در رابطه با خدا چه طور ؟از نظر جهان بينی اسلامی ، خداوند برکل هستی مالکيت حقيقی و مطلق دارد و جز او همه مملوک او يند . او معبود است و ديگران عبد و به همين دليل ، حاکميت مطلق بر جهان وانسان از آن خداست . با وجود اين آزادی انسان در برابر خداوند ، توهمی بيش نيست . انسان در برابر انسان آزاد است نه در برابر خدا . (۳)

آزادی در جهت رشد انسان در انديشه ی امام خمينی :
اين آزادی که برای ملت ما هست ، برای زن ، برای مرد ، برای نويسنده ها ، اين آزادی ، آزادی است در کليه ی امری که اين امور به نفع خود شما هست . تمام چيزهايي که در رشد انسان ، در رشد خواهر ها و برادر ها و اين کودک های عزيز دخالت دارد ، اين ها همه آزاد هستند .
(۸/۷/۱۳۵۸) (۱)

۱- آزادی در انديشه ی امام خمينی تبيان دفتر بيست و هفتم
۳- حقوق اجتماعی وسياسی در اسلام ، ص۹۵
آزادی برونی و درونی
در جهان بينی اسلامی انسان دارای دو نوع آزادی بيرونی و درونی است هردو مقدس و صيانت از آنها لازم است . ((آزادگی )) (آزادی درون) در اسلام از اهميت ويژه ای برخوردار است .
محدوديت آزادی در مواردی که مزاحم آزادی ديگران باشد يا امنيت فردی و اجتماعی را مختل کند و يا عفت عومی را جريحه دار نمايد ، مورد پذيرش اسلام نيز می باشد .
عمده ترين و اساسی ترين مرزی را که می توان برای آزادی در نظر گرفت ،((آزادگی )) است.در اسلام تنها دليل ممنوعيت برخی ازآزادی ها ی بيرونی صيانت و حفاظت از آزادی های درونی است . اين نکته ی ظريف که آزادی برای آزادی محدود می گردد مورد غفلت بسياری فلاسفه ی حقوق قرار گرفته است .. اصلی ترين مسئله در تقسيم آزادی ها به آزادی های مشروع و نا مشروع همين امر می باشد . (۳)

انسان وآزادی فکر و انديشه
يکی ديگر از اقسام آزادی که قرآن کريم به آن اشاره کرده ، آزادی فکر و انديشه است .
يکی ديگر از اقسام آزادی که قرآن کريم به آن اشاره کرده ،آزادی فکر و انديشه است . قرآن کريم نه تنها برای آزدی از جبر برون و آزادی از هوی و هوس های درونی ارزش قايل شده است ، بلکه از غل و زنجير هايي که ممکن است عقل و انديشه ی انسانها را به بند بکشد سخن به ميان آورده است . قرآن کريم انسان های مومن را دعوت به آزادی فکر وانديشه نموده است.

((بشارت ده بندگانی را که به گفتارها گوش فرا داده و از بهترين آنها پيروی می کنند . آنها کسانی هستند که خدا هدايتشان کرده است و آنها صاحبان خرد و انديشه اند . ))
آری قرآن کريم نه تنها انسانها را از انديشه های مخالف نمی هراساند . بلکه افراد را دعوت به انديشه و تفکر کرده است و از مومنان می خواهد که بادقت به آرا و نظريات گوناگون گوش فرا داده و از بهترين آنها پيروی کنند .(۴)

۳- حقوق اجتماعی و سياسی در اسلام ، ص ۱۰۲
۴- مبانی انسان شناسی در قرآن ، ص ۳۸۱ و ۳۸۲

آزادی انديشه و بيان از نظر امام خمينی (س)
آزادی برای همه: در حکومت اسلامی ، همه ی افراد دارای آزادی در هرگونه عقيده ای هستند وليکن آزادی خرابکاری را ندارند .

برخورداری از آزادی بيان : در جمهوری اسلامی هر فردی از حق آزادی عقيده وبيان برخودار خواهد بود ، ولکن هيچ فرد و يا گروه وابسته به قدرت های خارجی را اجازه ی خيانت نمی دهيم . ۲۶/۸/۱۳۵۷
آزادی های عمومی: در اين حکومت همه آزادند تا اظهار عقيده کنند . ۲۵/۱۰/۱۳۵۷
آزادی بيان : آزادی آرا در اسلام از اول بوده است ودر زمان ائمه ما – عليهم السلام – بلکه در زمان خود پيغمبر آزاد بود ، حرف هايشان را می زدند . ما حجت داريم ، کسی که حجت دارد از آزادی بيان نمی ترسد. لکن توطئه را اجازه نمی دهيم . ۱۰/۱۲/۱۳۵۷
آزادی قلم : قلم آزاد، قلمی آزاد است که توطئه گر نباشد . قلمی آزاد است ، روزنامه ای آزاد است که نخواهد اين ملت را به عقب و به تباهی بکشد .

قلم های فاسد آزاد نبايد باشد . ۳/۸/۱۳۵۸
آزادی اظهار عقيده : در فلسفه ی اسلامی از همان ابتدا مسئله ی کسانی مطرح شده است که وجود خدا را انکار می کرده اند . ما هيچگاه آزادی آنها را سلب نکرده و بدان لطمه وارد نياورده ايم ، هر کس آزاد است که اظهار عقيده کند ولی برای توطئه کردن آزاد نيست . ۱۶/۲/۱۳۵۷
مخالفت اسلام با تحميل عقيده : اسلام با تحميل مخالف است ، اسلام مکتب تحميل نيست ،

اسلام آزادی را به تمام ابعادش ترويج کرده است ،مافقط اسلام را ارائه می کنيم ، هرکس خواست می پذيرد و هر کس نخواست نمی پذيرد . ۹/۹/۱۳۵۸ (۱)

۱- آزادی در انديشه امام خمةنی تبيان دفتر بيست وهفتم
آزادی های سياسی
آزادی مطبوعات ورسانه ها (آزادی بيان )
آزادی بيان در قرآن : گرچه آزادی بيان از دامنه و گستره ای وسيع برخوردار است و فقط در محدوده ی حقوق سياسی خلاصه نمی شود ، مهمترين و کاربردی ترين بخش آن ، آزادی بيان در امور سياسی است . اسلام چنين حقی را در ابعاد مختلف اعتقادی ، اجتماعی ، صنفی و سياسی در بالاترين سطح خود پذيرفته . قرآن در آيات فراوانی آزادی بيان را امری روا ياد کرده است . آياتی در باره ی تفکر تعقل و ارائه ی برهان واستدلال ، وجوب امر به معروف و نهی از منکر ، فرمان به مناظره و جدال احسن ، توصيه به شنيدن سخن ديگران و گزينش سخن احسن گزارش سخنان کافران ،مشرکان و منافقان ، همه برآزادی بيان دلالت دارند.

صريحترين و قاطعانه ترين دفاع از آزادی بيان را می توان در سخنان امير مومنان سراغ گرفت .
آزادی مطبوعات ورسانه ها ، جلوه ی تکامل يافته ی آزادی بيان با بهره گيری از ابزارها مدرن و نوين در حوزه ی نظارت و اطلاع رسانی و نقد قدرت می باشد .
آزادی بيان همانند ديگر آزادی ها حدودی دارد . تعرض به حيثيت و آبروی ديگران ترويج سکس ، تبليغ خشونت ، توهين به مقدسات ، افشای اسرار شخصی ، ملی و نظامی ، اخلال در نظم عمومی از حدود آزادی بيان می باشند .

احزاب گروه ها و انجمن ها به نهادهای واسط ميان مردم و دولت نقش مهمی را ايفا می کنند .
تکثر گرايي سياسی در سايه های آموزه های دينی ، در نظام سياسی اسلام مورد پذيرش قرار گرفته است . (۳)

۳- حقوق اجتماعی و سياسی در اسلام ، ص ۱۷۱ و ۱۷۹
آزادی های فردی وسياسی در انديشه ی امام خمينی (س)
حکومت جمهوری اسلامی : طرز حکومتی که ما پيشنهاد می کنيم ، حکومت جمهری اسلامی است و اساسش بر آزادی و استقلال کشور وعدل و تعديل تمام دستگاه های دولتی است ، و اين در وقتی که عمل شد دنيا خواهد ديد که چيست . ۱۶/۸/۱۳۵۸
آزادی جناح های سياسی : جناح های سياسی در آنجا در اظاهار عقايد خود آزادند . ۲۱/۹/۱۳۵۷
جلوگيری از فساد : ما جز از فساد، جلوگيری از هيچ چيز نمی کنيم ، آزادند مردم . ۸/۱۱/۱۳۵۷
آزادی پيامد انقلاب اسلامی : شما را آزاد کرديم ، آزاديد حالا تا خودتان کار کنيد . شما آن وقت در قيد بوديد ، در حبس بوديد و هر روز يک مامور بالای سرتان می آمد و تحکم بر شما می کرد و. اين الان از سر شما برداشته است و شما راحت شديد . ۲۹/۲/۱۳۵۸
نهضت اسلام ، عامل آزادی : اين نهضت ، شما را آزاد کرد و از آن بندها يي که بر ملت بود نجات داد . ۱۲/۴/۱۳۵۸ (۱)

۱- آزادی در انديشه امام خمينی تبيان دفتر بيست و هفتم
اقسام آزادی در ديدگاه استاد مطهری
گذشته از آزادی هايي که گياهان به آنها نيازمندند يک سلسله نيازمندی های ديگری هم دارد که ما آنها را به دو قسم تقسيم می کنيم . يک نوع آزادی اجتماعی است . آزادی اجتماعی يعنی چه؟ يعنی بشر بايد در اجتماع از ناحيه ی ساير افراد اجتماع آزادی داشته باشد ، ديگران مانعی در راه رشد و تکامل او نباشند، او را محبوس نکنند ، به حالت يک زندانی در نياورند که جلوی فعاليتش گرفته شود. ديگران او را استثمار نکنند يعنی تمام قوای فکری و جسمی او را در جهت منافع خودشان به کار نگيرند .

آزادی اجتماعی در قرآن :
در نص قرآن مجيد ، يکی از هدف هايي که انبيا داشته اند که به بشر آزادی اجتماعی بدهند ، يعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی يکديگر نجات بدهند .
ای پيغمبر ! به اين کسانی که مدعی پيروی از يک کتاب آسمانی گذشته هستند ، به اين يهودی ها ، مسيحی ها ، زرتشتی ها و حتی شايد به اين صابئيها که در قرآن اسمشان امده است و به همه ملت هايي که پيرو يک کتاب قدمی آسمانی هستند اين طور بگو: بيايد هم ی ما جمع شويم دور يک کلمه ، زير يک پرچم آن پرچم چيست ؟ دو جمله بيشتر ندارد .

يک جمله اش اين است : الا نعبد الا الله ولا نشرک به شيئا در مقام پرستش ، جز خدای يگانه چيزی را پرستش نکنيم نه مسيح را بپرستيم نه غير مسيح را و نه اهرمن را جز خدا هيچ موجودی را پرستش نکنيم. جمله ی دوم : ولا يتخذ بعضنا بعضااربابا من دون الله هيچ کدام از ما ديگری را بنده و بردهی خودش نداند و هيچ کس هم يک نفر ديگر را ارباب و آقای خودش نداند . (آل عمران- ۶۴)
آزادی معنوی

اما نوع ديگر آزادی ، آزادی معنوی است . تفاوتی که ميان مکتب انبياء ومکتب های بشری است در اين است که پيغمبران آمده اند تا علاوه بر آزادی اجتماعی به بشر آزادی معنوی بدهند و ازادی معنوی است که بيشتر از هر چيز دطگر ارزش دارد .

آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی ميسر و عملی نيست و اين است درد امروز جامعه ی بشری که بشر امروز می خواهد آزادی اجتماعی را تامين کند ولی به دنبال آزادی معنوی نمی رود . يعنی نمی تواند ، چون آزادی معنوی را جز از طريق نبوت ، انبياء ، دين ، ايمان و کتاب های آسمانی نمی توان تامين کرد .