از نحوه اسم گذاری CPU ها و سوکت آنها بیشتر بدانیم
بد نیست که یه توضیحی در مورد نحوه نام گذاری جدید اینتل بدم امیدوارم خوشتون بیاد . تمام مطالب این رو من از سایت xbitlabs ترجمه و ویرایش کردم که باید خیلی بیشتراز این میشد اما سربازی نمی ذاره .

سوکت ۷۷۵
سوکت جدید اینتل که سوکت T هم نامیده می شود . تفاوت اصلی ظاهری این سوکت با سوکت قبلی اینتل که در نگاه اول مشهود است اختلاف بسیار زیاد بین پینهای اتصال چیپ و مادربورد هست که از ۴۷۸ به ۷۷۵ عدد ارتقا پیدا کرده است. lga775 هیچکدام از پینهای متعارف دیگر سی پی یو ها رو نداره در عوض در کف صاف اون تعداد بسیار زیادی نقطه به چشم می خورد.پینهای اتصالی لازم بجای سی پی یو بر وری مادر بورد تعبیه می شود .

این چیپ در جای خود بوسیله مکانیزم قفل داری که نسبت به انواع قبلی کارآیی بهتری دارد در جای خود محکم می شود . این سازوکار به یوزر اجازه میدهد که بدون اینکه فشار بیجایی به سی پی یو و سوکت بیاورد آنها را در جای خودش نصب کند.

با اضافه شدن تعداد پایه های سی پی یو (این سوکت نسبت به سوکت قبلی ۶۲% بزرگتر شده) دراین خانواده پردازنده آپشنهای بیشتری برای طراحی در دست تیم طراحی اینتل قرار می گیرد. در این سوکت اولین سطح تماس الکتریکی افزایش پیدا کرده که منجر به دو برابر شدن خطوط اصلی انتقال نیرو به چیپ شده است. به عبارت دیگر هر منطقه خاص از پردازشگر با فاصله کمتری به لاین نیروی مورد نیاز و خط انتقال اطلاعات خود وصل می شود و الکترونها برای نفوذ به ترانزیستورهای پنهان در سطوح بعدی تراشه فاصله کمتری را طی میکنند

. پایه های بیشتر باعث کاهش فشار بار برروی گذرگاهها شده(مثلا اگر تعداد درهای یک سالن بیشتر باشد فشار در گره ها یا همون درها در هنگام ورود و خروج کمتر می شود) درمجموع مقاومت الکتریکی درهرترانزیستور پایین می آید(چون ترانزیستورهای بیشتری از حالت سریال به پارالل سویچ می شوند) و با کم شدن انحراف ناشی از مقاومت … انتقال الکترون در مجموعه ای با بیش از ۱۰ ملیون ترانزیستور روانتر و مطمئن تر صورت می گیرد در نتیجه ترانزیستور ها می توانند در ولتاژهای اسمی پایینتری کار می کنند و ولتاژ کمتر یقیننا مصرف نیروی کمتری را به همراه خواهد داشت.

پس این روش(اضافه کردن پایه ها) کمک به حل دو مشکل بزرگ می کند : اول اینکه مقدار بسیار زیادی در نیرو صرفه جویی میشود و نیز تولید حرارت چیپ پایین می آید(هرچند که در ابتدا برای خوشحالی زود بود چون تراشه های جدید با این معماری چندان هم خنک از کار در نیامدند اما رفته رفته و با اصلاحات صورت گرفته قابلیتهای این کوچ سوکتی نمایان شد و دماهای پردازنده ها پایین آمد).

دوم اینکه :از آنجا که اضافه کردن پایه ها پایداری بیشتر پردازنده در فرکانسی پردازشی بالاتر(کلاک سی پی یو) را در پی خواهد داشت . بنابراین سوکت lga775 یک پیش زمینه مطمئن را برای حرکت به سمت باسهای سریعتر فراهم میکند و دست طراحان در این زمینه باز خواهد بود . معماری بر پایه lga775 باسهای تا ۱۰۶۶ مگاهرتز و بالاتر و پهنای باندی تا ۸٫۵ گیگ راتضمین می کند. به همین دلیل به نظر میرسد که عمر این سوکت کمتر از سوکت ۴۷۸ نباشد

.اینتل قصد دارد که تمام سی پی یو های جدید دسکتاپ خود در ۲ سال آینده را (مثل دوهسته ای ها) را بر روی این سوکت ارائه دهد و lga775 حداقل تا سال ۲۰۰۶ دستخوش تغییر نخواهد شد.پیشبینی می شود که بعد از سال ۲۰۰۶ هنگامی که تکنولوژی ۶۵ نانومتری در سیستمهای دسکتاپ جای خود را باز کرد طراحان اینتل سوکت جدیدی برای پشتیبانی از آن ارائه دهند.

نامگذاری سی پی یو ها:
اینتل اعلام کرده که هدف اصلی از نامگذاری جدید کمک به آندسته از خریداران غیر حرفه ای است که تخصصی در این زمینه ندارند زیرا درحقیقت محصولات اینتل مشتمل بر جند خانواده پردازنده با خصوصیات ریشه ای متفاوت است روش سنتی که تا اکنون مورد استفاده بود نامیدن بر اساس فرکانس کاری پردازنده بود که گمراه کننده است .مثلا امروزه اینتل چندین دسته پردازنده متفاوت ارئه می کند که در زیر به تعدادی اشاره میکنم :

Pentium 4 XE(extreme edition)
این پردازنده مبتنی بر تکنولوژی ۱۳۰ نانومتریبا هسته گالاتین و مجهز به ۲مگا بایت کش ال ۲ . این پردازنده یکی از قوی ترین تراشه های دسکتاپ در ارائه ماکزیمم بازدهی است و انواع فرکانسی ۳٫۲ و ۳٫۴ و دارای باس ۸۰۰ و پشتیبانی از تکنولوژی HT . این پردازنده کیفیت عملکرد بسیار مطلوبی دارد هرچند که قیمت آن در حدود ۱۰۰۰ دلار است.

Intel P4
یک گروه بزرگ و کلی .پردازنده مبتنی بر تکنولوژی ۱۳۰ نانومتری با هسته NorthWood و با ۵۱۲ یا ۱۰۲۴ کیلو بایت کش و یا با تکنولوژی ۹۰ نانومتری با هسته Prescott به همراه ۱۰۲۴ کیلو بایت کش و با پشتیبانی از باس ۵۳۳ یا ۸۰۰ و فن آوری HT .این مدل شایع ترین مدل اینتل است.
Intel Celeron

این اسم برای P4 ساده شده بکار میرود(به منظور کم کردن هزینه) استفاده می شود گرچه این پردازنده از هسته NorthWood بهره می برد ولی کش آن تنها ۱۲۸ کیلو است و غالبا از فن آوری HT پشتیبانی نمی کند باس این پردازنده ۴۰۰ است که به این علت کاآیی این پردازنده کم شده و حتی نوع ۲٫۸ آن از یک پردازنده ۲٫۴ باس ۸۰۰ ضعیفتر عمل می کند.
Intel Celeron D
این پردازنده بر پایه هسته Prescott بنا شده و کش آنها ۲۵۶ و باس ۵۳۳ و از HT پشتیبانی می کنند و به عنوان پردازنده ارزان قیمت شناخته می شوند. بدیهی است این تعداد انواع پردازنده مخصوصا اینکه از همه آنها می توان مدلهایی با سرعت مشابه یافت برای عموم بسیار سردرگم کننده است . به مثال زیر توجه کنید:

Pentium 4 2.8 Northwood with 533MHz bus
Pentium 4 2.8A on Prescott core with 533MHz bus
Pentium 4 2.8C on Northwood core with 800MHz bus and Hyper-Threading support
Pentium 4 2.8E on Prescott core with 800MHz bus and Hyper-Threading support
Celeron 2.8GHz with 400MHz bus and 128KB L2 cache

Celeron D 2.8 with 533MHz bus and 256KB L2 cache
دقیقا به همین دلیل اینتل تصمیم گرفت از نوع جدید نامگذاری استفاده کند .
در این نامگذاری تراشه :
با یک عدد ۳ رقمی که معرف معماری پردازنده است + سرعت پردازنده + FSB + حافظه کاشه پردازنده +تکنولوژی های اضافه(مانند HT)
این نامگذاری بسیار شهودی خواهد بود و حتی کابران آماتور هم براحتی می توانند از آن استفاده کنند .

در مجموع پردازنده های اینتل درسه سری دسته بندی خواهد شد :
۷XX و ۵XX و ۳XX
درست مانند خریدن یک اتوموبیل BMW که سری ۷ آن بالاترین کیفیت و سری ۵ با کیفیت خوب و قیمت مناسب و سری ۳ ارزان قیمت .
البته این نوع نامگذاری از سری جدید پردازنده های اینتل آغاز شده و فقط برای مدلهای دسکتاپ و موبایل کاربرد دارد. پردازنده های سرور اینتل مانند Xeon و یا ایتانیوم همچنان با سرعت ساعتشان نامیده می شوند .

جدول زیر دسته بندی این پردازنده ها را به ترتیب نشان می دهد:
این قسمت به بیان مطالب کلی در مورد سی پی یو ( CPU ) می پردازیم ________________________________________
پنتیوم ، نسل پنجم پردازنده های شرکت اینتل دارد به آرامی به پایان خود نزدیک می شود.
پنتیوم که در سال ۱۹۹۳ پس از پردازنده های ۴۸۶ به بازار معرفی شد در ابتدا قرار بود ۵۸۶ نام بگیرد ولی به دلیل اینکه از نظر حقوقی ثبت اعداد به عنوان نام تجاری ممکن نیست و اینتل نمیخواست رقبا بتوانند نام گذاری مشابهی برای محصولات خود داشته باشند نام آن را به پنتیوم تغییر داد. ( که این کار موجب شد رقیب بزرگ اینتل یعنی ای.ام.دی نام محصولات خود را به K5,K6 و Athlon تغییر دهد). مهم ترین تغییرات پنتیوم نسبت به ۴۸۶ شامل معماری ابر اسکالار -Superscalar – ( که به پردازنده اجازه می دهد

در یک چرخه بیش از یک دستور العمل را اجرا کند) ، باند ۶۴ بیتی اطلاعات و مجموعه دستور العمل های MMX بود. پنتیوم عملا سالهاست که تنها پردازنده CISC مطرح جهان است و این در حالی است که تمامی رقبای آن یعنی Sparc, Mips,Alpha,PowerPC از معماری مدرن تر RISC استفاده می کنند. البته پنتیوم های مدرن نیز در هسته اصلی خود دستور العمل ها را از سیسک به ریسک تبدیل می کنند. پنتیوم نقطه ضعف های دیگری نیز نسبت به رقبای خود دارد که از جمله میتوان مصرف بالا، تولید حرارت زیاد، استفاده از دستورالعمل های ۳۲ بیتی (رقبا همگی ۶۴ بیتی هستند)و نیاز به فرکانس بالا برای رقابت با سایر پردازنده های هم نسل خود را نام برد.

در واقع این که پنتیوم به سرعت به پایان زندگی خود نزدیک می شود کاملا قابل پیشبینی بود. در واقع سالهاست که اینتل پردازنده های مدرن ۶۴ بیتی خود به نام ایتانیوم را به عنوان جایگزین پنتیوم و برادر پرقدرت تر آن یعنی -Xeon- به مشتریان پیشنهاد می کند. پس این سوال به ذهن میرسد که خوب پس حالا که مردم به زودی پنتیوم های خود را به ایتانیوم ارتقا خواهند داد و همه چیز به خوبی تمام خواهد شد چه جای نگرانی است و چرا باید این مطلب را بخوانیم؟

پاسخ خیلی ساده است: اگر به اطراف خود نگاه کنید هیچ اثری از پردازنده های ایتانیوم نمی بینید. در واقع فروش ایتانیوم مانند قدرت محاسباتی و بازده آن بسیار پایین تر از سطح انتظار بوده است. پروژه ایتانیوم از زمان تولد تا به حال دچار مشکلات زیادی بوده است به شکلی که اگر اینتل ایتانیوم را رها کند هم جای تعجب زیادی نخواهد بود. سوای فروش ضعیف و قدرت پردازش ناکافی نه تنها در مقایسه با رقبای مانند اولترا اسپارک و پاور پی سی ،

حتی در برابر محصولات خود شرکت یعنی پنتیوم ۴ و زئون نیز قابل قبول نبوده است، اینتل اولین ضربه را از رقیب هوشمند خود یعنی ای.ام.دی زمانی خورد که مجبور شد معماری ۶۴ بیتی خود را رها کند و پردازنده هایش را با معماری موسوم به AMD64 ادونسد میکرو دیوایسز بسازد. در این مورد خاص کلک همیشگی گمراه کردن مردم و رسانه ها با نامگذاری های پیچیده نیز مانند ماجرای پردازنده های Pentium M و کمپین تبلیغاتی Centrino که باعث شده بیشتر مردم فکر کنند سنترینو یک پردازنده است نگرفت و عموم جامعه آی تی امروزه می دانند که معماری EM64T اینتل درواقع همان AMD64 ای.ام.دی است که نامش عوض شده تا کسی متوجه نشود که اینتل دارد عملا از تکنولوژی شرکت رقیب اش درس می گیرد.

ضربه دوم کاری به پردازنده ایتانیوم شکست فروش آن در بازار ایستگاه های کاری بود و این در زمانی اتفاق افتاد که اچ.پی ایستگاه های کاری ایتانیوم خود را از بازار خارج کرد. (برای اینکه متوجه عمق فاجعه شوید توجه شما را به این نکته جلب می کنم که۹۰ در صد فروش ایتانیوم متعلق به اچ .پی بود) شکست های پی در پی ایتانیوم در برابر موفقیت های پی در پی ای.ام.دی که عملا از زمانی که پردازنده های اتلون را وارد بازار کرده تا به حال تغییر استراتژی خاصی نداشته بسیار قابل توجه است خصوصا اگر “نقشه راه” پردازنده های پنتیوم را نگاه کنید تا متوجه شوید اینتل چند بار در معماری پردازنده های خود تغییر عقیده داده است:
استراتژی اول اینتل :
از Pentium Pro به Pentium III به Pentium M ( میتوان آن را مسیر سنترینو نام گذاری کرد )
این مسیر پردازنده های خنک، با فرکانس پایین و کم مصرف اینتل است. (توجه کنید که چطور اینتل دارد پردازنده های سرور و لپتاپ خود را یکی می کند.

استراتژی دوم اینتل :
از ۳۸۶ به ۴۸۶ به پنتیوم ۱ و ۲ به پنتیوم ۴ ( که می توان آن را مسیر پنتیوم ۴ نام گذاری کرد)
این مسیر پردازنده های پر مصرف، گرم و با فرکانس های بالا اینتل است که با رسیدن به سقف ۴ گیگاهرتز از رده خارج خواهد شد.

استراتژی سوم اینتل :
ایتانیوم ۱ ، ایتانیوم ۲، ایتانیوم ۳

خلاصه اینکه پردازنده های مربوط به استراتژی ۲ به بن بست فنی رسیده اند و عملا پنتیوم ۵ یا پنتیوم ۴ بالای ۴ گیگاهرتزی دیگر به بازار نخواهد آمد و یا اگر بیاید تنها نام تجاری آن پنتیوم است. استراتژی ۳ اینتل ، که پر خرج ترین پروژه تاریخ آی تی پس از پروژه (موفق) آی.بی.ام ۳۶۰ است بسیار به کندی پیش می رود. (منتقدان پروژه ایتانیوم را “ایتانیک” نام گذاری کرده اند) و عملا چیزی که باقی می ماند استراتژی فعلی اینتل یعنی سنترینو است که قطعا در برابر رقبایی مانند اولترا اسپارک، اپترون و پاور پی سی حرفی برای گفتن ندارد.

پس در آینده باید چه پردازنده ای بخریم؟
پردازنده های ایتانیوم به دلیل ساختار ۶۴ بیتی شان توانایی اجرای نرم افزار های ۳۲ بیتی فعلی را به صورت مستقیم ندارند و تنها راه اجرای برنامه مرد نیاز شما بر روی این پردازنده این است که یا صبر کنید تا نسخه ۶۴ بیتی آن نوشته شود ( مثلا فتوشاپ۶۴ بیتی به بازار بیاید) یا این که از نرم افزار های شبیه ساز استفاده کنید.

خوب چون آمدن نسخه های ۶۴ بیتی نرم افزار ها مدت زیادی به طول خواهد انجامید پس باید به سراغ شبیه سازی برویم. هر شبیه سازی موجب افت بازده پردازنده خواهد شد، محققیت اعلام کرده اند ایتانیوم با نرم افزار شبیه سازی شده هم سرعت یک پردازنده زئون با سرعت مشایه خواهد بود. در حالی که این موضوع برای محققین ممکن است

هیجان انگیز باشد، قطعا شما علاقه ای ندارید که پول خود را برای پردازنده ای بسیار مدرن خرج کنید و سپس سرعت آن را با شبیه سازی پایین بیاورید. این مانند خریدن یک پورشه و تبدیل آن بازدن یک کلید به فولکس واگن است چون فرضا برای پورشه شما هنوز جاده ای ساخته نشده است.

یک نکته کوچک قابل ذکر دیگر درباره ایتانیوم سخت افزار آن است، تمام کسانی که با سیستم عامل ویندوز تجربه کاری دارند به خوبی به خاطر می آورند که مهاجرت از پردازنده های ۱۶ بیتی اینتل به پردازنده های ۳۲ بیتی چه ضرر های جبران ناپذیری از نظر مالی و زمانی برای مدیران شبکه به ارمغان آورد. حالا خودتان را تصور کنید که در حال جستجو برای درایور ۶۴ بیتی برای کارت گرافیک یا صدای کامپیوتر تایوانی خود هستید تا بفهمید چرا هیچکس علاقه ای به ایتانیوم نشان نمیدهد.

حالا شما خواهید گفت که این استراتژی کند مهاجرت به ایتانیوم چیز جدیدی نیست و اینتل و مایکروسافت همینطور که توانسته اند بخش اعظم بازار آی.تی را ده ها سال عقب مانده تر از بقیه بخش های بازار نگه دارند،این بار هم می توانند با یک استراتژی ۲۰ ساله به آرامی سخت افزار و نرم افزار ۶۴ بیتی را به جامعه آی.تی بفروشند.

متاسفانه یا خوشبختان این گزینه نیز دیگر شدنی نیست ، به دلیل این که این بار رقبای اینتل و مایکروسافت نه بر روی پلت فرم های بسته و کوچک خود مانند مک، دیجیتال، اس.جی.آی ، بلکه در بازار x86 و ویندوز در حال رقابت سخت با اینتل و مایکروسافت هستند.( یعنی مردم نیازی ندارند برای نسخه ۶۴ بیتی ویندوز یا پردازنده بعدی اینتل صبر کنند و می توانند به جای آنها از پردازنده های اپترون یا از لینوکس، مک او.اس یا سولاریس استفاده کنند).

بیشترین خطر بازار اینتل را زمانی تهدید می کند که “سوخت” پردازنده های کلاسیک پنتیوم به پایان برسد در حالی که از پردازنده های جدید تر ۶۴ بیتی هنوز خبری نیست. این جا دقیقا جایست که فرصت مجال به پردازنه های رقیب یعنی اپترون می دهد که در عین ۶۴ بیت بودن می توانند بدون شبیه سازی نرم افزار های ۳۲ بیتی موجود را استفاده کنند.

اینتل این روز ها در تدارک تولید پردازنده ای از خانواده زئون است که دارای امکان پشتیبانی ۶۴/۳۲ بیتی به طور همزمان می باشد و این می تواند حضور اینتل را در بازاری که خودش ۳۰ سال پیش به وجود آورد دوباره معنی دار کند.

دکتر اندرو گروو – Andre Groove- مدیر عامل اینتل زمانی می گفت ” تنها ذهنیت های پارانووید زنده می مانند”. امروزه ظاهرا زمان مرگ یکی از این محصولات خوش بین رسیده است.
اینتل،رقیب سرسخت خود را از پای در آورد.
اینک پنتیوم ۴ پرسرعت ترین پردازنده ی دنیا را در خود جای داده است:
دراولین آزمایش،پردازنده ی ۳٫۲ گیگاهرتزی اینتل،آتلون اکس پی ۳۲۰۰+ را دوشقه کرد!
فناوری فرانت باس ۸۰۰ مگاهرتزی اینتل برگ برنده ای بود که ای ام دی را از پای انداخت. چرا که آتلون اکس پی ۳۲۰۰+ تنها ۴۰۰ مگاهرتز قدرت دارد. سرعت تصاویر رزولوشن ۱۰۲۴ در ۷۶۸ در محصول اینتل ۱۲۸ فریم در ثنیه و در آتلون اکس پی،۱۰۲ فریم است.

شرکت xis اینک دسکتاپ خود مجهز به ۳٫۲ را ۳۷۷۸ دلار و سیستم مجهز به آتلون را ۳۳۱۹ دلار به فروش می رساند.
به گفته ی کوین کریول از کارشناسان برجسته میکروپراسسور محصول ۳٫۲ گیگاهرتزی آخرین مدل از نسل پنتیوم ۴ قبل از ورود پریسکات است.
تراشه ی پریسکات در نیمه ی دوم سال ۲۰۰۴ به بازار رضه می شود.پریسکات تراشه ای جدید مبتنی بر ۹۰ نانومتر به همراه یک مگابایت L2Cache (دو برابر ۵٫۲ کیلوبایت کنونی) است.
محصول دیگر از سری پردازنده های ۱۳ با نام SS3 می باشد که تمرکز اصلی این پردازنده بحث توسعه ی امنیتی است.

به گفته ی کریول اینتل شروع به توسعه ی فناوری Hyperthreading کرده است.(در پردازنده های جدید) در این فناوری پردازنده ۲ کار و عملیات را با هم انجام داده که محصول پریسکات با توسعه ی buffering خود این کار را به نمایش خواهد گذاشت.
با توجه به این ویژگی ها اینتل در نظر دارد،پنتیوم ۴ را در همین جا تمام کند و محصولی مانند پریسکات را به عنوان پنتیوم ۵ وارد بازار کند.

 

اگر چنین اتفاقی بیفتد سری بعد از پریسکات یعنی Tejas هم با عنوان پنتیوم ۵ به دست مصرف کنندگان خواهد رسید.
شرکت بسیار معروف تولیدکننده ی سی پی یو هستند که دنیا را به تصرف در آورده اند.البته شرکت های دیگری همچون IBM نیز هستند که در تولید سی پی یو و کامپیوترهای کیفی(لب تاب) شرکت دارند.شرکت اینتل ابتدا پردازنده ی Pentium1 یا همان Pentium را تولید کرد (هم زمان با ورود ویندوزهای ۱ و ۲) و بعد با سرعتی بهتر و بالاتر Pentium2 را وارد بازار کرد.اینتل تا Pentium 2 500 پیش رفت و تصمیم به ساخت پردازنده ی پنتیوم ۳ با کیفیت بالاتر کرد. هم زمان با این تراشه،AMD دست به کار شد

و محصول آتلون را وارد بازار کرد که با پنتیوم ۳ مقابله می کرد. این دو شرکت با هم بسیار رقابت کردند.طوری که اینتل برای تولید تراشه های ۱۲۰۰ به بالا از پردازنده ی دیگری به نام Pentium4 استفاده کرد که بسیار سرعت بالایی داشت.AMD هم بیکار نماند و پردازنده ی Athlon XP را روانه ی بازار کرد.خیلی ها طرفدار اینتل و خیلی ها طرفدار ای ام دی هستند

و به راستی نمی توان گفت که کدام بهترند.چون همین که Intel پردازنده ای جدید می دهد AMD دست به کار شده و بالاتر آن را می دهد.و همین طور آن ها در حال رقابتند. هر دو شرکت محصولی را که از تراشه ی Pentium 3 و Athlon قوی تر و از Pentium4 و Athlon XP ضعیف تر باشد را برای کسانی که توانایی خرید تراشه های خیلی بالا را ندارد ارایه می کنند.این محصول در اینتل،Celeron و در AMD نيز ،Duron نامیده می شود که این دو نیز در جای خود در حال رقابتند.
خوب تو این قسمت می خوام یه چیزایی در مورد حرفایی که پشت سر سلرون می زنن رو بگم که تمامی اونا الکی و بی مورد هست .

خب یکی از چیزایی که مردم یم گن اینه که سلرون همون پنتیوم هست!چی می گه اگه پنتیوم بود چرا اسمش رو سلرون گذاشتن هااا
یه چی می گیا!؟ خب از همون اول که پردازنده ی سلرون اومد با به بازار مردم گفتن که سلرون یه مدل پنتیوم هست در حالی که این طوری نمی باشد و سلرون از یه گروه و خانواده ی دیگر می باشد نه از خانواده ی پنتیوم خب حالا که از سلرون گفتم اینم داشته باشین

سلرون رو اینتل برای اینکه یه پردازنده ی ارزون به بازار داده باشه طراحی کرده و آن را به بازار فرستاده است که جالبه بدونین ما می توینم دو تا پردازنده از یه خانواده رو با هم مقایسه کینم اما نمی تونیم پنتیوم رو با سلرون مقایسه کنیم پس مجبوریم بریم رو قیمت که خودتون بهتر می دونین تو ایران چه شکلی هست!؟

البته اگه می خواهید که این دوتا رو با هم مقایسه کنین اول اینتل رو با ای ام دی مقایسه کنین بعد!؟
خب یه چی دیگه که مردم می گن اینه که سلرون حافظه ی دورنی کهبه اون کشش (Cach) می گن نداره؟
وقتی که اینتل این محصول رو روانه ی بازرا کرد در اولین سری که به بازار اومد این مشکل وجود داشت که در همون مدل اومدن یه حافظه ی ۱۲۸ کیلو بایتی ایجاد کردن و با نام ۳۰۰A دیگری به نام این پردازنده از کچ ۱۲۸ کیلو بایتی استفاده می کنه و از اون به بعد تمامی محصولات سلرون اینو دارن من تعجب می کنم چه جوری مردم اینا رو باور می کنن!؟

یه جیز دیگه اینه که پنتیوم ۲ با سرعت ۶۰۰ مگا هرتز شما می خواین؟
البته اگه وجود داشته باشه که نداره!؟
شرکت اینتل تونست پنتیوم ۲ را نا ۴۵۰ مگا هرتز ارتقا دهد و نتوانست بالا تر ببره که بعد این پنتیوم ۳ با ۵۰۰ مگا هرتز اومد تو این مدت مغازه دارا سلرون رو جای پنتیوم ۲ قالب می کردن اگه کلاه سرتون رفته به من ربطی نداره(چه ربطی داشت!!؟؟)در ضمن بازم می گم پنتیوم ۲ آخرین سرعتش ۴۵۰ مگا هرتز هست نه ۶۰۰ مگا هرتز!!!؟؟
بعد از این یکی می رسیم به یکی دیگه از اون شاخداراش پنتیوم ۴ ب حافظه ی ۱۲۸ کیلو بایتی می خواین!؟

نه بابا! پنتیومی با این صنعت و ابتکار و خلاقیت و … که توش به کار رفته فقط ۱۲۸ کیلو بایت حافظه همه ی شما می دونین که اینتل یا همون پنتوم بگم بهتره همیشه پردازنده های خودش رو با ۲۵۶ و ۵۱۲ کیلو بایت به بازار داده پس این ۱۲۸ کیلو بایت دیگه چه مسخره بازیه!؟؟
خب حالا بیاین دلیل اینو بررسی کنیم؟

خب وقتی که سلرون پیشرفت کرد حافظه اون به ۲۵۶ مگابایت رسید و به سرعت ۱٫۴ گیگ هم رسید اما بریا برد های پنتیوم ۳ نه پنتیوم ۴ و با ورود پنتیوم ۴ به بازار سلرون فقط ۱۲۸ کیلو بایت حافظه بیرا این برد ها داره و اینم دیگه زد تو سر دلالا که سلرون رو جای پنتیوم قالب می کردن و اونام گفتم پنتیوم ۴ با۱۲۸ کیلو بایت حافظه!!؟؟
Intel یا AMD ، مسئله انتخاب بهتر است! ________________________________________
همیشه و هنگامی که سوال می شود که شما کدام مدل از پردازشگر ها را می پسندید جواب های متفاوتی شنید می شود ، در ایران و به دلیل سود بیشتر در فروش پردازشگر های مدل INTEL بیشتر فروشندگان انواع مختلف این مدل را پیشنهاد میکنند.

اما ببنیم که چه فرقی بین پردازشگر های ساخته شده توسط شرکت INTEL و شرکت AMD وجود دارد. سپس خودتان تصمیم بگیرید که هنگام خرید CPU چه مارک و مدلی را انتخاب کنید.
این مقایسه ها بین CPU های موجود و حاظر در بازار صورت گرفته است و محصولاتی که در آینده توسط این دو شرکت ارائه خواهد شد را در این مقایسه شرکت نداده ایم.

۱٫ AMD بر اساس معماری اجرایی ۹ مرحله ای ساخته شده است اما معماری پردازنده های INTEL شش مرحله ای میباشد. بدین معنا که AMD در هر چرخه کاری ۹ عملیات انجام میدهد د رای که INTEL فقط ۶ عمل را انجام میدهد.

۲٫ AMD از ۶۴۰Kb Cache برخوردار است در حالی که Intel ، از ۵۳۲Kb بر خوردار است هر چقدر که میزان Cache پردازنده بیشتر باشد ، پردازنده کارایی بیشتری خواهد داشت اطلاعات بیشتری میتواند ذخیره کند ودیگر لازم نیست پردازنده برای بدست آوردن اطلاعات یا دستور ها مدت زمان بیشتری را رفت و برگشت به حافظه برد اصلی برای جذب اطلاعات یا دستور العمل ها صرف کند.

۳٫ AMD از مس برای اتصال ترانزیستور های بکار رفته در پردازنده ها استفاده میکند در صورتی که در ساختمان پردازنده های Intel آلومینیوم بکار رفته است.مس هادی الکترسیته بهتری است ، ازاین رو پهنای اتصالهای بین ترانزیستورها را به میزان چشمگیری کاهش می یابد .که این امر باعث مصرف کمتر مواد اولیه و در نتیجه منجر به کاهش هزینه می شود این دلیل ارزان تر بودن AMD نسبت به P4 است.

۴٫ از دیگر تفاوت های میان AMD وIntel میتوان به راندمان Cache بروی چیپ اشاره کرد ، AMD از معماری انحصاری استفاده میکند که راندمان بیشتری نسبت بیشتری نسبت به طراحی معماری غیر انحصاری Intel دارد.

۵٫ AMD از تکنولوژی پردازش موازی در مقایسه با Hyper -Threading اینتل استفاده میکند ، در بسیاری از کاربردهای امروزی فعال بودن Hyper -Threading کارائی پائین تری ارائه میدهد ، نتایج تحقیقات بیشمار منتشر شده در نشریات رایانه ای و پایگاهای اطلاعاتی معتبر بیانگوی این پدیده هستند.

۶٫ یکی دیگر از مهمترین نکات برتر پردازنده های AMD واحد ممیز شناور آن است که از FPU اینتل بسیار قویتر میباشد که این امر باعث اجرای سریع تر برنامه های چند منظوره Multimedia میشود.
۷٫ زمانی که اینتل P4 را طراحی کرد طول PIPELINE را از ۱۰ مرحله در P3 به ۲۰ مرحله افزایش داد Intel همین تغیر توانست که تعداد عملیاتی که در چرخه عملیاتی انجام می شود بصورت قابل ملاحظه ای کاسته میشود و از طرف دیگر افزایش طول PIPELINE نیازمند افزایش تعداد ترانزیستور ها برای انجام همان تعداد عملیات میباشد که این امر باعث افزایش اندازه هسته و بالا رفتن قیمت تولید میشود . در حالی که AMD با وجود افزایش فرکانس پردازنده های خود طول pipeline را به همان اندازه p3 یا k6 ثابت نگهداشت.