«بسمه تعالي»
استرس و فنون كاهش استرس
قرن بيست و يكم عصر شلوغي است. هياهو در ذهن نفوذ مي‎كند و آن را با همهمه اي از حواس پرتي ها انباشته مي سازد- مقوله هاي جديد، قطعات خبري دو طرفه، صداي انفجارآميز موسيقي، دوره هاي نمايشي مدام مكرر كه آسودگي بعد از اوج نمايش را به همراه نمي آورد، صرفاً اشتياقي را براي تخليه هيجاني روزانه ايجاد مي كنند.

آلدوس هاگزلي
سكوت، آزادي، آرامش، ۰۱۹۴۶ ، ص ۲۴
رابطة بين استرس زندگي و آسيب شناسي رواني موسسة ملي بهداشت رواني نتيجه گرفته است كه زنجيرة متصل (رابطة) بين استرس (فشار) زندگي و آسيب شناسي رواني در نوشته ها به خوبي مورد حمايت قرار مي‎گيرد.

هر چند كاوش متداول تشريح آن است كه چگونه استرس زندگي سلامتي و آسودگي يك نفر را از بين مي‎برد.
به عنوان يك چهارچوب مفهومي (كلرمن و ويس من (۱۹۸۵، ص ۵۶) يك تعريف كارا را از استرس و نامگذاري مربوطة آنرا تأمين كردند.
استرس : تغييرات رواني فرض شده، هيجاني يا جسماني بر اثر عامل استرس آور است.

استرس آورها: تغييرات محيطي پرفشار به ويژه از رخدادهايي كه نيازمند تغييرات در الگوها، خط سيرعادي كارها يا تعامل ها است.
پاسخ استرس: پاسخهاي رفتاري، رواني، هيجاني، جسمي يا شناختي كه در تلاشي براي از عهده برآمدن، وفق دادن يا باقي ماندن تجربه مي‎شود.
پيامدهاي سلامتي نامطبوع: مستعد بودن براي بيماريهاي جسمي يا اختلالات هيجاني به طور فزاينده.
نمودار ۱۲-۱

معادله اختلال عاطفي يا رفتاري
ميزان بروز اختلال عاطفي يا رفتاري= استرس + آسيب پذيري جسماني، عاطفي، اجتماعي و شناختي
مهارت از عهده برآمدن + حمايت اجتماعي + عزت نفس
استرس آورها يك تأثير تعديل كننده يا سبب ساز مي‎شوند كه با خصلت ها و عوامل شخصي در محيط اجتماعي تعامل مي كنند. (دورنوندودور نوند، ۱۹۸۵)
كنترل استرس، كاهش استرس و روندهاي آسودگي از استرس طرحهاي مداخله مي باشند. يك عمل مخاطره آميز آسيب شناسي رواني فرد با حضور استرس ضعيف كننده و معلوليت جسماني شدت مي گيرد، و اگر شخص داراي مهارت هاي قابل اعتماد باشد كه از عهده برآيد، داراي يك حس مثبت از خود باشد.

از بين مي رود و فرد وجود حمايت اجتماعي در محيط را مشاهده مي‎كند. از چشم انداز فرد، سلامتي مي‎تواند با معادله نشان داده شده در نمودار ۱۲-۱ ارزيابي شود. همچنين با يك معادله مشابه در محيطي متمركز در نمودار ۱۲-۲ نشان داده شده است، كه بر مخاطرة آسيب شناسي رواني در يك جمعيت متمركز است (آلبي، ۱۹۸۲).
آسيب شناسي رواني كمتر احتمال دارد كه در يك جمعيت واقع شود، اگر تمرينات اجتماعي شدن وجود داشته باشد كه رقابت اجتماعي، منابع حمايتي قابل دسترس در محيط، و فرصت هاي قابل دسترس براي افراد را آموزش دهد تا قيودات ساختاري، قيودات مثبت اجتماعي، و هويت هاي مرتبط با علايق مشترك اجتماعي را شكل دهد. هر دو معادله به هم وابسته هستند و نياز مهمي را براي اقدامات مربوطة استرس منعكس مي كنند كه چند بعدي هستند (الياس، ۱۹۸۹)
برخي از علائم استرس در نمودار ۱۲-۳ نشان داده شده.

استرس كار درماني :
روان درماني اغلب براي پزشكان ايجاد استرس مي‎كند. در ميان پراسترسترين جنبه هاي درماني برطبق نظر هلمن، موريسن و آبراموويتز (۱۹۸۶) شك دربارة تأثير گذاري خود، مشكلات در برنامه ريزي، درگير شدن بيش از حد در كار، كاهش يافتگي و دشواري داشتن مديريت برقراري ارتباط با مراجعان بود.
نمودار ۱۲-۲
احتمال اختلال هيجاني در يك جمعيت
احتمال اختلال هيجاني در يك جمعيت = استرس آورها + عوامل مخاطره در محيط
تمرينات اجتماعي سازي + منابع حمايت اجتماعي + فرصت ها براي ارتباط

علائم استرس

نمودار ۱۲-۳
عصبانيت يبوست يا اسهال
دردهاي عضلاني كاهش شهوات جنسي
افزايش يا كاهش اشتها فشار خون بالا
مصرف زياد دخانيات خشكي دهان
اختلال در خواب برآشفتگي
افزايش تعرق بيحالي‌ورخوت‌يا خستگي
لكنت زبان يا گيري زبان دستهاي سرد و مرطوب
حالت تهوع يا اختلال روده اي و معده اي افسردگي
دندان قروچه كردن ترس، اندوه يا اضطراب
اختلالات پوستي بي قراري

گريه هاي دوره اي علائم ديگر
پنج نوع از رفتار مراجعان كه باعث بيشترين استرس براي درمانگران مي‎شوند تهديد به خودكشي، مقاومت، بيان احساسات منفي، رفتار تهاجمي و اعمال وابسته به آسيب شناسي درماني بودند.

به طور متداول، نگراني زيادي براي جوان آمريكايي در مورد خودكشي، سوء استفادة جنسي، دشمني، افسردگي، بدكاري خانوادگي، بارداري در بين جوانان ۱۳ تا ۱۹ ساله، ويروس ايدز، بزهكاري، و درجات محروميت اجتماعي رو به تصاعد، نياز بحراني براي بزرگسالان مسئول را نشان مي‎دهد تا ارتباطات نزديك، درخور توجه را با افراد جوان برقرار سازند. استرس تضعيف كننده به همراه همة اين شرايط است، كه به نوبة خود پيامدهاي سلامتي نامساعد را به وجود مي‎آورد (ويليام تي، كميسيون كمك مالي كار، خانواده، و شهروندي، ۱۹۸۸)

ديدگاه درمانگر: در نقش درماني
در صورت انگيختگي باور نكردني هيجاني، خشم، غمگيني، وحشت زدگي، اندوهگيني، تضاد، انتظار مي رود كه درمانگر بي تفاوتي، استقلال، تحمل ناكامي، همدلي، هوشياري، علاقه، كنترل تكانه را بدون احساس ضعف، محروميت و انزوا، نشان دهد. گويي چنين خواسته هايي كافي نيستند، ما همچنين قرار است هنگاميكه به خانه مي رسيم جذاب و سرحال باشيم، از آنجا كه دوستان و خانوادة ما كار ما را مي دانند، توقعات بيشتري دارند كه ما به طور سنگدلانه صبور، بخشنده و مصالحه گر باشيم در طي لحظاتي كه آنها سبب مي‎شوند كه ما در نبرد قفل شويم. زيگموند فرويد نامه هاي كامل زيگموند فرويد به ويلهلم فيليس
۱۸۸۷-۱۹۰۴ چاپ شده بوسيلة ج. م. ماسون، ۱۹۸۵، ص ۱۰۴

بهبود ارتباطات با محيط خود
اختلال هيجاني فصلي:
اختلال هيجاني فصلي (SAD) يك اختلال حالتي است كه با افسردگيهاي ويژه در پائيز و زمستان ديده مي‎شود كه با دوره هاي غيرافسردگي در بهار و تابستان متناوب است (رزنت هال، سك، كيلين، لويي، گودوين، داون پورت، موئلر، نيوسام و ور، ۱۹۸۴)
كارشناسان معتقدند كه ۱۰ ميليون آمريكايي ممكن است شديداً به اين علائم مبتلا باشند، نظر به اينكه ۲۵ ميليون نفر ديگر ممكن است به درجات خفيفتر از آن رنج ببرند. (رزنت هال و ور ۱۹۸۷) معيار عملياتي ذيل را براي تشخيص اختلال هيجاني فصلي در نظر گرفته اند.

۱- تاريخچه اي از حداقل يك حادثه ضمني عمده مربوط به افسردگي، بر طبق نظر اسپيترز، انديكات و رابينز (۱۹۷۸)
۲- افسردگي هايي كه به طور منظم در پائيز و زمستان واقع مي‎شوند. (حداقل ۲ افسردگي كه در طي زمستانهاي پي در پي واقع شوند) كه با دوره هاي غيرافسردگي در طول بهار و تابستان متناوب است.
۳- نداشتن هيچ اختلال رواني عمدة ديگر
۴- هيچيك از متغيرهاي رواني- اجتماعي براي تغييرات منظم در اين حالت به حساب نيايد.
اين معيارها تغيير يافته اند و در DSM- IV (انجمن موسسه روانپزشكي آمريكايي، ۱۹۹۴ به عنوان الگوي فصلي نشان داده شده اند.)
يك نشانه كه ممكن است هر اختلال حالتي را بيان كند افسردگيهاي فصلي با منظومه اي متمايز از علائم همراه است.
مانند: خواب زدگي، پرخوري، ولع خوردن شيرينيجات، اضافه وزن، خستگي، و كناره گيري از جامعه. آن به وسيلة نور معيوب بوجود مي‎آيد و به يك درمان تازه، نور درماني پاسخ مي‎دهد. محققين يك ارتباط قوي را بين فصلها و ميزان بروز افسردگي ها، شيدايي (ماني)، خودكشي ها، و اقدام به خودكشي را نشان داده اند.

نوردرماني: نور به عنوان يك عامل درماني
نور مصنوعي روشن تاثيرات ضدافسردگي بر SAD دارد. اثربخشي نور در درمان SAD نخست به وسيلة محققين در موسسة ملي بهداشت رواني در اوايل دهه ۱۹۸۰۰ نشان داده شده است.
مراجعاني كه بخاطر SAD درمان مي‎شوند به طور نمونه روزي دو ساعت نور دريافت مي كنند.
منبع نوري كه بسيار مكرر استفاده شده است چراغ فلوئورسنت با طيف كامل بوده است (ويتاليت، شش پاورتويست) همچنين مي‎توان ۸ لولة منظم ۴۰ وات را كه به درون يك سطح ثابت فلزي چهارگوش فرو مي رود، تقريبا به اندازة ۴*۲ پا [هر فوت= ۱۲ اينچ و هر اينچ= ۵/۳ سانتيمتر] ، با يك سطح منعكس كننده، در پشت آنها، را به كار گرفت.

شدت نور بايد ۵ تا ۱۰ بار روشنتر از نور معمولي اطاق باشد مراجعان صرفاً نزديك جعبة نور مي نشينند در حاليكه نورها روشن و چشمها باز است.
رزنت هال، كارپنتر، جيمز (۱۹۸۶) عقيده دارند كه نور روشن ممكن است با بازداري تراوش ملاتونين تاثيرات ضدافسردگي را اعمال كند، لويي، سك و ميلر (۱۹۸۷) عقيده دارند كه نور تاثيرات ضدافسردگي خود را به وسيلة خواص مرحلة جابجايي خود به صورت ۲۴ ساعته اعمال مي‎كند. فرضيه اي كه در حال تحقيق است.
به علاوه به نظر مي رسد كه گويي برخي افراد قابليت انعطاف پذيري در مقابل يك مادة شيميايي اعصاب را دارند (شايد به طور ژنتيكي معلوم شده باشد) كه در صورت فقدان نور كافي، نور محيطي تغييرات رفتاري ديده شده در SAD را ايجاد مي‎كند.

نور روشن كه احتمالاً از طريق چشم و فرضاً از طريق فرافكنيهاي مربوط به هيپوتالاموس شبكيه اي عمل مي‎كند قادر است كه اين نابهنجاري شيميايي را از بين ببرد اگر نور به حد كافي شدت داشته باشد و به طور منظم و براي مدت كافي مورد استفاده قرار گيرد (رزنت هال، ۱۹۸۹، ص ۳)
نور مصنوعي روشن قادر است تا زمان دوره هاي بيست و چهار ساعته در انسان را تغيير دهد كه ممكن است در شرايط دوره هاي بيست و چهار ساعته نابهنجار مانند تأخير جت، خستگي كار نوبتي يا واكنشهاي مزمن مثلاً در نشانگان مرحلة خواب دير شده (بيخوابي) و SAD مفيد باشد، محققان موسسة ملي بهداشت رواني درمان موفقيت آميز با استفاده از چراغهاي فلئورسنت با طيف كامل كه بر روي زمين قرار دارند را نشان داده اند.
چراغ روشن علائم SAD را از طريق تناوب ها، توليد هورمون و شيمي بدن از بين مي‎برد.

فنوني براي تحت كنترل درآوردن استرس
فنوني مانند تمرين آرميدگي در حال پيشرفت عضله، بازخورد زيستي، خواب مصنوعي به خود، تنفس موزون و تمرين مي‎تواند موجب آسوده سازي شود.
تمرين آسوده سازي مي‎تواند انگيختگي فيزيولوژيكي را كاهش دهد و تاثيرات استرس مزمن را كاهش دهد چندين تكنيك تعمقي براي اهداف درماني مورد مطالعه قرار گرفته است (بنسن، ۱۹۷۴، گلدمن، شوارتز، ۱۹۷۶، هيدر، ۱۹۸۵، ماهارش ۱۹۷۲)

مراقبه
با آسوده سازي بدن و آرام ساختن ذهن مراقبه سعي مي‎كند تا تاثيرات مضر تنش و استرس را كم كند.
اگرچه مراقبه ريشه هاي خويش را در تمرينات مذهبي شرقي دارد، منافع بهداشتي آن مستقل از جنبه هاي معنوي آن است. تعمق تاثيرات قابل اندازه گيري بر روي تكانه هاي الكتريكي دارد كه در مغز جريان دارد.

مطالعات با يك دستگاه نوارسنج مغزي (EEG) نشان مي‎دهد كه آن شدت امواج آلفا همراه با حالات آرام و پذيرا را تا حدي بالا مي‎برد كه حتي هنگام خواب ديده نشود. مطالعات ديگر همزماني افزايش امواج مغزي را در بين دو نيمكرة مغز در هنگام مراقبه، پائين آمدن هورمون استرس و گردش گسترده را نشان مي‎دهد اسيد لاكتيك كه محصول فرعي تنش و اضطراب است پس از مراقبه پائين مي‎آيد (هنگامي كه براي يك دورة زماني طولاني تمرين شود)
همچنين مراقبه مصرف اكسيژن را كاهش مي دهد، ضربان قلب را كند مي كند، فشار خون را پائين مي‎آورد.

كساني كه مراقبه مي كنند اغلب عنوان مي كنند كه آن حافظة آنها و توانايي هاي ذهني آنها را پيشرفت مي‎دهد. آنها را از بيماريها محافظت مي كند، و استفاده آنها را از الكل و دارو كاهش مي‎دهد.

تمرين تعمق مي‎تواند بواسطة بعد تجربة بشري مقوله بندي شود:
۱) عقلاني ، آنگونه كه براي رسيدن به يك آگاهي ذهني عظيمتر از واقعيت است؛
۲) هيجاني: براي بسط آگاهي بيشتر هيجان مثبت مي كوشد.
۳) جسماني: آنگونه كه مي كوشد كاملاً در جنبش جسمي جذب شود.
۴) عمل: آنگونه كه در تمرين يك مهارت يا فن ويژه است، (لشان، ۱۹۷۴). وين هولو (۱۹۸۷) منافع رسيدن به يك حالت متفاوت از آگاهي را فهرست بندي كرد.
• يك حالت وجد را تجربه كردن
• بينش هاي معنوي را كسب كردن
• از درد و رنج فرار كردن
• انگاره هاي جديد خلاق را به دست آوردن
• پيشرفت بهداشت يا ملايم ساختن بيماري
• افزايش تيزحسي (صفحات (۱۷-۱۴)

مراقبه شكلهاي بسياري به خود مي‎گيرد. يك روش ساده انتخاب يك محل ساكت براي چند دقيقه در روز براي انديشة منعكس طولاني يا تفكر است و زدودن ذهن از همة انديشه هاي آگاه، و تمركز به يك صدا، تصوير ذهني شيئي، كلمة ويژه است. برخي از تلقيات در مورد تعمق به محدود ساختن آگاهي تأكيد مي‎كند. نظر به اينكه ديگر تلقيات بر گسترش آگاهي تأكيد مي كنند. تعمق كنندگان مجرب قادر هستند تا تغييرات عمده اي را در عملكرد فيزيولوژيكي خود مانند: ضربان قلب پائين، تنفس آهسته شده، و تغييرات در امواج مغزي را ايجاد مي‎كند. سرانجام رسيدن به يك هماهنگي داخلي است، آرامش در درون خود فرد، در زواياي استفاده از القاء مثبت به خود
فن: مراقبه
هدف مشاوره اي: كاهش دادن استرس در ميان مراجعان، قدرتمند ساختن آنها براي كسب كنترل بررفتارهاي غلبه بر خود كه يك پاسخ استرس مزمن را آشكار مي سازد، برانگيختن فن آسوده سازي با تعمق (دوي، ۱۹۶۳، ص ۱۲۶)

شرح: مراجع يك شمع را به عنوان نقطة ثابت استفاده مي‎كند.
۱- حالا چشمانتان را بر فراز شعله نگاه دارد و اجازه ندهيد كه چشمانتان سرگردان شوند.
۲- نفس كشيدن را به صورت موزون شروع كنيد.
۳- سپس چشمانتان را ببنديد و سعي كنيد تا شعله را نگاه دارد. شما مي توانيد آن را به وضوح مجسم كنيد، تصوير را نگاه داريد، اما اگر نور طفره مي رود، چشمانتان را براي نگاهي ديگر به نور باز كنيد.
۴- چشمانتان را دوباره ببنديد و ببينيد كه آيا اين بار قادر به تجسم شعله هستيد. اين كار را تكرار كنيد تا آن هنگام كه قادر به تسخير و نگاهداري برداشت هستيد. امتحان كنيد، و امتحان را ادامه بدهيد، تا آن هنگام كه موفق شويد. عجله نكنيد يا چيزي را در فشار قرار ندهيد. زياد با شدت امتحان نكنيد. به ياد داشته باشيد كه مهمترين چيز آن است كه ضمير دروني شما آسوده و بي حركت باقي بماند.

فن: تعمق هاروارد براي آرميدگي
هدف مشاوره اي: براي برانگيختن پاسخ آسوده سازي با بكار گرفتن فن تعمق هاروارد (بنسن ۱۹۷۴)
شرح: مراجع را وادار كنيد كه كارهاي ذيل را انجام دهد:
۱- يك محيط آرام را انتخاب كنيد در آنجا كه شما دچار حواس پرتي يا مزاحمت نشويد.
۲- دوبار در طول روز انتخاب كنيد در هنگامي كه بتوانيد ۱۰ تا ۲۰ دقيقه از وقت را اختصاص دهيد.
براي برخي از افراد يك زمان خوب قبل از صبحانه يا قبل از شام است. و يك وقت به ويژه خوب هنگامي است كه شما در حال تجربة استرس هستيد .
۳- يك صندلي راحتي را انتخاب كنيد. در وضعيتي بنشينيد كه احساس راحتي كنيد.
۴- هر لباس تنگي را گشاد كنيد، كفشهايتان يا لباسهايي كه ممكن است ماية ناآسودگي باشند را درآوريد.
۵- چشمانتان را دوباره ببنديد، با فكر كردن دربارة آسودن شروع به آسودگي كنيد. در حاليكه به پاهايتان، ساق پاهايتان، تنه، بدن، بازوان، گردن و سر فكر مي‎كنيد.
۶- از راه بيني تنفس كنيد و از تنفس خود آگاه باشيد.
۷- يك كلمة سادة يك يا دو بخشي را در هنگام بازدم به خود بگوئيد. تقريباً هر كلمه اي مي‎تواند باشد. كلماتي كه بعضي از افراد دوست دارند اينها هستند: گوهام، كريم، شيم يا شرين، كلمة بدون معني بهتر كارگر است.
۸- به آساني و به طور طبيعي نفس بكشيد.
هنگامي كه در حال مراقبه هستيد نگراني ها، انگاره ها و يا اضطرابها را نديده بگيريد،
پس از آنكه تعمق را تمام كرديد، به مدت يك دقيقه با چشمان بسته، سپس با چشمان باز به آرامي بنشينيد.

فن: افزودن آگاهي حسي
هدف مشاوره اي: براي بالا بردن آگاهي حسي
شرح : مراجع كارهاي ذيل را انجام مي‎دهد:
۱- به مكاني برويد كه احساس آسودگي كنيد، ترجيحاً به بيرون برويد.
۲- چشمان خود را بر روي يك شي، يك درخت ، يك صخره، يك عكس متمركز كنيد. گويي هرگز آنرا قبلاً نديده ايد.
۳- آگاه از اندازه، شكل، رنگ و بافت آن باشيد.
۴- حالا اجازه بدهيد كه آن محو شود و بگذاريد كه زمينه شروع به تمركز كند.
۵- اين كار را با اشياء ديگر تكرار كنيد يا، اگر آرام هستيد، آنجا بمانيد و بگذاريد كه ذهن و حواستان استراحت كند.
۶- توجه خود را به گوش دادن به صداهاي اطرافتان متمركز كنيد. از شدت آن صداها، كوتاهي و بلندي صداها و وزن آنها آگاه باشيد.
بكوشيد تا اين تجارب را هر روز حداقل به مدت ده دقيقه تكرار كنيد، زمينه ها و اشياء متفاوت را براي تفكر انتخاب كنيد مشاهده و شنيدن فعال مراجع را قادر مي سازد تا از رايحه ها، طعم ها و بافت ها، نيز بيشتر آگاه شود.
بالا بردن آگاهي حسي شما شكلي از تعمق است كه نه تنها به شما ياري خواهد كرد تا آسوده باشيد، بلكه همچنين شما را قادر خواهد ساخت تا كاملتر قدرشناس دنياي اطراف خود باشيد.

فن: برانگيختن فنون آسوده سازي بطور خودزاد
هدف مشاوره اي: برانگيختن فن آسوده سازي بطور خودزاد
شرح : با فنون آسوده سازي معطوف به خود يا خودزاد، مراجع ترغيب مي‎شود تا با گفتن اينكه او احساس آرامش، آسودگي، مي‎كند تنش را از خود رها سازد مراجع راهنمايي مي‎شود تا آگاهي هاي خلاق خود را استفاده كند. و اظهارات بخودش، آنگونه كه آسوده سازي عميق را احساس و تجربه مي‎كند را تكرار كند.
خلاصه نگاري ذيل از اظهارات بخود (تكرار حداقل ۲ بار براي هر كدام) معطوف به تمامي بدن بيمار، شروع شده با ساق پاها و بازوان مي‎باشد.
۱- تنفس آهسته : «من يك نفس عميق آهسته مي كشم»
۲- تنش سبك، سپس رهاسازي.
من احساس تنش سبكي در پاهايم مي كنم و حالا كاملاً آسوده ام»
۳- احساس گرمي و سنگيني كردن «احساس مي كنم كه پاهايم گرم و سنگين هستند»
۴- جريان گرما «گرما از بازويم به سينه ام جريان مي يابد»
۵- درجه ضربان قلب، ضربان قلبم آرام و منظم است.
۶- ذهن آرام. «ذهن من آرام و خموش است.»
۷- جدايي از احاطه كننده ها، «ذهن من از محيط كناره گيري مي كند، من احساس مي كنم كه آرام ساكت، خموش هستم، انديشه هايم كاملاً معطوف به ضمير درونم است.»
۸- آرامش و هماهنگي، بدن و ذهن من در هماهنگي كامل هستند.»
۹- اظهار ختم كننده، «من اكنون آرام، ساكت، و باانرژي باز نو شده ام.»
آسوده سازي معطوف به خود يا خودزاد مي‎تواند در تمرين ذهني (ذيلير جلد ولازادوس ، ۱۹۸۷) براي رهاسازي تنش منجر به خواب بهتر، در تحت كنترل درآوردن استرس و افزايش كارايي (كارينگتون، ۱۹۷۷) ، در درمان اختلالات افسردگي، اجباري، عصبي (رومن، ۱۹۸۱) و در حصول حالتي از سلامتي بهينه استفاده شود (پلينر، ۱۹۸۰)
فنون آگاهي حسي بازخورد زيستي (بيوفيدبك)

فن: كنترل خود از طريق بازپس خوراند زيستي
قصد مشاوره اي : متمركز ساختن كنترل بر خود از طريق بازپس خوراند زيستي
شرح‌: بازپس خوراند زيستي به يك گزارش سمعي و بصري از تغييرات در واكنش هاي بدني برمي گردد. كه بواسطه تغييرات در انديشه ها و عواطف پديد آورده شده است (مارسر، ۱۹۸۶)

پس از آنكه مراجعان با اطلاعاتي درباره يك حالت بدني به حد كافي بطور مكرر تأمين شدند مي‎توانند درباره زنجيره اتصال بين انديشه ها ، احساسات، واكنش هاي جسمي آگاه شوند. كنترل برخود يك فن آوري گسترش يافته است كه به افراد قدرت مي‎دهد تا بواسطه تغيير دادن عادات مخرب يا الگوهاي ناكارا كه شكل رفتارهاي مثبت را گرفته احساس بهتري كنند.

آن اساساً يك مرحله تدريجي گام به گام براي كنترل خود است و بسياري از همان فنون استفاده شده توسط درمانگران رفتاري بكار گرفته مي‎شود.
بازپس خوراند زيستي شامل تأمين افراد با اطلاعاتي درباره فرآيند فيزيولوژيكي است كه از آن به طور معمول آگاهند با بهره مندي از اين اطلاعات افراد مي‎توانند آگاه شوند تا شرايط فيزيولوژيكي كه ممكن است براي سلامتي آنها مضر باشد را با ميل خود و تحت كنترل درآورند.