مقدمه مترجم
* كسي كه استرس دارد ، شمع زندگی خود را از دو سو روشن کرده است !
* شما هر چقدر در مورد استرس بیشتر بدانید ، آن را بیشتر جدی خواهید گرفت !
* استرس یعنی آژیر خطر ( طبقه بندی خطر : سرخ ! )
* در مواقع استرس ، ضربان قلب شما گویی از صفر به صد می رسد . گاهی وقتها پای خود را از روی گاز بردارید !

* سلامتی قلب خود را به مخاطره نیندازید !
* کسی که استرس را با کشیدن سیگار یا مصرف داروهای آرام بخش زیان آور می خواهد تقلیل دهد مثل کسی است که بخواهد آتش را با نفت خاموش سازد !
غلبه بر استرس
چه چیزهایی باعث بروز استرس می شود ؟

هر آنچه که ما را به هیجان می آورد ، عصبانی می کند ، سرخورده و مأیوس می سازد ، می تواند منجر به استرس شود .
این چیزها می تواند شامل فکر و خیال ناشی از امتحان قریب الوقوع گواهینامه رانندگی و یا دیدار آتی یک از خویشان که دوستش ندارید – باشد .

در ضمن تصمیم گیریهای مهم و مشکل در زندگی ، فشارهای ناشی از محیط کار و یا تأثیرات مخرب ناشی از فوت عزیزان و بستگان و سوگواری های متعاقب آن ، می توانند باعث بروز استرس شوند .
استرس به عنوان یکی از بزرگترین عوامل مخاطره آمیز در سلامتی انسان های جهان امروز در آمده است و این نتیجه جدیدترین مطالعات علمی در این زمینه در کشورهای عضو اتحادیه اروپا بوده است . طبق ننتایج حاصله از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ ( شروع و پایان این تحقیقات ) در محیط کار مرتباً از

 

افراد ، انجام همزمان کار بیشتر و سریع تر مطالبه شده و این در حالی بوده است که آنها زیر فشار کمبود وقت قرار داشته اند و طبیعتاً این فشارها تأثیرات استرسی شدید داشته است . از هر سه نفر ، یک نفر از نشانه های وجود استرس رنج می برد . معذالک عواملی که برای یک نفر به معنای استرس می باشد ، ممکن است دیگری را فقط ککمی تحریک و تهییج ماید . اگر عواملی ، شخصی را دچار استرس می سازد ، ممکن است همان عوامل برای دیگری لذت بخش جلوه نماید . در

 

حقیقت برای هر یک از ما داشتن میزان محدودی استرس خوب است . اگر ما برای خود هدف جاه طلبانه ای تعیین کنیم و یا مجبور شویم یک وظیفه دوست نداشتنی را انجام دهیم ، و سپس به خوبی از عهده انجام آنها برآییم و یا اینکه بدانیم مطالبه ای که خودمان از خود داشته و یا از ما خواسته شده است به جا و صحیح بوده است ، آنگاه حال و هوای بهتری احساس می کنیم .

انتخاب هدف های جاه طلبانه روزانه برای زندگی ما چاشنی همراه می آورد . بعضی از افراد استرس را بر خود روا می دارند و به کمک آن موفق می شوند از چنگ امور یکنواخت و خسته کننده فرار کنند . استرس بیش از حد ، سلامتی ما را به مخاطره می اندازد و حالت تعادل روانی ما را بر هم می زند . در صورتی که استرس مرتباً تکرار شود و ابعاد آن نیز وسیع باشد ، ما را ضعیف ساخته و اساس زندگی ما را از هم می پاشد .

اینکه ما چگونه با مشکل ارتباط در زندگی زناشویی و یا زندگی شغلی برخورد می کنیم و یا چگونه با سایر مشکلاتی که روزمره ، عمدتاً در زمینه های مالی ، شغلی و خانوادگی داریم مواجه می شویم با نوع شخصیت ، ضعف های شخصی و یا با بیماری ما در ارتباط است .
چگونه می توان با استرس به طور صحیح برخورد کرد ؟

هر چقدر پیرتر و مجرب تر می شویم بهتر می توانیم با آنچه که روزانه پیش می آید برخورد کنیم و می دانیم چگونه باید بهتر با مسائل برخورد کنیم که تعادل زندگی مان بر هم نخورد . ما یاد می گیریم که چگونه باید در برابر امور غیر منتظره عکس العمل نشان دهیم . ما قادر خواهیم بود نقطه نظرات و رفتار خود را با مقتضیات زمان ، تطبیق دهیم و یک استراتژی غلبه بر استرس را به بهترین نحو ترتیب دهیم .

همه اینها کلاً در حاشیه قرار دارند . اما در مورد حوادث و وقایعی که نقطه عطف به شمار می روند ، مثلاً ازدواج ، تولد و یا مرگ یکی از بستگان بسیار نزدیک ف واکنش هایمان در این موارد مهم زندگی و اینکه چگونه آنها را از سر می گذرانیم همگی واضح تر و راحت تر صورت می گیرد . برای آنکه بتوانیم همواره با استرس های زندگی با موفقیت کنار بیاییم ف باید بتوانیم پرتویی بر عوامل به وجود آورنده استرس بیندازیم و به آن نزدیک تر شویم . باید مشخص سازیم که آیا عکس العمل های جسمی و روحی ما عاقلانه است یا آنکه مانع می شود ما بر موقعیت ها تسلط داشته باشیم .

از مطالعاتی که به عمل آمده چنین بر می آید که در تعدادی از افراد غلبه بر استرس یک عامل ذاتی است و در تعدادی دیگر یک جریان یادگیری است . در نهایت طرز تربیت افراد و تمرینات عملی در این مورد تأثیر به سزایی می توانند داشته باشند .

استرس متعادل
استرس می تواند بیش از آنکه چیزی منفی باشد ، یک عامل مثبت و انگیزش دهنده باشد . حساسیت در مورد استرس نه تنها در هر فردی به طور متفاوت تأثیر می گذارد بلکه می تواند در یک شخص به خصوص نیز سال به سال تأثیرهای متفاوتی داشته باشد .

اینکه استرس بر ما به چه صورت تأثیر می گذارد در درجه اول به این بستگی دارد که آیا نیروی حاصله از استرس با قدرت مقابله به مثل ما ، می توانند بر هم تأثیر متقابل گذاشته و در دو کفه ترازو ، تعادل را حفظ کنند یا نه . هر گونه عدم تعادل بین فشار حاصله از استرس با نیروی مقابله به مثل با آن می تواند خود به آن شکل از استرس منجر شود که برای ما خوب نیست .

اینکه استرس چقدر نیرومند است به عوامل مختلفی بستگی دارد :
۱- عامل ایجاد کننده ۲- اهمیتی که واقعه برای ما دارد ( آیا ما را خیلی خوشحال می کند یا سخت اندوهگین می سازد و یا آنقدرها هم اهمیت ندارد ) ۳- اینکه ما چگونه با آن برخورد می کنیم و عکس العمل نشان می دهیم .

مثال زیر موضوع را روشن تر می کند :
آقای هانس مولر که متأهل و دارای سه فرزند می باشد بدهی سنگینی بابت خرید خانه دارد ، کارش را دوست دارد و آن را خیلی مهم تلقی می کند . وقتی از کار برکنار می شود ، استرس خیلی شدیدی بر وی وارد می شود . برکناری از کار چنان اهمیت زیادی برایش داشته که او در علایم جسمانی نظیر اختلال در خواب ، اختلال در غذا خوردن و همچنین عکس العمل های روانی مختلف مثل پرخاشگری های مکرر و حساسیت های متعدد به وجود می آورد .

از سوی دیگر ما مورد خانم اورسولا اشمیت را داریم . او که بیست و سه سال دارد ، دارای تحصیلات عالیه است و مشکل مالی ندارد و هیچگونه تعهد پرداخت به خصوصی ندارد . فقط کار خود را خسته کننده و کسالت اور می داند . وقتی وی از کار برکنار می شود ، بیشتر این احساس را دارد که در این مدت طولانی چه کار بیهوده ای داشته است . او احساس راحتی و سبکبالی می

کند و گویی باری از دوشش برداشته شده است و خود را چنان بشاش احساس می کند که تا آن زمان هرگز چنین احساسی نمی کرده است . در این مورد اخیر ، ما طرف مثبت استرس را می بینیم که چگونه باعث یک تغییر می شود که مدتها قبل باید در زندگی او به وقوع می پیوست . عوامل استرس مشابه می توانند در انسان های مختلف عکس العمل های متفاوتی ایجاد نماید .
برخورد صحیح با استرس

مشکل اصلی ، شناخت استرس است . اگر آن را بشناسیم مبارزه با آن نسبتاً ساده است. آیا متوجه شده اید که از عکس العمل های ناشی از استرس رنج می برید ؟ در این صورت باید به دنبال کشف دلایل پنهان باشید و با آنها مبارزه کنید . در این مورد می توانید از کسی که مورد اعتمادتن است کمک بخواهید .

یک دفتر خاطرات برای استرس تهیه کنید .
در آغاز تمامی نشانه های استرس را با توجه به درجه شدت ان و نیز مدت دوامش فهرست کنید . تمامی دلایل به وجود آورنده آن را به ترتیب شدت شان یادداشت کنید . در ضمن فراموش نکنید که موارد مشابه را حتی اگر درجه اختلال آن ضعیف است بنویسید . چون اغلب یک اختلال کوچک می تواند بیشتر از ی کیا تعدادی از دلایل بروز استرس خود را که برایشان راه حل عملی وجود د ارد و آنهایی را که خود به خود و با گذشت زمان بهتر می شوند را بیاورید و در پایان آنهایی را فهرست

کنید که متغیر نیستند . آنگاه سعی کنید ، خودتان را از طبقه بندی های دوم و سوم آزاد سازید . از اینکه مرتب خود را به خاطر وجود این طبقه بندی سوم که غیر قابل تغییر می باشند عصبانی کنید ، دست بردارید . مسائل و مشکلاتی که برای آنها راه حل های عملی وجود دارد در فهرست مجزا بنویسید و رویشان کار کنید . سعی کنید این فهرست را در جریان زندگی روزمره ملاک قرار دهید و تعقیب کنید تا شرایط تا حدی روند رو به بهبود پیدا کند .

طبیعی است که بعضی از راه حل های شما را دیگران عجیب تلقی خواهند کرد . فراموش نکنید خیلی هم خودخواهانه نیست که انسان به فکر خودش باشد . اگر به خودتان برسید و حالتان خوب شود ، به نفع همه است .

کنترل موقعیت
کار بعدی شما آن است که عکس العمل های ناشی از استرس و تحولات آن را دقیقاً مورد توجه قرار دهید و در دفتر خاطرات مربوطه نیز مجدداً ثبت کنید که آیا نشانه استرس تغییر کرده است و یا چگونه تغییر یافته است . درجه تغییر ، میزان شدت آن و نیز طول زمان ادامه اش را مجدداً ثبت نمایید . همه موارد را پس از یک هفته تکرار کیند تا بتوانید میزان موفقیت تان را در روش کنترل استرس تحت بررسی دقیق قرار دهید . اگر یک راه حل جواب نداد ، یکی دیگر را امتحان کنید . آنقدر این روش کنترل موفقیت را امتحان کنید تا بالاخره به این احساس برسید که بسیاری از دلایل استرس را حتی الامکان فرو نشانده اسد و اوضاع را مجدداً تحت کنترل خود درآورده اید . پس از شش تا دوزاده هفته مطمئناً وضعیت بهتر خواهد شد .

در هر مورد که افکار منفی دوباره ظاهر می شوند شما باید این چهار سؤال زیر را از خودتان بپرسید :
* آیا این افکار منطقی هستند ؟
* آیا می توانم به نتایج دیگری برسم ؟
* چه چیز موافق و مخالف این نوع فکر کردن است ؟
* شاید من نتایج عجولانه ای انتخاب کرده ام یا احساس گناه بیهوده ای دارم ؟
روش زندگی را کنترل کنید