-۱- آموزش :
۱-۱-۱ اهميت آموزش و پرورش:
تمدن امروزه وجوه متفاوتي دارد. دگرگوني تكنيك زندگي مرتبا بر وسعت و تنوع نيازها مي‌افزايد و بهره‌مندي انسانها را از مهارتها و تواناييهاي جديد ايجاب مي‌كند. در اثر اين تحول تدريجي چه بسا هدفهاي تربيتي كه روزي بعنوان مقاصد تجملي مطرح بوده اند و اكنون يك نياز اجتناب ناپذير عمومي جلوه مي‌كنند. روشن است كه كسب مهارت براي مقابله با نيازهاي متنوع و پيچيده زندگي و كسب اهليت براي استفاده از تكنيك نوع و كاربرد ابزار جديد. خود مستلزم توسل جستن به تربيت عمدي است . آن بربيت عمدي اي كه براي زندگي در جاهله امروز با ابعاد وسيع نيازهاي روزمره‌اش توانايي لازم فراهم آورد و افراد را براي مقابله با ضرورتهاي روزمره زندگي آماده كند. اين ضرورت نشانه بارز آموزش و پرورش است ولويت آن را نسبت به ديگر فعاليت‌ها توجيه مي‌كند.
در جامعه امروز ا«وزش و پرورش تنها وسيله دسترسي به تكنيك قويتر و توسعه و پيشرفت بيشتر است رقابت دامنه داريكه باري استفاده از تكنيكهاي جديد و تامين شرايط بهتر زيست و بين ملل مختلف جهان وجود دارد ، انگيزه تلاش و كوشش وسيعي است كه براي بنيادگذاري نظام جامعتر و سود بخشتر آموزشي اعمال مي شود و خود از اهميت اين بخش از فعاليت هاي اجتماعي متاثر است دگرگونيهاي روزمره و سريع زندگي انسان نيز نياز به ترتبيت و كسب آمادگي براي قبول تحول در ابعاد گوناگون حيات انساني را به خوبي توجيه مي‌كنند. دگرگونيهاي كه اجتناب ناپذيرند و تنها تربيت و تعليم صحيح مقابله متعادل و مطلوب با آنها را امكان پذير مي‌سازد.

۱-۱-۲ محتواي آموزش و پرورش:
به دنبال بحث درباره آموزش و پرورش كنجكاوي براي آشنايي با آن محتوا و برنامه در خور اينهمه توجه امري كاملا طبيعي است. روشن است كه تربيت تك فرد فقط نتيجه كوششهاي عمدي و رسمي خانواده نيست. تربيت يك فرد نتيجه همه عواملي است كه در شكل گيري شخصيت او نقش داشته‌اند. اثر محيط در سازندگي ويژگيهاي عقل ، عاطفي و رفتاري انسانها، خواه ناخواه مقام دارد. اثري كه اجتناب ناپذير است تغيير نيست، تدريجي و با دوام است و عموما نافذتر كوششهاي عمدي است. مدرسه خود جذيي از محيط است و در چهارچوب سازندگيهاي محيط، در شكل دادن به شخصيت كودكان و نوجوانان نقش قابل ملاحظه‌اي دارد.
آموزش و پرورش رسمي، هم كوششهاي معلم براي انتقال دانش و مهارت زمان به نسل جوان و هم آن سلسله فعاليتهايي را كه نقش سازنده رفتاري دارند ، در بر مي‌گيرد. آن محتوا و برنامه كه در هر زمينه فوق موثر و سودب۰خش باشد در خور اهميت است. رسالت تربيتي خانواده و مدرسه و جامعه را در هر دو بعد آموزش و پرورش بايد ديد كه نتيجه اول در يادگيري و دومين در تغيير رفتار خلاصه مي‌شود.
با اين توضيح ، محتواي تربيتي سودبخش تر است كه در هر دو جهت ، يادگيري و تغيير رفتار – موثر باشد بخصوص يادگيري، آنگاه در خور توجه است كه به تغيير رفتار در جهت مطلوب منتهي شود.

تهيه آن محتواي تربيتي كه نيازها و توقعات جامعه را بصورتي جامع و همه جانبه پاسخ دهد و در خور آن باشد كه بعنوان يك نياز عمومي مطرح شود از دشواريهاي جدي مديريت كنوني است. مسئله اساسي اين است كه نظام آموزشي با كدام محتوا سود بخش و قابل اعتماد مي‌تواند به نيازها و ضرورتهايي كه شاخص اهميت و ضرورت كار مدرسه‌اند پاسخ دهد.
محتواي آموزش و پرورش بايد بصورتي تهيه شود كه بين وقت و سرمايه وكار مصرفي براي تربيت هر فرد و نتيجه اي كه از اين سرمايه گذاريها حاصل مي شود تعادل و تناسب مطلوب را برقرار كند. اين موازنه و تعادل هم در گروه برنامه موثر و مفيد است و هم به اجراي سنجيده آن برنامه بستگي دارد. بررسي مسائل آموزش و پرورش خود كوششي براي يافتن آن محتوا و آن كيفيت اجراي است كه مقاصد تربيتي را به صورت بهتر و موثر تامين كند و قدرت سازگاري و سازندگي را در افراد جامعه فراهم آورد.

۱-۱-۳ رده بندي مسائل آموزش و پرورش:
مسائل آموزش و پرورش را با ديدهاي مختلف مي توان مورد توجه قرار داد و با هر نقطه نظر نوعي رده بندي از آنها حاصل مي‌شود.
۱٫رده بندي از نظر ارتباط با هدفها: هدف آموزش و پرورش ابعاد گوناگوني دارد. تربيت بدني، رواني، اخلاقي و مذهبي و اجتماعي و … در رده بندي مسائل آموزش و پرورش ممكن است دشواريها را براساس همين هدفها طبقه بندي كنيم يا آنكه اصولا مجموعه مسائل آموزش وپرورش را در دوره اصلي شامل «مسائل آموزشي» در ارتباط با كوششهايي كه براي انتقال دانش و مهارت به نسل جوان اعمال مي‌شوند و مسائل پرورشي در ارتباط با آن سلسله فعاليتهايي كه متضمن سازندگي تغيير رفتار هستند از هم تفكيك كنيم.

۲٫ رده بندي از نظر نتيجه: مسائل آموزش و پرورش را از نظر بازده كار نيز مي‌توان طبقه بندي كرد. به اين معنا كه در يك طبقه موفقيتها و پيشرفتها و در طبقه ديگر آن فعاليتهايي را قرار دهيم كه به تامين هدفها و مقاصد مربوط منتهي نشده اند.
۳٫رده بندي از نظر علتها: مسائل آموزش و پرورش ممكن است از نارسايي برنامه‌ها و وجود ضعف و نقص دريافت و محتوا و روشها يا از نحوه عمل و جريان كار مدرسه، ناشي باشند. بنابراين در ارتباط با علتها نيز مسائل آموزش و پرورش به دو دسته بنيادي و بسطري تقسيم مي‌شوند. در اينگونه رده بندي ناهماهنگي هدف و برنامه فقدان ارتباط بين برنامه و نيازهاي عيني و واقعي زندگي ، نقص و ضعف در آئين نامه‌ها و مباني ساختماني نظام آموزشي و … از مسائل نبيادي هستند كه در خارج از مدرسه و ضمن برنامه ريزي پديد مي‌آيند و از دشواريهاي برون مرزي مدرسه‌اند. كم كاري و ناتواني معلم ، نقص و كم بود وسائل كار ،تضاد فكري بين معلم و متعلم، مديريت ضعيف و بي‌نظمي فقدان كنترل و ارزشيابي و … از مسائل اجرايي هستند و منشا آنها جريان كار در داخل مدرسه است.
۴٫رده بندي از نظر ماهيت: مسائل آموزش و پرورش را از نظر ماهيت در دو رده كيفي و كمي مي‌توان از هم تفكيك كرد. پاره‌اي از دشواريها از چگونگي كار، اعم از نبيادي يا اجرايي ناشي مي‌شود در حالي كه بعضي ديگر نتيجه گسترش سازمانها و افزايش روزمره نيازها هستند و مشخصا كمبودهاي عددي را در بر مي‌گيرد. چاره جوي دسته اول مستلزم اصلاح محتوا و روش كار مدرسه است و به همين سبب اين گونه دشواريها را مسائل كيفي مي‌گوئيم. دسته دوم كه به صورت كمبودهاي مقداري بيان مي‌شوند و به همان سبب تحت عنوان مسائل كمي از آنها نام مي‌بريم.

۱-۱-۴ اهداف در نظام آموزش و پرورش :
هدف آموزش و پرورش را در چهارچوب نيازها و ضرورتهاي زندگي فردي و گروهي انسانها بايد بنياد كرد. بنابراين منظور از تربيت بيش ازآنكه قابل وضع كردن باشد در حوزه كشف كردن است. مقاصد تربيتي را در هر زمان و بر مبناي شرايط خاص هر مكان در آن سلسله مسائلي كه مبتني به زندگي روزمره انسانهاست بايد جستجو كرد و اين مستلزم شناسايي دقيق و بازشناسي مستمر نيازها و ضرورتهاي زندگي است. پس براي تعيين مقاصد تربيتي بايد نيازها و ضرورتها را بررسي كرد. به همين سبب هدفهاي آموزش و پرورش اغلب كهنه به نظر مي رسند و به حق مي توان قبول كرد كه گاهي سنتي و نارسا هستند و با ضرورتهاي محسوس و ملموس زمان مغاير هستند.

مساله ديگر لزوم هماهنگي بين هدفهاي تربيتي و نيازها و شرايط محلي و منطقه‌اي است. اين وضعيت را نبايد از نظر دور داشت كه شهر و روستا – مناطق كوچك و بزرگ – جامعه‌هاي صنعتي و كشاورزي – قشرها و طبقات مختلف جامعه و بالاخره ملت‌ها طبيعت متفاوت دارند. حتي افراد مختلف با قابليت‌هاي ذهني مختلف اهداف متفاوتي در آموزش و پرورش آنها وجود دارد.
در هر صورت اين حقيقت را نمي‌توان از نظر دور داشت كه بخش مهمي از مقاصد تربيتي به شكوفايي استعدادها و تواناييهاي مبتني بر شايستگي‌هاي فردي باز مي‌گردد براستي زيادند استعدادهاي بالقوه كه در اثر عدم بهره‌مندي از تربيت و به سبب آنكه به كار گرفته نمي‌شوند به مرحله بروز و سود بخشي نمي‌رسند و در حقيقت تلف مي‌شوند.

۱-۱-۵ اصول كلي و اصول برنامه ريزي آموزشي در دورة متوسطه :
۱٫رابطه برنامه با نيازها
پس در تهيه برنامه ريزي درسي ابتدا بايد نيازها و ضوررتهاي زندگي را يافت و سپس تهيه برنامه رد جهت پاسخگويي به آن نياز باشد.
۲٫رابطه برنامه با هدف
با توجه به هدفي كه از آموزش در نظام آموزشي تعريف شده است برنامه ريزي بايد در جهت رسيدن به هدف باشد.
۳٫رابطه برنامه با ويژگيهاي فردي :
كوششهاي تربيتي اگر محرك ذوق و شوق افراد باشد سود بخش تر و زودتر به نتيجه مي رسند. كار روزانه در صورتي محرك ذوق خواهد بود كه با علايق و تواناييهاي انسان هماهنگ باشد. بنابراين در تهيه برنامه‌هاي آموزشي به رغبتها و استعدادها بايد توجه داشت. اما استعدادها و رغبتها متنوع‌اند و هر شخص را ويژگيهايي است كه كم و بيش منحصر به فرد اوست. در برخورد با اين مسئله در اولين ديد ضورت توسل به تربيت انفرادي جلب توجه مي‌كند.

رابطه برنامه با شرايط منطقه‌اي :
برنامه آموزش و پرورش لزوما بايد در بهره‌مندي از تربيت مطلوب براي همه افراد جامعه فرصتهاي يكسان فراهم آورد اين تساوي فرصت در صورتي تامين مي‌شود كه نصاب مقرر تربيت عمومي و استانداردهاي آموزشي در مقياس مملكتي يكسان اما در تهيه برنامه‌ها و كاربرد روشهاي تربيتي امكانات و شرايط محلي و منطقه‌اي ملحوظ باشد.
مسائل برنامه ريزي در ارتباط با شرايط و مراحل رشد .
چنانكه ذكر شد در تهيه برنامه‌هاي آموزشي به نيازها و شرايط رشد نيز بايد توجه داشت و همين ضرورت بروز مسائل خاص را موجب مي‌شود. با توجه به اينكه در هر نظام آموزشي، با هر الگوي ساختماني، وجود دو مقطع مشخص و متمايز آموزش همگاني و اختصاصي اجتناب ناپذير است، مسائل مربوط به شرايط رشد را در دو بخش تحت معين عنوانها بررسي ميكنيم:
۱٫برنامه ريزي آموزشي هماهنگي
۲٫ برنامه ريزي آموزشي اختصاصي

تحصيلات دوره متوسط و عالي همگاني نيست و در هر رشته به مقصود معين و براي گروهي به علايق و تواناييهاي خاص پيش بيني مي‌شود. اين ويژگي هماهنگي و همبستگي بيشتر محتوا و روش را با علايق و تواناييهاي گروه منتخب ايجاب مي كند. تحصيلات تخصصي رد ارتباط با كار و اشتغال نيز رسالت مخصوصي دارد و از اين جهت نيز در تهيه برنامه‌هاي اين دوره ، مسائل مخصوص پيش مي‌آيد . يك مسئله در برنامه ريزي آموزش متوسط، در لزوم جنبه هاي كاربردي و عملي برنامه است . اين دوره را بر خلاف ديد اجتماعي موجود مقدمه تحصيلات عالي نبايد دانست اموزش متوسطه به صورتي بايد بنيان شود كه پس از اين مرحله تحصيلي درصد متناسبي از جوانان را به بازار كار و اشتغال روانه سازد. در قبال اين ضرورت مهم اين كه : تحصيلات متوسطه بايد چنان پيش بيني و اجرا شود كه از لحاظ شايستگي و مهارت آمادگي فعاليت و قبول مسووليت در محيط كار را براي نوجواناني كه به دانشگاه راه نمي‌يابند فراهم آورد.

۱-۱-۶ تعريف آموزش و پرورش دوره متوسطه :
از كلمه متوسطه در نظام آموزش و پرورش مستفاد مي شود كه دوره‌اي است كه نقش واسطة مياني، دوره ابتدايي و دورة عالي را ايفا مي كند.
در گزارش نهايي اجلاس منطقه اي يونسكو آمده است : دورة متوسطه عبارت است از دورة برزخ يا دورة انتقالي ميان آموزش پايه كه عمومي و غير تخصصي است و آموزش تخصصي تر در سطح آموزش عالي. دوره انتقال ميان كودكي و جواني است و يك دوره مياني كه به واسطة بسياري از فشارهاي رواني، جسماني و مشكلات سازگاري، ويژگيهاي خاصي را به نوجوانان و جوان مي‌بخشد. اين دوره در بسياري از كشورهاي در حال توسعه، منبع اصلي توليد نيروي انساني نيمه ماهر است.
اين دوره ممكن است از سه جهت دوره انتقالي باشد:‌
-انتقال از آموزش عمومي ، همگاني و غير تخصصي به آموزش دانشگاهي، تخصصي خاص عده اي محدود.
– انتقال از محيط آموزش به محيط كار و زندگي
– انتقال از دورة‌مياني كودكي كه نيازهاي فرد تحت نظر ومراقبت ديگران تامين مي شود و جواني و بلوغ كه به فرد استقلال و قبول مسؤوليت مي دهد.
هر يك از اين ابعاد به تنهايي از حساسيت و اهميت ويژه‌اي برخوردار است. در قانون اساسي، معارف مصوب ۱۲۹۰ ، مدارس متوسطه به عنوان مدارسي كه بعد از دورة ابتدايي و قبل از مدراس عالي تشكيل مي‌شود مطرح شده است. اين دوره با سنين چهارده تا هفده و هجده سالگي مقارن است.
در دورة متوسطه برنامه‌هاي درسي متنوع، در شاخه ها و رشته هاي تئوري و عملي تقسيم شده و در نتيجه فرصتهاي مناسب براي انتخاب درس و رشته تحصيلي، براساس استعداد، علاقه ، معلومات پايه و نيازهاي آينده بهتر فراهم مي‌شود. بسياري از صاحبنظران دورة متوسطه معتقدند كه انتقال همه جانبه دانشها و فنون در سطحي بالاتر از آموزش عمومي به همه دانش آموزان نه ممكن است و نه ضرورت دارد و لذا بايد در اين دوره نوعي تقسيم كار انجام گيرد و به دليل گستردگي و تراكم برنامه هاي متعدد آموزشي، شاخه‌ها ، رشته‌ها و گرايشهاي زيادي ايجاد شود.
بنابراين دوره متوسطه دوره‌اي است كه در آن دانش آموزان گروه سني چهارده تا هفده يا هجده ساله تحصيل مي كنند و به دليل تنوع برنامه ها و تعدد رشته هاي تحصيلي فرصت انتخاب دارند.

۱-۱-۷ اهميت آموزش و پرورش دوره متوسطه
دوره متوسطه از دوره هاي مهم حساس و موثر در زندگي فردي و اجتماعي آدمي اس. دوره اي است كه به سبب وضع زيست، اجتماعي ورواني دانش آموزان آن با ساير دوره هاي تحصيلي مشتركات و مميزاتي دارد و داراي طيف وسيعي است كه دوران نوجواني را در بر مي گيرد و در انتهاي طيف به دنياي جواني مي‌رسد.
در دورة‌ متوسطه، قسمت اعظم استعدادهاي اختصاصي نوجوان و جوان بروز مي كند، قدرت يادگيري آنان به حدي اعلاي خود مي رسد، كنجكاوي آنان جهت معيني مي يابد و مسائل جديد زندگي نظير انتخاب رشته، انتخاب حرفه و شغل، اداره خانواده و گرايش به مرام و مسلك، ذهن آنان را به خود مشغول مي دارد و به مرحلة ادراك ارزشهاي اجتماعي، اقتصادي و معنوي مي‌رسند؛‌ از اين رو اين دوره در نظامهاي تعليم و تربيت كشورهاي مختلف جهان اهميت زيادي دارد.
دورة متوسطه، از لحاظ مباني فلسفي، زيستي، رواني واجتماعي دورة بسيار مهمي است. دوره‌اي كه آموزش عمومي را به آموزش عالي پيوند مي دهد وگروه كثيري را براي ورود به جامعه و بازار كار مهيا مي‌كند؛ از اين رو هر نوع نارسايي و خلل در اين دوره مستقيما بر عملكرد و كيفيت هر دو حلقه آموزش، عمومي و عالي، تاثير بسزايي خواهد داشت.

طبق سرشماري سال ۱۳۷۵، متجاوز از ۷ ميليون نفر ۸۵/۱۱ درصد از جمعيت ۶۰ ميليوني ايران در گروه سني ۱۵-۱۹ ساله قرار دارند. گروه سني ۱۴-۱۷ ساله بيش از ۶ ميليون نفر (۱۳/۱۰ درصد) بوده است كه با روند رشد جمعيت ايران، جمعيت اين گروه سني تاكنون بيشتر شده است. در سال تحصيلي ۱۳۷۷-۱۳۷۸ بيش از ۵ ميليون و ۳۰۰ هزار دانش آموز در دوره متوسطه تحصيل كرده‌اند.
بنابراين دورة متوسطه دوره مهمي است كه برنامه‌ريزي، سازماندهي، رهبري و هماهنگي همه جانبه‌اي را براي تحقق اهداف اين دوره مي‌طلبد.

۱-۱-۸ ويژگيهاي آموزش متوسطه :
نخستين ويژگي آموزش متوسطه تخصصي بودن آن است. پس از آنكه برنامه تعليمات عمومي در سطح ابتدايي و راهنمايي به پايان رسيد. آموزش متوسطه بايد به پرورش استعدادهاي خاص بپردازد تا بدين ترتيب با تكيه بر جنبه‌هاي مثبت شخصيت افراد نه تنها از احتمال شكست دانش آموزان در كسب معلومات و مهارتهاي مورد نظر خواسته شود تا زمينه براي احساس ارزش خود در هر فرد فراهم گردد. بلكه علاوه بر آن با محدود شدن فعاليتها به آنچه با استعداد هر دانش آموز مطابقت دارد امكان و فرصت كافي براي تعمق در موضوعات و مهارت در كوششها به وجود آيد. قسمت اعظم فعاليتها و برنامه‌هاي آموزش متوسطه صرف ايجاد تخصص خواهد شد بطوري كه فارغ التحصيلان هر رشته فرصت كافي داشته باشند ضمن آشنا شدن با تجربيات گذشتگان در آن رشته
اولا : به حد كاربرد علمي به نتايج مذكور برسند آن را وسيله كسب و معاش و خدمت به جامعه نمايند.

ثانيا : با علاقه روز افزوني كه به رشته تحصيلي خود پيدا كردند در آن زمينه به نوآوري بپردازند و بر اثر برداشتن گامي جديد احساس ارزش كنند. بخشي از اوقات فراغت دانش آموزان هم با آشنايي كمي آنان با سرمايه‌هاي فرهنگي اختصاص داده خواهد شد تا جنبه هاي انساني زندگي در قبال جنبه‌هاي اقتصادي و تخصصي تقويت گردد.
۱-۱-۹ ويژگيهاي دانش آموزان دوره متوسطه
اهم ويژگيهاي دانش آموزان دوره متوسطه (چهارده تا هفده ساله) عبارت است از :
۱٫ بروز بخش اعظمي از استعدادهاي اختصاصي به دنبال استعدادهاي عمومي.
۲٫ رشد سريع قواي جسماني و نيرومندي كم سابقه.
۳٫ رشد كامل هوش و رسيدن قدرت يادگيري به حد اعلاي خود
۴٫ فزوني گرفتن الگو پذيري و همانند سازي.
۵٫ جهت دار شدن كنجكاوي نوجوان
۶٫ تفكر درباره مسائل جدي زندگي نظير انتخاب رشته، انتخاب شغل و انتخاب همسر و نگراني نسبت به اين مسائل.
۷٫ پايان يافتن وابستگي شديد به والدين و تمايل به رهايي تدريجي از اين وابستگي و داشتن استقلال فردي.
۸٫ دست يافتن به قواعد اجتماعي پايدار و احساس محدوديت نسبت به برخي از قواعد اجتماعي و خانواده .
۹٫ گرايش به امور سياسي و مرام و مسلك
۱۰٫افزايش روحيه ارزشگذاري به امور فرهنگي، هنري و علمي.
۱۱٫احساس توانايي تاثير گذاري و ايفاي نقشهي مفيد اجتماعي و شركت در زندگي گروهي.
۱۲٫ رسيدن به بلوغ جنسي و بلوغ شرعي
۱۳٫وجود تفاوت بين پسران و دختران از لحاظ زمان بلوغ جنسي، شرعي و غيره.
۱۴٫ ورود به مرحلة تفكر انتزاعي و گسترده شدن تواناييهاي فكري و ذهني.
۱۵٫ پرداختن به قضاوت، سنجش و ارزيابي دوباره اشخاص، اشياء و پديده‌ها و داشتن نوعي شك و ترديد در باورها و اعتقادات براي دوباره سازي آنها.
۱۶٫گسترش آمال و آرزوها و شدت يافتن تخيلات و تجسمات.
۱۷٫ شدت يافتن رفاقت بين همسالان و تمايل به جنس مخالف.
۱۸٫ بيدار شدن و تشديد گرايشات اخلاقي و مذهبي.
۱۹٫ تمايل به سازگاري با محيط و كاهش ماجراجويي.
۲۰٫ تمايل به آراستن ظاهر خود و جلب توجه ديگران.

 

۱-۱-۱۰ تاريخچه ظهور و تكوين آموزش و پرورش دورة متوسطه
تاسيس دارالفنون را در سال ۱۲۲۸ بايد سرآغاز مدرسه متوسطه به سبك جديد در ايران دانست. الگوي اين مدرسه ازنظر ساخت، برنامه‌هاي درسي و مقررات آموزشي از كشورهاي اروپايي بويژه فرانسه اقتباس شده است.
پس از دارالفنون در شهرهاي تهران، تبريز اروميه، اصفهان ، همدان ورشت ، مدارس متوسطه پسرانه و دخترانه توسط فرانسويها، انگليسيها و آمريكاييها تاسيس شده است.
پس از دارالفنون در شهرهاي تهران، تبريز، اروميه، اصفهان، همدان و رشت، مدارس متوسطه پسرانه و دخترانه توسط فرانسويها، انگليسيها و آمريكاييها تاسيس شده است.

در دستور تحصيلات شش ساله متوسطه مصوب ۱۳۱۰ پس از دورة شش ساله ابتدايي، دوره متوسطه به صورت دوره اول و دوره دوم اعلام گرديد و مدت و مدت تحصيل در هر دوره سه سال تعيين شد.

در سال ۱۳۱۳ محل تحصيل دوره ابتدايي را «دبستان» و مدرس اين دوره را معلم و محل تحصيل دورة‌متوسطه را دبيرستان و مدرس اين دوره را دبير نام نهادند.
همزمان با ايجاد و گسترش دبيرستانهاي نظري، تاسيس مدارس متوسطه فني و حرفه اي نيز مورد توجه قرار گرفت و مدرسه فلاحت در رشت (۱۲۹۳) ، هنرستان فني با دو رشتة درودگري و فلز كاري (۱۲۸۵) ، و دبيرستان تجارت (۱۳۰۳) د رتهران به وجود آمد.
تا سال ۱۳۳۵ در مدت دوره اول متوسطه تغييري ايجاد نشد و دورة دوم متوسطه شامل دو سال عمومي و يك سال تخصصي بود و به دارندگان مدرك تحصيلي دورة دو ساله عمومي گواهينامه پنجم علمي داده مي‌شد. مدت تحصيل در رشته‌هاي نظري،‌ فني وحرفه‌اي در دورة‌ دوم متوسطه سه سال بود. سال آخر دبيرستان شامل دو رشتة علمي و ادبي بوده است. به افرادي كه سال آخر دبيرستان (دورة يكساله) را مي‌گذرانيدند، گواهينامه ديپلم كامل متوسطه داده مي‌شد.
در سال تحصيلي ۱۳۳۴-۱۳۳۵ ، با تصويب شورايعالي فرهنگ، رشته‌هاي ادبي، رياضي، طبيعي و خانه‌داري براي دختران و رشته‌هاي فني و كشاورزي براي پسران ايجاد شد.
در آيين نامه مصوب ۱۳۳۸، بر استفاده از خدمات راهنمايي و توجه به استعداد و علاقه دانش آموزان در انتخاب رشته تحصيلي تاكيد شد.
در طرح اصلاح آموزش و پرورش مصوب ۱۳۴۴ و به دنبال تاسيس دورة‌راهنمايي تحصيلي، دورة‌ متوسطه عمومي، فني و حرفه اي شامل چهار سال تحصيل رسمي در دو بخش عمده نظري،‌فني و حرفه‌اي با رشته‌هاي متنوع و متعدد پيش بيني شد.

در سال تحصيلي ۱۳۵۳-۱۳۵۴ ساختار آموزش متوسطه عبارت بود از :
-شاخه عمومي يا نظري شامل رشته هاي اقتصاد- اجتماعي ، فرهنگ و ادب، علوم تجربي و رياضي – فيزيك.
-شاخه جامع شامل رشته‌هاي متنوعي با عنوان آموزش عمومي، فني ، بازرگاني، حرفه‌اي و كشاورزي كه پس از يك سال اجرا، متوقف ماند.
-شاخه فني و حرفه‌اي شامل سه بخش صنعت، خدمات و كشاورزي يا رشته‌هاي متعدد از هر بخش.
مدت تحصيل در هر يك از اين شاخه ها چهار سال بود. دانش آموزان دورة متوسطه معمولا سال اول متوسطه را در شاخه هاي تحصيلي ذكر شده مي‌گذراندند و پس از سال اول متوسطه در يكي از رشته‌هاي تحصيلي به مدت سه سال تحصيل مي‌كردند. به فارغ التحصيلان دوره چهار ساله متوسطه، ديپلم كامل در يكي از رشته‌هاي مربوطه داده مي‌شد.

چهار سال تعيين شد. رشته‌هاي تحصيلي فرهنگ و ادب اقتصاد – اجتماعي در هم ادغام گرديد و به نام رشته ادبيات و علوم انساني اعلام شد و در مدت تحصيل شاخه‌ها و رشته‌هاي ديگر تغييري انجام نگرفت. در سال ۱۳۶۹ طرح تغيير نظام آموزش متوسطه پيشنهاد و پس از تاييد در شورايعالي انقلاب فرهنگي در سال ۱۳۷۰ به صورت آزمايشي اجرا شد. در صفحات بعد درباره اين طرح بحث خواهد شد.

۱-۱-۱۱ طرح جديد آموزش دورة متوسطه
در سال ۱۳۶۹، وزارت آموزش و پرورش، طرحي به نام «طرح انتقال به آموزش متوسطه» را تهيه و براي بررسي و تصويب به شوراي انقلاب فرهنگي پيشنهاد كرد.
طرح مزبور با اصلاحاتي در دوازده ماده و شش تبصره در دي ۱۳۶۹ به تصويب رسيد و اجراي آن به صورت آزمايشي از سال ۱۳۷۰ در مناطقي از كشور آغاز شد.
در سال تحصيلي ۱۳۷۷-۱۳۷۸ ، همة دانش آموزان دورة متوسطه ايران براساس اين طرح به تحصيلات خود ادامه داده‌اند.
مزاياي طرح جديد دورة‌ متوسطه ، در كليات طرح جديد متوسطه به مزاياي متعددي كه طرح دارد اشاره شده است ؛ از جمله :
– نيمسالي و واحدي كردن دورة‌متوسطه و دورة پيش دانشگاهي.
– تشكيل شاخة كاردانش و توجه به پودمانهاي مهارت.
– ارزش دادن به آموخته هاي خارج از مدرسه
– كوتاه شدن دورة آموزش عمومي از دوازده سال به يازده سال.
– پيش بيني دورة پيش دانشگاهي.
– كاهش نگراني در بين دانش آموزان متوسطه .
– ارائه دروس به صورت عمومي، اختصاصي و پودمانهاي مهارت.
– آسانتر شدن تغيير رشته تحصيلي.
– امكان خروج از تحصيل و ورود به بازار كار.
– توجه بيشتر به استعدادها و علايق دانش آموزان.
– استفاده از فضاها و امكانات درون و بيرون مدارس متوسطه.
– كاهش زيانهاي ناشي از تكرار پايه يا ترك تحصيل.
– تشكيل دوره هاي كارداني پيوسته و كاهش يك سال از دورة كارداني.

۱-۱-۱۲ دلايل اولويت اجراي طرح جديد متوسطه :
همان طور كه در فصول قبل مطرح شد، كليات طرح تغيير نظام آموزش و پرورش در سال ۱۳۶۷ به تصويب شورايعالي انقلاب فرهنگي رسيد و قرار بود برنامه تفصيلي هر يك از دوره‌هاي تحصيلي تهيه شود و بتدريج تغييراتي در هر يك از دوره‌هاي تحصيلي انجام گيرد.
وزارت آموزش و پرورش تغيير دوره متوسطه را بر دوره‌هاي ديگر تحصيلي با ذكر دلايل ذيل در اولويت قرار داد:
۱٫ اهميت دوره متوسطه به عنوان دورة انتقال از آموزش عمومي، همگاني و غير تخصصي به آموزش دانشگاهي يا به محيط كار و زندگي.
۲٫ سرعت در افزايش تقاضا براي آموزش متوسطه بيش از سطوح ديگر تحصيلي و نيوري انساني مورد نياز اجراي برنامه‌هاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور.

۳٫ موارد متعدد نارساييهاي آموزش متوسطه در حال اجرا ؛ از جمله:‌
«تاكيد بر آماده كردن كليه دانش آموزان براي ورود به دانشگاه و در نتيجه افزايش دائمي تعداد داوطلب عقب مانده از تحصيلات دانشگاهي.
– تشديد جو حاكم بر جامعه مبتني بر كم ارزش بودن آموزشهاي فني و حرفه اي در مقايسه با آموزش نظري.
– تاكيد بر دروس نظري و عدم ارزشگذاري به آموزشهاي خارج از مدرسه و نارسا بودن شيوه مهارت آموزي (طرح كاد) در آموزش متوسطه.
– ندشتن انعطاف لازم براي پذيرش نوآوريها و پاسخگويي به نيازهاي خاص مناطق كشور.
– نامناسب بودن بافت و محتواي برنامه‌هاي درسي با وضعيت شهرهاي كوچك و روستا.
– اتلاف منابع به لحاظ شيوه برخورد با تكرار پايه در نظام سالي.
– عدم ارتباط متقابل آموزشهاي فني و حرفه اي با دوره‌هاي كوتاه مدت مهارت آموزشي.

۱-۱-۱۳ اهداف دوره متوسطه :
به لحاظ اهميت اين دوره از تحصيل و تربيت آدمي، صاحبنظران تعليم و تربيت براي اين دوره اهداف متعددي ذكر كرده‌اند؛ از جمله:
«هدفهاي تربيتي دوره متوسطه عبارت است از كسب عادات و مهارتهاي لازم براي مطالعه و كار، آشنايي با روشهاي موثر فكر كردن وبيان كردن، رعايت اصول بهداشت و سازگاري شخصي و اجتماعي، دارا شدن نظر مساعد و قدرشناسي در فرصتهاي مختلف و تدوين يك فلسفه جامع از زندگي».
مطالعه روند تعيين اهداف دوره متوسطه در ايران و تحول آن نشان مي دهد، مهمترين هدف آموزش متوسطه ابتدايي تربيت افراد براي جذب و استخدام در ادرات دولتي بوده است. دارا بودن مدرك تحصيلي دورة اول متوسطه و ديپلم كامل از شرايط استخدام در سازمانهاي دولتي به شمار مي‌رود.
در دستور تحصيلات دوره اول و دوم متوسطه مصوب شورايعالي فرهنگ علاوه بر اين هدف، تكميل اطلاعات عمومي و آماده شدن براي ورود به مدارس عالي نيز مورد تاكيد قرار گرفته است.

در سال ۱۳۳۸، در آيين نامه دورة متوسطه اهداف اختصاصي دوره دوم متوسطه به شرح ذيل تعيين شد:‌
۱٫ تكميل اطلاعات عمومي دانش‌آموزان؛
۲٫ آماده كردن شاگردان براي ورود به دانشگاهها؛
۳٫ آموختن حرف و صنايع و آشنا كردن دانش آموزان به مبادي مشاغل آزاد.
در طرح جديد آموزش متوسطه هدفهاي خاص اين دوره، كه مكمل هدفهاي كلي و عمومي آموزش و پرورش به شمار مي‌رود، در سه گروه به شرح ذيل تعيين شده است:‌
الف)‌ايجاد و تقويت يك يا چند مهارت قابل عرضه در بازار كار كه با استعدادهاي فردي تناسب داشته باشد و در عين حال براي رفع نيازمندي جواناني كه در پايان دورة متوسطه به فعاليتهاي اجتماعي و توليدي واقتصادي مي‌پردازند مفيد واقع شود.
ب) ايجاد آمادگي كافي و مطلوب براي تحصيلات دانشگاهي و نيل به درجه تخصص در رشته هاي نظري و عملي يا علمي و فني

ج)‌كمك و ياري جوانان در جهت كشف و شناخت استعدادها و تواناييهاي فردي به تربيتي كه هدايت آنها را به مناسبترين راه ادامه تحصيل يا اشتغال به كار و حرفة مناسب و قبول مسؤوليت توليدي و اقتصادي مفيد وموثر متضمن باشد و امر راهنمايي تحصيلي و شغلي را در مقياس وسيعتر و اساسي تر آن در مرحلة نهايي كه پايان تحصيلات متوسطه است امكانپذير سازد.
در طرح كليات نظام آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران ۱۳۶۷ اهداف متعددي براي دورة متوسطه فراگير مطرح شده است. در طرح جديد آموزش متوسطه ۱۳۶۹ نيز هدف كلي متوسطه و اهداف هر يك از شاخه هاي تحصيلي مورد بحث قرا گرفته است. در اين طرح آمده است : هدف كلي آموزش متوسطه و پيش دانشگاهي و كارداني (پيوسته)‌عبارت است از : اعتلاي سطح فرهنگ و ددانش عمومي و آماده ساختن جوانان براي اشتغال مفيد يا ادامه تحصيل در سطوح عالي تر تحصيلي (آموزشهاي علمي – كاربردي و دانشگاهي )
اهداف هر يك از شاخه‌ها نيز به شرح ذيل اعلام شده است:‌

۱٫ هدف شاخه متوسطه نظري :‌ اعتلاي سطح فرهنگ و دانش عمومي و شناخت بهتر استعداد و علاقه دانش آموزان و ايجاد زمينه مناسب براي هدايت آنان به مسيرهاي تحصيلي مورد نظر و احراز آمادگي نسبي براي ادامه تحصيلات عالي تر دانشگاهي.
۲٫ هدف شاخة متوسطه فني و حرفه اي . اعتلاي سطح فرهنگ و دانش عمومي و شناخت بهتر استعداد و علاقه دانش آموزان و ايجاد زمينه مناسب براي هدايت انان به سمت اشتغال مفيد و احراز آمادگي نسبي براي ادامه تحصيلات عالي تر كاربردي – علمي.
۳٫ هدف شاخه كاردانش (مهارت آموزشي). تربيت نيروي انساني سطوح نيمه ماهر و ماهر، استادكار و سرپرست مورد نياز بخشهاي صنعت، كشاورزي و خدمات براساس نيازهاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور. به نحوي كه هر يك از افراد شاغل يا متقاضيان اشتغال در جامعه براي كاري كه انجام مي‌دهند يا داوطلب انجام آن هستند، دانش و مهارت كافي كسب كنند.
۴٫ هدف دوره پيش دانشگاهي . ايجاد آمادگي نسبي در دانش آموزان براي ورود به تحصيلات عالي تر.
۵٫ هدف دوئره‌هاي كارداني (پيوسته) هدف كلي اين دوره كه جزئي از نظام آموزش و پرورش علمي – كاربردي شناخته مي‌شود، تربيت نيروي انساني رده‌هاي مياني (تكنسين ، سرپرست و مربي) براي بخشهاي مختلف اقتصادي اجتماعي و فرهنگي كشور است.

۱-۱-۱۴ ساختار دوره هاي متوسطه، پيش دانشگاهي و كارداني پيوسته
ساختار جديد متوسطه داراي شاخه‌ها، گروهها و رشته‌هاي مختلف تحصيلي است. دوره تحصيل در دورة متوسطه سه سال است كه يك سال آن عمومي و دو سال اختصاصي است.
دانش آموزان سال اول متوسطه در پايان سال اول مي‌توانند در يكي از شاخه‌ها،‌گروهها و رشته‌هاي تحصيلي به شرح ذيل ادامه تحصيل دهند. هر شاخه معرف سمت گيري عمده در زمينه تحصيل يا اشتغال است.
شاخه متوسطه نظري . اين شاخه بزرگترين جزء ساختار آموزشي دورة متوسطه است و چهار رشتة، رياضي – فيزيك، ادبيات و علوم انساني، علوم تجربي و علوم و معارف اسلامي را در بر مي گيرد.

شاخة متوسطه فني وحرفه اي . اين شاخه شامل سه زمينه صنعت، خدمات و كشاورزي است. زمينه، بزرگترين جزء شاخه هاي فني و حرفه اي و كاردانش و متناظر با بخشهاي عمدة فعاليتهاي اقتصادي (كشاورزي،‌صنعت و خدمات) است.
زمينه صنعت به چند گروه مانند برق، مكانيك ، مواد، عمران و غيره تقسيم مي‌شود و هر گروه مشتمل بر چند رشته است.
زمينه خدمات نيز به چند گروه مانند هنر، مديريت،‌ اقتصاد خانواده، اداري و مالي، هنر ، بهداشت و غيره تقسيم مي‌شود و هر گروه نيز داراي چند رشته است.
زمينه كشاورزي داراي رشته‌هاي منابع طبيعي، امور زراعي و باغي و امور دامي است.

شاخة كاردانش . اين شاخه داراي سه زمينة صنعت كشاورزي و دامپروري و خدمات است و هر زمينه يك يا چند گروه و هر گروه يك يا چند رشتة مهارتي دارد.
رشته تحصيلي بزرگترين جزء شاخه نظري و كاردانش يا گروه تحصيلي در شاخه فني و حرفه اي است. رشتة تحصيلي معرف سمت گيري در يك زمينه مشخص تحصيلي است كه چشم انداز آن به اشتغال در يك زيربخش اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي يا ادامه تحصيل در يك گروه متجانس از رشته‌هاي تحصيلي دانشگاهي مي انجامد.
هم اكنون در شاخة كاردانش ۶۵۰ رشته مهارتي طراحي و اعلام شده است كه بعضي از آنها در مدارس متوسطه داير است.

در كليه رشته‌هاي مهارتي «پودمانهاي مهارت» وجود دارد. دانش آموزاني كه در شاخه كاردانش تحصيل مي كنند مي توانند پودمانهاي مهارت را مطابق برنامه آموزشي مربوطه بگذرانند و در آزمون استاندارد مهارت در حرفه مربوطه شركت كرده، در صورت توفيق گواهينامه درجه دو مهارت دريافت دارند. همچنين آنان مي توانند پس از گذراندن پودمان مهارت مطابق برنامه آموزشي مروطه و توفيق در آزمون استاندارد مهارت، به دريافت گواهينامه درجه يك نايل مي‌شوند.
به افرادي كه در شاخه كاردانش يا هر يك از شاخه هاي تحصيلي ياد شده ۹۶ واحد درسي را گذرانيده باشند ديپلم متوسطه در رشته‌ مربوطه داده مي‌شود.
دوره پيش دانشگاهي . دوره پيش دانشگاهي شامل چندين گروه تحصيلي متناسب با گروههاي آزمايشي آزمون ورودي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي است. هم اكنون رشته‌هاي تحصيلي دورة پيش دانشگاهي عبارتند از : علوم رياضي، علوم تجربي، علوم انساني وهنر.

دوره كارداني پيوسته. دانش‌آموزاني كه شاخة فني و حرفه‌اي را انتخاب مي‌كنند مي‌توانند طبق ضوابطي، دوره پنجاسله كارداني پيوسته (سه سال متوسطه و دو سال كارداني) را بگذرانند. به فارغ التحصيلان اين دوره گواهينامه فوق ديپلم (كارداني) در رشته و گرايشي كه تحصيل كرده‌اند اعطا خواهد شد.
منظور از گرايش تحصيلي، آخرين تقسيم بندي ساختار دوره متوسطه است و كوچكترين جزء برخي از رشته‌هاي تحصيلي است. نمودارهاي ۱-۵ و ۲-۵ شاخه‌ها و رشته‌هاي تحصيلي آموزش متوسطه و شاخه كاردانش را نشان مي‌دهند.

۱-۱-۱۵ اهداف و سياستهاي كلي از پيدايش گروه استعدادهاي درخشان در نظام آموزشي
شناسايي كودكان و نوجوانان با بهره هوش بالا (تحت عنوان تيزهوش) و تشويق و حمايت آنان از سوي مسئولين آموزش و پرورش، مربيان ووالدين آنها در تمام كشورهاي جهان (اعم از توسعه يافته يا در حال توسعه) همواره مورد توجه قرار دارد، اما طرز تلقي و نحوه برخورد جامعه نسبت به شاگردان تيز هوش با هم متفاوت است.
در كشور ما سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان مسئولين شناسايي و پرورش اين استعدادها را در سطوح مختلف تحصيلي داشته كه وظايف اين سازمان باختصار عبارتند از:

الف- فراهم نمودن و گسترش كليه امكانات لازم جهت ناخت و پرورش اين استعدادها .
ب- پژوهش و تحقيق علمي در زمينه هاي مربوط به دانش آموزان سرآمد.
ج- فراهم آوردن امكانات كمك آموزش و مادي لازم براي اينگونه دانش آموزان.
د- تاليف و تدوين و انتشار كتب و نشريات آموزش براي ارتقاء سطح علمي انها.
هـ- تربيت و استخدام كارشناسان مورد نياز سازمان مربوطه.

در واقع هدف واقعي از تربيت گروه استعدادهاي درخشان جمع آوري دانش‌آموزان خلاق و سرآمد و تيزهوش مي‌باشد كه سيستم آموزشي عادي مدارس براي آنها ناكارآمد شنايي شده . و در مدارس خاصي قرار مي‌گيرند كه با پياده كردن سيستم آموزشي هماهنگ تر با نيازهايشان همينطور با در اختيار گذاشتن هرچه بيشتر امكانات زمينه لازم را جهت شكوفايي هرچه بيشتر استعدادهاي آنان فراهم آورد. تا در آينده بتوان به عنوان ذخائر فكري جامعه در زمينه هاي مختلف علوم از آنها استفاده كرد. شناسايي اين دانش آموزان به اين صورت مي‌باشد كه در كل يك استان يك مدرسه استعدادهاي درخشان در مركز استان داير مي شود و بقيه بچه ها از سراسر استان و از مدارسي كه به عنوان دانش آموزان برتر با معدل نمرات بالاتر انتخاب مي شوند و سپس تحت ۳ مرحله آزمون ورودي به اين مدارس قرار مي گيرند كه توسط سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان برگزار مي شود و پس از موفقيت به مدارس فوق راه مي‌يابند كه اين مراحل در ۳ نوبت ابتدايي،‌راهنمايي و متوسطه برگزار مي‌شود. دانش آموزاني كه از شهرستان به اين مراكز مي‌آيند.

بايد داراي امكانات كافي جهت اقامت در مركز شبانه روزي هم باشند. يعني اين مدارس داراي يك بخش آموزشي و يك بخش اقامتي در مجموع مي باشند كه در بخش مطالعات تكميلي به ريز فضاهاي آن اشاره خواهد شد . (۵۰% دانش آموزان مقيم شهر مركز هستند و ۵۰% مقيم شهرستان بوده كه بايد در تدوين برنامه فيزيكي براي ۵۰% ديگر امكانات اقامتي فراهم باشد.)

۱-۱-۱۶ساختار آموزشي و تشكيلاتي دورة متوسطه استعدادهاي درخشان :‌
ساختار آموزشي و تشكيلاتي در اين مدارس همانند مدارس عادي دورة متوسطه مي‌باشد به گونه‌اي كه ساعات تدريس دروس و مواد درسي دقيقا همان مي‌باشد فقط كيفيت دروس و آموزش آنها و نحوة آموزش متفاوت مي‌باشد به گونه‌اي كه سيستم اكتشاف هدايت شده در سالهاي اخر دبيرستان در بعضي دروس سيستم اكتشاف آزاد براي انها پياده مي‌شود به همين دليل كلا ساعات دروس پايه و اصلي علوم كه نياز به فعاليتهاي استدلالي و آزمايشگاهي دارد در مورد اين مدارس افزايش پيدا مي كند و دروسي مثل رياضي، فيزيك، شيمي، زيست از اهميت بيشتر و ساعات بيشتري در طول هفته را به خود اختصاص داده است زيرا داراي فعاليتهاي آزمايشگاهي در لابراتور نيز مي‌باشد.
تشكيلات اداري آن همانند مدارس عادي دورة متوسطه مي‌باشد فقط يك بخش به عنوان محل استقرار نمايندگان و بازرسان سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان مي‌باشد.

ساعات حضور در مدرسه همانند مدارس عادي از ساعت ۷ صبح آغاز مي‌شود اما تا ساعت ۴ بعدازظهر به دليل وسعت فعاليتهاي آزمايشگاهي به درازا مي‌كشد. و امكان استفاده افرادي كه در محل اقامتي مدرسه اقامت گزديه‌اند تاساعات اوليه شب از لابراتورها و آزمياشگاهها وجود دارد.
در اين مدارس فقط دو رشته عمده تجربي و علوم رياضي وجود دارد كه ساختار درسي و مواد آن همانند مدارس عادي مي باشد.
۱-۱-۱۷ شيوه ها و روشهاي مختلف آموزش و تدريس علوم

روش سخنراني:
روش سخنراني قرنها هدف انتقادهاي بسياري قرار گرفته است. منتقدان اين روش را نابهنگام توصيف كرده آنرا براي تحميل يك نقش نامطلوب غير فعال به دانش آموزان و به عدم انطباق با نيازهاي تك تك دانش آموزان متهم مينمايند. آنهايي كه روش سخنراني را روشي با ارزشي مي‌دانندد به انعطاف پذيري آن تقويتي كه هم براي سخنران و هم براي دانش آموزان فراهم مي‌آورد. و فرايند اجرايي اين روش اشاره مي‌كنند مطالعات حاكي از آن است كه اين روش در برخي شرايط مي تواند روش موثري باشد.
تدارك يك سخنراني مستلزم تصميم گيري،‌درباره سازماندهي شنيداري و ديداري است همچنين اين روش مستلزم توجه به انگيزه خودتان و مقدار زماني است كه مي‌توانيد صرف آمادگي آن نماييد.

در سخنراني سه بخش متمايز وجود دارد كه عبارتند از مقدمه ، قسمت اصلي و نتيجه گيري هر يك از اين قسمتها كاركردهاي متفاوتي بعهده دارند. مقدمه سخنراني با تحريك علائق دانش آموزان و فراهم آوردن علائم انگيزشي نقش برانگيختن را برعهده دارد. مقدمه همچنين بايد محتواي اساسي را آشكار و به دانش آموزان كمك كند تا آن محتوا را بوسيله بيش سازماندهنده ها و سوالاتي كه به آنها كمك مي كند تا انديشه هاي مرتبط به موضوع را كه مي‌دانند به خاطر آورند سازماندهي نمايند.
در بخش اصلي سخنراني، سخنران محتوا را تحت پوشش قرار مي دهد و آنرا با استفاده از يك يا چند شكل سازماندهي و توضيح به نظم در مي آورد، سازماندهي را با استفاده از عبارتهاي روشن، تكنيك قاعده مثال ، قاعده پيوندهاي توضيح ، علائم كلامي اهميت و حمايت ساختاري مشخص مي نمايد، محتوا را با ارائه مثال و اجتناب از واژه‌هاي مبهم صراحت مي بخشد و توجه دانش آموزان را با كمك تنوع بخشيدن به محركها، تغيير كانالهاي ارتباطي، معرفي فعاليتهاي بدني، استفاده از شوخ طبعي، نشان دادن اشتياق و پرسيدن سوالات حفظ مي كند.

بخش نتيجه گيري نيز نقشهاي چندي به عهده دارد كه عبارتند از : فرصت دادن به ما كه در يك سطح اجتماعي با دانش آموزان تعامل داشته باشيم. پرسيدن و پاسخگويي به سوالاتي كه به صراحت بخشي يادگيري ها كمك مي كند و بررسي مجدد نكات كليدي. در بخش نتيجه گيري ما اين سخنراني را به سخنراني هاي قبلي و بعدي ارتباط مي دهيم. در اين روش معلم نقش فعال را دارد و اميدوار است دانش آموزان در جريان تدريس از نظر ذهني مشاركت داشته باشند. بارها اتفاق مي افتد كه شما تشخيص مي‌دهيد بايد مطالب را به صورتي مستقيم به دانش‌آموزان ارائه دهيد. بعضي از راههاي آن به شرح زير است :
۱- گفتن به آنها
۲- نشان دادن نحوة به كارگيري ابزارهاي علمي
۳- بحث
۴- كتاب خواني
۵- نمايش فيلم، اسلايد، يا تلويزيون
۶- نمايش فيلم، اسلايد، يا تلويزيون
ديويد اوسوبل نام اين كار را آموزش دريافتي مي‌گذارد. در آموزش دريافتي دانشي كه قرار است آموخته شود ارائه مي‌شود و معلم مفاهيم را براي دانش آموزان تعريف مي كند. اگر دانش جديد با مفاهيم موجود در ساخت شناختي فراگير مربوط باشد اموزش «معني‌دار» رخ مي‌دهد. يادگيري طوطي وار وقتي اتفاق مي‌افتد كه دانش جديد بطور دلخواه در ساخت شناختي تلفيق شود اينكه آيا اطلاعات جديدي ارائه مي دهيد براي دانش آموزان با معني يا يادگيري طوطي است. بسته به اين است كه شما آن را تا چه حد براي آنان روشن كرده ايد و تا چه حد درست مطابق سطح رشد شناخت آنان است.

روش آموزشي تدريس به گروههاي كوچك
رايج ترين روش تدريس به گروههاي كوچك، تدريس به شيوه بحث و گفتگو بوده است. هدفهاي اوليه اين روش عبارتند از :‌افزايش توانايي تفكر انتقادي ، مهارتهاي مشاركت آزاد در بحث، و ساير توانايي‌ها و مهارتهاي شناختي، اين روش در مورد همرايي اندك،‌تغيير دادن نگرش دانش‌آموزان، معلماني كه مي توانند ساختار ضعيف را تحمل كنند، مهارتهاي مساله‌اي گشايي در تدريس، و پرورش توانايي سخن گفتن موثرترين روش شناخته شده است. ولي براي كسب اطلاعات از طريق ارتباط داراي كارايي كمتر است.

قبل از شروع بحث بايد موضوع بحث را انتخاب كرد. آن گاه معلم و دانش آموزان بايد منبع مشتركي مثل كتاب برنامه تلويزيوني، بازديد از موزه و غيره را در نظر بگيرند و آن را زمينه بحث خود قرار دهند. آگاه شدن دانش آموزان از مسائل خاص يا سوالي كه محور بحث باشد نيز حائز اهميت است. در نهايت، معلم بايد طريقه نشستن در جلسه بحث را انتخاب كند و با نحوة آرايش كلاس به گونه‌اي كه ارتباط متقابل دانش آموزان ساده تر شود آشنا باشد.
مشخص شدن نقش معلم و دانش آموزان طي برگزاري جلسة بحث ضروري است. هرچند شركت بيش از حد معلم در بحث مي‌تواند سبب محدود شدن تاثير مثبت بحث براي دانش آموز شود، مشاركت كمتر از حد ضرورت او نيز دانش اموزان را دلسرد مي‌كند. شناخت زمان و نحوة مداخله در بحث نظارت بر منحرف نشدن از موضوع، سكوت، خطا در شناسايي واقعيت و استدلال نادرست و تعديل آنها در موفقيت بحث نقشي حياتي دارد.
بهتر است بعد از پايان جلسه معلم از نظرهاي پيش بيني نشده و مسايلي كه ضمن بحث مطرح شده است يادداشت بردارد و پرونده اي ازانها براي سالهاي بعد تهيه كند، ارزيابي كرده بحث، آميختن افكار خود با اظهار نظر درجه بنديهاي دانش‌آموزان نيز مفيد خواهد بود.

عدم شركت دانش آموزان در بحث نخستين نشانه بروز خطاهاي عاطفي و اجتماعي است، مشاركت در بحث غالبا با جنسيت، سن يا گروه حقوقي دانش‌آموزان پيوند دارد. اندازه گروه نيز ميتواند يك عامل باشد. روشهاي تقويت در تنظيم مشاركتهاي پراكنده دانش آموزان موثر است. در اينجا مساله ديگر آسيب زدن به احساسات دانش آموزان است . ما در راهنمايي دانش آموز نبايد از طعنه يا تمسخر استفاده كنيم. يادگيري از طريق همكاري، روش مهم ديگر براي اموزش به گروههاي كوچك است. در اين روش از گروههاي يادگيري و شيوه‌هاي يادگيري گروهي براي تشويق و ايجاد انگيزه در دانش آموزان استفاده مي‌شود. كارايي اين روش علاوه بر تاثير آن در پيشرفت، حذف تفاوتهاي موقعيت و تخصص در دانش آموزان به اثبات رسيده است.

انتخاب وضعيت فيزيكي در آموزش به شيوه گروههاي كوچك:
ترتيب استقرار شركت كنندگان در جلسه بحث در نحوة عملكرد گروه موثر است. سامر الگوي استقرار سميناري يا دايره اي شكل را با الگوي سخنراني، يعني ايستادن معلم در مقابل دانش آموزاني كه روي رديف صندليها نشسته‌اند مقايسه كرده است. در هر دو وضعيت دانش آموزاني كه مستقيما در مقابل معلم قرار مي‌گرفتند بيش از آنهايي كه در دو سوي كلاس نشسته‌ بودند در بحث شركت مي‌كردند در وضعيت كنفرانس دانش آموزان رديف جلو و وسط كلاس بهتر از دانش آموزان رديفهاي عقب يا گوشه ها مي‌توانستند در بحث شركت داشته باشند . متغيري كه در اينجا بيش از هر چيز حايز اهميت است ايجاد ارتباط با نگاه نام دارد. وضعيت نشستن به هر شكل كه باشد. نگاه مستقيم افراد گروه به يكديگر سبب افزايش ارتباط مي شود. و طرز نشستن در كلاس بر مبادلة نگاه ميان معلم و دانش آموز تاثير دارد.
اگر معلمان دانش آموزان را به گروههاي كوچك تقسيم كنند آنها وقت بيشتري صرف انجام تكاليف مي‌كنند ولي وضعيت نشستن گروهها نيز در مدت زمان انجام كار تاثير دارد. در كلاس اول استقرار ميزها به گونه‌اي كه دانش ‌آموزان در دو رديف ميز و رو در روي يكديگر مي‌نشستند در مقايسه با قرار گرفتن ميزها در رديفهاي موازي و نشستن دانش آموزان در يك سوي آنها سبب كاهش بازده مي شد. در بررسي مشابهي با دانش آموزان كلاس هفتم با رو در رو قرار گرفتن دانش آموزان در دو سوي ميز بر ميزان سرو صداي آنها به طور دايم و پيوسته افزوده مي‌شود.

سازماندهي سنتي ظاهرا براي ارائه اطلاعات به دانش آموزان و مطالعة مستقل بهترين شيوه است براي بحث و گفتگو تربيت معني شكل موثرتر است. براي كار با گروههاي كوچك كه بخواهند فعاليت خاصي را انجام دهند سازماندهي تقسيم بندي شده بهترين كارايي را دارد.

روش آموزش فردي
آموزش فردي به ما كمك مي كند تفاوتهاي فردي دانش آموزان را بشناسيم و يادگيري مستقل را به آنها بياموزيم در اين ميان، روشهاي مطالعه و مهارتهاي مطالعه مي‌توانند براثر بخشي يادگيري مستقل، بيفزايند.
همچنين روشهايي براي تدريس وجود دارند كه در جهت تسلط بر موضوع، يادگيري را موثر تر مي سازند.
يادگيري درصد تسلط و نظامهاي شخصي آموزش هر دو بر اين تشخيص متكي هستند تا پيشرفت و نگرش دانش آموزان را بهبود بخشند.
مدارس مي‌توانند از قرارداد و آموزش تك شاگردي نيز براي يادگيري مستقل استفاده كنند. به طور كلي اين گونه روشهاي آموزش انفرادي با فرد فرد دانش آموزان كاملا قابل تطبيق است آنها راه را براي فردي كردن بيشتر آموزش هموار مي كنند.
آموزش طرح ريزي شده و آموزش به كمك كامپيوتر ، شكلهاي ديگر آموزش فردي به شمار مي‌آيند. هر چند آموزش طرح ريزي شده اصولا براي استفاده در بخش اصلي كار مدرسه در نظر گرفته شده بود، اينكه بعد از گذشت ورود دو دهه، راهها براي تكميل آموزش عناوين خاص شده است. تحقيق پيرامون آموزش به كمك كامپيوتر نتايج نسبتا مثبتي را در پيشرفت و نگرش دانش آموزان نشان مي دهد هر چند نرخ هزينه كارايي اين روش همچنان زير سوال است.

يادگيري به روش تحقيق يا اكتشاف آزاد
در طرف ديگر محور روشهاي آموزشي تحقيق يا كشف آزاد است. ساختهاي آموزش تحقيقي روشها را طوري مي‌اموزد كه دانش آموزان قابليتهاي خود را براي جابجايي و دسته بندي اطلاعات منابع گوناگون؛ تحصيلي ، اجتماعي و تجربي، رشد مي‌دهند. دانش آموزان در تحقيق، مسائل را روشن مي‌كنند، فرضيه ها يا جوابهاي ممكن را به وجود مي‌آورند، اين فرضيه‌ها را در پرتو اطلاعات موجود تست كرده و سعي مي كنند نتيجه گيريهاي خود را در مورد اطلاع از مسائل جديد يا موقعيتهاي تازه به كار گيرند. تحقيق روي اين كه دانش آموزان به عوض آن كه «چه» چيزي را پردازش مي‌كنند (دستاوردها) روي چگونه داده پردازي كنند (فرايندها) تمركز مي كند.
در يك محتواي آموزشي، تحقيق هم اسم و هم فعل است. هم عمل و هم فرايند است.. تحقيق در يك فرآيند يادگيري راهي است كه از آن طريق دانش آموزان و برگسالان مي تواند در پي حل مسائل يا پردازش اطلاعات باشند.

آموزش و يادگيري به روش اكتشاف هدايت شده
آموزش علوم به روش كشف هدايت شده روشهاي معلم محوري و شاگرد محوري را با هم ادغام مي كند. نمودار ۵-۲ روابطي را كه ممكن است بين مقدار تسلط معلم و دانش آموز و (يا) رشد فكري مثل رابطه بين اولويت مفاهيم علم و قابليت آنها براي دربرگرفتن يادگيري اكتشافي ، هدايت شده يا آزاد وجود داشته باشد نشان مي دهد.
رشد مفهوم علم و تسلط معلم در آموزش علم هرچه دانش آموزانه كم سن تر باشند بايد اطلاعات راهنمايي بيشتري به آنها بدهيد. هر چه مسن تر باشند اطلاعات كم تري به آنها مي دهيد و آنها به كمك شما به عنوان تسهيل كننده و منبع و محرك ابتكار بيشتري به خرج مي دهند.
اين متن بر كشف هدايت شده تأكيد دارد ، نهع به اين دليل كه تنها راه آموزش است بلكه به سه علت مهم:اول اين كه ما اغلب با روش سخنراني آشنا و راحتيم و چون تقريباً بطور قطعي در آموزش خودمان بكار رفته ؛ دوم اين كه اگر قرار است كودكان بطور علمي باسواد شوند و قادر به حل مسائل باشند بايد عملاً در سطح خاصّ خودشان در اين فعاليت ها با شما مشاركت كنند استفاده از روش اكتشاف هدايت شده براي بچه هاي كم سن ممكن است باعث كشف يا پرسش در نوجواني و بزرگسالي شود. و سوم آن كه آموزش به طريق اكتشاف هدايت شده ، استراتژي تدريس شما را براي برخورداري از سطوح متفاوتي كه بچه‌ها دارند وسيع مي كند.

آموزش به روش اكتشاف هدايت شده
آموزش فراگير براي يادگيري
آموزش / يادگيري اكتشاف هدايت شده سعي دارد روش يادگيري را به دانش آموزان بياموزد. اكتشاف هدايت شده به آنها كمك مي كند دانشي را كه منحصرا متعلق به خودشان است به دست آورند زيرا آنها خود آن را كشف كرده‌اند. اكتشاف هدايت شده محدود به يافتن چيزي كاملا تازه براي دنيا مثل اختراع تلويزيون يا تئوري مركزيت خورشيد نيست. موضوع ، مرتب كردن دوباره اطلاعات از داخل است. بنابراين دانش آموزان مي توانند براي تشكيل مفاهيمي كه برايشان تازه است به ماوراي اطلاعات بروند. اكتشاف هدايت شده در برگيرنده معاني سازمان و ساخت ايده هاست. رابرت كارپلاس و هربرت تير همكاران بررسي اصلاح برنامه اموزش علمي اين ديدگاه اكتشاف را اين طور شرح داده‌اند : كشف عبارت از شناخت ارتباط بين يك ايده و يك مشاهده يا ، بين دو ايده يا دو مشاهده است.
آموزش اكتشاف امري تازه نيست. سقراط فيلسوف يونان باستان با سبك سوال خود روش اكتشاف را به كاربرد بدون آن كه بگويد هدفش آموزش است . در عصر حاضر جان ديوئي منادي اصلي آموزش پيشرو در دهة ۱۹۳۰ اعلام كرد كه كودكان بايد به عوض آن كه براي آنها سخنراني شود «از طريق انجام كار» ياد بگيرند. ژان پياژه و جروم برونر روانكاو پيشين ‌هاروارد مبتكر رشد علاقه به يادگيري از طريق اكتشاف در اواسط ۱۹۶۰ بودند.

مزاياي روش اكتشاف هدايت شده
جروم برونر عامل جنبش حركت به سوي آموزش اكتشافي براي استفاده از اين شيوه چهار دليل برمي‌شمارد:‌
۱- توانايي هوشي
۲- انگيزه‌هاي داخلي به عوض خارجي
۳- فراگيري ارزشهاي اكتشاف
۴- بقاء حافظه
منظور برونر از توانايي هوشي اين است كه شخص ياد مي گيرد با به كارگيري اين قوه، فكرش او را رشد دهد. معتقد است كه دانش آموز به عنوان يك نتيجه تبعي در كشف، يك پاداش معنوي رضايت بخش دريافت مي كند. معلمان اغلب پاداش صوري (بيروني) (براي مثال نمره اول ) مي‌دهند. اما اگر بخواهند دانش آموزان با شوق ان را بخوانند مبجورند روشهاي راهنمايي را كه رضايت دروني به دانش آموز مي دهند انتخاب كنند. برونر تاكيد مي كند كه تنها راهي كه يك شخص روشهاي اكتشاف را ياد مي گيرد داشتن موقعيتهايي براي كشف است. دانش آموز از طريق اكتشاف هدايت شده به آرامي ياد مي گيرد كه چگونه سازماندهي و تحقيق كند. يكي از بزرگترين دستاورد اهداف كشف هدايت شده اين است كه بهتر باعث حفظ حافظه مي شود. چيزي كه يك دانش آموز بطور مستقل كشف مي كند به ياد مي‌آيد اما مفاهيمي كه به او گفته شده مي‌تواند بسرعت فراموش شود.

تغيير انگيزه بيروني دانش آموزان به انگيزه دروني
يادگيري ممكن است در پاسخ به نوعي پاداش اتفاق بيفتد؛ بچه ها ممكن است برانگيخته شوند كه راه پرهيز از شكست را ياد بگيرند. اين دو نوع انگيزه ممكن است در حالي كه بچه ها در جستجوي راههايي براي تطابق با آنچه مورد نظرشان است يك الگو بشود. در كلاس،‌بچه ها ممكن است روزهاي اول را براي فهميدن اين كه شما از آنها چه مي خواهيد ، بگذارنند، بنابراين ممكن است خوشايند شما باشد.
ديويد ريزمان جامعه شناس مشهور آن را اين طور توضيح داد : «…حيات فكري از يك حالت گرايش بيروني كه در آن وجود محرك و تقويت قطعي است به يك حالت گرايش دروني كه در آن رشد و بقاي مهارت، تفوق و مركزيت مي‌يابد، حركت مي كند.

حالت گرايش بيروني ديويد ريزمان به اين معني است كه بچه ها كارها را براي ما انجام مي دهند. آنها تحسين ما را مي‌خواهند و از خشم ما اجتناب مي‌كنند . اين امر بر خلاف اهداف آموزش علم است و باعث وابستگي بچه‌ها به يك مقام، براي پاداش انگيزه و راهنمايي دائم مي‌شود.
اكتشاف هدايت شده به دانش آموزان كمك مي كند بيشتر خودمدار، خودرهبر و مسؤول يادگيري خود بشوند. دانش آموزان وقتي خودشان قادر به يادگيري را با اكتشاف بياموزند. بيشتر خود انگيخته مي شوند. آنها ياد مي‌گيرند كه فعاليتهاي خود را با قدرت خود تحسيني انجام دهند. دقيقتر اين كه بگوييد كه پاداش خود كشف است.
آنها ياد مي گيرند كه محيطشان را فعالتر زير نفوذ خود درآورند و از طريق هماهنگي با مسائل به رضايت خاطر مي‌رسند. انگيزه بيروني داراي ارتباط كم يا بي‌ارتباط با عمل يادگيري است. رضايت دروني شخصي به شخص ديگر متفاوت است و مستقيما به انگيزه هاي خارجي و آشكار فرد مربوط است.

۱-۱-۱۸ نبود بهترين راه آموزش علوم براي همه كودكان
چون هر دانش آموز براي خود شخصيتي منحصر به فرد است ، هيچ راهي را نمي توان بهترين راه آموزش خواند، عموما در آموزش علوم ، سه نوع استراتژي وجود دارد :‌روش سخنراني، روش كشف هدايت شده و روش كشف جستجوگرانه، يكي از مهمترين اختلاف بين اين سه استراتژي، نقش معلم و دانش آموز است. در روش سخنراين كه در يك سر محور قرار دارد، معلم نقش فعال و مسلط و دانش آموز نقش منفعل و غير فعال دارد. در انتهاي ديگر محور روش تحقيق يا كشف آزاد قرار دارد. در اين روش دانش آموزان بيشتر فعالند و معلم نقش تسهيل كننده دارد. در وسط محور كشف هدايت شده قرار دارد كه تركيبي از دو روش ديگر است.