استفاده مستقيم از آبهاي شور ( بدون شيرين كردن آنها )

۱- استفاده از آبهاي شور سطحي ( جاري ) و زيرزميني به عنوان آب آبياري در كشاورزي و مسائل آنها
مقدمه :
آبها را از نظر قابليت هدايت الكتريكي يا به عبارت ديگر زيان شوري براساس نظريه ويل كوكس (۶۸) به چهار گروه تقسيم كرده اند : گروه هاي و و و كه در آن آب گروه با هدايت الكتريكي مخصوص در ۲۵ درجه سانتيگراد بين ۱۰۰ و ۲۵۰ ميكروموس بر سانتيمتر كاملاً بي ضرر و آب گروه با هدايت الكتريكي بين ۲۲۵۰ و ۵۰۰۰ نامناسب براي كشاورزي تشخيص داده شده است ،

مگر آنكه با ايجاد شرايط مناسب بتوان با احتياط از آن به عنوان آب آبياري استفاده كرد . اما عملاً مي بينيم كه در كشور ما به علت ناكافي و يا در دسترس نبودن آب شيرين ، از آبهاي خيلي شورتر براي كشاورزي استفاده مي كنند . به عنوان مثال در حاشيه كويرهاي جنوب البرز ( دشت كوير ) آبهايي كه هدايت الكتريكي آنها بيش از ۸۰۰۰ ميكروموس بر سانتيمتر است در مواردي براي آبياري زراعتهايي مانند پنبه ، ذرت ، چغندرقند مورد استفاده قرار مي گيرد .

دليل آنرا از جمله اينطور مي توان توجيه كرد :
حد تعيين شده درجه شوري براي آب آبياري با معيارهاي آمريكايي و ديگر كشورهاي مشابه با شرايط طبيعي ايران ، نمي تواند كاملاً تطبيق كند . علت آنرا شايد بتوان در عوامل ذيل جستجو كرد

:
الف) دلايل عدم تطبيق معيارهاي آمريكايي با شرايط طبيعي ايران و غيره
(۱-) از آنجايي كه كشاورزي در ايران قرنها سابقه دارد ، ممكن است كه با گذشت زمان و براساس تئوري انتخاب طبيعي ، گياهاني كه مقاومت بيشتري داشته اند ، توانسته اند شوري زياد آبها را تحمل كنند واين مقاومت بتدريج در آنها تقويت شده و به نسلهاي بعدي انتقال پيدا كرده باشد .

اين موضوع بخصوص با توجه به آزمايشهاي يكي از دانشمندان شوروي به نام
Strogonov مي تواند مورد قبول واقع شود :
اين دانشمند ثابت كرده است كه مي توان مقاومت گياهان را نسبت به شوري آب آبياري از طريق خيساندن بذر آنها در محلولهاي شور ، قبل از كاشتن آنها ، به طور مصنوعي افزايش داد و در واقع همان واكنشي را در آنها به وجود آورد كه تزريق واكسن در انيسان به وجود مي آورد .

(۲)- آبياري به روش كرتي يا غرقابي كه يك روش سنتي آبياري در ايران است و به خصوص در مناطق خشك و حاشيه كويري آن ، از قديم معمول بوده و هنوز رواج دارد، در كنترل شوري خاك بسيار مؤثر است . علاوه بر آنكه عملاً مي بينيم كه اين روش در جلوگيري از شور شدن خاك تأثير دارد ، بررسيها در اين زمينه در ديگر كشورهاي جهان نيز نشان داده كه تحت شرايطي بهترين روش آبياري براي كنترل شوري و يا جلوگيري از شور شدن خاك در موارد آبياري با آب شور ، روش آبياري غرقابي يا كرتي است و اعمال اين روش در شرايطي ، تأثير قابل توجهي در جلوگيري از شور شدن خاك دارد ،

از ان جمله :
زمين به اندازه كافي شيب داشته باشد ، هر كرت خوب هموار و مسطح باشد تا همه جاي آنرا آب بگيرد ، جنس خاك سبك و قابليت نفوذ آب در آن زياد باشد و خلاصه زهكشي زمين كامل باشد و غيره .
با آنكه اين روش با لحاظ مصرف آب زياد ، به خصوص در كشور ما كه از جهت كمبود آب در مضيقه هستيم چندان مطلوب نيست ، ولي از آنجايي كه ايستادن آب زياد در هر كرت ، سبب افزايش قوهو ثقل و در نتيجه شستشوي نمك و پايين بردن آن در زمين مي شود ، تا حدود زيادي مانع از شور شدن خاك مي گردد . اعمال اين روش در نقاط يا شرايطي بجا به نظر مي رسد ، كه آب ديگري كه مناسب آبياري باشد و بشود با بكار بردن روش ديگري در مصرف آن صرفه جويي كرد ، وجود نداشته باشد .

آبي كه به اين روش در سطح زمين ( هر كرت ) مي ايستد ، به ويژه در شرايطي كه زهكشي خوب باشد ، قادر است به ميزان قابل توجهي املاحي را كه بين دو آبياري متوالي در خاك جمع مي شود ، بشويد و از منطقه ريشه گياه خارج كند .

و خلاصه به همين دليل مي توان گفت كه در ايران ابهايي كه به ظاهر شور و خطرناك است ، سالهاست مورد استفاده قرار مي گيرد ولي در بسياري از موارد زمين همچنان قابل بهره برداري است و شوري آب آبياري – نتوانسته آنرا از پاي در آورد و حتي خانواده ها همچنان از درآمد آن امرار معاش مي كنند .

به عقيده نگارنده با آنكه در روش آبياري غرقابي يا كرتي كه يك روش سنتي و بسيار قديمي است ، مقدار زيادي آب مصرف مي شود ، در حالي كه آب در بعضي از همين مناطق كه روش سنتي آبياري اعمال مي شود ، بسيار با ارزش است ، بكار بردن اين روش آبياري در مواردي كه خاك شور است و يا شوري آب ، شورتر شدن خاك را تهديد مي كند ، ( و به همين دليل امكان استفاده از ديگر روشهاي آبياري وجود ندارد ).

مصلحت است كه زمين به روش كرتي كشت و آبياري بشود و هر چند سال يك بار هم به روش نشتي و غيره ( مراجعه شود به كتاب حفاظت منابع طبيعي (خاك ) تأليف نگارنده ) زيرا اگر اين كار را نكنيم و فقط به منظور صرفه جويي در مصرف آب ،

روشهاي ديگري كه كنترل شوري خاك با آنها ، مشكل يا غير ممكن است را به كار ببريم ، سرانجام روزي خواهد رسيد كه زمين شور شده و ديگر قابل بهره برداري نيست . از آنجايي كه در اين گونه مناطق ، معمولاً ارزش زمين از ارزش آب كمتر نيست زيرا زمين قابل كشت و زرع هم كم است ، كوير شدن زمين هم تقريباً همانگونه مسأله ايجاد مي كند كه نبودن آب و يا شور و غير قابل استفاده بودن آن .

حتي در بعضي از منابع ميخوانيم كه براي بدست آوردن موفقيت در اين امر و شستشوي بيشتر نمك ، لزوم آبياري بيش از اندازه را در اين مورد توصيه مي كنند . اين موضوع را عملاً در زمينهاي شور و حساس حواشي كويرها نيز به خوبي ميتوان مشاهده كرد . اصرار كشاورزان مناطق كويري در آبياري زيادتر محصول به ويژه در فواصل كوتاه تر ، نشانه اي از تجربه آنان در اين مورد است .

(۳) بسياري از آبهاي شور در ايران ، داراي مقدار قابل توجهي گچ است كه در فاصله بين دو آبياري مقداري از آن در خاك جمع مي شود و از تأثير نامطلوب نمكها مي كاهد .
(۴) زهكشي زمين خوب و كامل بوده كه به اين طريق بر اثر شستشو نمك خارج شده است .
(۵) از خاكهاي سبك با قابليت نفوذ زياد ، استفاده شده است .

تنها در ايران نيست كه طبقه بندي آب آبياري از نظر شوري به روش آمريكايي با شرايط طبيعي آن تطبيق نمي كند ، بلكه بسياري از كشورها نيز با اين مسئله روبرو هستند ، از آن جمله ، الجزاير ، مصر ، هندوستان ، مجارستان و غيره را مي توان نام برد . به عنوان مثال بررسيها در اسرائيل نشان داده كه تقريباً ۶۰ درصد از آبهايي كه براي آبياري در اين منطقه صرف مي شود ، اگر با معيارهاي آمريكايي سنجيده بشود ، زياد بدرد آبياري نمي خورد .

از اين رو دانشمندان در منطقه مذكور سعي كرده اند به طريق ديگري آبهاي آبياري را طبقه بندي كنند مثلاً در يكي از نظر شوري بر حسب نوع گياه و نوع خاك طبقه بندي شده است . در اين طبقه بندي ، حد شوري آب آبياري براي گياهان گرمسيري مقاوم به شوري حتي تا ۰۰۰، ۲۰ ميكروموس بر سانتيمتر افزايش داده است . در اين طبقه بندي دليل علمي خاصي ارائه نشده و احتمالاً بيشتر متكي بر تجربيات نويسنده آن است .

يكي از اساتيد دانشگاهي در ايران سعي كرده است طريقه اي را براي طبقه بندي آبهاي آبياري ايران از نظر شوري ارائه دهد كه اصول آن مبتني بر تعادل آب و املاح در خاك بوده و در واقع جنبه علمي و استدلالي داشته باشد :« روش استدلالي براي تعيين شوري آب آبياري در ايران » .

ارائه دهنده اين روش ، در آخر مقاله خود نتيجه گيري مي كند كه ميزان شوري مجاز يك آب آبياري به سه عامل بستگي دارد . ما در اينجا براي آنكه سخن را كوتاه كنيم ، فقط به ذكر خلاصه اي از آن به شرح ذيل اكتفا مي كنيم .

شوري مجاز يا آب آبياري ، به سه عامل ذيل بستگي دارد :
اول – ميزان مقاومت گياه نسبت به شوري : هر چه مقاومت گياه بيشتر باشد از آبهاي شورتري مي توان براي آبياري آن استفاده كرد .
دوم – هر چه راندمان آبياري كمتر باشد ، از آب شورتري مي توان استفاده كرد . اينطور مي توان گفت : در حالت حدّ ، يعني وقتي كه مقدار آبي كه به خاك داده مي شود ،

نسبت به مقداري كه گياه براي رويش خود نياز دارد ، خيلي زياد باشد ، بطوريكه راندمان آبياري به طرف صفر ميل مي كند ، در اين صورت شوري آب آبياري يا شوري حد ، نمي تواند در مورد يك خاك با بافت متوسط از دو برابر شوري خاك در رطوبت اشباع ، تجاوز كند . يادآوري مي شود كه معمولاً خاكهايي كه بافت متوسط دارد ، هدايت الكتريكي محلول خاك در ظرفيت زراعي ، تقزيباً دو برابر هدايت الكتريكي عصاره گل اشباع خاك است .

چنين مي توان گفت كه با در نظر گرفتن رابطه هاي بكار برده شده استفاده از آبهاي شور ، براي آبياري با راندمان صددرصد ، امكانپذير نيست و بايستي هميشه مقداري آب ، بيشتر از آنچه كه گياه احتياج دارد به زمين داد ، تا خاك شورتر نشود .

بر اين اساس ، در مواردي كه آب آبياري شور است ، بايد از روشهاي آبياري قطره اي و باراني كه راندمان آبياري در آنها بيشتر از روشهاي سنتي است با احتياط استفاده كرد و سيستم طوري تنظيم بشود كه راندمان زياد آب ، باعث بالا رفتن درجه شوري خاك نگردد .

سوم – نوع خاك در بهره برداري از آبهاي شور نقش مهمي دارد . هر چه بافت خاك سبك تر باشد از آب شورتري مي توان براي آبياري استفاده كرد .
بنابراين با توجه به عوامل مذكور نمي توان آب آبياري را از نظر درجه شوري به طور مطلق طبقه بندي كرد ، زيرا امكان دارد كه اگر از آبي كه كيفيت خوبي ندارد

ولي در يك خاك مناسب با راندمان خوبي بكار برده شود ، نتايج سودمندي از ان بدست آيد و اين موضوع ، فرق عمده اي است كه اين روش با روش آمريكايي دارد .
روشي كه بيان شد در واقع يك روش استدلالي است كه بيشتر متكي به محاسبات و مدل سازي است و لذا محققان بايد آنرا به عمل در آورند ، تا تجربه و نتايج لازم بدست آيد . »

زياد شدن املاح در منطقه ريشه در خاك بستگي به چند عامل دارد كه مهمترين آنها عبارتند از : مقدار نمك آب آبياري ، تعداد دفعات آبياري ، مدت آبياري ، ميزان صعود آب زيرزميني بر اثر خاصيت لوله هاي موئي (شعريه ) . از طرف ديگر اگر زهكشي زمين خوب و كامل باشد ، مي توان با زيادتر كردن مدت آبياري و تعداد دفعات آن ، املاح را شستشو داد . اما هر آبياري با آب شور ولي بدون زهكشي و شستشوي املاح ، باعث شوري خاك مي شود .

اما اگر وضع زهكشي زمين خوب نباشد و آب هم كم باشد كه نشود زياد و به دفعات آبياري كرد ، استفاده از آب حتي بالنسبه شور هم ، پس از مدتي كوتاه ، باعث شور شدن خاك خواهد شد ، در حالي كه اگر زهكشي خوب باشد ، مي توان از آب شور براي آبياري استفاده كرد ، زيرا هر آبياري ، مقداري از نمكهاي آبياري قبلي را كه در زمين جمع شده است ، مي شويد و مي برد و از منطقه ريشه گياه خارج مي كند .

در منبع شماره (۷) كه در آن طبقه بندي آب آبياري با استفاده از روش آمريكايي به چهار گروه تقسيم شده است . براي ايران و ديگر كشورهاي مشابه كه داراي آب و هواي خشك و نيمه خشك مي باشد ، طبقه بندي ديگري براي آب آبياري با درجه شوري به مراتب بيشتر ذكر شده است كه مي توان از آن به ويژه براي آبياري گياهان مقاوم به شوري استفاده كرد

مشروط به اينكه : خاك داراي بافت سبك ( قابليت نفوذ زياد ) و شرايط زهكشي مناسب باشد و ضمناً در دوره اوليه ريشه ، يعني از هنگام به خاك كردن بذر تا جوانه زدن و كمي بالا آمدن آن ، آب شيرين كافي به آن برسد و يا به آن داده شود .

نگارنده ، در نتيجه ي تجربه اي كه شخصاً در مسئله شوري خاك و آب كسب كرده ، معتقد است در نقاطي كه از هر يك از اين نوع آبها استفاده مي شود بهتر است تا آنجايي كه امكان دارد همه ساله خاك با آبياري مداوم و چند روزه با آب شيرين شستشو داده بشود تا نمك در خاك به ويژه در منطقه ريشه كياه جمع نشود و از آب شيرين به خصوص در فصل بهار كه معمولاً در نتيجه بارندگي بالنسبه فراوان است ، براي كاشتن بذر و آبياري مراحل اوليه رشد و نمو گياه و حتي در طول دوره رشد هر وقت كه امكان دارد ، استفاده بشود .

استفاده از آب شور به ويژه اگر زهكشي زمين خوب نباشد و توجهي به نوع خاك و گياه و ديگر شرايط لازم نگردد ، بسيار خطرناك است ، به طوريكه امكان دارد ، در ظرف يك مدت كوتاه باعث شوري زياد و حتي غير قابل استفاده شدن زمين بشود .

جدول شماره ۱۴- طبقه بندي آب آبياري با درجه شوري بيشتر براي زمينهاي سبك با زهكشي كامل
گروه آبها هدايت الكتريكي مناسب براي شرايط لازم

۱ تا ۱۵۰۰ هر نوع گياه –

۲ ۱۵۰۰تا ۲۰۰۰ گياهان حساس بشوري –

۳ ۲۲۵۰تا ۴۰۰۰ گياهان مقاوم بشوري –

۴ ۴۰۰۰ تا ۸۰۰۰ گياهان بيشتر مقاوم مانند يونجه چغندر ، پسته ، خرما و غيره شستشوي خاك و آبياري مراحل اوليه با آب شيرين

بنابراين بايد با آگاهي كامل و همه جانبه از شرايط موجود ، از آب شور استفاده بشود . براي اين كار لازم است كه هم دولت و هم كشاورزان ابتدا اقدام لازم در مورد شناخت كامل شرايط و عوامل از جمله ، ميزان درجه شوري آب ، ميزان درجه شوري خاك ، نوع خاك (سنگين يا سبك و غيره ) درجه مقاومت گياه مورد كشت نسبت به شوري در شرايط محلي ،

امكان تأمين آب شيرين براي شستشوي خاك و آبياري زراعت يا باغ در بعضي از مواقع و امثال اينها به عمل آورند و با ايجاد شبكه زهكشي كامل و رعايت ديگر اصول صحيح كشاورزي به ويژه در مناطق خشك ، از آب شور براي كشت و زرع استفاده كنند ، در غير اينصورت نتيجه همان خواهد شد كه در بسياري از نقاط مناطق خشك و نيمه خشك كشور خودمان اتفاق افتاده است : به عنوان مثال در يك نقطع چاه ، و يا قنات حفر كرده اند كه آب آن شور بوده ،

چند سالي با اين آب زراعت كرده اند ، بدون آنكه به نوع زمين توجه كنند و يا به آن برسند ( زهكشي و غيره ) سال به سال كه زمين شورتر شده ، از ميزان محصول آن نيز كاسته شده ، بطوريكه پس از گذشت چند سال ، سرانجام آنقدر خاك شور و محصول كم شده كه كشاورزان مجبور به رها كردن آن زمين و آن آب شده و حتي در بسياري از موارد به كلي آنجا را ترك كرده و براي كسب روزي به نقطه ديگري و يا شهرها و مراكز جمعيت، مهاجرت كرده اند .

نمونه هاي بسياري از اين نوه ويرانه ها و كوير شدن زمينها را در نقاط مختلف كشورمان به ويژه در حواشي كويرها وبيابانها مي بينيم . از اين رو است كه گفته مي شود ، تا آنجايي كه امكان دارد از آب شور استفاده نشود و اگر انسان چاهي حفر كرده و يا قناتي احداث كرده و يا در منطقه اي قرار گرفته كه آب رود آنجا شور است و مجبور به استفاده از اين نوع آبهاي شور است ،

بايد همانطوري كه گفته شد ، همه چيز را خوب از طريق آزمايش و مطالعه دقيق بشناسد و آنچه را كه براي استفاده از آبهاي شور لازم است ، رعايت كند و از روي دقت انجام دهد تا زمينش شور نشود و محصولش هم كاهش پيدا نكند و سرانجام وقت و سرمايه او هم تلف نشود و هدر نرود و خلاصه از هستي ساقط نگردد .

نگارنده افرادي را مي شناسد كه با اصطلاح هر چه را داشتند بر سر احداث چاه و يا قنات و به زير كشت بردن زمينهاي باير شور يا غير شور گذاشتند و پس از سالها تلاش و زحمت و خرج كردن و سرانجام هيچ نتيجه اي از آن نگرفتند و با دست خالي و با قرض زياد و روحيه خسته و افسرده ، همه تأسيسات خود را كه در آنجا با هزاران زحمت و خرج بسيار كه از روي عشق و يا ناچاري بنا كرده بودند از قبيل قنات يا چاه ، ساختمان ،

طويله ، بهار بند و غيره ، همه را در آنجا رها كرده و يا در ازاء دريافت يك مبلغ ناچيز آنها را به شخص ديگري و يا دامداري واگذار كرده و دست زن و بچه خودشان را گرفته ، براي پيدا كردن به اصطلاح لقمه ناني يا امرار معاش به جاي ديگر رفته اند ، و اگر عده اي هم در چنين شرايطي در آنجا ماندگار شده اند ، از طريق كشاورزي ( زراعت ) درآمدي ندارند و يا اگر دارند خيلي ناچيز است

و بيشتر از راه دامداري و يا مهاجرت فصلي و كار در شهرها و خلاصه اشتغال همسر و فرزند در امر كارهاي دستي از قبيل قالي بافي و امثال اينها ، امرار معاش مي كنند كه در مجموع چندان رضايت بخش هم نيست كه به قول معروف از دهان بسياري از آنها شنيده مي شود كه مي گويند : « ميرويم بيرون ( جاي ديگر ) كار مي كنيم ، مي آوريم توي اين خراب شده مي خوريم » .

ب- فن استفاده از آب ( و خاك ) شور
مقدمه :
قبلاً گفتيم كه به دلايل مختلف بسياري از آبهاي كشور ما شور است و حتي نقاطي وجود دارد كه اصلاً آب شيرين ندارد . بنابراين يا بايد از آبهاي شور در كشاورزي استفاده نكنيم و يا اگر مجبور به استفاده از آنها هستيم دو راه در پيش داريم :
راه اول : آبهاي شور را با استفاده از امكانات امروزي شيرين ( نمك زدايي ) كنيم .

همانطوري كه در مباحث آينده به تفصيل خواهيم گفت ، چندين سال است كه در كشورهاي مختلف جهان آزمايشهايي در جهت يافتن يك روش مناسب و با صرفه از لحاظ اقتصادي براي شيرين كردن آبهاي شور ، جريان دارد . با اينكه پيشرفتهاي عظيمي هم در اين مورد شده به طوري كه در بسياري از كشورها ازآن جمله كشورهاي واقع در جنوب خليج فارس و نيز ايران ، با استفاده ار دستگاه هاي آب شيرين كن ، مقدار قابل توجهي آب ،

روزانه شيرين مي شود و حتي در برخي از كشورها ، مؤسساتي جهت تأمين آب لوله كشي شهرها و دهات داير شده است ، با اين وجود تا اين تاريخ روش مقرون به صرفه اي كه بتوان به وسيله آن آب شور را براي آبياري شيرين يا قابل استفاده كرد ، پيدا يا اختراع نشده است زيرا حجم آبي كه براي اين منظور لازم است ، بسيار زياد مي باشد

كه با امكانات و اطلاعات امروزي قادر به تهيه آن به صورت اقتصادي نيستند . بنابراين در شرايط كنوني ، امكان شيرين كردن آبهاي شور جهت آبياري ، براي ما ، فراهم نيست و بايد فكر شيرين كردن آب كشاورزي را از مخيله خود فعلاً دور سازيم .

يا بايد از آب شور استفاده نكنيم و يا اگر مجبور هستيم از آن استفاده كنيم بايد ضمن استفاده از آن يك سري اقدامات انجام دهيم و تكنيكهايي به كار بريم كه شوري ، كنترل بشود زيرا همانطور كه مي دانيم ، وجود املاح زياد در آب آبياري ، موجب تجمع نمك در خاك و به خصوص محيط اطراف ريشه گياه مي گردد و اين باعث مي شود كه آب موجود در خاك ( محلول خاك ) و مورد نياز گياه ، به اندازه كافي به گياه نرسد .

زياد شدن غلظت املاح در آب اطراف ريشه بر اثر آبياري با آب شور ، ابتدا باعث كم شدن رشد گياه و عوارضي از قبيل كوچكتر شدن و تغيير رنگ و سوختن اطراف برگها و سرانجام موجب مرگ گياه مي گردد .

علاوه بر اثرهاي مستقيم نمكها بر روي ريشه گياه ، تغييراتي در اثر سديوم بر روي خواص خاك ( بويژه خواص فيزيكي آن ) به وجود مي آيد كه باعث نرسيدن هوا ، آب و مواد غذايي كافي و مورد نياز به گياه مي شود كه اينها نيز موجبات كندي رشد گياه را فراهم مي كند .

راه دوم – آبهاي شور رابدوون شيرين كردن به عنوان آب آبياري مورد استفاده قرار دهيم :
همانگونه كه مي دانيم و در سطرهاي اخير نيز متذكر شديم ، استفاده مستقيم از آب شور به تدريج موجب كاهش محصول و شور شدن خاك و از حيز انتفاع افتادن آن مي شود . اما تجربه و علم به ما آموخته است كه براي كنترل شوري و يا كاهش تأثير املاح بر روي گياه و خاك ،

بايد يك سري اقدامات انجام دهيم و تكنيكهايي را ، به موقع بكار بريم تا بتوانيم از آب شور ، هم به عنوان آب آبياري استفاده كنيم و هم به اين وسيله زمينهاي شور قابل كشت و زرع را مورد استفاده قرار دهيم و به اين طريق بر سطح كشت و درآمد خود و مملكت بيفزاييم .

از جمله اقدامات و تكنيكهايي كه به هنگام استفاده از آب شور مي تواند مفيد واقع شود ، به خصوص در زمينه ي كاهش يا كنترل شوري و نيز بهبود بخشيدن به خواص فيزيكي خاك
( به ويژه افزايش قابليت نفوذ آب در آن ) عبارتند از :
(۱)- تسطيح زمين و زهكشي صحيح و مرتب آن :
اگر تمام اقدامات را كه در زير براي استفاده از آبهاي شور ذكر خواهيم كرد ، انجام دهيم ولي زهكش در زمين ايجاد نكنيم و يا شبكه زهكشي ، كامل و متناسب با وضعيت زمين و ديگر شرايط طبيعي نباشد ، هيچ نتيجه اي از آن همه اقدامات و بكار بردن تكنيكها ، نخواهيم برد زيرا نبودن زهكش و يا زهكش خوب در شرايطي كه زه آب زمين ،

خوب بيرون كشيده نشود ، سطح آب زيرزميني ( زه آب ) خيلي بالا خواهد آمد ، كه در نتيجه ي تبخير زياد آب، تجمع املاح در قسمتهاي سطحي زمين زيادتر خواهد شد و بعلاوه وجود آب زياد در زمين ، يا خيس بودن آن ، مانع از شستشوي املاح توسط آب آبياري مي شود .

زهكش ، هم زمين را خشك مي كند و به اين طريق آب شور را از زمين خارج مي كند و هم با خشك شدن زمين ، امكان شخم زدن و كار كردن تراكتور و ديگر ماشينهاي كشاورزي و يا حتي حيوانات كاري و غيره در آن فراهم مي شود . زهكش با كشيدن آب زمين و باز شدن راه براي خروج آب از زمين شستشوي املاح را از طريق آبياري در زمين ، امكان پذير مي سازد . علاوه بر اينها ، زهكش مانع دوباره شور شدن يا كوير شدن خاك مي گردد

زيرا از يك طرف امكان شستشوي املاح را در خاك به وسيله آب آبياري يا آبهاي اضافي كه به زمين داه مي شود فراهم مي كند و بنابراين نمي گذارد املاح آب آبياري در خاك جمع بشود و موجب شوري بيش از حد آن گردد و از طرف ديگر مانع از بالا آمدن آب شور زيرزميني و تجمع نمك به اين طريق در قسمتهاي سطحي زمين مي گردد . بنابراين احداث شبكه زهكشي صحيح و كامل در زمينهاي كويري و يا زمينهايي كه با آب شور و قليايي آبياري مي شوند ، براي كنترل شوري ، و حتي كم كردن ميزان شوري ( اصلاح خاك ) كاملاً ضروري است .

تسطيح زمين و از بين بردن چاله يا قسمتهاي گود آن كه محل تجمع آب است ، قبل از ايجاد زهكشها ، براي خارج كردن آبهاي اضافي سطح مزرعه ، بسيار مفيد و مؤثر مي باشد . وجود قسمتهاي پست و بلند و خلاصه ناهموار بودن سطح زمين مانع از ايجاد شبكه زهكشي منظم در زمين نيز خواهد شد ، به عبارت ديگر اين امكان وجود دارد كه ناهمواري مانع از ايجاد زهكشهاي حساب شده در زمين ، گردد . و به اين طريق زهكشي زمين ، به طور كامل صورت نگيرد .
(۲) – زدن شخم عميق :
بطور كلي ، شخم زدن ، قابليت نفوذ هوا و آب را در زيرزمين زياد مي كند و شستشوي املاح به وسيله آب آبياري بهتر و كاملتر صورت مي گيرد . در بعضي از زمينها ، لايه هاي سخت و متراكمي وجود دارد كه اگر شخم عميق در آن زده نشود ، آب يا ريشه گياه نمي تواند در آن نفوذ كند . زدن شخم عميق در يك چنين زمينهايي حتماً لازم است . در آباد كردن زمينهاي كويري و همانطور كه گفتيم ، براي استفاده از آب شور و خلاصه شستشوي بهتر املاح ، شخم عميق بسيار مفبد و مؤثر است .

معمولاً بعد از آنكه سطح زمين را هموار كردند ، شخم عميق مي زنند .
(۳)- آبياري طولاني زمين ، قبل از كشت .
براي آنكه املاح جمع شده در خاك شسته شده و به لايه هاي زيري خاك برود ، چنانچه آب شيرين كافي در اختيار باشد ، بهتر است ، زمين قبل از كشت ، براي يك مدت طولاني آبياري بشود . در مواردي كه نمك در طي دوره آيش در لايه هاي سطحي افزايش مي يابد ، توصيه مي شود كه آبياري قبل از كشت ، بايد پيش از انجام هر گونه عمليات آماده سازي زمين صورت گيرد .

(۴) – انتخاب گياه مناسب .
براي استفاده از خاك و آب شور ، بايد گياهان مقاوم به شوري را انتخاب كرد تا بتوان محصول رضايت بخشي از زمين برداشت كرد . چه بسا ديده مي شود كه كشاورزان بدون توجه به حساسيت يا مقاوت متفاوت گياهان ، از روي عادت و يا سنت ، اغلب گياهاني را در خاكهاي شور و يا به هنگام استفاده ازآبهاي شور مي كارند ككه تحت تأثير نمك ، قادر به دادن محصول رضايت بخشي نيستند

، مانند گندم ويا گوجه فرنگي و امثال اينها . نتيجه اين مي شود كه زحمت زيادي مي كشند ، وقت زيادي تلف مي كنند و سرمايه زيادي مصرف مي كنند و لي سرانجام محصول قابل توجهي برداشت نمي كنند و هميشه هم ناراضي هستند .

از وضايف مروجين كشاورزي است كه با توجه به شرايط منطقه و كيفيت خاك و آب ، كشاورزان ر ا راهنمايي كنند كه در چه نوع زميني با چه كيفيتي و با چه نوع آبي و كيفيتي ، چه نوع محصولي بكارند كه زحمات و سرمايه آنان ، هدر نرود و در پايان سال زراعي درآمد قابل توجهي از زراعت خود داشته باشند . به عنوان مثال ، يونجه از آن گياهاني است

كه براي استفاده از آب شور و كاشتن زمينهاي شور قابل كشت و زرع ، بسيار مناسب است ، زيرا از يك طرف با فرا گرفتن تمام سطح زمين ، مانع از تبخير زياد آب و در نتيجه ، تجمع نمك در سطح زمين مي شود و از طرف ديگر با دواندن ريشه در لابلاي خاك و تا عمق قابل توجهي از آن ، هم خاك را از لحاظ فيزيكي ، شيميايي و حياتي آباد مي كند و هم با گرفتن آب زياد از زمين و جلوگيري از تبخير ، به رشد گياه ( افزايش محصول و ممانعت از شور شدن خاك ) كمك مي نمايد .

چون در سال ، چندين چين از يونجه برداشت مي شود ، به اين طريق نيز مقدار قابل توجهي املاح موجود در خاك و يا وارد شده توسط آب آبياري شور، از زمين خارج مي گردد . بنابراين ، به عقيده نگارنده كه تجاربي در زمينه اصلاح اراضي شور و بهره برداري از خاك و آب شور دارد . يونجه بهترين گياه براي خاكهاي شور و آبهاي شور است و چنانچه به صورت مكانيزه زراعت بشود ، براي كشاورزي نيز كم زحمت ترين محصول مي باشد .

عيب يونجه در اغلب نقاط كويري و بياباني ايران اين است كه :
– آفت سس فراوان است و تقريباً تمام يونجه زارها را آلوده و سرانجام نابود مي كند و چون راه مبارزه قاطع و اقتصادي براي آن وجود ندارد ، وقتي اين آفت وارد يك مزرعه يونجه مي شود ، بتدريج ولي سريع ، تمام سطح آن مزرعه را فرا مي گيرد بطوريكه همه محصول

( يونجه ) را نابود مي كند كه كشاورزان مجبور به صرف نظر كردن از يونجه و يونجه كاري مي شوند .
– كرم يونجه يكي ديگر از آفت يونجه است كه كشاورزان از ترس آلوده شدن مزارع يونجه به آن كمتر يونجه مي كارند ، هر چند شرايط منطقه طوري است كه هم محصول يونجه خيلي خوب مي دهد ( البته تا زماني كه دچار آفت نشده ) و هم امروزه نياز شديد به آن براي تأمين علوفه دام ، احساس مي گردد .

– لازم بودن آب زياد براي يونجه كاري : يونجه نسبت به زراعتهايي نظير پنبه ، خربزه و امثال اينها كه در بهار كاشته مي شوند ، بيشتر آب مي خواهد .
– نبودن امكانات براي مكانيزه كردن كامل آن و هزينه زياد چيدن و جمع آوري و برداشت آن با دست ، از دلايل اساسي ديگري است كه كشاورزان كمتر اقدام به كاشتن يونجه مي كنند ، هر چند علاقه و احتياج زيادي به اين محصول دارند .

دولت بايد با فراهم كردن امكانات جهت مكانيزه كردن يونجه و مبارزه قاطع با آفتها بخصوص در مناطق كويري و بياباني كشور كه خاكها و آبها اغلب شور است و زراعتهايي مانند گندم به علت شوري خوب نمي شوند و محصول قابل توجهي نمي دهند كشاورزان را تشويق به كاشتن يونجه و توسعه سطح كشت آن بكنند تا به اين طريق در شرايط مساعد براي يونجه حداكثر محصول در واحد سطح از زمين برداشت شود

و در نقاطي كه يونجه خوب به عمل مي آيد با راندمان و توليد بالا كمبود علوفه كه از مسائل مهم مملكتي است جبران گردد از عيوب ديگر يونجه اين رامي توان ذكركرد كه در مرحله اول رويش تا حدودي به شوري حساس است به اين معني كه بذر يا بهتر بگويم هنگام جوانه زدن و جوانه كوچكي كه پس از نوك زدن ( سبز شدن ) بذر حاصل مي شود

تا حدودي در مقابل شوري حساس است براي اينكه اين ضعف يونجه را هم از بين ببريم بايد سعي كنيم آب اول و حتي الامكان آب دوم را از آبهاي شيرين بدهيم تا شوري كمتر مؤثر واقع بشود اغلب ديده و يا شنيده مي شود كه دولت يا نهادهاي انقلابي با دادن زمين در حواشي كويرها به مردم به ويژه گروههاي كشاورزي از آنان مي خواهند

و يا از شروط قرارداد آنهاست كه محصولات مورد نياز مملكت به عنوان مثال نيز گندم در آن بكارند در حالي كه خاك آنجا شور و اغلب آب آنجا هم شور است چنانچه كشاورزان طبق قرارداد و يا دستور آنها عمل كنند محصول قابل توجهي نمي توانند برداشت كنند و خاك و آبي كه براي كاشتن ديگر محصولات از قبيل يونجه خربزه چغندر ، جو و امثال اينها كه به شوري بالنسبه مقاوم هستند مساعد است

و مي تواند محصول و درآمد قابل توجهي هم بدهد با كاشتن محصولاتي نظير گندم در اين نوع زمينها ، هدر مي رود و حتي زيان بخش واقع مي شود زيرا امكان ضرر كردن كشاورزان با كشت محصولاتي مانند گندم در زمينهاي شور و با آب شور ، بسيار زياد است .

(۵) – انتخاب روش كشت و آبياري مناسب و يا تغيير آنها
معمولاً محصولات مختلف در شرايط مختلف به روششهاي مختلف كشت و آبياري مي گردند . در مناطق كويري بايد به روش آبياري توجه مخصوص بشود تا با انتخاب روش صحيح آبياري ، از شور شدن خاك و اثر زيانبخش آن بر گياه ( محصولات كاشته شده ) حتي الامكان

، جلوگيري به عمل آيد . در زير روشهاي آبياري را به طور اختصار در رابطه با مسئله شور شدن خاك مورد مطالعه قرار مي دهيم تا ببينيم كه كداميك از آنها براي كنترل شوري مناسبتر است و در چه شرايطي چه روشي را بايد انتخاب كنيم .

۲- استفاده از آب شور براي ايجاد و تقويت مراتع و توسعه گياهان گياهان صنعتي و دارويي و غيره
در بسياري از نقاط نواحي خشك و نيمه خشك زمينهاي باير يا مواتي وجود دارد كه به علت نبودن آب شيرين و يا كم بودن ميزان بارندگي در آن منطقه ، امكان بهره برداري از آنها در كشاورزي از طريق كشت و زرع وجود ندارد و تنها محصول طبيعي آنها ، همان مختصر پوشش گياهي است كه شايد بشود از انها به عنوان يك مرتع بسيار فقير ، براي چراي احشامي از قبيل شتر ، بز و غيره استفاده كرد ، تازه مشروط به اينكه گياهان آن قابل خوردن براي حيوانات باشد .

بنابراين وقتي شرايط اين گونه است ، بخصوص كه اگر اين زمينها در حاشيه كوير و بيابان و يا در داخل آن واقع شده و تقريباً هيچ نوع نفعي از اين زمينها برده نمي شود ،مگر همان بصورت مرتع فقير ، پس بهتر است كه در جهت غني كردن آنها از لحاظ پوشش گياهي اقدام كنيم . براي اين منظور ، چنانچه در آنجا آب جاري شور وجود داشته باشد و يا با هزينه كم ، قابل دسترسي باشد ،

( البته نه آب خيلي شور ) از اين آبها براي مرطوب نگهداشتن اين نوع زمينها در جهت فراهم آوردن امكان براي رويش گياه بيشتر و توسعه آن ، استفاده بشود . در نتيجه آبياري ، حتي با اين آبهاي بالنسبه شور بخصوص كه اگر بذر يا گياهان مقاوم به شوري و قابل مصرف و مفيد براي احشام بطور صحيح در زمين كاشته بشود

، پوشش گياهي جالب توجهي بوجود خواهد آمد كه مي تواند در اغلب موارد بسيار مفيد و مؤثر واقع بشود . به ويژه در مواردي كه منطقه داراي احشامي چون شتر و بز و از لحاظ علوفه و مرتع نيز سخت در مضيقه باشد .

هر چند كه در دنياي امروز ، دام ، گران و باارزش است ، بنابراين حتي الامكان بايد متناسب با بهاي گوشت و فراورده هايش تغذيه بشود ولي در شرايطي كه امكان دستيابي به مراتع مرغوب طبيعي و ايجاد مراتع مصنوعي با استفاده از خاك و آب شيرين وجود ندارد و امكان تأمين علوفه ي به اصطلاح « دستي » هم نيست و منطقه هم از لحاظ احشام بالنسبه غني است

و از طرف ديگر بر اثر فقر گياهي و يا چراي بيش از حد ، استفاده از گياهان به عنوان ماده سوختني و غيره روز به روز ، وضع پوشش گياهي منطقه و در نتيجه وضع دامداري بدتر مي شود ، ايجاد يك مرتع حتي با گياهان كويري مي تواند بسيار سودمند واقع بشود و از فشار احشام به ديگر مراتع بكاهد و در مورد بخصوص شتر و حتي بز ، نيازي به علوفه گران قيمت و استفاده از مراتع ديگر احشام هم نباشد هر چند ممكن است

در بعضي موارد در نتيجه ي آبياري با آب شور ، تا حدودي بر درجه شوري خاك نيز افزوده گردد . به عنوان مثال همانطور كه نگارنده عملاً تجربه و مشاهده كرده است يك مرتع غني و خوب خارشتري براي تعليف احشامي چون بز و شتر و بخصوص شتر ، بسيار مساعد و مناسب است و اين حيوانات با چرا در اين مراتع ، چاق و فربه مي شوند در حالي كه هيچ هزينه اي براي صاحب آنها از اين لحاظ در مراتع طبيعي ندارد و يا اگر داشته باشد تقريباً ناچيز است .

اتفاقاً خارشتر در زمينهاي مرطوب شور خوب رشد مي كند و به قول دامدارهاي سنتي حاشيه كوير و علاقه مند به اين نوع گياه ، در فصل پائيز « غوره » خوبي هم مي بندد كه حيوان آن را با حرص و ولع مي خورد و چاقش مي كند .

بنابراين با آبياري صحيح اين زمينها با آب حتي كمي شور و همچنين كنترل پوشش گياهي آن تا حدود امكان (‌به عنوان مثال از بين بردن گياهان غير مفيد و غير علوفه اي و تقويت و توسعه گياهان مفيد و غيره ) مي توان بسياري از مشكلات دامداران حواشي كويرها و بيابانها را ، آن هم بخصوص در شرايطي كه علوفه خيلي گران و كمياب است ، به اين طريق حل كرد و در ضمن با ايجاد پوشش گياهي از فرسايش خاك جلوگيري بعمل آورد و موجب پاكيزه نگهداشتن هوا نيز تا حدودي شد .

اين برنامه به ويژه در نقاطي كه استفاده از سيلابهاي شيرين و زمستاني و يا بهاري گاهگاهي امكان پذير باشد ، موفقيت آميزتر است زيرا با اين آبها مي توان از تأثير نامطلوب آبهاي شور ، كاست .
نمونه اي از اين نوع تأثير آبهاي كمي شور در به وجود آمدن مراتع و علفزار طبيعي را مي توان در مسيله قم به خصوص در نقاطي از آن كه پوشش گياهي انبوه و قابل استفاده براي هزاران احشام ايجاد گرديده است ، مشاهده كرد و يا در بعضي از نقاط حاشيه شمالي دشت كوير كه گاهي سيلابهاي شيرين به آنجا مي ريزد و موجب پيدايش پوشش گياهي بالنسبه انبوه و قابل استفاده شده است .

به نظر نگارنده اتفاقاً تنها راه عاقلانه و مناسب و مقرون به صرفه در بهره برداري از زمين ( و آب ) در بسياري از موارد همين استفاده از آن براي ايجاد مراتع است ، تا سعي در آباد كردن و بهره برداري از آن در زراعت ، زيرا اصلاح زمينهاي كويري خيلي شور و شيرين كردن آبهاي شور براي استفاده از اين نوع زمينها ، به هيچ وجه از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نمي نمايد و به علاوه طبيعت زمينهاي شور طوري است كه همواره در معرض خطر شور شدن مجدد است

و اين حساسيت خاكهاي شور ، باعث مي شود كه انسان هميشه در بهره برداري از اين نوع زمينها بايد كاملاً مواظب آنها باشد و براي جلوگيري از شور شدن زمين ، يك سري اقدامات انجام دهد كه هزينه بالنسبه زيادي در بر دارد ( در اين باره در كتاب : « مناطق خشك و مسائل بهره برداري از خاك آن » به تفصيل توضيحاتي داده ام)

بهتر است تا آنجايي كه امكان دارد و از لحاظ اقتصادي صرف مي كند ، زهكشهاي متناسب با آن زمين حفر گردد تا به اين وسيله تا حدودي از شور شدن خاك بر اثر آبياري با آب شور جهت ايجاد مراتع و پوشش گياهي انبوه جلوگيري به عمل آيد .

در صورتي كه گاهگاهي و حتي سالي يك بار هم دستيابي به سيلاب شيرين و استفاده از آن امكان پذير باشد ، آبياري يا شستشوي زمين با اين نوع آب ، به ويژه در شرايطي كه زهكشي كامل باشد ، تأثير بسزايي در شستن املاح و پائين بردن آنها در زمين دارد .

در اينجا بايد متذكر شد كه در بعضي از موارد ، نبايد آب شور را مهار و آن را به عنوان آب آبياري در سطح زمينها پخش كرد . آن در شرايطي است كه خطر شور شدن منابع آب زيرزميني در نتيجه نفوذ آب شور به اعماق زمين و همچنين حركت و سرايت آن به ديگر سفره هاي آب و خلاصه شور شدن خاك و آب شيرين وجود دارد .

همچنين آبهاي بسيار شور و غليظي كه به ويژه از گنبدهاي نمكي در اواخر فصل باراني خارج مي شود ، و يا آبهايي كه بر اثر عبور از زمينهاي نمكي و طي مسافت زياد آنقدر غلظت املاح در آنها زياد مي شود كه به صورت يك مايع غليظ و سمي درمي آيد ( مانند آب رود شور بيرجند در قسمت انتهايي ) نبايد در سطح زمين پخش گردد .

اين نوع آبها نه تنها به ايجاد پوشش گياهي كمك نمي كند بلكه در نتيجه غلظت زياد املاح ، آنچنان زمين را به اصطلاح كوير مي كند كه امكان دارد اگر مختصر پوشش گياهي هم داشته باشد ، آنها را از بين ببرد . كما اينكه در مسير و حتي كناره اين آبها هم ، اثري از گياه ديده نمي شود . بنابراين بهتر است كه از اين آبها نه تنها هيچگونه استفاده اي نشود

( مگر از نمك احتمالاً مرغوبي كه از تبخير آنها در حوضه انتهايي و غيره به وجود مي آيد ) بلكه بايد سعي گردد كه اين آبهاي بسيار شور و اغلب تلخ ، بدون آنكه به اطراف سرايت كند از طريق يك مجرا يا كانال باريك به كويرها بريزد تا باعث بدتر شدن خواص آب و خاك تحت نفوذ و اطراف مسير خود نگردد .

با استفاده از آبهاي كمي شور به ويژه در حواشي كويرها همانطوري كه گفتيم مراتع بالنسبه خوبي ايجاد كرد و به علاوه ني زارها به وجود آورد كه موارد استعمال گوناگون دارد ، به عنوان مثال از علوفه سبز آن چه در همانجا و چه پس از درو كردن و همچنين علوفه خشك آن براي احشام استفاده كرد . با چيدن ني و ديگر گياهان و دور كردن آنها از آنجا ، مقدار قابل توجهي نمك از زمين كم مي شود . اين روش در جلوگيري از شور شدن خاك نيز مؤثر است .

از بعضي از گونه هاي ني كه اتفاقاً در حاشيه كوير و زمينهاي مرطوب نمكي خوب رشد مي كنند ، مي توان ، جارو گرفت ( جاروي به اصطلاح نرمه ) ديگر محصول برخي از انواع اين ني ها موادي است كه در بنايي بكار مي رود . از ساقه ني مي توان براي بافتن حصير استفاده كرد صنعتي كه دارد در ايران رو به زوال مي رود ، در حالي كه حصير براي جلوگيري از نفوذ گرما به منازل و غيره بسيار مؤثر است . از اين نوع ني زارهاي طبيعي در بسياري از كويرهاي ايران ، از آن جمله در حاشيه شمالي دشت كوير واقع در جنوب گرمسار زياد ديده مي شود .

نوعي ني كه به ني باغي نيز معروف است ، در خاك شور و با آب شور نيز عمل مي آيد كه موارد استعمال گوناگون دارد . از آن جمله در موارد ذيل مي توان از آن استفاده كرد ك
ايجاد بادشكن براي جلوگيري از پيشروي بيابانهاي ماسه اي ، ايجاد چپر يا كپر براي سكونت انسان در نواحي گرمسير و يا استفاده از آن براي ساختن پناهگاه جهت حيوانات خانگي ، ايجاد خار خانه ، پوشاندن سقف منازل و يا طويله ها و غيره .

گياه اشلن يا اشنان نيز در زمينهاي مرطوب شور وقليايي خوب رشد مي كند ، بنابراين با استفاده از آبهاي شور و قليايي مي توان پوشش انبوهي از آن به وجود آورد . از اين گياه نيز مي توان در موارد مختلف استفاده كرد ، كاري كه پيشينيان ما مي كردند . به عنوان مثال از آن ماده اي قليايي گرفته كه از جمله در صنعت قالي بافي مصرف داشته است .

از اشلن چوبك درست مي كردند كه به عنوان ماده پاك كننده بكار برده مي شد ، و هنوز هم در بعضي از نقاط ، به ويژه نقاط حاشيه كويري و دورافتاده كشور از آن استفاده مي شود ، و خلاصه ، بوته اشلن از خوش خوراكترين گياهان براي شتر است . ايجاد يك مرتع غني اشلن موجب تقويت شترداري در منطقه نيز مي گردد . اشلن زارهاي غني و پر پشت در بسياري از نقاط كويري كه خاك آن مرطوب است يعني سطح آب زيرزميني در آنجا بالاست ، وجود دارد .

همانطوري كه قبلاً هم گفتيم در كويرها و حواشي آن كه خاك مرطوب است ، خارشتر زياد مي رويد . با استفاده از آبهاي كمي شور ، مي توان پوشش گياهي انبوهي از آن به وجود آورد كه براي نگهداري احشامي چون بز و شتر مفيدتر است . به علاوه با چيدن آن نيز مي توان آذوقه زمستاني اين احشام و حتي گوسفند دنبه دار را فراهم كرد . علاوه بر اينها از بوته خار شتر ماده اي دارويي بنام ترنجبين بدست مي آيد كه در گذشته بسيار مورد استفاده واقع مي شده است و غيره …

خلاصه هستند گياهان ديگري كه به طور طبيعي در خاكهي مرطوب شور به ويژه در كويرها و حواشي آن مي رويند و يا از راه پرورش ، امروزه اهميت ويژه اي كسب كرده اند ، كه با استفاده از آب شور و پرورش صحيح ، مي توان آنها را توسعه داد و يا سطحهاي وسيعي از آنها را به وجود آورد و از آنها بهره برداري كرد . به عنوان مثال علفهاي Rye و برمودائي ( Bermuda grass , rye grass ) را مي توان نام برد كه جزء گياهان مقاوم به شوري هستند ، اما بايد توجه داشت كه هر نوع آب شور و با درجه شوري زياد ، را تحمل نمي كنند .

مثلاً علف برمودائي مي تواند آبي با غلظت در حدود ۱۲۰۰۰ ميلي گرم در ليتر نمك را تحمل كند ( ۶۴ ص ۳۹ ) كه غلظت آن تقريباً يك سوم غلظت املاح آب درياست ( ۳۵۰۰۰ ميلي گرم در ليتر ) . البته همانطوري كه در گذشته نيز به آن اشاره شد ، علاوه بر غلظت ، نوع املاح موجود در آب نيز بسيار مهم است كه بايد به آن توجه بشود .

از گياهان باارزش علوفه اي ( مرتعي ) ، اسفناج وحشي يا آتري پلكس است كه امروزه گونه اهلي شده آن ، در سطحهاي وسيعي در زمينهاي كويري كاشته مي شود اين گياه نيز با آنكه مقاوم به شوري است ، ولي در هر كويري با درجه شوري زياد ، نمي رويد با آبياري ، مي توان مراتع وسيعي را از اين گياه به وجود آورد .

براي كسب اطلاعات بيشتر راجع به مسئله « آبياري با آب شور ، روشها و مزاياي استفاده از آب شور و همچنين محدوديتهايي كه در اين راه وجود دارد مراجعه شود از جمله به كتابهاي مناطق خشك و مسائل بهره برداري از آب و خاك آن جلد اول تأليف نگارنده و يا منبع شماره ۶۴ ».