چکیده

زنان نقش مهمی در ارتقای اشتغال و بهبود وضعیت اقتصادی جامعه ایفا میکنند. ارتقای فعالیتهای کارآفرینانه در بخش زنان میتواند محرکی موثر برای رشد و توسعه اقتصاد، افزایش درآمد زنان و بهبود کیفیت زندگی آنها محسوب شود. اما امروزه سهم زنان در فعالیتهای کارآفرینی جامعه، بسیار اندک میباشد. در این راستا برای ارتقای فعالیتهای کارآفرینی زنان باید ضرورتها و پیش نیازهای کارآفرینی این قشر شناسایی و تجزیه و تحلیل شود تا نقش زنان در فعالیتهای کارآفرینی در سطح جامعه پررنگ تر شود. هدف این مطالعه نشان دادن استلزامات، ضرورتها و چالشهای کسب و کار زنان روستایی در بخش کشاورزی و محیط روستایی میباشد. این مطالعه از نوع تحلیلی مرور ادبیاتی بوده و با استفاده از منابع کتابخانهای و نظر متخصصان انجام گرفته است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که مهمترین ضرورتها و عوامل مؤثر در کسب و کارهای زنان روستایی را میتوان در چهار بخش فردی، شبکهای، سازمانی و محیطی دستهبندی کرد.

واژههای کلیدی: زنان، کسب و کار، روستا، کشاورزی، کارآفرینی

مقدمه

در جهان، طی چند دهه اخیر توجه زیادی به موضوع کارآفرینی و کارآفرینان شده است. علت این توجه، نقش مهم، مثبت و سازنده کارآفرینان در توسعه اقتصادی و اجتماعی، بهرهبرداری از این منابع بالقوه در جهت مقابله با مسائل و چالشهایی نظیر تورم، رکود و به خصوص بیکاری بوده است (پرهیزگار و همکاران، .(۱۳۸۹ این ایده که کارآفرینان کلید توسعه و بهبود اقتصادی یک کشور هستند، توسط متخصصان برجستهای مانند شومپیتر (۱۹۳۴)، استیونسون و جاریلو (۱۹۹۰)، مورد تأکید قرار گرفته است (مقیمی و احمد پورداریانی، .(۱۳۸۷ با گسترش سریع مقوله کارآفرینی، اهمیت کارآفرینی زنان و توسعه کسب و کارهای زنان دو چندان شده است. رشد اقدامات کسب و کارانه زنان در زمینههایی مانند زمینههای تولیدی، که به صورت سنتی حضور زنان در آن کم بوده، سریع بوده است .(Bates, 2002) در سالهای اخیر، بهبود کارآفرینی و کسب و کارهای زنان به یک حوزه کلیدی در میان مباحث علمی، سیاستگزاران و آژانسهای حمایتی تبدیل شده است. امروزه، کارآفرینان زن، نماینده سومین گروه از شرع کنندگان کسب و کار هستند، و نیاز به مطالعه و فهم اینکه چرا و چگونه کارآفرینی زنان افزایش یافته است، ضروریست .(Carter, et al., 2007) توانایی زنان خود اشتغال در کسب درآمد در طول ۵ سال گذشته موضوع مطالعات و بحثهای قابل توجه بوده است .(Orser et al., 2006) بسیاری از محققان معتقدند که فعالیتهای کارآفرینی زنان، نقش برجستهای در سلامت اقتصاد کشورها دارد. به طوری که در کوتاه مدت تحولات عظیمی در فرآیندهای توسعه ایجاد کرده است. امروزه زنان در کشورهای در حال توسعه امید اول برای ارتقای خانواده-ها و رشد و توسعه کشورهای خود هستند (گلرد، .(۱۳۸۸ نیاز خانواده به دو بازوی نان آور چنان جدی و حیاتی شده است که سنتهای ضد اشتغال زنان زیر سلطه روز افزون احتیاجات فزاینده خانواده به »پول« بیرمق شده و جای خود را به ضرورت اشتغال زنان سپرده است (ملک زاده، .(۱۳۸۵ در واقع موفقیت زنان کارآفرین در این جوامع نه تنها موجب سود اقتصادی میشود، بلکه منافع اجتماعی و فرهنگی هم ایجاد میکند (گلرد، .(۱۳۸۸ در نگاهی گذرا به جریان رشد زنان صاحب کار در سالهای مختلف، موج حرکت زنان ایرانی در راه اندازی کسب و کار مشهود است (آراستی و جوکار، .(۱۳۸۶ در ایران نیز زنان، خود اشتغالی را راهی برای غلبه بر مشکل جداسازی مشاغل و مشارکت در توسعه اقتصادی می بینند (آراستی، .(۱۳۸۵ بررسی ساختار اشتغال زنان بر مبنای سه بخش عمده فعالیت (کشاورزی، صنعت و خدمات) در ایران نشان می دهد که، ۳۹/۲ درصد از زنان در بخش کشاورزی (شامل کشاورزی، شکار و ماهیگیری)، ۲۷/۴ درصد در بخش صنعت (شامل استخراج معدن، تأمین برق و گاز و آب، ساختمان) و ۴۵/۲ درصد در بخش خدمات اشتغال داشته اند. این نسبتها برای مردان به ترتیب ۲۵/۱، ۲۹/۸ و ۳۳/۳ درصد می باشد(سالنامه آماری ایران، .(۱۳۸۳ همچنین نگاهی به نسبت زنان شاغل در برخی سطوح مدیریتی نشان دهنده پایین بودن سهم حضور زنان در آن گروهها می باشد. به طوری که علی رغم رشد تعداد زنان در سطوح مدیریتی، سهم زنان از مدیران، قانونگذاران و کارکنان عالی رتبه، ۲/۵ درصد است (سالنامه آماری ایران، .(۱۳۸۳ جداسازی مشاغل، حضور کم زنان در سطوح بالای مدیریتی و توقعات در رابطه با نقشهای خانوادگی، زنان را در برخی زمینههای شغلی محدود میکند. همچنین در انگیزهها و اهداف آنان در کسب و کار تأثیر میگذارد .(Aldrich, 1989) با وجود اینکه افزایش قابل ملاحظه زنان شاغل، واقعیت انکار ناپذیر جامعه ایران است، اما تجربه اجتماعی حاکی از آن است که تعداد کمی از زنان شاغل، کارآفرین هستند (جواهری و قضاتی، (۱۳۸۳ و نرخ مشارکت اقتصادی آنان مطابق آخرین آمار موجود، ۱۵/۵ درصد است که با متوسط نرخ فعالیت اقتصادی زنان در جهان ۳۰) درصد) فاصله دارد (آراستی و جوکار، .(۱۳۸۶ زمانی که زنان صاحب کسب و کار برای راه اندازی بازاری فراتر از ارباب رجوعان خانگی سنتی خود جستجو می کنند، همواره شکایت می کنند که دسترسی کمی به ارباب رجوع، نسبت به مردان صاحب کسب و کار دارند .(Bates, 2002) از اینرو در کشورهای در حال توسعه، زنان فرصتهای شغلی کمتری دارند و غالبا در بخش غیررسمی و بدون دریافت دستمزد به کار مشغول هستند و به همین دلیل در ارقام و جداول آماری سرشماریها به عنوان »جمعیت شاغل« قلمداد نمیشوند و در نهایت در جمعیت غیر فعال شمارش و اندازه گیری میشوند (بامداد، .(۱۳۷۶ به همین دلیل نقش کارآفرینان زن اغلب کمتر از ارزش واقعی تخمین زده میشوند. زنان هنوز سهم ناچیزی در فعالیتهای اقتصادی و

۱

ایجاد بازار دارند و با رقبای مردشان مقایسه میشوند، آنها مایلاند کسب و کارهایشان را به صورتی متفاوت آغاز و مدیریت کنند و در بخش خدمات، ابتکارات آزاد از قیود و رسوم را خودشان انتخاب کنند .(Woman’s Unit, 2001; Carter et al., 2001; Orhan and Scott, 2001; Forson and ozbilgin, 2003) زمانی که به اندازه زنان صاحب کسب و کار نظر می اندازیم، درمییابیم نسبتا زنان کمی به کسب و کاری با اندازه معنی دار دست می یابند. در سال ۲۰۰۴، تنها %۱۳ از زنان صاحب شرکت به بیش از ۱۰۰۰۰۰ دلار در فروش دست یافتند، درحالی که تنها %۱۵ بیشتر از ۵۰ کارمند داشتند .(CWBR, 2004) در حقیقت، در سال ۱۹۹۹، در طی اوج سرمایه گذاری در فعالیت های اقتصادی، زمانی که بیش از ۴۸/۳ بیلیون در ۳۶۴۹ شرکت سرمایه گذاری شده بود، زنان کمتر از %۵ کل سرمایه گذاری ها را دریافت کردند ( Brush et .(al., 2004 با توجه به اینکه تحقیقات اندکی در زمینه کارآفرینی و کسب و کار های زنان در ایران انجام شده، می توان گفت که این موضوع بیانگر سطح پایین دانش ما از این پدیده اقتصادی- اجتماعی است (آراستی و جوکار، .(۱۳۸۶ اخیرا با افزایش کسب و کار های زنان، ضروریست تحقیقاتی که منحصرا بر کسب و کار زنان متمرکز شوند افزایش یابند .(Smith-Hunter, 2004) زیرا علی رغم ترغیب افزایش تعداد زنان صاحب کسب و کار، اندازه این کسب و کارها هم از نظر درآمد و هم شاغلان کوچک میماند .(Anna,et al.,1999)

در جوامع روستایی جهان سوم نیز، نیروی کار و درآمد زنان از طریق جامعه و عمدتا توسط مرد خانواده تامین میگردد (آلآقا، .(۱۳۸۴ اما امروزه در اکثر کشورهای جهان در شرایط بحرانی اقتصادی زنان روستایی به دلیل نیاز اقتصادی وارد نیروی کار مزدی میشوند و حتی زنان روستایی به دلیل نیاز اقتصادی در نیروی کار مشارکت میکنند، صرف نظر از اینکه همسر دارند و یا خود سرپرست خانوار هستند .(Limpaman, 1989) زنان روستایی هم مانند دیگر زنان کارآفرین، در تلاشهای خود برای کارآفرینی و توسعه کسب و کار با موانع متعدد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی- نهادی زیادی مواجه هستند که در بسیاری از موارد بر کارآیی، بهرهوری و در نهایت موفقیت آنها تأثیر گذار است (حسینی و دهیوری، .(۱۳۸۵ و دلایلی همچون؛ کمی تحصیلات و مسائل قومی و فرهنگی از موانع ورود زنان به مشاغل رسمی و اداری هستند .(Leonard, 2001) تحقیقات نشان میدهند زنان کشور ما در تولیدات کشاورزی و صنایع دستی و خانگی نقش بسیار اساسی دارند. آنان ساعتهای طولانی در روز کار میکنند لیکن با تعریف قراردادی مرکز آمار ایران در سرشماریهای انجام شده، اصولا در آمارهای ملی شمارش نمیشوند. آمارهای رسمی کشور نشان میدهد که بخش عظیمی از زنان روستایی در کشور، زنان غیر فعالند. به عبارت دیگر به حساب آوردن نسبت زیادی از آنان به منزله »خانهدار« با واقعیت جامعه روستایی ما قابل انطباق نیست (فرجادی، .(۱۳۶۹ در حالیکه زنان روستایی به عنوان نیروی کار، تقریبا در تمامی بخشهای اقتصادی روستا فعال هستند. این فعالیتها همواره در ایجاد و یا بهبود درآمد خانوار مؤثر بوده است، ولی در بعضی از موارد منجر به کسب درآمد مستقل برای زنان روستایی میگردد که می توان به عنوان مشارکت زنان روستایی در بازار کار آن را مورد بررسی قرار داد (آل آقا، .(۱۳۸۴ در گذشته زنان روستایی به کشاورزی و فعالیتهای مرتبط با آن میپرداختند، اما امروزه در اثر پیشرفت صنعت و تکنولوژی حتی در روستاهای کشورهای در حال توسعه، مشاغل غیر کشاورزی توسعه یافته است. بنابراین نه تنها در برنامه ریزیها توجه به عوامل مؤثر بر مشارکت اقتصادی زنان در مشاغل خاص روستایی لازم است، بلکه به عقیده بسیاری از متفکرین، لزوم برنامهریزی صحیح برای اشتغال زنان در بخش غیرکشاورزی، به خصوص به دلیل ویژگیهای فیزیولوژیکی و روانی زنان هر چه بیشتر ضروری میرسد .(Lanjou, 2001) در ایران هر چند تحقیقاتی در زمینه کارآفرینی و کسب و کارهای زنان انجام شده (گلرد، (۱۳۸۸، اما تحقیقات اندکی به مطالعه مباحث کارآفرینی زنان در نواحی روستایی پرداختهاند. شواهد بسیاری از کارآفرینی زنان در مناطق روستایی دیده میشود، در این نواحی، زنانی که با فکر و اندیشهی خود شغلی را شروع میکنند و از این طریق برای خود و خانواده درآمدی کسب مینمایند و با افزایش تولید و درآمد به توسعهی روستای خود کمک می کنند. همه این تلاشهای هرچند کوچک، به دلیل تاثیرگذاری بر توسعه روستایی (رشد تولید و درآمد، افزایش رفاه و . . .) اهمیت ویژهای در بهبود رفاه خانوار دارد. از آنجایی که تا کنون در زمینه مباحث کارآفرینی زنان روستایی مطالعات اندکی صورت گرفته است و باطبع عوامل مؤثر بر موفقیت کسب و کارهای زنان روستایی نیز ناشناخته ماندهاند، این پژوهش بر آن است تا این عوامل را شناسایی و چگونگی تأثیر این عوامل را بر موفقیت کسب و کارهای زنان روستایی، بیان کند.