چکیده

شاید در دریافت نخست، اساطیرداستانهایی کهن محسوب شوند. اما حقیقت آن است کهآنها ماحصلشیوهای از تفکر حکمی بشری هستند که در قالب روایت و کنش تداومیافتهاند. از آنجا که اساطیر پاسخی به نیازهایهستیشناختی بشر ارایهمیدهند، در عصر حاضر و با

غلبهی دانش، از طریق انطباق بر ساختارهای ذهنی بشر به حیات خود ادامهمیدهند.

یکی از جدیدترین حوزه هایی که بهواسطهیقابلیتهای خود به محملی برای باززایش اساطیر بدل شده، فناوری اینترنت است. گسترش اینشبکهی فراگیرآنرا به محیط زیست نوینی بدل نموده است. طرحمقولهی کالبد دیجیتال در این زیستگاه جدید وقابلیتهای آن در تحققآرمانهای جمعی، محملی برایشکلگیری معانی و مفاهیم اساطیری فراهم ساخته که خردگرایی دانشورانه را به چالشمیکشد.

ازاینرو هدف پژوهش حاضر بررسیقابلیتهای این رسانه در گسترش مفاهیم نوین اساطیری با اتکا بهنظریهی اسطوره معاصر »رولان بارت« و تحلیل اساطیری »لوی استروس« است. روش پژوهش توصیفی‐ تحلیلی و متکی به استفاده از منابعکتابخانهای بوده است. نتایج آشکارمیسازد که در این فضای نوین واقعیت، آرمانگرایی و توهم بهشیوهی دیرپایاسطورهسازیهای کهن درهم آمیخته و موجب تغییر اعتبار بسیاری از مفاهیم شده است. اندیشه آزادی، فرار از ممنوعیت، ناآشکاری، حضور هم زمان، لازمانی و لامکانی، جهان یکپارچه، اکسیر جاودانگی، غلبه برتنهایی و تملک که آرزوهای برآورده شده در بطن اساطیری بوده اکنون در فضایی زنده، تعاملی و قابل تجربه، سپهر فکری نوینی را شکل داده که به باززایی اساطیر در بطن این شبکه جهانیمیپردازد.

کلمات کلیدي

بارت، استروس، وب و اسطوره

در پاسخ به چیستی اسطوره، وحدت نظری وجود ندارد. برخی اسطورههـا را نمـاد دوران پیـش از دانـش و متعلـق روزگـار باستان میدانند. با این فرض، زمان را به سه بخش روزگار اسطوره، فلسفه و دانش تقسیممیکنند. با این استدلال که امروز در روزگار دانش به سـرمیبریـم و شناخـت مـا از جهـان دانشورانـه شـده اسـت بیان میدارنـد کـه روزگـار اسطـوره بـه پایـان رسیـده اسـت. امـا امـروزه هم اسطورههایـی وجـود دارنـد کـه بـر زندگـی مـا حاکـم هستنـد و مـا نیز همچـونانسانهـایدورهی اساطیـری در دل ایـناسطورههـا بـه سر میبریم. اما از درک آن ناتوان هستیم. میرچا الیاده معتقد است که اسطورههـاروایتهـایزنـدهای هستنـد کـه در رویـای جمعـی تمامی جوامع بشری حضور دارند .(Bennett, 2013: 2-12) از دیدگاه فریدمـن، اسطـورهمجموعـهای از مفروضـات،ارزشهـا، باورهـا و خواستههـای شخصـی یـا اجتماعـی را در تمامـیزمانهـا آشکار میسـازد. ازایـنرو ارتباطـی تنگاتنـگ میـان اسطـوره و واقعیت اجتماعـی وجـود دارد و همـواره اساطیـر جدیـد پدیـدار میشـود تا جهان در حال تغییر امروز را توضیح دهنـد Ferguson, 1992:) .( 73-74 رولان بـارت بـه انتهـا رسیـدناسطورهسـازی رابهمعنای بیحرکـت شـدن جهـانمیدانـد. معتقـد اسـتاسطورههـانمیمیرند بلکه با پویندگی خود را در کالبدهای جدید احیامیکنند تا همواره احساس نیاز انسان به قدرت، جاودانگی و آزادگی را پاسخ دهند. اسطـوره بـاویژگیهـای فـرا تاریخـی، مفاهیـم را از تجـارب بشری انتـزاعمینمانـم. اسطـوره بـا تبدیـل واقعیـت جهـان بـه یـک تصویر خیالی از جهان، تاریخ را به طبیعت بدلمیسازد. به این ترتیبآنرا

زیستـی نویـن بـه محملـی بـرای کنـش مبتنـی بـر بینـش بـدل گشتـه و حاملی برای سنت روایی آن یعنی اساطیر اینترنت خواهد بود.
بـا ایـن هـدف پژوهـش حاضـر بـهاندیشـهی »رولان بارت۲« در مفاهیـم فرهنـگ واسطـورهی معاصـر توجـه دارد وبهمنظـور ساخت مفاهیـم اساطیـری اینترنـت از اندیشـه تقابـل دوتایـی »کلـود لوی استروس۳« بهره گرفتهشدهاست. تحقیق با اتکا به ایننظریهها و ارایه شواهدی در ماهیت ساختاری وگفتمانهای شکل گرفته حول اینترنت طیسالهای گذشته، سعی در برملا ساختن جایگاه بینش و تفکـر اساطیـری در ایـن فضـای زیستـی نویـن را دارد. از اینرو پرسشهـای پژوهـش حاضـرنحـوهی بـدل شـدن اینترنـت بـه محمل زایشاسطورهها و اساطیری است که در این فضا، دگردیسی یافته و
از نو آفریدهشدهاند.

-۱ مقدمه

اسطـورهبهمثابـهی احیـایروایتگونـهی واقعیتـی ازلـی و جزیی حیاتـی از تمـدن بشـری اسـت کـه جهـت بـرآوردن نیازهـای روانـی و آرزوهای آرمانی به زبان آمده است. اسطوره بیانی است که ژرف ساخـت آن حقیقـت و تاریـخ و روساختـش افسانـه و رویـا است. اسطورههـا بـا کنـش و اجـرا پیونـد دارنـد. در نظـر یونانیـان باستان

»کنـش« در اسطـوره نقشـی انکارناپذیـر داشتـه وتجربـهای زیستی بـوده کـه بـا فراگردهـای روزمـره آدمیـان در ارتبـاط اسـت. در این تجربهی زیستی، مردم به فعل در آورندگانروایتها هستند، روایاتی کـه از اقتـدار برخوردارنـد. در بدنـه ایـنروایتهـا فرهنـگ، باور، اخلاق ومشروعیتهـا مستتـر اسـت. در حقیقـت اساطیـرفرآوردهی بینش هستند که در قالبی روایی،بهعنوان عامل انتقال بینش، تداوم

یافتهانـد. بینـش یـا بـه تعبیـر دیگـر حکمـت، در صـدد تبییـن هستی ‐ شناسانـهی انسـان و پاسـخ بـه مسایـل وجـودی وی اسـت. بینـش از -۲ نظریه اسطوره معاصر بارت

طریق درک کلیت جهان،تفسیرکنندهیپدیدههای هر عصر بوده و بر خلا ف دانـش کـه بـه امـور جزیـی اشـاره دارد، بـه توجیـه تمامیت

پدیدههامیپردازد.

همانگونه کـه »کاسیرر۱« بیانمیکند، برخلاف ادوار پیشین که اساطیـر در نمـاد و شهـود متجلـیمیشدنـد، در دنیـای دانـش به ماهیتهای عقلی‐مفهومی بدلگشتهانـد Cassirer, 2012: 83-) (94 ازایـنرو ساحت بینش همچون فرهنگ و تعلیم و تربیت، در بطـن جامعـه باقـیمیمانـد. گـذار بـه دانـشبهمعنـای از میـان رفتن

بینش نیست. اما به دلیل یک سنخ نبودن، قیاس دانش و بینش و تصور ارجحیت دانش بر بیش تصوری خالی از معنا است. رابطه بینش و دانش دوسویه است. از سویی دانشمیتواند به ابزاری در دسـت بینـش بـدل شـود. از سـوی دیگـر تـوانآنرا دارد کـه محملی نوین جهت رشد و تفسیر بینش باشد. همانند بسیاری ازنظریههای آن کـه بـه محملـی بـرای رویکردهـای اجتماعـی، فلسفـه،جریانهای هنری بدل گشته است.

پیش فرض پژوهش حاضر بر این پدیده استوار است که دانش قادر استزمینهای برای بروز بینش مفهومی پدید آورد . صورتی نو برای مفاهیم آفریده و عاملی برای به فعلیت در آوردنآنها باشد. در این میان با فرا رفتن اینترنت از یک فضای اطلاعاتی و ابزاری فنی جهت انتقال اطلاعات، امروزه این فضا به محلی وسیع برای

فعالیتهای فیزیکی انسانی، ارتباطات و روابط اجتماعی بدل گشته است. با بدل شدن به یک فضای زیستی، تفکربینشمحوربهعنوان یک سنت فکری به این فضا نیز راهمییابد. به این ترتیب این سپهر

امـری بدیهـی و همیشگـی جلـوهمیدهـد McQuillan, 2011:)
سوسوریعنی دال / مدلول / نشانه را به معنا‐شکل / مفهوم / دلالت
.(۸۰ بدل میکند .(McQuillan, 2011: 36-37)
از منظـر بـارت، ذهنیـت جوامـع امـروز بهگونـهیحیرتانگیزی
ازایـنرو،نشانهشناسـی بـارت نـه تنهـادربردارنـدهی مفهوم

توانایـیاسطورهسـازی از رویدادهـایروزمـرهی سیاسـی، اجتماعی،
ایدئولـوژی اسـت بلکـه بـه وجـود آمـدن یـک روش علمـی در درک
اقتصـادی، فرهنگـی، هنـری و تکنولـوژی را در راستـای ترویج فرهنـگ تودهـای را نویـدمیدهـد. چراکـه واقعیـت همـواره از طریق
ایدئولـوژییافتهاند.اسطورههـای امروز، آگاهـی، رفاه، آزادی، هنر،
یک نظام معنایی ساخته و برای انسانها قابل درک میگردد. این
عدالـت، قـدرت، تولیـد، ثـروت، کمیـت، هـوش، جهـان اشتراکـی، فرو نظام هدف خاصی را دنبال میکند که از طریقنشانهشناسی تبیین

ریختن حصار زمان ومکان، نابودی مرزها، زوالدولتها و ملیت
میشود (بشریـه، ١٣٧٩: ٣۵١). به این ترتیبنشانهشناسی با ایجاد

اسـت (McQuillan, 2011: 94-96)اسطورههـای.
مذکـور بازتابی معنـی با آنچـه بارتآنرا فرآیند معنیدار شدن مینامد، سر و کار

ازترسها وانگیزههای دنیای مدرن و ابزار ذهنی هستند که تبدیل و
دارد. اسطوره از دیدگاه بارت نوعی زبان نظام نشانههاست که گرچه
تفسیرتجربهها، حس هویت و توجیه نقش ما در تعامل با تکنولوژی
مقید به تاریخ و جامعه است، اما خود را عام و کلی نشان میدهد
را برعهده دارند .(Friedman, 1971: 41) (همان: ٣۵١).
اسطـوره از نظـر بـارت نوعـی گفتار۴ و نظـام ارتباطـی اسـت که از نظـر بـارت،نشانههـا قـراردادی نیستنـد، بلکـه دارای انگیزش

بهمنظور تبدیل شدن به اسطوره هر چیزی رامیتوان در غالب آن
هستنـد، امـادایمـاًانگیـزهی خـودرا کتمـانمیکننـد. هـر اسطوره،

ریخت. ازاینرووظیفهی اسطورهشناس است که در هر عنصر خنثی
بهعنوان نظامی از نشانهها، ظاهر و باطن جداگانهای دارد. نشانهها

و سـادهاى، بیگانگـی ژرف واسطـورهای بیابـد. بـارت بـا اتکـا به
بـر حسـب نـوع متـن و شرایـط تاریخـی و فرهنگـی معانـی مختلفی
تعاریف خود به بررسی مجموعهای از اساطیر میپردازد که در دنیای مییابند. به این ترتیب فرهنگ مدرن شامل مجموعهای از اسطورهها
مدرن مجموعهای از ایدئولوژیها را به اسطوره بدلمیسازند. از
است که در آن امر تاریخی به امر ذاتی و طبیعی بدل شده و موجب
طریق تبدیل ایدئولوژیها به طبیعت، که به معنی ازلی بودن ارزشها میشود مردمآنرا نهبهعنوان امر تاریخی، بلکهبهعنوان امور عینی

و غیـر تاریخـی ساختـنآنهـا اسـت، ایدئولوژیهـا را بـرای مـردم به
و طبیعی تلقی و مصـرف کنند. اگر چه از پدیده فرهنگی بر حسب
حقایقی بدون تغییر بدلمیسازد .(McQuillan, 2011: 80-83)
علایق مختلف میتوان معانی مختلفی را استنباط نمود، اما در کنار
بر مبنای این چارچوب نظری، اسطورهنمیتواند یک مفهوم یا
آن نشانهشناسـی بـه فهمـی ساختـاری از فرهنگـیمیپـردازد و

یکایدهی میرا باشد. بلکه هر چیزی در هر زمانی قابلیت بدل شدن
ایدئولـوژی نهفتـه در بطـنآنرا آشکـار میسـازد. زیـرااسطورههای

به اسطوره یعنیرسانندهی پیام را دارد. اسطوره از زبانسیستمهای
فرهنگ مدرن در خدمت تأمین منافع بورژوازی هستند و با مکانیسم
مختلف اعم از نوشتاری، تصویری یا عرفی استفاده میکند. بنابراین نامزادیی وجود خودشان را توجیه یا انکارمیکنند (بشریـه، ١٣٧٩:

قلمرو اسطوره غیر از گفتار میتواند نوشتار یا اشکال ارتباطی دیگر ٧٩). پژوهش بارت از یک وجه با پژوهش حاضر هم راستا است،
حاوی پیام باشد. تاریخ انسانیواقیعتها رابهصورت گفتار وغالباً
در حقیقت، پژوهش حاضر نیز در صدد کشف مکانیسمهای زبانی
به شکل اسطوره در میآورد. در جوامع مدرناسطورهها با دوامهای
اسـت کـه فضـای مجـازی را بـه دلیلـی اساطیـری مبـدل میسـازد. اما
گوناگـون و حتـی نیمـه عمرهـای بسیـار ناچیـز ساختـه میشـود. در بـارت بـا اینکـه نقطـه مشتـرک حرکتـش مفاهیـم استروسـی اسـت. در
حالیکـه معمولا ماهیـت اسطورهی فـرآورده ایـن رونـد تولـد پنهان
تحلیـل فرهنگـی، دورههـای فکـری گوناگونـی دارد. در نخستیـن اثر
میماند. از این منظر اسطوره نظامینشانهشناختی است که حامل
خود، درجه صفر نوشتار، تحلیلی تاریخی و طبقاتی را بکارمیبندد؛

ارزشهایـی است کـه معانـی را پنهـاننمیکنـد بلکـه »کـژ و مژ۵«
در نقد و حقیقت از ساختارگرایی فاصلهمیگیرد و به هرمنوتیک

میکند.
نزدیـکمیشـود. از یـک، دستیابـی بـه زیرساخـت فرهنگـی پدیده،

الگـوی نظـامنشانهشناسانـهی بـارت بـا الگـویدوگانـهی سوسور
هدف پژوهش حاضر نیست و از سوی دیگر اینترنت، در دورهای
در تمایـز دال و مدلـول، متفـاوت است . او دال را شکل ‐ معنا۶، شکل گرفته که اعتقاد به حضور روایت کلان اعتبار خود را از دست
مدلـول را مفهوم ۷ و نشانـه را دلالتمینامـد.
الگـوی مشهور داده و اینترنت بواسطه ماهیت ساختاری خود، فاقد هرگونه سازمان
۸

کنترلکننده ذاتی است.

-۲٫۱ تحلیل اساطیری استروس بـا ایـن تعریـف اسطـوره تنهـاتداعیگـر فرهنگهـای ابتدایی

شناسایی اساطیر در دو روشمقولهبندی۹ و تبیینی۱۰ سازماندهی
نیست. همچنین، تأثیر اندیشـه استروس بر بارت را باید در تحلیل
میشـود. در روش تبیینـی سعـی بـر تأویلهـای روانـی، اجتماعی،
اسطورهای او جستجو کرد:

از نظر استروس معنا نه در عناصر منفرد بلکه درشیوهی

تاریخی و زیستشناختی اساطیر برای دستیابی به زیرساخت فکری
ترکیبآنها نهفته است.

شکلدهندهیآنها است. استروس نیز برپایهی این روش کوشید تا

بارت به دنبال گزینش نماد و تفسیر است.
منطق اساطیر را از دیدگاهروششناسی بررسی کند.

از نظر استروس،فصلها و رخدادها از پی هممیآیند اما از
-۳ باززایش اساطیر در شبکه جهان گستر وب
یکدیگـر نتیجـهنمیشونـد. در ایـن میـانرابطـهی علـت و معلولـی یا
برپایهی این چهارچوب نظری، دو مقوله اصلی در این پژوهش

وجـود نـدارد یـا از اهمیـت چندانـی برخـوردار نیسـت.نشانهشناسی

استروس به دنبال ساختارهای زیرین غیر قابل رویت و ناآگاه، اما مورد توجه قرار گرفته است:
واقعی وجهانشمول است که مبتنی بر شبکهای منطقی از تقابلهای
١- نگرش بارت، که هر چیزی را در قالب گونهای پیام، مولد
دوتایـی اسـت. در ایـن الگـو نظـام کامـل مناسبـات متقابلـی در هر اسطورهمیداند.

اسطـوره وجـود دارد کـه فراتـر از نظـام روایـی و محدودیـت زمانی ٢- تقابل دوتایی استروس، که مفاهیم متضاد را در کنار هم قرار
اسـت. لـوی استـروس، نشـان داد کـه اساطیـر بـا یکدیگـر در نظامی داده و ابزاری برای تولید معنا فراهممیسازد.

واحـد جـایمیگیرنـد و مناسبـات اجـزا در ایـن نظـام نـه استـوار بر
بـر اسـاس ایـن نظریـه پارههـای یـک اسطـوره در راستـای یک
همانندی، بلکه استوار بر تقابل همترازی است. در جهت شناخت و هـدف کلـی شکـل گرفتـه و هـر یـک بـرای دستیابـی بـه ایـده کلی
کشفاسطورههای امروز، استروس با تاریخ ارتباط برقرارمیکند. او
بهصورت مکمل یکدیگر عملمیکنند. در اینجا فناوری اینترنت به

اساطیر را نمادهایی از تجربیات بشر در زندگی و تولیداتی همسان از مثابهی عینیتبهکار گرفتهنمیشود، بلکه این شرایط تاریخی است

اذهـان هماننـد،میدانـد کـه
از یـک ساخـت واحـد و مشترک که معانی ضمنی را بر آن حمل نموده و به محملی برایشکلگیری

برخوردارنـد. وی اسطـوره را ماننـدنظامهـای زبانـی، اقتصـادی و
اساطیر بدلمیگردد.

خویشاونـدی، وجهـی از ارتباطـات میـان افـراد یـک جامعـه یـا قوم بر این اساس در بخش بعدی، مجموعهای از تقابلها، محمل
میپندارد که در پیوند با یکدیگر و در یکمجموعهی کلی اعتبار و
عینیآنها و معانی متبادر شده برآنها مورد کاوش قرار گرفته تا

ارزش یافته و پیامویژهای را القامیکند. ازاینرو اسطوره را نوعی
معانـی ضمنـیآنهـا آشکـار گـردد. در نهایـت ایـن پارههـا بـه هم

تفکـر دنیـویمیپنـدارد. همانگونـه کـه بـهجنبههـای در زمانی۱۱
میپیوندنـد تـا کلان اسطـوره شکـل گرفتـه حـول اینترنـت را آشکار
اسطورههـا اشـاره دارد،جنبههـایهمزمانی۱۲آنرا فراتـر از مرزهای
نمایند.
زمانیمیپندارد. به یکی بودن ساختارهای اصلی اسطوره و تکرار

-۳٫۱ اسطوره بردگی و آزادگی
آن درفرهنگهـای گوناگـون بـاور دارد. در نتیجـه بـر خویشاوندی
اندیشـه آزادی و برابـری از کهنتریـن مضامیـن اساطیری
بنیادین اساطیر ملل تاکیدمیورزد .(Strauss, 2005: 17-18)

تفاوت لویاستروس و بارت در مفهوم اسطوره است: محسـوبمیشـود. در بستـر بینشهـای اساطیـری، اساطیـر عصر

استـروس اسطـوره را حـوادث کهنـی میدانـد کـه الگوی طلایی همواره یادآور دورانی است که بشر از قید بندگیها رها
ویژهی آنبیزمان و ازلی است وبهواسطه یکسان بودن کارکرد ذهن
بـوده اسـت (رابینسـون، ۵١٣٨: ١۵‐٢۴ ) جامعـه بـدون طبقه
انسانی در مناطق گوناگونبهصورت مشابه رخ میدهد.
مارکس نیز صورتتازهای از اسطوره عصر طلایی را در خود

بارت، اسطوره را نظامنشانهشناسی در سطح مرتبه دوم
دارد (ضیمران، ١٣٨٠: ٢٣). دردورهی اخیر نیز بازگشت این

میدانـد کـه هدفـش مخـدوش نمـودن واقعیـت و طبیعـی جلـوه دادن
اسطـوره را شاهـد هستیـم.اسطـورهی مقـدس صـدور آزادی،

بسیاری از امور است. مردمسالا ری، در اختیـار گذاشتـنفرصتهـای برابـر، برقراری

صلـح و تحقـق عدالـت جهانـیاسطـورهای قدیمـی اسـت کـه در

درون فضای مجازی اینترنت احیا شده است.

در سـال ١٩٩٨، بیل کلینتون، رییس جمهور وقت آمریکا، پـی بـرد کـهاسطورههـایشکلگیـری آمریکـا یعنـی آزادی بدون جریـان آزاد اطلاعـات، بـرایطبقـهی متوسـط بـه سادگـی تحقق پیدا نخواهد کرد.بهمنظور در اختیار گذاشتنفرصتهای برابر

æ تحققاسطورهی آزادی باید جریان آزاد اطلاعات را در جهان

æ در بیـن کشورهـای در حـال توسعـه گستـرش داد Wheeler,) .(2010: 196 بـه ایـن ترتیـب شبکـهی اینترنـت بـرپایهی

اسطـورهی سیاسـی آمریکـا زاده شـد و بـه سراسـر جهـان گسترش یافت . به تعبیری، گذر از جهان واقعی به فضای مجازی، آزادی مـورد علاقـهیگاوچرانهـایاسطورههـای آمریکایـی را باززایی کــرد .(Baym, 2010: 152) ایـن مهـم مطابـق بـاآیندهی دیجیتالـی بـه وقـوع پیوسـت کـه در آن شیـوه زندگـیشبکهای جایگزیــن شیــوهی سنتــی پیشیــن و آزادی گستــرشیافتهی دیجیتالـی جایگزیـن آزادی فیزیکـی خواهـد شد. ۱۳ امـروزه این مفهـوم اساطیـری بـه تبلیغـات عمـده در ایـن فضـا بـدل شـده و دلالت ضمنی آن در قالب کشورهایپیامآور آزادی و مخالفان و دشمنان آن به تعبیر بارت، به نوعی طبیعت بدل شدهاست. بنیـان فناورانـه ایـن مقولـه در ساختـار جهانگستـر، فاقـد نظام سلسله مراتب، تعامل دو سویه و عدم قاهریت آن بر کاربر نهفته است.

در بسیاری از بافتهای اساطیری جهان، حضور قهرمانان اساطیـری فـارغ از زمـان و مکـان مطـرحمیشـود. ویژگـی اصلی اسطورهها این است که با پیوند تاریخ به طبیعت،آنرا جاودانه و لایـزال جلـوه داده و فـارغ از زمـان محـدود و مکـان معلوم مطرحمیسازند. کهن الگوهای زمان و مکانبهعنوان اولین و دومیـن عناصـر هستـی در بستـرشبکـهیجهانگستـر وب، معانی خود را از دستمیدهند. ساختن چنینشبکهیگستردهای، که محدودیت زمانی و مکانی را برنمی تابد، پاسخی از سوی انسان امروزین به نیازهای ژرفروانیاش است.بیزمانی در اینترنت رامیتوان یادآور بازگشتدگربارهی خداوند زمان فرساینده و نقطـهی مرکـز جهـان کرونوس۱۴ دانسـت. ایـن الگـو وانگارهی کیهانی زمان در حرکتی دورانی و غیرخطی که درروایتهای اساطیـری،دربـارهی »بدایـت زمانمنـد« و »بـن دهـش« وجود

داشته است در اینترنت نیز تجسممییابد.

از سوی دیگر تهی شـدن محتویات خاص زمـان در جهان مجازی رانمیتوانبیارتباط به دستاورهای اجتماعی در گذشته دانست. در جوامع پیشامدرن، قبل از شناخت نجوم و اختراع

ساعـت مکانیکـی،محاسبـهی زمـان، محـدود بـه ارتبـاط بـا محل بود. ازایـنرو تعیین هنگام روز بدون اشـاره به بافت محل و نشانههـای زمانی ‐ مکانـیامکانپذیـر نبـود. بـازمـاندار شدن جوامــع صنعتــی،فعالیتهــای اجتماعــی بهســوی رهایــی از وابستگی محلی پیش رفت. اما غلبه بر زمان و مکان، همیشه

اسطورهای عظیم برای بشر باقی ماند.

از این دیدگاه اینترنت نیز با درهم شکستن حصار زمان و مکان و نزدیک آوردن دوردستها، امکان برقراری ارتباط با افرادی درآنسوی جهان در موقعیت زمانی معکوس را فراهم ساخته است. به این طریق ادراک ما از زمان، مکان و جسمیت را دگرگونمیسازد. به این ترتیبشکلهایتازهای از تعامل را پدید آورده که دیگر منوط به اشتراک در محل نیستونلون،(
١٣٨٨: ۶١٠). در نتیجه مکان از معنا تهی شده و ارتباطات معنـایتاریخـیاش را از دسـتمیدهـدونلــون،( ١٣٨٨: ٣۶).۱۵ هر کاربر در آن واحدمیتواند در هر مکانی که اراده کند حضوری غیرفیزیکی داشته باشد و در میان صفحات وب بهزمانهای مختلف سفر کند. حتی متن اینترنتی نیز از نوع متن عادی نیست. اصطلاح فرامتن۱۶ به نوشتاری اشاره دارد که بر خلاف سنت کهن قرایت ممتد در زمان نبوده و میتوان در هر نقطه به متن وارد و از آن خارج شد . لایههای گوناگون متن را بهطورهمزمان مورد بررسی قرار داد.

از ســوی دیگــر گستــرش اینترنــت بــهحیطــهی متحرک موبایلها نیز هویت ثابت مکانی را زیر سوالمیبرد.همچنانکه نرمافزاهـای راهیـاب شهـری، مفهـوم حافظـه مکانـی بـه عنوان عاملی برای تعلق به مکان خاص که عامل برتری بر غریبه است را مختل ساخته و اکنون نیازی به حافظه مکانی به عنوان عامل
برتری معنا نمییابد.

فشردگی زمان و فضا با جا دادن جهانی درصفحهی مانیتور و برقـراری ارتباطـی دوسویـهانسانهـا را از انـزوا خـارج ساخته است .(Haggett, 2001: 587) گاه قرار ملاقات های واقعی و شرکـت در گردهمایـی وبرنامههـایگروههـای تخصصـی به تحکیم این ارتبـاط و احساسواقعیتر از آن کمـک کند . این سرعت و سهولت در ارتباطات، رویایدیرینه ی بشر در مورد سفرهای غیرجسمانی را نیز محقق ساخته و سبب شده انسان امـروز ارتباطـات نابرابـر را بـه ارتباطـی واقعـی در دنیـای مادی ترجیح دهد.۱۷

قدیمیتریـن اساطیـر در درون خـود ذات جدایـی فیزیـک و متافیزیـکبههمراه دارنـد. به این ترتیب همـواره تلاشی جهت پیوند میان این دو جهان در بستر اساطیر رخ داده است. اساطیر عصر طلایی ایننقطهی آغاز را در زمان ازلی پیش از افتراق قراردادهاند. در اساطیر دیگر نیز این وحدت کامل نوید داده شده است.

در فضـای اینترنـتبههـم پیوستگـی ایـن دو و عـدم امکان حضـور یکـی بـدون دیگـری بـا تعریـف تـن دیجیتالـی و فضای دیجیتال، تعبیری نوین را برای این آرمانشهر ساخته است. در متافیزیک هندو، هستی از جنس تفکر و آ گاهی بوده و قصد آ گاهی تبلور به شکل ماده است. بر این اساس جهان، رویای رویابینی است که تمام اجزای این رویا خود نیز رویامیبینند. این دیدگاه اساطیری باتجربهی حضور مجازی در اینترنت که بـه یکسانـی جهـان اکبـر بـه معنـای جهـان هستـی و جهـان اصغر بهمعنـای وجـود انسـان،میانجامـد برابـریمیکنـد . ایـنشبکهی جهانگستـر، همچـون تارهـای سیستـم عصبـی، فضایـیبههم
متصل را ایجاد نمـوده است کهمی تواند جهانی نو را سازمان دهد . اینترنتجامعهی معاصر را ازوابستگیهای جغرافیایی و ملی رهایی بخشیده و با نزدیک کردنملتها و تقویت روابط انسانـی، آرزوی دیریـن بشـر بـرای ایجادجهـان یکپارچـه فراهم آورده اسـت. ایـنشبکـهیبههـمپیوستـهیجهانگستـربهعنوان
قویتریـنتکنولـوژی و زیرساخـترسانـهای، منشـأ پیونـد میان جهانتکهتکـه یا بـه تعبیر »مکلوهان« سازنـدهی »دهکدهی جهانی« است رامی توان تصوآر مانگرایانهی اتحاددوبارهی تمام بشریت دانست.
نیازهـای اجتماعـی مـا بـه برقـراری ارتباطـات بـا سایرین، اینترنت را از یکشبکهی نظامی و علمی به بخش اصلی از زندگی هر روزه تبدیل کرده است. »ویلیام گیبسن۱۸« در سال ۴١٩٨ در رمـان علمی‐تخیلـی بـا نـام »نورمنسر۱۹« ،آیندهی رایانهگرایی را باواژهی جدید »فضای مجازی« توسعه داد. او فضـای مجـازیساختگـیاش رابهمثابـهی توهمـی از غیـر فضا،

شبیه یک شهربیپایانبهتصویر کشید .(Baym, 2010: 151) بـر ایـن اسـاس جهـان بـه دو جهـان مختلـف غیـر برخط۲۰ و

برخط۲۱ تقسیـممیشــود . (Christensen, 2003: 49) دو جهانی شدن به نوع خاصی ازجهانیشدنهمزمان و ظهور یک جهان رقابتی جدید در کنار دنیای واقعی اشاره دارد. جهان اول بـاخصیههایـی همچـون جغرافیـا داشتن، نظـام سیاسـی مبتنـی بر

دولت‐ملـت، طبیعی‐مصنوعـی بـودن، محسـوس و معطـوف به احسـاسقدیمیتـر بـودن؛ از جهـان دوم بـاخصیههایـی همچون بیمکانی، لامتناهی و فرازمانی قابل تمایز است. ورود هنر به ایـن عرصـه، فضایـی زیستـی را ایجـاد نمـود کـه توانسـت توهم
جهان مجازی را تحقق بخشد.

پیـش از ورود هنـر، صفحـات وب، صامـت،متنمحـور و مجموعـهی وسیعـی از اطلاعـات نابسامـان بـود. بـا ورود هنر، تصویر، صدا و حرکت، به فضای اینترنت افزوده شد. به این ترتیب، اینترنتجنبهای زیستی یافت که امکان ساخت جهانی مجازی را با تمامیقابلیت های یک فضای حقیقیشبیهسازی مینماید. این واقعیت خلق شده توسط رایانه، حقیقت مجازی اسـت کـه مکانـی را در دنیـای واقعـی و محیـط مـادی، اشغال نمیکند.بهعبارت دیگر، واقعیتی است که وجود فیزیکی نداشته و توسطنرمافزار وسختافزار تولیدمیشود. دوفضای شدن را میتـوانبهمعنـای ایجـاد سپهـر زیستـی جدیـدی تفسیـر نمـود که رویای دیرین بشر جهت تسلط بر طبیعت تحقق بخشیده است؛ آرزویـی کـه علیرغـمپیشرفتهـای بسیـار، در عینیـت، تحقق نیافتنی است. ازاینرو انسان در فضای مجازی به دنبال خلق جهانی جدید است که رها ازمحدودیتهای تن و خشم طبیعت
بتواند بر تمامیمحدودیتهای آن چیرگی یابد.

از سوی دیگر این اسطوره دارایگونههای ملی ومنطقهای
نیز هست. به این ترتیب هنری که در بستر آن مطرحمیشود
هنـریعامهپسنـد در راستـای اهـداف پسامدرنیستـی اسـت کـه به
محض خلق و بارگذاری در تمامی جهان قابل دریافت است.
صادرات و واردات این هنر که از طریق طراحی صفحات وب
یـا هنـر تولیـد و عرضـه شـده در بستـر اینترنـت صـورتمیپذیرد
میتواند به تولیدات هنری مشابه منجر شود. از این طریق هنری
فراملـی یـا جهانـی پدیـدمیآیـد کـه از هویـت جمعـی مبتنـی بر
الگوهـای مشتـرک و مشابـه برخـوردار اسـت.دستورالعملهای
دولتـی کـه بـرای ایجـاد هویـت هنـری ملـی و حفـظ اصالت فرهنگهایمنطقهای مورد تصویب قرارمیگیرد رامیتوان در ایـن راستـا دانسـت. ایـنتلاش هـا بـا تکیـه بـر مفاهیـم تابعیت، مالکیت یا حاکمیت مشترکبهمنظور حفظ، ترویج یا ایجاد هویـت ملـی صـورتمیپذیـردتشکیلدهنـدهی. چنیـن هویتی، ویژگیهای تاریخی، اشتراکات جغرافیایی، تصاویر و نمادهای فرهنگ ملی است. مورد نخست سبب ایجاد هنری یکپارچه در راستای اهدافجهانیسازیمیشود که تصاویر مشابهی را در

در بستـر اینترنـتاسطورههـای کهـن باززایـشمیشونـد. با ظهـور وب دو و امکـان تعامـل بـا ایـنشبکـهیجهانگستـر هر

ذهن مجسممیسازد. اما در مورد دوم با هنری متکثر و دارای
از ایــن امــر تعبیــر بــهتنیافتگــیمیشــود
ایــن دیدگاه
ویژگیهای بومی در راستای تحققجهانیشدن مواجـه هستیم.
انسانمدارانه از یک منبعاسطورهایبیهمتا یعنی از انسانی۲۳،
هرچنـد برخلافپیشبینیها، آنچه بـه راستی تحقق پیدا کرده
سرچشمهمیگیرد که نیچهآنرا بهمنزلهی موجودی با گوهری
جهانی یکپارچه باویژگیهای قومی و محلی است.
ازلـی واسطـورهایمیدانـد (همــان: ٢٧ ). از سـوی دیگـر به
بسیـاری از صفحـات وب، حسـی از بـودن در یـک محل کمـک اینترنـتمیتـوان بـا هـر کسـی
در هـر جایـی کـه هست
خـاص را ایجـادمیکنـد. ابعـاد متفاوتـی از ارتباطـات و هویت
ارتباط برقرار نمود. بدین ترتیب،رسانهای چون اینترنت علاوه
محلـی وجـود دارد کـهمیتـوان
در صفحـات وب یافـت امـا به بـر آنکـه امتـداد قـوای انسـان اسـت، نوعـی آزادسـازی و رهایی
سختیمیتواندربارهی یک ویژگی هویتی معین صحبت نمود.
آدمی ازمحدودیتهای تن مادی را نیز فراهممیکند. از این
در حقیقـت بایـد از چندیـن هویـت محلـی صحبـت کـرد که وصف بهتنزدودگی۲۴ تعبیر شده و یگانگی فرد با رسانه کامل
نشاندهندهی تصویری از اثر متقابلجهانی‐منطقهای اسـت (
شـودونلـون،(
١٣٨٨: ٢٧ ).تنیافتگـی تکنولوژیـکپابهپای
.(Christensen , 2003: 45-46 در اینجا وقتی با دو جهانی تنزدودگی رخمیدهد.تنیافتگی رامیتوان نوعی تجسد تعبیر
شدنهـا روبـرو هستیـماسطورههـا نیـز جابجـامیشونـد و در این
نمـود. ایـنتنیافتگـی یـا تجسـد بـا کاربـرد تکنولـوژی شکـل و
بستـر جدیـد شکـلمیگیرنـد.اسطورههـا بـه تفکـربینشمحور
مادهای خاص به خودمیگیرد ونلون،(
١٣٨٨: ٢۴١).
مربـوطمیشونـد و در بینـش اسـت کـه هویـت شکـلمیگیرد.
یعنی نوعی بدل شدن تن مولکولی با به تن پیکسلی است تا
نخستین ویژگیاسطورهای اینآرمانشهر، تحقق دلالت ضمنی
بتوانـد در این بستر زیستی جدید به حیات ادامه دهد. تعامل
اسطورهی آزادی است.
پویایتنیافتگی وتنزدودگی براسطورهی داروینسیم و تکاملی
ایدیولـوژی خلـق فضـای مجـازیبهعنـوان یـک فضـای آزاد
بشـر تکیـه دارد کـه بـامقایسـهی تفـاوت نسـل دیجیتـال بـا نسل
بدون مرز ایجاد شد؛ یک پناهگاه امن آرمانی، جایی که بدن پیشین،میتوان به این تکامل یافتگی پی برد. اتکای روزانه ما
انسانی ومحدودیتهای فیزیکیجهانهای دیگر وجود ندارد.
بـه اینترنـت بـر فرهنـگ، اندیشـه و زندگـی تأثیـر گذاشتـه است.
در ایـن جهـان مجـازی مـاده، مـرز، قومیـت، ملیـت، مذهب، اکنون بر خلاف نظر هایدگربهجای آنکه رایانه را رقیب خود
جغرافیا، زبان و جنسیت معانی خویش را از دست داده، متعالی بدانیـم در حـال تعامـل بـا آن هستیـم. روز بـه روز ارتباط
و ماورایـیمیشـود .(Christensen, 2003: 47) علاقهمندان
نزدیکتــری بــا رایانــه پیــدامیکنیــم
و بخــش بیشتــری از
ایـن فضـا، خـود را درگستـرهی نامحـدودی از ابعـادمرزهای
فعالیتهای ما بهواسطهی اینترنت انجاممیپذیرد.بهطوری که
فیزیکــی، اجتماعــی، سیاســی و اقتصــــادیمییابنــد (
به جزیی از بدن ما تبدیل شـده و حسی از انـدام مصنوعی که
.(Christensen, 2003: 48 بدون آن ساختار اندیشه و زندگی ما مختل خواهد شد Heim,)
از نظـرمکلوهـان رسانـه امتـداد انسـان اسـتونلون،(
.(۲۰۰۴: ۵۴۰-۵۴۱ همچنین، هر روزه با تغییرات تکنولوژی
١٣٨٨: ٢٧ ). ایـن سخـن بـدان معناسـت کـه اینترنـتبهعنوان
تلاش بر آن است که واسطههای فیزیکی این رسانه حذف و به
غایـترسانههـای ارتباطـی، قـوای بشـری
را تقویـت کـرده،آنرا
نوعی ارتباط بیواسطه ما با این رسانه فزونی یابد.همزیستی با
امتداد بخشیده و بخشی از وجود ما خواهد شد؛ اینترنت قدرت رایانه تا آنجامیتواند ادامه یابد که ما دیگرفاصلهای میان خود
جسمانـی، بینایـی، شنوایـی و بیانـی مـا را امتـدادمیبخشـد تا
ورسانهها قایل نباشید. با پیشرفت تکنولوژی این امرجنبهای
بتوانیـم جسـم خـود را درمکانهـای دور دسـت تصـور کنیم،
عینیتر نیز پیدا خواهد کرد. زمانی که از طریق عصب سیلکونی
مکانهایی را که در آنجا حضور نداریم ببنیم، صداهایی را از
بتوانبیواسطه به اینترنت متصل شد و رایانه رابهعنوان ابزار
دوردستهای بشنویم و همچنین صدای خویش را بهآنسوی
واسط حذف نمود.
جهـان برسانیـم.صفحـهی کیبـورد امتـداد انگشتـان و مانتیور

امتداد نگاهخیرهی ما خواهند بود. به این ترتیب ارتباط آرمانی-۳٫۲ اسطوره روح آفریننده و روح نابودگر

میـان انسـان، رایانـه و جهـان تحقـق یافتـه وارزشهـای فیزیکی بدن انسان بهارزشهای مجازی بدلمیشود.۲۲

فردی در اینترنت خود را در جایگاه یک آفرینشگر ومداخلهگر
مهارتهایـی چـون فلش۳۰ و جاوا۳۱ کـه از طریـق آنمیتوان

میبیند که به تنهایی قادر است به خلق هر عنصری دست زده و
برنامههـای کاربـردی میزکـار اینترنتـی را بـدون نیـاز بـه مرورگر

یا به تغییر در آنچه هست بپردازد. در این میان روح آفریننده نوشت و اجـرا کرد یـادآوراسطـورهی یونانیهمنامش است که

یکـی ازمهمتریـناسطورههایـی اسـت کـه اینترنـت را بـه سپهری
خدای روشنایی، موسیقی، آوازهای خوش، هنر، پیشگویی بود.
اساطیری بدلمیکند. اگردراینباره ازبرنامهنویسان و طراحان
آژاکس۳۲، ترکیبی از چندین فناوری وقویترین تکنیک برای

صفحات وب، پرسیده شود شاید نتوانند میان کاری که انجام ایجـادبرنامههـای ترکیبـی
و کاربـردی تحـت وب تعاملی،
میدهند وکهنالگویی که به آن شکلمیبخشد، پیوندی برقرار
باززایــش جنگجــوی دلیــر جنــگ تروا۳۳ اســت؛ قهرمانی
سازنـد. ایشـان هدفشـان را کاربردپذیـری بیشتـر تکنولـوژی و اسطورهای که پس از آشیل،قویترین و دلیرترین قهرمان سپاه

زیباسـازی آن بیـانمیدارنـد. امـا از دیدگـاهاسطورهشناسانه
بود. زمانی که از دیونیسوس۳۴ ، صحبتمیشود، ابـزار ترکیبی

میتوان این علاقه به نظم، زیباسازی تکنولوژی و سازماندهی
کدباز تحت وب و دارای قابلیت تصویری است کـه همچون
اطلاعـات را متأثـر از حسـی ناخودآ گـاه و مرتبـط بـااسطورهی
اسطـورهیهمنامـش لـذت مـادی، نشـاط و سرمستـی را برای

آفرینـش دانسـت. از ایـن دیدگـاه یـکبرنامهنویـس یـا طراح
کاربرانش محققمیسازد.

صفحـات وب، بـا حفاظـت،گستـرش، بازتولیـد و زیستـی کردن
خیر و شر یا روح آفریننده و روح نابودگر، یکی دیگر از
این فضای نابسامـانبیآنکـه آ گـاه بوده یا بـاور داشته باشد بر
جلوههای اساطیری است که در برخی از ادیان باستانیبهصورت

اسطـورهی آفرینـش صحـهمیگـذارد.بهعنـوان مثـالنامگذاری
اعتقـاد بـه ثنویـت متجلـی اسـت. ایـن امـر قابـل قیـاس بـا ویژگی
برخـی ازنرمافزارهـای تحـت وب بـا نـاماسطورههـا و خدایان
اصلی اساطیر در اندیشه زروانی یعنی اعتقاد به ثنویت است که
باستـان، نمـودار تسلـط اساطیـر کهـن بـراندیشـهی علمـی معاصر
بر اساس آن سپند مینو یا روح مقـدس در برابر انگـره مینـو یا
اسـت: از دلفی۲۵میتـوانبهعنـوان سرنمـوننرمافزارهـای تحت
روح خرابکار قرارمیگیرد (هینلز، ١٣٧٧: ١١٨). در اساطیر

وباسطورهای نام برد. دلفی نخستیننرمافزار تجاری در جهان
کهن این ستیز مداوم میان خیر و شر، رفع ناشدنی است.
بود که در نوامبر ١٩٩٢، نشانی پست الکترونیکی،صفحههای
دیری نگذشت کهاسطورهی شر به فضای مجازی نیز راه

شبکهایمجانی واتاقهای گفتگو را جهت ایجادمجتمعهای
یافـت. چراکـه اینترنـت هماننـد تمـاماسطورههـا دارای یک

اینترنتی فراهم ساخته و در اختیار کاربـران قـرار داد. معماری نقطـهی ضعـف عمومـی اسـت.ویروسهـا همچـونبیماریهای

اینترنــت، رابــط کاربــری، نرمافزارهــای جستجــو، طرح
مسری و هکرها همانند ارواح سرگردان، ازروزنههای امنیتی،

درخواسـت، فراینـد پاسـخ، ترجمـه از زبـان رایانـه و در اختیار سیستمعاملها وارد شده، آرامش این جهان مجازی را برهم زده

گذاشتـن اطلاعـات بـه کاربـر، قابـل قیـاس بـا فراینـد پیشگویان و با تهدید ایناسطورهیشکستناپذیر آن را به جنگی نابرابر و

آپولو۲۶ در معبد دلفی است. نافرجام فرامیخوانند. در اینترنتاسطورهی تقابل خیر و شر

تروجانهـا یـانرمافزارهـای مخـرب جاسوسـی کـهبهصورت
میـانویروسهـا بـه عنـوان
عناصـر شیاطیـن آنتیویروسها

مخفیانـه و بـا هـدف دریافـت اطلاعـات، توسـط هکرهـا برای بهعنـواننجاتبخشـان ایـن جهـان مجـازی مطـرح اسـت کـه در

قربانی ارسالمیشوند با الهام از نیرنگبهکار رفته در یکی از
نهایت خیر بر شر و دانایی بر جهل چیره خواهد شد. هرچند
بزرگتریـنجنگهـایاسطـورهای یونـان یعنـی جنـگ تروا۲۷،
این تقابل و پیکار تا ابد ادامه داشته باشد.
طراحـیشدهانـد. تروجـان یـک فایـل جاسوسـی اسـت کـه همانند

-۳٫۳ اسطوره هویت فردی و هویت جمعی
اسطورهیهمنامش توسط یک هکر، در پوشش یکنرمافزار
یکی از مهمترین مسایل دستیابی به هویت انسانی دردورهی

یا فایل کاربردیبیضرر بهرایانهی قربانی راهمییابد اما پس

از کلیک کردن توسط کاربر، فعال شده و به انجام ماموریت اساطیـری کهـن تعییـن مفهومـی اسـت کـه یونـگآنرا
هویت
خواهد پرداخت. اطلاقـی بـه فـرد از سـوی سرنمونهـامینامـد (مورنــو، ١٣٨٠:

همچنیـنقابلیتهـایاسطـورهاینرمافـزار آپولو۲۸ ،پروژهی
٧٠‐۵۶). در این دوران، از منظر یونگ »ماسک«، ابزاری
شرکـت ادوبی۲۹ ، در جهـتتوسعـهی وب و کمـک بـه گسترش
بـرای شکـل دادن بـه هویـت درونـی و برونـی (یونـگ، ١٣٨١:

۶۵) و از منظر استروس ابزاری برای تعیین اجتماعی و پوشش اجتماعی (وایزمن، ١٣٧٩: ۵١٢‐۴١٢) محسوب میشد. اما در دوران مـدرن، کـه هویـت فـردی متولـد شـده اسـت، جایگاه

اجتماعـی در قیـد کارکـرد شخصـی هـر فـرد بـوده کـه در قالب
سازمانـی معنـا مییابـد. در نتیجـه هویـت افـراد در جهـان واقعی
اطلاقـی بـوده و جنسیت، طبقـه اجتماعـی، رنـگ و نـژاد اموری
اطلاقی و تغییر ناپذیرند. اما بروز هویت دیجیتال در فضای
مجـازی، تمامـی ایـن مـوارد را بـه شخـص واگـذارمیکنـد. در
نتیجـه هویـت در فضـای مجـازی انتخابـی و وابستـه بـه ادراک
شخــص از خــود اســت. از ایــنرو، تعــارض ناخودآ گاه،
خودآ گاهی که فروید از آن سخن میگوید قابل رخ دادن نیست. در طـی ایـن فرایـد شخـص، بـه آزادی مطلـق در انتخـاب دست
مییابد.