اسيد جاسمونيك

اسيدجاسمونيك ودسته هاي متيل آن در همه گياهان وجود دارد. آنها داراي ويژگي هاي هورموني هستند.در تنظيم رشد ونمو گياه كمك مي كند وبه نظر مي رسددر پيرشدگي برگ ودر مكانيزم دفاعي عليه قارچها شركت دارد .

جاسمونيك ها همانند همه هورمونهاي گياهي اثرات فعال سازي وبازدارنده دارند.اثرات رقيبانه ومخالف برروي هورمونهاي ديگر نيز مشاهده شده است . مشتقات جاسمونيك شامل تجمع پروتئينهاي حاصل از جاسمونيك است كه در همه گونه هاي گياهان آزمايش شده است.تجمع اين پروتئينها مي تواند در اثر تأثير خشك سازي يا ABA باشد. پروتئين هاي حاصل از جاسمونيك مربوط به وزن هاي مولكولي متفاوت ومولكول ها در اندازه هاي مختلف طبقه بندي شده براي ايمني سازي است.قسمت اصلي اين پروتئين ها

گلي كزيلات نمي شودو داراي فعل وانفعالات پروتولتيك نيست واز لحاظ متابوليكي ثابت وپايدار است. با علامت گذاري آن بوسيله ميكروسكوپ الكتروني و ايمني سازي معلوم شد كه برخي از آنها در درون هسته قرار مي گيرد در حالي كه برخي ديگر در واكوئل يافت شد .هيچ كدام از آنها حتي در ميتوكندري يافت نشد.
مي توان بوسيله Cycloheximidمانع سنتز آنها شد ولي نه بوسيله .Chloramphenicol
Chloramphenicolبر پروتئينهاي ميتوكندريال اثر مي گذارد.

پروتئين هاي حاصل از جاسمونيك در ريشه ،برگهاي سفيد شده وبرگهاي جهش يافته جو فاقد كلروفيل وجود ندارد.
ولي اين پروتئينها در برگهاي بي رنگ وجود دارد .
جاسمونيك نه تنها نسخه برداري اين پروتئين ها را تنظيم مي كند بلكه به ميزان حركت انتقالي گروههاي مختلف mRNA تأثير دارد.براي مثال آنها توليد ميزان چندين پروتئين اساسي تخليه را كاهش مي دهد .

جاسمونيك درست مانند ABA مانع جوانه زدن نا به هنگام (زود رس)بذرهاي حاوي روغن جنس كلم وlinum مي شود.پس از جوانه زدن آنها موجب سنتز پروتئين هاي ذخيره بذر همچنين سنتز چندين پروتئين مربوط به elaiosome-associated مي شود.
(Parthier 1991) .

جيبرلين :
تاريخچه كشف جيبرلين :
در سال ۱۹۲۶ گياه شناسي ژاپني بنام E . Kurosawa يك بيماري برنج را مورد مطالعه قرار داد بنام ((بيماري مضحك نهالهاي گياهي )) كه در ژاپن به اين نام معروف است . در اثر بيماري اين گياهان فوق العاده سريع رشدميكنند ،به نظر رنگ پريده (كم رنگ) مي آيند و به راحتي شكسته مي شوند .
كوروساوا متوجه شد كه دليل اين ناهنجاري در گياه وجود ماده اي است كه توسط قارچهاي انگلي Fusarium moliform = GA fujikurol) ) ترشح مي شود و اين ماده را ((جيبرلين )) ناميد .

در طي دهه هاي ۳۰ و ۴۰ جيبرلين از گياه جداسازي شد و توسط دانشمندان ژاپني (Sumiki / yabbuty) متبلور شد . در سال ۱۹۵۶ C.A . West و B.O.phinney ماده جيبرلين را از جنس لوبيا و گياهان ديگر جداسازي كردند و بدين ترتيب نشان دادند كه اين اجزاء تشكيل دهنده خيلي گسترده تر از قلمرو گياهان هستند .
جيبرلين ها :
چون كشف جيبرلين ها در نتيجه تحقيق در مورد دلائل قد كشيدن بسيار زياد برنجي بود كه بدان قارچ گياهي تلقيح شده ، بنابراين ميزان جيبرلين همواره وابسته به طول بلندي گياه دانسته مي شود . از اين رو مسلم مي دانستند كه كوتاهي بسيار زياد گياهان در اثر فقدان جيبرلين بوده وبلندي زياد گياه را مي توان بر اثر مقدار مقدار زياد جيبرلين دانست.
اين واقعيت كه تعداد قابل ملاحظه اي موجودات ذره بيني موجود در سبزيجات معمولي باغچه ، موجودات ژنتيكي كوتوله اي شناخته شدند كه اين نظريه را تاييد مي كرد كه برخي از اين موجودات ريز احتمالاً جهش هاي فاقد جيبرلين هستند همچنين اين موجودات در ذرت حساس به جيبرلين شناخته شدند كه هنوز كوچك و ريز هستند از اين رو آنها را هم جهش هاي فاقد جيبرلين مي دانستند . صفات موروثي كوتوله بودن گياهان نخود فرنگي و ذرت در دهه ۱۹۵۰ به عنوان روش متداول جيبرلين هاي سنجش كننده حياتي پذيرفته شد .

اين نظريه كه موجودات ريز ژنتيكي مي توانند جهش هاي فاقد جيبرلين باشند توسط اين كشف قوت يافت كه مواد شيميايي كه مسدود كنند يا مانع بيوسنتز جيبرلين شناخته شدند (معروف به بازدارنده يا كند كننده رشد گياه ) مي توانند باعث كوچك شدن موجودات ذره بيني در خاك زراعي شود كه از لحاظ ژنتيكي بلند بودند . اگرچه تلاشهاي دهه ۱۹۶۰ ثابت كرد كه موجودات ذره بيني گياهي كوتاه و بلند حاوي جيبرلين مختلف ، نتايج مورد انتظار را بروز ندادند ، به نظر مي رسد آنها در برخي موارد داراي حجم مشابهي از آن هستند ولي با بهره جويي از درك آنچه كه واقع شده مي توان شاهد بود كه فنون تحليلي خود مشكل آفرين است . بويژه نهايتاً مشخص شد كه همه جيبرلين هايي موجود در گياهاني كه آنها را توليد مي كنند فعال نيستند.

انواع جيبرلين :
امروزه بيش از ۱۱۰ نوع جيبرلين مختلف ( GA1- GA2 ……….GA110) مي شناسيم كه از لحاظ شيميايي تنها ذره اي با هم تفاوت دارند ولي از لحاظفعل و انفعالات بيولوژيكي بسيار زياد باهم تفاوت دارند . ولي از لحاظ بيولوژيكي بسيار باهم تفاوت دارند . تقريباً ۳۰% از همه جيبرلين هاي شناخته شده از لحاظ بيولوژيكي فعال هستند . همه گياهان عالي تر احتمالاً حاوي حداقل يك جيبرلين ، ولي معمولاً چند جيبرلين فعال و غير فعال هستند كه در تراكم هاي متفاوت وجود دارد .كه به بافت مورد نظر بستگي دارد.

جيبرلين ها وديترپنوئيدها از چهار واحدايزوپرنويد سرچشمه گرفته سيستم چهارحلقه اي تشكيل مي دهد.بين جبرلين ۱۹ اتم كربن و ۲۰اتمي تمايز وجود دارد.بيستمين اتم كربن قسمت از چهار حلقه نسبت بلكه به زنجير كناري (CH3درGH12وCH2OHدرGA15وCHOدرGA19وCOOHدرGA28)تعلق دارد.
شماره گذاري و تصاوير توضيحي زير نشان ميدهد كه ساختارهاي مجزا چگونه با هم تفاوت دارند.
مكان هاي حضور جيبرلين در گياه :
۱)بافت هاي جوان و مريستمي روينده ساقه
۲) سلول هاي نوك ريشه
۳) ميوه هاي جوان

۴) بذرهاي نارس يا در حال جوانه زدن – مملو از جيبرلين هستند .
در گلهاي آفتابگردان در برگهاي نورسته و در بالاترين قسمت ميان دو گره گياه بالاترين حجم جيبرلين وجود دارد در حالي كه پيوسته حجم جيبرلين كاهش مي يابد و سرعت رشد بافت هاي گياهي به آن بستگي دارد .

در نوك ريشه هاي يك جوانه تراكم زيادي از آن اندازه گيري مي شود . اين نظريه كه اين مواد در ريشه ها توليد مي شوند بواسطه نشانه هاي موجود منطقي به نظر مي رسد چون اين مواد تنها در ريشه ها تغيير و تبديل مي شود . بدان معني كه يك جيبرلين از جوانه به ريشه آن منتقل مي شود .
موادي كه از بافت چوبي و ليفي گياهي ترشح مي شوند جيبرلين تشخيص داده شده است كه اين امر نشان مي دهد مكانيسم توزيع هورمونها در اين نوع گياه چگونه عمل ميكند .
فعل و انفعالات بيولوژيكي :

اثبات وجود GA3 برروي ژن هاي جهش يافته جنس لوبيا كه كوچكي آن ژنتيكي است مؤثر است براي اين كار گياه را با جيبرلين به عنوان كنترل كننده آغشته كردند نتيجه آنكه گياهان بدون نقص ژنتيكي به يك اندازه رشد كردند . نتيجه اين عمل نقصان در سنتز GA3 را در گياهان به اثبات رساند كه بررسي هاي ديگر برروي گياهان كوتوله كشت داده شده نتايج مشابهي بدست آمد .

جيبرلين ها باعث كشيدگي سلولهاي گياهي مي شوند البته نه از طريق تقسيم سلولي ، اين مواد محرك جوانه زدن گرده و رشد مجراهاي لوله گرده رساني مي شوند . همچنين باعث رشد ميوه هايي كه بذر آنها حالت پاتنوكارپ (بكرزايي) نظير سيب ، كدو تنبل و بادمجان دوبرابر اندازه زشد طبيعي ميوه مي شود .
در چند گونه گياهي برسي و اثبات شده كه تشكيل گل در اين گياهان كه تحت تاثير عوامل بيروني نظير نور ( گياهان روز كوتاه يا روز بلند ) يا گياهان بهاره شده ، كنترل مي شود. اگر چنين گياهاني را با اين شرايط خاصبراي تشكيل گل بطور مثال گياهي كه براي گل دادن احتياج به روز بلند دارد را در شرايط روز كوتاه قرار دهيم يا گياهاني كه براي گل دادن احتياج به بهاره شدن دارند مثل هويج ، شاهي و جنس بنگ دانه شرايط دماي كم را تامين نكنيم ديگر آن گياه گل نخواهد كرد ولي پس از افزودن GA3 حتي بدون پيام سازي بيروني از نوع ديگر ، گل خواهد داد . البته اين بدان معنا نيست كه جيبرلين ها فعالانه در تشكيل گل دخالت دارند . بيشتر به نظر مي رشد كه تشكيل در اينگونه هاي ذكر شده به كشيدگي پيشين محور ساقه بستگي داشت و اينكه جيبرلين باعث تحريك اين مرحله مي شود .

در اكثر گياهان روز بلند كه محور ساقه آنها پيش از تشكيل گل كشيده و دراز نشده است و در همه گياهان روز كوتاه جيبرلين هيچ تاثيري بر تشكيل گل ندارد . در گياهاني كه تنها در نور جوانه مي زنند نشان مي دهد كه جيبرلين قادر است جايگزين PFR شود.

جيبرلين هايي نظير GA3 كه بخوبي مطالعه و تحقيق شده اند قادر هستند تشكيل و ترشح هيدرولاز را در دانه هايي نظير دانه جو كنترل كنند .در فر|آيند متحرك ساختن تركيبات ذخيره آندوسپرم در طي جوانه زدن كه منجر به تامين غذا براي رويان مي شود ، تعدادي هيدرولاز ، در ميان آنها آلفا – آميلاز ، پروتئاز و ريبونوكلئاز در اين فرآيند شركت مي كنند . اين مواد طي مراحل اوليه جوانه زدن رويان در سلول هاي لايه ماده آلبوميني دانه توليد مي شود .

تحت نفوذ GA3 در نتيجه افزايش توليد آلفا – آميلاز ، تراكم آن افزايش مي يابد . آنزيم آلفا – آميلاز بدليل پيچيده نبودن علامت مناسبي براي توليد آنزيم تحت كنترل هورمون اين سيستم است .
بوسيله بازدارندگان نسخه برداري نظير actinomycin D از توليد آنزيم جلوگيري ميشود . همزمان با سنتز آنزيمها اندازه شبكه آندوپلاسمي افزايش مي يابد و پلاسماهاي جديدي توليد مي شود . افزايش ورود فسفوليپيدها در غشاهاي سلولي همچنين سنتز آنزيمها ، براي تشكيل غشاي جديد لازم است . GA3 ابتدا توليد سيستم سنتز پروتئين را كه در مرحله دوم هيدرولاز توليد شده تحريك مي سازد . GA3 در اينجا داراي اثري انتخابي است چون افزايش توليد آلفا – آميلاز mRNA پس از بكاربري GA3 كشف شد.

سيتوكنين :
تاريخچه كشف :
به روش نسبتاًآشفته اي كشف شد ولي در ابتدا بيش برنده ((تقسيم سلول))محسوب مي شد.بعدها معلوم شد داراي دامنه گسترده اي از اثرات است.ولي الزام تهيه مداركي در اثبات اين آسان نبود كه سيتوكنين در واقع به تنهايي هر يك فرآيند را كنترل مي كند.

– جهش هاي عمل هورمونهاي معيوب شده
– جهش هاي جابه جايي هورمونهاي معيوب شده
– جهش هاي متابوليسم هورمون هاي معيوب شده
كينيتن :

در مدت طولاني سعي شده است بافت هاي گياه را بوسيله مواد غذايي مصنوعي كشت كنند.مشكل نخست بوجود آوردن تركيبي از مواد غذايي مناسب بود.درسال ۱۹۴۱فيزيولوژيست هلندي به نام اوربيك كشف كرد كه افزودن شير ناگيل باعث افزايش چشمگير رشد رويان وكشت هاي بافت گياهان مي شود.شير نارگيل فراوده آندرسپرم است كه تحت شرايط طبيعي رشد نيز داراي اثر محرك رشد برروي رويان در حال رشد گياه نارگيل دارد.مشتق آدنين ۶-فورفويلا مينويورين (kinetin=)به عنوان ماده مؤثر شناخته شد.
كينيتن ازلحاظ فيزيولوژيكي فوق العاده فعال است.ولي نمي توانستندآن رااز هر سلول گياهي مجزا سازند.درعوض دامنه گسترده اي از تركيبات مشابهي را كشف كردند.اولين ماده اي كه از منبع طبيعي(بذر ذرت نرسيده)جداسازي شد Zeatinبود.
(۱۹۶۴٫ D.S.Letham وهمكاران .(((شكل در صفحه بعد ))

سيتوكنين ناي مشترك براي تركيباتي از اين نوع است.اين فرمول ها احتمال اينكه سيتوكنين برمتابوليسم اسيد نوكلئيك اثر مي گذارد،رامي دهد.ولي اين فرضيه را نمي بايست بدون ايراد انتقاد پذيرفت .(براي مطالعه بيشتر به صفحه ۱۱متن اصلي وترجمه صفحه ۱۰ مراجعه شود.)

در اين فاصله چند صدمشتق مختلف سيتوكنين در آزمايشگاههاي مختلف سنتز شده است بسياري از آنها به اندازه سيتوكنين مؤثر و فعال هستند . چون لازمه تاثير بيولوژيكي جانشين سازي اتم N بر ۶ حلقه است . هر مبادله اتم حلقه باعث كاهش فعاليت آن مي شود . گروه Alkyl جانشين N6 وقتيكه از زنجيره ۱۵ اتم كربن تشكيل يافته باشد بيشترين تاثير را دارد . يك پيوند ۲گانه و با يك گروه هيدروكرسي فعاليت آن را چن برابر مي كند اين امر نيز روشن مي سازد كه چرا حلقه فورفوريل كينيتن چنين تاثير فوق العاده اي را بروز مي دهد . در ميان اين رويدادهاي طبيعي سيتوكنين هاي بسيار فعال ، IPA (ايزوپنتيل / آدنين ) حاصل از كشت بافتهاي گياهي تنباكو است كه با افزوذن زنجيره كناري ايزوپنتيل به باقي مانده آدنين كه در t RNA( (tRNA tyr / tRNser

ادغام مي شود . سلول آن را توليد مي كند .
سيتوكنين ها درست مانند اكسين ها مي توانند گلي كوزيلات شوند يا به اسيد آمينه يا پروتئين پيوند شوند و بدين وسيله حداقل موقتاً غير فعال مي شوند .
فعاليت هاي بيولوژيكي :

پس از افزودن سيتوكنين به كشت بافتهاي گياهي تنباكو و يا درخت افرا موجب رشد آنها شد . ميزان تكثير DNA و ميزان كلي RNA و سنتز پروتئين را بطور كلي افزايش مي دهد .سيتوكنين پير شدگي گياه را كاهش مي دهد و جوانه زدن بذرهاي وابسته به نور را در تاريكي موجب مي شود .
اثرات برگزيده ديگري از سيتوكنين :

– موجب فعاليت آنزيم ايزوكترات و پروتئاز در لپه هاي بريده كدو تنبل مي شود .
– موجب سنتز تيامين در كشت رشد سلولي تنباكو مي شود و بدين وسيله جداسازي تيامين از Calli لازم است .
– موجب برانگيختن سنتز اكسين در كشت بافتهاي تنباكو است .

– موجب افزايش فعاليت هاي كربوكسي دسيموتاز و NADP – گلي سرين آلدهيد و فسفات هيدروژنلز در جوانه هاي بي رنگ برنج مي شود .
– موجب تحريك رشد غنچه ها همچنين جوانه زدن چندين بذر و تجمع احياء كننده نيترات در چندين رويان مي شود .
سيتوكنين ها اغلب در ريشه ها ، ميوه ها و در بذرها توليد مي شود . اين مواد از طريق بافت چوبي وارد اعضاي جوانه ها مي شود .جوانه هاي بريده شده كه از ذخيره مداوم سيتوكنين بريده مي شوند سريعتر از جوانه هايي كه به ريشه خود متصل هستند پير ميشوند . افزودن سيتوكنين پير شدگي را متوقف مي كند . رشد غير منتظره ريشه ها و بدين ترتيب ذخيره سازي تازه سيتوكنين ها حالت پيري را دوباره باز مي گرداند .

اثرات بهم آميختگي IES و كينيتن و مقادير نسبي آنها تعيين مي كند براي مثال كه آيا بافت سلولي تنباكو در ريشه يا جوانه متمايز مي شود بديهي است كه يك سلول غير متمايز داراي دو مسير احتمالي رشد است :

سلول مي تواند يا وارد چرخه بزرگ شدن يا تقسيم سلولي شود يا بدون آنكه تقسيم سلولي انجام شود شروع به كشيده شدن كند . سلولي كه تقسيم مي شود اغلب تقريباً بدون تفاوت باقي مي ماند در حالي كه سلول هاي كشيده شده با سلول هاي ديگر متفاوت مي شوند بدين ترتيب خصوصيات ويژه اي مي يابند .
IES به تنهاي موجب تحريك كشيدگي سلول مي شود در حالي كه كينيتن به تنهايي هيچ تاثيري در سلول ندارد . هر دو هورمون با هم تقسيم سلولي را سريعتر مي كنند .
به نسبت ۳mg/l به ۰٫۲mg/l بافت سلولي از طريق تقسيمات سلول رشد مي كند اگر مقدار كينيتن تا ۰٫۰۲ mg/l كاهش يابد موجب رشد ريشه مي شود در حالتي كه مقدار كينيتن بيش از مقدار IES است به نسبت ۰٫۰۳ mg / 1mg /l موجب رشد جوانه ها ميشود .

نسبت مقدار IES / Kinetin مقدار مواد ديگررا همچنين نسبت ليگنين / پكتين در كشت سلولهاي تنباكو را تنظيم مي كند . در مقدار زيادي كينيتن و مقادير كم IES مقدار بسيار بيشتري ليگنين در مقايسه با پكتين توليد مي شود . همچنين در حالت برعكس آن نسبت پكتين / ليگنين معكوس مي شود .
واكنش متقابل IES و سيتوكنين ها به كلسيم به اين صورت ها اتفاق مي افتد :
با افزودن كلسيم نسبت رشد ، كشيدگي / تقسيم سلولي تغيير مي يابد ، غلظت زياد كلسيم مانع كشيدگي ديواره سلولي مي شود و هيچ عنصر ساختاري جديدي ته نشست نمي شود .

هورمون های گیاهی:

از آنجا که هورمون های گیاهی مطلب بسیار جالب و مهمی در زیست شناسی هستند، همواره این موضوع مورد توجه طراحان المپیاد بوده و به صورت خلاصه خصوصیات شان را در ذیل می نویسم:

هورمون اکسین یا ایندول استیک اسید اولین هورمون گیاهی کشف شده بود که وظایف و خصوصیات زیر را داراست:

تولید در مریستم راسی ساقهو میوه ها و گل های گرده افشانی نشده.
شکل پذیری دیواره یاخته از طریق پلیمریزه یا دپلیمریزه کردن پلی ساکارید ها و تغییر غلظت پروتون.
محرک رشد بیشتر طولی یاخته
منجر به ساخته شدن اتیلن توسط جوانه های جانبی و عدم رشد آن ها
تحریک رشد ریشه های جانبی (اثر بر روی پریسیکل(پریموردیوم جوانه ریشه))
جلوگیری از ریزش برگ ها و میوه ها
افزایش رشد آوند ها و کامبیوم آوندی
رشد بیشتر میوه ها و حتی رشد میوه ها بدون دانه

سیتوکینین ها:

تولید توسط مریستم راسی ریشه و میوه های در حال توسعه
عملکرد با دیگر هورمون ها
تحریک تمایز سلولی
تحریک نسخه برداری ژن های تقسیم سلولی
تحریک رشد جوانه رویشی در پروتونما خزه
مانع زرد شدن برگ ها حین افتادن (بر عکس آبسیسیک اسید)
مانع رشد ریشه های جانبی

ژیبرلین ها:

تحریک رشد طولی
زیاد کردن فاصله میانگره
برطرف کردن نیاز های سرمایی و … و تحریک گلدهی
تحریک انتقال آلفا آمیلوز ها و دیگر هیدرولاز ها به آندوسپرم از اسکوتلوم
تولید در نوک ریشه ها و ساقه ها

اتیلن:

تحریک رسیدن میوه ها
منع رشد جوانه های جانبی
دریافت فیدبک منفی از سیتوکینین
اثرات مخالف با کربن دی اکسید
خنثی سازی اثرات اکسین
توقف رسد طولی ساقه
نقش دفاعی
آزاد سازی بو های حاصل از تجزیه کلروفیل کربوهیدرات ها و دیگر ترکیبات آلی برای جذب جانوران

آبسیسیک اسید ها:

تولید در برگ های بالغ، کلاهک ریشه و میوه ها
نقش در پیری برگ
نقش در تیدیل پریموردیوم های برگ به فلس
باعث زرد شدن برگ حین ریزش
توقف رشد جوانه های جانبی و دراز شدن جوانه ها
نقش در باز و بسته شدن روزنه ها
کاربرد هورمون در باغبانی

مقدمه

هورمون به موادی اطلاق می‌شود که در بخشی از بدن موجود زنده ساخته شده و پس از انتقال اثراتی در دیگر قسمتهای موجود به جای می‌‌گذارد و در تراکم‌های بسیار کم فعالند. هورمونهای گیاهی در بافتهای مریستمی و یا جوان ساخته می‌‌شوند و بعد از انتقال یافتن اثر خود را در بافتهای که تا حدودی از محل سازنده دور است بجای می‌‌گذارند. تاکنون پنج گروه هورمون شناخته شده که همه آنها در کشاورزی بخصوص در باغبانی دارای کاربردهای گسترده‌ای هستند که عبارتند از: اکسین ، جیبرلین ، سیتوکینین ، اتیلن ، اسید آبسیزیک.

ماهیت اکسین

اکسینها ، گروهی از هورمونهای گیاهی هستند که باعث طویل شدن سلولهای گیاهی می‌گردند. این مواد طیف گسترده‌ای را از نظر واکنشهای رشد و نموی را در گیاهان سبب می‌شوند. واژه اکسین یک اصطلاح عمومی است و به تعدادی از مواد طبیعی گفته می‌شود که فراوان‌ترین و مهمترین اکسین در گیاهان ، اندول استیک اسید (IAA) می‌باشد.

مهمترین اثراتی که به اکسین نسبت داده شده است عبارتند از: بزرگ شدن سلول گیاهی ، طویل شدن ساقه گیاه ، تولید ریشه ، تولید آوندهای چوبی ، افزایش رشد جوانه راسی ، جلوگیری از رشد جوانه جانبی ،‌تشکیل میوه ، بزرگ شدن میوه ، تشکیل گرهک در ریشه گیاهانی که دارای باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن هستند ، جلوگیری از ریزش برگ ، بیوسنتز پروتئین و RNA و اثرات دیگر.

کاربرد بازدارنده‌های هورمونی در باغبانی

مقدمه

بازدانرده‌های هورمونی دسته دیگری از هورمونهای گیاهی هستند که بدلیل خاصیت بازدارندگی اکثرا برای کنترل شیمیایی علفهای هرز استفاده می‌شود. بازدارنده‌های هورمونی به دو دسته طبعی و مصنوعی تقسیم می‌شوند. گروه طبیعی تنها شامل اسیدآبسیزیک است که در تمام گیاهان وجود دارد و گروه مصنوعی خود به چها گروه مواد بازدارنده رشد – مواد کند کننده رشد- مورفکتین و مواد شاخه زا را تقسیم می‌شوند.

مواد باز دارنده رشد

این مواد از رشد گیاهان بطور کلی جلوگیری می‌کنند و باعث مرگ گیاهان می‌شوند که علف کش‌ها جز این گروه هستند علاوه بر این ماده مالئیک هیدرازید هم جز این گروه است که در غلظتهای کم از رشد پیاز و سیب زمینی در انبار جلوگیری می‌کند ولی در غلظتهای بالا به عنوان علف کش است.

مواد کند کننده رشد

مواد تشکیل دهنده این گروه بدون اینکه تغییری در ظاهر گیاه و یا تعداد برگها و شاخه‌ها بوجود آوردند از رشد گیاه می‌کاهد. مهمترین کاربرد آنها در هرس و به گل نشاندن گیاهان و مقاومت گیاهان در برابر خشکی است.

مورفکتین‌ها

این مواد به عنوان علف کش و نیز در گل انگیزی و ریزش میوه‌ها و شاخه زایی هم کاربرد دارند.

• مواد شاخه زا:: این مواد تحت عنوان مواد هرس کننده شناخته شده‌اند و برای هرس در باغات میوه از این مواد هم استفاده می‌شود

اسید آبسیزیک و توضیحاتی در مورد آن

این هورمون بطور گسترده در گیاهان وجود دارد و این بازدارنده هورمونی حدود صد مرتبه از سایر بازدارنده‌ها قویتر است. وقتی که گیاه تحت تاثیر کمودهای نظیر آب ، اکسیژن و مواد غذایی قرار گیرد میزان این هورمون به سرعت بالا می‌رود و زمانیکه کمبود مربوط به رف شود مقداری آن در طول یکی دو روز به حالت عادی بر می‌گردد
اسید آبسیزیک

ماهیت شیمیایی اسیدابسیزیک

محل خاصی وجود ندارد و تمامی اندامها بر حسب نیاز انرا بسازند
مراکز عمده ساخته شدن اسیدآبسیزیک

انتقال این هورمون در آوندها صورت میگیرد
نحوه انتقال اسیدآبسیزیک در گیاه

کاربردهای هورمون اسیدابسیزیک در باغبانی

این بازدارنده هورمونی باعث تحریک ریزش و پیری برگ و میوه می‌شود
کمک به ریزش

اسیدآبسیزیک از سبز شدن تعداد زیادی از بذرها جلوگیری کرده و یا سبز شدن آنها را به تاخیر می‌اندازد و نیز به علت همین ماده است که بذر و در داخل میوه جوانه نمی‌زنند
جلوگیری از سبز شدن بذر

اسیدابسیزیک رشد انوع زیادی از بافتها و اندام‌های گیاهای از جمله به ساقه‌ها و ریشه‌ها را کند می‌سازد و اثر دیگر آن مربوط به پیری اندامهای گیاهی است چون این هورمون تجزیه کلروفیل را تسریع می‌کند
کند شدن رشد و ایجاد پیری

در برخی از گونه‌های ریشه را بهبود می‌بخشد
تسریع در تشکیل ریشه

در برخی از گیاهان روز کوتاه به گلدهی کمک می‌کند که ممکن است ناشی از کند سازی رشد باشد که خود ان می‌تواند برای گل دادن مساعد باشد.
اثر روی گلدهی

در طولانی کردن دوره خواب بذور و جوانه‌ها و کوتاه داشتن قد گیاهان چوبی از این هورمون استفاده می‌کنند

استفاهده از این هورمون باعث کنترل بسته شدن روزنه‌های گیاه می‌شود که بدین وسیله در هنگام کم آبی مانع از دست رفتن آب گیاه می‌شود

دخالت در تشکیل غده ها:در گیاهانی در روزهای کوتاه غده های خود را گسترش می دهند عامل اصلی در تحریک رشد غده ها اسید ابسزیک میباشد
مقدمه
در اين جلسه پيرامون هورمون‌هاي نباتي بحث مي‌کنيم. نقش هورمون‌ها و قابليت‌هايي كه در گياهان بوجود مي‌آورند.

هورمون
هورمون به موادي اطلاق مي‌شود که به مقدار بسيار ناچيز در يک اندام معين از گياه بوجود مي‌آيد و در اندام‌هاي ديگر استفاده مي‌شود. با اين تعريف شايد تصور شود که هورمون‌ها صرفاً جزء مواد کاملاً درون ساز گياه هستند، اما همواره اينطور نيست زيرا هورمون‌ها هم در داخل اندام‌هاي گياهي و هم به شکل سينتتيک و شيميايي در خارج ساخته مي‌شوند و روي گياه القا مي‌شوند. بنابراين علي رغم اينکه يک تفاوت ناچيز بين اين دو نحوه ساخت هورمون موجود است بيشترين تفاوت مربوط به اصطلاح انگليسي است.

در فارسي هم موادي که بصورت طبيعي در گياه ساخته مي‌شوند و هم موادي که به صورت مصنوعي از خارج به گياه القا مي‌شوند را تحت عنوان هورمون مي‌شناسند، اما در اصطلاح انگليسي موادي را که بصورت طبيعي (در داخل گياه) ساخته مي‌شوندPlant Hormone و موادي که بطور مصنوعي (در خارج از گياه)‌ساخته مي‌شوند را تحت عنوانPlant Growth Regulators يعني تنظيم کننده‌هاي رشد گياهي مي‌شناسند.

در تقسيم بندي‌هاي خيلي قديمي‌تر هورمون‌ها بر حسب نوع قابليت يا کاري كه به عهده دارند، به پنج دسته تقسيم مي‌شوند.

هورمون‌ها
۱- اكسين‌ها Auxines

۲- ژيبرلين‌ها Giberellines

۳- سيتوكينين‌ها Cytokinines

۴- بازدارنده‌هاي رشد Inhibitors

۵- اتيلن Ethylene

اکسين‌ها Auxines

عوامل موثر بر عملكرد هورمون‌ها در روي گياهان زينتي

غلظت Dosageهورمون مصرفي؛

سن فيزيولوژيكي گياه

اکسين‌ها جزء اولين گروه هورمون‌هاي كشف شده هستند كه وظايفي همچون تسريع در ريشه‌زايي گياهان و ريزش گل‌هاي اضافي درختان ميوه را بر عهده دارند. مهم‌ترين عاملي که روي عملکرد اکسين‌ها تأثير گذار بوده مقدار مصرف اکسين و يا غلظت هورمون مصرفي است. گاهي اوقات يک اکسين معين عامل رشد و تقسيم سلولي است. اما اگر همين ماده را در غلظت Dosage خيلي زياد بکار بريم، باعث مرگ و از بين رفتن گياه مي‌شود. بنابراين در مصرف هورمون‌ها مخصوصاً اکسين‌ها غلظت مصرف اهميت زيادي دارد. عامل ديگري که در روي عملکرد و يا وظيفه خاص اکسين اثر گذار است سن فيزيولوژيکي گياه مورد استفاده است. بسته به اينکه گياهان در چه مقطع سني قرار گرفته‌اند غلظت مصرفي اکسين و زمان القا آن به سن متغير است و نتايج متفاوتي دارد. اما بطور کلي مهم‌ترين وظايفي را که براي اکسين‌ها مي‌شناسيم عبارتند از :

 

تسريع در ريشه زايي گياهان سخت ريشه‌زا ۳۰۰۰ ppm – 8000 ppm- مخصوصاً در سطوح بزرگ و واحدهاي توليدي بزرگ که سرعت ريشه‌دار شدن گياه و زمان آن اهميت دارد، مصرف و کاربرد اکسين‌ها داراي جايگاه ويژه‌اي است؛

عامل تُنُك کننده در محصولات سال‌آور- به اين طريق باعث ريزش گل‌هاي اضافي درختان مي‌شود. مثلاً در درخت سيب حالت سال‌آوري وجود دارد. بدين صورت که در بعضي از سال‌ها ميوه زياد توليد مي‌كند و در سال ديگر محصول بسيار ناچيزي دارد. کاربرد اکسين‌ها باعث مي‌شود که در سال‌هاي پر محصول تعداد گل‌هاي قابل تبديل به ميوه کم شود و در نتيجه عملکرد گياه در سال‌هاي مختلف به شکل متعادلي نگه داشته شود.

ژيبرلين‌ها Giberellines

مهم‌ترين كاربرد ژيبرلين‌ها GA

جايگزيني سرما در غده‌ها؛

جايگزيني سرما در بذر

دسته نسبتاً بزرگ از هورمون‌هاي گياهي ژيبرلين‌ها هستند که در سال‌هاي حدود ۱۹۴۰ شناخته شدند. کاربرد ژيبرلين‌ها در باغباني به درشت کردن حبه‌هاي انگور، وادار كردن غده يا پياز براي گل‌دهي و جايگزيني سرما در بعضي از بذرهاي گياهان است. بهترين و پرمصرف‌ترين جاي مصرف GA در ژيبرلين‌ها در Flowery culture است که غده‌ها و پياز‌ها را به کمک سرما وادار به گل‌دهي مي‌کنيم، بنابراين ژيبرلين‌ها جايگزين سرما مي‌شوند. با تيمار ژيبرلين دوره ۳ تا ۵ ماهه را که پيازها لازم دارند تا وارد مرحله گل‌دهي شوند را بسيار کوتاه‌تر مي‌كنند.

وظيفه ديگر ژيبرلين‌ها جايگزيني سرما در بعضي از بذرها مي‌باشد. بعضي از بذرهاي گياهان زينتي نظيرانواع نسترن‌ها نيازمند طي يک دوره سرما قبل از جوانه‌زني هستند، لذا وقتي اين بذرها را با GA که مخفف ژيبرلين اسيد است تيمار کنيم آن را جايگزين يک دوره سرما کرده‌ايم. لازم به ذكر است که تعداد ايزومرهاي ژيبرلين خيلي زياد است از GA1- GA47 شناخته شده‌اند، و در کارخانجات مواد شيميايي توليد مي شوند اما GA3 کاربرد بيشتري دارد. مشخص كردن نوع هورمون و مقدار آن كار بسيار دقيق و ظريفي است كه در آزمايشگاه‌هاي تخصصي با استفاده از دستگاه HPLC صورت مي‌گيرد.

سيتوكينين‌ها Cytokinines

سيتوکنين‌ها دسته‌اي از هورمون‌ها هستند که وظايف خاص و بسيار تخصصي بر عهده دارند. سيتوکنين‌ها وظايفي همچون کمک به تقسيم سلولي و جلوگيري از پير شدن گل‌هاي شاخه بريده را بر عهده دارند كه كمياب و گران قيمت بوده و دز مصرفي آن‌ها كم است. نقش ديگر سيتوکنين‌ها جلوگيري از پير شدن گل‌هاي شاخه بريده Cut flowers است. سيتوکنين‌ها در محلول پاشي‌هاي آبي و شيميايي روي شاخه‌هاي بريده شده كه براي مدت طولاني نگهداري مي‌شوند، کاربرد بسيار خوبي دارند.