اشنایی با هنر های سنتی

مقدمه

هنرهای سنتی، مجموعه هنرهای،اصیل ،بومی و مردمی هر کشور است که ریشه های عمیق و استوار در اعتقادات و باورداشت ها ، آداب ، عادات، رسوم ، سنن و در مجموع فرهنگ معنوی جامعه دارد.
هنرهای سنتی ایران گروهی از هنرهای پر پیشینه کشورمان نظیر صنایع دستی ، خط و خوشنویسی ، معماری سنتی ، موسیقی سنتی ، نمایش های سنتی (منجمله تعزیه) ، لباسهای سنتی ، و … را شامل می شود که هریک برای خود جایگاه خاص و ویژه ای داشته و دارد و در طول تاریخ با تحولات و فراز و فرودهای متعددی روبه رو بوده و در حال حاضر هم تبلور عینی فرهنگ و هنر اصیل و پر مایه ایران اسلامی است.

بدون شک صنایع دستی شاخص ترین هنر سنتی ایران است ولی هر یک از دیگر هنرهای سنتی نیز به سهم خود دارای ارزش و اعتبار خاص و ویژه ای بوده که اطلاع و آگاهی از دقایق و ظرایف آن برای همگان و به ویژه پویندگان راه هنر و فرهنگ کشورمان ضروری است.
بر اساس آخرین تعریفی که از هنرهای سنتی ، توسط فرهنگستان هنر به عمل آمده است : (هنرهای سنتی ) ، هنرها و صنایع بدیعی است که جوهر آن برگرفته از مبدإ و حیاتی بوده و دارای صورتی متناسب با آن گوهر است و تاسیس آن به نحوی به اولیاء دین و یا تجلیات باطنی هنرمندان مربوط می شود و طی قرون متمادی از طریق هنر مندان و هنروران با حفظ آداب معنوی ، سینه به سینه به عنوان میراثی گرانقدر به ما رسیده است هنرهایی که افزون بر اصول ثابت ، دارای فروغ متغیری است که سبب تطبیق آن با شرایط هر دوره شده است.
آشنایی با صنایع دستی

صنایع دستی چیست؟
در کلیه ی کشورهای جهان ، بدون استثناء صنایع، به چهار دسته صنایع سنگین ، سبک ، کوچک ، و دستی تقسیم می شود که هر یک دارای خصوصیاتی منحصر به خود است و برای شناخت بیشتر صنایع دستی و اهمیت آن می بایست بدواًتعاریف ، ویژگیها و دامنه ی عمل رشته های مختلف این صنعت خاص مورد بررسی قرار گیرد.

١- صنایع سنگین: صنایع سنگین که زمینه ساز توسعه اقتصادی هر کشور است و از آن به عنوان « صنایع مادر» یا «صنایع کلیدی » نیز یاد می شود نیازمند سرمایه گذاری بسیار زیاد ، ماشین آلات وتجهیزات عمده و نیروی انسانی برخوردار از تخصص های فنی بالا است نظیر صنایع نفت، پترو شیمی ، مس ، آلومینیوم ، ذوب آهن و…

٢- صنایع سبک : صنایع سبک که در مقایسه با صنایع سنگین نیازمند تجهیزات کمتر و به همان نسبت سرمایه ی کمتر و نیروی انسانی با تخصص های نسبتا پایین تر است ، در واقع حد فاصل صنایع سنگین و صنایع کوچک محسوب می شود و لازمه ی استقرار آن بهره گیری از ماشین آلات خودکار و نیمه خودکار بوده و بیشتر صنایع نساجی ، چرم ، پوست ، مواد غذایی ، وسایل الکتریکی خانگی و … را تحت پوشش قرار می دهد.

٣- صنایع کوچک : صنایع کوچک به طور عمده حالت کارگاهی دارد و علاوه بر شهر ها قابل استقرار در روستاهاست در مقایسه با صنایع سبک به نیروی انسانی کمتر و تجهیزات و وسایل محدود تری نیاز دارد و محتاج سرمایه گذاری زیاد نیست. در این رشته از صنعت ، بخشی از کار تولید توسط ماشین قسمتی دیگر توسط نیروی بدنی کارگران انجام می شود و صنایعی نظیر بلوک زنی ، تراشکاری ، پیچ و مهره سازی ، پلاستیک سازی ، عینک سازی ، کفش ماشینی و… را در بر می گیرد.

٤- صنایع دستی : صنایع دستی که می تواند هم حالت کارگاهی و هم حالت خانگی داشت باشد همانند صنایع کوچک قابلیت استقرار در شهر و روستا را دارد وبدون نیاز به تکنولوژی پیشرفته بیشتر متکی به متخصص های بومی و سنتی است و قسمت اعظم مواد اولیه ی مورد مصرف آن از داخل کشور قابل تهیه و تامین است.

افزون بر این ، صنایع دستی دارای ویژگیهای هنری و مصرفی به طور توامان بوده و علاوه بر داشتن جنبه های مصرفی قوی ، برخوردار از بینش ، ذوق ، اندیشه و فرهنگ تولید کننده نیز هست و در مجموع می توان آن را یک« هنر –صنعت » نامید. چرا که هم ویژه گیهای یک صنعت را داراست و هم ضمن برخورداری از خصوصیات هنری ، هنر محض محصوب نمی شود و به پشتوانه ی کار آیی های مصرفیش و از آنجا که قابلیت تولید و تکرار دارد بیشتر جزو گروه هنرهای کاربردی قرار می گیرد.
الف: تعاریف صنایع دستی :

در «دایره المعارف بریتانیا » ضمن تعریف معنای واژه ی صنایع دستی آمده است که : «صنایع دسته به آن گروه از صنایع گفته می شود که مهارت، ذوق و بینش انسان در تولید آن نقش اساسی دارد » و از دیدگاه «استاد علی اکبر دهخدا » صنایع دستی عبارت است از : «آنچه با دست ساخته می شود ، از پارچه و قالی ، ساخته های فلزی و غیره – مقابل صنایع ماشینی » و «استاد دکتر محمد معین » را عقیده بر این است که « صنایع دستی ، شامل صنعت هایی که دست در آن دخیل است مانند پارچه بافی و قالیبافی می شود. » به

موجب تعریف دیگری «صنایع دستی به آن رشته از صنایع اطلاق می شود که تمام یا قسمتی از مراحل ساخت فرآورده های آن با دست انجام گرفته و در چهارچوب فرهنگ و بینش های فلسفی و ذوق و هنر انسان های هر منطقه با توجه به میراث های قومی آنان ساخته و پرداخته می شود.» آخرین تعریفی که از صنایع دستی توسط گروهی از کارشناسان سازمان صنایع دستی ایران اراِیه شده چنین است : صنایع دستی به مجموعه ای از «هنر – صنعت ها » اطلاق می شود که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه ی بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به کمک دست و ابزار دستی موجب تهیه و ساخت محصولاتی می شود که در هر واجحد ان ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه ای است.

 

با این حال از آنجا که تاثیر فوق العاده ی سنت ها و رسوم منطقه یی در صنایع دستی به خوبی قابل رویت است. تعریف مشخص و معینی به عنوان یک تفریف استاندارد از آنچه صنایع دستی نامیده می شود ، نمی توان به دست داد . ولی با توجه به تعاریف فوق الذکر و سایر تعاریف ی که تاکنون در این زمینه عنوان شده می توان ویژگی های زیر را برای محصولات دست ساخته قایل شد.
ب” ویژگیهای صنایع دستی :

١ -انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید توسط دست و ابزار و وسایل دستی برای تولید هر یک از فرآورده های دستی مراحل متعددی طی می شود. ولی انجام کلیه این مراحل به وسیله دست و ابزار و وسايل دستی الزامی نبوده و چنانچه تنها قسمتی از مراحل اساسی تولید به این طریق انجام شود ، محصول تولید شده با توجه به مواردی که در تعریف ذکر شده ، صنایع دستی محسوب می شود.

٢-حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید و شکل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امکان ایجاد تنوع و پیاده کردن طرحهای مختلف در مرحله ی ساخت این گونه فرآورده ها.
٣-تامین قسمت عمده ی مواد اولیه ی مصرفی از منابع داخلی.
٤-داشتن بار فرهنگی (استفاده از طرحها ، نقش ها ، و رنگ آمیزی اصیل، بومی و سنتی َ)
٥-عدم همانندی وعدم تشابه فرآورده های تولیدی با یکدیگر.

٦-عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد در مقایسه با صنایع دیگر.
٧-عدم نیاز به کارشناس و متخصص خارجی.
٨-دارا بودن ارزش افزوده زیاد در مقایسه با صنایع دیگر.
٩-قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف ( شهر ، روستا ، و حتی در جوامع عشایری)
١٠- قابلیت انتقال تجربیات و رموز و فنون تولیدی به صورت سینه به سینه و همچنین طبق روش استاد و شاگردی و نیز به شیوه های آموزش مدون و نهایتا اموزش آکادمیک و دانشگاهی .

ج: طبقه بندی صنایع دستی :
صنایع دستی کشورمان را می توان از جهات مختلف طبقه بندی کرد ولی از آنجا که روش و تکنیک تولید فرآورده های دستی یکی از مهمترین وجوه تمایز این صنعت است ،لذا در این جا طبقه بندی به طور عمده برمبنای روش و تکنیک ساخت این گونه محصولات به عمل آمده است :
١- بافته های داری : محصولاتی که به کمک دارهای افقی یا عمودی مستقر در زمین در زمان بافت،تولید می شود بافته های داری محسوب میشود. مثل قالی ، گلیم ، چنته ، رویه پشتی و بعضی از انواع زیلو.

٢-دستبافی ( نساجی سنتی ): که فرآورده هایی که به کمک دستگاهای بافندگی دو وردی ، چهار وردی ، شش وردی ، هشت وردی ، و ژاکارد دستی تولید می شود ، دستبافی محسوب می شود. نظیر جاجیم ، ترمه ، زری ، شال و انواع پارچه های پنبه ای ، پشمی ، و کرکی .
از جمله خصوصیت این رشته از صنایع دستی این است که اولا کلیه ی مراحل سه گانه ی بافندگی (ایجاد دهنه ی کار ، پود گذاری ودفتین زدن ) با حرکات دست و پا انجام می شود. ثانیا امکان استفاده از پودهای رنگی به میزان نامحدود و همچنین تنوع طرح بافت با در اختیار داشتن و کنترل حرکات وردها میسر می شود که این امر نشانگر حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید است.

٣-بافتنی : انواع مصنوعاتی که با کمک میل وقلاب ونظایر آن و با الیاف طبیعی تولید می شود جزء بافتنی ها به حساب می آید نظیر دستکش ، جوراب، کلاه ، شالگردن ، روسری و…
٤-روکاری و رودوزی : کلیه مصنوعاتی که از طریق دوختن نقوش سنتی بر روی پارچه های بدون نقش و یا کشیدن قسمتی از نخهای تار و پود پارچه به وجود می آید در گروه « رودوزی »و یا « روکاری » جا ی دارد ،نظیر : سوزندوزی ، قلابدوزی ، ملیله دوزی ، خامه دوزی ، خوس دوزی ، گلابتون دوزی ، پته دوزی و …
٥-چاپ های سنتی : کلیه ی پارچه هایی که به وسیله قلم مو ، مهر و نظایر آن رنگ آمیزی شده و نقش می پذیرد جزء چاپهای سنتی به حساب می اید مانند چاپ قلمکار و چاپ کلاقه های (باتیک )

٦-نمد مالی : انواع مصنوعاتی که بر اثر درگیری و متراکم کردن پشم و کرک در شرایط فنی مناسب از طرق ورز دادن تهیه می شود جزء گروه نمد مالی است. نظیر کلاه نمدی ، پالتو نمدی (کپنگ) ، نمد زیر انداز و نمد پادری.
٧-سفالگری و سرامیک سازی : به محصولاتی که با استفاده از گل رس و همچنین گل حاصله از سنگهای کوارتز و کایولن به کمک دست و چرخ سفالگری ساخته و سپس پخته می شود سفال و سرامیک اطلاق می شود. برای تکمیل اشیاء ساخته شده در نقاط مختلف کشور بر حسب سنت و رسوم اقدام به نقاشی ، کنده کاری و یا ایجاد نقوش برجسته روی آنها شده و از لعاب مناسب برای پوشش سطح اشیاء استفاده می شود. محصولات تولید شده این گروه شامل انواع پارچ و لیوان ، ظروف غذاخوری گلدان و… است.

٨شیشه گری : محصولاتی را که از طریق شکل دادن مواد معدنی ذوب شده در کوره نظیر : سلیس ، خرده شیشه ، و یا ترکیبی از این دو با استفاده از روش دمیدن توسط لوله مخصوص و کاربرد ابزار دستی شامل انبر ، قیچی و غیره حاصل می شود شیشه دست ساز می نامند که شامل مراحل تکمیلی و تزیینی دیگری نظیر نقاشی وتراش هم می شود..
٩-تولید فرآورده های پوست وچرم : محصولاتی که با استفاده از پوست و چرم دباغی شده و شیوه ی سنتی تولید می شود نظیر : پوستین ، کلاه پوستی ، چاروق ، محصولات تکمیلی چرمی ( نظیر : تلفیق چرم بامحصولات دستباف ) جزء این گروه است.

١٠-ساخت محصولات فلزی و آلیاژ : فرآوره های که به شیوه سنتی و با استفاده از ابزار دستی و انواع فلزات ( مس ، نقره ، طلا و آهن ) و انواع آلیاژهای ( برنج و ورشو ) تولید می شود نظیر: انواع ظروف خانگی ، چاقو و قند شکن ، قلم تراش ، قفل و … جزء این گروه است.
١١-سنگتراشی و حکاکی روی سنگ : شامل مصنوعاتی می شود که مواد اولیه اصلی آن را انواع سنگ ها ، نظیر فیروزه ، سنگ مرمر ، سنگ یشم، سنگ سیاه ، سنگ سفید ( آلا باستر ) و… تشکیل می دهد و به کمک ابزار و وسایل مختلف تراشیده یا حکاکی می شود نظیر : انواع ظرف ، پایه چراغ ، قاب عکس ، انواع نگین و… .
١٢-قلم زنی ، مشبک کاری و حکاکی روی فلزات و آلیاژها : ( هنر-صنعتی) است که طی آن طرحها و نقوش سنتی با استفاده از قلم ، چکش و سایر ابزار دستی بر روی اشیاء ساخته شده از فلز یا آلیاژ شکل می گیرد.

١٣-خراطی چوب: خراطی شیوه ای از تولید محصولات چوبی است که طی آن توسط ابزار و وسایل مختلف و به ور عمده به وسیل دستگاه خراطی اشیایی نظیر: انواع قلیان ، گهواره ، پایه ی آباژور و ظروف مختلف ساخته و پرداخته می شود.
١٤-ریزه کاری و نازک کاری چوب : روشی از ساخت فرآورده های چوبی است که طی ان به وسیله وسایل تجاری نظیر : اره ، رنده ، سوهان ، مغار و… قطعات کوچک چوبی آماده شده به صورت روکش بر روی بدنه ی چوبی چسبانده و تحت فشار شکل گرفته و از این طریق انواع شکلات خوری ، زیر سیگاری ، قاب عکس و نظایر آن تولید و عرضه می شود.
١٥-منبت کاری ، کنده کاری ، و مشبک کاری چوب: شیوه ای دیگر از تولید محصولات چوبی است که طی آن طرحها و نقوش سنتی با استفاده از مغار ، تیشه ، اره و سایر ابزار تجاری بر روی چوب های مرغوب و بادوام شکل می پذیرد.

١٦-حصیر بافی : منظور از حصیر بافی که ضمناً بامبو بافی ، مروارید بافی ، ترکه بافی ، سبد بافی و چیغ بافی رانیز شامل می شود.همان بافت رشته های حاصله از الیاف سلولزی (گیاهی ) به کمک دست و ابزار ساده دستی است که طی آن محصولات مختلفی نظیر : حصیر زیر انداز ، سفره حصیری، انواع سبد ، انواع ظرف ، و… تولید می شود. در مورد چیغ بافی ذکر این نکته ضروری است که افزون بر الیاف گیاهی ضمن بافت از نخ پشمی رنگ شده نیز برای ایجاد نقوش و طرحهای سنتی استفاده می شود.

١٧-خاتم سازی: روشی از تولید فرآورده های چوب یاست که طی آن با استفپاده از روگش حاصله از به هم چسباندن قطعات گوچک فلزات ، استخوان و انواع چوب در اشکال و طرحهای سنتی ( به طور عمده به صورت هندسی ) و به کمک ابزار و وسایل مختلف فراورده هایی نظیر : انواع قاب عکس ، شکلات خوری ، جا سیگاری ، میز ، صندلی و…. ساخته می شود.
١٨-معرق کاری : ترسیم طرحها و نقش های سنتی بر روی زمینه ی چوبی ، سرمیک و سنگ و خالی کردن داخل خطوط طرحها و پر کردن فضای خالی شده به وسیه ی قطعات آماده شده چوبی ، سرامیک ، فلزی ، صدفی ، سنگی رامعرق کاری می گویند.

١٩-کاشی گری : هنری است پر سابقه که طی آن انواع کاشی ها با استفاده از طرحها ونقش های سنتی برای استفاده در ابنیه ی مذهبی و تاریخی از طریق قالب گیری گل رس ، پختن آن در کوره و لعاب زنی ، نقاشی و پخت مجدد در کوره ساخته و پرداخته می شود.
٢٠-ملیله کاری : منظور ساخت اشیاء مختلف نظیر : سرویس چایخوری، تنگ و همچنین برخی از زینت آلات با استفاده از مفتولهای نقره ، طلا و مس به کمک ابزار و وسایل ساده فلز کاری نظیر : حدیده ، انبر ، قیچی، کوره ی مخصوص و… است

٢١-میناکاری : در اینجا مراد ساخت بدنه ی فلزی ، لعاب کاری ، پخت ، نقاشی و پخت مجدد اشیاء در کوره است که تمامی این مراحل به کمک ابزار و وسایل ساده و استفاده از طرحهای اصیل و سنتی در مرحله نقاشی انجام می پذیرد.
٢٢-ساخت اشیاء مستظرفه هنری : در اینجا منظور ساخت اشیاء و وسایل ظریفه ای است که در آنها عامل هنر به مراتب بیش از فنون تولیدی دخالت دارد و شامل نگارگری ، نقاشی روی صدف ، نقاشی روی چرم ، لاکی روغنی و تذهیب می شود.

٢٣-ساخت زینت آلات : در این جا مراد ساخت تولید انواع جواهرات محلی و همچنین انواع زیور آلات و دیگر زینت آلات با استفاده از طلا ، نقره و انواع آلیاژها است.
٢٤-ساخت سایر فرآورده های دستی : منظور ساخت سایر محصولات دستی نظیر : فیروزه نشانی ( فیروزه کوبی ) ،طلا کوب روی فولاد ،انواع عروسک های محلی ، تخت کشی گیوه ( آجیده ولته ای ) و… است که با ابزار ووسایل دستی و بااستفاده از طرحهای سنتی ساخته و پرداخته می شود.
«اثرات اقتصادی و اجتماعی صنایع دستی »

تحولات اقبصادی و اجتماعی دوران پس از جنگ جهانی دوم ، از جمله رشد فزاینده جمعیت سیاست تامین اشتغال کامل به وسیلهی دولتها به ویژه رقابت در زمینه ی توسعه اقبصادی و افزایش درآمد سرانه در کشورهای در حال توسعه ، مسایل گوناگونی را مطرح و اتخاذ تدابیری فوری را اجتناب ناپذیر می ساخت ، یکی از راه حلها و ظاهرا ساده ترین آنها ، الگو پذیری از کشورهای پیشرفته و صنعتی کردن ممالک در حال توسعه بود. از این رو کلیه منابع مالی و انسانی در این راه بسیج و تمامی تمهیدات به کارگرفته شد ولی نتایج حاصله جز در پاره ای

موارد ، جندان موفقیت آمیز نبود ، زیرا اجرای طرحهای عظیم صنعتی به موازات مزایایی که داشته و دارد نمی توانست مشکل اساسی کشورهای در حال توسعه که ایجاد کار و اشتغال دایم برای توده های وسیع انسانی است را به طور کامل حل کند. چرا که اولا اجرای طرحهای بزرگ صنعتی نیاز به سرمایه گذاری های کلان دارد که با استفاده از ماشین آلات سنگین و متخصصان خارجی امکان پذیر است و ممالک در حال رشد با منابع ارزی محدود خود ، امکانات زیادی در این زمینه ندارند ، ثانیا ماشین آلات جدید اغلب با استفاده از اتوماسیون کامل و با معدودی کارگر فنی اداره می شود و نقش فعالی در ایجادکار و بالا بردن سطح اشتغال ندارد.

کشورهای در حال توسعه معمولا دارای باف اقتصادی خاص خود است، زیرا بخش قابل ملاحظه ای از نیروی انسانی انها در خدمت کشاورزی و دامپروری است و فعالیتهای صنعتی نیز با بازدهی ناچیز در قلمرو صنایع مونتاژ محدود می شود و این خصوصیات همراه با ویژگیهای دیگر مانند درصد رشد فوق العاده جمعیت ، پایین بودن میزان برداشت محصول در واحد سطح ونداشتن بسیاری از امکانات زیربنایی موجب شده است که این گونه ممالک نتوانند با اقتباس از الگوهای توسعه ی اقتصادی ممالک پیشرفته به موفقیت قابل ملاحظه ای دست یابند.

با توجه به این واقعیت و این که ممالک در حال توسعه به خوبی احساس کرده اند که روز به روز فاصله آنها با کشورهای پیشرفته افزوده میشود کوشش کردند که از امکانات بالقوه موجود خود برای پر کردن لا اقل بخشی از این فاصله استفاده کنند و برخی از این گونه کشورها نظیر هند ، پاکستان ، چین ، مکزیک و… که دارای صنایع دستی پر سابقه و با پشتوانه بودند ، صنایع دستی را به عنوان یک رشته مکمل در اقتصاد خود مورد حمایت و تقویت قرار دادند و از این رهگذر به نتایج مطلوبی دست یافتند.

صنایع دستی دارای اثرات قابل ملاحظه ای در بر طرف کردن و تخفیف و تعدیل مسایل اجتماعی و توسعه ی اقتصادی است که ذیلاًاین مهم از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار می گیرد:
نقش صنایع دستی در بالا بردن سطح اشتغال :

بدون تردید یکی از دلایل مهم در توجیه جنبه های مثبت صنایع دستی مربوط به اثرات آن در مبارزه با انواع بیکاری است ، بیکاری یکی از مساﺋل پیچیده و بغرنج کشورهای رو به رشد است که مولود افزایش سریع جمعیت است ، در بین انواع بیکاری متداولترین آن در ممالک در حال توسعه ، بیکاری پنهان است . مخصوصاً در آن دسته از کشورها که هنوز ساختمان جامعه ی کشاورزی و روستاﺋی به صورت سنتی و کهن باقیمانده است بیکاری پنهان کاملاً به چشم می خورد به این معنا که مثلاً برای بهره برداری از ۲ هکتار زمین ٦ نفر ظاهراً به کار اشتغال دارند ولی در حقیقت می توان گفت ٤ نفر آنها زاﺋدند یعنی ٢ نفر با استفاده از وسایل جدید کشاورزی می توانند به سهولت ٢ هکتار زمین را مورد بهره برداری قرار دهند، بنابر این ضرورت دارد تا امکانات اشتغال برای این نیروی ظاهراً دارای کار و لی واقعاً بیکار فراهم شود چرا که در غیر این صورت با ورود ماشین آلات کشاورزی بیکاری پنهان به بیکاری کاملاً

آشکاری تبدیل می شود که اگر امکان به کار گیری افراد در محیط روستا نباشد ناچار نیروی کار به مهاجرت دست خواهند زد و مهاجرت بی رویه به شهر ها خود به خود به وجود آورنده ی بسیاری از معضلات فعلی کشورهای جهان سوم از جمله کشورمان است زیرا نیروی مهاجرت کننده به شهر ها اغلب به علت فقدان امکانات کافی برای جذب آنان در بخشهای مولد ، به کارهای کاذب شهری و… می پردازند و مشکلات موجود در زمینه های بهداشت ، مسکن ، آموزش و… را نیز شدت می بخشد. خوشبختانه امروز با امکانات گسترده ای که در زمینه ی فروش داخلی و صدور صنایع دستی به کشورهای خارجی وجود دارد ، می توان برای این نیروی زاﺋد در بخش کشاورزی ، شغل و درآمد ایجاد کرد و از مهاجرت بی رویه ی آنان

به شهرها جلوگیری کرد. حتی هرگاه بخش کشاورزی دارای نیروی انسانی زاﺋد نباشد باز به علت خصوصیات بارز فعالیت مزبور که فصلی بودن آن است، کشاورز در مدتی از سال ( حدود ٦ماه ) بیکار و غیر مولد است که با مکانیزه شدن کشاورزی این زمان افزایش یافته و گاه به ۸ ماه نیز می رسد و مسلم است که برای ماههای بیکاری کشاورزان وخانواده ی آنان باید فکر اساسی شود زیرا در غیر این صورت با توجه به بیکاری آنان از یک طرف و ناکافی بودن درآمد حاصل از کشاورزی برای اداره ی خانواده پر جمعیت روستاﺋی از طرف دیگر ،

روستاییان چاره ای جز مهاجرت به شهر ها نخواهند داشت. امروزه به تجربه ثابت شده است که ایجاد امکانات رفاهی نظیر : آب ، برق ، جاده و برخی از تسهیلات آموزشی و بهداشتی به تنهایی برای ماندن جمعیت در روستاها کافی نیست بلکه عامل مهم و اساسی ، ایجاد شغل و درآمد برای ماههای بیکاری و فراغت روستاییان است و صنایع دستی با قابلیتها و خصوصیات ویژه ی خود از جمله عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد و امکان ایجاد و توسعه ی آن در مناطق روستایی به ویژه در داخل محل سکونت روستاییان می تواند چنین نقش مهمی را به نحو مطلوب ایفا کند چنانچه در حال حاضر نیز در تعداد زیادی از روستاها کشاورزان و خانواده شان با پرداختن به صنایع دستی و تولید محصولاتی نظیر قالی ، گلیم، پارچه های دستباف ، سفال ، و… به درآمد جنبی قابل توجهی دست یافته اند و همین امر عامل مهمی درجلوگیری از مهاجرت آنان به شهرها بوده است افزون بر آن در برخی مناطق (نظیر

مناطق کویری ) به سبب فقدان امکانات کشاورزی و یا فعالیتهای صنعتی به صورت جدید ، صنایع دستی و خانگی می تواند مهمترین منبع کار واشتغال باشد.
نقش صنایع دستی در ازدیاد درآمد سرانه :
امروزه در بین کشورهای مختلف تلاش برای ازدیاد درآمد سرانه به صورت رقابتی پایان ناپذیر در آمده است و چنین به نظر می رسد که اگر کشورهای جهان سوم حتی بتوانند فاصله و شکاف کنونی که بین آنها و ممالک پیشرفته صنعتی وجود دارد را حفظ کنند در برنامه های خود توفیق حاصل کرده اند ، از این رو تردیدی نیست هر عاملی که به افزایش درآمد سرانه ی کشورهای درحال توسعه کمک کند در خور اهمیت است وصنایع دستی به علت داشتن مزایایی نظیر کار طلب بودن آن، سادگی تکنیک و عدم احتیاج به آموزش فنی وسیع وتاثیر فوق العاده ی آن در افزایش سطح اشتغال و… بیش از هر فعالیت اقتصادی دیگر زمینه برای توسعه و پیشرفت دارد بخصوص در مناطق روستایی و عشایری صنایع دستی می تواند به عنوان دومین منبع درآمد و در پاره ای از مناطق کشور حتی به عنوان مهمترین عامل کار و درآمد به حساب آید. خوشبختانه در دهه های اخیر با توسعه ی راههای ارتباطی و شبکه ی حمل ونقل ، امکان دسترسی روستاییان به بازارهای شهری خیلی بیشتر از سابق شده و با صرف کمترین هزینه و در کوتاهترین مدت می توان فراورده های دستی را به خریداران شهری عرضه کرد.

نقش صنایع دستی در تولید ملی
از آنجا که تولید صنایع دستی اساساً متکی به منابع داخلی است از این رو به طور معمول بیش از ٩٠ درصد ارزش داده ها در این رشته که به طور عمده شامل نیروی کار ، مواد اولیه ی مصرفی و وسایل و ابزار کار است در داخل کشور قابل فراهم شدن است و طبعاً هر گونه افزایش در میزان تولید و فروش فرآورده های دستی اثر مستقیمی در ازدیاد «تولید ناخالص ملی » دارد . اذا امروزه برخی از ممالک در حال توسعه که در حقیقت صاحبان اصلی صنایع دستی هستند به جای صدور مواد خام نظیر پنبه ، پشم ، کنف ، پوست، چوب، ابریشم و… تلاش برآن دارند که این گونه مواد را به مححصولات دستی که تجربه و تبحر در ساخت و پرداخت آنرا دارند تبدیل کرده و فراورده های تولید شده خود را که دارای ارزش افزوده ی فوق

العاده ای است به کشورهای پیشرفته صادر کنند. متاسفانه به علت فقدان آمار و اطلاعات دقیق از میزان تولید سالانه محصولات صنایع دستی در کشورهای روبه رشد که تاحد زیادی ناشی از اهمیت عامل «خود مصرفی » این فرآورده ها در مناطق روستایی و عشایری و عدم عرضه آن در بازار است ، تعیین سهم واقعی صنایع دستی در مجموع تولیدات ملی کشورهای مختلف جهان امکان پذیر نیست ولی به برخی از برآوردها وتخمین ها دراین مورد می توان اشاره کرد. از جمله آنکه صنایع دستی در درآمد ملی هند سهمی معادل ١٤ درصد را دارا بوده و بسیار ی از کشورها ی رو به رشد سهم صنایع دستی در درآمد ملی را بین ٨ تا ١٦ درصد ذکر کرده اند.
نقش صنایع دستی در توسعه گردشگری و مبادلات فرهنگی :
صنایع دستی یکی از مظاهر فرهنگی و هنری محسوب می شود ونظر به این که هر فرآورده ی دستی بازگو کننده خصوصیات تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی کشور محل تولید است می تواند هم عامل مهمی در
شناساندن فرهنگ و تمدن به حساب آید هم آن که موجبی برای جلب وجذب گردشگران قلمداد شود امروزه دیگر تنها آثار تاریخی وسیله جذب توریست به ممالک در حال توسعه که اکثراً دارای تمدنی کهن هستند، نبوده بلکه همراه آن فرآورده های دستی با طرحها و اصالتهای ویژه ی خود مطرح بوده و میتواند مکمل دیدنی های تارخی هر کشور باشد ، تا آن جا که در برخی از کشورها که مهد صنایع دستی هستند در کنار مراکز تولید عمده ی محصولات دستی ، امکانات گردشگری فراهم شده تا جهانگردان ضمن اقامت در این گونه مراکز از نزدیک با چگونگی تولید مصنوعات دست ساخته آشنا شوند. به این تربیت ملاحظه می شود که صنایع دستی و صنعت گردشگری بر یکدیگر اثر متقابل داشته و می توانند موجبات رشد و توسعه یکدیگر را فراهم سازند

نقش صنایع دستی در توسعه صادرات :
از جمله مشخصات کشورها ی در حال توسعه ، اقتصاد تک محصولی واتکاء به یک یا ندرتاً چند قلم محدود کالای صیادراتی است. ضمن آن که اغلب این گونه ممالک صادر کننده مواد خام نظیر : نفت ،پنبه ، قهوه ، مس ، کنف، و نظایر آن هستند. متاسفانه تجربیات حاصله از بازرگانی بین المللی نشان داده بامختصرکاهش دربهای جهانی این مواد، به یکباره تراز پرداختهای ممالک صادر کننده این گونه مواد دچار عدم موازنه می شود که گاه حیات اقتصادی آنها را تهدید به نابودی میکشد. از طرفی بنیان اقتصادی ممالک در حال توسعه به گونه ای است که برای اجرای برنامه های توسعه ی اقتصادی واجتماعی و حتی درمواردی برای تامین حداقل نیازهای خود به ارز احتیاج دارند که این امر در گرو امکان صدور مواد و محصولاتشان

به خارج است. لذا توسعه ی صادرات اعم از صدور مواد خام ، کالاهای نیمه ساخته و صنایع دستی و در نتیجه ایجاد درآمدهای ارزی ، از شرایط اساسی توسعه اقتصادی است. در سالها ی اخیر صدور محصولات دستی نه تنها توسط کشورهای جهان سوم بلکه توسط برخی از ممالک پیشرفته نیز مورد توجه خاص قرار گرفته و به ویژه کشورهای مهد صنایع دستی می کوشند تا با اتخاذ تدابیر حمایتی و سیاستهای تشویقی موجبات رشد و توسعه صادرات صنایع دستی که یکی از اقلام مهم صادراتی آنها به حساب می آید را فراهم کنند. موفقیتهای حاصله در زمینه ی صدور گسترده ی محصولات دستی ناشی از عوامل زیر است:

١-عدم مشابهت و فقدان جنبه ی رقابتی فرآورده های دست ساز با تولیدات صنعتی کشورهای پیشرفته . در این خصوص باید گفت که کشورهای پیشرفته به عنوان تقاضا کننده مطرح بوده و کشورها ی در حال توسعه حکم عرضه کننده را دارند ( برخلاف کالاهای صنعتی ).
٢-ارزانی نسبی قیمت صنایع دستی به علت پایین بودن سطح دستمزدها در ممالک در حال توسعه .

٣-بالا بودن قدرت خرید و «تمایل نهائی به مصرف » مردم در کشورهای پیشرفته و علاقه آنان به خرید و استفاده از اشیاء هنری – مصرفی .
٤-رعایت برخی ملاحظات اجتماعی و سیاسی از طرف کشورهای پیشرفته که موجب تعیین سهمیه و معافیتهای گمرکی برای فرآورده های دستی صادراتی ممالک جهان سوم شده است.

ابعاد فرهنگی و هنری صنایع دستی
معمولاً صنایع دستی را به «هنر – صنعت » یا «هنر کاربردی » (Applied Art) در برابر «هنر محض» (PureArt) تعبیر میکنند. به بیان دیگر صنایع دستی به صورت حلقه ی مشترکی است میان هنر و صنعت.
در روند تکاملی صنایع دستی نیز غالباً مشاهده می شود که یک هنر بومی در برخورد با نیازهای زندگی ، حالت صرفاً ذوقی و تفننی خود را از دست داده و جنبه ی کاربردی و رفع نیاز پیدا کرده است. نمونه ی بارز این دگرگونی در سوزن دوزی بلوچ مشاهده می شود که تا چهل سال پیش به صورت یک کار تزئینی ، زنان بلوچستان روی لباسهای محلی خود انجام می دادند ولی امروزه اشیاء و محصولات گوناگونی که مصرف شهر ی دارد با استفاده از نوار سوزن دوزی بلوچ تولید و عرضه می شود بدون آن که کوچکترین دخل و تصرفی در اصالت طرحها و رنگبندی سوزن دوزی بلوچ صورت گرفته باشد نتیجتاً این تحول ، ابعاد هنر اصیل و بومی بلوچستان را گسترش داده و گروه های بیشتری را به صورت تولید کنننده و مصرف کننده در بر

گرفته است که خود،تداوم آن راتضمین می کند. در حالیکه هنر محض در هر جامعه منحصر به قشری خاص بوه و در روند تحولات اجتماعی پشتوانه کافی برای استمرار آن وجود ندارد.
به علت ارتباط نزدیک صنایع دستی با فرهنگ و سنتها از یک سو و با ساختار اقتصادی از سوی دیگر ، مفهوم و قلمرو آن در همه ی کشورها ثابت و یکسان نیست. به گونه ای که درکشورهای صنعتی بیشتر محتوای هنری آن مطرح بوده و غالباً به شکل کاردر آتلیه(STUDIO CRAFt) در شهرها مشاهده می شود که طی آن اقلام محدودی از فرآورده های صنایع دستی توسط عده ای هنرمند که احتمالاً دوره های تخصصی هنر ی را نیز گذرانده اند تولید میشود. در حالی که در کشورهای جهان سوم صنایع دستی غالباً به شکل فراگیر و مردمی

(Folk Crafts) در جوامع شهری و روستائی متداول است. آنچه که برجستگی خاص به صنایع دستی می دهد حفظ استقلال و خلاقیت فکری صنعتگر در ساخت اشیاء گوناگون است که موجب شده تا هر کالای دست ساز برای خود هویتی داشته باشد و این درست برخلاف حالتی است که در مورد محصولات ماشینی با تولید انبوه مشاهده میشود. در همین زمینه «ژاک آنکتیل » رئیس اسبق خانه صنایع دستی فرانسه سالها پیش گفته بود که : کارگر صنعتی به صورت یکی از اجزاء ماشین آلات کارخانه ای که در آن کار می کند در آمده زیرا همواره ملزم به انجام یک سلسله عملیات تکراری وملال آور بوده و فرصت هرگونه ابتکار و حتی فکر کردن از او سلب شده است.

به این ترتیب مشاهده می شود که امروزه صنایع دستی بیشتر متوجه تولیداتی شده که متکی به ابتکارات و خلاقیتها ی فردی در امر تولید به صورت ایجاد تنوع فوق العاده در طرح ها، نقوش و رنگها است. در حالی که ایجاد هرگونه تنوع در محصولات مشابه کارخانه ای صنعتی مستلزم صرف هزینه سنگین به صورت استفاده از ماشین آلات ودستگاههای جدید و حتی تغییر خط تولید خواهد بود. به علاوه برخی محدودیتها در تولید مصنوعات ماشینی مشاهده می شود مثلاً برای بافت پارچه در کارخانجات نساجی معمولاً یشتر از هفت رنگ مختلف نمی

توان استفاده کرد در حالی که امکان استفاده از چهارده رنگ هم برای تولید یک قطعه پارچه دست بافت یا رنگرزی شده دستی وجود دارد. مجموع این ویژگیها هویتی خاص به محصول تولیدی هر صنعتگر و در مجموع به صنایع دستی یک کشور و یا گروهی از کشورهای یک منطقه که دارای تاریخ ، فرهنگ و هنر مشترک هستند داده است. آن هم در شرایطی که به گفته آقای «آندرس کلاسن » رئیس اسبق شورای جهانی صنایع دستی : شرکتهای چند ملیتی با تولیدات متحد الشکل خود در سراسر جهان درجهت محو فرهنگ و هویت ملی کشورها بی وقفه تلاش می کنند. لذا با توجه به تاثیر گذاری شدید و محیط وفضای اطراف بر روی صنعتگران دستی در آینده خطراتی غنای فرهنگی و اصالت صنایع دستی را تهدید

میکند. به صورتی که در میان نقش مایه ها و طرح های اصیل وبومی ورنی بافت عشایر ال سون استانهای اردبیل و آذربایجان شرقی متاسفانه و طی سالهای اخیر مشاهده شده که بافنده تصویر اتومبیل مامور اعزامی به منطقه رانیز بافته است. لذا این ضرورت کاملاً احساس می شود که سازمان های اجرائی مسئول و همچنین موزه ها ضمن تلاش درجهت احیاء و ترویج طرح های بومی و سنتی با الهام از محیط جغرافیائی وآثار و بناهای تاریخی و بالاخره گلها ، گیاهان و جانوران هر منطقه ، زمینه ی لازم برای تنوع هر چه بیشتر و جلوگیری از طرح های تکراری وملال آور و یا انحراف ذهن صنعتگران به موضوعات نامانوس بیگانه با فرهنگ و محیط خود را فراهم سازند.

برای این منظور در اغلب کشورهائی که صنایع دستی آنها دارای ابعاد وسیعی است نظیر : هند، اندونزی و فیلیپین ، مراکز طراحی Design Center)) زیر نظر شورای صنایع دستی مسئولیت شناسائی ، باز سازی و انتشار طرح ها و نقوش اصیل و بومی هر منطقه از کشور را برای صنعتگران آن منطقه بر عهده دارد. خوشبختانه در ایران نیز با توجه به وسعت سرزمین ، تنوع شرایط جغرافیایی ،وجود آثار و بناهای بی شمار تاریخی ، گوناگونی عادات و سنت ها ، زمینه ی بسیار مطلوبی برای ابداع و خلق طرح ها و نقوش قابل استفاده

صنعتگران دستی با الهام از نقش مایه ها و طرح های قدیمی فراهم است. به گونه ای که نه تنها باید از نفوذ پدیده های مخرب بیگانه به قلمرو صنایع دستی ایران جلوگیری شود ،بلکه ضرورت دارد اصالت طرح های هر منطقه از کشور نیز حفظ شود. در این صورت دیگر لزومی نخواهد داشت تا طرح قالی کاشان عینا در منطقه سیستان و یا جنوب خراسان نیز بافته شود ، چه با این جابه جائی طرح ها نه تنها قالی بافت زابل یا بیرجند قالی کاشانی نیست بلکه به اعتبار جهانی قالی کاشان نیز لطمه وارد کرده است ، یا این که چه لزومی دارد سرامیک با طرح معروف «خورشید خانم » تولید شده در میبد یزد و برنده جایزه نمایشگاه های بین المللی عیناً در قریه مند گناباد تولید شود. تردیدی نیست که ایجاد مراکز طراحی برای فرش و

صنایع دستی در مناطق مختلف کشور که به طور عمده متاثر از محیط وفرهنگ بومی منطقه باشد ، می تواند این نارسائی در حفظ اصالت و ویژگی طرح ها ونقوش صنایع دستی را برطرف سازد. در صورت عدم توجه به این موضوع ،در نتیجه ی توسعه ارتباطات و مراودات نه تنها شاهد اختلاط بلکه مسخ و بی ارزش شدن طرح ها ی رایج در صنایع دستی کشور خواهیم بود.

آشنائی با شورای جهانی صنایع دستی
با تاسیس سازمان ملل متحد ، حفاظت از میراثهای فرهنگی بشری به عهده ی «یونسکو » یا «سازمان تربیتی ِ، علمی و فرهنگی ملل متحد » و اگذار شد.
از سال ١٩٦٤ میلادی با تاُسیس «شورای جهانی صنایع دستی » (World CraftsCouncil) (که به طور اختصاری W.C.C نامیده می شود) به عنوان یکی از ارگانهای وابسته به یونسکو ، صنایع دستی و سنتی در قالب یک «هنر –صنعت » و به عنوان بخشی از زندگی فرهنگی و حیات اقتصادی ملل مورد توجه قرار گرفت.
شورای مذکور که ابتدا با تعداد محدودی از اعضاء کار خود را آغاز کرد ، اکنون حدو١١٠کشور جهان را در بر می گیرد و دبیر خانه آن در آتن (پایتخت کشور یونان ) قرار دارد.
مهمترین هدفهایی که این شورا به عنوان یک ارگان غیر انتفاعی و غیر دولتی دنبال می کند عبارت است از:

تشویق ،کمک و راهنمایی صنعتگران دستی و همچنین بالا بردن سطح اطلاعات تخصصی و حرفه ای آنها با توجه به زمینه های متفاوت فرهنگی موجود در هر یک از کشورهای عضو.
حفظ وتقویت صنایع دستی و تجلی آن به عنوان رکن عمده ای از حیات فرهنگی ملتها.
ایجاد همبستگی میان صنعتگران دستی سراسر جهان.

لازم به توضیح است که از هر کشور تنها یک سازمان می تواند به عنوان نماینده صنعتگران آن کشور به عضویت شورا در آید و سازمان صنایع دستی ایران از سال١٣٤٧ به عنوان ارگان مسئول و متولی صنایع دستی کشور به عضویت شورای جهانی صنایع دستی در آمده است.

مهمترین منبع تامین هزینه های شورا ، کمک سالانه کشورهای عضو است که در قالب حق عضویت پرداخت می شود.
ارکان عمده شورا عبارت است از : مجمع عمومی و هیئت اجرائی . شورای جهانی صنایع دستی علاوه برمجمع عمومی پنج مجمع منطقه ای برای آسیا و اقیانوسیه ، آفریقا ، اروپا ، آمریکای شمالی آمریکای جنوبی است که در راس هر یک از آنها یکی از معاونان شورای جهانی صنایع دستی قرار دارد
مجامع عمومی هر دو سال یکبار و مجامع منطقه ای به طور سالانه در یکی از کشورهای عضو تشکیل جلسه داده و طی آن درباره ی موضوعاتی که قبلاً از طریق تماس دبیرخانه شورا با اعضاء در دستور کار قرار گرفته است بحث وتبادل نظر می شود.

 

سایر فعالیتهای شورا برای رسیدن به اهداف یاد شده عبارت است از:
ایجاد ارتباط با سایر سازمانهای بین المللی واستفاده از کمکهای آنها نظیر :یونسکو ، برنامه عمران ملل متحد (U.N.D.P) و بانک جهانی.
تماس ومذاکره با اتحادیه های اقتصادی بین المللی نظیر : جامعه اقتصادی اروپا درمورد تعدیل حقوق گمرکی و ایجاد تسهیلات بیشتر برای ورود صنایع دستی از کشورهای آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین.

فراهم کردن زمینه و ایجاد ارتباط برای مبادله ی کارشناس و کار آموز میان کشورهای عضو.
برگزاری کنفرانس ها ، سمینارها و نمایشگاههای بین المللی صنایع دستی .
تهیه و انتشار کتب و گزارشهای تخصصی و همچنین یک نشریه خبری که حاوی رویدادها ی مختلف صنایع دستی در سطح جهان است.
در مجموع باید گفت مهمترین نتیجه ای که از تلاشهای شورای جهانی صنایع دستی حاصل شده جلب توجه ملتها نسبت به اهمیت فوق العاده صنایع دستی در زندگی فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی ملتها یشان است.