چکیده

در سالهای اخیر با ایجاد تغییر در نظامهای آموزشی، اهمیت فضاهای آموزشی و سازگار نمودن بستر یادگیری با نیازهای کودکان، بیش از پیش مورد توجه صاحب نظران تعلیم و تربیت قرارگرفته است و برای جذابتر کـردن این فضاها تدابیر گوناگون اندیشیده شده است، چرا که محیط فیزیکی مـیتوانـد تعـاملات و در پـی آن فرآینـد یادگیری را تقویت و یا تضعیف نماید. این نوشته ضمن شناخت تاثیر محیط بر کودک و نقش مبلمان به عنـوان یکی از عناصر موثر در یادگیری و تحریک حس کنجکاوی کودکان، ضرورت بهره گیری از عامل انعطـافپـذیری در محیطهای یادگیری را مورد تاکید قرار داده است. در این رابطه برخی از راهکارهـای انعطـافپـذیر سـاختن محیطهای یادگیری ارائه و برای روشن شدن موضوع، برخی از مطالعات در زمینه رشد کودکان و سیر طراحـی محیطهای یادگیری با الگوی انعطافپذیری، مورد بررسی قرار گرفته است.

واژههای کلیدی: طراحی مبلمان، محیطهای یادگیری، فضاهای آموزشی انعطافپذیر، خلاقیت، کودک

-۱ مقدمه

“بارکر”۱موسس روانشناسی اکولوژیک، عقیده دارد بین ابعاد فیزیکی معماری و رفتـاری در قرارگـاههـای فیزیکـی-رفتـاری رابطه خاصی وجود دارد. فضاهای آموزشی مانند کـلاس درس، کارگـاه هـا و… و یـا کـل فضـاهای آموزشـگاه قرارگـاه محسـوب می شوند. نیمکتهای یک کلاس درس و طرز چیده شدن آنها در فضا و یا معماری مدرسه، ابعاد فیزیکـی -معمـاری و در طـرف دیگر آموزش و مجموع اقدامات در سطح کلاس درس و در سطح آموزشگاه بعد رفتاری نامیده مـی شـود. در نظریـه اکولوژیـک بارکر به ابعاد سازماندهی و اجتماعی قرارگاه نیز توجه میشود و گفته میشود هر فرد با قرار گرفتن در قرارگاه فیزیکی-رفتـاری نقشهای اجتماعی معینی را عهده دارد میشود.(مرتضـوی،(۱ ۱۳۷۶ در دوران کودکی قابلیتها و خلاقیتهای فردی پایهگذاری میشود و بهترین زمان پیشرفت برای خلاقیت و تخیل در فاصله سنی ۲ تا ۱۰ سال روی میدهد. کودک طی این سـالهـا از محیط تأثیر بیشتری میگیرد و در مورد محیط خود به طور طبیعی کنجکاو است. حال آن که فضاهای آموزشـی کودکـان در ایران، فاقد طراحی مناسب کودکان است.(شفائی و مدنی،(۲۱۵:۱۳۸۹ اگر با توجه به دستاوردهای مفید علم ارتباطات، آموزش و پرورش را نوعی اطلاع رسانی بدانیم، در این نگرش تعلیم و تربیت دانشآموزان، تنها تحت تاثیر کلام معلم نیست، بلکه عناصر دیگری چون آموزشهای غیرکلامی و رفتار غیربیانی بیش از سایر عوامل، در انتقال پیام بـه فراگیـران نقـش دارنـد. بنـابراین یادگیری تنها در کلاس درس اتفاق نمیافتد.(شاطریان،(۷۳:۱۳۸۹ خلاقیت کودکان به قدرت خیالپـردازی آنـان بسـتگی دارد و

۱

خیالپردازی مهمترین عامل در ارتقاء خلاقیت است. پژوهشهای مختلف پیرامون تأثیر محیط کالبدی بر ارتقا خلاقیـت نشـان میدهد برخی فاکتورهای محیطی(به طور مستقل) در افزایش روند رشد خلاقیت مؤثرند. این فاکتورها عبارتند از:

– عوامل طبیعی محیط: ایجاد منظر محیط طبیعی در رشد خلاقیت مؤثر است. حتی وجود گیاهان در فضای داخلی بـر خلقیات و فرآیند خلاقیت تأثیرگذار هستند.

– شکل و وسعت فضاها: شکل و اندازه فضاها می تواند زمینه ساز تجمع افراد شود و گـروه هـایی بـرای تعـاملات و روابـط اجتماعی پدید آورد. میزان و نوع ارتباطات گروهی در روند خلاقیت تأثیر مثبت دارد. پس طراحی فضا(از نظـر شـکل، اندازه و عملکرد) طوری که میزان ارتباطات را افزایش دهد و بر کیفیت این تعاملات تأثیر مثبت داشته باشد، بر رشـد خلاقیت نیز تأثیرگذار است.

– تزیینات: استفاده از آثار خود کودکان و آثار هنرمندان برجسته در تزیین فضا و ایجاد محیطی که امکـان رهـا کـردن

کار(اثر کودک) را از روزی به روز دیگر فراهم کند، نیـز در رونـد رشـد خلاقیـت کـودک تـأثیر مثبـت دارد.(شـفائی و مدنی،(۲۱۶:۱۳۸۹

ایجاد محیطی برانگیزاننده که توانایی ها و مهارتهای متناسب سن رشد کودک را به چالش بطلبـد. تنـوع مـواد و مصـالح و کتب در دسترس و بازیهای امکانپذیر و فرصت تجربه و آزمون و خطا با مواد و مصالح را به کودک میدهد. تشویق کودکان به آزمون راههای تجربه نشده و غیرمعمول و توجه به پرسش های کودک درباره مشاهداتش بسیار مهم اسـت. مواجهـه کـودک بـا محــیطهــا و فرهنــگهــا و مــردم و تجــارب و شــیوههــای مختلــف اندیشــه در رشــد و بــروز خلاقیــت وی اثــر دارد.(مظفــر و همکاران،(۶۷ ۱۳۸۶ در یک نگاه سیستمی، چگونگی معماری، تجهیز محیط های آموزشی کودکان به ویژه مهدکودک ها و مدارس ابتدائی، اصول و عناصر تشکیل دهنده آن نظیر، تناسبات اجزا، مقیاس، نوع سازماندهی فضا، رنگ، نور، صدا، فضای بـاز محوطـه و… میتوانند اثرات قابل توجهی بر کودکان باقی بگذارند. بدیهی است محیط یادگیری زیبا، یـادگیری را آسـان کـرده، نشـاط و شادابی را برای کودکان به ارمغان میآورد.

-۲ بیان مسئله

کودکان بخش زیادی از عمر خود را در فضاهای آموزشی میگذرانند. بنابراین محیطهای یادگیری بایـد ظرفیـت پـذیرش و رشد وکودکان را فراهم آورند. لازمه شروع هر دوره سنی از رشد، طی روند طبیعی آن در دوره قبل خواهد بود. شـناخت رشـد، بدون آگاهی از ضرورتهای اساسی آن نتیجهای کاربردی نخواهد داشت. ضرورتهای اساسی رشد در سـه مـورد خلاصـه شـده است: ضرورت درک محیط و گسترش شناخت، ضرورت سلامت، امنیت جسمی و گسترش مهارتهای بدنی و ضـرورت ارضـای عواطف، پیوند با محیط و گسترش انگیزهها. این ضرورتها، تاکید بر نقش “محیط” زنـدگی کـودک و امکانـات در دسـترس در این محیط جهت تحرک آزاد و مستقل، گسترش مهارت های بدنی و ایجـاد پیونـدهای عـاطفی و روحـی بـا آن اسـت.(مظفـر و همکاران،(۶۸ ۱۳۸۶ از اینرو تعامل کودک با محیط از اهمیت فوق العادهای برخوردار است، به گونهای که این تعامل از شکلگیری شخصیت تا رشد جسمی و ذهنی کودک را در بر میگیرد. لذا تاکید بر ایجاد فضاهایی راحت، ایمـن، قابـل دسـترس، پاسـخگو، جذاب، خلاق و زمینه ساز جهت رشد جسمی و ذهنی کودک، از جمله نکاتی است که با استناد به تحقیقات به دسـت آمـده بـر اساس واقیات روانشناختی کودک، طراحان میبایست در ساخت فضاهای کودکان مورد توجه قرارگیرد. فضا عاملی راهبـردی و روانی است و از بعد فیزیکی میتواند احساس خوب و یا بد را به انسان منتقل کند. فضا به عنوان یک عنصر، شامل فضای درونی بسته، فضای درونی باز و یا فضای بازی، عنصری مؤثر بر آموزش کودکان است. متأسفانه فضای موجود در پیشدبستانیها، غالباً مطلوب نیست و به تحقق اهداف آموزشی کمک نمیکند.(ندیری،(۴:۱۳۹۰ امکانات محـیط آموزشـی همـواره دارای نیازهـای در حال تغییر است. برنامه های ابتکاری نو به طور مرتب شناخته می شود، ارتباط میان محیط های آموزشی و جوامع دائما در حـال رشد است، تکنولوژی امکانات بالقوه و در برخی موارد شیوه های آموزشی نوینی را فراهم نموده است. این درحالی است کـه بـه اعتقاد مربیان و برنامه ریزان، امکانات فضاهای آموزشی موجود، بدون اینکه در آن تغییرات اساسی رخ دهد تنها انتظـارات زمـان ساخت را برآورده می سازد، در صورتی که برنامه های ارائه شده در این بازه زمانی، ممکن است بارها، تغییر کرده باشد. متاسـفانه

۲

امروزه سازندگان این فضاها بدون آگاهی کافی نسبت به تسهیلات تجدیدپـذیر مـورد نیـاز دوره حیـات بنـا، تنهـا بـه نیازهـای آموزشی مختص زمان حال می اندیشند. از سوی دیگر فضاهای آموزشی فعلی ایران در بعد تجهیزات به خصوص در مقاطع پیش دبستانی و ابتدائی که هدف اصلی این نوشته را در بر میگیرد شرایط نامناسبی دارد. ایـن مسـئله در مطالعـات صـورت گرفتـه جلالــیپــور((۱۳۷۵ بــا موضــوع بررســی وضــعیت بهداشــتی مــدارس ابتــدائی شهرســتانهای اســتان تهــران، پــژوهش زارع و همکاران((۱۳۸۵ در مورد بهداشت محیط، ایمنی وارگونومی مدارس ابتـدائی اسـتان مرکـزی، مطالعـه رضـائییان و دانـاییفـرد (۱۳۸۰) در بررسی وضعیت بهداشت مدارس یزد، پژوهش آقارفیعی و همکاران((۱۳۸۷ با عنوان “بررسی عدم تناسـب در ابعـاد مبلمان مدارس با مشخصههای آنتروپومتریکی دانش آموزان دوره ابتدائی در شهرستان کرج” و دو مطالعـه حبیبـی و همکـاران (۱۳۸۸) با عنوان “بررسی تناسب ابعاد آنتروپیک دانش آموزان مقطع ابتدائی شهر اصفهان با ابعاد میز و نیمکت های موجـود در سال”۸۸-۸۷ و (۱۳۸۹) با عنوان “بررسی ویژگیهای تنسنجی دانشآموزان دبستانی اصفهان در راستای طراحی اندازه میـز و نیمکت کلاس” نیز بیان شده است. بنابراین تعریف اصول و ضوابطی در خصوص توسعه و تجهیز فضاهای آموزشـی بـا رویکـرد افزایش کیفیت فضایی و عملکردی محیطهای یادگیری، علاوه بر معماری در مبلمان نیز ضروری به نظر میرسد.

-۳ ادبیات پژوهش

اصلاح کالبدی محیط های یادگیری، نیازمند تفکری پیشرو است و بزرگترین چالش، پـیشبینـی نمـودن نیازهـای مـدام در حال تغییر برنامههای آینده است. اما از آن جا که نمیتوان به طور قطعی به صدق کردن تمایلات کنونی فضـاهای آموزشـی در آینده نیز اطمینان داشت، دو حقیقت است که مجبور به پذیرش آن هستیم: اول، آینده دراز مدت ممکن است شبیه آنچه کـه امروز است، نباشد و دوم، آموزش به رشد خود ادامه می دهد. ادغام این دو امر یک بررسی در رابطه با انعطافپـذیری حقیقـی را طلب می نماید. چرا که مبلمان محیطهای آموزشی باید بیشترین قابلیـت انعطـاف را داشـته تـا از بیشـترین تطبیـقپـذیری بـا خواستههای داخل و خارج مجموعه و برنامههای آماده تغییر برخوردار باشند. هدف این نوشته دستیابی و ارائه راهکارهایی است که بر اساس آن بتوان با ایجاد تغییرات در مبلمان فضاهای آموزشی امکان ایجاد انعطاف لازم در این فضاها، جهت بروز خلاقیت کودکان فراهم نمود. در مرحله ادبیات پژوهش و ارائه راهکارها در سه حوزه: شناخت ویژگی های فضاهای آموزشـی، بازشناسـی انعطافپذیری در محیطهای یادگیری و نسبت میان محیط و خلاقیتِ یادگیری کودکان، روش انجـام مطالعـات شـامل دو گـام است. در گام نخست جمع آوری دادهها بر مبنای روش توصیفی و تحلیلی با ابزار گردآوری داده ها به صورت مطالعـات اسـنادی، دسترسی به متون علمی مرتبط، درگاه اینترنتی و بهره گیری از ضوابط و دستورالعمل های نهادها، سازمان ها و مراکـز مطالعـاتی ذیصلاح و پس از آن در مرحله تحلیل، روش استدلال منطقی و روشهای استقرائی و قیاسی خاصه در حوزه تبیین راهکارهـای ارتقا طراحی داخلی و مبلمان فضاهای مورد مطالعه. بر ایـن اسـاس، روش اسـتفاده شـده در ایـن نوشـته، توصـیفی و تحلیلـی اسنادی است.

-۴ پیشینه پژوهش

با توجه به اهمیت موضوع آموزش و فضاهای آموزشی در جهان مطالعات مختلفی دراین باره صورت پذیرفته است. در حـوزه آموزش و بایستههای آن با توجه به ویژگیهای فرهنگی، اقلیمی و اجتماعی امکان به کارگیری کامـل مطالعـات دیگـر کشـورها کارساز به نظر نمیرسد. بلکه باید با توجه به تجربیات دیگر مناطق نسبت به ارائه برنامهای بومی اقدام نمود. در مطالعـه صـورت گرفته درباره کسب اطلاع از چگونگی فضاهای آموزشی چهار کشور پیشرفته(آمریکا، کانادا، استرالیا و انگلستان) بیان شده است که ویژگیهای این فضاها در دو بخش تجهیزات فیزیکی و شرایط فرهنگی حاکم بر فضاهای آموزشی قابل تقسیم است. در بعـد فیزیکی، نتایج پژوهش نشان داده است که اکثر مدارس از فضاهای آموزشی مناسبی بهرهمندند و الگوی کـلاسهـا متناسـب بـا روشهای جدید تدریس طراحی شده است. همچنین یافته های مربوط به جو و فضای فرهنگی نیز نشـان داده اسـت کـه شـش عامل روحی همدلی و همدردی، تعهد و مسئولیت شناسی، احترام، جو اعتماد، علاقه و انگیزه، جـو نشـاط و شـادی بـر مدرسـه حاکم است.(زمانی و نصراصفهانی،(۵۶ ۱۳۸۶ پژوهشهای مختلف نشان می دهد که تسهیلات فیزیکی فضاهای آموزشـی بـه ویـژه

۳

محیطهای یادگیری کودکان، تاثیری اساسی برعملکرد دانش آموزان و اثربخشی کار معلمان دارد. راحت بودن کلاس، تجهیـزات و مبلمان مناسب، آسایش بصری و صوتی، دمای مناسب، تراکم مناسب و عواملی از ایـن دسـت بسـیار حـائز اهمیـت اسـت. در حوزه تسهیلات فیزیکی فضاهای آموزشی مطالعات زیادی صورت گرفته است. از جمله ارتمن۲ در مقالهای با عنـوان ” تسـهیلات فیزیکی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان” (Earthman,2002) پژوهش های انجام شده درباره مدارس ایالات متحـده را بررسـی کرده و به این نتیجه رسید است که میان طراحی صحیح و دقیق ابعاد و اجزای گوناگون مدرسه و یادگیری دانش آموزان رابطـه معنادار وجود دارد.(زمانی و نصراصفهانی،(۵۸:۱۳۸۶ همچنین در گزارشی که هنـری۳ دربـاره تسـهیلات مـدارس از نظـر معلمـان منتشر کرده است.(۹۲ (Henry, 2001 درصد از ۱۰۵۰ معلم مدارس دولتی اظهار داشته اند که طراحی کلاسهـای درس تـاثیر بسیار بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان داشته است. معلمان عقیده داشـتند کـه مـدارس بایـد دارای امکانـات زیـر باشند:

– صندلیها و فضاهای کاری راحت برای اینکه شرایط انعطافپذیری بیشتر برای معلم و دانشآموز فراهم شود؛
– گرمایش و سرمایش کلاسها قابل تغییر باشد؛

– چیدمان کلاسها قابل تغییر باشد؛

– از رنگها، بافتها و الگوهای جذاب برای کف و دیوارها استفاده شود.(همان: (۵۸

-۵ ویژگیهای محیطهای یادگیری کودکان

در انجام مطالعات سه حوزه مورد اشاره در این نوشته نخست به بررسی ویژگی ها و نسبت میان کودک بـا محـیط پرداختـه خواهد شد. این موضوع در سه بخش که نوع و نحوه تعامل کودک با محیط، ویژگی های پویایی ذهنی کودکـان و نسـبت آن بـا محیط و رابطه طبیعت به عنوان بستر بروز خلاقیت را مشخص نموده است، بررسی میشود.

-۱-۵ تعامل کودک با محیط
کودکی و پرداختن به آن به طور خاص قدمت زیادی ندارد. طبق آنچه که “مارک دودک” در معماری مهدکودک میگویـد، ایده نگاه به کودکی از غرب و در اواخر قرن ۱۷ میلادی صورت گرفتهاسـت.((Day & Midbjer, 2007:21 “جـان لاک” معتقـد است تجربه های نخستین آدمی عمیقا در زندگی بعدی او اثر می گذارند. و بر همین اساس، بر نقـش تربیـت و اهمیـت پـرورش تاکید می کند. “پیاژه” در سالهای دهه ۱۹۲۰ به این نتیجه رسید که کودکان در مقایسه با بزرگسالان جهان را به طور دیگـری میبینند. کودکان محیط پیرامون خود را تغییر میدهند تا وضعیت خودشان را بهبود بخشـند.((Day & Midbjer, 2007:26 بـر خلاف بزرگسالان که محیط را از طریق فرم درک میکنند، جنبههایی از محیط برای کودکان مهم است که بتواند محـیط را بـر اساس کاربری های مختلفی که به آن می دهند، تغییر دهند. بچه ها به ویژگی هـای جزئـی و تصـادفی محـیط توجـه مـی کننـد. مطالعات “پوکاک و هادسون” (۱۹۸۷) حاکی از توجه بیشتر کودکان به جزئیات کف، ویژگیهای بدنـه جـاده و فضـاهای بـازی کودک دارد. منبع الهام کودک محیطی است که در آن احاطه شده و منبع الهام بزرگسال خود اوسـت. کـودک اغلـب از طریـق بازی های کاوش گرایانه در محـیط یـاد مـیگیـرد و محیطـی کـه کـودک را احاطـه کـرده منبـع بزرگـی بـرای تحریـک افکـار اوست.(قائمی،(۱۶۵:۱۳۸۹ در مورد تاثیر متقابل فرد با محیط و نقش عوامل محیطی در تحولات جسمی و روانـی کودکـان قابـل ذکر است که: هسته اصلی همه تئوری های رشد، تعامل با تاثیر متقابل است. همه روانشناسان بر این عقیده صحه می گذارند که پدیده های روانی و تغییرات آنها نتیجه تعامل بین ارگانیسم انسان و محیط است، فقط تفاوت دیدگاهها در این است کـه در ایـن میان کدام عوامل مورد تاکید هستند.(مظفر و همکاران،(۶۷:۱۳۸۶

در تمام موجودات زنده به موجب قانون تاثیر و تاثر بخشیدن در محیط، تمایل به سازش با محیط وجود دارد، به این ترتیب که کودک کوشش دارد با محیطی که در آن زندگی میکند سازش نماید و خود را با آن منطبـق سـازد و بـه اعتقـاد “پیـاژه” سازش با محیط یکی از دوصورتِ هوش در انسان است. کودک در ابتدا سعی میکند که محیط را با سیستم درونـی و هـوش خود سازش دهد، ولی چون این همیشه نمیتواند امکانپذیر باشد و کودک با موارد و مسائلی مواجه مـیشـود کـه بـا تجـارب

۴

قبلیاش متناسب نیست، از این رو خود را با تجربه جدید سازگار مینماید. بنابراین کودک فعلپذیر محض نیست. بـه عبـارت دیگر همانطورکه در تصویر ۱ دیده میشود، میتوان سازش با محیط را تعادلی بـین درونسـازی وبرونسـازی دانسـت.(مردمـی و دلشاد،(۱۱۰:۱۳۸۹

×تاثیر بر محیط سازش با محیط ×تاثیر از محیط
(درونسازی) (برونسازی)

تصویر:۱ نحوه ارتباط کودک با محیط (مقدم،(۲۹:۱۳۶۶

ریشههای ادراک محیطی در کودکی انسان نهفته است. کودک ابتدا پدیدهها و اشیاء را به صورتی کلی میبیند و آنگـاه بـا تمایز قائل شدن، آنها را تعریف میکند. اما رابطه کودک با محیط رابطه ای موضعی۴ است. در شناخت موضعی به جای فاصلهها و ابعاد و زاویهها و مساحتها، روابطههایی چون نزدیکی۵، دوری۶، تقارن۷ ، پیوستگی۸ و درون هم بودن مورد توجه کودک قرار میگیرد. بنابراین کودک ابتدا متوجه نظمهای بسیار ابتدایی بر اساس تقارن است که با تداوم و نزدیکی تعریـف مـیشـوند. در تصویر ۲ رابطهی کودک با محیط او براساس طبیعت موضعی یا توپولوژیک اشیاء نشان داده شده است. بر این اسـاس کـودک مکانها را با حس تقارن و مرکزیت، مسیرها را بر اساس حس تداوم و تقاطعها را بر اساس سطوح تشکیل شده درک میکنـد. برای مثال وقتی کودک در یک حیاط خالی با درختی مواجه میشود خواص هندسـی شـکل درخـت نظیـر انـدازه و ارتفـاع و تناسـبهـای آن را درک نمـیکنـد، بلکـه مرکزیـت موضـعی درخـت نسـبت بـه محـیط اطـراف را درک مـیکنـد.(مظفـر و همکاران،(۷۹:۱۳۸۵

کودک و فضای او

×فضای موضعی
×فضای اقلیدسی
سنین بالاتر Topologic
تصویر:۲ ارتباط موضعی کودک با محیط پیرامون (مظفر و همکاران،(۷۹:۱۳۸۵ کودک در سنین پـایین بـا رابطـههـای
موضعی با اشیا ارتباط برقرار میکند.

-۲-۵ محیط و پویایی ذهنی کودک

هر گونه رابطهای که انسان به واسطه حواس خود با محیط برقرار می نماید نوعی حرکت است. حرکت یک نیاز انسانی و یک رفتار اساسی برای کودکان است که باعث حمایت و تقویت رشد متعادل و همه جانبه آنها می گردد. در کودکان هـوش جنبشـی که از طریق احساس تماس، نشان داده می شود، به اندازه هوش بصری دارای اهمیت اسـت، چـرا کـه ذهـن کودکـان از طریـق پردازش تعاملاتی که با جهان خارج دارند رشد می کند. از اینرو تاکید بر تجربهی مستقیم عملی، اساس تعلیم و تربیـت کـودک محور شده است.(مردمی و دلشاد، (۱۱۱ ۱۳۸۹

امروزه در معماری و طراحی داخلی، توجه به مفهوم تقویت خلاقیت در طراحی فضاها و محوطههای مناسب بـرای کودکـان در راستای برانگیزش و ارتقا سطح خلاقیت، از محورهای مورد بحث در جامعه علمی است؛ چنانچـه عقیـده معمـاران در طـرح ساختمانهای کودکان بر این است که با احساس تعلق به فضا و اینکه در خانه خودشان هستند بتوان خلاقیت آنهـا را تحریـک کرد. به عبارت بهتر کودکان تمایل دارند تا در زمینه فضاها، احساس این همانی و هماهنگی هویتی خـاص بـا فضـاها و محوطـه بازی داشته باشند تا بصورت آزاد به دخل و تصرف در محیط و پروش حس آفرینشگری درونی اقدام کنند.(پورجعفر و همکـاران،

۵