اصول علم اقتصاد

فهرست مطالب:
۱٫تعریف اقتصاد و ارکان مربوط به آن ۳
۲٫هزینه فرصت و منحنی امکانات تولیدکالاهای رایگان ۳
۳٫نظامهای اقتصادی ۴
۴٫تقاضاعرضه و قیمتهای نسبی و مطلق ۴
۵٫منحنی تقاضا و سایر عوامل در آن ۴

۶٫کالاهای جانشین ومکمل ۵
۷٫عرضه و نظام قیمتها ۵
۸٫کششها حساسیت عرضه و تقاضاونمونه های مربوط به آن ۸
۹٫هزینه ها وقانون بازده نزولی ۹
۱۰٫منحنی های بی تفاوتی و انواع مطلوبیت و نمونه های خاص حساسیت تقاضا ۱۱
۱۱٫تار عنکبوت ۱۵
۱۲٫تعیین قیمت در شرایط رقابت کامل ۱۵
۱۳٫انحصارات و تعیین قیمت در شرایط انحصاری ۱۷
۱۴٫مزد و بهره ۱۹

تعریف اقتصاد:یک علم اجتماعی است که بررسی می کند رفتار انسانها و خاصه شیوه ای را که افراد و جوامع از میان روشهای مختلف از منابع کمیاب برمی گزینند.

اقتصاد دو نوع است:خردوکلان
اقتصاد خرد:شاخه ای از اقتصاد است که به بررسی رفتار فردی مصرف کننده قیمت عرضه کالا و تقاضای فرد می پردازد.

اقتصاد کلان:به بررسی مفاهیم اقتصادی تورم نابرابری بین عرضه و تقاضا،عرضه کل،درآمد ملی،بی کاری و… می پردازد.
هزینه فرصت منحنی امکانات تولید کالاهای رایگان:
هزینه فرصت:هزینه فرصت چیزی است که ما برای استفاده از کالایی از آن محروم می شویم و آن منافع حاصل از کالای دیگر است آن کالایی که به خاطر یک کالا از دست می دهیم بحث فرصت است.
منحنی امکانات تولید:به آن منحنی گفته می شود که ترکیبات مختلفی را از تولید دو کالا ارائه دهد به نحوی که از تمامی امکانات تولیدی جامعه استفاده شود.
کالاهای رایگان:کالایی که به طور طبیعی در طبیعت وجود دارد و ما برای استفاده از آنها هیچ بهایی را پرداخت نمی کنیم.
کالای اقتصادی چیست؟کالاهایی که با استفاده از عوامل تولید تولید می شود و در اختیاربشر قرار می گیرد هر کالا یا خدمتی که از منابع کمیاب تولید شود خود نیز کمیاب است وکالای اقتصادی نام دارد.
رسم منحنی امکانات تولید:

اقتصادهای اثباتی و هنجاری:
اقتصاد اثباتی:صحبت از قوانین معمول می کند مثلا اگر قیمتها افزایش پیدا کند کمبود منابع را داریم اقتصاد اثباتی آنچه هست نشان می دهد.
اقتصاد هنجاری:این که چه چیز و چه مقدار تولید شود توسط دولت پاسخ داده می شود تمام تصمیمات در خصوص تولید و مصرف با یک برنامه ریزی دولتی اتخاذ می شود و سپس در اختیار مردم قرار می گیرد.

تفاوت اساسی علم اقتصاد وعلوم طبیعی در چیست؟موضوع مطالعه
اقتصادی که نظریه های آن بر پایه قضاوتهای ارزشی و اصول اخلاقی باشد چه می نامند؟اقتصاد هنجاری
کمیابترین عامل تولید در اقتصاد شامل کدام یک از منابع است؟منابع طبیعی

نظامهای اقتصادی:
اقتصاد بازار آزاد:اعتقاد بر این است که دولت نباید در اقتصاد کشور دخالت کند.
اقتصاد دولتی یا برنامه ای:این اقتصاد از قبل نوشته شده در اختیار دولت است و شامل کشورهای کمونیستی می شود.
سیستم اقتصادی مختلط:اقتصادی که از دو اقتصاد آزاد و برنامه ای استفاده شده است.
ویژگی نظام اقتصادی سرمایه داری:۱٫مالکیت خصوصی:داشتن ابزار و وسایل تولید در سیطره انسانی،نظام سرمایه داری نظامی در دست شرکتهای خصوصی است.۲٫آزادی انتخاب و فعالیت اقتصادی در آن وجود دارد.۳٫رقابت:یک کالا را تولید کنیم و در بازار به قیمت ارزان بفروشیم و تبلیغاتی را در پیش بگیریم تا برتر باشیم تعداد شرکت کنندگان در این موارد نامحدود است و ورود و خروج افراد در این بازار راحتتر است.۴٫پیگیری یا دنبال کردن منابع شخصی:بیشتر به دنبال منافع شخصی است به طوری که با توجه به امکاناتی که دارد

سود خود را بالا ببرد.۵٫نظام تعیین قیمت خود شخص نیست بلکه توسط بازار انجام می پذیرد:مکانیزم قیمت به وسیله نمودار عرضه و تقاضا تعیین می شود.۶٫نقش دولت محدود است:نظام اقتصادی کنترل شده:مالکیت ابزار تولید در دست دولت است دولت است که تعیین می کند چه کالایی تولید شود چگونه تولید شود و چه مقدار تولید شود آزادی انتخاب وجود ندارد.نظام کمونیستی با سوسیالیستی یکی نیستند در نظام سوسیالیستی مالکیت خصوصی وجود ندارد و در اختیار دولت است اما حق مالکیت کالای مصرفی را دارند من به عنوان سرمایه دار نمی توانم کارخانه داشته باشم مالکیت ابزار تولید وجود ندارد مثل کشور آلبانی.ولی نظام کمونیستی یک نظام اقتصادی است که مالکیت مشترک در قبال یک فرض است که آقای کارل مارکسی واژه مالکیت مشترک مخصوص نظام کمونیستی و آرمانی است.
نظام اقتصادی مختلط:مابین نظامهای اقتصادی سرمایه داری سوسیالیستی و برنامه ریزی شده اقتصادی که در آن افراد از نظامهای سرمایه داری و برنامه ریزی شده با هم استفاده کرده اند.
اقتصاد بسته:نظامی قدیمی است که هسته آن خانواده است.

تقاضا عرضه و قیمتهای نسبی و مطلق:
تقاضاوعرضه:از مفاهیم اصلی و پایه ای یک اقتصادی یک تحلیل اقتصادی الگوی ساده عرضه و تقاضا است خواسته ها شکل ظاهری تامین نیاز است.
تقاضا:تقاضا با قیمت ارتباط مستقیم دارد هر چه کالا بیشتر باشد قیمت پایین می رود ولی اگر تقاضا زیاد باشد قیمت کالا بیشتر می شود بین قیمت و مقدار تقاضا رابطه معکوس وجود دارد در بررسی میزان تقاضا باید سایر عوامل را ثابت نگه داریم در بررسی تقاضا و عرضه قیمت را ثابت نگه می داریم اگر قیمت بالا برود تقاضا پایین می رود.

قیمتهای نسبی و مطلق:قیمت نسبی:یک کالا در مقایسه با کالای دیگر تامین می شود که به این نوع قیمتها قیمتهای نسبی می گویند.قیمت مطلق:یک کالا به یک قیمت فروخته می شود.
منحنی تقاضا و عوامل مربوط به آن:
قیمت مقدار تقاضا ترکیب
۵۰ریال ۲ A
40 ریال ۴ B
30 ریال ۶ C
20 ریال ۸ D
10 ریال ۱۰ E
منحنی تقاضا از چپ به راست نزولی است یک رابطه معکوس بین قیمت و تقاضا وجود دارد.
سایر عوامل:۱:درآمد یکی از عواملی است که ما ثابت نگه داشته بودیم ۲:سلیقه و رجهانات
جمعیت:هر چقدرجمعیت بالا باشد تقاضا بیشتر و هر چقدر جمعیت پایین باشد میزان تقاضا کمتر خواهد بود.

کالاهای مکمل و جایگزین:
کالاهای مکمل:کالاهایی که با هم مصرف می شوند و یکی مکمل دیگری است مثل بنزین و اتومبیل.
کالاهای جایگزین:اگر یک کالای خاص برای استفاده نباشد کالای دیگری را به جای آن مورد استفاده قرار می دهیم.مثل سوسیس و کالباس.
رابطه کالای مکمل و جایگزین:جایگزین: قیمت روغن حیوانی اگر افزایش پیدا کند تقاضا برای روغن نباتی بیشتر خواهدبود. مکمل: اگر رابطه معکوس بین قیمت کل و مقدار تقاضا وجود داشته باشد مثلا افزایش قیمت اول منجر به کاهش در مقدار تقاضا برای دومی خواد شد و برعکس.
عرضه و نظام قیمتها:عرضه برعکس تقاضا با قیمت رابطه مستقیم دارد هر چه قیمت پایین تر باشد میزان عرضه کمترخواهد شد. دلیل رابطه ۱:انجگیزه افزایش تولید ۲:نظریه هزینه های فزاینده مثال:کشاورزی مایل است مقدار گندم عرضه شده را افزایش دهد

این کشاورز در می یابد که هر واحد اضافی از محصول گندم هزینه های بالاتری به همراه دارد بنابراین تنها عامل برانگیختن این کشاورز به تولید بیشتر قیمت بالاتر بازار است که آن گندم جلب خواهد کرد تنها در صورتی که قیمتی بالاتر برای گندم در بازار وجود داشته باشد این کشاورز آماده است تا مزد فوق الاده به کارگر بپردازدو زمینهای نامرغوب را زیر کشت ببرددر غیراین صورت هیچ تولید اضافی نمی کند پس دلیل عدم وجود هزینه های فزاینده است.قیمت عرضه سیر سعودی دارد.

عواملی که می تواند منحنی عرضه را تغییر دهد۱:قیمت مواد اولیه مورد استفاده.۲:تکنولوژی۳:مالیات و کمک دولت۴:انتظارات تولید کنندگان در باره قیمت۵:تعداد بنگاهها در آن قسمت.
نظام قیمتها:مسئله مورد نظر در برابر هر اقتصادی وجود دارد که:۱:چه چیز باید تولید شود۲:چگونه تولید شود۳:برای چه کسی تولید شود.
تخصیص منابع:ما در دنیای کمیابی زندگی و در این باره باید تخصیص منابع صورت گیرد تخصیص منابع اگر به نفع غیر انجام پذیرد باید به سئوالات زیر جواب دهد:۱:چه چیز و چه مقدار تولید شود: میلیونها نفر در دنیا طالب چیزهای مختلفی هستند اما همه را نمی شود تولید کرد بلکه باید منابع را تخصیص دهیم بعضی چیزها تولید شود و بعضی چیزها همچنان به عنوان خواب و خیال مخترعان باقی بماند.۲:چگونه تولید شود:قطعا برای تولید روشهای مختلفی وجود داردمثلا برای بعضی کالاها سرمایه بیشتر به کار می رود و برای بعضی کار بیشتر به کار می رود،باید ترکیب مناسبی را از این دو را بکار گرفت تا منابع کمتر به هدر برود۳:برای چه کسی تولید شود:یعنی باید یک مکانیزم وجود داشته باشدکه کالا به دست مصرف کننده برسد.

انواع مبادله:اولا مبادله در بازار صورت می گیرد و ثانیا مبادله بر دو نوع است:۱٫مبادله داوطلبانه۲٫مبادله اجباری یا قهری.بخش عمده بحث ما درباره مبادله داوطلبانه میان افراد است اما بعضی مبادله ها داوطلبانه نیستند وقتی ثروت یک ملتی به غارت می رود این هم یک مبادله است اما مبادله داوطلبانه نیست بلکه اجباری است

گفتیم مبادله در بازار صورت می گیرد.بازار چیست و کجاست:اقتصاددانان از بازار سخن زیاد گفته اند:بازار یک مفهوم انتظارات است یعنی مفرد است زیرا شامل قرار و مدارهایی است که که خریداران و فروشندگان وضع می کنند ومشخص کننده نیروهای عرضه و تقاضا است یکی از عوامل مهم عرضه کننده در بازار است در بازار مبادله اطلاعات جود دارد،در زمینه کمیتها کیفیتها قیمتها و نظایر آن است.

علت اینکه ما به بازار روی می آوریم چیست؟به این دلیل برای دست زدن به فعالیتهای اقتصادی به بازار روی می آوریم که بازار هزینه مبادله را کاهش دهد هزینه های بازار را هزینه های مبادله نیز می گویند این هزینه هارامیتوان مجموع هزینه هایی دانست که برای امر مبادله لازم است مثلا هزینه مکالمه تلفنی با فروشنده ها یا دیدار از فروشگاه و غیره.درنظام قیمتی که مبادله داوطلبانه در آن صورت می پذیرد ما شاهد پدیده ای هستیم به نام تخصصی کردن.

تخصصی کردن چیست؟به معنای کار کردن در زمینه ای به نسبت شخصی محدود،مثل:حسابداری.تخصصی کردن باعث ازدیاد تولید می شود مثال:
کار روزانه گروه الف کار روزانه گروه ب
۴ساعت ۲کامپیوتر ۴ساعت ۳کامپیوتر
۴ ساعت ۲تن گندم ۴ ساعت ۱ تن گندم

در اینجا کل محصول موجود دو گروه از کارگران را در دنیای کوچک که آنها ساکن آنند نشان می دهیم در آغاز کار این دو گروه تخصصی نشده اند هر یک از آنها ۸ ساعت کار می کنند و کامپیوتر وگندم تولید می کنند گروه الف با ۴ ساعت کار ۲ کامپیوتر و ۲ تن گندم.گروه ب:با ۴ ساعت اول ۳ کامپیوتر و با ۴ ساعت دوم یک تن گندم تولید می کنند کل محصولی که دو گروه تولید می کنند چه میزان است حال بیاییم تخصصی کنیم و هر گروهی فقط یکی از این محصولات را تولید کند گروه الف همه وقت خود را گندم تولید کند گروه ب به جای گندم فقط کامپیوتر تولید کند آن وقت در اثر همین تخصصی کردن مجموع تولیدات آن جامعه افزایش می یابد

.بنابراین باید اداعا کنیم که تخصصی کردن باعث ازدیاد تولید می شود تخصصی کردن معایبی نیز دارد و آن ملال آور و یکنواخت بودن کار است.
مزیت نسبی چیست؟تقسیم کار یا تخصصی کردن وتولید بر واقعیتی مهم استوار است و آن این که افراد و اجتماعات تا آنجا که به مهارتهای هر یک در تولید کالاها و خدمات مربوط می شود با هم متفاوت هستند واقعیت این است که افراد مهارت یکسانی ندارند حتی اگر افراد و ملتها این مهارت را داشتند که هر کاری را خوب انجام دهند می خواستند در زمینه ای کار کنند که بیشترین مزیت را برای آنها داشته باشد.
مزیت مطلق چیست؟فرض کنید یک مدیر می تواند بهتر از همه ماشین را بشوید براند و بهتر از همه شیشه های پنجره ها را پاک کند یعنی در همه کارها مدیر مزیت مطلق دارد یعنی او در مقایسه با دیگران وقت کمتری برای کارهایش صرف می کند اما وظیفه اصلی این مدیر اداره کردن شرکت است.اساسا هزینه نسبی فرد با انتخاب فعالیتی است که کمترین هزینه فرصت را دارد.

تقسیم کار:مشهورترین مثال در هر زمان مثالی است که آدام اسمیت آن را در کتاب خود آورده است، آقای اسمیت در کتاب خود می گوید:یکی از آنها مفطول را می کشد دیگری آن را صاف می کند سومی آن را می برد چهارمی نوک آن را تیز می کند پنجمی آن را سفید می کند کاغذ پیچی آن کار دیگری است ساختن سنجاق به این شیوه به ۱۰ کارگر بدون مهارت امکان می داد که روزانه ۴۸۰۰۰ سنجاق در اندازه متوسط بسازد که اگر این کارگر به تنهایی کار می کرد شاید ساعتی ۲۰ سنجاق تولید می کرد و روزانه این مقدار به ۲۰۰ سنجاق می رسید اما تقسیم کار روزانه از ۲۰۰تا به ۴۸۰۰۰ تا ممکن می ساخت تقسیم کار زمانی روی می دهد که کارگران به کارهای مختلف گمارده شود و آنها با هم محصول مطلوب را تولید کنند.چه چیز باید تولید شود؟پاسخ در نظام اقتصادی انگیزه تولید است و در نظام قیمت مهمترین انگیزه سود است.

سود چیست:آن کسی که تجارت می کند در پی سود است سود عبارت است از تفاوت میان هزینه تولید یک کالا و قیمتی که آن کالا در بازار دارد.مثال:فرض کنید که این اعتقاد وجود دارد که سیب زمینی باعث سلامت انسان می شود و فرض کنید که فقط چندین کشاورز وجود دارد که دو کالا تولید کند هویج و سیب زمینی حال اگر چنین تصوری به وجود آید که سیب زمینی و مصرف آن برای انسان مفید است کشاورز سعی می کند که این محصول را بیشتر تولید کند وهویج را کمتر!!
افزایش ناگهانی در مصرف سیب زمینی حاصل می شود، این باعث می شود که منحنی تقاضا تغییر کند و جا به جا شود و برعکس تقاضا برای هویج کمتر شود.

منحنی مربوط به تولید سیب زمینی:

فرض کنید تقاضا برای سیب زمینی به سبب این اعتقاد که مصرف آن برای سلامت انسان مفید است افزایش می یابد این تغییر سلیقه باعث می شود منحنی تقاضا برای سیب زمینی به سمت بیرون افزایش یابد و قیمت تغییر مکان دهد و قیمت از P1بهP2افزایش یابد از سوی دیگر اگر فرض کنیم که با بالا رفتن قیمت سیب زمینی قیمت هویج تغییر نمی کند در این وضع سود هر واحد تولید در سیب زمینی نیز افزایش می یابد برای کشاورزان این انگیزه سود وجود دارد تا زمین بیشتری برای کشت سیب زمینی اختصاص بدهد سود بخشی کشت سیب زمینی بیشتر است لذا منابع بیشتری جذب سیب زمینی می شود این نشان می دهد که منابع از منابع کم ارزش به پر ارزش انتقال می یابد.

منحنی برای کاهش مقدار تقاضا:

کارایی چیست؟نسبت ستاده ها به داده ها؛ کارایی دو نوع است ۱:کارایی فنی.۲:کارایی اقتصادی واین هر دو در اقتصاد مبتنی بر بازار یا نظام قیمت رعایت می شود.
۱٫کارایی فنی:به استفاده از آن شیوه ها و روشهای تولید مربوط می شود که مواد و سایر منابع را کمتر ضایع کند به عبارت دیگر در اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد بنگاه های اقتصادی هرگز منابع را هدر نمی دهد یعنی آنها ۱۰ واحد سرمایه ۱۰ واحد کار نیروی انسانی و ۱۰ واحد زمین را به کار نمی گیرند تا محصولی تولید کنند که می توان فقط با ۸ واحد سرمایه ۷واحد نیروی کار و ۹ واحد زمین به دست آورد کارایی فنی به عکس العمل درست مدیران در مقابل قیمتهای نهاده ها مربوط می شود.
۲٫کارایی اقتصادی:به حداکثر کردن کل انرژی عینی یا (مطلوبیت)منابع موجود مربوط می شود این بدان معنی است که منابع به سوی تولید یا مصرف کالاهایی می رود که انرژی بیشتری دارد به عبارت دیگر کارایی اقتصادی به معنای آن است که منابع مصرفی با بیشترین انرژی به کار می رود.

کششها،حساسیت عرضه و تقاضا و نمونه های مربوط به آن:منحنی تقاضا همیشه از چپ به راست نزولی نیست بلکه دارای حالتهای خاص است؛حساسیت تقاضا:یعنی چگونگی تغییرات تقاضا در مقابل تغییرات قیمت و آن عبارت است ازeمساوی با درصد تغییرات در مقدار تقاضا تقسیم بر در صد تغییرات قیمت. مثلا اگر ۱% تغییر قیمت مقدار تقاضا را بیشتر از یک درصد تغییر دهد در آن صورت حساسیت زیاد استE>1. اگر ۱%تغییر قیمت مقدار تقاضا را کمتر از یک درصد نشان دهد در آن صورت حساسیت کم است یعنیE<1. اگر ۱% تغییر قیمت مقدار تقاضا را به همان مقدار تغییر دهد در آن صورتE=1 خواهد بوداگر E=0باشد هیچ تقاضایی صورت نگرفته.
منحنی نمودار تقاضا:

حساسیت عرضه:عرضه نیز مانند تقاضا در برابر تغییرات قیمت ممکن است حساسیت داشته باشد یا برعکس حساسیت نداشته باشد در این صورت حساسیت عرضه برای کالای مورد مثال زیاد است چنانچه تغییرات قیمت تاثیر قابل توجهی در میزان تولید نداشته باشد در آن صورت حساسیت کم است اما اگر قیمت کالای ساخته شده افزایش یابد و میزان عرضه نیز به تبع آن زیاد شود حساسیت در مورد آن کالا زیاد است پس این طور می گوییم:Eمساوی است با درصد تغییرات در مقدار عرضه تقسیم بر درصد تغییرات در مقدار قیمت.حالتهای خاص نیز وجود دارد:
منحنی حالت خاص:

تعادل بین عرضه و تقاضابرای کالاهای معین چگونه برقرار می گردد:مثال:اگر قیمت کالای معینی ۱۰۰ ریال فرض شود ممکن است در این قیمت تقاضا برای کالای مذبور افزایش یابد ولی این افزایش دلیل آن نیست که سازندگان نیز حاضر باشند در این قیمت میزان تولیدات خود را افزایش دهند به عنوان نمونه فرض کنید برای یک کالای معین عرضه چه قدر تقاضا چه قدر قیمت چه قدر و تعادل چگونه است؟
قیمت عرضه تعادل
۳۰۰ ۱۸ ۸
۲۵۰ ۱۶ ۱۱
۲۰۰ ۱۴ ۱۴٫
۱۵۰ ۱۲ ۱۷
۱۰۰ ۱۰ ۲۰

از جمله سیاستهایی که برای تثبیت قیمتها به کار می رود جیره بندی است که دولت از طریق حمایت از تولیدکنندگان قیمت کالا را تثبیت می کند.

هزینه ها و قانون بازده نزولی:هزینه های متغیر، متوسط، کل و نهایی:
هزینه متغیر:هزینه هایی هستند که بر حسب مقدار تولید تغییر می کنند مثل مبلغ پرداختی برای خرید مواد اولیه مالیات بر ارقام معاملات مالیات بر حجم تولید مخارج حمل و نقل فرد کارگر از این قبیل هستند که بر حسب مقدار تولید متغیر هستند ابن هزینه ها بر دو نوعند:۱:بعضی از هزینه ها مطلقا با مقدار تولید رابطه نسبی دارند هر قدر بر مقدار تولید افزوده شود به همان نسبت هزینه های مربوط افزایش می یابد مثل خرید مواد اولیه که هر قدر بیشتر یخچال تولید شود به همان نسبت رنگ و آهن و لاستیک استفاده می شود.۲:برخی دیگر از هزینه ها مثل مزد و هزینه هایی که گاه به گاه ماشین موجب می شود رابطه مطلق با مقدار تولید ندارد

و تغییرات آنها کم و بیش به طور نسبی به مقدار تولید بستگی دارد هرچند کارمزد پرداختی به کارگران به کارهای مشابه یکسان است ولی بازدهی و ثمر بخشی کارگر به حسب اینکه به تعداد بیشتر یا کمتر در کارگاه مشغول به کار باشند متفاوت است نمودار هزینه های متغیر به شرح زیر است:اگر در محور افقی و عمودی هزینه ها را در نظر بگیریم و محور X وy مواد اولیه ؛موادی که به کار می رود برای ساخت یکسان است هزینه متغیر نسبی یکسری هزینه های دیگر نیز داردکه اینها هزینه متغیر هستند مثل هزینه مزد که رابطه با هزینه های دیگر ندارد.

شکل زیر منحنی مخارج پرسنلی و مخارج مواد اولیه و هزینه های متغیر واحد را نشان می دهد بطوری که مشاهده می شود خط MPکه معرف تغییرات مخارج مواد اولیه واحد تولید است ثابت و یکسان است و به صورت خط موازی با محور افقی کشیده شده است ولی منحنی مخارج مزد یعنی همان DC که در آغاز به سبب سعودی بودن بازدهی کار نزولی است اما بعدا جهت نزولی بودن بازدهی کار سعودی است و منحنی هزینه متغیر واحد تولید که شامل مخارج مواد اولیه و مخارج واحد تولید است یعنی CVبه شکلی است که در بالای منحنی دیده می شد.

هزینه های تولید:شامل هزینه های ثابت و متغیر.
هزینه های ثابت:هزینه هایی هستند که وابسته به مقدار تولید نیستند واحد تولید هر قدر باشد تاثیری در هزینه ثابت ندارد مثلا اجاره زمین ساختمان یا مالیاتها و غیره هزینه هایی هستند که ربطی به مقدار تولید ندارند اعم از اینکه موسسه ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ واحد کالا تولید شود میزان این هزینه هارا نمی توان کاست.مثلا اگر موسسه ای یک واحد تولید کند

هزینه ثابت آن ۱۰۰ ریال است اگر دو واحد تولید کند هزینه ثابت آن ۵۰ ریال است و اگر سه واحد تولید کند هزینه ثابت آن ۳۳٫۳ ریال است و اگر چهار واحد تولید کند هزینه ثابت آن ۲۵۰ ریال است هزینه ثابت هر واحد نسبت به امکانات تولید از چپ به راست نزولی است.منحنی هزینه ثابت هر واحد نسبت به افزایش حجم تولید نزولی است.
شکل نمودار مربوط:

هزینه نهایی:عبارت از هزینه آخرین واحد تولید شده به عبارت دیگر هزینه نهایی هزینه تولید واحد الحاقی است که منحنی آن اول نزولی است بعدا سعودی.مثال:فرض کنید کارخانه اتومبیل سازی ایران خودرو بطور متوسط روزانه ۲۰ دستگاه اتومبیل تولید کند اگر فرض کنید که جمع هزینه های ثابت و متغیر شرکت ایران خودرو در روز دو میلیون ریال باشد آنگاه هزینه متوسط هر واحد اتومبیل ۷۰۰۰۰۰ریال خواهد بود.

فرمول:ac یا همان هزینه متوسط مساوی کل هزینه تقسیم بر تعداد واحدهای تولید شده.
TC=FC+VC
حال اگر بر اثر افزایش تقاضا موسسه تصمیم بگیرد که بدون افزایش ماشین آلات و تجهیزات به جای ۲۰واحد در روز ۲۲واحد تولید کند هزینه متوسط و هزینه نهایی با توجه به نزولی بودن هزینه های ثابت نزولی خواهد بود و جمع کل ۲۲واحد اتومبیل از ۲۰۰۰۰۰۰ ریال به مثلا ۲۱۲۰۰۰۰ریال افزایش می یابد و هزینه متوسط (AC)از ۱۰۰۰۰۰ریال به ۹۶۰۰۰ ریال تنزل می یابد و هزینه نهایی تولید ۵۶۰۰۰ریال خواهد بود حال اگر تجهیزات کارخانه اجازه دهد که بدون افزایش ماشین و سایر هزینه های ثابت کارخانه بتواند افزایش تعداد کارگر و خرید مواد اولیه تولید اتومبیل را از ۲۲ به ۲۵ واحد برساند در این صورت با توجه به اینکه هزینه ثابت تغییر نمی کند و با افزایش تولید هزینه ثابت واحد تولید تغییر می یابد و در محاسبه هزینه نهایی و هزینه ثابت منظور نمی شود در نتیجه با توجه به افزایش هزینه کل هزینه نهایی و هزینه متوسط کاهش می یابد و هزینه کل از ۲۱۲۰۰۰ ریال به ۲۲۵۰۰۰۰ ریال افزایش می یابد اما هزینه متوسط از ۹۶۰۰۰به۹۰۰۰ وهزینه نهایی به ۴۶۰۰۰ ریال تنزل می کند اما اگر موسسه بخواهد باز هم تولید خود را به ۳۰ واحد برساند در این صورت با توجه به نزولی بودن بازدهی کار هزینه نهایی بعد از یک دوره نزولی شروع به ترقی می کند.
منحنی هزینه متوسط کل و هزینه متوسط:اگر محور Xها را به عنوان مقدار تولید و محور Yها را به عنوان هزینه واحد تولید در نظر بگیریم.
نمودار:

توضیح نمودار:اگر محورافقی OX معرف مقدار تولید و محور عمودی OY معرف هزینه های واحد تولید باشد آنگاه منحنی FC که از چپ به راست نزولی است هزینه های ثابت را نشان می دهد هر قدر بر مقدار تولید افزوده شود هزینه ثابت تولیدی تنزل پیدا می کند منحنی d1vکه هزینه متغیر متوسط را نشان می دهد با افزایش مقدار تولید اول نزولی بعدا سعودی است منحنی d2 که هزینه متوسط را نشان می دهد

مثل منحنی هزینه متغیر متوسط با شیب بیشتر ابتدا نزولی بعدا نزولی است اما هزینه های منحنی های d1وd2 را در پایین ترین نقاط آن را قطع می کند دلیل این است که تا زمانی که هزینه تولید اضافی کمتر از واحد ما قبل نهایی است هزینه ها متوسط نیز با توجه به روند نزولی بودن هزینه های ثابت نزولی خواهد بود و در نتیجه تولید اضافی موجب تنزل هزینه متوسط خواهد شد اما زمانی که هزینه واحد تولید جدید نسبت به تولید قبل بیشتر باشدمنحنی هزینه های نهایی سید سعودی خواهد داشت.

مثال: فرض کنید موسه ای کالاِِیی را تولید می کند هزینه نهایی وهزینه متوسط آن را به شرح جدول زیر نشان دهید.
مقدار تولید هزینه کل هزینه متوسط هزینه نهایی نمودارمربوط:
۱ ۱۴۰ ۱۴۰ ۱۴۰
۲ ۱۷۰ ۸۵ ۳۰
۳ ۱۸۹ ۶۳ ۱۹
۴ ۲۴۰ ۶۰ ۵۱
۵ ۳۰۰ ۶۰ ۶۰
۶ ۳۹۶ ۶۶ ۹۶
منحنی هزینه نهایی و منحنی هزینه متوسط یکدیگر را در نقطه اف پیریم قطع می کنند در این صورت هزینه نهایی با هزینه متغیر و متوسط با هم برابر است بر اساس ارقام داده شده منحنی هزینه نهایی منحنی هزینه متوسط را در پایین ترین نقطه Eکه در آن هزینه متوسط ۶۰ است قطع می کند و از آن نقطه به بعد هزینه نهایی و متوسط سعودی است.
قانون بازده نزولی:اگر یک کارخانه با ظرفیت معین را در نظر بگیریم خود کارخانه یک عامل ثابت تلقی می شود اما می توانیم با عوامل متغیر مانند کار مواد خام سوخت و غیره از کارخانه در مقادیر مختلف بهره برداری کنیم مقدار محصولی که در نتیجه افزودن عامل متغیر حاصل می شود محصول نهایی نام دارد.بازده نهایی ابتدا در نتیجه افزودن عامل متغیر زیاد می شود ولی از صد که گذشت نسبت افزایش کم می شود وبالاخره و با ادامه افزودن عامل متغیر مقدار تولید ثابت مانده و حتی ممکن است در نتیجه بی نظمی و اختلاف کاهش هم یابد.

منحنی های بی تفاوتی و انواع مطلوبیت و نمونه های خاص حساسیت تقاضا:
منحنی های بی تفاوتی:مصرف کننده ای را در نظر بگیرید که از بین مجموعه ای از کالاهای مورد نیاز خود به مقادیر متفاوت از xوyکه قابل جانشین شدن باشند مثل سبزیجات و گوشت یا سینما و تاتر و غیره و یا از بین مقادیر متفاوتی از گروه های نیازمندی مثل غذا و پوشاک یا غذا و تفریح باید انتخاب کند مصرف کننده قادر است ترکیبهایی از دو کالا را ترجیح دهند یا ندهند مثلا می دانند که ترکیب ارجع یا برابر مطلوبیت کل بیشتر یا برابر به دست می آورد بدون آنکه اجباری باشد مقدار و میزان آن را تعیین کند.

گوشت x سیب زمینی مطلوبیت یکسان است گوشت y سیب زمینی
X y x y
2 20 5 20
4 12 7 14
8 8 9 11
12 6 12 10
16 5 16 9
منحنی بی تفاوتی سیر نزولی دارد مطلوبیت هر کدام از ترکیبات برای مصرف کننده یکی است.
منحنیx2مطلوبیت بیشتری را از x1 برای مصرف کننده ایجاد می کند.هر منحنی بی تفاوتی نمایشی است که از لحاظ ارجعیت در یک سطح بی تفاوتی قرار دارد.نمودار:

۱:اصل عدم اشباء:منظور این است که مصرف کننده همیشه بیشتر را به کمتر ترجیح می دهد به عبارت دیگر مطلوبیت اضافی که از داشتن یک شئ اضافی تر عاید مصرف کننده می شود نه تنها مساوی صفر و منفی نیست بلکه همیشه مثبت است مثلا نقطه آپریم در نمودار نسبت به نقطه A دارای ترکیب ارجع است زیرا ترکیب آپریم از A2که شامل همان مقدار Yاز A1 با مقدار بیشتری از Aارضاء کل بیشتری عاید مصزف کننده می سازد.

اصل دوم:اصل رجحانهای متعدی یا استنتاج:منظور این است که اگر ترکیب کالاهای Aنسبت به ترکیب کالاهای B مرجع باشد و ترکیب کالاهای B مرجع باشد و ترکیب کالاهای B نسبت به کالاهای Cرجحان داشته باشد می توان نتیجه گرفت که ترکیب Aنسبت به ترکیب Cمرجع است این تفاوت ها که در مورد تفاوتها صدق می کند در مورد رابطه های بی تفاوتی صدق می کند مثلا اگر AوB نسبت به هم بی تفاوت باسند و CوB از جانب خود بی تفاوت باشند می توان نتیجه گرفت که ترکیبهای AوC نسبت به هم بی تفاوت هستند. نتیجه ای که از دو منحنی می توان گرفت که دو منحنی بی تفاوتی نمی توانند همدیگر را قطع کنند

و اگر هم با فرض غلط همدیگر را قطع کردند مثل شکل روبرو در نقطه H باید دو ترکیب حتما با هم یا برابر یا بی تفاوت باشند حال آنکه ترکیب Hمربوط به دو منحنی با رجحانهای متفاوت است اگر ترکیب H از طرفی با L بی تفاوت باشدو از طرف دیگر با S متفاوت باشد بر اساس اصل متعدی ترکیبهای LوS باید بی تفاوت و روی یک منحنی قرار داشته باشند حال آنکه LوS روی دو منحنی با ارجعیت های متفاوت قرار دارد و تقاطع دو منحنی بی تفاوتی متمایز نمی تواند قابل قبول باشد.نتیجه اینکه منحنی بی تفاوتی هیچ وقت همدیگر را قطع نمی کنند.

اصل سوم:منحنی بی تفاوتی از چپ به راست نزولی بوده و شیب آنها منفی است این اصل از اصل عدم اشباء استنباط می شود معنی یک منحنی بی تفاوتی این است که مقادیر سعودی دو کالا رضامندی برابر بدست آورد حال آنکه بیشتر از کمتر ارجع است منحنی های بی تفاوتی همیشه از چپ به راست نزولی است.شکل منحنی های بی تفاوتی قاعدتا نسبت به محور ها محدب است و این نتیجه ای از اصل نزولی بودن جانشینی است.

نرخ نهایی جانشین چیست؟معرف رابطه ای است که بر اساس آن مبادله بین دو کالا با ارضای مساوی صورت می گیرد به عبارت دیگر نرخ نهایی جانشینی XوY اندازه گیرنده مقدار Yاست وقتی که مصرف کننده مصرف مقداری از آن صرف نظر می کند تا متقابلا از مصرف بیشتر Xبرای حفظ همان رضامندی برخوردار شود.