فهرست مطالب
فصل اول : شناخت انسان و مكاتب تعليم و تربيت
فصل دوم : مفاهيم تربيت بدني، بازي و ورزش
فصل سوم : اهداف تربيت بدني و ورزش
فصل چهارم : تربيت بدني و تاريخ
فصل پنجم : اصول و مباني تربيت بدني
فصل ششم : نقش تربيت بدني در تعليم و تربيت
فصل هفتم : نقش تربيت بدني در مسائل رواني اجتماعي
فصل هشتم : تربيت بدني و رابطه آن با علوم

اصول ومباني تربيت بدني
ضروري ترين پديده اي كه به معناي كامل بايد شناخته شود انسان است وبدون شناسايي صحيح وكامل انساني دستيابي به اهداف واقعي وضروري وحقيقي تربيت بدني مقدور نخواهد بود شناخت انسان از دوطريق ميسر است
الف)‌ ازطريق انسان (علم )‌
ب)‌ از طريق خالق انسان (وحي)‌
موضوع كار وبي تربيت انسان است و او از طريق جنبة‌حركتي وبدني انسان به تربيت او مي پرداز پس بايد به ويژگي هاي او و نيازهاي مادي و معنوي او،‌اهداف وغايت او آگاهي كافي داشته باشند. انسان به معناي انس يا خو گرفتن مي باشد قديمترين تعريف در مورد انسان به حيوان ناطق كه توسط سيبويه تعريف شده است ( انسان حيوان ناطق است)‌
ابن سينا:‌ انسان با وجود جاندار بودنش سخنگو نيز است.
درمورد پيدايش روح دو تعريف وجود دارد:‌ ۱- روح موجود ي كاملاً مجرداست كه قبل از تعلق ارتباط با بدن به همين شكل وجود داشته وسپس به بدن مادي پيوستگي وتعلق يافته است .

۲ـ نظريه ديگر نفس وروح با پيدايش بدن وجنين آغاز مي شود و مراحل وجودي وتجردرا از ضعف به شدت طي مي كند تا به تجرد عقلاني برسد بس رابطه متقابل روح وبدن عميق و داراي ريشه هاي فلسفي مي باشد وبدن مثل ابزار ي حرف تلقي نمي شود تأثير متقابل او حياتي وحالات روحي بر بدن وهمچنين تآثير ويژگي هاي جهاني براوحيات وحش به دست خواهد آمد.
ويژگي هاي اصلي انسان
۱- علم و آگاهي
۲- ميل يا گرايش
۳- اختياريا آزادي
۴- قدرت يا توانايي
۵- تحول پذيري شخصي
الف)‌علم وآگاهي دونوع داريم
۱- حضوري :‌خود آگاهي يا علم انسان به ويژگي هاي روحي ، قواي جسمي ، انديشه هاي خودآگاهي.
۲- اكتسابي :‌ علم ما به جهاني پيرامون را شامل شود، آسمان ،‌زمين ،‌و…..
ب)‌ميل وگرايش انسان ؛‌يكي ديگر از ويژگي هاي روحي انسان تمايلات يا گرايش هاي متنوع است تمايلات وگرايشات گوناگون در انسان منشأ رفتارهاي متفاوت است وهيچگونه فعل ارادي از انسان بدون انگيزه رواني صادر نمي شود.

مشخصات ميل وگرايش :‌
۱- ميل اساساً موتور محرك در افعال ارادي حيواني وانساني است
۲- ميل شعوري آگاهانه است و مانند ميل طبيعي فقط كشش ناآگاهانه نيست.
۳- ميل شعوري همراه اراده واختيار است
۴- اهداف همواره بر اساس اميال شكل مي گيرد تا ميل به علم نباشد تحصيل علم هدف قرار نمي گيرد.

اصالت فطرت وگرايش هاي انساني :‌
خداگرايي وتعلق قلبي به ماوراي طبيعت بويژه دين، فطري و ذاتي انسان است گرايش فطري داراي ويژگيهاي زير مي باشد.
۱- در همه افراد بشر وجود دارد
۲- درهمه ادوار تاريخ وجود دارد
۳- در همه محيطها واقوام وجوامع به چشم مي خورد
۴- قابل سلب ونفي كلي از انسان نيستند.‌
۵- عوامل خارجي در اصل وجود وعدم آن تأثير ندارد ولي در فعليت وعدم فعليت ولذت ضعف آن نقش دارد.
ج)‌اختيار و آگاهي :‌يكي از ويژ گيهاي بشر اختيار و آزادي وقدرت انتخاب گري است اساس تكليف صواب، عقاب، زشتي وزيبايي ،‌ زيبايي اخلاقي ومسئوليت انسان به اين ويژه گي وابسته است . مانند كسي است كه در باغي محصور است ولي در آنجا براي انتخاب ميوه وگلهاي متنوع آزاد ومختار است.
د) قدرت وتوانايي :‌ هرگونه نيروكه بتواند مبدأ يا منشأ‌كار يا اثري شود.
الف)‌قدرت مادي
ب)‌قدرت غير مادي
قدرت مادي انرژي يا نيرويي كه موجود در برخي اجسام است كه مي تواند منشأ ومبدأ حركت شود كه هم در انسان و هم در غير انسان وجود دارد مثل قدرت مغناطيسي‌آهنربا وقدرت موجود در آنتي بيوتيك ها قدرت غير مادي كه هرگونه نيروي غير مادي را شامل مي شود نظير قوا وكنييات گوناگون نفساني
هه)‌تحول پذيري شخصيت
ويژگيهاي تحول پذيري انسان :
۱- آگاهانه
۲- آزادانه
۳- تأثير عمل دركار
عوامل موثر بر شخصيت
توارث
بيروني : عامل محيط طبيعي ومادي

عوامل اجتماعي
دروني :‌ نظير انديشه تعقل وفطرت غريزه گرايش ها اراده مي باشد كه تأثير عمده اي بر شخصيت انساني دارد.
تأثير عمل در كار:‌ همان گونه كه امور رواني وشخصيت مبدأ كار و عمل است عمل نيز به سهم خود تأثير عميقي برشكل گيري ساختار شخصيت انسان دارد.

تعريف فلسفه :‌
فلسفه از دو كلمه فيلو و سوفيا تشكيل شده است. فيلو به معني دولت داشتن وسوفيا به معناي دانش مي باشد بنابراين فلسفه يعني دوستداري دانش . در مفهوم فلسفه عبارتست از ژرف انديشي يعني نگاه عميق كردن به مسائل زندگي ( فلسفيدن)‌
بنابراين فليسوف يعني كسي كه با نگاه ژرف به مسائل مي نگرد. فلسفه براي شناخت واقعي تربيت بدني ضروري است جوهر هر اصل ورشته تنها با بررسي اصول عمومي فلسفي و فلسفه قلمروهاي تخصصي آن رشته قابل تصديق مي باشد. فلسفه يك قلمرو وتحقيقي است كه به كمك اصول آن افراد در يك طريق مناسب ورضايت بخش ارتباط خود را با جهان ارزيابي مي كنند.
فلسفه عبارتست از مجموعه دانش و آگاهي از جهان .

اجزاي فلسفه عبارتنداز متافيزيك:‌با قوانين هستي در ارتباط است مثلاً مفهوم وجود هستي چيست؟‌ اعمال انسان چگونه نظارت واداره مي‎شود؟‌جهان چگونه است وچگونه اداره مي شود؟‌ خدا چيست؟‌ پرسش زير نيز در قلمرو تربيت از مالكيت متافيزيكي برخوردار است چه تجاربي برنامه هاي تربيت بدني را قادر خواهد ساخت تا در دنياي واقعي موفق باشند.م به نظر ويل دورانت (فيلسوف)‌متافيزيك واقعيت هرشي را كه با نوع بشر وجهان مرتبط باشد مورد بررسي قرار مي دهد. (۱)
معرفت شناسي :‌راجع به معرفت اندوزي و انواع دانشهاي كسب كردني مي باشد وآن عبارتست از بررسي جامع يك دانش . دانشجويان به دنبال حقيقت فعاليتهاي بدني هستند وكار معرفت شناسي پاسخ به سئوال حقيقت چيست ؟ مي‎باشد. (۲)
ارزش شناسي :‌ در ارزش شناسي با سؤالاتي همچون ارزشها را چگونه تشخيص دهيم ومعيار اين تشخيص چيست؟‌مواجهيم ارزش شناسي با اهداف و ارزشهاي جامعه در ارتباط است و در قلمرو تربيت بدني نيز بي نهايت مهم تلقي مي شود . زيرا ارزشها واهداف اجتماعي پايه و اساس دوره تحصيلات در مدارس و دانشگاهها هستند. (۳)

اخلاقيات:‌ اخلاق زير مجموعه شخصي ارزش شناسي است . اخلاق به تعريف خصوصيات ومعيارهاي اخلاقي كمك مي كندوبه عنوان پايه اي براي رفتار فرد محسوب مي شود . در تربيت بدني سئوالات اخلاقي از مهمترين اعمال تربيت بدني ورزش مي باشد. تربيت بدني و ورزش افراد را در شرايطي قرار مي دهد تا شخصيت وماهيت واقعي خود را بروز دهند. (۴)

منطق :‌ منطق بشر را باشيوه كامل و هوشيارانه زندگي وتفكر آشنا مي سازد منطق عبارتست از ارتباط منظم ومرتب يك حقيقت وعقيده با يكديگر ولي تربيت بدني يك جريان فكري منطقي را براي رسيدن به حقيقت در پيش مي گيرد. (۵)
زيبايي شناسي : اين حيطه عبارتست از مطالعه و تعين ملاك زيبايي در طبيعت وهنرها (رقص- مجسمه سازي- نقاشي – موسيقي – نويسندگي) زيبايي شناسي شاخه اي از ارزش شناسي است و نه تنها با با هنر بلكه با هنرمند و شناخت دست آورد او در ارتباط است. حركات و فعاليتهاي زيبايي كه دربعضي ورزشها ارائه مي شود اغلب منبع لذت وافري مي باشد. (۶)

ايدآليسم :‌ ذهن وقايع را تفسير مي كند واقعيات را به وجود مي آورد. اهميت آمادگي جسماني وحركات جسماني به خاطر تأثير در توسعه وتكامل ذهن در جريان فكري ودرنهايت شخصيت انساني مي باشد وتربيت بدني وبرنامه عملي ورزش باعث تقويت وپرورش واقعيات ذهن انسان مي گردد.
رئاليسم :‌ جهان مادي همان جهان واقعي است وبوسيله قوانين طبيعت اداره مي شود.اهميت وارزش تربيت بدني به دليل تأثير آن بر تندرستي وسلامت جسمي مورد تأييد واهميت قرار مي گيرد

ناتوراليسم : ‌واقعيت زندگي تحت تأثير قوانين طبيعي مي باشد وانسان موجود مكانيكي بوده كه در حركت قوانين طبيعي توسعه پيدا مي كند. فعاليتهاي جسماني و ورزش براي توسعه كل وجود انسان موثر هستند . وفرد از طريق فعاليتهاي انتخابي به اهداف مشخص خود دسترسي پيدا مي كند.
پراگماتيسم :‌ واقعيات بوسيله تجارب زندگي فردي آشكار مي شود فرد از طريق تجربه با حقيقت آشنا مي شود در حيطه تربيت بدني و ورزش و در دوره هاي تحصيلي مختلفي نيازها و علايق و تجارب سودمند فردي مورد ارزش واهميت قرار مي گيرد.

اگزستيانسياليم:‌ واقعيات را بر اساس هستي انسان مورد پذيرش قرار مي دهند و فرد از هر لحاظ در جمع مقدم مي باشد و در حيطه تربيت بدني و ورزش افراد در انتخاب انواع فعاليتها از آزادي عمل برخوردار بوده و فعاليتهاي جسماني و شرايط و موقعيتها را براي توسعه خود آگاهي ومسئوليت پذيري بوجود مي آورد.
تعليم و تربيت :‌ به فعليت رساندن استعدادهاي بالقوه انسان در مسير كمال فردي و اجتماعي وي و به عنوان هدايت كننده براي انسانها مي باشد.
ورزش :‌ به كليه فعاليتهاي اطلاق مي شود كه با تحريك انگيزه هاي دروني وبيروني توأم با فعاليتهاي شديد جهاني و به صورت رقابتي در چهار چوب يكسري قوانين رسمي و نهادينه شده به صورت رقابتي اجرا مي گردد.

تربيت بدني:‌ جزيي از فرايند تعليم وتربيت است كه با استفاده از حركات بدني و واسطه قرار دادن جسم انسان موجب پرورش وبه كمال رسيدن ابعاد روحي ومعنوي انسان مي گردد.
سطوح مختلف حركات بدني :
۱- حركات بازتابي: بازتاب گرفتن
۲- حركات بنيادي: عمل گرفتن ـ دست كاري اشياء- راه رفتن
۳- تواناييهاي ادراكي حركتي: دويدن- تميز دادن مزه تميز بصري
۴- حركات مهارتي: دوچرخه سواري- پرش طول- حركات اكروباتيك
۵- توانايي جسماني: سرعت- چالاك – قدرت
تعاريف تربيت بدني وورزش در تمدنها ي اوليه.
بررسي تفكرات اين دوره را از قرون پنجم قبل از ميلاد يعني تاريخ پيدايش فلاسفه بزرگي چون افلاطون ارسطو و سقراط آغاز مي كنيم:
افلاطون ورزش را وسيله اي براي آماده كردن مردان صالح براي رسيدن به مدينه فاضله مي دانست به عقيده افلاطون افراط در ورزش يا تحصيل مضرات بي شماري را در بردارد ورزشكار بي علم خطرناك وعالم غير ورزشكار عليل و نحيف مي شود. پس بنابراين بهترين طريقه تعليم وتربيت آميخته كردن ورزش وتحصيل مي باشد. موفقيت هميشه نصيب كساني مي شود كه قسمتي از اوقات خود را صدف تربيت بدن و قسمتي ديگر را تربيت روح مي نمايند. روحيات اينگونه افراد طبعاً قوي تر وفكرشان روشن تر است.

ورزش در قرون وسطي ( قرون پنجم تا آغاز قرن شانزدهم ميلادي)‌
در قرون وسطي كليساي كاتوليك مقتدرترين نهاد اجتماعي كشورهاي اروپايي بود در طي اين قرون تربيت بدني و ورزش دوران نابودي خود را مي گذرانيد چراكه عالي ترين مقام شخصيت اجتماعي را كساني داشتند كه در رشته الهيات تحصيل مي كردند واين به ظاهر روحانيون با تمام قدرت سعي مي كردند پرورش جسم متروك شود. وآنها را تشويق به ديرنشيني و پناه بردن به صومعه ها مي نمودند. علي رقم همه اين تفكرات ناصحيح به نام دين ورزش و تربيت بدني جايگاه خاصي براي طبقات ثروتمند داشته وبه ورزشهاي مفرحي چون شنا كردن سرسره خوردن ،‌اسب دواني،‌تمرين با تيروكمان كشتي گيري ،مشت زني ،‌تنيس و فوتبال در بين آنان رواج داشته است.
تعريف تربيت بدني و ورزش در مكتب وحي
انسان در جهان بيني اسلامي جزو شريفترين و بهترين مخلوقات قلمداد شده است . برابر ملاكهاي اسلامي تربيت بدني و ورزش وسيله اي است كه در تربيت انسانهاي سالم وكامل نقش فعالي را ايفا مي كند آنرا راه گريختن از ناتواني ،‌بالا بردن تحمل بدن براي بهتر زيستن، وبهتر تحمل كردن،‌ راه انجام ،‌بهتر كارها ،‌علم نگهداري تعادل فيزيولوژيكي قسمتهاي ارادي بدن وتقويت قواي معنوي آن دانسته اند .
تربيت بدني عبارتست از تربيت كل ابعاد وجودي انسان از لحاظ جسماني ، فكري، اجتماعي ،‌عاطفي، اخلاقي، وايماني برمبناي توانايي و استعداد وبا واسطه قرار دادن بدن.

تعاريف :‌
حركات بازتابي:‌ حركاتهايي غير ارادي هستند كه فراگير با مواجه شدن با آنها به طور غير آگاهانه پاسخ مي دهد.
حركات بنيادي :‌ اين حركات در طول سال اول وبعد از حركات بازتاب اوليه در كودك توسعه مي يابد.
توانايي ادراكي حركتي :‌ اين سطح شامل رفتارهاي شناختي و هم چنين رفتارهاي رواني حركتي است.
توانايي جسماني : اين توانايي ها در عمل كرد موثر فرد نقش اساسي دارد يعني فردي كه داراي توانايي هاي جسماني مطلوبي است پاسخ مناسبي به محيط ارائه مي دهد.

حركات مهارتي :‌ اين حركات در برگيرنده فعاليتهاي حركتي است كه ضمن پيچيده بودن انجام آنها نياز به يادگيري دارند. حركات مهارتي نشان دهنده سطح شايستگي و تسلط در انجام يك عمل است.
انواع ورزش :‌ ورزشها داراي صور مختلفي هستند وآنها را مي توان به صورتهاي گوناگون تقسيم بندي كرد زيرا كه هريك مقررات ويژه اي دارند
۱- ملاك تقسيم بندي برحسب ابزار مورد استفاده درورزش.
۲- تقسيم بندي چگونگي رابطه در روند فعاليت ورزشي .
۳- تقسيم بندي برحسب زمان ورزشها و منابع انرژي مورد استفاده (‌استقامتي و سرعتي – هوازي- بي هوازي )‌
۴- تقسيم بندي بانگرش روانشناسي ورزشي مانند فعاليتهايي كه موجب تسلط بر طبيعت مي شود( كوهنوردي )‌ فعاليتهايي كه موجب برتري جامعه ومصونيت بخشيدن آن مي شود ( تيراندازي )‌

۵- تقسيم بندي از نظر واكنشهاي رفتاري
عوامل موثر بر آن،‌اين نوع دسته بندي براساس چگونگي محركي است كه در مقابل ورزشكار وجود دارد (مهارت وثبات) ( وزنه برداري- برش طول وارتفاع )‌
ورزشهاي بدون وسيله :‌ كشتي ودو
ورزشهاي با وسيله : واليبال و…
مبارزه اي : رزمي
ميداني: دو
طبيعي ومكانيكي:‌ كوهنوردي
مهارت باز:‌ اسكي،‌قايقراني ( قابل پيش بيني نيست)‌
هم بازهم بسته : ‌فوتبال و…
تعريف بازي :‌ به كليه فعاليتهايي كه فرد به صورت آزادانه وبا هدف خيالي جهت كسب لذت وشادي انجام مي دهد. گفته مي شود كه بصورت ذاتي برانگيخته مي شود
تعريف هدف : نقطه اي كه براي رسيدن به آن حركت مي كنيم.
اهداف تربيت بدني: مقاصد يا نتايج مطلوبي هستند كه فرد با شركت د رمسابقات به دنبال آن مي باشد.
غايت :‌مجموعه انتظاراتي كه فرد در زندگي مي تواند از خود داشته باشد را گويند.
آرمان: انتظاراتي كه دور از دست رس است يكي از مجموعه هاي غايت در زندگي فرد است كه نشان دهنده جهت وسمت وسو دريك موضوع وغير قابل دست رس عمومي مي باشد.

مشخصات آرمان:‌ ۱- متعالي وپايدار و باارزش ( از هوي و هوس و اميال نفساني به دور باشد)‌
۲- الهام بخش باشد (‌اگر يك بار شكست خورديم دوباره به پا خيزيم)‌
۳- با اهداف تعليم وتربيت سازگاري داشته باشد.

اهداف پنجگانه تربيت بدني و ورزش در پرورش و تربيت انسان
۱-تكامل جهاني :‌ شركت كننده براي افزايش آمادگي قلبي وعروقي ۲۰دقيقه هماهنگي هوازي انجام مي دهد. (تست كوپر)
۲- رواني حركتي : شركت كننده طرز صحيح ضربه فورهند تنيس را نمايش خواهد داد. (تست واليبال)‌
۳- شناختي:‌شركت كننده شيوه امتياز بندي در گلف را شرح خواهد داد وآگاهي ازقوانين دربسكتبال
۴-عاطفي:‌ شركت كننده هفته اي سه روز با اجراي تمرينات جدي واختياري بدون نظارت مربي و بس قدرداني خود از اثر مثبت تمرينات را در زندگي بروز خواهد داد.
۵- اخلاقي:‌ كاري كه مبدأ ومنبع ارزشي داشته باشد وجايگاه رفيع وبلندي داشته باشد. (شجاعت – تواضع ـ‌ جوانمردي)‌

تربيت بدني وتاريخ :‌
معناي تاريخ :‌ مدتي را از ابتداي امري عظيم ، قديم ومشهورتاظهور امرديگري كه در ادامه آن رخ مي دهد.
زمان وقوع واقعه اي يا سلسه اعمال و حوادث قابل ذكر كه به ترتيب زمانها تنظيم شده باشد.
فايده تاريخ :
۱- آشنايي باعقايد واديان
۲- آشنايي با مشكلات وگرفتاريهايي كه درزندگي پيش مي آيد.
تربيت بدني و ورزش در يونان باستان :‌
يونان اولين كشوري بود كه درگسترش تربيت بدني وورزش كوشش نموده است وآن زمان به سالهايي طلايي معروف بوده است. تربيت بدني بخش مهم وحياتي ازجريان تربيتي هر پسر يوناني بود.
هنر نقاشي، مجسمه سازي،‌ اجراي تربيت بدني در جنشنهاي ملي،‌ شكاركردن ،‌ يكي از مهمترين و متداولترين كارهايي بود كه مردان يونان باستان انجام مي دادند. وآنان در رشته هاي مختلف ورزش مانند ، بوكس ، رقص وشنامهارت داشتند. موزيك وژيمناستيك از مهمترين موارد مورد توجه در تعليم وتربيت بودند موزيك براي پرورش روح و ژيمناستيك براي پرورش جسم. بازيهاي المپيك قديم در سال ۷۷۶ قبل از ميلاد مسيح براي اولين بار در يونان تشكيل شد ودر آن ورزشكاران با انگيزه رضايت رب النوع ها بايكديگر مسابقه مي دادند،‌البته بانوان در المپيك شركت نداشتند.

تربيت بدني وورزش در رم :‌
مقدار زيادي از آداب ورسوم يونانيان در رم اثر گذاشته بود. زماني كه امپراطور آنها به قدرت رسيد تربيت بدني در ارتش آنها مشاهده مي شود وبه طور اساسي ورزش آنها بر روي كار عمليات نظامي استوار شده بود . آنها جوانان و نوجوانان را در اردويي نظامي به نام ماتيوس جمع مي كردند و به آنها تمرينهاي سنگين ازجمله دويدن ،‌پريدن، شنا، پرتاب،‌ نيزه و ديسك مي آموختند. روميها به دليل آنكه تربيت بدني يونان با ساز و آواز توأم بود با آن موافق نبودند و معتقد بودند كه تربيت بدني بايد تماشاچي را احساساتي كند،‌ خونش را به جوش آورد وصحنه هاي ترسناك ايجاد كند و مسابقه هاي آنان ،‌ارابه سواري ،مبارزه گلادياتورها انسان و انسان ، حيوان و حيوان- حيوان و انسان و طريقه جنگيدن مردان با حيوانات كه منجر به كشته شدن يكي از آنها مي شد خلاصه نمود.

تربيت بدني وورز ش در مصر باستان :‌
تربيت بدني در مصر را مي توان در سه موضوع مورد بحث قرار داد
۱- اشراف
۲- سربازان
۳- مردم عادي
اشراف :‌ چون قدرت مالي داشتند فرزندان خود را براي تعليم وتربيت به مدارس خصوصي مي فرستادند وبه آنها ژيمناستيك ، كشتي ،‌رقص،‌آشنايي با كمان ونيزه وشناراياد مي دادند.
سربازان :‌ صرفاً براي آماده ساختن بدن به منظور جلوگيري از حمله دشمنان كشور وحمايت از فرعون براي جمع آوري ماليات انجام مي شده است. مصر را مي توان اولين كشوري دانست كه پي به اهميت شنا برد به دليل وجود رودخانه نيل. در كتيبه ها نشان داده شده در رودخانه نيل چگونه شنا مي كردند.
مردم عادي:‌ با شغل مردم تربيت بدني رابطه مستقيم داشت بطور مثال اگر كسي چنان بود كه جنبش وحركت فراوان لازم داشت او خود به خود داراي بدني قوي ونيرومند مي‌شد.

زمان پيدايش مسابقات عهدجديد ( ۱۸۹۶) پس از ميلاد تقريبا ۱۰۹ سال قبل توسط بيردوكوبرتن فرانسوي كه نزديك به ۱۹ تا ۲۰ سال تلاش كرد كه مسابقات عهد جديد را برگزار كند. هدف او آشنايي با آداب وفرهنگ وديدگاههاي ملل مختلف بود.