اعتصاب به معنی توقف موقت کار توسط گروهی از کارکنان به منظور بیان شکایت یا تحمیل یک تقاضا است.در اعتصاب اقدام علیه کارفرمایان انجام می‌گیرد؛ و در نهایت ممکن است کارگران و مدیران وارد ستیزه اجتماعی شوند.
دریك تعریف كلی از اعتصاب باید گفت: اعتصاب دست از كار كشیدن کار گران (به معنای عام كارگر)، كارمندان و سایر گروه‌ها را گویند كه … به منظور مختل شدن امور [در راستای رسیدن به اهداف و خواسته‌هایشان] صورت می‌گیرد. اگر اعتصاب شكل سیاسی به خود بگیرد، اعتراض محقق می‌شود. واژه‌های مشابه و در عین حال متفاوت با آن عبارتند از شورش، تحصن، انقلاب و … .

تعریف اعتصاب همانند سایر مفاهیم علوم انسانی تا حدود زیادی نسبی است، به گونه‌ای كه عملی ممكن است دریك كشور اعتصاب به حساب آید و در كشور دیگر اعتصاب محسوب نگردد؛ به عنوان مثال در انگلستان توقف كار باید ده نفریا بیشتر را در بر گیرد، تا به عنوان اعتصاب گزارش شود؛ در صورتی كه در آمریكا (از سال ۱۹۸۲م. به بعد) تنها توقف‌هایی كه شامل هزار نفریا بیشتر باشد در آمار اعتصاب ثبت می‌شود.

برای اعتصاب می‌توان حالت‌های مختلفی در نظر گرفت. از این حالت‌های گوناگون می‌توان به اعتصابات عمومی (Strike general)،‌اعتصاب ظرف مدت معین و غیر معین، اعتصاب غیر مجاز (Unauthorized Strike)، اعتصاب نشسته (Sit down Strike) و اعتصاب همدردی (Sympathetic Strike) اشاره كرد.
اعتصاب عمومی: دست كشیدن تمامیا اكثر كارگران و كاركنان دریك ناحیهیا در كشور.

اعتصاب غیر مجاز: اعتصابی است كه برق آسا و بدون اجازه و تصویب مقامات اتحادیه كارگری ذینفع انجام می‌گیرد.
اعتصاب نشسته: در این نوع، كارگران پس از اعلام اعتصاب، محل كار را تا زمانی كه كارفرما حاضر به قبول مذاكره نگردد، ترك نمی‌كنند.
اعتصاب همدردی: جایی است که كارگران شخصاً از كارفرمای خود شكایتی ندارند؛ امّا، به خاطر همدردی با كارگران اعتصابی، دست از كار می‌كشند.

با توجه به تعاریف و حالات گوناگونی كه اعتصاب دارد، می‌توان گفت پدیده خارجی و وجه مشترك اعتصاب‌ها، متوقف كردن کار از طرف کارکنان می باشد. در مورد تاریخچه اعتصابات کارگری و نزاع میان کارگران و كارفرمایان باید گفت كه: جدال میان این دو نیمه نخست قرن ۱۹، اغلب به صورت نیمه سازانیافته بود كه با كارهایی از قبیل ترك محل كار و اجتماع در خیابان‌ها و إعمال رفتارهای متمردانه نسبت به مسئولین و كارفرمایان خود، همراه بود؛ ولی به مرور زمان، این جدال شكلی مدنی به خود گرفت و به شكل چانه زنی سازمانیافته میان كارگران و مدیریت تبدیل شد.

 

ویژگی‌های اعتصاب:
۱- اعتصاب مهم‌ترین وسیله دفاع اقتصادی اتحادیه‌های كارگری است كه برای بهبود بخشیدن به وضع زندگی اعضای اتحادیه، به كار می‌رود.
۲- موقتی بودن؛اعتصاب توقف موقت كار توسط گروهی از كاركنان می‌باشد. علت موقتی بودن هم این است كه كارگران قصد دارند به همان كار نزد همان كارفرما برگردند.

۳- گروهی بودن؛یك گروه از كارگران می‌بایست در اعتصاب شركت داشته باشند، و این كار با عملیك فرد به تنهایی صورت نمی‌گیرد.
۴- علیه كارفرما بودن؛ اعتصاب باید علیه كارفرما باشد تا با اعمالی نظیر جنبش دانشجویی و مستاجران و … تفاوت داشته باشد.
۵- هدفمند بودن؛ اعتصاب باید متضمن هدفی باشد و در راستای اجرا كردن و رسیدن به اهدافی صورت گیرد. لذا نمی‌توان عمل تعدادی از كارگران را كه به دلایلی نظیر رفتن به تماشای مسابقات فوتبال كه با این كار،‌كارخانه به حالت تعطیلی درآمده، اعتصاب نامید.

اعتصاب و تاثیر آن بر جامعه
دست از کار کشيدن گروهي و گرد آمدن آنان براي وصول بهدف معين از قبيل تحصيل آزادي ، کاستن ساعات کار، اضافه حقوق و غيره . (از فرهنگ فارسي معين ). گرد آمدن مردمان . (يادداشت بخط مولف ). اعتصاب نوع خاصي از سازشهاي کارگري و تظاهري از مبارزه طبقاتي است که بمنظور پيشرفت درباره هدفي صنفي از قبيل ازدياد مزد کارگران و تقليل ساعات کار و بطور کلي براي انجام يافتن امري که متضمن بهبود حال اعتصاب کنندگان باشد، انجام ميگيرد. اعتصاب

حس طبقاتي را بيدارو آنرا نمودار ميسازد و از جهت مادي معلوم ميدارد که بين کارفرما و مزدور تصادم و تضاد منافع وجود دارد، و متوجه ميسازد که چيزي خود را بين کار و سرمايه قرار ميدهد که همان موسسات و کارفرمايان هستند. از جهت معنوي نيز اعتصاب تاثير دارد، چه اين احساس را قوت ميدهد که سازش اجتماعي با اربابان و صاحب کاران غيرممکن است و از اينرو همبستگي کارگران را با هم تقويت مينمايد. از اين ملاحظات گذشته اعتصاب يک نوع وسيله

انقلابي در مبارزه طبقاتي است که بواسطه آن دستگاه توليد سرمايه داري مختل ميشود و طبقه مزدور بدان وسيله نائل ميشود که پيروزيهاي اجتماعي بچنگ آرد و به اين جهت است که اعتصاب راه را براي انقلاب اجتماعي باز مينمايد. هنگامي که اعتصاب صورت کلي و عمومي پيداکند تاثيرات آن بحداکثر قوت و شدت خود ميرسد. اهميت هم پيماني و اعتصاب که از مظاهر آن است در زمينه اقتصادي بر اثر بستن کارگاهها فراوان است و اثر اجتماعي آن بيشتر است زيرا روح

همکاري طبقات جامعه را مختل مي سازد و فرصت ارتکاب جرم عليه اشخاص يا اموال را فراهم ميسازد. با ملاحظه اثرات نامطلوب فوق و آثار ناپسند ديگر در حقوق جديد سعي ميشود بوسايل ديگري روابط کار را اصلاح نمايند و طريقه اعتصاب و بستن کارخانه رو بنقصان ميرود و در مقابل تاسيسات قضايي براي حل و فصل اختلافات بوجه توافق و داوري توسعه مي يابد.

براي اينکه از اختلال امور اجتماعي و اقتصادي بر اثر اعتصاب جلوگيري شود، طريقه توافق و داوري را برقرار کرده اند، و توافق هنگامي است که اختلافات طرفين آشتي پذير باشد وگرنه بداوري شخصي ثالث واگذار ميشود. سودمند بودن طريقه مذکور مورد ترديد نيست زيرا صلح اجتماعي برقرار مي گردد و اختلاف و عدم مساوات بين کارفرما و کارگر تا حدي برطرف ميشود و شرايط کار بجاي اينکه از طرف کارفرما بتنهايي تعيين شود بتوافق با داورها تعيين ميشود.

اختلافات و مناقشات راجع به کار: چون توافق و سازش بين کارفرما و کارگر هميشه ممکن نيست بناچار اختلافاتي بروز ميکند و بطور معمول در اين هنگام اجتماعاتي موقتي تشکيل مي يابد که هدف آنها اکثر اوقات تغيير شرايط کار ميباشد و وسيله رسيدن بمقصد را دست کشيدن از کار قرار ميدهند. هر گاه اين عمل از طرف کارگران باشد بصورت اعتصاب و در صورتي که از طرف کارفرمايان باشد بطريق بستن در کارخانه واقع ميشود. اعتصاب و بستن کارخانه حل اختلاف با زورمي باشد که آنرا بجنگ تشبيه کرده اند. اجتماعاتي که بطريق فوق پيدا ميشوند جمعيت هم پيمان ناميده ميشوند و داراي دو خصوصيت مي باشند:
۱ – اين نوع هم پيماني محيطهاي متضاد کار را در مقابل يکديگر قرار ميدهد، درصورتي که اختلاف و مبارزه کارتل يا تراست با موسساتي که بدينها نپيوسته اند اختلاف بين روساي بنگاهها در زمينه اقتصادي مي باشد.

۲ – جمعيتهاي هم پيمان بواسطه وضع موقتي و نداشتن سازمان حقوقي با اتحاديه تفاوت دارند و پس از اخذ نتيجه يا شکست منحل شده از بين ميروند. اعتصاب ممکن است وسيله سواستفاده و بمنظور پيش بردن مقاصد شخصي قرار گيرد. البته قابل قبول نيست که کارگران خدمات عمومي حق اعتصاب و خواباندن کارها و زندگاني عموم مردم را براي مقاصد خصوصي داشته باشند ولي چون عده آنها بسيار است نميتوان در حالي که ساير کارگران از حق اعتصاب استفاده ميکنند حق مزبور را از کارگران خدمات عمومي بصراحت سلب نمود و بفرض که حق بستن کارخانه را براي کارفرمايان در شرايط خاصي مشروع و محرز

بدانيم دليل بر اين نيست که هر گونه اعتصاب از طرف کارگران يا تعطيل کارخانه از طرف کارفرمايان جنبه افراطي نداشته و سواستفاده محسوب نشود حتي در بعضي موارد که اعتصاب قانوني است ممکن است در بکار بردن آن سواستفاده شود بدين صورت صرفاً بمنظورايذاء غير بعمل آمده نه بمنظور حفظ منافع اعتصاب کنندگان . هرگاه اعتصاب بمنظور اخراج کارگري صورت گيرد که عضو اتحاديه نيست بر طبق رويه قضايي سواستفاده محسوب مي شود مگر در صورتي که در

قرارداد دسته جمعي کارصاحبکار تعهد کرده باشد جز کارگران عضو اتحاديه را بکار نپذيرد که اگر خلاف تعهد عمل کند کارگران ميتوانند از اعتصاب استفاده نمايند و وي را بدين وسيله مجبور به انجام وظيفه خود نمايند. بعض مصنفان را عقيده بر آن است که اعتصاب عبارت است از گسستن پيمان کار و بنابراين کارگران پيش از دست زدن به اعتصاب بايد مطالب خود را بکارفرما اعلام نمايند و مهلت کافي براي جواب قبول و يا رد تقاضاي خود به او بدهند و در غير اين صورت فسخ قرارداد کار بدون اخطار قبلي بطرف بوده و سواستفاده محسوب ميشود.

مطالبه زيان در موارد اعتصاب ناحق: کارفرمايي که در نتيجه اعتصاب بيجا و ناحق دچارخسارات سنگين ميشود حق مطالبه زيان وارده را دارد چنانکه احکام صادره از دادگاههاي فرانسه در اين اواخر اين مطلب را تاييد ميکند. اما در مورد اشخاص ثالثي که از اعتصاب زيان ديده اند اختلاف است در اينکه حق مطالبه خسارت از محرکين و مسببين اعتصاب دارند يا خير؟ و در اين موارد اگر رابطه عليت مستقيم بين خسارت وارده و اعتصاب بثبوت برسد علي الاصول بايد حق

مطالبه خسارت داشته باشد.جرمهاي ارتکابي در حين اعتصاب : کارگراني که هنگام اعتصاب به آزادي رفقاي کارگر خود لطمه وارد آورند و همچنين کارفرماياني که مانع عمل و آزادي همکاران خود گردند، بموجب قانون کيفري فرانسه مجازات خواهند شد و براي تحقق اين جرم دو شرط مادي و معنوي لازم است : شرط مادي آن است که شدت عمل ، زور، تهديد و اعمال خدعه آميز با اعتصاب يا بستن کارخانه همراه باشد. عامل معنوي وقتي موجود است که تهديد و شدت عمل و اعمال خدعه آميز بمنظور بالا بردن مزد يا لطمه وارد آوردن به آزادي کار باشد.مشخصات اصلي اعتصاب : اعتصاب ممکن است بصورتهاي زير ظاهر گردد:

عمومي ، قسمتي ، شغلي ، سياسي ، انقلابي ، ملي ،بين المللي ، قسمتهاي جدا و قسمتهاي متصل بهم ، غيرمنظم يا وحشي و منظم .
اعتصاب عمومي : در يک يا چند رشته از مشاغل بوجود آمده و هدف آن اصلاح شرايط کار است . گاه ممکن است اعتصاب عمومي کامل بوده و بمنظور تغييرات اساسي در اصول اجتماعي از قبيل حذف يا تغيير اساس سرمايه داري باشد و اين نوع اعتصاب بعقيده بعضي سمبل انقلاب کارگري است . در اين اواخر در کشورهائي که تشکيلات متعدد سنديکائي دارند انجام اعتصاب عمومي بمشکلاتي برخورد ميکند. و اين نوع اعتصاب مشخصات اوليه خود را که جنبه انقلابي

باشد از دست داده و جنبه سياسي بخود گرفته است . در بعض مواقع اعتصاب در يک عده مشاغل بخصوص انجام مييابد تا بوسيله آن در شرايط کار اصلاحاتي بعمل آيد يا بمنظور مقاومت در مقابل کارفرمايان صورت ميگيرد و اين اعتصابات راشغلي يا قسمتي گويند و بيشتر جنبه تعاون و کمک کارگران با يکديگر در آن رعايت شده و بجهات يادشده شروع شده و خاتمه مييابد. همچنين اعتصاب ممکن است در قسمتهاي جداجدا شروع شده و بعد حفره هاي وسط را پر کرده و بتدريج تمام قسمتهاي يک رشته را بگيرد. و گاه ممکن است اعتصاب بوسيله تشکيلات سنديکائي داخلي اعلام گردد و يا عوامل خارجي آنرا تحريک و تقويت

نمايد که در صورت اخير اداره آن براي تشکيلات سنديکائي مشکل ميشود و اين اعتصابها را مي توان اعتصاب غيرمنظم يا وحشي ناميد. علل اصلي اعتصاب : مدتها ساعت کار از علل اصلي اعتصاب بود و در استراليا اولين اعتصاب براي بدست آوردن تقليل کار روزانه به هشت ساعت انجام گرديد و همين اعتصابات در کشورهاي مختلف موجب شد که از سال ۱۹۲۲ م . تقريباً در همه جا ساعت معمولي کار در روز ۷ ساعت مقرر گرديد. ولي بعدها در سالهاي ۱۹۳۵ و ۱۹۳۶ م . در فرانسه و بلژيک اعتصابهايي بمنظور تقليل ۴۸ ساعت کار در هفته به ۴۰ ساعت کار صورت گرفت . ولي در اين مورد در تمام انواع کارها پيشرفت نکرد و تنها در کارهاي سنگين و خطرناک ساعت کار تقليل يافت

يکي ديگر از علل اعتصاب شرايط کار و تشکيلات کارگري بوده است بدين معني که سنديکائيسم و تشکيلات سنديکائي يکي از علل اصلي اعتصاب بوده ، زيرا براي قانوني شدن تشکيلات مزبور تصادفات و اعتصابهاي فراواني در کشورهاي مختلف روي داده است . يکي ديگر از علل اصلي اعتصاب بالا بردن سطح مزد بوده است . بدين صورت که براي بالا بردن مزد در موقعي که فعاليتهاي اقتصادي رونق دارد و بمنظور جلوگيري از پائين آمدن مزد در هنگام بحرانهاي اقتصادي کارگران دست به اعتصاب ميزدند.

اعتصاب از نظر قضائي : از نظر قوانين اقتصادي اعتصاب موجب لغو قرارداد کار ميشود و بهمين جهت سعي شده است که بوسيله مقررات آنرا منظم نمايند. و از نظرقوانين اساسي حق اعتصاب از مصاديق حقوق آزادي است که قانون اساسي به افراد داده است زيرا از جمله آن حقوق حق تشکيل جمعيت و ترتيب دادن اجتماعات است . بنابراين تنظيم يا تحديد يا ممنوع کردن اعتصاب لطمه به آزاديهاي سياسي افراد محسوب ميشود. بهر حال مقنن در اين موارد يکي از سه طريق را ممکن است اتخاذ نمايد: قدغن کردن اعتصاب ، منظم کردن يا آزاد ساختن آن .