اعتصاب

مقدمه :
از پیامدهای احتمالی اختلافهای جمعی بین کارگران و سازمانهایشان با کار فرمایان، اعتصاب و تعطیل محل کار است. معمولاً اعتصاب و تعطیل کارگاه از آخرین اقدامات طرفین کار است. کارگران و کارفرمایان پس از آنکه تمهیدات و تدابیر بسیاری را برای اختلافهای بین خود به کار بردند و نتیجه ای از آنها نگرفتند درصدد بر می آیند که به این دو حربه متوسل شوند و خود و جامعه خویش را مشمول پیامدها و احتمالاً ضررها و خسارتهای نای از آنها کنند. باید متذکر شد که اعتصاب خیلی بیشتر از تعطیل کارگاه اتفاق می افتد، زیرا کار فرمایان معمولاً شرایط کار را به طور یک جانبه تغییر می دهند و کارگران فاقد چنین امتیازی هستند و لذا برای ایجاد تغییر در شرایط کار به اعتصاب متوسل می شوند.

البته کار فرمایان اعتصاب را به عنوان اقدامی گروهی مخرب نیست به حقوق خویش قلمداد می کنند، زیرا در اعتصاب است که امتیازات کار فرما در حوزه کنترل کسب و کارش به مبارزه طلبیده می شود. به این دلیل است که اعتصاب از جانب کار فرمایان همواره به عنوان عملی مخرب، غیر مسئولانه، خلاف منافع جامعه، خلاف منافع خود کارگران، عاملی جهت تضییع منابع، اقدامی تهاجم آمیز و توام با خشونت و ناسازگار با دموکراسی و اصولاً امری غیر ضروری توصیف شده است.

البته این طرز برخورد کار فرمایانه، به علت تناقضها و تعارضهای موجود در ساختار نظام روابط جمعی کار، تقریباً هیچ گاه موثر نبوده است و اغتصاب پیروزمندانه بر محدودیتهای موجود غلبه کرده است. اعتصاب اقدامی نمایشی و گروهی، از جانب کارگران است که اولاً به منظور بیان مشکلات و نارساییهای اقتصادی، اجتماعی و شغلی موجود، ثانیاً برای اعتراض به سوء رفتار شغلی کار فرما و ثالثاً برای کنترل قدرت یک جانبه وی در فرایند تولید صورت می گیرد.این اقدام را ممکن است گروهی بزرگ متشکل و یا عده معدودی کارگر، برای مدتی طولانی و یا مدت زمانی کوتاه انجام دهند. در هر حال، اعتصاب فصل مخصوصی در روابط صنعتی و شغلی گشوده است.

به قول وایت هد، هر نوع تزلزلی در احترام به قرار دادها، نشانه واضحی از وجود اشکال در نظام روابط صنعتی است. لذا با توجه به اشکالاتی که ذاتی نظامهای روابط صنعتی است شایسته است که به جای سرکوب هر نوع اعتراض و اعتصاب، در راه شناخت پدیده مزبور تلاش به عمل آید و تا آنجا که امکان دارد سعی شود که این پدیده پیچیده اجتماعی تحت نظم و نظارت در آید.

اعتصاب و تأثیر آن بر روند جامعه
اعتصاب به معنی توقف موقت کار توسط گروهی از کارکنان به منظور بیان شکایت یا تحمیل یک تقاضا است.در اعتصاب اقدام علیه کارفرمایان انجام می‌گیرد؛ و در نهایت ممکن است کارگران و مدیران وارد ستیزه اجتماعی شوند.

دریك تعریف كلی از اعتصاب باید گفت: اعتصاب دست از كار كشیدن کار گران (به معنای عام كارگر)، كارمندان و سایر گروه‌ها را گویند كه … به منظور مختل شدن امور [در راستای رسیدن به اهداف و خواسته‌هایشان] صورت می‌گیرد. اگر اعتصاب شكل سیاسی به خود بگیرد، اعتراض محقق می‌شود. واژه‌های مشابه و در عین حال متفاوت با آن عبارتند از شورش، تحصن، انقلاب و … .

تعریف اعتصاب همانند سایر مفاهیم علوم انسانی تا حدود زیادی نسبی است، به گونه‌ای كه عملی ممكن است دریك كشور اعتصاب به حساب آید و در كشور دیگر اعتصاب محسوب نگردد؛ به عنوان مثال در انگلستان توقف كار باید ده نفریا بیشتر را در بر گیرد، تا به عنوان اعتصاب گزارش شود؛ در صورتی كه در آمریكا (از سال ۱۹۸۲م. به بعد) تنها توقف‌هایی كه شامل هزار نفریا بیشتر باشد در آمار اعتصاب ثبت می‌شود.

برای اعتصاب می‌توان حالت‌های مختلفی در نظر گرفت. از این حالت‌های گوناگون می‌توان به اعتصابات عمومی (Strike general)،‌اعتصاب ظرف مدت معین و غیر معین، اعتصاب غیر مجاز (Unauthorized Strike)، اعتصاب نشسته (Sit down Strike) و اعتصاب همدردی (Sympathetic Strike) اشاره كرد.
اعتصاب عمومی: دست كشیدن تمامیا اكثر كارگران و كاركنان دریك ناحیهیا در كشور.

اعتصاب غیر مجاز: اعتصابی است كه برق آسا و بدون اجازه و تصویب مقامات اتحادیه كارگری ذینفع انجام می‌گیرد.
اعتصاب نشسته: در این نوع، كارگران پس از اعلام اعتصاب، محل كار را تا زمانی كه كارفرما حاضر به قبول مذاكره نگردد، ترك نمی‌كنند.
اعتصاب همدردی: جایی است که كارگران شخصاً از كارفرمای خود شكایتی ندارند؛ امّا، به خاطر همدردی با كارگران اعتصابی، دست از كار می‌كشند.
با توجه به تعاریف و حالات گوناگونی كه اعتصاب دارد، می‌توان گفت پدیده خارجی و وجه مشترك اعتصاب‌ها، متوقف كردن کار از طرف کارکنان می باشد. در مورد تاریخچه اعتصابات کارگری و نزاع میان کارگران و كارفرمایان باید گفت كه: جدال میان این دو نیمه نخست قرن ۱۹، اغلب به صورت نیمه سازانیافته بود كه با كارهایی از قبیل ترك محل كار و اجتماع در خیابان‌ها و إعمال رفتارهای متمردانه نسبت به مسئولین و كارفرمایان خود، همراه بود؛ ولی به مرور زمان، این جدال شكلی مدنی به خود گرفت و به شكل چانه زنی سازمانیافته میان كارگران و مدیریت تبدیل شد.

ویژگی‌های اعتصاب
– اعتصاب مهم‌ترین وسیله دفاع اقتصادی اتحادیه‌های كارگری است كه برای بهبود بخشیدن به وضع زندگی اعضای اتحادیه، به كار می‌رود.
۲- موقتی بودن؛اعتصاب توقف موقت كار توسط گروهی از كاركنان می‌باشد. علت موقتی بودن هم این است كه كارگران قصد دارند به همان كار نزد همان كارفرما برگردند.
۳- گروهی بودن؛یك گروه از كارگران می‌بایست در اعتصاب شركت داشته باشند، و این كار با عملیك فرد به تنهایی صورت نمی‌گیرد.
۴- علیه كارفرما بودن؛ اعتصاب باید علیه كارفرما باشد تا با اعمالی نظیر جنبش دانشجویی و مستاجران و … تفاوت داشته باشد.
۵- هدفمند بودن؛ اعتصاب باید متضمن هدفی باشد و در راستای اجرا كردن و رسیدن به اهدافی صورت گیرد. لذا نمی‌توان عمل تعدادی از كارگران را كه به دلایلی نظیر رفتن به تماشای مسابقات فوتبال كه با این كار،‌كارخانه به حالت تعطیلی درآمده، اعتصاب نامید.

حق اعتصاب :
در بسیاری از کشورها حق اعتصاب برای کارگران به رسمیت شناخته شده است. برای مثال در فرانسه برای اولین بار به موجب قانون ۲۵ مه ۱۸۶۴ اعتصاب به عنوان حقی برای کارگران شناخته شد. در انگلستان نیز قانون سال ۱۸۷۵ اعتصاب را مجاز شناخت. در برخی از کشورها هم اعتصاب به علت ایجاد اختلال در وضع موجود ممنوع است.
در اسناد جنبش جهانی سندیکایی، اعتصاب به عنوان حقی اساسی برای کارگر منظور شده است. در منشور حقوق سندیکایی مصوب سال ۱۹۵۴ ورشو و اعلامیه جهانی حقوق سندیکایی مصوب ۱۹۷۸ پراگ چنین آمده است : صرف نظر از حرفه اش، حق دارد بدون هیچ گونه محدودیتی به عمل اعتصاب متوسل شود. و سازمانهای کارگری حق دارند عمل اعتصاب را سازمان دهند و یا حمایت کنند. سازماندهی یک اعتصاب و شرکت در یک اعتصاب و یا تظاهرات همبستگی نباید تحت هیچ شرایطی باعث تنبیه، جریمه و یا هر عمل توبیخی، دیگر، چه قبل، چه در اثنا، و چه بعد از اعتصاب شود.»

در اینجا لازم به تذکر است اعتصاب در کشورهای سوسیالیستی از جمله شوروی سابق به رسمیت شناخته نشده است.
در قانون کار جمهوری اسلامی ایران، غیر مستقیم به اعتصاب اشاره شده و در ماه ۱۴۲ از تعطیل کارگاه ضمن حضور کارگر سخن رفته است : «در صورتی که اختلاف نظر در مورد مواد مختلف این قانون و یا پیمانهای قبلی و یا هر یک از موضوعات مورد درخواست طرفین برای انعقاد پیمان جدید، منجر به تعطیل کار ضمن حضور کارگر در کارگاه و یا کاهش عمدی تولید از سوی کارگران شود، هیئت تشخیص موظف است بر اساس درخواست هر یک از طرفین اختلاف و یا سازمانهای کارگری و کار فرمایی، موضوع اختلاف را سریعاً مورد رسیدگی قرار داده اعلام نظر نماید.»

در ماده ۱۴۳ چنین امده است : «در صورتی که پیشنهادهای هیئت حل اختلاف ظرف سه روز مورد قبول طرفین واقع نشود، رئیس اداره کار و امور اجتماعی موظف است بلافاصله گزارش امر را جهت اتخاذ تصمیم لازم به وزارت کار و امور اجتماعی اطلاع دهد. در صورت لزوم هیئت وزیران می تواند مادام که اختلاف ادامه دارد، کارگاه را به هر نحوی که مقتضی بداند به حساب کارفرما اداره کند.» در دو ماده ۱۴۲ و ۱۴۳ از تعطیل کار ضمن حضور کارگر و کاهش عمدی تولید سخن به میان آمده و حتی نقش اساسی به هیئت وزیران واگذار شده است.
انواع اعتصاب :

اعتصاب را می توان از نظر محتوی، به اعتصابهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تقسیم کرد. از نظر شکل، اعتصابها به صور مختلفی ظاهر می شوند که متداولترین آنها از این قرار است :
۱ ) تحریم کار، ۲ ) کم کاری، ۳ ) خود داری از اضافه کاری،
۴ ) اعتصاب نشسته یا تحصن در محل کار،
۵ ) اعتصاب تهدید کننده، که به صورت موقت و برای تهدید کارفرما به اعتصاب طولانی انجام می شود.

۶ ) اعتصاب نوبتی، که به صورت قطع و انجام کار به طور متناوب انجام می گیرد.
۷ ) خرابکاری در محل کار، مانند از کار انداختن وسایل و تجهیزات و به وجود آوردن ضایعات،
۸ ) اعتصاب ناگهانی و غیر رسمی، که بدون اجازه و تصویب سازمان کارگری مربوط انجام می شود.

۹ ) گروگان گرفتن کارفرما و مدیران سطوح مختلف سازمان،
۱۰ ) ممانعت از استخدام دیگران، ۱۱ ) اشغال محل کار،
۱۲ ) اعتصاب همدردی، که برای همگانی با کارگران اعتصابی در سایر موسسات صورت می پذیرد.
علل اعتصاب :
اعتصاب ناشی از نارضایی کارکنان از شرایط موجود است. نارضاییهایی که مورد رسیدگی قرار نگرفته اند به تدریج روی هم انباشته و سبب بروز اعتصاب می شوند. اعتصابهایی که بر مبنای علتی خاص صورت گرفته اند چندان زیاد نیستند. معمولاً اعتصابها بر مبنای علل چندگانه ای اتفاق می افتند که تغییر اهمیت نسبی آن نسبی آن علتها در طول اعتصاب امکان پذیر است. معمولاً کارگر بیش از آنچه تمایل دارد مجبور به کار است و در آمدش نیز به ندرت کفاف نیازهایش را می دهد. لذا وضع طبیعی یک کارگر، نارضایی است. چنانچه از محرومیت خویش آگاهی پیدا کند. وجود احساس نارضایی اندک، کافی است که باعث عکس العمل تند و خشونت آمیز از روی شود.
علت اعتصاب را می توان در عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و غیره جستجو کرد. اعتصاب در ابتدا به منظور تامین خواسته های اقتصادی صورت می گرفته لکن امروزه اعتصاب هم از نظر مبدا و هم از نظر فرایند دارای ابعاد وسیعی شده است و به علل مختلفی، سوای مسائل اقتصادی، ممکن است مربوط باشد، که در ذیل به آنها اشاره می شود :
۱ ) تقاضا برای افزایش مزد؛
۲ ) درخواست کاهش ساعات کار؛

۳ ) اعتصاب به علت عدم تضمین شغلی؛
۴ ) اعتراض به سوء مدیریت و مخصوصاً عدم رعایت انسانی از جانب کارفرما؛
۵ ) اختلافهای مربوط به مسائل کارکنان و امور رفاهی؛
۶ ) اعتراض به نقایص موجود در مقررات تامین اجتماعی؛

۷ ) اعتراض به شرایط کاری از جمله شرایط ایمنی و حفاظت و بهداشت محیط کار؛
۸ ) درخواست ایجاد تغییر در روش تولید؛
۹ ) تقاضا برای مشارکت در تصمیم گیری و همکاری در سایر وظایف مدیریت؛

۱۰ ) انجام مبارزات سیاسی؛
۱۱ ) جنگ طبقاتی؛
۱۲ ) دفاع از حق سازماندهی و تشکل کارگری؛
۱۳ ) همکاری و همدردی با سایر کارگران اعتصابی؛

۱۴ ) سرایت موج نا آرامیها و تشنجات کارگری از سایر کشورها.
اگر چه علتهای اعتصاب بسیار متنوع است، اما لازم به تذکر است که علت اغلب اعتصابها در خواست افزایش مزد و اعتلای شرایط اقتصادی بوده و سایر علتها نسبت بسیار کمتری را در مقایسه با عامل مزد تشکیل داده است. البته این امر قابل فهم است و نباید جای تعجب باشد که چرا شکایتهای کارگران حول محور مزد دور می زند. در اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد، بسیاری از چیزهایی که افراد در جستجوی آنها هستند به وسیله معاملات نقدی قابل تحقق اند و این قدرت خرید کارگر است که مورد توجه و علاقه اوست.
ویژگیهای اعتصاب قانونی :
در کشورهایی که حق اعتصاب برای کارگران شناخته شده است، اعتصابی را قانونی قلمداد می کنند که نخست هدفش بهبود شرایط کاری کارکنان باشد و دوم سازمانی کارگری آن را اعلام کرده باشد و سوم خلاف تعهدات مندرج در پیمانهای جمعی منعقده معتبر نباشد.
اعتصاب به عنوان روشی برای بیان تعارضها :

به نظر کلارک کرد اعتصاب یکی از معمولترین روشها برای بیان تعارض است. تعارض با کارفرما ممکن است از طریق مذاکره مسالمت آمیز و حل شکایتها فیصله یابد و یا به صورت تحریم کار، کم کار، خرابکاری، اقدام سیاسی، غیبت و یا ترک خدمت متجلی شود که این اقدامها را کارگران می توانند به طور انفرادی و یا متشکل انجام دهند. تعارض سازمان یافته و متشکلف همانند بخشی از یک استراتژی آگاهانه، برای ایجاد تغییر در موقعیت است، موقعیتی که به عنوان منبع نارضایی شناخته شده باشد.

در مورد تعارض سه نظریه وجود دارد :
۱ ) تعرض عبارت از جریانی ویرانگر و مخرب است؛ هر چه که خلاف نظم و تهدیدی برای ثبات وضع موجود باشد یک «مشکل» تلقی می شود که بایستی از بین برده شود.
۲ ) وضع موجود، خود یک «مشکل» است و هر نوع تعارض و برخوردی برای تغییر آن مورد قبول است.
۳ ) تعارض می تواند عاملی جهت تقویت وضع موجود باشد. به نظر لوئیس کوز تعارض به جای اینکه مخرب و ویرانگر باشد ممکن است وسیله ای جهت ایجاد توازن و در نتیجه عاملی جهت حفظ باشد و در این صورت است که تداوم موجودیت، تحت شرایط متغیر تضمین می شود.
آیا اعتصاب امری عقلایی است؟

برخی از صاحبنظران مباحثی را درباره غیر عقلایی بودن اعتصاب مطرح می کنند که معمولاً به صور زیر است.
۱ ) هر نوع تعارض و تضاد منافع را در صنعت انکار می کنند.

۲ ) مدعی هستند که تعارضها را می توان به بهترین شکل از طریق وسایل و روشهای مسالمت آمیز حل کرد.
۳ ) اعتقاد دارند که برای اعتصاب کنندگان، ضررهای ناشی از توقف کار معمولاً بیش از منافع آن است.

مورد اول را که منکر هر نوع تعارض در صنعت است نمی توان بحث جدی تلقی کرد، زیرا تعارضهایی که در اثر توزیع در آمدی، فقدان تضمین استخدام، قدرت تصمیم گیری و نظارت یک جانبه بر فرایند تولید، افزایش هزینه زندگی و تمایل روز افزون برای زندگی مرفه تر، به وجود می آیند و کارگر را تعهد می کنند که کار خود را همانند کالایی تلقی کند، جملگی تعارضهایی هستند که در محیط ایجاد می شوند و از این رو، انکار هر نوع تعارض و تضاد منافع، صحیح به نظر نمی رسد.

مورد دوم، که لااقل وجود تعارض را قبول دارد، ولی اصرار بر حل مسالمت آمیز آن دارد، ناشی از ساده انگاری ماهیت اختلافهای مربوط به کار است و مبتنی بر واقعیت نیست. بررسی اجمالی در مورد اختلافها و دعواهای مربوط به کار، وسعت دامنه اختلافها و عمق آنها را روشن می کند. تعارضها و برخوردها گاه چنان پیچیده می شوند که مشکلات و معضلات عظیمی را سبب می شوند که به آسانی قابل حل نیستند.

درباره نظر سوم باید گفت که عقلایی بودن از نظر اقتصادی را نمی توان تنها شکل عقلایی بودن دانست. هر چند از نظر اقتصادی کارگران در کوتاه مدت متضرر می شوند، اما اگر آنان بتوانند با توسل به حربه اعتصاب، خود را از یک موقعیت کاری ظالمانه و تحمیل شده برهانند اعتصاب آنان امری کاملاً عقلایی است. لذا می توان گفت که کوشش برای رهایی از محرومیتهایی که بر کار گران تحمیل می شود توجیهی منطقی و عقلایی به اعتصاب می دهد.

البته نباید چنین تصور شود که کلیه اعتصابها عقلایی هستند. عقلایی بودن صرف، همان طور که در زندگی اجتماعی غیر ممکن است، در تعارضهای مربوط به کار نیز غیر ممکن به نظر می رسد. اعتصاب نیز همانند هر اقدام اجتماعی دیگر می تواند از درجه بالا یا پایین عقلایی بودن برخوردار باشد و این امر با موقعیتی که اعتصاب در آن به وقوع می پیوندد پیوند دارد.
موضوع شناخت موقعیت از نظر اعتصاب کنندگان واجد اهمیت اهمیت ویژه است. کارگران و سازمانهای وابسته به آنها چنانچه شم منطقی و عقلایی داشته باشند زمانی که زمینه را مناسب تشخیص بدهند و بدانند که اعتصاب آنها بار مثبت دارد و منتج به نتیجه مورد نظرشان خواهد شد دست به چنین اقدامی خواهند زد. به طور خلاصه، موقعیت شناسی اعتصاب در موقعیت و موجه کردن آن نقش تعیین کننده ای دارد.

عوامل موثر در وقوع اعتصاب :
مجموعه ای از شرایط زیر بنایی در کشوری می تواند وقوع اعتصاب را تسهیل کند. چنانچه قوانین و مقررات موجود در کشور حق اعتصاب و حق تشکیل سازمانهای کارری را به رسمیت شناخته باشند و در نتیجه سازمانهای متشکل کارگری پایدار و با ثباتی به وجود آمده باشند امکان وقوع اعتصاب بیشتر خواهد بود. البته توانایی مالی سازمانهای کارگری نیز عامل موثری در این مورد به شمار می رود.

عامل رهبری در اعتصاب نقش تعیین کننده ای دارد. به علاوه، درجه رشد ذهنی افراد و پیروان و نیز میزان نزدیکی و همبستگی آنان با یکدیگر در بر پایی و به نتیجه رساندن اعتصاب اهمیت به سزایی دارد. ایدئولوژی و ساختار نظام روابط صنعتی و اقتصادی کشور از عوامل تعیین کننده در این زمینه اند.
یکی از محققان چهار عامل را در اعتصاب موثر دانسته است:
۱ ) زمان وقوع اعتصاب

۲ ) تکنولوژی
۳ ) امکان جایگزینیها
۴ ) رقابت
به نظر وی کار فرما در زمان رونق اقتصادی در مقابل اعتصاب مقاومت بیشتری می کند. به علاوه، چنانچه بخش عظیمی از نظام کاری به روش خودکار و از نوع سرمایه بر باشد کارفرما اغلب می تواند با به کار گیری سرپرستان در نقشهای تولیدی از توقف کار در سطح گسترده جلوگیری کند. امکان وقوع اعتصاب در موقعیت انحصاری با موقعیت رقابتی متفاوت است. چنانچه امکان جایگزینی کالاها و خدمات مناسبی برای کالاها و خدمات سازمان موجود نباشد، توانایی و امکان وقوع اعتصاب افزایش می یابد. گروههایی که مشاغل اساسی و حساسی را در فرایند تولید بر عهده دارند برای تهدید به اعتصاب نسبت به سایرین آمادگی بیشتری دارند، زیرا می دانند که اعتصاب آنان دارای اثر فوری است.

هر چه سطح کارگران پایین تر باشد و امکان جایگزینی اعتصاب کنندگان با کارکنان بالقوه آماده به کار بیشتر باشد برای کارفرما امکان استخدام افراد جدید به کار، بیشتر فراهم است و در نتیجه ترس از این وضع سبب محدود شدن میزان اعتصاب می شود.

عامل موثر دیگر در اعتصاب تجارب به تجارب گذشته کارگران است. اگر کارگران قبلاً با توسل به اعتصاب به خواستهای خود رسیده باشند، باز هم به آن متوسل می شوند. همچنین تجربه های کارگران دیگر نیز نقش مهمی در بر انگیختن کارگران به اعتصاب دارد.

سرانجام باید به موضعگیری دولت در اختلافهای بین کارگر و کارفرما اشاره کرد. چنانچه دولت در چنین اختلافهایی مداخله کند و طرف کارفرما را بگیرد هر گونه کوشش اتحادیه برای اینکه در مقابل کارفرما مقاومت نماید به عنوان عملی نامردمی قلمداد می گردد و مبارزه ای بر ضد قانون اساسی به حساب می آید؛ بنابراین وقتی دولت این نمود اعتراض را مجاز بداند، میزان اعتصاب بیشتر، و چنانچه آنرا سرکوب کند کمتر خواهد بود.

ویژگیهای اعتصاب قانونی :
در کشورهایی که حق اعتصاب برای کارگران شناخته شده است، اعتصابی را قانونی قلمداد می کنند که نخست هدفش بهبود شرایط کاری کارکنان باشد و دوم سازمانی کارگری آن را اعلام کرده باشد و سوم خلاف تعهدات مندرج در پیمانهای جمعی منعقده معتبر نباشد.
احتساب زمان بهره وری از دست رفته در اثر اعتصاب :

با توجه به اینکه در یک فرایند پیچیده تولید، موسسات مختلفی با یکدیگر در ارتباط هستند و اعتصاب در یکی از آنها باعث ایجاد خساراتی در سایر موسسات می شود، بر آورد میزان دقیق خسارات ناشی از اعتصاب با نگرشی نظام مند کار مشکلیاست و اغلب، میزان خسارات کمتر از واقع بر آورد می شود و زمان بهره وری از دست رفته به طور دقیق محاسبه نمی شود.
از طرف دیگر، باید توجه داشت که چون اعتصاب از تعارضهای دیگر آشکارتر است و در حقیقت کاری گروهی است که حالت نمایشی دارد، ممکن است آثار و خسارت ناشی از آن بیش از آنچه هست بزرگ جلوه داده شود. طبق اظهار یکی از محققان در این زمینه، «تعداد کارگرانی که در اعتصاب شرکت می کنند با تعداد کارگرانی که از تصادفها و حادثه های صنعتی متحمل زیان می شوند تقریباً یکسان است، ولی اعتصاب حالت نمایشی دارد و بیشتر به چشم می خورد. البته مهم این است که مردم می خواهند و رسانه های گروهی چه مطلبی در جلوی چشم و دید آنان قرار می دهند.»

در هر حال برای محاسبه زمان بهره وری از دست رفته می توان از فرمول زیر استفاده کرد :
کل روزهای کار از دست رفته در اثر اعتصاب
ـــــــــــــــــــــــــــــــ = نسبت زمان بهره وری از دست رفته در یک سال
کل روزهای بالقوه کار
اعتصاب و تاثیر آن بر جامعه
دست از کار کشيدن گروهي و گرد آمدن آنان براي وصول بهدف معين از قبيل تحصيل آزادي ، کاستن ساعات کار، اضافه حقوق و غيره . (از فرهنگ فارسي معين ). گرد آمدن مردمان . (يادداشت بخط مولف ). اعتصاب نوع خاصي از سازشهاي کارگري و تظاهري از مبارزه طبقاتي است که بمنظور پيشرفت درباره هدفي صنفي از قبيل ازدياد مزد کارگران و تقليل ساعات کار و بطور کلي براي انجام يافتن امري که متضمن بهبود حال اعتصاب کنندگان باشد، انجام ميگيرد. اعتصاب حس طبقاتي را بيدارو آنرا نمودار ميسازد و از جهت مادي معلوم ميدارد که

بين کارفرما و مزدور تصادم و تضاد منافع وجود دارد، و متوجه ميسازد که چيزي خود را بين کار و سرمايه قرار ميدهد که همان موسسات و کارفرمايان هستند. از جهت معنوي نيز اعتصاب تاثير دارد، چه اين احساس را قوت ميدهد که سازش اجتماعي با اربابان و صاحب کاران غيرممکن است و از اينرو همبستگي کارگران را با هم تقويت مينمايد. از اين ملاحظات گذشته اعتصاب يک نوع وسيله انقلابي در مبارزه طبقاتي است که بواسطه آن دستگاه توليد سرمايه داري مختل ميشود و طبقه مزدور بدان وسيله نائل ميشود که پيروزيهاي اجتماعي بچنگ آرد و به اين جهت است که اعتصاب راه را براي انقلاب اجتماعي باز مينمايد. هنگامي که اعتصاب صورت کلي و عمومي پيداکند تاثيرات آن بحداکثر قوت و شدت خود ميرسد.