چکیده

بر خلاف اینکه اکثر کارکنان سازمانها با کار خودشان عجین نمی شوند و تمایل به کاهلی و وقتگذرانی دارند، ولی عدهاي همچون دانشوران ساعات متعدد را با کارایی بالا به کار میگذرانند. اشتغال به کار این افراد در فضاي کاري نیروي انسانی کشور بسیار تعجب برانگیز است. در این مقاله تلاش میشود شیفتگی عجیب دانشوران به کار در قالب اعتیاد به کار تبیین شود. یافتههاي مقاله حاکی از آن است که بین ویژگیهاي شخصیت این افراد و اعتیاد به کار رابطه معنیدار وجود دارد. کانون کنترل درونی، خودباوري و خود شیفتگی رابطه معنیدار و مثبت و کانون کنترل بیرونی رابطه منفی با اعتیاد به کار نشان میدهند. جامعه آماري شامل پزشکان و متخصصانی است که در مطب، دانشکده و بیمارستان بهطور همزمان فعالت می کنند.

واژههاي کلیدي:اعتیاد به کار، خودباوری، خودشیفتگی، کانون کنترل درونی، کانون

کنترل بیرونی.

∗ نویسنده مسئول: ططحطهحصأگطپژطئپلا؟ه گئطهعغ

مقدمه

در بین مشاغل مختلـف جامعـه، مـشاغلی ماننـد قـضاوت، معلمـی، اسـتادی، پزشـکی و مهندسی ارزش و منزلت بالایی در همه جوامع دارند و از ایـنرو احتمـال زیـادی دارد کـه علاوه بر پاداشهای بیرونی، به دلیل انگیزههای درونی نیز با شغلشان عجین یا معتاد بـه کـار شوند. اعتیاد به کار، اعتیادی است که ممکن است لذت بخش ولـی خـستهکننـده و مـشکل ساز باشد. به گونهای که حتی عدهای این حالت را یک بیماری میدانند. آنها الزاما عاشق کارشان نیستند ولی بدون کار نمیتوانند ساعات خود را بگذرانند. آنها تصور می کنند که خودشان تنها کسانی هستند که میتوانند این کار بـه خـصوص را انجـام دهنـد، و بـه دلیـل افراط در کار، معتاد به کار بهشمار میآیند ح

هرچند که اکثر موارد اعتیاد به کار در یک شغل با درآمـد بـالا همـراه اسـت، امـا ایـن حالت ممکن است در کسانی کـه بـه طـرز افراطـی بـه ورزش، موسـیقی، هنـر و ماننـد آن میپردازند هم صدق کند. این اصطلاح در بسیاری از موارد بـه اشـتباه در مـورد شخـصیت افراد پر انرﮊی و پر تلاش به کار برده میشود که علاوه بر داشتن رابطه خوب با همکاران، لذت بردن از فعالیتهای فاقد سود مالی، استراحت کافی و حـضور مناسـب در خـانواده و جامعه، زمان زیادی را هم برای کار در نظر میگیرند. این افراد، اشخاصی نرمال هستند که تنها تفاوتشان با دیگران، برنامهریزی صحیح درامور زندگی شخـصی و شـغلی اسـتح فـرد مبتلا به اعتیاد به کار، به شکلی رفتار میکند که تلاش بـرای خـودش، خـانواده و زنـدگی اجتماع خارج ازکـار، زیـانآور اسـت. ایـن حالـت بـه خـستگی، نداشـتن رابطـه خـوب بـا همکاران یا کم بـودن زمـان و انـرﮊی بـرای زنـدگی خـانوادگی، دوسـتان، سـرگرمیهـا و فعالیتهای دیگر منجر میشود ح

اعتیاد به کار

اگر چه واﮊه اعتیاد به کار به طور گستردهای مورد استفاده قرار میگیرد ولی تحقیقـات تجربی کمی جهت بهبود و افزایش درک افراد از این پدیده صورت گرفته اسـت و اتفـاق نظر روی معنی و ابعاد آن وجود ندارد ]٢١.[ اولین بار واﮊه معتاد به کار به وسیله آتس ]١٥[

به کار گرفته شد. در نظر وی معتادان به کار افرادی هستند که نیاز به کار در آنها به حدی زیاد و افراطی است که ممکن است خطـری جـدی بـرای سـلامتی، شـادی فـردی، روابـط درون فردی و وظایف و نقشهای اجتماعی آنها بوجود آورد؛ چرا که تعهـد غیرمعقـولی به کار بیش از حد دارند و زمان بسیار زیادی را بـهطـور دلخـواه و درونـی بـه فعالیـتهـای

اعتیاد به کار: چالش جدید مدیریت منابع انسانی سازمانها ٩٣

کاری اختصاص میدهند. اعتیاد به کار با پرکار بودن متفاوت است، افراد پر کـار، کـار را بهعنوان چیزی واجب انجام میدهند و گـاه آن را یـک وظیفـه ارضـاکننده مـیداننـد ولـی معتادان به کار، کار خود را بهعنوان جای امن در نظر میگیرند که میتوانند در حین انجـام آن از احساسات و تعهدات ناخواسته خارج از کار دور شوند. افراد پرکار میدانند چگونـه و در چه زمانی محدودهای برای کار خود قائل شوند تـا بتواننـد بـه طـور مناسـب در کنـار خانواده و دوستان حضور یابند ولی کار برای معتادان به کار بالاترین اهمیت را در فهرست امور زندگی دارد و به خاطر الزامات کار نمیتوانند زمانی به خانواده و دوسـتان اختـصاص دهند. بهطورکلی اعتیاد به کار مربوط به صرف کردن زمان زیادی از وقت در کـار اسـت؛ یعنی درگیری شناختی مداوم بـه همـراه فکـر بـه کـار در طـی اوقـات فراغـت]٢٣.[ از نظـر فیزیولوﮊیکی نیز معتادان به کار در مواجهه با ضـرورتهـا و موقعیـتهـای سـخت شـغلی، ترشح اعتیاد آور آدرنالین را تجربه میکنند ولی افراد کوشا و پرکار چنین حالتی ندارنـد.