يكي از مباحث مطرح در محافل آموزشي و پرورشي درحال حاضر، افت تحصيلي دانش آموزان مي باشد، اما اين معضل چرا و چگونه شكل گرفته است؟ يكي از مسائل و مشكلات اساسي نظام آموزشي هركشوري، مسأله افت تحصيلي است.
اين موضوع هرساله هزينه هاي بسيار بالايي را دربرداشته و دورنماي پيشرفت و توسعه اقتصادي اجتماعي و فرهنگي كشورها را مبهم مي كند. مطابق مطالعات انجام شده، اين مشكل هرسال افزايش مي يابد و بسياري از دانش آموزان و حتي دانشجويان، نمي توانند از پس مواد و محتواي آموزشي طراحي و تدوين شده برآيند يا آنها در موعد مقرر انجام دهند.

زماني اين مسأله اهميت بيشتري پيدا مي كند كه بدانيم بسياري از اين افراد توانايي هاي لازم را براي كسب موفقيت دارند، ولي موفق نمي شوند. بايد به مقوله افت تحصيلي توجه بيشتري كرد تا بتوان با شناخت آن، توانايي ها و شايستگي هاي كودكان و نوجوانان را بارور كرد.
افت تحصيلي كاهش عملكرد تحصيلي دانش آموز از سطحي رضايت بخش به سطحي نامطلوب است. توجه به تعريف فوق نشان مي دهد مقايسه و سنجش عملكرد تحصيلي قبلي و فعلي دانش آموزان بهترين شاخص افت تحصيلي است.
مشكلاتي كه دراين ارتباط شايان توجه است، در ابعاد فرد، خانواده، مدرسه و جامعه خلاصه مي شود. البته فقط درذهن و روي كاغذ مي توان آنها را از يكديگر مجزا كرد. اين عوامل، گاه چنان درهم تنيده اند كه كنش متقابل دارند، كه تعيين نقش و سهم هركدام به دشواري امكانپذير است.

علل فردي
مطالعات نشان داده است كه حدود ۱۰ درصد از موارد افت تحصيلي به علت ناتواني ذهني و عدم كشش فرد است. البته دربسياري موارد دانش آموزي را كه مشكل تحصيلي داشته و با تشخيص كمبود هوش به مراكز مشاوره ارجاع داده اند، پس از ارزيابي دقيق مشخص مي شود دانش آموز هيچ ضعف شناختي يا هوشي ندارد و علت يا علل ديگري عامل مسأله است.
امروزه ديگر آن اهميتي را كه درگذشته به هوش داده مي شد، داده نمي شود و گفته مي شودهر شخص با نردبان صفات شخصيتي خود راه تكامل و پيشرفت را طي مي‌كند و آنچه مهم است، صبرو بردباري و بويژه پشتكار است.
ازبين ۲ دانش آموز با بهره هوشي مساوي، دانش آموزي موفق تر مي شود و پيشرفت تحصيلي بهتري دارد كه تلاش و پشتكار زيادتري داشته باشد. توجه: براي يادگيري و به ياد سپردن هر مطلبي اولين شرط، توجه به آن است.

بديهي است اگر دانش آموز از هوش بالايي برخوردار باشد، ولي به مطلب يا موضوعي توجه نكند، نمي تواند آن را فراگيرد و علت افت و شكست تحصيلي بعضي دانش آموزان، ناشي از عدم توجه به معلم و موارد تدريس شده و نيز نداشت متن تمركز عوامل هنگام مطالعه و انجام تكاليف درسي است.
انگيزه: انگيزه ، به حالتهاي دروني فردگرفته مي شود كه موجب هدايت رفتار او به سوي نوعي هدف مي شود و درواقع موتور حركت هر فردي است. محققان، نداشتن انگيزه پيشرفت را يكي از دلايل افت تحصيلي مي دانند.

آشفتگي هاي عاطفي و هيجاني: مشكلات عاطفي و هيجاني دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد مي تواند آشفتگي هاي عاطفي وهيجاني را، مشكلات عاطفي و هيجاني رواني خاص هر مرحله از رشد مي تواند باعث اشتغال خاطر، آسيب وارد آمدن به قواي هوشي، تحليل انرژي ذهني، عدم تمركز حواس و درنهايت افت تحصيلي دانش آموزان شود.
نارسائي هايي جسمي: دانش آموزاني كه داراي بنيه اي ضعيفي هستند از سلامت عمومي كامل برخوردار نيستند، نمي توانند به اندازه كافي كوشش وفعاليت داشته باشند. اين دسته به دليل داشتن استعداد ابتلا به انواع بيماري ها از پيشرفت درسي باز مي مانند. وجود ضعف بينايي و شنوايي نيز سبب عقب ماندگي و افت تحصيلي مي شود.
ناراحتي هاي مربوط به مراكز عصبي و ناهماهنگي هاي حسي و حركتي نيز درجاي خود باعث افت تحصيلي مي شوند.
درميان خانواده
روابط و نظام ارزشي خانواده: مهمترين عامل مؤثر درشكل گيري نگرش دانش آموزان نسبت به تحصيل، خانواده است؛ اين كه والدين با دانش آموزان و درس و تحصيل او چگونه برخورد كنند و در الگوهاي تربيتي خود براي چه نوع رفتارهايي ارزش قائل مي شوند، يكي از اجزاي اساسي درشكل گيري نگرش دانش آموز نسبت به تحصيل است.

درموارد بسياري علت افت تحصيلي يا شكست تحصيلي به جود نگرش هاي منفي، تضادها، مساعد نبودن شرايط خانواده از نظر عاطفي، رواني و … برمي گردد.
مهمترين نقشي كه والدين ناخواسته و ناآگاهانه نه تنها محيط مساعدي را براي مطالعه فرزندان ايجاد نمي كنند، بلكه اصرار مي ورزند دانش آموزان درمحلي آكنده از سرو صدا و محركهاي مختلف مزاحم به انجام تكاليف بپردازند، ولي بايد توجه داشت يادگيري درشرايطي بهتر صورت مي گيرد كه در آن محيط آرام است و محركهايي مزاحم از جمله تلويزيون، بازي ساير كودكان و سروصداهاي ديگر كمتر هستند. والدين با اجتناب از ترتيب دادن جشنها و مراسم مختلف يا شركت در آنها در ايام امتحانات مي توانند برپيشرفت تحصيلي فرزندان خود تأثير داشته باشند.

والدين مي توانند به جاي خريد اشياي غيرضروري براي دانش آموزان، كتابها و وسايل كمك آموزشي تهيه كنند تا از اين طريق هم دانش آموزان اوقات فراغت خودرا به خوبي بگذرانند و هم به يادگيري آنها كمك شود.
متاسفانه دركشور ما، مطالعه كتابهاي غيردرسي و كمك درسي كمتر متداول است، درحالي كه از طريق تهيه اين گونه كتابها مي توان كمك موثري به فرزندان كرد.
فقرمالي خانواده: يكي از عوامل افت تحصيلي كودك است، كه به طور غيرمستقيم برپيشرفت درسي او مؤثر است. محروم ماندن از غذاي سالم و كافي ونداشتن استراحت لازم به علت فعاليتها و كارهاي غيردرسي براي جبران فقر مالي موجب عقب ماندگي درسي مي شود.
دركنار اين موضوع، مي توان فقر فرهنگي و بي سوادي يا كم سوادي والدين، فقدان والد يا والدين، وجود مشاجره و ناسازگاري بين والدين و درنهايت نحوه ارتباط دانش آموز با برادران و خواهران را هم درافت تحصيلي دخيل دانست.
درآموزش چه خبراست؟

گاهي علت افت تحصيلي يا شكست درسي دانش آموز را بايد درمدرسه جستجو كرد. اهم عللي كه مي توان از اين نظر مورد بررسي قرار داد، به شرح ذيل است.
شيوه تدريس معلم: مي توان گفت هر دانش آموز به شيوه خاصي مطالب درسي را درك و فرا مي گيرد. وظيفه معلم است كه با شناخت دانش آموزان و آگاهي ازچگونگي كاربرد شيوه هاي مختلف تدريس مدل مناسبي براي تدريس انتخاب كند.
گاهي علت افت تحصيلي دانش آموز اين است كه شيوه تدريس معلم مطابق روش يادگيري دانش آموز نيست. برنامه درسي مدرسه: گاهي علت افت تحصيلي اين است كه برنامه درسي طراحي شده از طرف مدرسه مناسب نيست؛ مثلاً دروس نسبتاً سخت را پشت سر هم يا يا درساعاتي گذاشته اندكه عموماً دانش آموزان خسته هستند.

انتظارات و پيش داوري هاي معلم: معلم در اولين برخورد با شاگردان خود سعي مي‌كند، با پيشداوري خود آينده تحصيلي آنها را مجسم كند.
مطالعات نشان داده است كه اين قضاوت ها برميزان پيشرفت و يا شكست دانش آموزان در دروس تأثير دارد، به اين صورت كه اگر دانش آموزي كه نمرات متوسط دارد به يك معلم معرفي كنيم و به او بگوييم تيزهوش است و نمرات درخشاني خواهد آورد؛ خود اين دادن نگرش در ارتباط معلم با دانش آموز تأثير خواهد گذاشت و باعث پيشرفت درسي وي خواهد شد.

نتيجه اين كه معلمان بايد از پيش داوري بويژه از نوع منفي آن بپرهيزند، زيرا خود اين امر منجر به شكست او خواهد شد.
شرايط فيزيكي كلاس: گرما يا سرماي بيش از حد كلاس، نامناسب بودن نظافت و نور كلاس، سر و صداهاي غيرمعمول و تعداد بيش از حددانش آموزان دركلاس از جمله عواملي است كه ممكن است مشكلات تحصيلي را در پي داشته باشند.
تعويض مكرر معلمان: جابجايي معلمان درطول سال تحصيلي و ناتواني بعضي دانش آموزان به منظور سازگاري باروش تدريس و خصوصيات معلم ممكن است بويژه درمقاطع آموزشي پايين تر، منجر به افت تحصيلي شود. ارزيابي نادرست معلمان از عملكرد دانش آموزان، كنترل نامناسب كلاس از سوي معلم، فقدان وسايل كمك آموزشي، كمبود كتب بررسي، عدم همكاري و ارتباط بين اوليا و مدرسه، عدم وجود نظم و انضباط دركلاس و مدرسه و كمبود فضاهاي آموزشي از ديگر علل مؤثر در افت تحصيلي دانش آموزان هستند.

اثرات افت تحصيلي
افت تحصيلي و مردودي را نمي توان فقط به عنوان يك مشكل فردي مورد توجه قرارداد ؛ زيرا ابعاد و پيامدهاي ناشي از آن بسيار فراتر و وسيع تر از مسائل شخصي و فردي است.
افت تحصيلي را نبايد ناديده گرفت، زيرا از طرفي بين افت تحصيلي، مردودي و ترك تحصيل رابطه
بررس علل و عوامل افت تحصيلي دانش آموزان
چرا درس نمي خوانيد؟!
يكي از مهمترين آفات نظام آموزشي جهان از جمله كشور ما «افت تحصيلي» است كه همه ساله به صورتهاي گوناگون بخش عمده اي از استعدادهاي بالقوه انساني و منابع اقتصادي جامعه را به هدر مي دهدو نابسامانيهاي فردي و اقتصادي زيادي برجاي ميگذارد. اين پديده به صورت مردودي يا ترك تحصيل و يا كجرويهاي ديگر جلوه مي نمايد.

كارشناسان مسائل اجتماعي دربررسي علل وعوامل افت تحصيلي دانش آموزان به دو دسته عوامل فردي واجتماعي اعتقاد دارند كه توجه به آنها و ريشه يابي اين عوامل مي‌تواند در دست يابي به موفقيت دانش آموز ان مؤثر واقع شود درحاليكه عدم توجه به اين عوامل و سهل انگاري دراين مورد ضررها و زيان هاي جبران ناپذيري به نسلي وارد خواهد ساخت كه آينده كشور با دستهاي آنان ساخته خواهد شد.

شرايط خانوادگي
مطالعه دانش آموزاني كه داراي افت تحصيلي هستندنشان مي دهد يكي از عوامل مؤثر بر اين پديده مسائل خانوادگي به ويژه از هم گسيختگي خانواده، كم سوادي والدين، مشكلات عاطفي، انزوا، جو اجتماعي، رواني خانواده، عدم ارتباط صميمانه با پدر و مادر، ميزان درآمد خانواده، شغل والدين، ميران تفاهم والدين، حضور يا عدم حضور والدين، وضعيت تحصيلي ساير خواهران و برادران مي باشد كه درسلامت روحي و جسمي دانش آموز تأثير فراواني مي گذارد.
دانش آموزي كه از شرايط خانوادگي مناسب وپشتيباني و حمايت عاطفي والدين خود برخوردار نيست و نيازهاي روحي و رواني اش تامين نمي شود و در پي ارضاي احتياجات خود دچار بي توجهي به تحصيل يا ترك آن مي شود.

پاسخ گفتن به نيازها ازسوي والدين لازمه موفقيت هر دانش آموز است درحالي كه برخي از والدين بدون آگاهي از وظيفه خود درقبال دانش آموز فقط از او انتظار موفقيت دارند. نتايج يك تحقيق نشان مي دهد كه ميزان تحصيلات والدين تأثير فراواني دركيفيت تحصيلي دانش آموز دارد، زيرا والدين تحصيل كرده به ويژه پدران درحل مشكلات درسي فرزندان بهتري ياور آنها خواهند بود و مي‌توانند براي فرزندان خويش الگوهاي بسيار زيبايي از تعليم و تربيت باشند.

عامل اقتصادي
عدم اشتغال سرپرست خانواده و ناتواني او در برآوردن كامل نيازهاي افراد خانواده درافت تحصيلي فرزندان تأثير فراواني دارد، چرا كه عدم توجه به ارضاي نيازهاي اوليه فرزندان خود مجبور به ترك تحصيل و ورود به بازار كار و اشتغال مي گردند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه بحران هاي اقتصادي، كاهش درآمد و فقر و بيكاري خانواده ها نه تنها جرايم و تخلف دانش آموزان تأثير مي گذارد، بلكه انگيزه اي براي سوق دادن افراد به سوي جرايم و تخلف از مقررات اجتماعي مي شود.
همچنين فراهم نكردن تسهيلات آموزشي از جمله مدارس خوب، وسايل تحرير مناسب، البسه و تغذيه كافي و مناسب از سوي والدين باعث سرخوردگي و عدم گرايش كودكان و نوجوانان به مدرسه و درس خواندن مي شود.

حضور پدر درخانه از جمله عواملي است كه برروي نرفتن يا رفتن دانش آموز به مدرسه تأثير مي گذارد. مطالعه تقريباً نيمي از كودكاني كه از درس خواندن محروم شده اند نشان مي دهد كه والدين اين كودكان يا از هم جدا شده اند يا فوت كرده اند يا احياناً داراي پدر معتاد بوده اند، چرا كه الكل و ديگر مواد مخدر نيز بر زندگي نوجواناني كه والدين آنها به مصرف مواد مخدر وابسته باشند تأثير فراواني برجاي مي گذارد. اين قبيل نوجوانان نه تنها بعدها د رمعرض خطرات ناشي از مصرف مواد مخدر هستند بلكه ازمشكلات رواني، اجتماعي نيز رنج مي برند.

شيوه كنترل دانش آموزان در مدرسه
هرچه شيوه كنترل دانش آموزان درمدارس آمرانه، خشك و قيم مابانه باشد احساس از خودبيگانگي، ترك تحصيل، افت تحصيلي ، بي انضباطي، رفتارهاي نامتعادل و مخرب و عدم مشاركت دربين دانش آموزان مشاهده مي شود.
در حالي كه ارتباط صميمانه و صادقانه بين مدير، كادرآموزشي ودانش آموزان نشان دهنده جوي آزاد و باز در مدرسه است و كنترل دانش آموزان به سمت شيوه‌هاي انساني، متعادل و دموكراتيك جهت گيري پيدا مي كند و بازده تحصيلي دانش آموزان افزايش مي يابد و زمينه هاي پيشرفت آنان نه تنها در درس بلكه در زندگي فراهم مي يابد.

مطالعه دانش آموزاني كه داراي افت تحصيلي هستند نشان مي‌دهد كه اگر اين دانش آموزان با معلمان خود ارتباط صميمانه اي برقرار كنند دركاهش مشكلات عاطفي و پيشرفت تحصيلي آنان بسيار مؤثر مي باشد اين قبيل دانش آموزان اگر درفاصله اي نزديك از معلم در كلاس قرار بگيرند قادر خواهند بود كه وقت بيشتري را صرف فعاليت هاي درسي كنند و از حمايت بيشتر معلم برخوردار شوند كه همين مسئله در رشد تحصيلي آنان تأثير خواهدگذاشت.
البته بايد توجه داشت كه كودك و نوجوان احتياج به محدوديت و كنترل منطقي و عاقلانه دارد واگر از حدخود پا فراتر بگذارد بايد متوجه باشد كه تنبيه درانتظار اوست. اين تنبيه بايد توأم با محبت ودلسوزي باشد و نوجوان به خوبي آن را درك كند.

تغذيه مناسب
تغذيه مناسب به ويژه وجود ذخاير غني آهن درغذاهاي دانش آموزان باعث افزايش توانايي آنان درفراگيري دروس مختف خواهد شد. دختران وپسراني كه به سن بلوغ مي رسند به علت جهشي كه در رشد پيش مي آيد به آهن بيشتري نياز دارند و اين مسئله در ميان دختران بيشتر وجود دارد وا گر از تغذيه مناسب برخوردار نباشند به فقر آهن دچار مي شوند. اثرات فيزيولوژيك و جسماني ناشي از فقر آهن در دانش آموزان به كاهش بازدهي و بهره وري ذهني و بدني مي انجامد.
شواهد مختلف نشان مي‌دهد كه كاهش ذخاير آهن بدن، حتي اگر كم خوني وجود نداشته باشد، اثرات بسيار منفي برفرايندهاي شناختي، يادگيري، قدرت توجه و تمركز ذهني خواهد داشت. آهن براي عملكرد صحيح مغز در تمامي سنين يك عنصر ضروري است.

از سوي ديگر كلسيم، پروتئين، فسفر، ويتامين D و ساير ويتامين هاي موجود در غذاها برروي استخوان سازي، رشد جمساني و فعاليت مغز اثر مطلوبي مي گذارد؛ بنابراين توصيه هاي تغذيه اي بويژه خوردن لبنيات، انواع گوشت ها، سبزيجات، ميوه وحبوبات براي تامين نيازهاي تغذيه اي دانش آموزان ضروري و حياتي است.
بنابراين توجه به نيازهاي تغذيه اي دانش آموزان بايد در رئوس اقدامات برنامه ريزان ومسئولين آموزشي كشور قرار گيرد تا تمام دانش آموزان از اين امكانات برخوردار باشند و دانش آموزاني كه به دليل درآمد پايين والدينشان از تغذيه مناسب برخودار نيستند و متقابلاً از هوش و استعداد بالايي برخودارند دچار افت تحصيلي نشوند.
ارائه تغذيه رايگان در مدارس به ويژه در مدارس ابتدايي و راهنمايي مي تواند از جمله گام هاي مؤثر در اين زمينه باشد.

ارتباط با دوستان
توانايي دانش آموز در دوست يابي و حفظ آن، ارتباط اجتماعي و مشاركت دانش آموز در فعاليت هاي اجتماعي باعث مي شود كه ضمن ايجاد رابطه اي متقابل نيازهاي رواني خود را برآورده كند و درامر تحصيلي هم با تبعيت از رقابت سالم به موفقيت نائل شود.
انتخاب دوستان مناسب و تشخيص داشتن رابطه اي سالم و سازنده تنها به وسيله نوجوان امكان پذير نيست و بايد توسط والدين در مرحله نخست و سپس مربيان آموزشي اين مشاوره و راهنمايي ها صورت بگيرد تا دانش آموزان درمعرض دوستي هاي ناباب وناپاك قرار نگيرند. ارتباط با دوستان ناباب بخصوص جنس مخالف باعث ايجاد مشكلات رفتاري مي شود، اضطراب دانش آموزان را بالا مي برد ودرميزان پيشرفت تحصيلي مؤثر است.
دانش آموزاني كه با جنس مخالف رابطه دارند ساعات زيادي از زماني كه درمدرسه حضور دارند و ساعاتي از اوقات فراغت منزل را كه بايد به تحصيل و تعمق بپردازند درگير مسائل فكري دوستي با جنس مخالف هستند و همين عدم آگاهي ذهني و كمي وقت خودموجبات افت درسي آنان مي شود.
والدين با انتخاب دوستان مناسب براي فرزندانشان و فراهم كردن زمينه مساعد براي مراوده در محيط هاي خانوادگي و همچنين فراهم نمودن محيط عاطفي توأم با حسن تفاهم بين افراد خانواده تحصيلي فرزندشان فراهم آورند.

مشكلات تحصيلي نوجوانان
دوره نوجواني، درانتقال علم و دانش به نوجوانان دوره مهمي محسوب مي شود. از آنجا كه نوجوانان از نظرذهني داراي تفكر انتزاعي مي شود، علوم را به طور انتزاعي درك مي كند، معمولاً با جنبه هاي مختلف علم و مهارتهاي مورد نياز مشاغل آينده آشنا مي شود. عده اي از نوجوانان دچار شكست درمسائل تحصيلي مي گردند. مي‌توان گفت كه مواجهه نوجوان با شكستها، ناكامي ها و تحصيل كه معمولاً با بي علاقگي نسبت به مسائل تحصيلي و كاهش نمرات درسي شروع مي شود، افت تحصيلي نام دارد. به منظور كاهش افت تحصيلي نوجوانان بايد از طريق والدين و مربيان اقدام نمود. والدين درمواجهه با افت تحصيلي نوجوانان مي بايستي انعطاف پذيربوده، رفتارهاي خشونت آميز با وي نداشته باشند و درعوض موفقيتهاي تحصيلي او را تقويت نموده و به او پاداش دهند. زيرا دريادگيري بيشتري دست يابد. درغير اين صورت عدم تقويت فرد در هنگام افت تحصيلي موجب ترك تحصيل نوجوانان خواهد شد.

به عبارت ديگر والدين مي بايستي به نوجوان توجه كافي را مبذول داشته و روحيه اعتماد به نفس وي را افزايش دهند در نوجوان نسبت به درس خواندن هدف ايجاد كنند. درغير اين صورت هرگونه رفتار مخالفي در والدين موجب شكست و از بين رفتن اعتماد به نفس وي خواهد شد.
مربيان نيز هنگام افت تحصيلي نوجوانان بايد توجه كافي داشته باشند كه افت تحصيلي نشانه عدم توانايي تحصيلي وي نيست و او را به اندازه كافي تقويت نمايند. عللي كه سبب افت تحصيلي در افراد مي شود عبارتند از:
۱٫ گسيختگي محيط خانواده
۲٫ عدم اعتماد به نفس نوجوان
۳٫ عوامل فرهنگي – خانوادگي
۴٫ عدم ارتباط بين والدين و اولياي مدرسه
بنابراين اين محيط خانه و مدرسه، علاقه و رغبت، همسالان و گاهي بي اعتمادي ها مي توانند موجب افت تحصيلي گردند. افت تحصيلي چنانچه ادامه يابد به بزهكاري و انحرافات كشيده مي شود و در نتيجه ترك تحصيل به وجود مي آيد.
نحوه برخورد والدين نقش مهمي در پيشرفت و يا افت تحصيلي نوجوانان ايفا مي‌كند. براساس تحقيقات انجام گرفته ويژگي هاي والدين و محيط خانوادگي، همبستگي بالايي، با پيشرفت تحصيلي فرزندان دارد.

براساس نتايج اين تحقيقات، والدين به سه دسته تقسيم مي شوند:
۱٫ والدين هدايت كننده
۲٫ قدرت مدار
۳٫ آسان گير
۱٫والدين هدايت كننده : اين نوع از والدين، كودكان خود را در مسائل تحصيلي هدايت مي كنند، آنها را تشويق مي كنند و در صورت ضعف فرزند، با تقويت درسي، وي را راهنمايي نموده و به طور كلي در رفع مشكلات تحصيلي به آنها كمك مي‌كنند. بچه ها را درتصميم گيري ها دخالت داد، درصورت افت تحصيلي كودك، با تشويق و كمك بيشتر وي را به فعاليت بيشتر وا مي دارند. روش تحليل مسائل و جوانب مختلف موضوعات را به كودكان خود آموزش مي دهند. نوجوانان خود را با مسائل سياسي، اقتصادي، اجتماعي آشنا مي كنند.

۲٫والدين قدرت مدار: اين نوع والدين، به فرزندان خود سخت گيري مي كنند، اجازه سئوال و كنجكاوي به فرزندان نمي دهند، درصورت افت تحصيلي آنها را به شدت تنبيه مي كنند، خودشان نيز به شدت ناراحت شده ودرنتيجه سخت گيريهاشان را بيشتر مي كنند. با نوجوان خود ارتباط برقرار نمي‌كنند و او را در تصميم گيري ها دخالت نمي دهند و انعطاف پذيري كمي دارند.

۳٫والدين آسان گير: اين والدين به تكاليف كودكشان اهميت نمي دهند، وي را آزاد گذاشته تا به ميل خود تكاليفش را انجام دهد. هيچ نظم و انضباطي دراين خانواده ها براي هيچ كاري وجود ندارد. نظارت چنداني بر تكاليف درسي فرزندانشان ندارند، چنانچه دعوت به انجمن اولياء مدرسه شوند، اصلاً شركت نمي كنند. درواقع اين والدين درمسائل تحصيلي فرزندان به دو صورت شركت مي كنند: يا كاملاً آزاد مي‌گذارند، يامسئوليت كارها را به عهده وي مي گذارند.
بنابراين رفتار والدين درپيشرفت تحصيلي نوجوانان تأثير بسزايي دارد. از آنجاكه نوجواني دوره انتقال و يادگيري است، والدين مي بايستي به مسائل تحصيلي فرزندانشان توجه كافي را مبذول داشته و با او برخوردهاي مثبت وتوأم با پاداش و تقويت داشته باشند.
معلمين نيز مي بايستي انعطاف پذيربوده، رفتارهاي خشن و تندي با آنها نداشته باشند، تا درصورت افت تحصيلي نوجوان بتوانند جبران كرده، به عوامل آن توجه كنند و آنها را رفع نموده تا نوجوانان بتوانند مشكلات خود را جبران نمايند.

عوامل ترك تحصيل نوجوانان
نگرش والدين امر بسيار مهمي در تحصيل نوجوانان مي باشد كه آيا كودكان را به منظور يادگيري و كسب دانش به مدرسه مي فرستند يا براي نمره گرفتن.
والدين مي بايستي به اين امر توجه داشته باشند كه ملاك درس خواندن يادگيري است نه نمره. يادگيري علم ودانش، كسب مهارتها براي زندگي آينده، يادگيري نظم و تربيت، قوانين جامعه واجتماعي شدن مهم است.

اين مورد كه برخي از خانواده ها به خصوص خانواده هاي قدرت مدار به فرزندان توجهي نمي شود، انعطاف پذيري لازم را ندارند و آنها را به عنوان نوجوان در نظر نمي گيرند. با وي ارتباط برقرار نمي كنند، موجب عدم اعتماد به نفس در او خواهند شد. زيرا چنانچه والدين به جاي تشويق از تحقير، سرزنش و تهديد استفاده كنند، نوجوان اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد خودباوريهايش كاهش مي يابد، عزت نفس خود را ناچيز مي شمارد و درنتيجه پيشرفت تحصيلي وي تحت تأثير قرار مي گيرد. دراين خانواده ها اگر نوجوان نمره پائيني بگيرد، تصور مي كند كه اين شكست ادامه مي يابد و شكستهاي مكرر موجب افت تحصيلي وي مي شود و درصورت ادامه چنين وضعي نوجوان دچارترك تحصيل مي شودو ترك تحصيل نيز سبب ايجاد انحرافات مي گردد.
بايد تذكر داد كه عوامل ديگري از قبيل عوامل فرهنگي، اقتصادي، باورها و ارزشها نيز در افت تحصيلي تأثير دارند.
بنابراين در پايان مي بايستي اشاره كنيم كه والدين نبايد نمره را به عنوان ملاك پيشرفت تحصيلي كودك درنظر داشته باشند بلكه هدف يادگيري كودك است. والدين بايد انعطاف كافي را در زمينه نمره دانش آموزان داشته باشند تا مشكلاتي رادركودكان و نوجوانان دراين زمينه به وجود نياورند.

افت تحصيلي
منظور از افت تحصيلي كاهش عملكرد تحصيلي ودرسي دانش آموز از سطحي رضايت بخش به سطحي نامطلوب است. توجه به اين تعريف نشان مي دهد كه مقايسه و سنجش سطح عملكرد تحصيلي قبلي و فعلي دانش آموز بهترين شاخص افت تحصيلي است.
(افروز، ۱۳۷۵،ص۱۰۱) معتقد است زماني مي توان از افت تحصيلي صحبت كرد كه فاصله قابل توجهي بين توان و استعداد بالقوه وتوان بالفعل فرد در فعاليتهاي درسي و پيشرفت تحصيلي مشهود باشد.
علل و عوامل افت تحصيلي
برخي از علل افت تحصيلي عبارتنداز :
۱٫ مشاجرات والدين
۲٫ جدايي والدين
۳٫ ازدست دادن والدين
۴٫ بي سوادي والدين
۵٫ اشتغال بيش از حد والدين دربيرون از خانه
۶٫ كوتاهي اولياء مدرسه و والدين در آموزش و پرورش
۷٫ ناديده گرفتن رشته تخصصي معلمين و واداشتن آنان به تدريس مواد درسي ناخواسته
۸٫ نداشتن امكانات رفاهي مطلوب معلم
۹٫ تحصيلات و سطح فرهنگ خانواده
۱۰٫ شرايط اجتماعي و اقتصادي خانواده
۱۱٫ شرايط عاطفي وامنيت محيط خانواده
۱۲٫ تعداد اعضاي خانواده
۱۳٫ اشتغال كودكان
۱۴٫ اشتغال مادران
۱۵٫ روابط معلم و دانش آموز
اكنون به توضيح هر يك از علل افت تحصيلي خواهيم پرداخت.

۱٫مشاجرات والدين
مشاجرات والدين به هيچ وجه از نظر كودك و نوجوان پوشيده نيست. و بر روح و روان آنان لطمات شديد وارد مي سازد. به ويژه كودكان از ترس اينكه مبادا تكيه گاهشان را از دست بدهند گاهي آنچنان دگرگون مي شوند كه به لكنت زبان، حواس پرتي، عصبانيت، گوشه گيري و افسردگي دچار مي‌شوند. برخي نيز چون تمام ساعات فكر و ذهنشان به خانه وخانواده مشغول است از كار مشق و درس و مدرسه باز مي مانند و كم كار و بي حوصله مي شوند.

۲٫جدايي والدين
جدايي والدين به كودكان و نوجوانان ضربه هاي هولناك وارد مي سازد. به ويژه در اطفال تا ۵ سالگي باعث مي شود كه آنان در جواني و بزرگسالي از عواطف طبيعي و سازگاري با ديگران بي بهره شوند و رشد عاطفي و عقلي و اجتماعي شان مختل گردد.
۳٫ازدست دادن والدين
درگذشت و يا از دست دادن يكي از والدين مانند جدايي والدين كودك و نوجوان را به اضطراب و نگراني شديد گرفتار مي نمايد. نبود والدين براي كودكان غيرقابل تحمل است تا آنجا كه ممكن است به آشفتگي رواني و حتي فرار از خانه منجر شود. تأثير اين عامل در افت تحصيلي نيز بسيار زياد است. مگر آنكه يكي از والدين بتواند به خوبي از عهده پركردن جاي خالي فرد فوت شده برآيد.
۴٫بي سوادي والدين
آمار نشان مي دهد در خانواده هايي كه والدين آنها بي سواد هستند فرزندان كمتربه تحصيل دانش علاقه نشان مي‌دهند و بيشتر به ترك تحصيل روي مي آورند و يا به افت تحصيلي دچار ميشوند. همين آمار نشان مي‌دهد كه هم اكنون در ايران ۱۴۶۰۰۰۰۰ نفر بي سواد وجود دارد. (حيدري ، ۱۳۷۴ص۱۲۹)

۵٫اشتغال بيش ازحد والدين دربيرون از خانه
كار و مشغله زياد والدين به ويژه پدر و خستگي كار روزانه باعث مي شود كه از حيث تربيتي و عاطفي نارسايي هايي را براي فرزندان به وجود آورد وآنان در زمينه امور درسي خود كمتر احساس مسئوليت نمايند و كم كم از درس ومدرسه باز مي‌مانند و به علت آنكه كسي مراقب آنان نيست به مرور زمان دچار افت تحصيلي مي‌شوند.
۶٫كوتاهي اولياء مدرسه و والدين در آموزش وپرورش

مادر، پدر، معلم و مربي بايد از همان سالهاي اوليه مدرسه به موازات تعليم درست دانش آموزان نسبت به تربيت درست آنان نيز اقدام ورزند و آنان را طوري تربيت نمايند كه به خود اعتماد داشته باشند. و همواره نگران حال و آينده خود نباشند چراكه همين نگراني ممكن است درآينده باعث افت تحصيلي گردد.
آنان بايد هدف از زندگي وفوايد زندگي اجتماعي را بشناسند و بدان ايمان پيدا كنند. تا به هنگام تحصيل يا درموقع ورود به اجتماع با هرشكستي از ميدان به در نروند. بلكه شعور بررسي علل شكست و بازشناسي اشتباهات و انديشه برنامه ريزي دست وصحيح مجدد را داشته باشند.

۷٫ناديده گرفتن رشته تخصصي معلمين و واداشتن آنان به تدريس مواد درسي ناخواسته
بايد به اين نكته اشاره نمود از سالهاي دور تا كنون همواره اين اشتباه بزرگ در مدارس كشور ما تكرار مي گردد. و آن اين نكته است كه در تدريس دانش آموزان از معلميني استفاده مي‌شود كه درآن درس از تبحر لازم برخوردار نيستند.
دبير ادبيات فارسي فارغ التحصيل رشته جامعه شناسي ودبير روان شناسي داراي دانشنامه ليسانس جغرافي است. و اين امر باعث آن مي گردد تا معلم خودنتواند آنچنانكه بايد وشايد با درس ارتباط برقرارنمايد. چه رسد به دانش آموزان درنتيجه دانش آموزان نيز به علت درست ارتباط برقرار ننمودن دچار افت تحصيلي مي‌گردند.
۸٫ نداشتن امكانات رفاهي معلم

نداشتن امكانات رفاهي معلم و آشفتگي اقتصادي موجب پريشاني او مي گردد. كه بدون ترديد دروضعيت تعليم و تربيت شاگردان تأثير مستقيم دارد. معلمي كه به سبب ناچيزي حقوق و درآمد، ناگزير به پرداختن كار دومي است با خستگي ناشي از كارهاي سخت روزانه و فشار روحي هيچ وقت فرصت مطالعه و تحقيق را- كه براي هر علمي چون نان روز و خواب شب لازم است دست پيدا نمي‌كند.
رياست دانشگاه شهيد بهشتي درمصاحبه مورخ ۲۳/۱/۶۹ شمسي خودچه به جا و رسا گفته است : در … نبودن انگيزه هاي قوي براي تحصيل درميان عده زيادي از دانش آموز ان به خصوص دانش آموزان دبيرستاني را شايد بتوان به عنوان نخستين حلقه از زنجيره هاي طولاني علل افت تحصيلي در مواردي نام برد دانش آموزان دبيرستاني كه معلمان خود را با آن همه تحصيل و تلاش و جديت و آموختن با مشكلات شديد اقتصادي و به تبع آن اجتماعي مي يابند چگونه مي توان انگيزه اي براي ادامه دادن تحصيل داشته باشند. (حيدري، ۱۳۷۴ ص ۱۸۳ و۱۸۴)

۹٫ شرايط اجتماعي و اقتصادي
به طور كلي محدوديتهاي محيطي و كمبود محركهاي رشد ذهني و اجتماعي از عوامل مهم در افت تحصيلي كودكان و نوجوانان است درصد قابل توجهي از دانش آموزان كه به طور جدي دچار افت تحصيلي شده اند درمدارس استثنائي مشغول تحصيل مي‌شوند و جز عقب ماندگي هاي فرهنگي به شمار مي روند. كودكاني كه جز خانواده هايي هستند كه از نظر اجتماعي و اقتصادي درسطح پايين قرار دارند از نظر فرهنگي نيز دچار مشكل هستند و اين مشكلات باعث افت تحصيلي مي شوند. (فرقاني، ۱۳۸۲ ص ۲۴)

دانش آموزاني هستند كه از نظر بهره هوشي و جسماني هيچگونه ناراحتي و عقب ماندگي ندارند اما بر اثر فقر خانوادگي نداشتن تحمل گرسنگي و كمبود و نداشتن وسايل تحصيل نمي تواند به طور مرتب درمدرسه حضور يابند و درسهاي خود رافرا گيرند. درنتيجه دچار ناكامي و عقب ماندگي مي شوند درواقع فقر به سلامت و آسايش كودك لطمه مي زند. مادران اين دسته از كودكان آن قدر دربيرون از خانه مشغول به كار هستند كه نمي توانند به نحو شايسته از فرزندان خود مراقبت و پرستاري كنند. وضعيت اقتصادي تعيين كننده محل سكونت است. و اگر دانش آموزان به دليل فقر مالي نمي توانند محل مناسبي داشته باشند براي انجام تكاليف و مطالعه دروس با مشكل موجه اند. ازيك طرف محل سكونت تعيين كننده نوع مدرسه اي است كه كودك درآن مشغول به تحصيل است.

وقتي محل سكونت دانش آموزان دريك محل فقير باشد چه از نظر آموزشي و چه از نظر معلمان با كمبودهايي روبرو است كه مستقيماً برافت تحصيلي اثر مي گذارد ازطرف ديگر فرزندان چنين خانواده‌هايي امكان خريدن و خواندن مجلات، روزنامه ها و كتابهاي غيردرسي راندارند، و درنتيجه تجارب آنان محدود خواهدبود. فقر مالي سبب مي شود دانش آموزان از فضاي كافي و استراحت لازم محروم بمانند. يا براي جبران كمبودهاي خود و خانواده ساعتي از روز يا شب را به كار مشغول باشند و درنتيجه فرصت كافي براي انجام تكاليف را نداشته باشند. همچنين سطح آرزوهاي دانش آموزان خانواده هاي ثروتمند و مرفه متفاوت از خانواده هاي فقير و كم درآمد است.

همين تفاوتهاي كمي و كيفي بالابودن شكست هاي تحصيلي درطبقات اجتماعي كم درآمد را به رغم وجود سطح توانايي هاي برابر توجيه مي كند. درخانواده هاي طبقات پايين تر دانش آموزان شروع به تحصيلات ناشناخته مي كنند، به امتحاناتي دشوار مي انديشند، بامتوني مواجه مي شوند كه آنها را مشكل مي پندارند درحالي كه دانش آموزان طبقات اجتماعي – اقتصادي بالاتر با آرامش درباره آنها صحبت مي كنند (بيابانگرد، ۱۳۸۰ ص ۱۲۱) دربرابر دشواريهاي اجتناب ناپذير تحصيلات دانشگاهي خانواده هاي مرفه انتظار دارند كه فرزندان آنان مدارج عالي را طي نمايند.

درنتيجه از آنان حمايت مي نمايند و ديگران را نيز به حمايت از آنان وا مي دارند. برعكس خانواده هاي سطح پايين درخود آرزوهاي بسيار پايين نشان مي دهند. آنان از اينكه خودموفق به تحصيل و كسب مدارج عالي نشده اند داراي احساس بسيار نامطلوبي بوده، و همين احساس را به فرزندان خود منتقل مي سازند. و يا به راحتي مي پذيرند كه آنان نيز چنين احساسي داشته باشند. به علت فقدان يا پايين بودن انگيزش اغلب اين دانش آموزان درتحصيلات خودموفق نمي شوند. و به سوي مشاغل سطح پايين نيز كشيده مي شوند.

موضوع ها و موقعيتهاي مرتبط با مدرسه مثلاً انجام آزمون هوش، دادن امتحان، از برخواندن دركلاس درس و … به طور مثبتي پاسخ دهند. در صورتي كه كودكان طبقات پايين چنين آموزشي نمي بينند همچنين آنان با چنين انديشه هايي بزرگ نمي شوند كه اگر قرار است در زندگي موفق شوند بايد در مدرسه خوب كاركنند (مجيدي، ۱۳۷۵ ص ۲۴) عبداللهي ۱۳۷۰ درتحقيق تحت عنوان «مقايسه وضع اجتماعي اقتصادي و فرهنگي خانواده هاي دانش آموزان پسر مردود و ممتاز مدارس راهنمايي استان سمنان» نتيجه گيري مي كند كه به طور كلي دانش آموزان مردود از مشكلات خانوادگي بيشتري نسبت به دانش آموزان ممتاز اعم از اجتماعي اقتصادي وفرهنگي برخوردارند. در گروه دانش آموزان مردود كمتر از ۰۰۱ /۱۰ احتمال وجود دارد كه مادران آنها تحصيلات بالاتر از ديپلم داشته باشند. (مجيدي ۱۳۷۵،ص ۳۶)

علت افت تحصيلي و يا ترك تحصيل در كشورهاي مختلف متفاوت است طبق گزارش گروه مشاوران يونسكو (۱۳۶۹، ترجمه مشايخ) درهندوستان دانش آموزان بيشتر به علت كمبود لباس و عدم امكانات و شهريه ترك تحصيل مي كنند يا دچار افت تحصيلي مي شوند.
در فيليپين خانواده هاي متعددي وجود دارند كه اغلب هزينه هاي ناچيز تحصيل كودكان براي آنها مبلغ مهمي است دربعضي خانواده ها دختران بايد در خانه بمانند و به كار خانه كمك كنند و يا از بچه هاي خانه نگهداري كنند در پاكستان ۶۰% از ترك تحصيل كنندگان فقر را عامل آن ذكر كرده اند. (مجيدي، ۱۳۷۴ ص۷۰)
احمدي در پژوهش خود (۱۳۷۰) درمورد «افت تحصلي دانش آموزان سال سوم دبيرستان دخترانه نجف آباد» دريافت كه اغلب دانش آموزان داراي افت تحصيلي :
• درخانواده هايي با سطح اقتصادي پايين زندگي مي كنند.

نتيجه رسيده است كه بين عملكرد تحصيل دانش آموزان كه داراي والدين با سواد بودند ودانش آموزاني كه والدين بي سواد دارند تفاوت معني داري وجود دارد.به اين معنا كه سواد والدين در پيشرفت تحصيلي فرزندان اثرات مثبتي دارد. نكته قابل ذكر دراين زمينه آن است كه گرچه نظارت و كمك غير مستقيم والدين در امر مربوط به درسي و تحصيلي فرزندان درپيشرفت و موفقيت دانش آموزان بسيار مؤثر است اما اين كمك اگر به طور مستقيم باشد، يعني والدين تكاليف فرزندان را به جاي آنها انجام دهند نه تنها عامل موفقيت نبوده بلكه باعث افت و شكست آنها نيز خواهدشد.

اگر وضعيت نمرات درسي دانش آموزان مقطع راهنمايي را با مقطع ابتدايي مقايسه كنيم خواهيم ديد كه تفاوت زيادي باهم دارند، يعني نمرات درسي دانش آموزان بارفتن به مقطع تحصيلي راهنمايي كاهش مي يابد. علت اين مسئله صرفاً به دشوار تر شدن تكاليف بر نمي گردد يك علت مهم دراين زمينه آن است كه درمقطع ابتدايي بسياري از اولياء به ويژه مادران به خصوص براي فرزند اول خانواده كمك زيادي درامور درسي او مي كنند. در واقع دانش آموزان با كمك و ياري مستقيم ديگران نمرات خوبي مي گيرند. اما درمقطع راهنمايي كمك اولياء به طور ناگهاني كاهش مي يابد چراكه اولاً ممكن است اولياء حوصله و علاقه و فرصتي را كه قبلاً داشته اند ديگر نداشته باشند و ثانياً از نظر علمي و اطلاعات و دانستني هاي لازم را با توجه به دشواري دروس نداشته باشند.

از اين رو دانش آموز يكباره احساس مي كند كه تنها شده است و كسي نيست كه به او توجه كند، و مشكلات درسي اش را برطرف نمايد. اولياء و مربيان گرامي توجه داشته باشند كه اگر دانش آموزي در مقطع ابتدايي با تلاش و كوشش خود نمره ۱۵ بگيرد بهتر از آن است كه به كمك والدين و يا ديگران نمره ۱۸ بگيرد. چرا كه دانش آموز درصورت دوم عامل موفقيت را كمك ديگران و نه تلاش و زحمت خود مي داند ولذا اعتماد به نفس كه راز و رمز مهم موفقيت است پيدا نمي‌كند و درسالهاي بعد نيز احتمالاً موفق نخواهد شد. اما درحالت اول دانش آموز عامل موفقيت را تلاش و كوشش خودمي داندو به توانايي خود اعتماد پيدا مي كند. چنان كه گفته شد مهمترين نقش اولياء فرآهم آوردن يك محيط و فضاي عاطفي مناسب جهت مطالعه، تقويت و تشويق رفتارهاي درسي كودكان ونوجوانان و نظارت و كمك غير مستقيم به آنها است.

۱۱٫ شرايط عاطفي و امنيت محيط خانواده
خانواده يك نهاد اجتماعي كوچك است كه اولين كانون تربيتي كودكان به حساب مي آيد و مقدار قابل توجهي از وقت خود را در آن مي گذراند.
بهرام زاده (۱۳۷۲) به نقل از شارك (۱۹۶۷) مي گويد: محيط خانوادگي بيش از بهره هوشي كودكان درموقعيت تحصيلي آنان مؤثر است. شايد بتوان گفت: مهمترين عامل مؤثر درشكل گيري نگرش دانش آموز نسبت به تحصيل خانواده است. اين كه والدين بادانش آموزان ودرس و تحصيل او چگونه برخورد كنند و در الگوهاي تربيتي خود براي چه نوع رفتارهايي ارزش قائل شوند. يكي از اجزاي اساسي درشكل گيري نگرش دانش آموز نسبت به تحصيل است در موارد بسياري علل افت تحصيلي و يا شكست تحصيلي به وجود اين نگرش هاي منفي، تضادها، مساعد نبودن شرايط خانواده از نظر عاطفي و رواني و … بر مي گردد پدراني كه درس را بيهوده و اتلاف وقت تلقي مي كنند همين نگرش را به فرزندان خود نيز انتقال مي دهند. و براي پيشرفت تحصيلي آنهاهيچ كوششي را به عمل نمي آورند. (بيابانگرد، ۱۳۸۰ ص ۱۱۵)
گاهي ممكن است يك خانواده از نظر مالي و اقتصادي درحدمطلوب باشد اما فرزندان آنان به دليل اختلاف و كشمكشهاي خانوادگي بين پدر و مادر و يابين هريك از اعضاء خانه باعث مي شودازيك طرف دانش آموز محيط مناسبي براي مطالعه دروس و انجام تكاليف نداشته باشد و از طرف ديگر باعث اضطراب در دانش آموزان و عدم حواس دركلاس و درهنگام يادگيري دروس مي شود.

دانش آموزي كه در خانواده با پدر و مادر درگير است، براي نشان دادن مخالفت خود با آنها، ناخودآگاه سعي مي كند بر خلاف ميل آنها رفتار كند از اين رو چون تمايل و حساسيت پدر و مادر را به تحصيل مي شناسد در درس خواندن كوتاهي مي نمايد نوجوان درسن بلوغ به علت تغييرات جسمي و روحي به مسائل غير درسي نيز توجه نمايد ممكن است شديداً به ورزش روي آورد و يا آن كه بيشتر به تفريح و گردش بپردازد. پسر نوجواني عقيده داشت كه درس خواندن براي دخترهاست اين تفكر مي تواند در درس نوجوان اثر نامطلوب بگذارد. (حيدري، ۱۳۷۴ ص ۱۶۸)

تحقيقات نشان مي دهند كه بين سطح فرهنگ خانواده و ترك تحصيل فرزندان رابطه معكوس وجود دارد. (بيابانگرد، ۱۳۸۰ ، ص ۱۱۷)
رضويه (۱۳۷۱) دراين زمينه معتقد است در كشورهاي پيشرفته موقعيت اقتصادي خانواده در درجه اول و سواد والدين در درجه دوم نقش اصلي را در ميزان پيشرفت تحصيلي بازي مي كنند. ولي درايران احتمالاً اوليت اين دو عامل جابه جا مي شود. (بيابانگرد، ۱۳۸۰ ص ۱۱۸)
صديق (۱۳۵۶) با انجام پژوهش با عنوان «بررسي عوامل مؤثر در مردودي دانش آموزان» به اين نتيجه مي رسد كه اختلافات خانوادگي ضربات روحي بيشماري را به فرزندان وارد ساخته و از مهمترين عوامل شكست و افت تحصيلي دانش آموز است. (مجيدي، ۱۳۷۵، ص، ۱۱۹-۱۱۸)
با توجه به نقش مهم والدين در پيشرفت تحصيلي كودكان، نبود هريك از آنها به دلايل مختلف مي تواند بر تحصيل كودكان تأثيري ژرف وناگوار باقي بگذارد، فقدان والدين علاوه برآثار منفي رفتاري و عاطفي بركودكان، حتي درصورت اصلاح محيط كه تنها كودكان مجبور به انجام برخي وظايف والدين باشند موجب افت تحصيلي مي گردد.