فهرست عناوين

هدف از تحقيق
مقدمه
فصل اول (علل افت تحصيلي)
فصل دوم (راههاي مقابله با افت تحصيلي)

هدف از تحقيق:
ما در اين تحقيق قصد داريم اولاً به بررسي علل افت تحصيلي كه يكي از بزرگترين معضل هاي جامعه امروز ما و به خصوص آموزش و پرورش مي باشد، بپردازيم. ثانياً راههايي براي مقابله با آن بيابيم. البته تمام مطالبي كه در اين تحقيق آمده همه از منابع معتبر و كتب و مجلات علمي تهيه گرديده است. و ما تنها به بيان آنها پرداخته ايم. براساس آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت راههايي كه براي جلوگيري از اين افت بزرگ بيان شده همه مثمر به ثمر هستند و مي توان از آنها بصورت علمي استفاده كرد. ما با انجام اين تحقيق قصد داريم از افت تحصيلي در اين دبيرستان جلوگيري و يا بكاهيم. به اميد آن روز كه ديگر افت تحصيلي از مشكلات بزرگ و حل نشدني براي جامعة فرهنگي ما نباشد.

مقدمه
افت تحصيلي يكي از مشكلات عمدة نظام هاي آموزشي در دنياي كنوني است، و هر سال مقادير متنابهي از امكانات مالي و نيروهاي انساني، آموزشي و پرورشي به اين معضل اختصاص مي يابد. از آنجا كه افت تحصيلي با نظام آموزشي، فرهنگي،‌اجتماعي و خانوادگي جامعه ارتباط تنگاتنگي دارد، بررسي آن مستلزم دقت نظر و ارزيابي دقيق عوامل عديده اي است.
بسياري از افراد افت تحصيلي را به معناي ناتواني دانش آموز در يادگيري مواد درسي مي دانند. بدون شك اين تصوري نادرست است. ناتواني كودك در فراگيري دروس ممكن است از تواناييهاي ذهني محدود و ضعيف ناشي شود، در حاليكه افت تحصيلي به معناي نزول از يك سطح بالاتر به سطحي پايين تر در تحصيل و آموزش است.

افت تحصيلي به كاهش عملكرد تحصيلي دانش آموز از سطحي رضايت بخش به سطحي نامطلوب گفته مي شود. توجه به فوق نشان مي دهد كه مقايسه و سنجش سطح عملكرد تحصيلي قبلي و فعلي دانش آموز بهترين شاخص از افت تحصيلي است. مشاهدة اينگونه افت و خيرها درعملكرد تحصيلي دانش آموزان، ما را به بررسي علل آن فرا مي خواند. از آنجا كه نظام آموزش و پرورش يكي از سازمان ها و نهادهاي پرهزينة كشور است. و نيز به دليل ارزش حياتي آن در تأمين و تربيت نيروي انساني ماهر و متخصص جامعه و بطور كلي اعتلاي فرهنگي و اقتصادي كشور، بررسي دلايل افت تحصيلي و روش هاي مقابله با آن، مي تواند از به هدر رفتن سرمايه هاي مادي و معنوي مردم و مسئولان پيشگيري كند و به كارايي هر چه بيشتر افراد جامعه بينجامد.

به همين دليل ما به بررسي علل افت تحصيلي بين دو كلاس دوم پرداختين كه در اين تحقيق علل اين افت دو كلاس و در كل افت تحصيلي را مورد بحث قرار داديم.

فصل اول
علل افت تحصيلي
همانگونه كه اشاره شد، افت تحصيلي با نظام آموزشي، فرهنگ،‌اجتماع، خانواده و خصوصيات فردي اشخاص يا به عبارت ديگر با ويژگيهاي دانش آموزان ارتباط بسيار نزديك دارد. در اينجا به چند علت اصلي افت تحصيلي اشاره مي شود. لازم به تذكر است كه اين علل معمولاً بطور مستقل و مجزا از يكديگر باعث به وجود آمدن افت تحصيلي در دانش آموزان نمي شود، بلكه ارتباط و تعامل آنها شبكة پيچيده اي را به وجود مي آورد كه بر وضعيت تحصيلي دانش آموزان اثر مخرب مي گذارد. طبعاً مقابله با افت تحصيلي نيز در گرو اقدامات همه جانبه و همزمان در اين زمينه هاست.

الف) علل آموزشي:
در اين مورد به چند علت فرعي اشاره مي كنيم: ۱- تراكم برنامه هاي درسي : گاهي اوقات دانش آموزان هفته اي ۴۰ ساعت در مدرسه تحصيلي مي كنند و در خانه نيز با انبوهي از تكاليف درسي روبرو مي شوند. بديهي است كه در چنين شرايطي دانش آموزان فرصت كمتري براي پرداختن به ساير نيازهاي شخصي خويش دارند. اگر اين وضع براي مدتي ادامه يابد، فشار حاصل از تكاليف زايد و اضافي باعث بيزاري دانش آموزان از مدرسه و تحصيل مي گردد و در نتيجه منجر بر افت تحصيلي آنان مي شود.

تجربه نشان داده است كه تكاليف زياد لزوماً سطح تحصيلي دانش آموز را بالا نمي برد، بلكه بر عكس معمولاً نتيجه اي معكوس به دنبال دارد. ۲- عدم برنامه ريي تحصيلي مناسب بعضي از دروس با سطح رشد و سن كودك هماهنگي ندارد. اين عامل ممكن است باعث شود كودك يا دانش آموز نتواند ارتباط منطقي بين مواد درسي و استفاده از اين آموخته ها را پيدا كند و بعضاً آنها را بي فايده مي پندارد. ۳- عدم وجود معلمان كافي و شايسته: تسلط معلم بر درس، روش تدريس وي و ارتباط او با شاگردان از عوامل مهم پيشرفت يا افت تحصيلي دانش آموزان است. ۴- عدم انطباق هدف و محتواي آموزشي با علايق دانش آموزان: قصور نظام آموزشي در ايجاد هدفها و برنامه هايي كه با نيازهاي رشدي و تكامل فرد و علايق و انگيزه هاي او متناسب و هماهنگ باشد، بر جريان تعليم و تربيت تأثير نامناسب گذاشته، باعث افت تحصيلي مي گردد.

از جمله علل و عوامل آموزشي مؤثر ديگر در افت تحصيلي مي توان به نامناسب بودن روش هاي آموزشي، ارزيابي هاي نادرست از عملكرد دانش آموزان، كمبود فضاهاي آموزشي، حفظ طوطي وار مطالب جزيي و كم اهميت و عدم ارتباط بين مطالب درسي و تجارب واقعي زندگي اشاره كرد.

ب ) علل فردي :
در بعضي موارد دانش آموزاني كه بطور عادي به تحصيل اشتغال داشته، عملكرد خوبي نيز دارند، به علل فردي دچار افت تحصيلي مي شوند. در هر مرحله از رشد، اعمال و رفتارهايي از كودك سر مي زند كه خاص همان مرحله است. اوج اين تحولات را مي توان در آغاز دوره بحراني نوجواني ديد. با شروع دورة نوجواني، كودك ديروز تغيير رفتار مي دهد و انتظارات و سلوك او دگرگون مي شود. متأسفانه بالاترين موارد ترك تحصيل در دورة نوجواني به چشم مي خورد.

علل فردي در واقع به مواردي از اين تغييرات اشاره دارد كه مي تواند به دو دستة “رواني” و “فيزيولوژيكي” تقسيم شود از جمله علل فردي كه در افت تحصيلي مؤثر است. مي توان به هوش، رابطة معلم و دانش آموز، ميل و انگيزة دانش آموز و مشكلات عاطفي و هيجاني او اشاره كرد ۱- هوش: هر فرد داراي توان ذهني خاصي است كه هوش ناميده مي شود. هوش داراي جنبه هاي عمومي و اختصاصي است هوش عمومي به توانايي و ظرفيت كلي يادگيري ،‌و هوش اختصاصي به زمينه هاي ويژه اي اطلاق مي گردد كه فرد پيشرفت و كارايي بهتري در آن زمينه ها دارد. مثلاً شخصي ممكن است از ادراك فضايي بهتري برخوردار باشد و ديگري قدرت حافظة بهتري داشته باشد.

از آنجا كه بازده هوشي هر فرد تا حد زيادي متأثر از زمينه هاي ارثي است و نمي توان آن را تغيير داد، بنابراين در مواردي ممكن است تواناييهاي هوشي دانش آموزان از ميزان معين و ثابتي برخوردار باشد. تا فرا رسيدن زماني كه دانش آموز به اين حد نهايي برسد، وضعيت تحصيلي او خوب خواهد بود اما پس از آن ممكن است محصل نتواند در دروس خود همچون گذشته موفقيت چشمگيري داشته باشد و دچار افت تحصيلي مي شود ۲- رابطة معلم و دانش آموز: از جمله مهمترين عوامل مؤثر در افت يا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطة بين معلم و دانش آموز است. معلم مي تواند با دقت و تيزبيني خود، استعدادهاي نهفتة دانش آموز را ظاهر ساخته، شكوفا كند. از سوي ديگر، بعضي از معلمان در مواردي با برخوردهاي غلط و نادرست مي توانند موجب بيزاري دانش آموز از درس و مدرسه شوند و به اين ترتيب او را به سوي افت تحصيلي سوق دهند. ۳- ميل و انگيزه : گاه ديده مي شود كودكي مدارج ابتدايي را با موفقيت كامل طي مي كند،

اما همين كه پا به سنين بالاتر مي گذارد، دچار افت تحصيلي مي شود و ديگر ميلي به يادگيري بيشتر و رقابت تحصيلي نشان نمي دهد. محيط كودك يا دانش آموز نقش بسيار مهمي در پيدايي انگيزه تحصيل در كودك دارد، لذا اغلب دقت در محيط اين دانش آموزان وجود اشكال در نظام آموزشي و ارزشي خانواده را آشكار مي سازد. به اين صورت كه پدر و مادر ظاهراً كودكان خود را به درس خواندن تشويق مي كنند، اما عملاً هيچ فعاليتي در جهت ايجاد گرايش جدي در فرزند خود نمي كنند. اين خانواده ها به طور ناخودآگاه به مسائلي در روابط خانوادگي خود اهميت مي دهند كه با درس خواندن و پرورش انگيزه قوي در پيشرفت تحصيلي منافات دارد. به عنوان مثال،‌ دانش آموز را تشويق به خواندن مي كنند،

اما هيچ گاه روابط خانواده حول محور ارزش هاي علمي نمي‌چرخد، بلكه همواره بحث در مورد مسائل اقتصادي، ميهمانها و خوراك و پوشاك است. علاوه بر اين ها دانش آموز هيچ وقت الگويي عملي و رفتاري از علاقة والدين به خواندن و نوشتن مشاهده نكرده است. ۴- آشفتگي هاي عاطفي و هيجاني: مشكلات عاطفي و هيجاني دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد مي تواند باعث افت تحصيلي آنان شود. فشارهاي رواني خاص هر مرحله از رشد مي تواند باعث اشتغال خاطره، آسيب وارد آمدن به قواي هوشي، تحليل انرژي ذهني، عدم تمركز حواس و تفكر زائده شده و در نهايت به نوبة خود موجب افت تحصيلي دانش آموزان مي شود.

۵- بلوغ: بلوغ از مهمترين مقاطع رشد است كه تغييرات همه جانبه و گسترده اي در حيطه هاي رواني و جسمي به همراه دارد. توانايي سازگاري با اين تغييرات ناگهاني و فراگير نيازمند آمادگي‌ها، آموزش ها و حمايت هاي خاصي است كه اگر امكانپذير نباشد، در نظام زندگي فرد ناهماهنگي به وجود آمده، چه بسا موجب بروز آسيب هاي رواني و اجتماعي و گاه جسمي يا تشديد گرايش دانش آموز به سوي اهداف خاصي مثل برقراري روابط گروهي و دوستانه، شركت در ميهمانيهاي دسته جمعي و اقدامات هيجان انگيز مي شود. اين قبيل مسائل موجب اشتغال خاطر دانش آموزان نوجوان و در نتيجه صرف انرژي متغير انگيزه هاي آنان مي شود. اين امر مي تواند باعث كاهش تمايل دانش آموزان به درس و مدرسه شده، افت تحصيلي را به دنبال بياورد. ۶- نارساييهاي جسمي: ناراحتي هاي جسمي خاص ممكن است در برنامة تحصيلي دانش آموز مزاحمت ايجاد كند و در نهايت به افت تحصيلي كودك بينجامد. از شايعترين اين بيماري ها و ناراحتي ها اشكال در بينايي و شنوايي است.

در مواردي دانش آموز دچار نارساييهايي در سيستم بينايي و شنوايي مي شود كه از آنها اطلاع ندارد. و ديگران نيز معمولاً تا مدت ها به آن پي نمي برند. نارسايي در شنوايي و بينايي براحتي مي تواند به نقص در يادگيري و نهايتاً افت تحصيلي منجر شود. ۷- فراموشي: از جمله عواملي كه همواره دانش آموزان آن را دليلي براي ضعف درسي خود مي دانند، فراموشي است فراموشي مي تواند معلول عوامل متعددي از قبيل عدم انگيزه، هدفمند نبودن فرايند تحصيل براي فرد، عدم احساس نياز به درس خواندن يا عدم تمركز حواس باشد.

ج) مشكلات خانوادگي:
عوامل عديده اي در ارتباط با خانوادة دانش آموزان مي تواند موجب افت تحصيلي آنان بشود كه اهم آنها به قرار زير است: ۱- روابط و نظام ارزشي خانواده : شايد بتوان گفت :‌مهمترين عامل مؤثر در شكل گيري نگرش دانش آموز نسبت به تحصيل، خانواده است. اينكه والدين با دانش آموز، و درس و تحصيل او چگونه برخورد مي كنند و در الگوهاي تربيتي خود براي چه نوع رفتارهايي ارزش قائل مي شوند، يكي از اجزاي اصلي و اساسي در شكل گيري نگرش دانش آموز نسبت به تحصيل است.

در بعضي خانواده ها رسم بر اين است كه والدين بطور كلامي به كودك توصيه مي كنند كه درس بخواند،‌اما هيچ گاه عملاً رفتار درس خواندن دانش آموز را تقويت نكرده، براي آن ارزش عملي قائل نمي شوند، او را در اتاقي تنها و در انزوا مي گذراند تا درس بخواند و هيچ گاه فعالانه در امور تحصيلي او دخالت نمي كنند و از نزديك با نحوة خواندن، نوشتن علاقه وي به مطالعه، و ايجاد زمينه هاي انگزشي مناسب مثل ربط دادن دروس كودك با زندگي روزمره اش سر و كار ندارد، برعكس،‌هر گاه كودك يا دانش آموز به اموري مي پردازد كه اساساً الگويي است از رفتار خود والدين، پدر و مادر بطور ناخودآگاه و به دليل مشابهت رفتار كودك در اين زمينه ها با اعمال و رفتار خودشان معمولاً وي را تشويق كرده به او توجه خاصي نشان مي دهند؛ حتي اگر اين نوع رفتارهاي كودك يا دانش آموز به لحاظ موقعيت سني، رشدي و اجتماعي در خور وي نباشد، به اين ترتيب، دانش آموز ياد مي گيرد كه به طريق خاصي رفتار كند تا از والدين خود محبت يا تشويق دريافت كند،

و در نتيجه از درس خواندن بازمانده و دچار افت تحصيلي مي شود. ۲- اشتغال دانش‌آموز: يكي از عوامل منفي خانوادگي كه همواره منشأ انحراف توجه دانش آموز از تحصيل مي گردد، جا به جايي وظايف والديني و فرزندي است. از جمله اين جابه جاييها كه ارتباط قابل توجهي با افت تحصيلي دارد، اشتغال دانش آموز است. به اين ترتيب كه دانش آموزان در سني به كار و اشتغال مي پردازند كه معمولاً از آنها انتظار مي رود در آن مقطع بيشتر به نقش هاي مورد انتظار از جمله تحصيل بپردازند. عدم تأمين نيازهاي مالي خانواده و نياز به نيروي كار كودك از دلايل عمدة اشتغال دانش آموزان در سنين پايين است،

كه در اين زمينه صرف وقت و نيروي بسيار در اشتغال،‌باعث افت تحصيلي آنان مي شود. اشتغال دانش آموزان باعث تقليل انرژي جسمي و رواني آنان شده، آمادگي جسمي و ذهني شان را براي يادگيري دروس كاهش مي دهد. به اين ترتيب كودكان ممكن است به دليل عدم حضور فعال و مستعد در محيطهاي آموزشي نتوانند به نحو مطلوبي به تحصيل خود ادامه دهند. مسأله اشتغال دانش آموزان و نقش آن در افت تحصيلي، در خانواده ها، طبقه اجتماعي، اقتصاد،‌ پايين و بويژه محيطهاي روستايي از اهميت خاصي برخوردار است. ۳- فقدان والد (يا والدين) : عدم وجود هر يك از والدين (يا هر دو والد) به دلايل مختلف مي تواند تأثير ژرف و ناگواري بر تحصيل دانش آموزان داشته باشد. فقدان والد علاوه بر آثار منفي رفتاري و عاطفي بر كودكان، حتي در صورتيكه محيط اصلاح شده باشد و دانش آموزان تنها مجبور به انجام برخي وظايف والديني باشند،ممكن است موجب افت تحصيلي گردد. در صورتيكه دانش آموز در اثر فقدان والدين (به دليل مرگ يا جدايي يا هر دليل ديگري) ضربة رواني نيز ديده باشد،

افسردگي، اضطراب،‌بي علاقگي و آشفتگي هاي هيجاني به دنبال خواهد داشت كه هر يك به نوبة خود مي تواند عاملي براي افت تحصيلي دانش آموز باشد. اين جنبه از تأثير فقدان والدين يا والد بر افت تحصيلي از اهميت ويژه اي برخوردار است ۴- بيسوادي والدين: برخي از دانش آموزان در امور تحصيلي خود نيازمند به ساعات آموزشي در خارج از اوقات رسمي كلاس و مدرسه هستند. اين قبيل دانش آموزان كساني هستندكه به دلايل متعدد مدت آموزش كلاسيك مدرسه براي آنها كافي نبوده، لازم است پس از خروج از مدرسه، كمكهاي آموزشي اضافي از منابع ديگر دريافت كنند. مهمترين منبع كودك آموزشي خارج از مدرسه مخصوصاً براي دانش آموزان دورة ابتدايي، والدين هستند. والدين باسواد علاوه بر نقش كمك رساني در آموزش فرزندان خود، الگوي منسجمي از يك فرد با سواد نيز هستند.

سواد والدين در تحصيل فرزندان نقش دو جانبه اي دارد. از يك سو براي آنها جنبة كمك آموزشي دارد و از سوي ديگر انگيزه اي براي درس خواندن آنها مي شود و اما بيسوادي والدين نيز آسيب دو جانبه‌اي دارد: اين قبيل والدين نه تنها نمي توانند از نظر آموزشي و تحصيلي كمكي به دانش آموزان خويش نمايند، بلكه يك الگوي تقليدي نامناسب براي فرزندان خود هستند. ۵- غفلت والدين نسبت به نيازهاي دانش آموز: بي توجهي نسبت به نيازهاي كودكان يا دانش آموزان در زمرة مخرب ترين عوامل مؤثر در پرورش كودك و دانش آموز بطور اعمل و در تحصيل دانش آموز بطور اخص است. عدم تأمين نيازهاي دانش آموز، چه نيازهاي اوليه مثل خوراك و پوشاك و چه نيازهاي ثانويه مثل امنيت، تعلق و احترام ضربة شديدي بر جسم و روح كودك وارد مي كند.

اين ضربه مي تواند زندگي كودك را شديداً تحت تأثير قرار دهد و موجب تضعيف عملكرد تحصيلي او گردد. گاهي اوقات به دنبال رويدادها و اتفاقاتي كه در خانواده به وقوع مي پيوندد، نيازهاي دانش آموزان مورد غفلت قرار مي گيرد و والديناز تأمين آنها باز مي مانند. از اين رو دانش آموزان اين خانواده ها به يكباره كاهشي در عملكرد كلي خود و بخصوص عملكرد تحصيلي نشان مي دهد.