افسردگی در کودکان و نوجوانان

مقدمه
افسردگی ،یکی از اختلالات جدی دوران کودکی است که اگر به موقع مورد درمان و مدارا قرار نگیرد،می تواند به صورت اختلالات خلقی در کودک تثبیت شود.زمانی تصور می شدکه اختلال افسردگی خاص دوران بزرگسالی است و کودکانی که بیش تر وقت خود را به بازی ،تفریح و سرگرمی می گذارنند،دلیلی برای افسردگی ندارد.درحالی که امروزه به تحقیقثابت شده است که کودکان نیز با اندک ناملایمات و بدرفتارهای والدین و اطرافیانسان در خود فرو می روند و آثاری از افسردگی های بالینی و مشکلات رفتاری ناشی از انان بروز می دهند.

افسردگی درکودکان ممکن است به شکل انواع شکایات رفتاری مثل:پرخاشگری،شب ادراری،ناخن جویدن،آشفتگی های خواب، بیش فعالی ،کمبود توجه، بی تفاوتی، کاهش انرژی ،بز

 

هکاری،افت تحصیلی،ناتوانی های یادگیری ،انزواطلبی،کج خلقی و مدرسه گریزی ظاهر شود.
علایم و معیارهای تشخیص افسردگی در کودکان و نوجوانان
اغلب کودکان ممکن است گاهی احساس ناراحتی و غمگینی کنند و چند روزی در خود فرو روند،اما به طور معمول این گونه شرلیط گذار و مقطعی است.برخی از کودکان نیز ممکن است به دلایل خاصی (مثل تغییر منزل یا مدرسه،دورشدن از دوستان صمیمی،از دست دادن حیوانات خانگی و …) علایم افسردگی از خود نشان بدهند.اما آنچه این گونه احساسات را در کودکان به وجود می آورد،با اختلال افسردگی طولانی مدت تفاوت دارد.کودک مبتلا به افسردگی بالینی در موقعیتی حاد قرار می گیرد،تاحدی که نوسان خلقی او،آسیب شدید به عملکردهای فردی اش می زند واو را از زنذگی طبیعی باز میدارد.به طور کلی کودکان افسرده به چهار نوع مشکل زیر گرفتار می شوند:
۱- رفتاری:آن ها منفعل،فاقد قدرت تصمیم گیری و درمانده اند.
۲- هیجانی:حزن و غم زیاد در خودحس می کنند.
۳- جسمانی:میل آنها به خواب و غذا دچار اختلال می شود.

 

۴- شناختی:زندگی رابی معنا وخود را بی ارزش می شمارند.
براساس چهارمین راهنمایی تشخیصی و آماری بیماری های روانی کودکان (DSM4) ،معیارهای تشخیص افسردگی در کودکان عبارت اند از:
• کاهش یا افزایش بی دلیل وزن کودک (بدون رعایت رژیم غذایی خاص).
• اختلالات خواب(کم خوابی، بی خوابی، پریشان خوابی).
• فقدان انگیزه برای فعالیت ،بازی و کار.
• احساس خستگی و کمبود انرژی.
• احساس ناتوانی،گناه و خود کم بینی شدید.
• کاهش قدرت تفکر و عدم تمرکز حواس.
• بروز افکار منفی(تهدید،سوء قصد و اقدام به خودکشی).
برای تشخیص افسردگی بالینی در کودک باید گزارشی روزانه از فعالیت های کودک تهیه شود تا در صورت وجود غم و اندوه پایدار (حداقل ۴ مورد از ۷ مورد بالا و به مدت ۲ هفته )درصدد درمان و مداوا برآمد.
کودکان مبتلا به افسردگی ،به شدت احساس ناامیدی،غمگینی و بی ارزشی می کنند.این گروه به ندرت می خندند و مداوم چهرهای اشک آلود و گرفته دارند.برای شرکت نکردن در کارهای گروهی و کلاسی مرتبا خستگی را بهانه می کنند.کودکان افسرده بر این باورند که دست یه هرکاری می زنند،شکست می خورند و به همین دلیل انگیزه ای برای تلاش و موفقیت در خود حس نمی کنند.قدرت تمرکز و فکر در کودک افسرده کاهش می یابد و قدرت تصمیم گیری و تفکر منطقی را از دست می دهد.تشخیص زود هنگام افسردگی در کودک می تواند از حوادث و بحران های شدید سال های نوجوانی و جوانی بکاهد.
والدین ،مربیان و اطرافیان کودکان برای تهیه یک تصویر کلی از زندگی و عملکرد روزانه آنان در دوره زمانی خاص ،باید دانسته ها و اطلاعاتشان را در اختیار یکدیگر قرار دهند.
در اغلب موارد علایم افسردگی در کودکان خردسال (زیر۶سال) با اختلالات مربوط به خوردن و خوابیدن همراه است،در حالی که در کودکان مدرسه ای(۱۵-۷ سال )با پرخاشگری ،احساس ناامیدی و کناره گیری از جمع دوستان بروز می کند.هم چنین

کودکان خرد سال ممکن است تا اندازه ای بیش فعال،پرخاشگر یا کج خلق شوند؛زیرا هنوز توانایی کلامی لازم را برای بیان احساساتشان ندارد.در دوران بلوغ و نوجوانی نیز میزان شیوع افسردگی به شدت افزایش می یابد.
برخی پژوهش ها نشان می دهند که تقریبا یک سوم نوجوانان دچار حالات افسردگی می شوند و یک سوم تا یک دوم این عده براساس معیارهای تشخیص روان شناختی،در دوران جوانی نیز اختلال را به صورت عمده و جدی به همراه دارند.
در مورد تفاوت ابتلا به افسردگی در بین دختر ها و پسرها،تحقیقات نشان می دهند که دخترها بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند؛زیرا تنش ها و فشارهای بیشتری را برای ورود به اجتماع باید تحمل کنند. علاوه برآن، دخترها در هنگام رویارویی با استرس ها و فشارهای محیطی،احساساتشان را درونی می سازند،در حالی که پسرها احساسات خود را بیرون می ریزند و دست به رفتارهای پرخاشجویانه می زندد.هم چنین علائم افسردگی با رفتارهای نابهنجار، تجاوزگرانه ،سیگار کشیدن مصرف الکل و موادمخدر همراه است.
—کودکان مبتلا به افسردگی ،به شدت احساس ناامیدی،غمگینی و بی ارزشی می کنند.این گروه به ندرت می خندند و مدام چهره ای اشک آلوده و گرفته دارند.برای شرکت نکردن در کارهای گروهی و کلاسی مرتبا خستگی را بهانه می کنند.—

میزان شیوع افسردگی در بین کودکان
در طی سال های گذشته افسردگی های دوران کودکی توجه بسیاری از روان شناسان و متخصصان کودک را برانگیخته است.برآورد می شود حدود۴% تا۵/۲ درصد کودکان از نظر بالینی دچار افسردگی می شوندو میانگین دوره اختلال افسردگی در بین کودکان و نوجوانان حدود۹-۷ ماه می باشد.این موضوع از آن حهت اهمیت دارد که اگر کودک بعد از این مدت بهبودی نباید،یادگیر ی و رشد وی دچار اختلال خواهدشد.

شیوع افسردگی دربین کودکان مقطع دبستانی۱درصد گزارش شده است.این میزان در دوره نوجوانی به ۸- ۴ درصد می رسد. نسبت ابتلای پسرها و دخترها در دوران کودکی مساوی است،ولی در دوره نوجوانی شمار دخترهای افسرده دو برابر پسرهای افسرده میشودو با افزایش سن، شیوع افسردگی در دخترها بیش تر هم می شود.شایع ترین سنین برای افسردگی ،۱۵-۱۴ ،یعنی سال های افزایش فشار روانی و استرس برن

وجوانان است.

عوامل موثر بر بروز افسردگی در کودکان
بسیاری از والدین و مربیان زمانی که صحبت از افسردگی های دوران کودکی به میان می آید،تصویری از نوجوانی غمگین،گریان و گوشه نشین را در ذهن خود مجسم می کنند.درحالی که افسردگی مشکل تنها نوجوانان و جوانان نست،بلکه درکودکان خردسال هم می توان علایمی از غم و اندوه مشاهده کرد.آنان باید بدانند چنان چه این گونه مشکلات و اختلالات رفتاری در همان دوران کودکی بهبود نیابند،می توانند به راحتی در سال های بعدی رشد کودک،او را با اختلالی جدی و سخت روبه رو کنند.
همه کودکان روزهای خوب و بدی را پشت سر می گذارند؛هم غم و هم شادی را به نوعی تجربه می کنند.برای نمونه،روزی تیم ورزشی مورد علاقه شان می بازد،قهرمان ایده آل انها شکست می خورد،یا حتی حیوان دست آموزی که مدت ها ی طولانی از آن نگه داری کرده اند،می میرد.طبیعی است که تمام این موضوعات موجب ناراحتی و افسوس آنان می شود،اما نکته مهم این است که افسردگی می تواند در همین روزهایی که پدر و مادر هیچ فکرش را هم نمی کردند،به طور آرام و پنهان در وجود فرزندشان رشد کنند.زمانی که کودک بیش از۳-۲ هفته در خود فرو می رود و هیچ نشانه ای از حرکت و جنبش از خود نشان نمی دهد،به افسردگی بالینی دچار شده است.
افسردگی،اختلالی جدی و مهم است که آثار خود را برتمام جنبه های زندگی کودک برجای می گذارد.به درستی مشخص نیست که چه عواملی موجب بروز افسردگی در کودکان می شود،اما این طور به نظر می رسد که هم عوامل زیستی (ژنتیک)و هم عوامل محیطی (تجارب ناخوشایند)،قدرت مقابله با ناملایمات زندگی را در کو

دک یا نوجوان کاهش می دهند.قابل ذکر است که احتمالا ابتلاء و بروز افسردگی در کودکان و نوجوانان به یک نسبت نیست.کودکانی که بیش تر تحت فشار ها و تجارب ناخوشایند در زندگی اند و البته،سابقه افسردگی در خانواده شان وجود دارد،در برابر ابتلا به این بیماری مستعد تر می باشند.افسردگی در بین کودکان ،اغلب به دلیل تنش و فشار روانی شدید،در کودکان آسیب پذیر و حساس به وجود می آید.در این جا به بررسی عوامل موثر بر بروز افسردگی در کودکان می پردازیم:
۱- عوامل ژنتیکی(ارثی): تحقیقات نشان می دهند که اگر افسردگی پیش از دوران بلوغ شروع شود،ممکن است ناشی از مشکلات ژنتیکی باشد.به ر

غم این که تاکنون تاثیر عوامل ژنتیکی در افسردگی های دوران کودکی به درستی شناخته نشده است،اما برخی از تحقیقات نشان می دهند که اگر یکی از والدین یا یکی از اعضای نزدیک خانواده افسردگی داشته باشد،تاثیر زیادی بررفتارهای ناشی از افسردگی کودک خواهد گذاشت.
۲- عوامل محیطی: عوامل محیطی(خانواده، مدرسه و اجتماع)در بروز افسردگی کودکان بسیار موثرند.عواملی مثل:بی اعتنایی به کودک ،کمبودروابط عاطفی مناسب،تعامل هی منفی والدین با کودک،آشفتگی ها و نابسامانی های خانوادگی،سردی حاکم بر روابط خانوادگی همگی می توانند موجب بروز افسردگی در کودکان شوند.
۳- عوامل استرس آور و تنش زا: بسیاری از افسردگی ها در دوران کودکی ناشی از شرایط پرتنش،محرومیت ها، ناکامی ها،شکست های پی در پی ،اختلافات و تعارضات خانوادگی ،فوت اقوام و فجایع اند.در این گونه موارد برخی از کودکان که آسیب پذیر تر،حساس تر و عاطفی ترند،به راحتی سایر کودکان به حالت عادی بر نمی گردند و این ناراحتی را در خود درونی می سازند.کودکانی که علل رویدادهای ناگوار را همیشگی می دانند،بیش تر در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند.برعکس کودکانی که در مقابل شکست ها و پسرفت های زندگی با انعطاف و نرمی بیش تری رو به رو می شوند و علل انها را موقتی می

دانند،نسبت به افسردگی مقاوم ترند.برای مثال:ممکن است کودکی با کوچک ترینناملایمت و نامهربانی از سوی دوست همسالش،درخود فرو رود و نامهربانی از سوی دوست همسالش،در خود فرو رود و تا مدت ها غمگین و افسرده باقی بماند،در حالی که کودکی دیگر تنها با یک شانه بالا انداختن پاسخ رفتار ناملایم دوستش را بدهد.

 

 

روش های درمانی افسردگی کودکان
هرچند که تشخیص افسردگی در کودکان قدری مشکل است(زیرا به شیو ههای گوناگون جلوه پیدا می کند)،اما باید دانست اگر کودک افسرده به موقع تحت درمان قرارنگیرد ،علایم در او پایدار می شود.پس بهتر است نسبت به شناخت و درمان زود هنگام کودک افسرده پی گیری لازم به عمل آید.
در مواردی،افسردگی ناشی از پیامد اختلال اصلی دیگری است که کودک را تحت فشار قرار داده و او را مبتلا به افسردگی کرده است،مثل:ترس از مدرسه ،شب ادرای و خجالتی بودن.در این گونه موارد،ابتدا باید مشکل اصلی کودک درمان شود،زیرا در بیش تر مواقع با برطرف شدن مسئله کودک،افسردگی او هم درمان می شود.اما چنان چه پس از درمان مشکل کودک،بازهم هم علایم افسردگی در او مشاهدهشود،باید حتماًدرصدد درمان افسردگی او برآمد.
شیوه های گوناگونی برای درمان افسردگیکودکان ابداع شده است،ازجمله:درمان های شناختی- رفتاری ، آموزش مهارتهای اجتماعی، دارو درمانی ،روان درمانی های فردی و خانواده درمانی.
۱- درمان شناختی – رفتاری:براساس این شیوه درمانی،کودک افسرده همراه ذهن را به تفکرات منفی مشغول می دارد.اغلب شکست ها و محرومیت هایش را ناشی از ناتوانی،ضعف و نا کارآمدی فردی می داند و اگر هم در کاری موفق شود،آن را به عوامل محیطی و شانس که خارج از کنترل خودش است،نسبت می دهد.از این رو برای درمان این کودکان توصیه می شود از روش های تقویت عزت نفس،تقویت خویشتن داری و افزایش اعتماد به نفس استفادهشود.اساس این روش ها بر تغییر تفکرات منفی کودک درباره استعداد های و توانایی هایش استوار است.کودکان افسرده در مقاسیه با سایر همسن و سالان خود ، عزت نفس ارزشمندی و خود پنداره ضعیفی دارند و در مورد کلیه فعالیت هایشان احساس نا امیدی ، ضعف و ناتوانی می کنند . هر گاه عزتی نفس کودک به خوبی در وجودش استقرار یافته باشد ، موجب موفقیت های بعدی او خواهد شد و ار آن پس کارها با سهولت بیشتری انجام خواهد .
در دیدگاه شناختی برای درمان افسردگی در کودکان توصیه می کنند که آنان را یا استعداد ها و توانایی های مختلف خود اشنا ساخت و سعی کرد با بالا بردن روحیه مثبت ، تقویت حس اعتماد به نفس و مثبت نگری ، تصور آنها را نسبت به توانایی هایشان تقویت نمود . برای مثال ، مادر می تواند با دادن مسئولیت های ساده خانگی و انجام وظایف گوناگون ، حس خود کم بینی و ناتوانی رادر کودکرا از بین ببرد . شیوه تفکر و احساس کودکان افسرده با تغییر کاری که انجام میدهند عوض می شود . شرکت در فعالیت های گوناگون می تواند حس ارز

شمندی و هدف داشتن را در کودک تقویت کند و انگیزه پیشرفت را در او بالا ببرد . نحوه تفکر منفی کودک افسرده موجب کاهش و ضعف یاد گیری وی می شود و چگونگی احساس او نسبت به خودش اثر می گذارد این کودکان باید برای انجام مسئولیت هایی که به عهده می گیرند – حتی کار های ساده و پیش پا افتاده – تحسین و تشویق می شوند این گونه مسئولیت ها و فعالیت ها باید به گونه ای باشند که کودک از انجام آنها احساس ضعف و ناتوانی نکند، زیرا شکست کودک افسرده موجب ناتوانی نکند ، زیرا شکست کودک افسرده موجب ناراحتی بیش تر او می شود این کودکان تنها در صورتی که توانستند مرحله اولیه کار تکمیل کنند ، باید به مرحله بعدی ( مشکل تر )بپردازند .
۲- آموزش مهارت های اجتماعی : اغلب کودکان افسرده در برقراری روابط اجتماعی با دیگران ( اعم از والدین ، اعضای خانواده و دوستان و هم سن و سالانشان ) دچار ناتوانی اند . همین امر موجب عدم محبوبیت انها در بین کودکان و افراد دیگر می گردد . بر اساس پژوهش هایی که توسط رفتار درمان گران صورت گر فته است ، کودکان افسرده باید مهارت اجتماعی لازم را برای دوست یابی و گسترش تعاملات فردی بیاموزند تا بتوانند در شرایط مختلف ، نیاز ها و خواسته های خود را بر طرف سازند . استفاده از روشهای ایفای نقش ، تمرین باز خورد های رفتاری ، روشهای تقویت مثبت رفتاری و سر مشق دهی ، از جمله روشهایی است که رویکرد های رفتاری – اجتماعی برای درمان افسردگی کودکان توصیه می کنند .
۳- دارو در مانی : استفاده از دارو برای درمان افسردگی دوران کودکی باید با نهایت دقت و بررسی انجام شود ؛ زیرا مسمومیت های دارویی می تواند موجب عوار

ض قلبی – عروقی ، تشنج و اغما در کودکان شود . اغلب دارو هایی که برای درمان افسردگی بزرگسالان تجویز می شوند ، تاثیری بر بهبودی افسردگی کودکان ندارند
۴- روان درمانی های فردی :روانشناسان با استفاده روش های روانی درمانی سعی می کنند کودک افسرده را تشویق به برون ریزی احساسات و هیجانات منفی اش کنند تا از این طریق به کودک یاد بدهند که چگونه می تواند این گونه فشار ها را و تنش های محیطی را تحمل کنندو چگونه با آنها کنار بیاید. برخی از روش های موثر روان درمانی های ف

 

ردی عبارتند از: بازی در مانی، نقش بازی کردن، اجرای نمایش نامه.
۵- خانواده درمانی: هدف خانواده درمانی ارائه شیوه های تربیت فرزند ،پذیرش کودک در خانواده افزایش تعاملات مثبت بین والدین و فرزندان و حمایت های روانی از کودک است.در مانگر ضمن آموزش والدین از آنها می خواهد برکیفیت روابط خود با کودک افسرد ه شان بیفزایند و با کمترین فشاری او را از خود طرد نکنند.کودک افسرده نیاز به احساس امنیت و داشتن روابط و صمیمانه با پدر و مادر با یک فرد بزرگ سال آگاه دارد.بیش تر کودکانی افسرده می شوند به کوچک ترین حمایت و توجه اطرافیان خود پاسخ مثبت می دهند.آغاز روز با انجام فعالیتی که خیلی دشوار نباشد ،می تواند برای کودک نیرو بخش و موثر باشد.

کمک ها و مداخلات والدین
درونا افسردگی کودکان نیازمند مشارکت والدین و اعضای نزدیک خانواده است .پدر و مادر باید اطلاعات زیادی در مورد شیوه های رویارویی و درمان افسردگی کودکان داشته باشند.در این زمینه توجه به چند نقطه زیر حائزاهمیت است .
• مهارتهای اجتماعی ساده را به فرزندانتان بیاموزید.مهارت اجتماعی؛تواناییی و استعداد های است که موجب گسترش روابط بین افراد می شود،مانند:مهارت دوست یابی،مهارت در ارتباط گیری با گروه،مهارت گوش دادن،مهارت همدردی ، مهارت در تشخیص احساسات خود،مهارت در کنترل رفتار خویش،مهارت در ارتباط غیر کلامی و غیره.اجتماعی کردن صحیح کودکان باید یکی از اهداف مهم والدین و مربیان تربیتی باشد.آنها می توانند نحوه استفاده از کلمات و وازگان مناسب را برای بیان احساسات و افکارشان به کودکان بیاموزند و به آنها یا بدهند که چگونه احساسات خود را بشناسند.
• بچه ها را تشویق کنید تا درباره خودشان و هیجانات و احساسات درونی شان صحبت کنند.هر کودک(یا نوجوانی)در محیط خانوادگی اش نیاز داردتا مسایل و مشکلات روزمره خود را با یک نفر مثل:پدر،مادر ،دوست خانوادگی ،معلم یا هرفردی که کودک با او احساس راحتی کند و بتواند از راهنمایی ها و هدایت های او بهر ه گیرد،در میان بگذارد.حرف زدن و ایجاد ارتباط،یکی از روش های پالایش روانی و تخلیه هیجانی است که بچه ها به راحتی می توانند بدان وسیله ناراحتی ها و نگرانی هایشان را با دیگران در میان گذارند و از تنهایی و گوشه گیری درآیند.
• افسردگی معمولی دربیش تر موارد،موقتی است و باید به مرور زمان از شدت آن کاسته شود.پس،به کودک فرصت دهید.
• ازیک برنامه منظم غذایی استفاده کنید؛ زیراخوراک خوب برای کودک به منزله کسب انرژی است و توانایی کودک را برای بهبود افزایش می دهد.
• از یک برنامه خواب منظم پیروی کنید؛زیرا الگوی خواب نامنظم ،نشانه های افسردگی را طولانی تر و شدیدیتر می کند.
• از بر نامه منظم ورزش و فعالیت جسمانی استفاده کنید؛زیرا فعا

لیت های جسمانی موجب بهبود افسردگی کودک می شود.
• از هنر های گوناگون به عنوان سرگرمی و وسیله ای فرح بخش برای شاد کردن کودکان استفاده کنید.نقاشی ، موسیقی،داشتان نویسی،سفالگری،مجسمه سازی ،اجرای نمایش نامه و … می توانند به بچه ها شیو های بیان احساسات،هیجانات،افکار و اندیشه های درونی شان را آموزش دهند و از این کار خود احساس شادی و رضایت کنند.یک کودک با به دست گرفتن یک مداد،خیلی راحت ،احساسات صاف و شفاف خود را بر روی کاغذ می آورد.
• برای کودک ارزش و احترام قایل شوید،با او صحبت کنید و به حرف هایش گوش دهید.
• برنامه های مفرح،سرگرم کننده و نشاط آور برای کودک تربیت دهید(با او بازی کنید،به گردش برویدو…)
• در مورد شیوههای درمانی گوناگون کسب اطلاع کنید.
• با یک متخصص یا روان شناس کودک مشورت های خصوصی انجام دهید.
• اگر نشانه های افسردگی ،شدید،طولانی مدت و ناتوان کننده اند،حتماً کودک را به یک مرکز تخصصی سلامت . روانی ببرید.

پی نوشت ها:
۱- Diagnostic And Statistical Manualof Mentaldisorders
2- Compas &Grant
3- Petersen

۴- Cramer
5- Mc Cauley E.Et Al
6- Birmaher B.Et Al
7- Kashani J.H.&Carlson G.A.
8- Cooper P.J. Goodyear
9- Whitaker A.,

 

۱۰-Goldstone T.R.G, Kaslow N.J, Seeley J.R&Lewinsohin P.M.
11- STROBER M,
12- Gorman J.CH.

منابع:
سلیگمن،م.(۱۳۸۳):کودک خوش بین،ترجمه داورپناه،چاپ اول،تهران،انتشارات رشد.
Kashani J.H&Carlson G.A 1987,Seriously Depressed Preschoolers, American Journal Of Psychiatry, 144,348,350.
Cooper P.J.,Goodyear 1.1933 A Commiunity Study Of Depression In Adolescents:Estimates Of Symptom And Syndrome Prevalence, British Journal Of Psychiatry ,163,369,374.
Whitaker A.,Johnson J., Shaffer D.,rapopart J.l., Kalikow K., Walsh B.T., davis M.,S& Dolinsk A.,1990, Uncommon Troubles In Young People: Prevalence Estnimates Of Selected Psychiatric Disorders, Archives Of General Psychiatry,47,487 496,1990.
Strober M ,1992,Relevance Of Eary Age Of Onset In Genetic Studies Of Affective Disorder ,Journal Of The American Academy Of Child And Adolescent Pasychiatry,31,505,510.
Brumback R.A. Jackoway M.k.& Weinberg W.,1980,A Relation Of Intelklligence To Childhood Depression In Children Referred To An Educational Diagnosis Center . Perceptual And Motor Skills,50,11 , 17.
Compass Ey .,&Grant K.e.,1993,Taxonomy,Assessment, And Diagnosis Of Depression During Adolescence, Psychological Bulletin,117 ,323,344.
Petersen A.C., 1993, Depression In Adolescence. American Psychologists,48 ,155 ,168.
Cramer P.,1979, Defense Mechanisms In Adolescence,Developmental Psychology, 15, 476,477.
Mc Cauley E., Myers K.,Mitchell j., Calderson R., Schloredt K.& Trader R., 1933, Depression In Young People Initial Presention And Clinical Course, Journal Of The American Academy Of Child And Adolescent Psychiatry,32 ,714 , 722.
Birmaher B., Ryan N., W

illiamson D., Brent D., Kaufman J., Dahi R., Perel J.& Nelson B ., 1996, Childhood And Adolescent Depression: A Review Of The Past 10 Years Part 1 Journal Of the American Academy Of Child And Adolescent Psychiatry 35,1427,1439.
Gorman J. Ch., Emotional Disorders And Learning Disabilities In The Elementary Classroom: Interactions And Intervention , Pub. Coewin Pess 2001.