منابع :
۱- الواني سيد مهدي، فتاح شريف زاده فرايند خط مشي گذاري عمومي – انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي ۱۳۸۳
۲- الواني – سيد مهدي، معارزاده طهران رضا – اداره امور عمومي تطبيقي – انتشارات انديشه هاي گوهر بار ۱۳۸۱
۳- الواني – سيد مهدي – تصميم گيري و تعيين خط مشي دولتي – انتشارات سمت – پاييز ۱۳۶۹
۴- گيور يارحسن، ذبيحي محمد رضا- تصميم گيري و تعيين خط مشي دولتي – انتشارات كيان – پاييز ۱۳۸۱

فهرست مطالب
عنوان صفحه
۱- مقدمه ۲
۲- ويژگيهاي دانش جديد خط مشي گذاري ۳
۳- فرآيند تصميم گيري در سيستمهاي تصميم گيري ۱۱
۴- رويكردهاي فرآيند تصميم گيري ۱۱
۵- تركيب رويكردهاي هنجاري و توصيفي ۱۳
۶- مسائل و مشكلات مطرح شده در فرآيند تصميم گيري ۱۴
۷- اداره امور توسعه ۱۵
۸- خط مشي عمومي تطبيقي ۱۷
۹- الگوي اقتضايي ۱۷
۱۰- مدل جريانها و دريچه ها ۱۹
۱۱- منابع ۲۴

تعريف خط مشي :
زندگي انسان امروز از هر سو با خط مشي هاي عمومي پيوند خورده است و هر لحظه از زندگي او به گونه اي با خط مشي هاي عمومي ارتباط دارد. مسائلي چون آلودگي محيط زيست، بهداشت عمومي، آموزش، امنيت جامعه، ادامه خدمات عمومي و بسياري مسائل ديگر همه در متن خط مشيهاي عمومي قرار دارند.
خط مشي عمومي در برگيرنده اجزائي است كه اصطلاحاً هدف، محتوا و اثر ناميده مي‌شود هدف به مقصدي گفته مي شود كه خط مشي عمومي براي نيل به آن شكل مي‌گيرد.

براي مثال ممكن است «هدف» حل يك مشكل عمومي باشد. محتوا به بخشي از خط مشي اطلاق ميشود كه لذا انتخاب گزينه مطلوب به دست مي آيد؛ يعني محتوا همان طريقي است كه ما را به هدف ميرساند؛ براي مثال كاهش عوارض گمركي كالا ، محتواي خط مشي اتحاذ شده براي حل مشكل واردات كالاهاي مورد نياز جامعه است. اثر يا نتيجه خط مشي نيز بر تغييراتي كه به سبب اجراي خط مشي حادث مي شود دلالت دارد.

در جستجوي دانش جديد خط مشي گذاري:
قرن بيست يلكم براي بشر لذا اهميت ويژه اي برخوردار خواهد بود، فزوني جمعيت در پاره‌اي از نقاط عالم ، نوآرويهاي فني. دگرگوني ارزشها، تغيير مرزهاي سياسي، اقتصادي و استراتژيك جهان اين را به صورتي مقطعي متمايز در تاريخ معاصر در خواهد آورد.

در قرن بيست و يكم انسان به قرن دگرگونيهاي فزاينده گام مي‌نهد و با مسائل پيچيده تر و مشكل تري روبرو خواهد شد. براي روياروئي با قرن جديد نياز به تصميم ها و خط مشيهاي جديد و پيچيده است و اگر نظام سياست گذاري نتواند خود را با پيچيدگيها و تغييرهاي زمان هماهنگ كنند، چيزي جز زيان نصيب ما نخواهد شد.

مسائل سياسي، اقتصادي و فرهنگي پيچيده اي اطراف ما را گرفته است و سرعت تحولات و تغيرات محيطي بيشتر از آن است كه به تصور در آيد. پيچيدگي و تحول و سرعت به همراه ارتباطات جهاني كه امروزه كشورها را در مي نوردد. خط مشي گذاران با مسئوليتي خطير ربوبرو ساخته است، آنان براي تصميم گيري در چنين فضائي بايد مجهز به ابزارها و شيوه هاي جديد باشند. و براي تحقق اين هدف بايد دانش جديدي را در خط مشيگذاري بنياد گذارند.

ويژگيهاي دانش جديد خط مشي گذاري:
۱- پرهيز از شيوه هاي تحصلي:
در هر دانش جديد خط مشي گذاري بايد ضمن توجه به اصول علمي از واقعيتها نيز غافل نباشيم. خط مشي گذاران نيايد ذچار اين اشتباه شوند كه روشهاي تجربي اثباتي، راه حل تمام مسائل را به آنها ارزاني ميدارد. روشها تابع مسائلند نه مسائل تابع روشها.
در خط مشي گذاري دقت هاي تحصلي ما را دچار اشتباه مي كند. زيرا تمامي مسائل قابل حس به وسيله تحصلي نيست. و اين نكته اي است كه در اين ضرب المثل بخوبي بيان شده است «بهتر آن است كه به نتيجه اي درست برسيم تا آنكه دچار خطا شويم»
در دانش جديد خط مشي گذاري بايد نوعي شيوه هاي اكتشفافي، ابداعي به جاي شيوه هاي عقلاني بكار گرفته شود.

۲- پاسخگوئي به محيط متغير و شكل دادن به آن:
دانش جديد خط مشي گذاري بايد بر مبناي رابطه متقابل با محيط طراحي شود. در رويارويي با محيط متغير بايد از قبل آمادگي داشت و ضمن پاسخ به محيط، در صورت لزوم، آنرا به نفع خود شكل داد. مقابله فعال و متناسب با محيط از ويژگيهاي دانش جديد خطي مشي گذاري است كه به ما قدرت ميدهد تا رابطه تعاملي موثري را با محيط متغير خود داشته باشيم.

۳- توجه به تجربه هاي تاريخي اما اسير نشدن در گذشته ها:
در دانش جديد خط مشي گذاري سازماندهي بايد به گونه اي باشد كه از گذشته و تاريخ سر مشق بگيريم. اما از تغييرها و تحولهاي زمان نيز دور نمانيم. آينده بطور قطع مانند گذشته نيست اما رشته هائي كه آينده را به گذشته وصل مي كند بسيار قوي و مستحكمند. ما مي توانيم آينده را با توجه به گذشته بسازيم. در حالي كه ممكن است آنچه را ساخته ام با گذشته بسيار متفاوت باشد

۴- حداكثر سازي موفقيت و حداقل سازي شكست :
دانش جديد خط مشي گذاري در پي حداكثر سازي احتمال موفقيتها و حداقل ساختن احتمال شكستهاست. بايد وقايع نامطلوب شناسائي شده و تلاش شود كه از آنها تا حد امكان دوري شود. و در مقابل رويدادهاي مطلوب تعريف و تعين شده و كوشش شود كه به آنها دسترسي يابيم. بنابراين در اين ميان مسئله را شناخت وقايع و تعيين ميزان احتمال وقوع آنها از اهميت فراواني برخوردار است. خلاقيت و ذهن پويا بيشتر از محاسبه ها و سنجشهاي كمي ما را در اين زمينه ياري مي دهند.

۵- اقتضاني بودن شيوه هاي خط مشي گذاري:
مطلق گرائي در خط مشي گذاري شيوه اي كار ساز نبود. و بايد با توجه به شرايط و مقتضيات اقدام به انتخاب مدل نمود. در برخي موارد بهتر آن است كه با تغييرهاي جزئي به وضع خط مشي پرداخته و از تغييرهاي وسيع خودداري كرد. در پاره اي موارد لازم است كه به تغييرهاي عمده و اساسي دست زد. و براي حل مسئله قاطعانه اقدام كرد. به عبارت كلي تر شرايط مختلف شيوه هاي متفاوت خط مشي گذاري را مي طلبد. بنابراين در نظريه جديد خط مشي گذاري بايد انعطاف پذيري در حدي باشد كه مدلها بتوانند خود را با شرايط ناسازگار هماهنگ كنند.
در نظريه هاي جديد پويائي بايد جاي ايستائي را بگيرد و انعطاف جايگزين دشواري ها و سختي شود.

۶- توان روياروئي با پيچيده گيهاي گسترده:
مسائل امروز نسبت به گذشته بسيار پيچيده ترند و سياست گذاري بايد توان روياروئي با اين پيچيدگيها را داشته و عمق آنها را درك كند. رو به مسائل كه ساده مي نمايد و درك آن به سهولت امكان پذير است، نبايد ملاك تصميم گيري قرار گيرند، بلكه بايد به عمق مسائل برداخته شود و تصميمها با دورنگري و نظريه پيچيده گيهاي عمقي گرفته شوند قطعي نبودن و احتمال بودن وقوع نتيجه هاي مورد نظر يكي از پيچيدگهاي مسائل تصميم گيري امروزها مي باشند. ذهن انسان يا راي روبرو شدن با اين عدم اطمينانها را نداشته و بايد به كمك شيوه ها و روشهاي علمي و آماري و اتكا به نظام‌هاي اطلاعاتي به آنها چيره شود.

۷- پاسخگو بودن در موقعيتهاي بحراني:
بحرانها وقايعي غيره منتظره و بيشتر غيره قابل پيش بيني هستند كه بايد براي آنها به سرعت تمصيم گيري شود. امروزه در مورد مديريت بحران كه در واقع همان تصميم گيري در مواقع بحراني است بحثهاي علمي فراواني تر جريان است. اما بيشتر اين تلاشها با هدف حفظ وضع موجود انجام مي گيرند.
در حالي كه دانش جديد خط مشي گذاري بايد بتواند در مقابل بحرانهاي آتي نيز قدرت پاسخگوئي داشته باشد . و قبل از وقوع بحران به مقابله با آن برخيزد. سرعت بخشيدن سازگار تصميم گيري در مواقع بحراني و داشتن برنامه هائي از پيش تعيين شده براي موقعيتهاي اضطراري از زمره توصيه هاي است كه براي خط مشي گذاري در شرايط بحراني ادامه مي شوند.

۸- گرايشهاي سياسي در خط مشي گذاري:
واقعيتهاي سياسي بايد در خط مشي گذاري منعكس شوند . اين واقعيتها به عنوان محدود كنند. بلكه در مقام هدايت كننده خط مشيها عمل مي كنند و راهنماي سياستگذاران هستند.
بنابراين در دانش جديد خط مشي گذاري تعبيه سازو كاري كه امكان آگاهي از سياستها در زمينه مرتبط را فراهم مي كند ضروري است. خط مشي گذاران ضمن توجه به واقعيتهاي سياسي نبايد در سياستها غرق شده و اشراف خود را نسبت به موضوع از دست بدهند.

۹- حساس بودن نسبت به موفقيتها و شكستهاي ديگران
تئوريهاي جديد تصميم گيري بايد مجهز به نظام هاي باز خورده اي باشد كه آنها را از تجربه هاي ديگران آگاه كرده و موجب بهره گيري آنان از شكستها و توفيق ديگران شود. اين پندآموزي تاريخي در دانش خط مشي گذاري امروز ما جايي به خود اختصاص نداده است، در حالي كه بسيار ثمربخش و موثر بوده و مي تواند در بسياري از جنبه ها، خط مشي گذاران را ياري كند.

۱۰- تاكيد بر سياستهاي اساسي جامعه
دانش جديد خط مشي گذاري بايد ديدي كل نگر داشته و به سياست هاي اساسي، ساتراتژي هاي اصلي، حوزه هاي تفكر سياسي و خطوط كلي انديشه هاي حاكم نظر داشته باشد. سياست هاي اساسي به عنوان راهنما عمل كرده و سيستم خط مشي گذاري را به سمت هدف هدايت مي كنند. عدم جهت گيري به سمت سياست هاي كلي و استراتژي هاي اصلي موجب مي شود كه در خط مشي هاي اتخاذ شده، نوسان ها و تغييرهاي مكرري به وجود آيد و اين امر، ضايعات جبران ناپذيري را ايجاد خواهد كرد.

۱۱- تاكيد بر انتخاب هاي اساسي با ديدي كل نگر
شايد اين گفته معروف چيني را شنيده باشيد كه ، «گاهي يك نيم قدم خطا در انتخاب راه ممكن است هزاران گام انسان را به بيراهه بكشاند» بنابراين تاكيد دانش جديد خط مشي گذاري بر انتخاب هاي درست و اساسي با ديدي كل نگر است. همه تصميم ها بايد در عرصه ملي و فرامليتي مورد توجه قرار گيرند و تعادل بين اجزا در يك بافت به هم پيوسته برقرار شود. اين ويژگي از يك بعدي شدن تصميم ها و بي توجهي به كل جلوگيري كرده و بدين طريق توفيق آنها را تامين كند. دقت در انتخاب هاي ابتدايي و افقهاي دور را در نظر داشتن، از ويژگيهاي دانش جديد خط مشي گذاري است.

۱۲- جامعه بودن و آينده نگري
تصميم ها و خط مشي ها نبايد تحت فشارهاي موجود شكل بگيرند، بلكه بايد نگاهي به آينده هاي دور داشته باشند و چون چتري گسترده از جامع بودن برخوردار باشند.
البته توجه به شرايط حال براي استفاده از روند آينده ضروري است و نمي توان بدون در نظر داشتن موقعيتهاي فعلي به آينده نظر دوخت. نمونه هاي فراواني از خط مشي هاي موفق نشان مي دهند كه، توجه به آينده، طراحي خط مشي هاي بلند مدت و گسترده ، و راقع نگري با توجه به شرايط حال، از دلايل اصلي توفيق به شمار مي آيند. خط مشي هاي مبارزه با فقر، بيكاري و توسعه ، و تو سعه، از زمره اين خط مشي ها هستند. به طور كلي، تمامي تلاش هاي اجتماعي براي ايجاد تغيير، بايد نگاهي به آينده داشته باشند و تنها راه رسيدن به اين هدف طراحي خط مشي هاي آينده نگر، بلند مدت و جامع است.

۱۳- توجه به ساختارهاي و موسسهاي اجتماعي
در خط مشي گذاري توجه به ساختارهاي سازماني و موسسه هاي مختلفي كه در جامعه وجود دارند ضروري است. خط مشي ها در مراحل مختلف، از پيدايي تا اجرا و ارزيابي در سازمان انجام مي گيرد، و عوامل ساختاري در تصميم گيري ها به شكل هاي گوناگون اثر مي گذارند. تصميم هاي سياسي بايد با توجه به ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي شكل گيرند و اين امر نه به معناي تطبيق سياست ها با ساختارهاي اجتماعي بلكه به معناي هماهنگي اين دو با يكديگر مي باشد. در جوامعي كه سياستها معطوف به تغيير ساختارهاست، شناسايي ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي و آگاهي از نحوه عملكرد آنها ضروري تر بوده و بودن اين شناخت سياست گذاري توفيق چنداني نخواهد داشت.

۱۴- خط مشي گذاري در شرايط عدم اطمينان
امروزه شرايط محيطي با سرعتي سرسام آور در حال تغيير و دگرگوني است، و خط مشي گذاري در چنين شرايطي به شدت متكي به احتمالات است. آينده به طور عمده به وسيله عواملي ناپايدار، نامشخص و پويا و لغزنده شكل مي گيرد و احتمال و اقبال در جهت دادن به آن نقش عمده اي ايفا مي كند.
در چنين شرايطي تئوري هاي عدم قطعيت و تووري هاي بي نظمي براي خط مشي گذاري ضرورتي اساسي هستند.

خط مشي گذاري جديد بايد بتواند آينده هاي نامشخص را پيش بيني كند، و مدل هايي مبتني بر قطعيت، قادر به ياري دادن به ما، در اين شرايط نيستند. بايد به دنبال يافتن مدل هايي باشيم كه با عدم قطعيت و نايقيني چون نظريه فازي و آشوب نشانگر آغاز تلاش هايي هستند كه آينده هاي نامطمئن را در محدوده هاي مشخص قابل پيش بيني و كنترل مي سازند و خط مشي گذاري جديد بايد به تكنيك ها و فنون اين تئوري ها مجهز شده و خود را براي روبرو شدن با سالهاي پرتلاطم و نامطمئن آينده آماده كند.

۱۵- خلاقيت و نوآوري در تصميم گيري
با شيوه هاي كهنه و راه حل هاي قديمي نمي توان به استقبال آينده هاي نورفت، دانش جديد خط مشي گذاري بايد را حل هاي ها و احتمال هاي جديد را بيابد و خلاقيت و نوآوري را در تصميم گيري هايش به كار گيرد اگرچه به ظاهر، اين توصيه ساده و آسان مي نمايد اما در عمل كاري دشوار است، زيرا كه افراد و سازمان ها در مقابل شيوه ها و روش هاي جديد عموما مقاومت مي كنند و به علت مانوس شدن با يك سلسله راه حل ها از قبول جانشين هاي جديد سرباز مي زنند. ذهن هاي شكل گرفته و سازمان هاي سنتي به سادگي نمي توانند از تجربه هاي گذشته چشم پوشيده و راه حل هاي ديگري را پذيرا شوند. بنابراين براي ايجاد نوآوري و خلاقيت در سياست گذاري بايد روش هاي ترغيب و تشويق و آموزش وهدايت به كمك خط مشي گذاران بيابد و آنها را در تحقق اين امر باري دهد. در اين زمينه بايد كارهاي تحقيقاتي بسياري صورت گيرد و روانشناسي خلاقيت و نوآوري همواره مدنظر باشد. از جهت سازماني نيز، ايجاد و گسترش واحدهاي تحقيق و توسعه گام مثبتي در اين زمينه خواهد بود.

فرايند تصميم گيري در سيستمهاي تصميم گيري:
اين فرآيند شامل دو روش است.
۱) اولين روش كه عنوان آن فرآيند حل مسئله است روش سيستمي حل مسئله مي باشد كه اساسا تعريف مسئله، حل مسئله و تحقق و اجراي آن است. اما به جاي آنكه فقط به حل مسئله پرداخته شود كه مدير امروزه با آن مواجه است ضروري است كه يك قدم فراتر رفته و مسائل يا فرصتهائي را كه هنوز پيدا نشده در آينده پيش مي آيند تعيين شود.

۲) روش دوم: فرآيند مسئله يابي مي باشد. كيفيت مسائل مطرح شده نه فقط در علوم بلكه در كليه وضعيتهاي سازماني نيازمند تعقل و تامل عميق است از اين ديدگاه، سيستمهاي پشتيباني تصميم گيري نه فقط در تصميم گيري براي حل مسائل جاري بلكه در مورد زمينه هاي ديگر نيز مديران را در انتخاب راه حل بهينه كمك مي كند.
رويكردهاي فرآيند تصميم گيري:
فرآيند تصميم گيري مي تواند از دو جنبه بررسي شود، رويكرد هنجاري و رويكرد توصيفي

الف- رويكرد هنجاري:
رويكرد هنجاري يا كمي تاكيد بر تعيين ارزشهاي مشخص براي عوامل مسئله و حل آن براي طيفي از ارزشها يا يك ارزش مشخص دارد. اين رويكرد به توضيح وضعيتي مي پردازد كه در آن تصميم گيرنده با مجموعه اي از راه حلهاي جايگزين مشخص روبرو بوده و در فرايند انتخاب عقلاني يك راه حل را برمي گزيند. الگوي هنجاري نشان مي دهد كه چگونه تصميم گيرنده بايد عمل كند تا موفق شود. از اتخاذ تصميم، روشهائي دنبال مي شود كه همكام با تحقق اهداف ارائه خدمات كيفي و رضايت بيشتر ارباب الرجوع، هزينه ها و بهره وري را بهينه مي كند.
يك خط مشي عقلاني انتخابش را بر اساس سازگاري راه حلهاي جايگزين با نتايج، حالتهاي ممكن براي وضعيت و نتايج با قيمت آن انجام مي دهد.