چکیده

امروزه اقتصاد دانش بنیان به عنوان یکی از جدیدترین مباحث در علوم اقتصادی مطرح می باشد. نقش دانش در اقتصاد به دلیل بهبود بهره وری عوامل تولید از گذشته مورد توجه قرار گرفته و جایگاه آن به عنوان عوامل درون زا در رشد اقتصادی مورد تأکید قرار گرفته است، از این رو مدلهای سولو، ریکاردو، همیلتون و … نقش دانش و تکنولوژی را انکارناپذیر دانسته اند. با توجه به این که در اقتصاد دانش بنیان، تولید، توزیع و کاربرد دانش محرک اصلی رشد اقتصادی، تولید ثروت و اشتغال در فعالیت های اقتصادی است، فرایندهای خلق دانش، ذخیره سازی، اشتراک و به کارگیری آن باید به دقت برنامه ریزی شود تا پیشرفت اقتصاد دانش بنیان را تضمین کند. برای دستیابی به اقتصاد دانش بنیان بایستی شرایط لازم برای ابداع و نوآوری فراهم شود تا توانایی تبدیل ایده ها به محصولات از طریق سرمایه گذاری، به تولید محصولات جدید منجر شود. در این مقاله اقتصاد دانش بنیان و نظریات مطرح شده مورد بررسی قرار گرفته و راهکارهای مناسب برای تسریع همگانی کردن آن قید گردید.

کلیدواژه:اقتصاد، دانش، نوآوری، اقتصاد دانش بنیان

Knowledge Based Economy

S. Ali Nabavi Chashemi. PhD. Financial management Islamic Azad University of sari Anbavichashmi2003@Gmail.com Cell Phone: 0911-116-1194

Mohadase Mosoumie. MSc. Financial management- Islamic Azad University of sari mohadmasoumie@yahoo.com Cell Phone: 0911-151-9687

Abstract

The foundation of the knowledge economy as one of the most discussed topics in the economic sciences. technology have undeniable. Due to the foundation of the knowledge economy, production, distribution and use of the main drivers of economic growth, wealth creation and employment in economic activities, processes of knowledge creation, storage, sharing and applying it must be carefully planned development of knowledge Based Economy guarantee. Knowledge Based Economy to achieve the necessary conditions for innovation should be provided to the ability to turn ideas into products through investment and lead to new products. Knowledge Based Economy and opinions expressed in this article are investigated and appropriate ways to speed up the public was mentioned.

Keywords: Economy, Knowledge, Innovation, Knowledge Based Economy

مقدمه

دانش به عنوان یکی از نیروهای بسیار موثر در تحولات اقتصادی و اجتماعی به شمار می آید و به عنوان یک کالای عمومی۱ محسوب می گردد؛ زیرا می توان دانش را بدون کاهش و استهلاک با دیگران به مشارکت گذاشت. در عین حال، این یکمشخّصه منحصر به فرد برای این کالای عمومی محسوب می شود که بر خلاف سایر کالا های فیزیکی (مثل سرمایه، دارایی های مادی و منابع طبیعی ) استفاده از آن از کمیت آن نمی کاهد ومی توان از آن بارها استفاده کرد. به این ترتیب، دانش به عنوان یک منبع دائمی همواره در اختیاربنگاه های اقتصادی قرارگرفته و با مشارکتمکرّردر فرآیندهای گوناگون تولیدی و خدماتی ، سبب افزایش مزیت رقابتی و ایجاد ارزش افزوده می شود که این امر می تواند سبب گسترش رفاه اجتماعی و عامل کاهش فقر و بی عدالتی و موجب ارتقای روند توسعه پایدار گردد. از این رو می توان چنین استنباط کرد که نقش دانش و آموزش در تحقق اهداف توسعه بسیار بارز بوده و ارتباط آن با توسعه پایدار اجتناب ناپذیر است(ناظمان و اسلامی فر،.(۱۳۸۹
چارچوب نظری تحقیق

امروزه دانش و نوآوری بعنوان عوامل مهم ایجاد ثروت پذیرفته شده و در سطح خرد و کلان فرصتها و چالشهای جدیدی را فراهم کرده اند. در سطح کلان کشورهای در حال توسعه و سازمانهای اقتصادی بین المللی اقدام به ایجاد راهبردها و چارچوبهایی برای رسیدن به اقتصاد دانش محور که در آن ثروت و درآمد براساس توانایی های دانش و نوآوری است، تلاش می کنند. در دو دهه آخر قرن بیستم نظریه پردازان اقتصادی نظیر رومر(۱۹۸۶-۱۹۹۲ )۲،مک لاپ(۱۹۸۰-۱۹۸۴)۳و دراکر(۱۹۸۸)۴،عصر جدید اقتصادی را پیش بینی کردند که در آن، دانش منبع اصلی ثروت به شمار می آید. در عصر جدید که به عصر دانش مشهور شده است، دانش به عنوان منبع اصلی ثروت شناخته شده است. دانش در این عصر عامل اصلی برای تولید اقتصادی به شمار می آید. علاوه بر این، در این دوره ساختار سازمان اقتصادی تغییر می کند و بر اساس شبکه بندی شکل گرفته است ، به تعبیر دیگر سیستم اقتصادی در عصر جدید از اقتصاد منابع محور فاصله گرفته و به اقتصاد دانش محور نزدیک شده است، یعنی ماهیت تولید، تجارت، اشتغال و کار بسیار متفاوت با آنچه که در گذشته وجود داشت، شده است (عظیمی و برخورداری، ۱۳۸۷؛.( ۳۲
چیستی دانش

تاکنون اجماعی در مورد ماهیت دانش۵ حاصل نشده است. در تاریخ بشری نیز چنین اجماعی وجود ندارد. بسیاری از افراد هنگام بحث پیرامون مدیریت دانش یا اقتصاد دانش بنیان ترجیح می دهند که از پرداختن به تعاریف متنوعی که از دانش شده صرف نظر کنند زیرا آن را یک امر بی فایده و دست و پاگیر می دانند(فایرستون و مکالروی،۱۳۸۷منبعِ). پیشین، با یک تقسیم بندی از تعاریف مختلف دانش در غالب نظریه سهجهانِ پوپر، فضای بحث را تا حد زیادی برای علاقمندان روشن ساخته است و لذا علاقمندان را بهرجوعِ به آن منبع دعوت می کنیم و از بین انبوه تعاریف،صرفاً به دو تعریف که سازگاری بیشتری با مضمون این مقاله دارد اشاره می نماییم؛ تعریف اول از عقلگرایانقاّد،ن به وضوح شامل پوپر و علاقمندانش است که البته در ارائه یک تعریف عام از علم پیشتاز هستند. از نظر آنان هر برساختهایی که به نیازهای معرفتی انسان پاسخ گوید، علم است. این تعریف در مقابل تعریف ایشان از فناوری قرار دارد که به هر برساخته ای اطلاق می شود که به نیازی غیر معرفتی پاسخ گوید(پایا و کلانتری نژاد،.(۱۳۸۹ تعریف دوم به وسیله انجمن حوزه یادگیری سازمانی مورد توجه قرار گرفته است و دانش را ظرفیتانجامِاثربخشِ اقدام تعریف می کند(فایرستون و مکالروی،.(۱۳۸۷

دانش اطلاعاتی است که مفهومی، مرتبط و قابل اجراء می باشد. دانش دارای ویژگیهایی است که آن را از دیگر داراییهای سازمان متمایز می کند: قدرت خارق العاده و بازدهی فزاینده؛ پراکندگی، تراوش و لزوم به روز بودن؛ ارزش نامعلوم؛ ارزش نامعلوم به اشتراک گذاری، و وابستگی به زمان. دانش بیانگر درک و تجربه غیرمستقیمی است که می تواند بین استفاده و سوء استفاده از آن، تمایز قائل

۱ Public Good× ۲ Romer× ۳ Mechlap× ۴ Deraker×
با۵ این قید که در این مقاله اولاً علمشودانمترادف فرض میشوند مگر آنکه صراحتاً بر تمایزشان تأکید گردد و ثانیاً از تفاوتهایِ احتمالی که بین کلید واژههایی همچون اقتصاد دانش، اقتصاد مبتنی دانش، اقتصاد دانش بنیان، اقتصاد تحریک شونده به وسیله دانش و… وجود دارد صرفنظر می گردد.

شود. در طول زمان، اطلاعات روی هم انباشته شده و از بین می روند، در حالی که دانش تکامل می یابد. با این حال، به دلیل این که دانشماهیتاًپویاست، اگر شخص یا سازمانی، دانش را با تغییر شرایط محیطی به روز نکند، دانش امروز می تواند جهل فردا باشد. سرمایه فکری (یا دارایی فکری)، یکی از عناوینی است که اغلب برای دانش به کار می رود و بیانگر آن است که دانش، دارای یک ارزش مالی است. با در نظر گرفتن انواع و کاربردهای دانش، تعریف ساده و بی نظیری از دانش را می پذیریم و آن عبارت است از: دانش، اطلاعات کاربردی است(توربان و همکاران۱،.(۲۰۰۶

نوآوری

امروزه با پیچیدگی رقابت، نوآوری به عنوان یکی از مزیت های اصلی برای حیات شرکت ها محسوب می شود. همه سازمان ها برای بقا نیازمند ایده های نو و بدیع هستند. ایده های نو و بدیع همچون روحی در کالبد سازمان دمیده می شود و آن را از نیستی و فنا نجات می دهد(دهقان نجم،.(۱۳۸۸ نوآوری به کارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت است که می تواند یک محصول جدید، خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها باشد(سلطانی،.(۱۳۸۰

برای سازمانی که در محیطیمتغیّرو بدون قطعیت به رقابت می پردازد، نوآوری(ایجاد، انتقال، واکنش و تغییر ایده ها) برای رشد، موفقیت و بقای سازمان عاملی حیاتی به شمار می رود. فرآیند جهانی سازی رقابت را بر روی منابع و هم چنین بازار افزایش داده است. سازمان ها بر روی دارایی های نا محسوس مثل منابع انسانی به رقابت می پردازند (فرحید، .( ۱۳۸۳ رقابت بر سر بازار فروش نیز از طریق عرضه ی محصولات با کیفیت جدید (عملکرد بالا) افزایش یافته است. نوآوری فردی کارکنان در محیط کار پایه ی اصلی ارتقای

عملکرد هر سازمانی است. بنابراین مطالعه بر روی انگیزه ها و عوامل ایجاد کنند هی این نوآوری از اهمیت خاصی برخوردار است (اسکات و بروس، .( ۱۹۹۴

نوآوری، شامل خلق کالا ، خدمت یا فرایندی است که برای یک سازمان جدید است . یک نوآوری می تواند ، تغییری باشد در روش صنعتی ، که موجب ارتقای بهره وری می شود . شومپتر ، نوآوری موفق را انجام می داند ؛ کار برجستهای که نه محصول عقل و هوش، بلکه حاصل اراده است (طارق خلیل ، ( ۶۵ :۱۳۸۱