اقتصاد سیاسی، حاکم بر شرکتهای ایرانی

يكي از پيامدهاي رشد و توسعه، تاثير متقابل مسائل اقتصادي، سياسي، اخلاقي و ارزشهاي اجتماعي بر يكديگر است. بنابراين واحدهاي اقتصادي به جاي داشتن عملكرد صرفاً اقتصادي، به صورت نهادهاي چندمنظوره بايستي با اين ويژگيها در بازارهاي رقابتی داخلي و خارجي شركت جويند و مطابق با ضوابط و استانداردهاي ملي و بين المللي به فعاليتهاي خود ادامه دهند. در تئوري هاي مربوط به فرايند سياسي فرض بر این است كه سياستمداران به دنبال حداكثر كردن ثروت خود مي باشند. مشاركت در اين فرايند سياسي مستلزم تقبل هزينه هایی می باشد. در این تحقیق با هدف تعیین نوع اقتصاد

فعال در ایران، و همچنین در صورت وجود هزینه های سیاسی، بررسی ارتباط آن با اندازه شرکت، دو فرضیه بشرح” شرکتهای ایرانی در محیط اقتصاد سیاسی فعالیت می نمایند” و ” بین اندازه شرکت و هزینه های سیاسی در شرکتهای ایرانی ارتباط وجود دارد” مورد بررسی قرار گرفته است. ملاک هزینه های سیاسی، فرضیه هزینه های سیاسی مطرح شده توسط” واتز

و زیمرمن” بوده است. جهت تعیین اندازه شرکت نیز از شاخص خالص دارایی های شرکتها استفاده شده است. جامعه آماری و بعد زمانی این پژوهش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای ۱۳۸۵ الی ۱۳۸۷ می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده های کسب شده، از آزمون همبستگی استفاده شده و از طریق مدل بندی رگرسیون، مدل همبستگی بین هزینه های سیاسی و اندازه شرکت برای شرکتهای بزرگ و کوچک ارایه گردید. طبق یافته های این تحقیق

، شرکتهای ایرانی با تحمل انواع هزینه های سیاسی همچون مالیات، بیمه، برپایی همایش ها، کمک به ورزش و …، در محیط اقتصاد سیاسی فعالیت می نمایند. همچنین، برخی از این هزینه ها توسط مدیریت واحد اقتصادی قابل کنترل و برخی دیگر نیز بر اساس قوانین دولتی، تکلیفی بوده و خارج از توان کنترلی مدیریت واحدهای اقتصادی است که طبقه بندی مربوط به قابلیت کنترل یا غیر قابل کنترل بودن هزینه های سیاسی ارائه گردید. یافته های تحقیق همچنین نشان دهنده وجود ارتباط معنی دار بین اندازه شرکت و هزینه های سیاسی است. بر این اساس همه شرکتهای ایرانی بدون توجه به اندازه آن(بزرگ / کوچک) مشمول هزینه های سیاسی می گردند.

کلمات کلیدی: خط مشی های حسابداری، اقتصاد سیاسی، هزینه های سیاسی، فرایند سیاسی، قیمتگذاری کالا و خدمات، اندازه شرکت
مقدمه و هدف
تحولات چند سال گذشته در ایران، شامل آزادسازي اقتصاد و رونق بورس اوراق بهادار، باعث گرديده كه مباحث مختلف وظايف اجتماعي و سياسي واحدهاي اقتصادي، مديريت هزينه، كارايي بازار، بررسي آثار مالي تحولات اقتصادي وسياسي بر بازارهاي مالي مورد توجه قرار گيرد. يكي از پيامدهاي رشد و توسعه، تاثير متقابل مسائل اقتصادي، سياسي، اخلاقي و

ارزشهاي اجتماعي بر يكديگر است. بدين ترتيب، مديريت بنگاههاي اقتصادي ديگر صرفاً افزايش سودآوري يا توليد كالا را تنها هدف خويش ندانسته، بلكه موضوع هايي همچون پرداخت حقوق عادلانه به كاركنان، رعايت كيفيت توليدات، آلودگي محيط زيستء برپايي سمينارهاء مشاركت در انتخاباتء حمايت از ورزش و ساير مسائل اقتصادي، اجتماعي، سياسي و اخلاقي را نيز بايد رعايت كنند. براساس فرضيه هزينه های سياسی که توسط “واتز و زيمرمن” ارايه گرديده ، سياستمداران اين قدرت را

دارند که با استفاده از سياستهای توزيع دوباره ثروت شرکتها از مسير مالياتها، کمکها ،اعانات ، بيمه و غيره، منابع شركتها را تحت تاثير قرار دهند(Watts&Zimmerman,1990,131). همچنين يکی از عوامل موثر بر ثروت مديران ،پاداش های نقدی می باشد. تغييرات در جريان نقدی می‌تواند بوسيله ماليات، مقررات ويژه و اطلاعات مربوط به هزينه های سياسی تحت تاثير قرار گيرد(عالی ور،۱۳۸۲،۳۲). بنابراين مديران مجبورند مواردی را که بر روی شرکت تاثير خواهند گذاشت را شناسايي و در نظر

گرفته و در صورت امکان آنها را کنترل نمايند. هزينه های سياسی، آن نوع هزينه هايی هستند که برای تداوم فعاليت و حيات موسسه تجاری بنا به الزامات قانونی و عرفی و محيط اقتصادی ضروری ميباشند( Watts&Zimmerman,1978,112). اين قبيل هزينه ها يا به واسطه اعمال قانونی و مصوبات قانونی و يا از طريق فشارهای سياسی به شرکتها تحميل ميگردد. ا

ز اين قبيل هزينه های سياسی مي توان به ماليات، بيمه ،هزينه ناشی از بذل و بخشش مديريتی، کمکهای بلاعوض به اشخاص و ارگانها و نهادها، کمک به ورزش و تيمهای ورزشی، حقوق گمرکی صادرات، هزينه برپايی سيمنارها و کنفرانسها، هزينه حفظ محيط زيست، هزينه يک در هزار و دو در هزار، هزينه توسعه فضاهای آموزشی، پرداختي به اتحاديه های کارگری و ساير مراجع رسمی و غير رسمی اشاره کرد. مالياتها يكي از اقلام اساسي در سبد هزينه هاي سياسي است( Watts&Zimmerman,1977,53). روشهاي حسابداري تعيين كننده سود، بعضا با روشهاي مالياتي تعيين سود يكسان ميباشد، اگر چه در موارد زيادي با هم تفاوت دارند. بنابراين اثرات مالياتي روشهاي حسابداري در انتخاب آنها موثر است و در

اينگونه موارد مديران شركتها ممكن است براي گزينش روش كاهنده سود وارد مذاكره بيشتري شوند. براي طبقه بندي شركتها به بزرگ و كوچك ، معيارهاي مختلفي وجود دارد كه برخي از آنها عبارتند از حجم دارايي ها، سهم بازار، صنعت مورد عضويت، بازده سرمايه، تعداد كاركنان و تعداد سهامداران(Kim&Lio& Rhee,2003,55). بر اساس اين فرضيه هر چه شركت بزرگتر باشد به احتمال بيشتري مديران شركت اقدام به گزينش رويه هاي حسابداري مي نمايند كه درآمد گزارش شده را از دوره فعلي به دوره آتي موكول نمايند. در تئوري هاي اقتصادي مربوط به فرايند سياسي فرض شده است كه سياستمداران به دنبال حداكثر كردن ثروت خود مي باشند(Zimmerman,1983,119). بر اساس اين فرضيه فرايند سياسي رقابت براي انتقال

ثروت مي باشد. مالياتها و مقررات از طريق خدمات دولتي، يارانه ها، تعرفه ها و غيره باعث جابجايي ثروت مي شود. مشاركت در اين فرايند سياسي بدون هزينه نيست و مستلزم تقبل هزينه هاي كسب اطلاعات است. در نتيجه شركتها براي ادامه فعاليت خود به اجبار مي بايست با مقامات مسول مذاكره كنند و آنها را براي تداوم فعاليت خويش توجيه نمايند. روشهاي حسابداري مورد استفاده در شركتها داراي پيامدهاي اقتصادي بوده و بر توزيع ثروت موثر است. در شركتهاي سهامي افراد به اميد افزايش ثروتشان سرمايه گذاري ميكنند. مردم از سياستمداران انتظار دارند كه از منافعشان پشتيباني كنند و براي همين منظور هم به پاي صندوق راي مي روند و به نمايندگان مجلس يا رئيس جمهور راي مي دهند. بنابراين منطق حكم ميكند كه در فرايند سياسي، مقرراتي (شامل مقررات حسابداري) براي پشتيباني از منافع مردم وضع

شود(Patten,1991,297). از طرفي خود سياستمداران مي خواهند كه ثروت خود را حداكثر نمايند و از اين رو در پي گسترش حوزه نفوذ خود هستند. بنابراين حسابداري نيز مشمول فرايند سياسي خواهد شد و انتظار مي رود كه سياستمداران اعمال برخی روشهاي حسابداري را اجبار كنند. قيمت محصولات بسياري از شركتها توسط دولت يا نمايندگان دولت تعيين مي شود. بنابراين شركتهايي كه هزينه هاي سياسي بيشتري را تحمل مي نمايند، اين انتظار را دارند كه قيمت محصولات يا خدمات آنها كه توسط دولت تعيين مي گردد، انتظارات آنها را برآورده سازد(Ikin,2003,12). در پژوهش بعمل آمده توسط

“پانچا پاكسان و مك كينون” استراليايي، از معيارهاي “سهم از بازار، صنعت مورد عضويت ، بازده سرمايه، تعدادكاركنان، تعداد سهامداران، گزارشگري مسئوليت اجتماعي و ميزان پوشش خبري” برای بررسی ارتباط آن با هزینه های سیاسی استفاده نمودند. تجزيه و تحليل عوامل فوق نشان داد كه سهم بازار ، تعداد كاركنان، تعداد سهامداران ،گزارشگري اجتماعي و پوشش خبري ، همه داراي اثر مشابهي بر هزينه هاي سياسي هستند(Panchapakesan& Mckinnon,1992,71). در مطالعه “گودفري و جونز ” به عنوان “اثرات هزينه هاي سياسي برهموارسازي سود” مبناي سهم بازار استفاده گرديده است. مطالعات بالا نشان دادند كه محیط های اقتصادی با هزينه هاي سياسي بالا آنهايي هستند كه يا بسيار زير نفوذ قوانين

دولتي بوده و يا اينكه تحت مداقه شديد عمومي مي‌باشند(Lim& Mckinnon,1993,189). مطالعات “گودفري و جونز” نشان مي دهد كه شركتهايي كه در بخشهاي بانكداري، مالي، تحقيقاتي، بنيادي و خدمات شهري فعاليت مي نمايند، هزينه هاي سياسي بيشتري را نيز متحمل ميگردند.”ديگان و هالام” طي مطالعه انجام شده خود اعلام كردند كه شركتهايي كه داراي سهم بيشتري از بازار مربوط به صنعت خود مي باشند به احتمال خيلي زياد هزينه هاي سياسي و مداقه عمومي بيشتري

خواهند داشت. در اين مطالعه سهم بازار بر اساس جمع كل دارايي ها محاسبه شده است(Deegan&Rankin,1996,50). “زيمرمن” رابطه نرخ ماليات بر درآمد شركتها را مورد بررسي قرار داده و ارتباط آن با اندازه شركت را بر اساس فروش مورد مطالعه قرار داد و به اين نتيجه رسيد كه ارتباط بين اندازه شركت و نرخ ماليات در طول زمان و ميان همه صنايع يكسان نيست(Milne,2001,3). با توجه به موارد یاد شده، هدف اول این تحقیق، تعیین فعالیت یا عدم فعالیت شرکتهای ایرانی در محیط سیاسی است. این مورد با بررسی وجود یا عدم وجود هزینه های سیاسی در شرکتهای نمونه، استنتاج می گردد. هدف فرعی در زیرمجموعه هدف اصلی اول، طبقه بندی هزینه های سیاسی به قابل کنترل و غیرقابل کنترل توسط مدیریت واحد اقتصادی می باشد. بررسی ارتباط هزینه های سیاسی با اندازه شرکت، هدف دوم این تحقیق است. برای دستیابی به اهداف این تحقیق دو فرضیه بشرح” شرکتهای ایرانی در محیط اقتصاد سیاسی فعالیت می نمایند” و ” بین اندازه شرکت و هزینه های سیاسی در شرکتهای ایرانی ارتباط وجود دارد” مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است. ملاک هزینه های سیاسی، فرضیه هزینه های سیاسی مطرح شده توسط” واتز و زیمرمن” بوده است. جهت تعیین اندازه شرکت نیز از شاخص خالص دارایی ها استفاده شده است.
موارد و روشها
در طي سال ۱۳۸۷-۱۳۸۵ كه قلمرو زماني اين پژوهش مي باشد، با مراجعه به بورس اوراق بهادار تهران، تعداد ۳۲۹ شركت وجود داشت كه بدليل عدم ارائه صورتهاي مالي توسط بعضي از شركتها، پژوهشگر توانست ۳۲۰ شركت كه اطلاعات آنها برای بعد زمانی پژوهش كامل ميباشد را به عنوان جامعه آماري گزينش نمايد. برای تعیین اندازه شرکت، خالص دارایی های

کل شرکتهای جامعه آماری برای سه سال مورد بررسی، استخراج و سپس میانگین آن محاسبه و به عنوان شاخص تقسیم بندی شرکتها به بزرگ و کوچک قرار گرفت. شاخص محاسبه شده مبلغ ۴۸۹،۴۲۶،۴۹۵،۳۷۲ ریال می باشد. میانگین محاسبه شده، با میانگین خالص دارایی های سه ساله هر یک از شرکتهای جامعه آماری مورد مقایسه قرار گرفت. هر یک از

شرکتهایی که میانگین خالص دارایی های آن بیش از میانگین خالص دارایی های کل شرکتهای جامعه آماری بود به عنوان شرکت بزرگ و در غیر این صورت به عنوان شرکت کوچک در نظر گرفته شدند. با توجه به نتایج حاصل، تعداد ۶۴ شركت به عنوان شركتهاي بزرگ و ۲۵۶ شركت نيز به عنوان شركتهاي كوچك شناسايي گرديد. میانگین سه ساله خالص دارایی ها و طبقه بندی شرکتهای نمونه آماری به بزرگ و کوچک بشرح جدول شماره (۱) می باشد:
جدول شماره (۱): میانگین سه ساله خالص دارایی ها و طبقه بندی شرکتهای نمونه آماری به بزرگ و کوچک(به میلیارد ریال)
نام شرکت میانگین

خالص دارایی اندازه شرکت نام شرکت میانگین
خالص دارایی اندازه شرکت نام شرکت میانگین
خالص دارایی اندازه شرکت
کاربراتور ایران ۷۶ کوچک داروسازی ابوریحان ۱۰۶ کوچک فنرسازی خاور ۲۶۵ کوچک
سیمان مازندران ۱۵۵ کوچک دوده صنعتی پارس ۱۱۵ کوچک قند هکمتان ۱۹ کوچک

داروسازی روز دارو ۳۶ کوچک شرکت بین المللی محصولات پارس ۵۷ کوچک سرمایه گذاری نیرو ۳۰۹ کوچک
داروسازی تهران شیمی ۱۲۳ کوچک شیمیایی پارس پامچال ۷۴ کوچک شیرین دارو ۹۱ کوچک
سیمان ارومیه ۱۶۰ کوچک کمباین سازی ایران ۱۳۸ کوچک بوتان ۱۳۷ کوچک
آهنگری تراکتور سازی ایران ۱۹۶ کوچک نئوپان ۲۲ بهمن ۳۷ کوچک کمک فنر ایندامین سایپا ۱۱۴ کوچک

نساجی بروجرد ۴۰۹ کوچک داده پردازی ایران ۱۵۶ کوچک قند شیروان- قوچان- بجنورد ۱۴۵ کوچک
ریخته گری تراکتورسازی ایران ۲۷۸ کوچک نفت بهران ۴۴۷ کوچک البرز دارو ۱۱۷ کوچک
قطعات خودرو سایپا ۲۵۷ کوچک تولید پلاستیک شاهین ۸۶ کوچک سیمان دورود ۱۲۴ کوچک
داروسازی فارابی ۴۶۴ کوچک صنایع سرما آفرین ایران ۱۵۶ کوچک داروسازی دکتر عبیدی ۹۶ کوچک
الکتریک خودرو شرق ۲۶۰ کوچک قند نیشابور ۹۴ کوچک سیمان بهببهان ۲۸۷ کوچک

داروسازی امین ۱۱۴ کوچک کربن ایران ۲۵۸ کوچک قند قزوین ۸۹ کوچک
سیمان قاین ۱۳۹ کوچک آلومتک ۲۰۱ کوچک سیمان هکمتان ۵۴ کوچک

کشت و صنعت گرگان ۳۵۴ کوچک شرکت طیف ایران ۵۷ کوچک داروسازی داملران ۳۹۰ کوچک
مواد اولیه الیاف مصنوعی ۳۳۹ کوچک داروسازی جابراین حیان ۱۶۷ کوچک فراورده های تزریقی ایران ۴۲ کوچک
سرمایه گذاری صنعت نفت ۲۷۹ کوچک شرکت افست ۲۶۷ کوچک سیمان کارون ۱۹۳ کوچک

منگنز ایران ۵۸ کوچک پتروشیمی فارابی ۲۰۶ کوچک پشم بافی توس ۵۷ کوچک
لابراتوارهای رازک ۲۰۳ کوچک سرمایه گذاری گروه صنتعی ملی ۳۱۴ کوچک سیمان ایلام ۳۱۹ کوچک
ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی ایران ۷۵ کوچک تولیدی و صنعتی ایران و غرب ۳۲ کوچک ایران دارو ۷۸ کوچک
تولی پرس ۳۴۰ کوچک آبسال ۳۵۷ کوچک تولید مواد اولیه داروپحش ۱۰۱ کوچک
سالمین ۸۶ کوچک موتوزن ۳۵۸ کوچک سیمان هرمزگان ۵۲۴ بزرگ

ایتالران ۱۷ کوچک شیشه قزوین ۴۰۶ کوچک شیمی دارویی داروپحش ۵۰۱ بزرگ
سیمان صوفیان ۲۲۸ کوچک صنایع لاستیکی سهند ۶۶ کوچک صنایع شیمیایی فارس ۵۰۶ بزرگ
کاشی و سرامیک سعدی ۱۶۳ کوچک زعال سنگ نگین طبس ۴۱ کوچک پارس دارو ۵۷۷ بزرگ
جام دارو ۲۹۸ کوچک کارتن ایران ۱۰۵ کوچک بهپاک ۵۳۹ بزرگ

 

آدریت ۳۳۹ کوچک کنتورسازی ایران ۱۷۶ کوچک لاستیک کرمان ۹۵۶ بزرگ
فرآورده های نسوز آذر ۳۸۷ کوچک شیشه همدان ۱۵۶ کوچک تراکتورسازی ایران ۱۴۵۹ بزرگ
سیمان کرمان ۲۳۸ کوچک پارس متال ۸۷ کوچک سرمایه گذاری صنعت و معدن ۹۶۴ بزرگ
نیلو ۲۰۵ کوچک سرمایه گذاری توسعه آذربایجان ۹۳ کوچک کارتن مشهد ۵۷۵ بزرگ

کیوان ۹۱ کوچک ایران یاساتایر و رابر ۱۰۷ کوچک نیرو محرکه ۹۲۵ بزرگ
پیام ۱۸۱ کوچک گسترش صنایع و خدمات کشاورزی ۱۴ کوچک صنعتی بهشهر ۸۴۷ بزرگ
معادن روی ایران ۴۵۸ کوچک باما ۱۱۶ کوچک سرمایه گذاری سپه ۷۰۲ بزرگ

یک و یک ۱۲۸ کوچک لعابیران ۶۴ کوچک مس شهید باهنر ۶۳۹ بزرگ
سامان گستر اصفهان ۲۱۸ کوچک محورسازان ایران خودرو ۳۶۸ کوچک ایران ترانسفو ۷۷۱ بزرگ
شیشه و گاز ۱۶۱ کوچک صنایع جوشکاب یزد ۲۷ کوچک ایران خودرو ۳۶۸۰۲ بزرگ
عایق پلاستیک ۲۴ کوچک مجتمع صنایع لاستیک یزد ۲۵۶ کوچک قطعات اتومبیل ایران ۸۰۰ بزرگ
سیمان شمال ۲۳۵ کوچک شهداب ۳۵ کوچک مینو ۵۱۱ بزرگ

تجهیز نیروی زنگان ۱۸ کوچک داروسازی حکیم ۸۷ کوچک کارخانجات مخابراتی ایران ۹۹۲ بزرگ
پگاه آذربایجان غربی ۴۸ کوچک روغن نباتی جهان ۴۱۶ کوچک کابل البرز ۸۹۶ بزرگ
پلاستیران ۲۵۲ کوچک پا ک وش ۱۶۱ کوچک سرمایه گذاری توسعه صنعتی ایران ۶۷۰ بزرگ

آبفر ۵۹ کوچک سیمان شرق ۳۹۷ کوچک خدمات انفرماتیک ۶۱۲ بزرگ
معدنی املاح ایران ۱۰۸ کوچک کارخانه فارسیت دورود ۸۸ کوچک صنایع دریایی ایران ۲۰۹۱ بزرگ
سولیران ۲۳۴ کوچک قند مرودشت ۴۳ کوچک روعن نباتی پارس ۶۳۲ بزرگ
صنعتی و سرمایه گذاری سپنتا ۲۳۳ کوچک فروسیلیس ایران ۱۶۲ کوچک شهاب ۶۰۸ بزرگ
بسته بندی پارس ۱۸ کوچک جوش و اکسیژن ایران ۳۹ کوچک پتروشیمی خارک ۲۷۳۴ بزرگ
بسته بندی ایران ۲۴۴ کوچک عمران و توسعه فارس ۵۹ کوچک کابل های مخابراتی شهید قندی ۱۰۹۲ بزرگ
لیزینگ ایران ۱۸۵ کوچک داروساز اسوه ۷۳ کوچک زامیاد ۶۳۵ بزرگ

پارس سرام ۴۳ کوچک رادیاتور ایران ۲۴۴ کوچک پتروشیمی اصفهان ۲۳۱۲ بزرگ
شرکت مهندسی فیروزا ۱۱۵ کوچک قند قهستان ۳۲ کوچک لوازم خانگی پارس ۶۰۴ بزرگ
ابزار مهدی ۸۷ کوچک کاشی و سرامیک سینا ۳۵۱ کوچک داروپخش ۱۴۶۹ بزرگ

بهنوش ایران ۱۳۷ کوچک موتورسازان تراکتورسازی ایران ۲۳۹ کوچک مهرگام پارس ۱۲۲۴ بزرگ
ویتانا ۴۶ کوچک سرمایه گذاری صنایع بهشهر ۱۱۶ کوچک شیمی دارو ۵۹۳ بزرگ
قند بیستون ۱۲۸ کوچک داروسازی کوثر ۱۷۳ کوچک

حمل و نقل توکا ۳۷ کوچک کاشی تک سرام ۳۹ کوچک
نسبت شرکتهای بزرگ ۲۰ درصد و نسبت شرکتهای کوچک ۸۰ درصد به کل جامعه آماری بوده است. با سطح معنی داری ۵ درصد و استفاده از فرمول نمونه گیری تعداد نمونه از شرکتهای بزرگ ۳۲ شرکت و تعداد نمونه در شرکتهای کوچک ۱۲۸ شرکت حاصل گردید. داده های این تحقیق شامل خالص دارایی ها و هزینه های سیاسی شرکتهای مورد بررسی به اتکای اطلاعات افشاء شده در صورتهای مالی حسابرسی شده شرکتهای مورد بررسی می باشد. بر اسا

 

س اطلاعات بدست آمده در مورد متغیرهای مورد بررسی، از آزمون همبستگی با استفاده از فرمول برای بررسی معنی دار بودن ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته استفاده گردید. مقدار عددی حاصل، از طریق آماره آزمون به فرم محاسبه و پس از توجیه ارتباط، مدل رگرسیونی به صورت کلی ارائه شد.
یافته ها
فرضيه های اين پژوهش بر اين اساس استوار است كه شرکتهای ایرانی در یک محیط اقتصاد سیاسی فعالیت می نمایند و اینکه بین اندازه شرکت و هزینه های سیاسی ارتباط وجود دارد. اقلام هزينه هاي سياسي كه به استناد صورتهای مالی حسابرسی شده شرکتهای مورد بررسی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران یافت شد شامل، ماليات، حق بيمه، كمك به ورزش، كمك به توسعه فضاي آموزشي، هزينه برپايي سمينارها و كنفرانسها، هزينه هاي حفاظت از محيط زيست،

هزينه يک در هزار و دو در هزار، حقوق گمرکی صادرات می باشد. موارد عنوان شده از اقلام بسيار متداول هزینه های سیاسی در شركتها مي‌باشند كه ديگر هزينه هاي سياسي به علت كم اهميت بودن مبلغ و همچنين عدم تكرار آن در همه شركتها، به عنوان ساير هزينه هاي سياسي طبقه بندي گردیدند. بر اساس یافته های این تحقیق، شرکتهای فعال در ایران در بعد زمانی تحقیق، هزینه های سیاسی را تحمل می نمایند اما مقدار هزینه های سیاسی در شرکتهای بزرگ به نسبت شرکتهای کوچک بیشتر بوده است که در جدول شماره (۲) میانگین هزینه های سیاسی شرکتهای نمونه آماری افشاء شده است.

جدول شماره(۲) میانگین سه ساله هزینه های سیاسی شرکتهای نمونه آماری(به میلیون ریال)
نام شرکت هزینه
سیاسی نام شرکت هزینه
سیاسی نام شرکت هزینه