اقدامات فرهنگی وسیاسی واقتصادی رضاخان

 سپاس و تشکر فراوان از شما استاد گرامی جناب آقای شجاع بهار به خاطر زحماتی که

در طول دوره این ترم برای درس انقلاب کشیده اید .

 این تحقیق بصورت کامل در ۷۲ صفحه در داخل CD قبلا به شما ارائه گردیده است

در صورت تمایل برای خواندن مطالب زیر به CD رجوع کنید .

 برخورد سياسي، ديني و فرهنگي رضاخان

 بررسي سياست ديني ـ فرهنگي در عصر پهلوي اول

 حمله به شعائر اسلام

 ساختار قضائي

 تحميل بي حجابي

 كشف حجاب

 روابط رضاخان با روحانيون در دورة رضاشاهي

 اقتصاد سیاسی ایران در دوره رضاشاه

 اصلاحات اجتماعی و مذهبی در ایران

 بررسی برخی اقدامات درعصرپهلوي اول

 دیکتاتوری واقتصاد

 رضاشاه و طبقات اجتماعی

فهرست مهمترین اقدامات حکومتی رضاخان به این شرح است:
۱- اجباری بودن استفاده از کلاه شاپو و صدور قانون «متحدالشکل نمودن البسه‏».
۲- منع حجاب برای محصلین دختر مدارس و معلمین زن.
۳- موظف شدن کارگزاران حکومتی برای حضور با همسران بدون حجاب خود در مراسم
۴- موظف شدن استانداران و فرمانداران و بخشداران به انعقاد مراسم متعدد و دعوت از روحانیون و تجار و افراد صاحب نفوذ به آن مراسم به همراه زنان بدون حجاب خود.
۵- دستور به نیروهای شهربانی برای توسل به قوه قهریه جهت کشف حجاب.
۶- سوار نکردن زنان باحجاب در وسایل مسافرتی.
۷- جلوگیری از حضور زنان باحجاب در اماکن زیارتی و مساجد و مراکز عمومی.

عمده ترین اقدامات اقتصادی در دوره رضا شاه :
۱- گسترش و افزایش روند صنعتی کشور
۲- ایجاد صنایع سنگین و پایه
۳- تاًسیس راه آهن سراسری
۴- تاًسیس بانک ملی
۵- انحصار دولتی بازرگانی خارجی

آیا حکومت رضاخان به ایران خائنانه بود یا خادمانه؟
عده ای معقتدند که رضاخان دردوره حکومت خود خدمت هایی زیادی را انجام داده است علی الخصوص دربخش اقتصادی که باعث تحولاتی زیاد درجامعه گردید.
ازمهمترین خدمت های که به رضاخان نسبت می دهند می تواند به ایجاد راه آهن وساخت جاده درسراسرکشور، ایجاد صنایع سنگین وپایه تاسیس بانک ملی، گسترش وافزایش روندصنعتی کشور، انحصاردولتی بازرگانی خارجیو…اشاره کرد. برای بررسی دقیق وارزیابی عملکرد رضا شاه , باید درآغاز به پیشینه روی کار آمدن وی اشاره ای داشته باشیم.

پس ازشکست انگلیس درانعقادقرارداد۱۹۱۹میلادی(۱) به علّت عدم تصویب آن درمجلس شورا،مجموعه عوامل داخلی وخارجی درکناریکدیگرقرارگرفته وزمینه‏های ایجادیک حکومت مرکزی مقتدردرایران رافراهم آوردوعاملی که برای این مأموریت مناسب تشخیص داده شد،رضاخان میرپنج بوده . طرح کودتابه وسیله آیرون سایدفرمانده نیروهای انگلیسی درایران وباپشتیبانی همه جانبه سفارت خانه آن کشوردرحالی که رضاخان هدایت نظامی وسیّدضیاءالدین طباطبائی هدایت

سیاسی آن راعهده داشت باموفقیّت به پایان رسید.این کودتادرسوم اسفند۱۲۹۹انجام گرفت .در پی این کودتاسیّدضیاء نخست وزیرورضاخان بالقب سردارسپه فرماندهی نیروهای قزّاق را برعهده گرفت؛امّارضاخان باسرعت هرچه بیش تروباتوّجه به‏حمایت انگلیسی ها توانست علاوه برسردارسپهی ،پست وزارت جنگ رابرعهده بگیرد. رضاخان پس ازاطلاع ازاقدامات خصمانه قریب الوقوع سیّدضیاء علیه خود،دست به کودتاعلیه سیّدضیاء زده وپس ازبرکناری اوباتمهیداتی وبه

تدریج پست نخست وزیری رااشغال کرد.پس ازشکست طرح «جمهوری »توّسط رضاخان ،وی با هم دستی عوامل خود درمجلس وارعاب وتهدیدزمینه رابرای برکناری قاجاریه ازسلطنت وتصاحب تخت سلطنت آماده ساخت ودرنهایت باتشکیل مجلس مؤسسان وتصویب ماده واحده‏ای ضمن خلع قاجاریه درسال ۱۳۰۴شمسی سلطنت به خاندان پهلوی به منتقل نمود.
● ویژگی‏های حکومت رضاشاه پهلوی

حضوررضاخان درعرصه حکومت به دودوره تقسیم می‏شودکه هریک ازآنهادارای ویژگی‏های خاصّی است.
▪ دوره اوّل :
دوره‏ای است که ازکودتای اسفند۱۲۹۹شمسی تاتصاحب سلطنت در۱۳۰۴شمسی رادربرمی گیرد.این دوره درواقع زمینه سازدراختیارگرفتن تخت سلطنت ازسوی رضاخان بود.

▪ دوره ‏دوم :
دوره‏ای است که آغازآن۱۳۰۴ شمسی وپایان آن شهریور۱۳۲۰شمسی است .این دوره به سلطنت رضاشاه برمی گرددکه محورتلاش حکومت ، استقرار به قدرت مطلقه (استبدادمطلقه )است .درنظام اقتدارگرای عصررضاشاه ،شاه شخص اوّل مملکت وعنصراصلی ساختاراجتماعی وسیاسی بود.اونقش تین کننده‏ای درتحوّلات سیاسی ،اجتماعی واقتصادی جامعه داشت باتمرکز کامل قدرت دردست رضاشاه ،دستگاه حکومتی باجّواختناق سیاسی حاکم برکشوربه مثابه یک طبقه مسلّط برهمه قشرهای جامعه ،حاکم باشد.رضاشاه برهمه شئون فرهنگی ،سیاسی ،اجتماعی و…جامعه سیطره پیداکردوبرترازقانون وفراترازهمه طبقات جامعه قرارداشت وبرآن هاچیره بود.یکی ازنویسندگان دروصف رضاشاه چنین می‏گوید: «رضاشاه ایران راملک مطلق خویش قلمدادمی کردوتمام مسائل وامورات

مملکت به اوختم می‏شد.وی ازواگذاری قدرت به دیگران حتّی به دوستان نزدیکش بیمناک بود.آمیختن خودبینی باسوء ظن ازخصوصیّات برجسته اوبود.رضاشاه یک مستبدمبتلابه بیماری خودآزاری ،مبتلابه جنون وسوء ظن بوکه پیوسته خودرادرمعرض تهدیدبدخواهان وخائنان وجاسوسان دوجانبه وسه جانبه وچهارجانبه می‏دیدکه فقط برای خیانت به دنیاآمده‏اند»(۲)

دروان سلطنت رضاشاه رامی توان ازدیدگاههای گوناگون سیاسی ،فرهنگی واقتصادی بررسی کرد.البته درزمینه سیاسی , خفقان واستبداد رضا خانی جایی برای دفاع ازحکومت وی باقی نمی گذارد ودرزمنیه های فرهنگی هم , اسلام ستیزی وترویج مقلدانه وسطحی فرهنگ عرب کارنامه اورا تیره وسیاه ساخته , ولی برخی گمان می کنند اقدامات وبرنامه های اقتصادی رضا شاه مثبت وقابل دفاع است .بنابراین دراین نوشته تنها به آثاروپیامدهای اقتصادی آن دوران می پردازیم تاپاسخ پرسشی را که درآغاز مطرح شد ,ارائه نماییم.عمده‏ترین اقدامات اقتصادی دردوران رضاشاه راامی توان این گونه اشاره ونقد ‏کرد.
– ۱گسترش وافزایش روندصنعتی کشور:

البتّه این روندعمدتاًدرصنایع وبه ویژه تبدیلی وابسته به بخش کشاورزی صورت گرفت .به نظرمنتقدان ،چون رضاشاه ازسال‏های پایانی دهه ۱۳۰۰شمسی به مالکی بزرگ ودردهه ۱۳۱۰شمسی به بزرک‏ترین مالک زمین‏های کشاورزی ایران تبدیل شد،ازاین رومی خواست باایجادصنایع تبدیلی وتبدیل آن به بخش کشاورزی ،ارزش افزوده محصولات خودرابالاببرد.البتّه چنین ادعّایی نامربوط به نظرنمی رسد؛زیرارضاشاه بابودجه دولت اقدام به تأسیس این کارخانه هاکردوپس ازرسیدن به سوددهی به بهای کم ترازقیمت واقعی ،این کارخانه هارابه خودیاوابستگان قدرت سیاسی اختصاص می‏داد.
-۲ایجادصنایع سنگین وپایه :

شاه تصمیم به تأسیس کارخانه هایی هم چون کارخانه ذوب آهن گرفت ؛امّابه دلیل آغازجنگ جهانی دوم کارانجام نگرفت .
براساس آمارارائه شده ازسوی بانک ملّی ایران درفاصله سال‏های ۱۳۰۴شمسی به عنوان عطف بررسی تاسال ۱۳۱۸شمسی مجموعاً۶۸۰کارخانه که به وسیله‏نیروهای ماشین کارمی کردنددرایران تأسیس شدندکه درعرصه‏های اقتصادی هم چون صنایع نساجی وشاخه‏های آن ،صنایع فلزی مانندورشوسازی و…کارخانه‏های‏تولیدبرق وصنایع هم چون کارخانه‏های نجّاری وکبریت سازی وهم چنین صنایع تبدیلی بخش کشاورزی مانندکارخانه‏های پنبه پاک کنی ،روغن کشی ،برنج کوبی ،آردسازی وهمین طوربخش‏های دیگرازصنایع مصرفی به فعّالیت پرداخته ودرحدوحدودی از کارگران دراین بخش مشغول به کارگردید.(۳(
– ۳ تأسیس راه آهن سراسری :

هرچندمسیرراه آهن شمال به جنوب ،بحث‏های زیادی درمجلس ششم برانگیخت وهنوزمخالفان رضاشاه وشیوه حکومتی اومعتقدندکه عبورخط آهن ازشرق (مشهد)به غرب وشمال غربی (کرمانشاه وتبریز)،هم هزینه کم‏تری دربرداشت وهم به دلیل اتصّال به مناطق پرجمعّیت ترباصرفه تر بود،بااین حال ،اقدام به چنین کاری رادرمملکتی که راه‏های بسیاراندک وآن هم نامناسب داشت ،می‏توان جزءبرنامه‏های بلندپروازانه ونوگرایانه حکومت رضاشاه ودرجهت رشداقتصادی محسوب نمود(۴)

۴- تأسیس بانک ملّی:
تاقبل ازتأسیس این بانک درسال ۱۳۰۷شمسی بانک شاهی که مستقیماًتحت نفوذانگلیس واساساًبانک انگلیسی بود،کنترل حجم اسکناس ونقدینگی درکشوررابه دلیل اجازه نشراسکناس دراختیارداشت ایجادبانک ملّی ایران که درواقع به مثابه بانک مرکزی بود،گام دیگری ازاعمال نوگرایانه رضاشاه درزمینه کنترل هرچه بیش تردولت براموراقتصادی ودرجهت سیاست‏های تمرکزگرایانه وی بود.(۵)
۵- انحصاردولتی بازرگانی خارجی :

رضاشاه ادّعامی کردچون بازرگانان ایرانی به دلیل ضعف بنیه مالی ویاناآگاهی ازرسوم جدیدتجارت بین الملل ویابه دلیل این که طرف‏های تجاریشان بسیارقدرتمندند.بنابراین ،برای پرهیزازمغبون شدن تاجران ایرانی ،انحصارتجارت خارجی رابرعهده گرفته وامتیازآن رابه تاجران واگذارمی کند،تاطرف‏های تجاری خودراهمواره بادولت ایران رودرروبینندنه بایک بازرگان ایرانی ،بدین صورت به ادعای رضاشاه منافع ملّی مابهترتأمین می‏شد.

● نقدوبررسی
درنقد وارزیابی موارد بالامی توان گفت، درانحصارتجارت خارجی؛ دلایل زیررامی توان اشاره کردکه اوّلا ناشی ازسوجویی شاه می‏باشد،زیرادست اندرکاران انحصارتجارت ،برای فروش امتیازهربخش ازتجارت خارجی مبالغ هنگفتی ازتاجران رشوه می‏گرفتندومزیّت‏های فراوانی برای آنان داشت .ثانیاً ؛شاه ازاین طریق

درصددکنترل تاجران بود؛زیراوی نقش طبقه تاجران مستقل رادرانقلاب مشروطیت آشکارادیده بودوقصدکنترل آن هاراداشت وهیچ کنترلی راموثرترازدراختیارگرفتن رگ حیاتی آن هایعنی مبادلات خارجی آنان نمی‏دانست .ثالثاً،ازاین طریق توانست تاجران وسرمایه داران رابدون استقاده اززوروخشونت ازصحنه خارج کند.رابعاً،ازاین طریق می‏توانست بادراختیارگذاردن امتیازهایی جهت تجارت بابیگانگان به طرفداران خود،منافعشان بامنافع رژیم پیوندکامل پدیدآیدوبدین ترتیب رژیم پهلوی پایگاه اجتماعی خودرادرجامعه مستحکم ترکند.(۶)
قراردادن اقتصادبازرگانی دراختیاردولت :
این کاربه تمرکزفزاینده حاکمیّت یاری رساند.بازرگانی ازصورت پراکنده بخش خصوصی ،درزمان رضاشاه به انحصاردولت درآمدواین دستگاه شکل گسترده ومتمرکزپیداکرد.بادرنظرگرفتن دواهرم قدرت ؛یعنی نیروهای اقتصادی وسیع وارتش گسترده ،دولت به شکل حاکمیّت متمرکزظاهرشد.(۷)

دست اندازی رضاشاه براملاک واراضی کشاورزی :
این اقدام ،که وی رابه بزرگ ‏ترین مالک ایران درآورد،سبب تحکیم وتمرکزقدرت وتقویت ابزارهاوپایه‏های اقتدارگرایی سلطنتی به ویژه بنیه نظامی می‏شدواین کار،چیزی جزنارضایتی دربین مردم وروشن فکری ،به دنبال نداشت.
وابستگی اقتصادی دولت به ابرقدرت‏های وقت :

وابستگی به قدرت سیاسی هم چون انگلیس ،(شوروی )سابق وآلمان باعث شدکه پس ازدهه اوّل وابستگی رضاشاه‏به آلمان به شدّت افزایش یافت واین وابسته بودن صنایع کشوربه آلمان ضربه مهلکی رادرزمان جنگ جهانی دوم به ایران واردکرد؛زیراباخروج آلمانی هاازایران باتوّجه به وابسته بودن این صنایع ،تمام آن هابه آهن پاره‏ای بی ارزش تبدیل شدند.(۸)
کشاورزی :
بااین که حدود۷۵%ازمردم ایران ازطریق کشاورزی امرارمعاش می‏کردند،امّاهیچ گونه توّجهی به امرکشاورزی نمی‏شد.توّجه رضاخان به ایجادصنایع وابسته باعث افزایش بیش ازپیش مشکلات دربخش کشاورزی وازدیادفقروتنگ دستی دربین اکثریت افرادجامعه بودوزمینه نارضایتی درجامعه رادامن می‏زد.
درموردراه آهن نیزباید گفت:اگرچه ایجا د راه آهن یکی ازاساسی ترین آرزوهای ملت ایران ازاواسط دوره قاجار بود ودرتوسعه اقتصادی ایران نقش اساسی داشت اما روس وانگلیس که درپی تضعیف ایران بودند , به ایرانیان اجازه تاسیس خط آهن را نمی دادند.

انگلیسی ها درپی آن بودند که برای رفع نیازهای اساسی خود راه آهن جنوب – شمال را درایران احداث کنند .بنابراین به گفته احمدشاه این نقشه راه آهن پاسخ گوی نیازهای کشورنیست .وی اظهارمی کرد که راه آهن مطلوب ایران , خطی است که پایتخت را به بنادرمهم ایران درجنوب ومراکزاقتصادی درشرق وعرب متصل کند .اما رضا شاه که تابع دولت انگلستان بود می خواست ازاین طریق بتواند کمک های انگلیس به شوروی را تحت پوشش قرار دهد.ثانیا , هزینه سرسام آورگسترش راه آهن به مناطق کوهستانی همچون خرم آباد ازاین مطلب خبرمی داد که رضا شاه درصدد مهار نیروی عشایرکه نیروی های مخالف دولت مرکزی هستند می باشد وازطریق راه آهن بهتر بتواند جهت سرکوب مخالفان اقدام به موقع انجام دهد.

درمورد احداث بانک ملی نیزباید گفت ؛ .اگرچه این بانک درروز۱۷ شهریور۱۳۰۷ بانک ملی ایران بدست رضاشاه با تشریفات خاصی افتتاح شده اما این بانک عملا نتوانست درمقابل بانک شاهی مقاومت کند.زیرا بانک شاهی اولا, امتیاز چاپ ونشراسکناس را بعهده داشت.ثانیا ؛ بانک شاهی درهرشهری دارای شعبه بود وحال اینکه بانک ملی این طورنبود.ثالثا ؛ اسکناس های هرشهری نام آن شهرچاپ شده بود.وخرج کردن این اسکناس درشهردیگری نیاز به کسر۴ شاهی برای هرتومان بود.رابعا؛ایجاد بانک ملی به این خاطربود که چون روی پول های شاهی صورت ناصرالدین شاه چاپ شده بود واین خاطره رضا شاه ر امی أزود اما طبق

قرار داداین شیوه تا پایان مهلت قانونی امتیاز می بایست حفظ شود .(۹) امااز أنجای که رضا شاه حاضربه ادامه این روند نبود , حاضرشده مبلغ ۲۵۰ هزار لیره یعنی یک سی ام بودجه کل مملکت را بعنوان خسارت پرداخت کند وازاین طریق رضا شاه توانست امیتاز چاپ ونشراسکناس را به توسط بانک ملی بعهده بگیرد.لذا مقرر گردید که تاریخ أذرماه۱۳۱۰پول های که دردست مردم است به بانک شاهی تحویل دهند ووجه أنرا دریافت کنند. وهرکسی باید به شعبه صادرکننده بانک که اسم شعبه روی اسکناس هاقید شده مراجع نمایند.گرچه این کار با اعتراض مردم مواجه شدودولت اعلام کرد که هرشعبه می تواند وجه اسکناسها را پرداخت نماید.

● نتیجه آنکه:
ویژگی‏هایی که رژیم پهلوی اوّل ازآن برخورداربود،چیزی نبودکه مردم خواهان آن درکشوربوده‏اند،به بیان دیگر ،مسیرحرکت پهلوی اوّل عکس مسیرحرکت مردم ایران بوده است که رژیم رابه سمت ضعف وسستی وعدم حمایت مردم سوق داده است بنابراین می توان گفت خیانت رضا شاه به جامعه ایران خود دلیل فروکاستن حکومت ش بوده است.اگرچه وجود عوامل داخلی همانندسیاست مذهب زدایی ،غرب زدگی ،حفظ رجال وابسته به غرب ،ایجادمحیط رعب ووحشت ،سیاست چپاول وثروت اندوزی و…که همه این عوامل ،زمینه‏های کاهش مشروعیّت ودرنهایت افول مشروعیّت رارقم زدوعوامل بیرونی ای هم چون جنگ جهانی

دوم و…ضربات نهایی رابرپیکراین رژیم واردساخت .بنابراین خیانت های رضاه شاه درعرصه فرهنگ ، سیاست واقتصاد باعث نارضایتی شد واین نارضایتی نتیجه آن سقوط دولت بود.بنابراین به گمان بعضی های اقدامات وبرنامه های اقتصادی رضاشاه را مثبت ارزیابی می کنند ,این گمان باطلی خواهدبود .زیرااولا؛ تمامی اقداماتی که رضاه شاه انجام داده ,همگی نفع شخصی داشته وبخاطرخودش نه بخاطر مردم ایران انجام داده بود.ثانیا ؛ کارهای وی درحدی نبوده که بتوان جزء افتخارات وی محسوب کرد زیرا هرکسی بجای رضا شاه می بود , همین کارهارا یا بهتربگویم بهترازاین عمل می کرد.
منابع(۱)
استاد یاردانشگاه وعضوهیات علمی موسسه پژوهشی پاد اندیشه
• این قرار داد بین ایران وانگلیس امضاء شد. به موجب این قرار داد انگلیسیها امکان یافتند ء مستشاران خودرا درکلیه وزارتخانه ها وادارات ایران به کار گمارند ء برای ارتش ایران افسر ء اسلحه وسازوبرگ تامین کنند.این قرار عملا ایران را به کشوری تحت الحمایه انگلیس تبدیل می کرد.
• ۲. علیرضاازغندی ،ناکارآمدی نخبگان ایران بین دوانقلاب ،ص ۱۰۲

• ۳. علی دوانی ،نهضت روحانیون ،ج ۲،ص ۱۶۲-۱۶۰
• ۴. دکترمصدّق مخالف اصلی کشیدن راه آهن ازشمال به جنوب بودودرمجلس دوره ششم باآن مخالفت نمودودلایلی رانیزبرای مخالفت خوداعلام کرده بود .ر.ک :حسین مکی ،دکترمصدّق ونطق‏های تاریخی او(.۱۳) ابراهیم رزّاقی ،اقتصادایران ،ص ۲۲۱-۲۱۷
• ۵. محمدرضاخلیلی فر،توسعه ونوسازی ایران دردوره رضاشاه، ص ۱۶۳
• ۶. جامی ،گذشته‏چراغ راه آینده است ،ص ۳۱-۲۸

• ۷. پیترآوری ،تاریخ معاصرایران ازتأسیس تاانقراض قاجاریه ،ص ۳۱۰
• ۸. علی دوانی ،نهضت روحانیون ،ج ۲،ص ۱۶۲-۱۶۰
• ۹. چاپ ونشراسکناس که توسط بانک شاهی صورت می گرفت درسال۱۸۷۲ به مدت شصت سال می بایست اجرا میشد.
www.aftab.ir

 

اهداف رضاخان را مي‎توان در چند محور خلاصه كرد:
۱٫ جدايي دين از سياست ؛
۲٫ تضعيف قدرت روحانيون ؛
۳٫ محدود كردن قدرت رهبران مذهبي در جامعه؛

۴٫ سوق دادن جامعه به سوي تجدد و غرب‌گرايي با الگو قرار دادن تركيه؛
۵٫ ترويج فرهنگ غرب‌گرايي و رواج سكولاريزم در جامعه؛
۶٫ حمله به ارزشهاي اسلامي جهت رسيدن به فرهنگ و تمدن جديد غرب؛

۷٫ تعطيل حوزه‌هاي علميه كه اين حوزه‌ها را كانون خطرناكي عليه نظام و اهداف خود مي‌دانست.
رضاشاه براي دستيابي به اهداف موردنظر بعد از سال ۱۳۰۵ حملات خود را آشكارا جهت محدود كردن قدرت روحانيون به كار گرفت و با تصويب قوانين خاص، گام به گام پيش رفت و به جايي رسيد كه حتي برگزاري مجالس سيد‌الشهداء را ممنوع ساخت.

رضاخان در طول دوران حكومت خود تحمل هيچ مخالفي را نداشت و هرگونه ابراز مخالفت و حركتهاي سياسي را در جامعه با شدت تمام سركوب مي‌كرد. كيانوري مي‌گويد: «در ايران از حوالي سالهاي ۱۳۰۷ـ ۱۳۰۸ حمله رضاخان به كمونيستها شروع شد و به تدريج آنها كمونيستها را گرفته و زنداني كردند. در سال ۱۳۱۰ قانوني وضع شد كه هر كس فعاليت اشتراكي بكند و در اين جهت سازماني درست كند به ۳ تا ۱۰ سال زندان محكوم مي‌شود. لذا فعاليت قطع شد تا سال ۱۳۱۳ كه گروه ۵۳ نفر شروع به فعاليت كرد.»

رضاخان در ميان مخالفين خود، قشر روحانيت را از مخالفان سرسخت خود مي‌دانست. زيرا «از ديدگاه نظريه تشيع رضاشاه نيز مثل پيشينيان قاجار، خود يك نفر غاصب به شمار مي‌رفت … در زمينه مخالفت آنها با سياستهاي رضاشاه براي يك نفر ملا امكان داشت كه نظريات شخصي خود را راجع به مسائلي كه عموماً در غرب مسائل سياسي قلمداد مي‌شد، ابراز دارد و پيرامون [پيروان] محلي خود را براي ايجاد تنش اجتماعي برخيزاند.»

همين تواناييهاي بالقوه روحانيون، رضاخان را به وحشت مي‌انداخت، به طوري كه تصميم گرفت رقباي خود را از صحنه خارج كند تا به راحتي بر مملكت حكمراني كند. در اين راه با استفاده از قوانين مورد نظر خود در جهت تحديد قدرت روحانيون و جايگزيني قوانين غربي به جاي قوانين شرعي و عرفي جامعه، حمله به اعتقادات و ارزشهاي حاكم بر جامعه و كاربرد نيروي پليس سعي كرد به اهداف خود دست يابد.