مقدمه

دوره جوانی بهترین زمان براي رشد هیجانات مثبت و یادگیري مهارتهاسـت؛ زیـرا جوانـان بـه دنبـال یافتن هویت و شخصیت آتی خود در طی این دوره هستند. جـوانی دورهاي اسـت کـه در آن پایـههاي یادگیري آینده، نقشهاي اساسی زندگی، ارتباطات و کار به سمت اهداف مفید طولانیمـدت بـه وجـود میآیند. جوانی بهعنوان یک مرحله شکلگیري، نقش مهمی را در مطالعه مشکلات روانشناختی رشدي بازي میکند؛ زیرا پس از این فاصله بالیدگی، مشکل است که بعضی الگوهاي رفتـاري و هیجـانی تغییـر یابند (حسینی و همکاران، .(۲۰۱۰ افزون بر این، طبیعت هوش انسانی و مطالعه روانشـناختی آن، یکـی از حوزههاي مورد بحث علمی طولانی بوده است و بسیاري قائل به وجود چندین هـوش مـیباشـند. از میان هوشهاي اضافی پیشنهادشده، ایدة هوش معنـوي در دهـه گذشـته پیشـرو بـوده اسـت. زوهـار و مارشال، اصطلاح هوش معنوي را ابداع نمودند (دراپر((Draper، .(۲۰۰۹ بهعبارت دیگـر، هـوش معنـوي، ساختار هوش و معنویت را در یک ساخت واحد جاي مـیدهـد (دوسـتار((Doostar و همکـاران، ۲۰۱۲؛ رجـایی، ۱۳۸۹؛ ســهرابی، .(۱۳۸۷ ایمــونز((Emmons در سـال ۱۹۹۹ (رجــایی، (۱۳۸۹، هــوش معنــوي را بهعنوان یک مجموعه تواناییها براي سود بردن از منابع مذهبی و معنوي معرفی نموده اسـت. همچنـین کینگ((۲۰۰۹) (King بیان میکند که مذهب یک سیستم سازمانیافته و منظم از اعتقادات، اعمال، آیینهـا و نمادهاست، درحالیکه معنویت خواست فرد براي فهم پاسـخهاي سـؤالات غـایی در مـورد زنـدگی، معنا، و رابطه با مقدسات و نیروي ماورایی است. به هرحال، مـذهب و معنویـت در نهایـت بـا یکـدیگر مرتبط بوده، بهطوريکه مذهبی بودن، »موتوري اجتمـاعی اسـت کـه در بهتـرین حالـت آن، معنویـت را حمایت کرده و از آن طرفداري میکند« (کینگ و دسیکو((DeCicco، .(۲۰۰۹ کینگ ابعاد هوش معنـوي را تفکر انتقادي وجودي، تولید معناي شخصی، آگاهی متعالی و بسط هوشیاري بیان کرد.

به هر حال، با افزایش کاربرد هوش معنوي توسط روانشناسان، این امر حیطههاي جدیـدي را بـراي تحقیقات در مورد نقش معنویت در زمینههاي رفتار انسانی براي کاربرد در تحقیقات و مطالعـات جدیـد فراهم نموده است (دوستار و همکاران، ۲۰۱۲؛ رجایی، .(۱۳۸۹ به نظر میرسـد، ویژگـیهـاي شـناختی شخصــیتی در ســازماندهی و بیــان هــوش معنــوي مــرتبط باشــند (حســینی و همکــاران، .(۲۰۱۰ الکساندر((Alexander و همکاران (۱۹۸۹) دریافتند که ذهن آگاهی و تفکر متعالی انعطافپـذیري شـناختی را افزایش داده که آنها آن را بهعنوان توانایی سازش با پاسخهاي انطباقیتري که موردنیاز هستند تعریـف میکنند (کینگ، (۲۰۰۸، بر این اساس، ساختار روانشناختی سبکهاي اسنادي بهعنوان مؤلفـه شـناختی، در ارتباط با هوش معنوي و خودکنترلی، در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفت.

الگوی پیشبینی هوش معنوی بر پایه سبکهای اسنادی و خودکنترلی  ۷

سبک اسنادي، یک متغیر شخصیتی شناختی با همبستههاي گونـاگون، بیـانگر سـازگاري خـوب در مقابل بد است. اسنادها جملاتیعلّی میباشند که از کلمه »زیرا« استنباط میشـوند. اسـناد مـیتوانـد بـه اسناد درونی، و اسناد بیرونی، اسـناد عـام و یـا اختصاصـی، و اسـناد پایـدار و یـا ناپایـدار تقسـیم شـود (جون((Jeon و همکاران، ۲۰۱۳؛ غریب مشهد طرقی، .(۱۳۸۷ از نظـر تئـوریکی، سـبکهاي اسـنادي بـه دلیل تأثیرشان بر روي انتظارات موفقیت، هیجـان، عاطفـه، و رفتـار متعاقـب از نظـر قـدرت سـازگاري متفاوت هسـتند (اندرسـون((Anderson، .(۱۹۹۹ بنـابراین، تئـوري سـبک اسـنادي رویـدادها و پیامـدهاي رفتاري و هیجانی را توضیح مـیدهـد (موسـوي و همکـاران، .(۲۰۱۲ ازایـنرو، در ایـن تحقیـق نقـش سبکهاي اسنادي بر شاخصهاي هوش معنوي بررسی میشود.

اکثر تحقیقات در مورد سبکهاي اسـنادي بـر روي ارتبـاطش بـا افسـردگی و مشـکلات انگیزشـی مرتبط متمرکز بودهاند. بهطور کلی، تحقیقات نشان دادهاند کـه سـبک اسـنادي ناسـازگارانه (یـا بدبینانـه) دربرگیرندة اسناد نتایج بد به علل درونی، با ثبات، کلی و غیرقابل کنترل و نتایج خوب بـه علـل بیرونـی، ناپایدار، ویژه و غیرقابل کنترل است (اندرسون، ۱۹۹۹؛ پیترسون و همکاران، .(۱۹۸۲ بر اساس گفتـههاي یارویس (۲۰۰۵)، مکان کنترل به اعتقادات فـرد در مـورد کنتـرل داشـتن بـر روي آنچـه بـراي او اتفـاق میافتد، اشاره دارد. این مفهوم بهطور گستردهاي در حیطـههاي گونـاگون روانشناسـی مـورد تحقیـق و بررسی قرار گرفته است (قپانچی و گلپرور((Ghapanchi & Golparvar، .(۲۰۱۱ تحقیقات بسـیاري در زمینـه رابطه بین گرایش مذهبی و سبک اسنادي انجام شـده اسـت (رایـان و فرانسـیس((Ryan & Francis، ۲۰۱۰؛ استانکی و تیلور (Stanke & Taylor)، ۲۰۰۴؛ راسموسـن و چـارمن((Rasmussen & Charman، ۱۹۹۵؛ بنسـون و اسپیلکا (Benson & Spilka)، ۱۹۷۳؛ محمـدي و مهرابـیزاده هنرمنـد، ۱۳۸۵؛ مجـدیان، ۱۳۸۰؛ میرهاشـمیان، (۱۳۷۸، و گفته میشود که ارتباط بـین مـذهب و خـوشبینـی، تاریخچـهاي قـوي و طـولانی در علـوم اجتماعی دارد (موسوي و همکاران، .(۲۰۱۲

افزون بر این، به نظر میرسـد سـبکهاي اسـناد موفقیـت و شکسـت، نیـروي محرکـه و انگیـزهاي خودکنترلی در بهرهبرداري از منابع درونی مذهبی و معنوي ایجاد میکننـد. خـودکنترلی، مهـارت کنتـرل فعالیتها و احساسات فردي پیش از مشغول شدن به فعالیتهاي خـاص اسـت (سـعیدي و همکـاران، .(۲۰۰۹ دانشجویان با خودکنترلی بالا، سازگاري روانشناختی بهتر، روابط بین فـردي و عملکـرد بهتـري در امور مرتبط با تحصیل و پیشرفت دارنـد (تـانجنی((Tangney و همکـاران، .(۲۰۰۴ بـر اسـاس تئـوري شناختی- اجتماعی، خودکنترلی وابسته به موقعیت است. بنابراین، خصوصیتی عمومی یا بسته بـه سـطح

۸  ، سال هشتم، شماره اول، بهار ۴۹۳۱

رشد نمیباشدبلکه، نسبتاً وابسته به زمینه است. تفسیرهاي اسنادي میتوانند منجر به واکنشهـاي فـردي مثبت شوند (نوکلاینن و همکاران، (۲۰۰۷، و خود کنترلی را در زمینـههاي گونـاگون پـیشبینـی نماینـد (صابري و همکاران، .(۱۳۹۰ در مطالعه قپانچی و گلپـرور (۲۰۱۱) نشـان داده شـد کـه دانشـجویان بـا اسناد درونی معتقدند بر آنچه برایشـان اتفـاق مـیافتـد، کنتـرل دارنـد. درحـالیکـه در حـوزه آمـوزش، دانشجویان با اسناد بیرونی، موفقیت یا شکست خود را به چیزهایی مانند شانس یا سخت بـودن تکلیـف نسبت میدهند. در مجموع، به نظر میرسد اسنادي پایدار و کلی موفقیت، قدرت کنترل فـرد را افـزایش میدهد و وي را در مسیر خودکنترلی سوق میدهد.

تحقیقات بسیاري به بررسی رابطه مذهبی بودن و خودکنترلی نیز پرداختـهانـد (قپـانچی و گـلپرور، ۲۰۱۱؛ دسموند((Desmond و همکاران، ۲۰۰۸؛ فرنچ((French و همکاران، ۲۰۰۸؛ ولـچ((Welch و همکـاران، ۲۰۰۶؛ رفیعیهنر و جانبزرگی، .(۱۳۸۹ بهطور نسبی از طریق خودکنترلی است که مذهب ارتبـاط خـود با سلامت، بهزیستی و رفتارهاي اجتماعی را بـه دسـت مـیآورد. تحقیقـات نشـان مـیدهنـد کـه ابعـاد شخصیتی دربردارندة خودکنترلی بیشتر به سمت مذهبی بودن گرایش دارند. شـناخت مـذهبی، بـهطـور خودکار شکلی از خودکنترلی را در مقابل وسوسهها فعال میکند. لازم است که به این نکته توجـه شـود که علاوه بر امکان اینکه مذهبی بودن تغییراتی در خودکنترلی ایجاد نماید، بلکـه ایـن امکـان نیـز وجـود دارد که خودکنترلی تغییراتی در مذهبی بودن ایجاد کند. اگر مـذهبی بـودن بـهصـورت جزئـی بـر پایـه خودکنترلی باشد، پس افراد با خودکنترلی پایین، باید در درگیري کامل در اعتقادات، اعمـال و مؤسسـات مذهبی مشکل داشته باشند (مک کولوگ و ویلوگبی((McCullough & Willoughby، .(۲۰۰۹

بنابراین، این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا سبکهاي اسنادي رابطـهاي مسـتقیم بـا هوش معنوي داشته و یا از طریق خـودکنترلـی، تغییـرات هـوش معنـوي را موجـب مـیشـود. از نظـر بائومیستر و اگزلین (رجایی، (۱۳۸۹، خودکنترلی هسته اصلی رسیدن به صفت تقوا و پرهیزکاري است.

این دیدگاه، که افراد مذهبی داراي مکان کنترل بیرونیتري نسبت به افـراد کمتـر مـذهبی هسـتند، از جمله باورهاي رایج در مورد افراد مـذهبی اسـت. اثبـات یـا عـدم اثبـات ایـن عقیـده مـیتوانـد بـراي متخصصان و سایر افراد در مورد نگرش نسبت به مذهب و افراد مذهبی، تلویحات مهمـی داشـته باشـد. در زمینه ارتباط مذهب با مکـان کنتـرل نیـز همچـون ارتبـاط بسـیاري از متغیرهـاي دیگـر بـا مـذهب، ناهماهنگیهایی مشاهده شده است. برخی از مطالعات بین مذهب با مکان کنترل بیرونـی (راسموسـن و چارمن، ۱۹۹۵؛ استانکی و تیلور((Stanke & Taylor، (۲۰۰۴ و تعدادي با مکـان کنتـرل درونـی (واتسـون،

الگوی پیشبینی هوش معنوی بر پایه سبکهای اسنادی و خودکنترلی  ۹

۱۹۹۵؛ گابــارد و همکــاران، ۱۹۸۶؛ مجــدیان، (۱۳۸۰ ارتبــاط یافتــهانــد. در برخــی پژوهشهــا نیــز (بنسون((Benson، ۱۹۷۳؛ میرهاشمیان، (۱۳۸۷، ارتباطی بین مذهب و مکان کنترل یافت نشـده اسـت. در پژوهش محمدي و مهرابیزاده هنرمند (۱۳۸۵)، ارتباط مثبت معناداري بین نگرشهاي مـذهبی و مکـان کنترل درونی تنها در نمونه مؤنث به دست آمد، و این رابطه، در نمونه مذکر و کل نمونه معنادار نبود. بـه نظر میرسدمعمولاً، ارتباط بـین مـذهبی بـودن و خـودکنترلی در نمونـههاي نوجوانـان، دانشـجویان و بزرگسالان در شمال امریکا، به انـدازة نمونـههاي نوجوانـان مسـلمان و فـارغالتحصـیلان از انـدونزي و پاکستان قوي است (فرنچ، و همکاران، .(۲۰۰۸ دسموند و همکاران (۲۰۰۸) و ولـچ و همکـاران (۲۰۰۶) دریافتند که مذهبی بودن بهصورت مثبت و معناداري با مقیاس چندگزینهاي خـودکنترلـی، حتـی پـس از کنترل از نظر سن، جـنس، نـژاد، وضـعیت اجتمـاعی- اقتصـادي، سـطح تحصـیلات والـدین، سـاختار خانوادگی و دسترسی به والدین و طبقه مذهبی در ارتبـاط اسـت. نتـایج مطالعـه گوپتـا((۲۰۱۲) (Gupta نشان داد که هوش معنوي بهطور مثبت و معناداري با خودتنظیمی و ابعاد آن همبسته است. رفیعیهنـر و جانبزرگی (۱۳۸۹)، در تحقیق خود دربارة رابطه جهتگیري مذهبی و خودمهارگري دریافتند کـه افـراد با خودمهارگري بالا، در مقایسه با افراد داراي خودمهارگري پایین سـطوح بـالاتري از جهـتگیري مذهبی را نشان میدهند. افزون بر این، در ارتباط با رابطه بین سبکهاي اسناد و مذهب، موسوي و همکاران (۲۰۱۲) در تحقیق خود به بررسی ارتباط بین دو متغیر جهتگیري مذهبی و سبک اسنادي پرداختند. آنها دریافتند که با افزایش گرایش مذهبی، سبک اسنادي پایدارتري در رویدادهاي مثبـت وجود خواهد داشت، اما ارتباط معناداري با سبکهاي اسنادي درونی- بیرونی و کلی- ویژه نـدارد (موسوي و همکاران، .(۲۰۱۲ نتایج پژوهش مجدیان و همکاران (۱۳۸۸) نشان دادند که بین بازخورد مذهبی با مسند مهارگري و حرمتخود ارتباط معنادار وجود دارد. با توجه به تحلیلهاي انجام شده بیان نمودهاند که مذهب عاملی اساسی در افـزایش حرمـتخود و مسـند مهـارگري درونـی اسـت (مجدیان و همکاران، .( ۱۳۸۸ پژوهش استانکی ( ۲۰۰۴) نیز نشان داد که همبستگی منفی معنـاداري بین مکان کنترل درونی و بالا بودن سطح گرایش مذهبی وجود دارد و شاید این یافتـهها بیـانگر آن باشد که افراد با گرایش مذهبی قوي، تمایل دارند رویدادهاي زندگی را به نیرویی فراتر از خودشان (مانند خدا) نسبت دهند . بنابراین، اگرچه فردي با گرایش مذهبی بالا، ممکن است لزوماً بـه مکـان کنترل بیرونی یا شانس اعتقاد نداشته باشد، اما آنها در میان مکان کنترل درونی، به واسطه مذهبشان و اعتقادات دنیایی در حرکت هستند (استانکی و تیلور، .(۲۰۰۴

۰۱  ، سال هشتم، شماره اول، بهار ۴۹۳۱

بنابراین، هدف از این پژوهش، تدوین الگوي هوش معنوي بـا توجـه بـه نقـش سـبکهاي اسـنادي (یک متغیر شخصیتی شناختی) و خودکنترلی است؛ چراکه مبناي هوش معنوي بهعنوان یک مجموعـه از تواناییها براي سود بردن از منابع مذهبی و معنوي (ایمونز، (۱۹۹۹، خودکنترلی اسـت و بـا آن همبسـته است (گوپتا، .(۲۰۱۲ از سوي دیگر، خودکنترلی نیز به نظر میرسد ناشی از سبکهاي اسـنادي پایـدار و کلی در موقعیتهاي موفقیت و شکست باشد. ازاینرو، در این پژوهش ارتباط بین سـبکهاي اسـنادي، خودکنترلی را بهطور همزمان بر شاخصهاي هوش معنوي بررسی میشود.

روش پژوهش

جامعه آماري پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال تحصیلی ۹۱-۹۰ میباشد که حجم نمونه با احتمال ریزش ۵ درصدي ۴۰۰ نفـر در نظـر گرفتـه شـد کـه از طریـق روش نمونهگیري خوشهاي چندمرحلهاي، ۴ کلاس از ۵ دانشکده موجود در این دانشگاه انتخاب شده و در بین ۲۰ نفر از دانشجویان داوطلب هر کلاس، که حاضر به همکاري در پژوهش بودند، توزیع شـد. البتـه بـه دلیل عدم دریافت همکاري مناسب در برخی موارد، لازم شد که فهرست نمونهگیري دوبار تهیه شـود. از این تعداد، ۲۸ پاسخنامه به دلیل مخدوش و یا ناقص بودن از تحقیق خارج شـدند. نمونـه نهـایی را ۳۷۲ نمونه دانشجو ۱۹۷) زن و ۱۷۵ مرد) با میانگین سنی ۲۴/۷۵ با انحراف استاندارد ۶/۱۴۳ تشکیل دادنـد. از این میان، ۶۸/۵ درصد در مقطع کارشناسی، ۲۷/۷ درصد در مقطع کارشناسی ارشد و ۳/۸ درصد آنهـا در مقطع دکتري مشغول به تحصیل بودند. طرح کلی پژوهش از نوع همبستگی است که در زمره تحقیقـات توصیفی بهشمار میروند. از نرمافزار ۲۱ SPSS براي تحلیل رگرسیونی و نرمافزار لیزرل براي تحلیل مسیر (تحلیل عاملی تأییدي) و تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شده است.

ابزار پژوهش

پرسشنامه سبک اسنادي :(ASQ) این پرسشنامه ابزار خودگزارشدهی است و نخستینبار بـراي انـدازهگیـري اسنادهاي افراد براي رویدادهاي غیرقابل کنترل توسط سلیگمن و همکاران (۱۹۷۹) سـاخته شـد و شـامل محتواي اسنادهايعلّی افراد براي پیامدهاي مثبت و منفی در ابعاد کانون علیت (درونی یـا بیرونـی)، ثبـات (پایدار، ناپایدار) و کلی بودن (کلی یا اختصاصی) است. پرسشنامه سبک اسنادي فرم کوتاه، شامل شـش موقعیت فرضی (سه رویداد خوب وسه رویداد بد) است. براي هر رویداد، سه پرسش مطرح شده اسـت. نمرهها را میتوان براي هریک از سه بعد یادشده در نظر گرفت. پیترسون و همکاران، ضریب آلفـا را بـراي

الگوی پیشبینی هوش معنوی بر پایه سبکهای اسنادی و خودکنترلی  ۱۱

نمرات مقیاس مرکب براي نتایج مثبت و منفی به ترتیب ۰/۷۵ و ۰/۷۲ گـزارش نمودنـد. همبسـتگیهاي پیش تست و پس تست در طول یک دوره ۵ هفتهاي براي نتایج مثبت و منفی بـه ترتیـب ۰/۷۰ و ۰/۶۴ بودند. بر اساس توصیه همیلتون و آبرامسون (۱۹۸۳)، تحلیلها بر روي نمرات تفـاوت مرکـب (نمـرات مرکب مثبت منهاي نمرات مرکب منفی) متمرکز شـدند (پیترسـون و همکـاران، .(۱۹۸۲ بـریج (۲۰۰۱)، براي پرسشنامه سبک اسنادي ضریب آلفاي کرونباخ ۰/۸ را گزارش نموده اسـت. پژوهشهـاي زیـادي براي تعیین پایایی و اعتبار این مقیاس صورت گرفته که نشان میدهد نمـرات بـهدسـتآمـده اسـنادهاي واقعی آزمونها براي رویدادهاي خاص زندگی را پیشبینی میکننـد. همچنـین در مـورد پایـایی نسـخه ایرانی این آزمون، اسلامی شهر بابکی (۱۳۶۹) طی پژوهشی با ایـن مقیـاس ضـریب آلفـاي کرونبـاخ را براي موقعیت شکست درونی ۰/۷۵، موقعیت شکست پایدار ۰/۴۳، موقعیـت شکسـت کلـی ۰/۷۳ و در موقعیت موفقیت درونی ۰/۷۴، موقعیت موفقیت پایدار ۰/۵۶ و موقعیـت موفقیـت کلـی ۰/۷۶ بـه دسـت آورد. سلیمانینژاد (۱۳۸۱) آلفاي کرونباخ براي کل پرسشهاي پرسشنامه را ۰/۷۴ گزارش کرد.

پرسشنامه خودکنترلی :(SCS) یک پرسشنامه خودگزارشدهی است که توسط تانجنی و همکـاران (۲۰۰۴) ساخته شده است، و از ۳۶ عبارت تشکیل شده است. این جملات در یک طیف لیکرت ۵ درجـهاي در نظر گرفته شده است. نمره کل افراد در آزمـون، در کمتـرین حالـت صـفر و بیشـترین ۱۴۴ بـود. بـراي بررسی اعتبار و روایی، پرسشنامه در دو مطالعه، بر روي دو گروه دانشجوي دوره کارشناسی اجرا شـده است. پایداري درونی تخمینهاي پایایی بالا بودند. میانگین، انحراف معیار و آلفاي به دست آمـده بـراي مقیاس کلی خودکنترلی در دو مطالعه، به ترتیب در مطالعـه اول مسـاوي بـا ۱۱۴/۴۷، ۱۸/۸۱، ۰/۸۹ و در مطالعـه دوم، برابـر بــود بـا ۱۰۳/۶۶، ۱۸/۱۹، ۰/۸۹ (تــانجنی و همکـاران، ۲۰۰۴؛ ر.ك: عطــاري، .(۱۳۹۱ همچنین مقیاس خودکنترلی فرم کوتاه، بهطور زیادي پایا بود (آلفا در مطالعه اول و دوم به ترتیـب۰/۸۳= و ./(۰/۸۵ بنابراین، به نظر میرسد مقیاس داراي پایایی درونی کافی میباشـد. بـه عـلاوه، بـراي ارزیـابی پایایی آزمون- پسآزمون مقیاس جدید خودکنترلی، ۲۳۳ نفر در مطالعه دوم تانجنی به سـؤالات آزمـون
براي بار دوم، در جلسه سوم، که تقریباً سه هفته بعد اجرا شد، پاسخ گفتند. پایایی آزمون- پسآزمون براي نمره کل خودکنترلی ۰/۸۹ و براي مقیاس خودکنترلی فرم کوتاه، ۰/۸۷ بود (تانجنی و همکاران، .(۲۰۰۴ پرسشنامه هوش معنوي :(SISRI-24) پرسشنامه خودسنجی هـوش معنـوي در سـال ۲۰۰۸، توسـط کینـگ بهمنظور سنجش تواناییهاي ذهنی و هوش معنوي ساخته شده اسـت. کینـگ بـر اسـاس نظریـه خـود پرسشنامه خودسنجی هوش معنوي را تهیه کرد. تواناییهاي ذهنی هوش معنوي، که در این مقیاس مورد بررسی قرار میگیرند، شامل ۴ توانایی تفکر انتقادي وجودي (CET)، تولید معناي شخصی (PM)، آگاهی

۲۱  ، سال هشتم، شماره اول، بهار ۴۹۳۱

متعالی (TA) و بسط هوشیاري (CSE) است. آزمودنی در مقیاس ۵ درجهاي لیکرت، میـزان موافقـت یـا مخالفت خود را با هریک از عبارات پرسشنامه مشخص میکند. کینگ و دسیکو، ضریب آلفاي کرونباخ کل این آزمون را ۰/۹۲ و ضریب آلفاي زیر مقیاسهاي آن را بدین شرح گزارش کردهاند: تفکـر انتقـادي وجودي ۰/۷۸=، تولید معناي شخصی۰/۷۸ =، آگاهی متعـالی۰/۸۷ =، بسـط هوشـیاري۰/۹۱= (کینـگ و دسیکو، ۲۰۰۹؛ کینگ، .(۲۰۰۸ آقابابایی و همکاران (۱۳۸۹)، بهمنظور هنجاریابی ایـن آزمـون را بـر روي ۵۸۰ نفر دانشجو و طلبه اجرا کردند. میانگین سنی شرکتکنندگان ۲۱/۷۲ با دامنـه ۱۸ تـا ۵۴ و انحـراف استاندارد ۳/۸۳ بود. ضریب پایایی زیرمقیاسها و کل آزمون بدین شرح است: زیر مقیـاس بسـط حالـت هوشیاري۰/۷۵ =، تولید معناي شخصی۰/۷۵ =، آگاهی متعالی۰/۶۷ =، تفکـر انتقـادي وجـودي۰/۷۰= و ضریب پایایی کل آزمون ۰/۸۸ = که حاکی از پایایی مطلوب آزمون است.

یافتههای پژوهش

همانگونه که جدول نشان میدهد، خـودکنترلـی داراي بـالاترین میـانگین اسـت. در خـردهمقیاسهـاي هوش معنوي، بالاترین میانگین مربوط به خردهمقیاس تفکر انتقـادي وجـودي و در سـبکهاي اسـنادي مربوط به اسناد کلی موفقیت است.