.۱ مقدمه

رابطه سازمان و محیط، از جمله موضوعات مهم در تحقیقات سازمان و مدیریت بهشمارمیآید؛ زیرا هماهنگی با محیط و پاسخ به اقتضائات آن، سازمانها را به پرهیز از مخاطرات و کسب مزیت رقابتی رهنمون میسازد. به همین دلیل سازمانها براي کسب موفقیت باید علایم محیطی را مورد توجه قرار دهند و با بهکارگیري منابع و امکانات خود به شکلی مناسب به محیط پاسخ دهند. تغییرات عمیق محیط که از آن با عنوان “گسست محیطی” یاد میشود؛ از ویژگیهاي محیط است که سازمان را با چالش روبرو میسازد. نوآوريهاي فناورانه (Teece, 2007)، تغییرات فرهنگی و اجتماعی (Erez, 1986) و تغییرات محیط بین الملل از جمله اتحاد یا تجزیه کشورها (Doglus and Wind, 1987) از طریق ایجاد گسست محیطی موجب تهدید بقاي سازمان میشوند یا بالعکس، مسیري جدید پیش روي آن قرار

میدهند .(Dixit and Bhowmick, 2010)

رویارویی اثربخش با گسستهاي محیط مستلزم برخورداري از توان لازم براي پیشبینی، درك و تفسیر تغییرات محیطی (Hambrick et al., 1993) و نیازمند ابزاري براي پایش محیط و پردازش دادهها و اطلاعات حاصل از آن است. سیستم کنترل راهبردي، ابزاري براي ادراك محیط بهشمارمیآید که با بهرهگیري از ظرفیتهاي سازمان، امکان پایش و ادراك محیط را فراهم میآورد. این تحقیق با توجه به نظرات موجود در زمینه سامانه کنترل راهبردي به عنوان سازوکاري براي شناخت تحولات محیط، میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که یک سیستم کنترل راهبردي اثربخش براي رویارویی با شرایط گسست و ابهام محیطی از چه عناصري تشکیل شده است؟ براي پاسخ به این پرسش، سیستم کنترل راهبردي ارائه شده توسط لورانژ و همکاران۱ به عنوان ابزاري جامع براي پایش محیط در نقطه آغاز

۱٫ Lorange et al., 1986

الگویی براي کنترل راهبردي در شرایط گسست محیطی۵۵ /

تحلیل مدنظر قرار گرفت و تلاش شد بر مبناي دیدگاههاي تکمیلی قابل طرح در خصوص سیستم مذکور با رویکردي اکتشافی، الگویی مناسب براي کنترل راهبردي محیط در شرایط وقوع گسست ارائه شود.

این تحقیق به طور خاص بر شناسایی سامانه کنترل راهبردي مطلوب در سازمانهاي ارائهدهنده خدمات مالی (بانکها، بیمهها و شرکتهاي سرمایهگذاري) تمرکز دارد. زیرا این سازمانها با توجه به ماهیت فعالیت خود بیش از دیگر سازمانها در معرض اثرپذیري از گسستهاي محیطی قرار دارند. با جهانیشدن اقتصاد، راهبردهاي اقتصادي منطقهاي به سرعت ابعادي جهانی مییابند و عملکرد سازمانهاي مالی را در نقاط مختلف دستخوش نوسان میسازند. به عنوان نمونه در مورد این تغییرات ناگهانی، عمیق و فراگیر میتوان به تغییرات بازار مسکن آمریکا در سال ۲۰۰۷ اشاره کرد که به سرعت گسترش یافت و بازارهاي مالی و سرمایه را در نقاط مختلف جهان تحت تأثیر قرار داد (روحی دهبنه، .(۱۳۸۸ پیامدهاي این گسست بر اقتصاد ایران نیز اثر گذارد، به نحوي که طی سهماهه پاییز سال ۲۰۰۸ بورس ایران حدود ۳۰ میلیارد دلار از ارزش خود را از دست داد (حقی، .(۱۳۸۷ در کنار تغییرات اقتصاد جهانی، تحولاتی چون تغییرات شدید نرخ ارز و تغییرات سریع و ناگهانی قوانین (مانند آزادسازي یا بالعکس تعیین دستوري نرخ تعرفههاي بیمه یا سود بانکی) نیز از جمله تغییرات اقتصادي است که محیط کسبوکار سازمانهاي ارائهدهنده خدمات مالی را در کشور ما تحت تأثیر قرار داده و پایش محیط را براي این سازمانها به یک ضرورت بدل ساخته است.

.۲ پیشینه موضوع

.۲-۱ گسست محیطی و تطابق با آن

مفهوم گسست محیطی از دیدگاه هاي مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. برخی نظریهپردازان، گسست را مترادف نوآوري بنیادین و برخی دیگر آن را مترادف افزایش عدم اطمینان و پیچیدگی هاي محیطی می دانند .(Dixit and Bhowmick, 2010)

/ ۵۶ پژوهشنامه بیمه/ سال بیستونهم/ شماره /۱ بهار /۱۳۹۳ شماره مسلسل ۱۱۳

بهطورکلی، گسستها به تغییرات عمیق در ساختار صنعت و نیروهاي بازار منجر میشوند .(Lamont et al., 1993; Coughlan et al., 2003) از دیدگاه دیکسیت و بومیک۱ زمانی میتوان تحولی (در ابعاد فنی، نهادي، قانونی، فرهنگی و اقتصادي) را “گسست” نامید که این تحول، سازمان را از حمایت محیطی براي دسترسی به منابع یا فرصتها محروم سازد یا بالعکس یک تهدید یا محدودیت محیطی را از پیش روي سازمان بردارد.

در مفهوم “گسست”، پویایی محیطی نهفته است (Deeg, 2007)؛ زیرا وقوع هر گسست، محیط را متلاطم میسازد و منجر به عدم تعادل میان سازمان و محیط میشود .(Coughlan et al., 2003) در زمانگسست معمولاً مدیران آگاهی کمی نسبت به شرایط دارند. زیرا ویژگیهاي خاص یک گسست، ابعاد، شدت و مسیر اثرگذاري آن بر عوامل مختلف، براي مدیران و تصمیمگیران قابل شناسایی و پیشبینی نیست. بنابراین وقوع گسست، عدم اطمینان و پیچیدگی محیط را افزایش میدهد .(Kaplan et al., 2003) به علاوه، گسست موجب تغییر عمیق میزان منابع در دسترس می شود. به این ترتیب گسست، با ایجاد تغییر در پیچیدگی هاي محیط یا منابع در دسترس، بر ابعاد عدم اطمینان محیطی اثر میگذارد. بنابراین تشدید عدم اطمینان محیطی مهمترین نمود وقوع گسست محیطی است .(Dixit and Bhowmick, 2011)

.۲-۲ سیستم کنترل راهبردي

هر سازمان براي دستیابی به موفقیت و بقاء باید به طور مستمر براي پایش محیط خارجی و پاسخ گویی و تطابق با این محیط تلاش کند .(Phua , 2007) در برخورد با محیطهاي پر تلاطم، شناخت سازمان از عدم اطمینان محیطی تعیینکننده شدت تکانههایی است که سازمان بر اثر تغییرات محیط با آن رویارو میشود. بنابراین سازمان براي حفظ اثربخشی باید با استفاده از سازوکاري مناسب عوامل محیطی و میزان توان خود براي اثرگذاري بر این عوامل را تعیین کند .(Lorange, 1977) اما

۱٫ Dixit and Bhowmick, 2011

الگویی براي کنترل راهبردي در شرایط گسست محیطی۵۷ /

باید توجه داشت که محیط توسط افراد مختلف به شکلی متفاوت، ادراك میشود و آنچه به عنوان ویژگی محیط احساس میشود، “ادراك” تصمیمگیران از محیط است .(Nadkarni and Barr, 2008) تأکید بر “ادراك از محیط” به معناي نفی آن نیست؛ زیرا آنچه ادراك میشود ریشه در محیط دارد و با افزایش ابهام محیط، عدم اطمینان ادراكشده نیز افزایش مییابد .(Auster and Chun, 1993) در نهایت اما تصمیمگیران بر اساس چهارچوبهاي ذهنی خود محیط را وضع و تفسیر میکنند(.(Mckinley, 2011 این احتمال اما وجود دارد که اعضاء در پیگیري رخدادها و قضاوت در مورد آنها دچار خطا شوند. تمرکز بر وقایع اخیر و بیتوجهی به بازه زمانی گستردهتر، توجه به حوادث بزرگ و غفلت از وقایع به ظاهر کوچک، تکیه بر منطق خطی (غیر پیچیده) در تحلیل مسائل، از جمله این خطاهاست که منجر به بروز انحراف در ادراك سازمان از محیط می شود .(Levitt and March, 1988) رویارویی با این خطاها نیازمند به کارگیري ابزاري مناسب براي شناخت و پایش محیط است. سیستم کنترل راهبردي، ابزاري است که با فراهم آوردن امکان پایش و تحلیل وقایع، احتمال بروز خطا را کاهش می دهد (Lorange et al., 1986) و با افزایش حساسیت به تغییرات محیط موجب افزایش توان یادگیري و انطباق بیشتر سازمان با محیط می شود. به همین دلیل، در شرایط گسست محیطی، سیستم کنترل راهبردي می تواند سازمان را در درك محیط و تطابق با آن یاري دهد .(Lorange et al., 1986) در معرفی سیستم کنترل راهبردي باید به این نکته مهم اشاره کرد که در برخی رویکردهاي رایج (Bertlet, 1979; Ouchi, 1979; Schreyogg and Steinman, 1987; Muralidharan, 2004; Simons, 1991 & 1994) مقصود از کنترل راهبردي، فرایندي است که به کنترل میزان موفقیت سازمان در اجراي راهبردهاي خود میپردازد. در این فرایند معیارهایی براي ارزیابی هدفهاي راهبردي تعیین و عملکرد سازمان بر اساس این معیارها ارزیابی میشوند. در این مقاله اما مقصود از کنترل راهبردي، سازوکاري براي پایش فعالانه محیط و آگاهی از روندهاي پیشرو

/ ۵۸ پژوهشنامه بیمه/ سال بیستونهم/ شماره /۱ بهار /۱۳۹۳ شماره مسلسل ۱۱۳

است که سازمان را براي رویارویی با جهش هاي راهبردي آماده می سازد. در میان صاحبنظران مدیریت، لورانژ و همکاران۱ با این رویکرد به موضوع کنترل راهبردي محیط پرداخته و ابزارهاي اصلی براي اعمال کنترل را شناسایی و در چهارچوب سیستمی براي کنترل راهبردي عرضه کرده اند. ایشان بر این باورند که براي اجراي کنترل راهبردي، مدیران باید اهمیت متغیرهاي کلیدي محیط همچون کمبود منابع و پیچیدگی هاي اطلاعاتی را درك و سپس تأثیر این متغیرها بر فعالیت ها و واحدهاي مختلف را شناسایی کنند. این امر مستلزم تأمین ابزار کنترل راهبردي است که در کنار یکدیگر سیستم کنترل راهبردي را شکل می دهند (شکل.(۱ در ادامه اجزاء الگوي فوق براي کنترل جهش هاي راهبردي از دیدگاه لورانژ و همکاران بررسی شده است.

شکل.۱ سیستم کنترل راهبردي

ارزشها و هنجارها (فرهنگ) سیستم اطلاعاتی سازمان

کنترل راهبردي

کنترل تکانههاي راهبردي کنترل جهشهاي راهبردي

سیستم انگیزشی (مدیریت عملکرد) ساختار سازمان

(Lorange et al., 1986)

– ساختار سازمانی: مقصود ساختار و فرایندهاي رسمی و غیررسمی (اعم از دائمی

و موقت) است که بر جریان اطلاعات، فرایندهاي تصمیمگیري و شرح مسئولیتها اثر میگذارند. مدیر باید براي بهرهگیري از ظرفیتهاي ساختاري، نقشهاي مطابق با شرایط و ویژگیهاي سازمان تهیه کند. این نقشه شمایی از محیطی که سازمان در

۱٫ Lorange et al., 1986

الگویی براي کنترل راهبردي در شرایط گسست محیطی۵۹ /

آن قرار دارد، جایگاه خاص افراد و بخشهاي مختلف در برخورد با عوامل محیطی، عوامل کلیدي موفقیت و قوتها، ضعفها، باورها و ارزشهاي کارکنان سطوح مختلف را نشان میدهد.