مقدمه

حاشیۀ شمالی خلیج فارس و جلگههای بینالنهرین در امتداد آن و دامنههای جنوبی و جنوب غربی رشته کوههای زاگرس، سرزمینهای نسبتاً هموار نواری شکلی را در میان گرفتهاند که در طول تاریخ تمدن بشر، یکی از مناطق مهم استقرار و تردد بوده است. در زمان حکومت ساسانیان، فعالیتهای عمرانی فراوانی همچون ساخت شهرها در این منطقه صورت گرفته است. «شهر تیسفون، در جلگۀ بینالنهرین، تختگاه اصلی و اداری امپراتوری ساسانی بود» )فرای ۹۸۳۱، ۱۲۲( و در امتداد شمال غربی این باریکه قرار داشت )سامی ۵۵۳۱، ۴۲(. جهت قرارگیری درههای مابین کوههای زاگرس، اکثراً موازی این حاشیه بوده است و در نتیجه، راههای موازی در میان کوهها شکل گرفته است؛ از طرف دیگر، همین نوع قرارگیری درهها تعداد مسیرهای عمودی که مناطق مرکزی ایران را به حاشیۀ جنوبی کشور و خلیج فارس منتهی میکند، محدود کرده است. بهعبارت دیگر، تعداد مسیرهای کاروانرو که رشتهکوههای زاگرس را از سمت شمال به جنوب قطع میکردهاند، اندک و صعب العبور بودهاند.۱ یکی از این راهها که شهرهای استان فارس را به جنوب و یکی از مهمترین بنادر تاریخی ایران، یعنی بندر بوشهر متصل میکند، از کنار محلی میگذرد که شهر بیشاپور در آنجا قرار گرفته است )تصویر ۱(. از طرف دیگر، بیشاپور در مسیر اتصال شهر گور به تیسفون قرار داشت. بنابراین، میتوان گفت بیشاپور در تقاطع دو مسیر بسیار مهم در دورۀ پیدایش و حیات خود واقع شده بود. برای درک بهتر موقعیت و اهمیت تاریخی و جغرافیایی بیشاپور در نوار حاشیۀ جنوب و جنوب غربی زاگرس در دورۀ ساسانی، مروری کوتاه بر تاریخ شروع این سلسله با تکیه بر دیدگاه جغرافیایی ضروری است. خاستگاه ساسانیان شهر استخر است؛ این شهر در دشتهای کوهپایهای بخشهای جنوبی زاگرس واقع شده است. با وجود گذشت حدود پنج قرن از سقوط دولت هخامنشی، شواهدی همچون نسبتدادن ساسان به اعقاب خاندان هخامنشی )شیپمان ۰۹۹۱، ۲۱(، دال بر این موضوع است که حاکمان شهر استخر و مناطق اطراف آن، همچنان در فکر باززندهسازی حکومتی متمرکز و بر مبنای اصول مذهبی، به پیروی از هخامنشیان بودند )سامی ۴۵۳۱، ۲۱-۲(. جنگهای گسترده با پادشاه پارتی ایران در زمان اردشیر بابکان شدت گرفت و در نهایت، به انقراض سلسلۀ اشکانی در حدود سال ۴۲۲ میالدی انجامید )فرای ۹۸۳۱، ۰۲۲-۸۱۲(. ضعف حاکمیتی پارتیان در حاشیۀ جنوبی کوههای زاگرس باعث شد تا اردشیر به ساخت قلعۀ نظامی که امروزه به قلعهدختر معروف است، در نزدیکی شهر فیروزآباد کنونی دست بزند. «قلعهدختر اجتماع یک کاخ شکوهمند سلطنتی با استحکامات دفاعی است که از نظر سوق الجیشی، چنان درحد کمال هستند که نظیر آن را در سرتاسر تاریخ معماری بهدشواری میتوان دید » )هوف ۶۵۳۱، ۷۲( ساختار معماری قلعهدختر فیروزآباد نشان از آمادگی دفاعی در مقابل تهاجم نیروهایی فراتر از حاکمان محلی را داشت. در نزدیکی قلعه، در دشتهای جنوبی آن شهری ساخته شد )همان، ۷۱( که آن نیز به لحاظ فرم هندسی و خندق عظیم آن، نشاندهندۀ حالت دفاعی قابل توجهی بود. اردشیر پس از شکست حاکمان محلی، به گسترش حوزۀ حکومتی خود در نوار حاشیۀ جنوبی زاگرس پرداخت و سپس، تمام سرزمین و پایتخت ایران، تیسفون را در اواخر سال ۶۲۲ میالدی تسخیر کرد )شیپمان ۰۹۹۱، ۹۱(. بدین ترتیب، سلسلۀ ساسانیان بنیان نهاده شد. در زمان روی کار آمدن جانشین اردشیر، شاپور، تقریباً تمامی مدعیان حکومت در داخل، از میان رفته بودند و تنها مرزها به استحکامات دفاعی عظیم نیاز داشتند. در این دوره، نوار هاللیشکلی که بین خلیج فارس و کوههای زاگرس تا تیسفون امتداد داشت، عالوه بر اینکه شهرهایی همچون استخر و گور را به مهمترین مرکز سیاسی ایران، تیسفون مرتبط میکرد، مرز حاصلخیز بین ایران و همسایگان رومی و عرب بود. مجموع این عوامل باعث شد که این محدوده از کشور،

مورد توجه پادشاهان نخستین ساسانی قرار گیرد و شهرهای زیادی در آن ساخته شود.

رویکرد سلسلۀ ساسانیان به مقولۀ فعالیتهای عمرانی و ساختمانسازی، با دورههای قبلی متفاوت بود. تعداد شهرها، قلعهها، پلها و سدهای باقیمانده از این سلسله به نسبت دورۀ اشکانی، مؤید این موضوع است )شیپمان ۰۸۹۱، ۱۳۱-۵۲۱(. چندین شهر باستانی در ایران، بهخصوص در ناحیۀ جنوب غربی وجود دارند که ساخت آنها به دو پادشاه نخستین ساسانی، اردشیر و شاپور نسبت داده میشود. اطالعات کاملی از نحوه و تعداد شهرهای بنیانگذاری این دوره در دست نیست؛ ولی در محدودۀ اطالعات موجود دو شهر گور و بیشاپور بهترتیب، بهعنوان اصلیترین شهرهای دو پادشاه اردشیر و شاپور خوانده میشوند. آنچه در خصوص این دو شهر حائز اهمیت است، هندسۀ منظمی است که در شکل کلی و راستای خیابانهای آن در نظر گرفته شده است که نشان میدهد پیش از احداث آنها نقشههای دقیق طراحی شهر تهیه شده بودهاند. شهر دایرهای گور در زمینی هموار و کامالً آزاد، هندسهای کامالً متقارن و منظم دارد، درصورتیکه بیشاپور ترکیبی از هندسۀ منظم در کنار عوارض طبیعی همچون کوهها و رودخانه است. آنچه در این مقاله به آن پرداخته شده است، بررسی هندسۀ شهری و راستای خیابانهای آن در کنار تفکیک محلهها و فضاهای شهری است تا به الگوهای مورد نظر معماران ساسانی در بنیانگذاری شهر بیشاپور دست یابیم. نگاههای سطحی در بعضی از بررسیهای گذشته یا مطالعات متمرکز در یک نقطه از محوطۀ تاریخی، بدون توجه به کلیت طرح شهری، باعث سردرگمی شده و گاهی اظهارات قابل انتقادی از جمله ادعای الگوبرداری معماری بیشاپور از سرزمینهای مغلوب زمان شاپور را دارند که در این مقاله، به رفع برخی شبهات پرداخته شده است.

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۰۹

تصویر ۱: نقشۀ موقعیت قرارگیری مهمترین شهرهای اوایل دورۀ ساسانی

۱. سوابق پژوهشهای میدانی در حوزۀ شهرسازی بیشاپور

تالبوت رایس، اولین کروکی تهیهشده از شکل کلی شهر را در گزارشی به سال ۵۳۹۱ به چاپ رساند Talbot Rice) .(1963, 174 این نقشه دقت چندانی ندارد؛ با وجود این، نشاندهندۀ شاخصبودن بعضی اجزای شهری از جمله خندقها و تپههای عظیم باستانی بوده است. در این گزارش، برخی از ساختمانهای نمایان آن زمان و محدودۀ

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۱۰

شهر که در میان خندقها و رودخانه محصور است و همچنین دو گذری که همدیگر را در میانۀ شهر قطع میکنند، بهعنوان محورهای عبوری اصلی شهر توصیف شدهاند. برداشتهای رایس تنها براساس مشاهدات ظاهری شهر بوده و از دستگاههای نقشهبرداری یا حفاریهای باستانشناسی بهرهبرداری نکرده بود، بنابراین دارای نواقصی است. او متوجه موقعیت کلیدی ستونهای یادبود و معبد آناهیتا در طراحی شهری نشده و شبکۀ خطوط صاف و عمود برهم طراحی شهر را تشخیص نداده بود. با وجود این، در کمال شگفتی خطوط بیرونی شهر را شبیه به شهرهایی میداند که در دنیای هلنیستی و رومی میبینیم .(Ibid, 178) این تفکر در تحقیقات پژوهشگران غربی تداوم پیدا کرد. از سال ۵۳۹۱، گیرشمن بهعنوان اولین کسی که در این محوطه به حفاریهای باستانشناسی پرداخت،۲ دیدگاه جستوجوی ردپای معماری رومی در شهر ساسانی شاپور را پیگیری کرد )گیرشمن ۹۵۹۱، ۴۵-۱۵(. اولین نقشه نسبتاً دقیق بیشاپور به دست معمار گروه گیرشمن، آندره هاردی ترسیم شد )گیرشمن ۹۵۹۱، ۵۴(. در این نقشه، تپهها و دیگر عوارض زمین در کنار گذرها و بناهای مکشوفه ترسیم شدند. شایان ذکر است که گیرشمن و هاردی برای تقویت فرضیۀ خود که همان جستوجوی الگوی طراحی شهری هیپودام یونانی در بیشاپور بود، در ترسیم شبکۀ معابر شطرنجی شهر تا حدودی اغراق کردند. از طرف دیگر، آنچه در الیههای سطحی بیشتر نقاط شهر قابل برداشت است، مربوط به حدود قرن چهارم و پنجم هجری بوده و نمیتوان آن را بهطور قطعی، منطبق بر الیههای دورۀ ساسانی تلقی کنیم.۳ مرحلۀ دوم فعالیتهای پژوهشی میدانی در بیشاپور را محققان ایرانی و از سال ۷۴۳۱ آغاز کردند. علیاکبر سرفراز

سرپرست گروه کاوشهای باستانشناسی بیشاپور، به بازخوانی، مرمت و کشف آثار جدید پرداخت. یکی از مهمترین بخشهای پژوهش وی، کشف استحکاماتی شامل برج و باروهایی مستحکم در شمال نقطۀ تمرکز کاخهای ساسانی بود که بخشی از آن، با شبکۀ شطرنجی شهر همخوانی نداشت. با این حال، سرفراز نیز به طرح شطرنجی شهر اعتقاد دارد و آن را شامل دو خیابان اصلی و خیابانهای فرعی عمود برهم میداند. وی سازمان فضایی شهر را فاقد مرکزیت شاخص دانسته و سلسلهمراتب اجتماعی شهر را الگوی طراحی تلقی میکند که باعث تشکیل سازمان فضایی دو قطبی در بیشاپور شده است. وی ارگ حکومتی را قطب قوی و نواحی سکونتی را قطب ضعیف مینامد.۴ ادامۀ کاوشها در سال ۴۷۳۱، توسط محمد مهریار ادامه یافت. وی نگاهی متفاوت به محوطۀ بیشاپور داشت؛ بدین معنی که شناخت معماری و شهرسازی ساسانی بیشاپور را منوط به تجزیه و تحلیل الیههای قرون اسالمی میدانست که سطح شهر را پوشانده است )مهریار ۹۷۳۱، ۱۱(. با این نوع نگاه، بعضی از نظریاتی که در خصوص شهر ساسانی بیشاپور مسلم فرض میشد، مورد تردید قرار گرفت. وی اطمینان در وجود خیابان شرقی غربی شهر، بهخصوص در دورۀ ساسانی را مردود دانسته و چنین استدالل کرده است که در دو سمت این راه،۵ هیچگونه شاخص معماری آشکار نشده است که خیابانی را تعریف کند. در مقابل، خیابان شمالی جنوبی را بهعنوان محور اصلی شهر در دورۀ اسالمی معرفی کرده و بهدلیل همجواری آن با ستونهای یادبود و وجود پلی روی رودخانه در امتداد آن، امکان وجود خیابان ساسانی را در زیرالیههای اسالمی منتفی ندانسته است )همان، ۱۴-۰۴(. مهریار برای تعریف اندامهای شهری بیشاپور، کروکیهایی ارائه کرده که براساس تخمین تراکمهای ساختمانی ترسیم شدهاند )همان، ۴۵ و ۷۵(.

۲. مروری بر پیشینۀ هندسۀ شهری ساسانیان تا پیش از بنیان بیشاپور

در متون۶ آمده است که شهرهای زیادی در زمان ساسانیان بنیانگذاری شدند، با این حال، بهدلیل عدم وجود اطالعات میدانی دقیق و کافی، ادعای رسیدن به الگویی که شاخصۀ طراحی شهر در زمان ساسانیان باشد، مشکل است. گاهی آنچه بهعنوان معماری و شهرسازی یک دورۀ تاریخی نامگذاری میشود، لزوماً منطبق بر تحوالت سیاسی نیست؛ برای نمونه، قلعهدختر فیروزآباد را که مجموعهای ساسانی تلقی میشود، اردشیر بابکان در اواخر دورۀ اشکانی ساخته است. بهعبارت دیگر، تحوالت معماری متأثر از تغییر عوامل فرهنگی و دانش فنی است که بهمرور اتفاق افتاده و دقیقاً منطبق بر تغییرات سلسلههای حکومتی نبوده است. بنابراین، معماری منسوب به ساسانیان با به تخت نشستن اردشیر شروع نشده است و یک طیف زمانی را شامل میشود و میتوان گفت که تکوین سبک

معماری ساسانی قبل از شروع سلسله آغاز شده بود. سؤاالتی از این دست که آیا شهر گور شهری ساسانی است یا پارتی، میتواند با این دیدگاه توجیه شود.۷ برای شناخت معماری و شهر ساسانی، باید مروری بر خاستگاه ساسانیان، شهر استخر، داشته باشیم؛ هرچند ریشهای بسیار کهنتر دارد. شهر استخر در دامنههای جنوبی رشتهکوههای زاگرس و در نزدیکی آثار هخامنشی تخت جمشید است. شکل شهر در زمان بهوجودآمدن سلسلۀ ساسانی، آنچنان روشن نیست؛ ولی اگر آن را شهری بدانیم که بهعنوان خاستگاه ساسانیان میتوانسته است بر شهرسازی آتی تأثیرگذار باشد، میتوان نشانههایی را پیگیری کرد. اولین موضوع مورد توجه، موقعیت قرارگیری و جانمایی شهر است. شهر استخر در بین عوارض طبیعی رودخانه در شمال و کوه در جنوب محصور شده است. بهعبارت دیگر، استخر شهری است که از عوارض طبیعی برای محافظت از خود بهره جسته است؛ بنابراین، هندسۀ کلی شهر را تحت تأثیر فرم نامنظم آنها قرار داده است. از نظم هندسی احتمالی داخلی اطالعی در دست نیست.

دومین شهر مهمی که در تکوین معماری ساسانی نقش مهمی بازی میکند، شهر گور است که توسط اردشیر، بنیانگذار سلسلۀ ساسانی ساخته شده است .(Huff, 2005) بعضی اعتقاد دارند که این شهر نیز احتماالً پیش از تشکیل حکومت ساسانیان ساخته شده و متأثر از معماری دوره اشکانی است. همانطور که قبالً نیز اشاره شد، بدون توجه به اینکه این شهر دقیقاً در چه تاریخی طرحریزی شده است و فاصلۀ زمانی آن تا تاجگذاری اردشیر چقدر است، میتوان محتمل دانست که معماری و شهرسازی اولیۀ شهر گور متأثر از دورۀ پارتی باشد. در مطالعۀ سیر تحول معماری، ترسیم خطوط تفکیککنندۀ زمانیِ دقیق منطقی نیست.

اردشیر در ساخت شهر خود، الگویی متفاوت را نسبت به شهر اجدادی خود، استخر، بهکار برد. شهر گور را میتوان بهطور خالصه، شهری با فرم کامالً هندسی و بینیاز به عوارض طبیعی تعریف کرد )تصاویر ۲ و ۳(. این شهر در میان یک دشت هموار ساخته شده و فرم هندسی که برای آن انتخاب شده، دایرهای کامل با قطر دو کیلومتر است. این شهر برای تأمین امنیت کمترین بهرهبرداری را از عوارض طبیعی کرده و در عوض، خندقی به دور شهر حفر شده است که متقارنترین شکل ممکن یعنی دایرهایشکل است. دایره تنها شکل هندسی است که تمام نقاط محیطی آن نقاط قوت و ضعف یکسانی دارند .(Ibid)

تراکم آوار بهجایمانده در شهر گور نشان میدهد که مرکز دایره، که احتماالً حصارهای جداگانهای نیز داشتهاند، اهمیت بیشتری از لحاظ سلسلهمراتب شهری و تفکیک محلهها داشته است. نقطۀ اوج طراحی شهر گور در مرکز دایره است. در این نقطه، بقایای سازهای مرتفع دیده میشود که از دوردستها قابل مشاهده است.

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۱۱

تصویر ۲: عکس ماهوارهای شهر استخر )۲۰۱۴ ,google earth(

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۱۲

تصویر ۳: عکس ماهوارهای شهر گور )۲۰۱۴ ,google earth(

۳. موقعیت تاریخی و جغرافیایی بیشاپور

شاپور بین سالهای ۰۴۲ تا ۳۴۲ میالدی، بهعنوان دومین پادشاه ساسانی و جانشین پدرش اردشیر بر تخت نشست )فرای ۹۸۳۱، ۰۲۲(. پس از روی کار آمدن شاپور، تقریباً هیچ مدعی حکومتی در سرزمینهای فالت ایران باقی نمانده بود و مرزهای مورد تهدید دشمنان خارجی با منطقهای که بیشاپور در آنجا ساخته شد، فاصلۀ بسیار زیادی داشت. این موضوع از نظر طرح اولیۀ شهر بسیار حائز اهمیت است؛ برای مثال، قلعهدختر فیروزآباد که توسط اردشیر بهمنظور آمادگی برای تقابل با سلسلۀ اشکانی ساخته شده بود، از لحاظ استحکامات نظامی قابل مقایسه با قلعهدختر بیشاپور نبود. سازندگان شهر بیشاپور در طراحی کالبد و شکل کلی شهر نیز، به ساخت یک شهر که مهیای جنگی عظیم و قریب الوقوع باشد، نیازی نداشتند.