مایلم در سی دقیقة آینده به این موارد بپردازم:

کمی دربارة نیاز به محصوالت آسانخوان صحبت خواهم کرد. سپس به تجربة کار با این متون در کشـور سوئد میپردازم و صحبت خود را با بحث دربارة فرایند ویراستاری برای آسانفهم کردن یک متن و این سؤال ادامه میدهم که آیا امکان یکپارچه کردن نیازهای گروههای مختلف وجود دارد یا خیر. همچنین مایلم در این فرصت به نکتههایی در زمینة نیاز به اخبار و اطالعات آسانخوان دربارة جامعه ـ به طور کلیـ اشـاره کنم. در پایان، دربارة بازاریابی و مباحث اقتصادی انتشـار آسانخوان صحبت خواهم کرد.

آسانخوان چیست؟

الزم اسـت ابتدا مفهومی را روشـن کنیم. آسـانخوان چیسـت؟ هنگامی که دربارة آسانخوان )آنچه بهآسانی خوانده میشود( صحبت میکنیم آنچه حقیقتاً منظور ماست آسانفهم )آنچه به آسانی فهمیده میشود( است. درک معنی واژهها کافی نیست. خواندن باید به دریافت اطالعات و ـ مهمتر از همه ـ به تجربهای منجر شـود که اندیشـه را نیز به حرکت درآورد و باعث تحریک تخیل شود.

آیا نیازی به آسانخوانها وجود دارد؟

بله. من حتی تا آنجا پیش خواهم رفت که ادعا کنم این یک حق دموکراتیک است که هر کس باید به فرهنگ، ادبیات، و اطالعات دسترسی داشته باشد؛ آن هم به شکلی قابل درک.
توانایی خواندن به صورت مستقل به معنای میزان قابل توجهی اعتمادبهنفس و فراهم کردن امکان گسترش نگاه انسانها به دنیا برای پیشبرد و هدایت زندگیشان خواهد بود.

۴۸

زمستان۹۲و بهار۹۳ شماره ۱۱ و ۱۲

انتشارات آسانخوان در سوئد

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

متون آسانخوان

آیا کتابهای آسانخوان متون واقعی هستند؟

شاید برخی اینگونه نیندیشند. ممکن اسـت عدهای محصوالت آسانخوان را ضعیفشده و سادهشـده تلقی کنند. شـاید این گروه حس کنند عادت دادن مردم به متون سادهشده به جای تشویق آنها به یادگیری شیوة خواندن کتابهای «واقعی» و در نتیجه هماهنگ شدن با جامعه ایدة چندان جالبی نیست؛ اما برخی معلولیتهایی دارند و نمیتوانند بهآسانی متون را مطالعه کنند. اگر کتابهای آسانخوان نبودند، این افراد از بخش بزرگی از میراث فرهنگی مشترک انسانی محروم میشدند.

برای دیگران، مثالً آنهایی که عادت به خواندن ندارند، متون آسانخوان میتواند گشایندة افقی نو باشد. متون آسانخوان میتوانند شور و عالقه را تحریک کنند، باعث ایجاد اعتمادبهنفس شوند، و فرصتی برای بهبود مهارتهای خواندن فراهم آورند.

ادعا میکنم کتابهای آسانخوان میتوانند راه بسیار خوبی برای کسب تجربه، لذت، و هیجان ادبی باشند. کتابهای آسانخوان باید دستکم به دنبال یکپارچه کردن نیازهای مربوط به سادگی و قابل فهم بودن، به کمک تفسیر ادبی و ویژگی هنری، باشند.

مایلم انتشار محصوالت آسانخوان را یک گونة خاص تلقی کنم که باید با توجه به شایستگیهای خودش داوری شود. چه کسی میتواند از خواندن محصوالت آسانخوان لذت ببرد؟ گروههای هدف کدامها هستند؟

تخمین میزنیم که در سوئد سیصدهزار تا پانصدهزار نفر میتوانند از محصوالت آسانخوان بهرهمند شوند. آنها کسانی هستند که خواندن و فهمیدن روزنامهها و کتابهای عادی برایشان دشوار است. این گروه بین چهار تا شش درصد جمعیت را تشکیل میدهند. همچنین افرادی که معلولیت خواندن دارند و نیز کسانی که به دالیل دیگری توانایی محدودی در خواندن دارند جزء این گروهاند.

۴۹

زمستان۹۲و بهار۹۳ شماره ۱۱ و ۱۲

انتشارات آسانخوان در سوئد

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

گروههای زیر را بین گروههای هدف میگنجانیم:

کسانی که معلولیت ذهنی دارند )یادگیری برای آنها سخت است و در فهمیدن مشکل دارند(؛

مبتالیان به آفازی(۴قربانیان سکته که توانایی زبانی خود را از دست دادهاند(؛

ناشنوایان مادرزاد )که زبان اشاره زبان نخست آنهاست و از این رو توانایی خواندن آنها محدود است(؛ مبتالیان به خواندنپریشی(۵کسانی که خواندن و نوشتن برایشان دشوار است(؛

افراد مسن )افراد نسبتاً سالخورده(.

همچنین خوانندگانی که آموزش ندیدهاند؛ مانند:

کسانی که تحصیالت باالیی ندارند؛

افرادی که مشکالت اجتماعی دارند؛

مهاجران؛

تا حدودی محصالن.

چگونه میتوان نیازهای گروههای مختلف را رفع کرد؟ آیا میتوان نیازهای گروههای مختلف را یکپارچه کرد؟

بنا بر آنچه گفته شد، کتابهای آسانخوان چندین گروه هدف دارند که توانایی خواندن آنها محدود است.

آیا حقیقتاً میتوان نیازهای گروهای مختلف را یکپارچه کرد؟ این پرسشی است که دربارهاش بسیار بحث شده است. ما چگونه به این پرسش در سوئد پاسخ دادهایم؟ البته نویسنده باید خواننده را در ذهن خود تصور کند. طبیعتاً تفاوتهایی بین انواع گوناگون معلولیت وجود دارد. اما آنچه ما بدان دست یافتهایم این است که یکپارچه کردن این گروهها مفیدتر از جدا کردنشان است.

۵۰

زمستان۹۲و بهار۹۳ شماره ۱۱ و ۱۲

انتشارات آسانخوان در سوئد

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

معلـوالن ذهنی را گروهـی اصلی در نظر میگیریم. ابتدا، آنهایی را که معلولیتهای کم تا متوسط دارند مد نظر داریم. معلوالن ذهنی گروهی را تشکیل میدهند که بیشترین مشکل را در خواندن دارند و بیش از همة گروهها از تجربههای فرهنگی محروماند.

در ویرایش اهمیت ویژهای برای معلوالن ذهنی قائلیم؛ اما این سخن به آن معنا نیست که از دیگر گروهها غلفت میشود. خوانندگان در بسیاری از گروههای دیگر یافت میشوند. اگر خواندن را برای معلوالن ذهنی آسانتر کنیم، به طور کلی آن را برای دیگر گروهها نیز تسهیل کردهایم.

سطوح دشواری

محصوالت آسانخوان به یک سطح محدود نیستند. نوشتههای آسانخوان برای سطوح متفاوتی مورد نیازند. میان گروههایی که کمتوانی خواندن دارند نیز تفاوتهایی در توانایی خواندن وجود دارد. به خاطر داشته باشید معلوالن ذهنی گروهی همگن نیستند، بلکه طیفی وسیعاند؛ از افرادی که وضعیت حادی دارند تا کسانی که از هوش معمولی برخوردارند.
این امر مشخصة انتشارات نیز هست. خواندن کتابهای آسانخوان از خواندن سایر کتابها سادهتر است؛ اما سطح دشواری و همچنین محتوای کتابهای آسانخوان با هم تفاوت دارد. ما انواع کتابها را منتشر کردهایم؛ از کتابهای بسیار سادة مصور مخصوص افرادی که تواناییهای خواندن بسیار محدودی دارند تا بازنویسیهایی از آثار کالسیک که به سطح خاصی از مهارت خواندن نیازمندند. ما محصوالتی آزمایشی برای افرادی با معلولیت ذهنی شدید هم تولید کردهایم.

بحثهایی در این مورد وجود دارد که کتابها باید بر اساس سطح دشواری مشخص شوند تا به خوانندگان در یافتن کتاب مناسب کمک کنند. اما ما به این نتیجه رسیدهایم که این کار ممکن است باعث سردرگمی بیشتر شود و نوعی زیادهروی در راهنمایی باشد.

۵۱

زمستان۹۲و بهار۹۳ شماره ۱۱ و ۱۲

انتشارات آسانخوان در سوئد

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

همانگونه که عرض کردم، تفاوتهای فردی ممکن اسـت بسـیار مهم باشـد و سطحی از محصوالت خواندنی، که خواننده میتواند درکش کند، تا حدود زیادی به کمک عالقة او به موضوع مورد نظر تعیین میشود. تصمیم گرفتهایم، به جای مشخص کردن سطح دشواری، بر توصیف پشت جلد کتاب تأکید کنیم و کتابها را به طور خاص در کاتالوگها و امثال آن معرفی و تشریح کنیم.

قابل فهم بودن و ادراک

راستی درخواستهای منطقیدربارة قابل فهم بودن کداماند و ما از خواندن چه منظوری داریم؟ ماهیـت خواندن ممکن اسـت واضح به نظر برسـد؛ اما، همانگونه کـه گفتیم، خواندن فقط رمزگشـایی واژها نیسـت. عالقه و درگیر شدن هنگام خواندن یک داستان دو عنصر بسیار مهماند. کسی که عالقة زیادی به ماشینها و موتورشان دارد، میتواند بهرغم معلولیت خواندن حتی مقاالت

نسبتاً پیچیدة فنی را به طور کلی بخواند و درک کند.

اما آیا خواندن صرفاً به معنای «بهتنهایی خواندن» است؟ افرادی که معلولیتهای شدید خواندن دارند ممکن است از خواندن تنهایی یک کتاب مطلب چندانی دستگیرشان نشود. اما بلند خواندن یک کتاب آسانخوان در یک گروه میتواند تجربهای فرهنگی باشد؛ بهویژه خواندن همراه دیگران، بهمنزلة گونهای سـاده از گذران وقت به طور مشـترک، اهمیت بسـیاری دارد؛ مثالًدر یک مؤسسه. همچنین این فعالیت میتواند فرصتی برای خواندن کتابهای کمی دشوارتر باشد که همچنان برای کسانی که معلولیتهای شدید دارند سودمند است. حتی اگر کسی صددرصد آنچه را خوانده میشود درک نکند، خودِ زمانی که صرف خواندن میشود میتواند برایش بسیار دلپذیر باشد. شواهد گوناگونی این موضوع را تأیید میکنند.

پژوهشها در زندگی روزمرة معلوالن ذهنی در مؤسسـهها یا آپارتمانهایی که این افراد به طور گروهی در آنها زندگی میکنند نشان دادهاند پرسنل این مکانها بهندرت احتمال میدهند که

۵۲

زمستان۹۲و بهار۹۳ شماره ۱۱ و ۱۲

انتشارات آسانخوان در سوئد

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

روزنامهها و کتابها میتواند برای این افراد مفید باشد. در آزمایشهایی که در آنها کتابها تقسیم و زمان خواندن از پیش تنظیم میشد نتایج به طور شگفتآوری مثبت بود. در بیشتر حالتها، کتابها به یک دارایی ارزشمند تبدیل شدند. افراد بیشتری از آنچه تصور میشد میتوانستند بخوانند و بسیاری دانشی بیشتر از آنچه انتظار میرفت داشتند.

حوزههایعالقهمندی

افرادی که معلولیت خواندن دارند دوست دارند چه بخوانند؟

شاید پاسخ این پرسش کمی ساده باشد: همان چیزهایی که دیگران به آنها عالقه دارند؛ مثالً معلوالن همانقدر به عشـق و هیجان عالقهمندند که انسانهای عادی. اما آنچه میدانیم این است که بزرگساالن مایلاند دربارة موضوعات مربوط به خودشان مطلب بخوانند. کتابهای آسانخوان باید متناسب با سن افراد باشند.

انتشار کتابهای آسانخوان در سوئد در دورهای آغاز شد که درگیری اجتماعی شدیدی وجود داشت؛ در زمانی که افرادی با همتی بلند قصد کردند متونی را برای کسانی که کمتوانی خواندن دارند فراهم کنند. باید اعتراف کرد این تالش منجر به انتشار کتابهایی فوقالعاده اما کمی کسالتآور شد. اثر این تالش مدت زیادی باقی ماند. پس نیازی نیسـت محصوالتْ بسیار آموزنده یا خیلی فرهنگی باشند. عالوه بر آثار ادبی کالسیک خوب، به کتابهای سرگرمکننده و قابل فهم هم نیاز داریم.